تیوال فیلم استراحت مطلق
S2 : 23:35:02
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان
: عبدالرضا کاهانی
: عبدالرضا کاهانی - سعید قطبی زاده
: ترانه علیدوستی، بابک حمیدیان، رضا عطاران، مجید صالحی، فریده فرامرزی، امیرشهاب رضویان، علی میلانی، سعید عطاییان، صفر محمدی، امیر قطبی، پانته آدانا پیام، مهرداد لواسانی
: عبدالرضا کاهانی
: شیما منفرد
: ابراهیم اشرفی، معین رضا مطلبی
: ناصر انتظاری
: علی علویان
: سعید خانی
: سعید ملکان
: سهیل بیرقی
: کامران حجازی
: بهمن نادیاب
: امید جزینی
: سینا قویدل
: جواد سلیمانی
: محمد کارت
: ابوالفضل کاهانی، بهرنگ حسامی
: ندا قایدی
: مریم تخت کشیان

گزارش تصویری تیوال از اکران خیریه فیلم استراحت مطلق / عکاس: یاسمن ظهور طلب

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران فیلم استراحت مطلق در پردیس چارسو / عکاس: سجاد احمدی مجد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی آوای تیوال برای فیلم استراحت مطلق / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی فیلم استراحت مطلق / عکاس: ستاره سرداری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران ویژه فیلم استراحت مطلق / عکاس: یاسمن ظهور طلب

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم استراحت مطلق / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اکران ویژه فیلم "استراحت مطلق" با حضور عوامل

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
استراحت مطلق فیلمی که تعریفش را خیلی شنیدم-با شروع شدن فیلم و طرز راه رفتن سمیرا کاملا مشخص بود در عبور از خیابان اتفاقی خواهد افتاد و با صدای ترمز ماشین، هیچ شوکی به بنده وارد نشد زیرا کاملا قابل پیش بینی بود. در ابتدای فیلم و برخورد سمیرا و حامد و درگیری لفظی این دو در ترمینال مشخص شد که با یک فیلم تلخ همراه هستیم فیلمی که باز ورود و باز کردن مشکلات شهرستانی ها به تهران را به تصویر میکشد. اما ای کاش در لحظه ای از فیلم می توانستیم به گذشته حامد و سمیرا پی ببریم تا اینکه فقط حدس بزنیم ...
اما رضوان و داوود زن و شوهری در دنیای واقعی که نمی دانم و هنوز درک نمیکنم حمام رفتن داوود به این شکل که به تصویر کشیده شد چه ضرورتی داشت . تنها جوابی که به ذهنم رسید آن است که فقط برای متفاوت کردن فیلم با سایرین تصویر برداری شد که جای تعجب داشت.
بازی بسیار عالی مجید ... دیدن ادامه » صالحی در این فیلم شاید تنها حس خوبی بود که از این فیلم گرفته شد یک بازی ساده در عین فرو رفتگی بازیگر در نقش اصلی داستان که جای هیچ ایرادی را نگذاشت
در کل استراحت مطلق یک فیلم با مضمون تکراری و قابل پیشگویی بود که سعی بسیار زیاد داشت که مخاطب را میخ کوب کند اما به عقیده بنده نتوانست وحتی همان طور که از اسم فیلم برداشت میشود مرگ سمیرا و خلاص شدن از مشکلات روزمره به نوعی استراحت مطلق را در ذهن تداعی می کند که برای کسی که فرزندی دارد و حداقل سرمایه گذاری سمیرا در بازار ضرری سنگین برای وی در بر نداشته است جای نقد منفی بسیار دارد...
به نظرم شاید اشکال از تدوین فیلم هم بود که تا حد زیادی مخاطب رو گیج میکرد که اصلا این فیلم نامه چی میخواد بگه!
۲۱ آبان ۱۳۹۴
آره دقیقا-گیج شدن ش را کاملا موافق هستم:)
۲۸ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** تماشای گروهی اکران خیریه فیلم استراحت مطلق **

تیوال از کاربران عزیزش دعوت می کند به صورت گروهی به تماشای اکران خیریه فیلم "استراحت مطلق" بنشینند. به عنوان قدردانی از این حرکت خیر تماشاگران این اکران یک بلیت هدیه اکران خصوصی "قندون جهیزیه" که به زودی از سوی تیوال اجرا خواهد شد، دریافت خواهند کرد.

زمان: یکشنبه 27 اردیبهشت ساعت 20
مکان: سینما کورش

خرید بلیت:
http://www.tiwall.com/store/esterahatmotlagh
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دلم نچسبید زیاد!!...
از اون فیلما بود که آخرش از خودم پرسیدم "خب که چی؟؟"
شاید دلیل اصلیش این بود که تکلیفت با شخصیت اصلی فیلم معلوم نبود!!! چون نمی دونستی باید چه حسی داشته باشی به شخصیت اصلی فیلم!!!...یا اصلا درک نمی کردی اون صحنه های چندش لختی واسه چی بود؟!! یا اگه قراره تو یه صحنه دیالوگها سانسور شه، اصلا چرا باید اون صحنه باشه؟!...اصلا درک نمی کردی که چرا سمیرا باید این همه سختی رو تحمل کنه واسه اینکه رسیور بفروشه؟! خب طرف می فروخت بعد پول رو می فرستاد براش!!!...بودن سمیرا واقعا چه تاثیری داشت ؟!؟!...
کلا یه جوری بد بود فیلم!!!
فقط بازی ترانه علیدوستی رو دوست داشتم!!همین!!
میگم واقعا اینقد واجب بود دیدن لخت آقای عطاران به همراه همسر در حمام که برای نقش مقابل از همسر ایشون استفاده شد؟!؟!...واسه اینکه با لخت آقای عطاران بره تو حموم؟!!؟یا واسه اینکه ... دیدن ادامه » با پا بره رو ایشون؟!!؟
به غیر از قسمت بازی خانم علیدوستی، با شما مهرداد (و نه مهراد :) ) جان موافقم کاملن منم دقیقن نسبت به خیلی از صحنه ها با خودم گفتم خب که چی؟
اما کلن این خب که چی در خیلی از کارهای آقای کاهانی هست که قشنگه اما این یکی به جز چند تا بازی خوب چیز دیگه ای نداشت واقعن
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به نظرم در مجموع فیلم خوبی بود، اثری ماندگار و فراموش نشدنی برام نیست اما خوب بود مخصوصا در مقایسه با بقیه فیلمهای در حال اکران
اما بیشتر از خود فیلم، نظر دوستان برام جالب بود
به نظرم همه خیلی معمولی بودند. و البته چیزی که توی نقدها به نظرم رسید که کمتر بهش توجه شده بازه زمانی داستان بود. روز اول بنگاه املاک گفت ده روز بعد خونه خالی میشه و سمیرا قبول نکرد و قرار شد سه/ چهار روزه خونه تخلیه بشه. یعنی کل داستان در کمتر از یک هفته اتفاق می افته.
یک نفر می پذیره که چند روز بچه اش پیش خواهرش باشه و میره یک شهر دیگه خونه میگیره و پول جور میکنه و بعد که برمیگرده تا همراه بچه اش زندگی کمی بهتری رو شروع کنه تصادف میکنه!
اینو نوشتم چون اکثر دوستان این مساله رو خیلی پیچیده تفسیر کرده بودند(فراموش کردن بچه، تغییر اساسی سمیه ..)
همه چیز خیلی معمولی بود. سمیه ... دیدن ادامه » آدم با اراده ای بود اما وقتی از خونه رضوان اومد بیرون رفت پیش آقای سبیل. من این کار رو تخطئه نمیکنم اما میگم سمیه یک آدم خوب معمولی بود و کارگردان به زیبایی صحنه هایی رو خلق کرده بود که بتونیم شخصیتها رو کمی سیاهتر یا کمی سفیدتر فرض کنیم مثلا از چایی خوردن سمیه و سبیل و اینکه گفت چند ساعت وقت داره میتونیم نتیجه بگیریم که دوستی خاصی برقراره و حتی تعبیر کنیم که شاید قبل از جدایی سمیه هم این رابطه وجود داشته و ... و در کنارش امتناع سمیه از رفتن به آپارتمان سبیل میتونه معرف تلاش یک زن برای حفظ همزمان شغل و پاکدامنی اش (از این لغت خوشم نمیاد ولی لغت بهتری به ذهنم نرسید) باشه.
ازدواج آدمهایی که مثل هم نیستند و حتی بچه دارشدنشون و یا بچه نداشتن عطاران و همسرش هرچند شاید منطقی نباشه اما کاملا عادی هست.
و البته نکته دردناک فیلم همین بود!
آدمهایی که براشون دل میسوزوندیم یا ازشون بدمون میومد و به هر حال دوست نداشتیم مثل اونها یا جای اونها باشیم خیلی خیلی معمولی بودند.
شاید اگر نگاه کاهانی به زندگی هرکدوم از ما می افتاد از مردن ما هم خوشحال میشد( در مصاحبه اش میگه؛ من که از مردن سمیه خوشحال شدم!)
استراحت مطلق...فضای ابزورد گونه آثار بکت.. و درماندگی و درماندگی و درماندگی شخصیت‌ها...
بعد هم اینکه زیاد احساس خشونت علیه زنان و شعارهایی از این قبیل نکردم.من بیشتر درماندگی ما آدم ها رو حس کردم. ما ایرانیایی که تکلیفمون هیچ جا با خودمون مشخص نیست.
چون فرهنگمون نه سنتی هست و نه کاملن مدرن.یه سری چیزها رو میخواهیم ولی حاضر نیستیم هزینه ش رو بپردازیم و تاوانشو بدیم و جذابیت فیلم هم برای من نشون دادن همین نکته بود. این که حس میکردم هیچ نکته غیر واقعی وجود نداره و همه چیز همینجوری هست که باید باشه. هر چند با پایان فیلم موافق نبودم.
سمیرا،داوود،رضوان و حمید همه و همه شخصیت های خاکستری هستن که توی پوچی زندگی معلقن.و مدام توی این باتلاق بیشتر فرومیرن.همشون بخشی از ما هستن،مبارزه،جنگیدن ها،سودجویی ها،حسادت ها و خشم ها...
به نظر من کاهانی فرزند زمانه ... دیدن ادامه » ی خودشه.همین که بی اغراق روی شخصیت حقیقی آدم ها دست میذاره و بیننده رو با خودش همراه میکنه قابل تقدیره.فیلم وظیفه ش راه حل دادن نیست.راه حل رو به اندازه ی کافی از کانال های مختلف دریافت میکنیم.استراحت مطلق منو یاد این جمله ی کاوه گلستان میندازه:
(من می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشه‌دار کند و به خطر بیاندازد. می‌توانی نگاه نکنی، می‌توانی خاموش کنی، می‌توانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتل‌ها، اما نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری، ‌هیچ کس نمی‌تواند.)
در این روزهای گرانی ناجوانمردانه ی بیلیت، سینما سپیده ی محبوب و محجور و همیشه نیم بها رو به قشر مظلوم دانشجو توصیه میکنم :)
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
نازنین جان نقد و بررسی عالی و دوست داشتنی برای فیلم دوست داشتنی.ولی نازنین جان و مژگان جان اگر هم بلیط تیاتر و سینما گران باشه می ارزه
۳۰ فروردین ۱۳۹۴
دوست عزیز معلومه که می‌ارزه :)
ولی این مسئله مانع از این نیست که نسبت به گرون شدن واکنش نشون ندیم...
سینما سپیده رو هم واسه این گفتم که فاز خیلی خوبی داره و خیلی دنج و خلوته :)
۳۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** فراخوان نقد تیوال برای فیلم استراحت مطلق **
مجموعه آوای تیوال در نظر دارد گفتگویی ویژه با جناب آقای عبدالرضا کاهانی کارگردان فیلم استراحت مطلق داشته‌باشد.
در این راستا از سوی گروه محترم این فیلم و تیوال، همه تماشاگران عزیز دعوت می شوید پرسش‌ها و نقدهای خود را برای طرح‌شدن در این گفتگو تا پایان فروردین ماه برای ما پای همین دیوار نوشته بنویسید.
فیلمی که می توانست به یکی از فیلمهای درخشان کارنامه ی کاهانی تبدیل شود...

اول از صحنه های تصادف در اول و آخر فیلم بگویم که بسیار هوشمندانه بودند؛ تصادف یک زن که با وجود ضربه ی ناگهانی ای که در همان ابتدای فیلم به تماشاگر می زند ولی هیچ حسی در او برنمی ... دیدن ادامه » انگیزد که بسیار طبیعی است (مردن زنی که قصه اش را نمیدانیم، مساله اش را نمیدانیم و برایمان خاص نشده است، اهمیتی ندارد) و در پایان فیلم، با این حال که دوربین صحنه ی تکان دهنده ی تصادف را که قبلا تماشاگر دیده است نشان نمی دهد و فقط صدای آن شنیده می شود، او را تحت تاثیر قرار می دهد و به صورت کاملا غیر طبیعی، به جای اینکه از مرگ زن ناراحت شود نوعی حس خشنودی و آرامش به او دست می دهد؛ گویی زن درمانده و نگون بخت قصه با مرگش به استراحتی مطلق و ابدی فرو می رود. زنی که با ورودش به تهران وارد زندگی چندین نفر می شود که هر کدام درعین حال که به او لطفی می کنند می خواهند به نوعی از او استفاده کنند و شوهر سابقش هم مدام او را تهدید می کند و برایش مزاحمت ایجاد می کند و درنهایت با مرگش از زندگی آنها خارج می شود؛ خارج شدنی که گویا برای هیچکدام اهمیتی ندارد همانطور که در سکانس پایانی فیلم همه ی آنها را در حال گذران زندگی طبیعی خود می بینیم.
مشکل اصلی فیلم، رابطه ی کم و عادی شخصیت اصلی با شخصیتهای دیگر به دور از هر گونه پیچیدگی است ( که البته در همه ی فیلمهای کاهانی دیده می شود و انگار او اعتقادی به روابط پیچیده ی انسانها ندارد و همه چیز را معمولی برگزار می کند) و گرفتاری هایی که به واسطه ی آنها برایش ایجاد می شود، در نهایت زنی به آخر خط رسیده و درمانده نمی دهد. به قول یکی از دوستان اگر فیلم را به ساندویچی تشبیه کنیم، مزه سسش بیشتر از مخلفاتش احساس می شود چون بیش از حد به آن سس زده شده است. زمان فیلم 75 دقیقه است که بسیار پایین تر از حد استاندارد است و در همین زمان اندک، کارگردان به جای اینکه بیشتر به روابط شخصیت اصلی با دیگران بپردازد به نشان دادن صحنه هایی از شخصیتهای فرعی از جمله حمام رفتن عطاران، بازی فوتبال و مصرف مواد که به ظاهر برای تماشاگر جذاب هستند( سس اضافی) ولی هیچ کارکردی در روند داستان ندارند، می پردازد ( در مورد مثال آخر، خنده های بلند، بد صوت، ادامه دار و بسیار اعصاب خورد کن سه چهار نفر معلوم الحال در سالن سینما به نشانه ی اینکه ما هم مصرف این نوع مواد را تجربه کرده ایم و از فازش با خبریم، موید گفته ام می باشد) که اگر اینگونه نبود مزه ی گاز آخر از این ساندویچ بسیار به یاد ماندنی تر از این میشد.
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
می‌خواستم بدونم این ایده که تصادف رو اول نشون بدیم
از خودِ آقای کاهانی بوده
یا آقای قطبی‌زاده
یا توی جلسه‌های جمعی‌شون به این نتیجه رسیدن؟
چون به نظرم تنها قسمت فیلمه که ربطی به سینمای کاهانی نداره.
اگه ممکنه یه توضیحاتی هم آقای کاهانی در مورد نوشتن مشترک بدن
به چه صورتی و با چه تقسیم وظایفی این کار انجام می‌شه؟

و یه سؤال بی‌ربط:
"وقت ... دیدن ادامه » داریم حالا" اکران می‌شه
اگه نه
کی می‌شه dvdش رو تهیه کرد؟

مرسی بابت این حرکت خوب.

manimoon..
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
آوای تیوال گفتگو با عبدالرضا کاهانی کی در سایت بارگذاری می شود؟
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر بخواهم چکیده حرف فیلمساز را از دریچه نگاه خود بیان کنم، خواهم گفت : هیاهوی بسیار برای هیچ.
این تفسیر تنها مخصوص استراحت مطلق نیست بلکه بیانیه همه آثار کاهانی است.
استراحت مطلق از سوی دیگر تعبیر رهایی از همه رنجها و دل مشغولی های انسان با پایان پذیرفتن حیات زمینی اوست.آنچه در این اثر شاهدیم ترکیبی از کاراکترهایی در موقعیتهای مختلف نسبت به هم است که یکی مثبت و دیگری منفی جلوه می کند لکن آنچه باید دیده شود اینست که پایان، همیشه همان است.دانستن این مهم، شاید تلنگری باشد برای انسان ؛ انسانی که همه عمر سعی در ستیز با هم نوع خود برای کسب آنچه از او دریغ شده یا حقی که ضایع شده دارد، چه به آن دست یابد( حال به حق باشد یا ناحق ) چه نه، فقدانش اثری بر جریان حیات دیگران نخواهد داشت؛ گویی گلوله ای از گردش در حلقه حیات خارج می شود ولی چرخش ادامه دارد.
کاهانی ... دیدن ادامه » در آغاز فیلم، مرگ کاراکتر زن اصلی را به ما نشان می دهد آن هم با پوچ ترین نوع آن، تصادف ولی ما با اینکه به این نتیجه واقفیم، باز با داستان او همراه می شویم جانب او را می گیریم و از کاراکتر مقابلش متنفر می شویم که البته اثر هم می خواهد ما چنین ببینیم.
بلکه بیانیه همه آثار کاهانی است!!
با این قسمت از نوشته خوبتان موافق نیستم خانم نجاتی عزیز
انصافا همه آثار کاهانی را نمیتوان"هیاهوی بسیار برای هیچ" خواند.
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
تعبیر مخاطبین از شخصیت آدمهای فیلم بستگی به وسعت دید و برداشت های ایشان دارد.منتها آنچه برجسته تر می نماید شخصیت منفی شوهر سابق سمیرا و مظلوم واقع شدن سمیراست.قطعا هیچ انسانی کاملا سفید یا سیاه نیست و حتما فیلمساز نیز این نکته را مدنظر داشته منتها درصد ... دیدن ادامه » ناخالصی کاراکترهای مرد نسبت به زن بیشتر است.
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
بهترین توصیف برای این فیلم همین بود خانم نجاتی. هیاهوی بسیار برای هیچ!
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استراحت مطلق فیلمی که سعی دارد شخصیتهایش را خاکستری نشان دهد شخصیتها گاه سزاوار سرزنش می شوند و گاه حس ترحم نسبت به آنها برانگیخته می شود خاستگاه اتفاقات فیلم لاابالی گری ها و توهمات یک مرد بی قید و بند است مردی معتاد که به راحتی به همسر خود تهمت می زند و گهگاهی غیرت خاموش و خفته درونش با سر و صدایی خنثی بروز پیدا می کند مصداق عینی اینگونه افراد را می شود در جامعه مشاهده کرد و در صفحه حوادث شاهد داستانهای آن بود .به هر حال نمی توان چشم به واقعیت های موجود بست و توقع حرکت فیلم ها در یک چارچوب مشخص را داشت.از این حیث کار کاهانی قابل تقدیر است کاهانی سعی کرده که فیلمش به تماشاگر نزدیک باشد شخصیتهایش آشنا باشد و فضای آن قابل درکتر و ملموستر باشد و شاید به همین خاطر از روابط عطاران و همسرش کمک می گیرد و صحنه های نیمه عریان مردان فیلمش را به نمایش می گذارد. ... دیدن ادامه » مردانی که سعی شده ظاهر مردانه شان جلوه گری کند از ریش بلند عطاران و سبیل رضویان تا هیکل صالحی و اندام درشت خریداران رسیور شاید در این بین سرمنشا قصه عقب افتاده باشد زنان قصه هم ظاهرا نه سیاهند و نه سفید معمولی اند و آشنا گاه به سادگی می نگرند و بعضا قربانی این نوع نگاهشان می شوند (شاید سمیرا) گاه به موقع احساس خطر کرده و محکم ظاهر می شوند و هنوز فرصت دارند (رضوان) و بعضا هم فرصت محکم بودن از دست می رود و کار از کار می گذرد .
شخصیت سمیرا به ظاهر قربانی قصه است ولی در مواقعی این نوع قربانی بودن در او دیده نمی شود عادیست و گاها احساس رضایت از وضع موجود در او دیده می شود یا از سر ناچاری است یا اقتضای فیلمنامه اینگونه است یا ترانه علیدوستی بازیگر مناسبی برای این کاراکتر نبوده کاراکتری که از شهرستان می آید باید نشانه هایی داشته باشد ولی این چنین نیست . او که حاضر به بازگشت به شهرستان نیست در آخر راضی به بازگشت می شود چه تغییر شرایط و اتفاقی صورت گرفته که او رضایتمندانه می خواهد برگردد معلوم نیست تصمیمی که شاید استراحت مطلقی برایش به ارمغان بیاورد ولی باز سوال اینجاست آیا نمایش تصویر شده از یک چنین زنی که فشار و سختی جانکاهی در قبال آسیب هایی که نه اینگونه خنثی در دنیای واقع تحمل نمی کند با تجویز استراحت مطلقی برای او و رهایی از دردها و رنج هایش تناسبی دارد یا خیر؟و شاید اینگونه برداشت صحیح نیست و فیلمساز نیاتی دیگر در سر داشته. فیلم با وجودیکه در اکثر دقایق پر سر و صداست ولی چندان آزاردهنده و گزنده نیست درست مانند کار قبل کاهانی. داد و فریاد فیلمهایش شاید بیخود و بی جهت نباشد.
نکته بارز فیلم حضور متفاوت مجید صالحی است نقشی که او را از کلیشه درآورده و به وجه دیگر بازیگری او پرداخته. انتخاب ترانه علیدوستی شاید انتخاب مناسبی نبوده باشد. بابک حمیدیان بازی متعادلی دارد صحنه فوتبال و مواد کشیدنش هرچند کمی از دست خارج شده ولی از نقاط مثبت فیلم است. نویسنده فیلم خود کاهانی به همراه سعید قطبی زاده منتقد سینما است که انتظارها را از فیلم بیشتر می کند ولی شاید اینگونه نباشد. نزدیکترین تعبیری که برای فیلم می شود به کار برد اینست که فیلم تنه محکمی ندارد که چند شاخه به آن متصل باشد شاید شاخه ای دارد که چند شاخه کوچک به آن وصل است به همین خاطر شخصیت ها زندگی مستقلی دارند و نیازی به بیان سرانجام هر یک از آنها در پایان فیلم نیست . در مجموع فیلم بی عیب و نقص نیست و کاستی هایی در فیلمنامه دارد ولی نمی شود به راحتی از تماشای آن چشم پوشید و فقط به نقدها و نوشته های دیگران بسنده کرد.
با شما در این جمله موافقم که استراحت مطلق فیلمی است که نمی توان براحتی از کنار آن عبور کرد.منظور من البته مخاطب اثر است که تا مدتی درگیر فضای اثر می شود و تامل می کند .طبعا اگر مخاطب فیلم های صرفا ساخته شده براساس چهارچوب های متداول باشید امکان دارد از ... دیدن ادامه » فیلم لذت نبرید. باید اندکی با جهان بینی فیلمساز آشنا باشید و ارتباط برقرار کنید.
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
سمیرا بعد از اسباب کشی میره بچه شو بیاره. خیلی ساده و طبیعی
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب هجران سحر کن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1- به نسبت، فیلم خوب و دوست داشتنی بود.
2- صحنه حمام چی بود و به چه کار می آمد؟ شاید به قول یکی از دوستان حداکثر استفاده از امکانات!
3- تار نشان دادن صحنه مربوط به استعمال مواد مخدر خیلی ناجور بود. اگر نمایش این صحنه ها مجوز نداره بهتر بود به شکل غیر مستقیم – مثل جایی که صحنه از پشت شیشه نشان داده شد- موضوع بیان می شد. شاید هم خواسته به نوعی دهان کجی به ممیزی داشته باشه ولی در هر صورت توی ذوق می زد.
4- سکانس گفتگوی حامد و صابر بعد از استفاده از علف خیلی دوست داشتنی بود
5- بازی آقای صالحی خیلی خوب بود، ذهنیت من را در مورد بازی ایشان دگرگون کرد.
6- وجود بچه در زندگی سمیرا و حامد اضافی بود. آنطور که نشان داده شد حامد از همان ابتدا مردی لاابالی و غیرقابل اعتماد بوده است پس سمیرا در ازدواج با وی اشتباه کرده است. با توجه به عقلانیتی که برای شخصیت سمیرا به تصویر ... دیدن ادامه » کشیده می شود، چرا وی زندگی وی با حامد به درازا کشیده شده و مهم تر اینکه چرا از حامد بچه دار شده است؟ حال چه اتفاقی افتاده است که سمیرا تصمیم به تغییر گرفته است و چه مصمم در این تصمیم.و چه راحت در این میان فرزندش فراموش می شود؛ بچه پیش خاله اش است، خیالم راحته؛ مامان نهارت رو خوردی؛ جلوی پنکه نخواب. همین!!!
آیا بهتر نبود بچه ای در کار نباشد؟!؟
7- شخصیت ها نزدیک به واقعیت و باور پذیر بودند. بازی ها هم خوب بود. بابک حمیدیان و مجید صالحی بهتر از بقیه.
8- خانم علیدوستی، همان علیدوستی فیلمهای اصغر فرهادی نبود.
خیلی خوب بود عباس جان ممنونم منم کاملن موافقم
قسمت 4 با اینکه منم خیلی از اون سکانس خوشم اومد و باحال بود و بازی ها هم خیلی خیلی خوب بود از این بی پرده نشون دادن وید زدن زیاد خوشم نیومد
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
درود بر بانو رحیمی
کلن خوشم میاد از آدم هایی که با من کاملن موافقن :) (بر خلاف عیسی خان نمایش هیچ کس نبود)
در مورد بند 4، اگر صحنه را کامل و عریان نمایش نمی داد، از زیبایی و اثرگذاری آن نیز کاسته می شد.
البته این تنها نظر من است.
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش تراژدی استراحت مطلق، تراژدی تر بود !

در مواردی با نظر کیارش عزیز که پیش تر آمده موافقم.
اگر نمیدانستم آقای کاهانی کارگردان و نویسنده فیلم بوده در مقاطعی که تکنیک را فراموش کرده و غرق قصه میشدم فکر میکردم این خانم میلانی است که به شیوه آقای کاهانی فیلمی تحت این عنوان ساخته است.

البته که سمیرا در استراحت مطلق عبدالرضا کاهانی و زینت در تراژدی رضا کریمی هر دو قربانی خودخواهی مردان هستند اما این کجا و آن کجا؟
و این اختلاف فاحش حتی با نمایش مردان بنگی و علفباز در هر دو فیلم نیز رفع نشد! چه برسد به دوش آب گرمی که حسین یاری در تراژدی گرفت اما بخاری از حمام رضا عطاران در استراحت مطلق بلند نشد!
چهار ضلع زینت ، قاسم ، موسی و حبیب در تراژدی اینبار در استراحت مطلق توسط سمیرا ، حامد ، داود و صابر حفظ شد.
هرچند اگر تراژدی موسی کفترباز را داشت تا گاه مرهمی بر زخمهایی که زینت از بیکاری و وسواس اخلاقی شوهرش قاسم متحمل شده بود بگذارد، اما استراحت مطلق هرگز نتوانست از نعمت صابر با بازی شگفت انگیز مجید صالحی که برای کفترهای موسی کرم خاکی پرورش میداد در التیام بخشیدن به رنجهای سمیرا بهره ببرد.
با این حال خوشحال شدم از اینکه کارفرمای سمیرا به بدنظری و بدطینتی صاحبکار زینت نبود.
من تراژدی رضا کریمی را بهتر پذیرفتم. فکر میکنم تراژدی او به مراتب بهتر از تراژدی ای که کاهانی به تصویر کشید رسالتش را به انجام رسانید و آنچه شایسته بود را تقدیم مخاطب نمود.
و اما در نگاه کلی استراحت مطلق را دوست داشتم. بازی های خوبی دیدم که به کمک طراح خوب صحنه توانسته بودند حال و هوای نقش خود را هرچه ملموستر به مخاطب منتقل نمایند.
بنظرم فیلم بخوبی فرصت سر رفتن را از حوصله تماشاگر خود گرفته و با ریتم مناسب قصه را بدون افتادن از تکاپو تا پایان پیش برده است.
مجید صالحی خیلی خوب بود خیلی خوب و از نقش بسزای آقای کاهانی در این مورد نمیتوان چشم پوشید.
تماشای فیلم را توصیه میکنم.
... دیدن ادامه » از آقای کاهانی و عوامل متشکرم.
امیدوارم شاهد دقت نظر بیشتری در آثار بعدی شان باشم.
سپاس.
من نمیدانم به چه دلیلی مبنای قضاوت دوستان در مورد فیلم، جنسیت شخصیت اصلی آن شده؛ فیلمی که داستانش به سادگی میتوانست حول محور یک شخصیت مرد شکل بگیرد. در واقع منظورم این است که هدف فیلم (البته به نظر من) نشان دادن خشونت علیه زنان و ظلمی که توسط مردان به آنها ... دیدن ادامه » می شود نیست (من فیلم را دو بار دیدم و موردی چه به طور مستقیم و چه غیرمستقیم در آن ندیدم که چنین چیزی را مطرح کند و همچنین بر خلاف اکثر فیلمهای بانو میلانی، نه شخصیت های زن آن فرشته ی مطلقند و نه مردان آن دیو صفت مطلق) بلکه انعکاس برخی از ناملایمت های اجتماعی، و جبری که به واسطه ی آنها به انسانها (چه مرد، چه زن) تحمیل می شود، است و طبیعتا نتایج تلخ آن.
برای اینکه طولانی نشود فقط درمورد شخصیت سمیرا بگویم که نه به زعم دوستان قهرمان است نه شخصیت تماما سفید و نه مظلومی که مردان در حقش جفا می کنند؛ اتفاقا در مواجهه با مردان قصه اگر امتیازی می دهد امتیازی هم میگیرد... اگر سرمایه ی شراکت با عطاران را فراهم میکند، او هم در قبالش کارهای لازم را انجام می دهد و از آن مهمتر در مقابل مزاحمتهای همسر سمیرا از او محافظت می کند... اگر آب پاکی را روی دست سیبیل نمیریزد و البته جواب مثبت هم نمیدهد برای اینست که بتواند به عنوان یک گزینه ی موجود در صورت لزوم از او کمک بگیرد( وام و مخفی و آب کردن دستگاه ها)...صالحی هم که فقط از او حمایت می کند.
در آخر، اگر جفایی هم هست از جانب برخی دوستان در حق فیلم شده که بی دلیل به آن برچسب می زنند.
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"استراحت مطلق" رو دوست داشتم
یه فیلم نسبتن تمام‌عیار کاهانی‌ای
بازیا فوق‌العاده
انتخابای هوش‌مندانه و مبتکرانه کاهانی برای شغل شخصیتا و موقعیتای مثل "شستن پا بعد از فوتبال" و "ترجمه هم‌زمان فیلم"
سکانس فوق‌العاده عالی "سیگاری زدن" بابک حمیدیان و مجید صالحی
فقط من با اتفاقی که آخر فیلم می‌افته و اول فیلم هم نشون داده می‌شه مشکل داشتم
که به نظرم ربطی به سینمای کاهانی نداشت.

پ.ن:
هیئت انتخاب جشن‌واره "استراحت مطلق" رو شایسته حضور تو بخش مسابقه ندونسته بود
اتفاقی که اگه می‌افتاد
بیش‌تر از اون که به "کاهانی" اعتبار بده
باعث اعتبار جشن‌واره می‌شد.

manimoon..
کاهانی یک کارگردان صاحب سبک در ایران محسوب می شود. فیلم های او خاص و موضوع ها و نوع پرداخت آنها توسط او به شدت متمایز است.
به نظر من در نقد کارهای او نباید خیلی عجله کرد.
استراحت مطلق مثل بقیه کارهای کاهانی در عین حال که داستان ساده و روانی دارد بسیار پیچیده است. نگاه کاهانی رو به آدم ها و چگونگی رفتار های آنهاست. او برای روابط بین آدم ها اهمیت زیادی قائل است. نگاه او در تمام فیلم هایش که استراحت مطلق هم از آنها مستثنا نیست پرسشگر و نقاد بوده و هست. نگاه تیز بین او جامعه و کمبود های آن را می کاود و در فیلم هایش این کمبود ها را مطرح می کند و علت وجود آنها را جویا می شود.
به نظر من استراحت مطلق هم یک فیلم پرسشگر است فیلم درباره ی زنیست خواهان استقلال که شوهری شکاک داشته، از او طلاق گرفته اما همسر او هنوز او را می پاید. چگونگی رفتار مردهای این فیلم با این ... دیدن ادامه » زن، رفتار شوهرش با او و رفتار زنی که مدعی است فکر می کند از خواهر به او نزدیک تر است پرسش این فیلم کاهانی است.
تنها کسی که نگاه بدی به ترانه علیدوستی نداشت مجید صالحی بود.
بازی همه بازیگر ها به ویژه مجید صالحی و رضا عطاران فوق العاده بود بازی روان مجید صالحی در این فیلم مرا به شدت تحت تاثیر قرار داد.
کارگردانی فیلم هم به عنوان یک فیلم واقع گرا بسیار خوب بود.تنها چیزی که در این فیلم مرا آزار می داد نگاه به شدت تلخ و سرد فیلم بود. اکثر رنگ هایی که در تصاویر وجود داشت رنگهای خنثی و یا سرد بود البته مسلما تم فیلمنامه ایجاب می کرد که چنین باشد اما این همه تلخی واقعا مخاطب را خسته می کند.
چه نقد خوبی!! خیلی ممنون :)
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
ممنون
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به عنوان یکی از طرفداران آثار آقای کاهانی به نظرم استراحت مطلق نسبت به بقیه فیلم هاشون ضعیف تر بود با این وجود همچنان بالاتر از سطح سینمای امروز ایران بود.از نکات مثبت فیلم میتونم به بازی های خوب و موسیقی عالی اشاره کنم.
+نمیدونم وجود برخی سکانس ها و دیالوگ ها چه کمکی به پیشبرد داستان داشت...
خوشحالم یه بار دیگه رفتم فیلم آقای کاهانی رو در سینما ببینم چون کلا به سختی فیلمایه این کارکردان باهوش و خوب اکران میشه.بهترین ساخته آقای کاهانی که هم رده با اسب حیوانی نجیبی است در رده اول هست.بازی ها واقعی به خصوص بابک حمیدیان و مجید صالحی.مجید صالحی که بالاخره از توانایی بازیگریش به درستی استفاده شد.بخشی از زندگی چند نفر که تلخی و خنده وجود دارد.فیلمبرداری عالی که این نوید حضور فیلمبرداری جدید بنام معین رضا مطلبی هستیم.موسیقی این فیلم که همه میدونن بی نظیر بود.من یه عقیده ای دارم و هنوز پای اون هستم که عبدالرضا کاهانی بهترین کارگردان نسل خودش هست و خیلی خیلی کاراش و خودشو دو ست دارم.شخصیت جالبی دارن
استراحت مطلق با بهترین فیلم کاهانی فاصله زیادی دارد
۱۴ فروردین ۱۳۹۴
نظرات متفاوته.از نظرمن اینه
۱۴ فروردین ۱۳۹۴
هر جور که حساب کنی این فیلم از فیلمهای به ترتیب : هیچ / بی خود و بی جهت / اسب حیوان نجیبی است / بیست ضعیف تر بود و هم رده ی فیلمهای "آدم" و "آنجا" بودش! و یک عقبگرد برای کاهانی محسوب میشه.
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه فیلم واقعی کاهانی ساز

برای من که به اصطلاح کاهانی بازم فیلم فوق العاده بود ، همه چی داشت و ازش به اندازه ی کافی لذت بردم . داستان و کارگردانی خوب بود ، هرچند قابل ایراد درودن بود ، که چرا اصلا سمیرا باید زن حامد میشده ، اما داستان یه برش بود و تمام زندگی اون ها نبود که زندگی هاشون قابل قضاوت کردن باشه

بازی ها عالی بود و مجید صالحی به سطح بالاتری رفته بود ، مخصوصا سکانس چت شدنشون با بابک حمیدیان رو خیلی خوب بازی کرده بودن .

فقط خانم فریده فرامرزی یه مقدار بازی ضعیف تری داشتن ، و این فقط تو ادای دیالوگ نبود، حتی تو وایسادنشون یه جا و راه رفتنشون هم از اکت مصنوعی بدن مشخص بود بازیگر حرفه ای نیستن

موسیقی به نظرم رو فیلم جواب داده بود

سوت گذاشتن روی حرفای مورد دار جالب شده بود ، ولی قسمت حموم زیاده روی در امکانات بود :)

در کل من خیلی فیلم رو ... دیدن ادامه » دوست داشتم ، اما میدونم که خیلی ها دوست نخواهند داشت
حتمن باید ببینم
راستی یادت باشه اون فیلما رو به من بدی )

manimoon..
۱۳ فروردین ۱۳۹۴
"اما میدونم که خیلی ها دوست نخواهند داشت" خیلی جالب بود ؛)
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
ولی قسمت حموم زیاده روی در امکانات بود :)
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالهاست که سینمای ایران رو بوسیده‌ام و گذاشته‌ام سر طاقچه، اما گاهی تو رودرواسی با رفقا مجبور می‌شم که دلشون رو نشکنم و همراهشون شکنجهٔ روحی رو در سالنهای سینما مذبوحانه تحمل کنم؛ هر دفعه هم پیش خودم می‌گم: امیدوار باش... شاید این دفعه یه فرجی بشه و یه فیلم درست و درمون از این آشفته بازار فرهنگی دربیاد؛ ولیکن در نهایت طبق معمول این سالها با اعصاب متشنج و دست از پا درازتر، سالن سینما رو ترک می‌کنم.
دیگرون رو نمی‌دونم ولی سینمای ایران در سالهای اخیر، هیچ چیزی به من اضافه نمی‌کنه و فقط اعصابم رو خط‌خطی می‌کنه.
به امید روزی برای فراهم شدن بستر فرهنگی‌یی که در اون آثار هنری گوناگون برای طیفها و سلیقه‌های مختلف جامعه، تولید بشه.
خیلی عجیبه که در سال های اخیر حتی یک فیلم موردپسند شما تولید نشده ...
۰۸ فروردین ۱۳۹۴
علی جان اول اینکه سال نو مبارک باشد دوست خوبم  
دوم اینکه همیشه از دیدگاه وسیع و پر قدرت و مهربان و حمایتگرت به سینمای ایران لذت می برم 
سوم اینکه همانطوری که خودت و مجتبی اشاره کردین بخش عمده ای از میزان لذت از فیلم دیدن سلیقه ای است و به خودآگاه و ناخودآگاه مخاطب ... دیدن ادامه » بر می گردد... البته دیدگاه مطلق نگر و افراطی منطقی نیست اما آیا واقعا چند فیلم مهم در سالهای اخیر ساخته شده که بتوانیم بارها وبارها ببینیم نه به دلیل نگاه سرخوشانه شخصی بلکه به خاطر مرور و تحلیل های جامعه شناختی...روانشناختی و ..از جامعه ایرانی؟.....شاید کمی زود باشد برای قضاوت اما آیا اکثر این فیلم های جدید شاخص ویژگی های کالت شدن را دارد؟ آیا بافتار جامعه ایرانی را عمیق و موشکافانه و قابل ارجاع برای آیندگان تصویر کرده اند...آیا روح زمانه خود بوده اند؟ البته که پاسخ این سوالات باید موکول به زمان شود و قضاوت بی معنا است....اما چیزی که در حال حاضر به نظر میرسد بیشتر فیلم های مهم (و نه تجاری و بنجل سینمای ایران)در حال حاضر کپی و یا در حالت مودبتر آن تکرار تجربه هایی است که از سینمای مترقی جهان میشود...خوشبختانه به بخشی هر چند اندکی از این سینما در ایران دسترسی وجود دارد و امکان قیاس هم وجود دارد.... بعضی از فیلمسازهای جدیدتر هم با کمی بالا پایین از مدل فیلمسازی کیارستمی و فرهادی تقلید می کنند و این وسط باز چندتایی فیلم تک قابل توجه بیرون می آید..
فرمالیسم خالی الگوی فیلمسازهای جوان جدی سازشده اگر اشتباه نکنم با خود تو علی نازنین درباره ماهی و گربه بحث می کردیم ...برای اولین بار به مراتب دیدنش لذتبخش و زیبا بود و به جرات میگویم که بار دوم چیز خاصی برایم نداشت.....بحث پیچیده ای است و بسیار باز....
بحث تاثیر تجارتی شدن و سرمایه گذار محوری هم بسیار جدی تر شده و این کاملا در کار کارگردانهای قدیمی تر هم قابل ردیابی است و نتیجه فلاکت بارش هم گاه به گاه شاهدیم.
تو کار کارگردان هایی مثل شهبازی هم تو بازه زمانی کاری اش نگاه کن....نمودار کیفیت عموما صعودی نبوده
۱۱ فروردین ۱۳۹۴
جناب سلیمان زاده عزیز هر چند سینمای امروز ایران برای بنده، اینگونه که فرمودید نیست و بسیاری از آثار آن را دوست دارم...ولی شما رو درک میکنم و توصیه ام به شما اینه که تمرین "نه" گفتن کنید.
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جداً در حق آقای کاهانی بی انصافی شد! از اکران نشدن فیلم در جشنواره تا جلوگیری از پخش نشدن تیزر فیلم و سانسور بخشی از صدای آقای عطاران و مات کردن تصویر کشیدن مواد و ...اینها هیچکدام از ارزش کار آقای کاهانی کم نکرد.تصویر یک زن شهرستانی که به تهران اومده به زیبایی نشون داده شد(هم از نظر بازی هم گریم) و زجرهایی که در ادامه متحمل شد و پس از آن مرگ! دوستان زحمت نقد فیلم رو کشیدن...علیرغم این بی انصافی های ممکن، من اطمینان دارم این فیلم خیلی خوب میفروشه و خیلی خوب با مخاطبش ارتباط برقرار میکنه.واسه آقای کاهانی بهترینها رو در سال جدید آرزو دارم!
فیلم بدرستی و کاملا منطفی و عقلانی در جشنواره اجازه پخش نگرفت و بسیار منطقی و درست و عقلانی صحنه زشت کشیدن مواد مخدر شطرنجی شد و بسیار درست سکانس های عطاران روی میز که ریش داشتن مورد تمسخر قرار می دهد صدای سوت قرار گرفت .. فیلم باید بیشتر از این سانسور ... دیدن ادامه » می شود واقعا متعجبم از دلواپسان و کسانی که جلوی نمایش فیلمهای بسیار خوب گشت ارشاد ،قصه ها و عصبانی نیستم و .. را می گیرنند و به این فیلم هیچ واکنشی نشان نمی دهند پس معلوم است برای آنها انتقادهای سیاسی مهم تر از ترویج بی غیرتی و عادی سازی روابط زن و مرد غریبه است... فیلم باید 55 دقیقه می شود و نه بیشتر
۰۷ فروردین ۱۳۹۴
آقای میلادی بسیار سطحی و متهجرانه فیلم رو زیر سوال بردید بهتره به جای تحریک کردن خود جوشان کمی و فقط کمی تامل و تعقل کنیم تو قضاوتهامون
۰۸ فروردین ۱۳۹۴
نیما جان بهتر نمایش پیدا نکرد توی جشنواره چون به لیست توقیفی ها میرفت این فیلم بی نظیر
۱۲ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استراحت آیا پس از مرگ؟
نقد و بررسی فیلم "استراحت مطلق"
نویسنده و کارگردان: عبدالرضا کاهانی
امتیاز: 6.5 از 10
(قسمت اول)
مقدمه

فیلم استراحت مطلق آخرین ساخته عبدالرضا کاهانی است که در جشنواره بسیار جنجال برانگیز شد و متاسفانه نتوانست راهی جشنواره شود. در مجموع فرم و ساختار این فیلم بسیار خوش ساخت و اثر گذار است که میتوانست در رشته های مختلف جشنواره جوایزی نیز کسب کند. این مطلب در سه قسمت، ابتدا به بررسی محتوایی فیلمنامه میپردازد و سپس به فرم و سبک شناسی این اثر پرداخته میشود و در نهایت نیز به رویکرد تازه محتوایی فیلمهای این چند سال و اثر گذاری بر جامعه پرداخته میشود.

بررسی فیلمنامه

استراحت مطلق، یک محتوای تکراری خشنونت علیه زنان با رویکرد حمایت از حقوق زن دارد. نقش اصلی که میشود قهرمان هم او را نامید یک زن است و ضد قهرمان شوهر سابق همین زن. مانند همه فیلمهایی که با چنین محتوایی ساخته میشوند چهره ضد قهرمان یک مرد لاابالی، بیکار، بیخیال، متوهم، بی منطق و زورگو است. قهرمان هم یک زن تلاشگر و پاک است که علیرغم مشکلات مالی عدیده ای که گریبانش را گرفته به پیشنهادهای یک مرد ثروتمند جواب رد میدهد و حتی حاضر نیست در کارخانه او کار کند!
فیلمنامه یک گره کور بازنشدنی دارد که کمتر مخاطبی به آن فکر میکند.آیا این مرد ضد قهرمان از ابتدا وضعش همین بوده؟ پاسخ فیلمنامه مثبت است. در قسمتی از فیلم عنوان میشود که مرد ضد قهرمان در طول زندگی اش حتی 5 میلیون تومان هم پول درنیاورده است! اینجا گره کور خودش را مینمایاند. قهرمان این داستان چرا با چنین مردی ازدواج کرده و حتی از او بچه دار هم شده است؟
این سوال به هیچ عنوان پاسخ داده نمیشود چون کوچکترین اشاره ای به چنین مساله ای مساوی است با خدشه دار شدن چهره قهرمان فیلم. نویسنده آگاهانه این سوال را در فیلمنامه گم و پنهان میکند و پاسخ این سوال احتمالی را هم به ماستمالیزاسیون طرفداران ماله بدست فیلم میسپارد!
پاسخ های کلیشه ای ازین دست که "شاید عاشق بوده" "شاید مجبور بوده" و شایدها و اگر و اماهای دیگر که هر کدام میتواند درست یا غلط باشد و در مورد هیچکدام نمیشود نظری داد اما مساله ی مهم این است که اگر آماری از پاسخ این سوال میان طرفداران فیلم گرفته شود کمتر کسی میگوید "بله این زن در انتخاب خود اشتباه کرده و دارد چوپ اشتباه خودش را میخورد". چرا؟
همانطور ... دیدن ادامه » که در مقدمه اشاره شد ساختار فیلم بسیار اثرگذار است. مخاطب تحت تاثیر این ساختار در ذهنش یک قهرمان میسازد و این قهرمان اصولا تحت قضاوت ما محکوم نمیشود و همه دلشان برای این قهرمان پاک و سختکوش میسوزد. پس چنان پاسخی کمتر شنیده خواهد شد.
کمتر کسی برایش مهم است که این زن چرا بچه اش را رها میکند به امان خدا و در طول کل فیلم کمترین اهمیت را برای فرزندش قائل است؟ این سوال از سوال قبلی هم مهم تر است و چهره قهرمان را بیشتر مخدوش میکند. اهمیت این سوال انقدر زیاد است که نویسنده نتوانسته از آن بگذرد و این سوال را به شکلی بی اهمیت در فیلمش می آورد. در یک دعوای زن و شوهری! طوری این سوال در فیلم مطرح میشود که اگر بعدا هم کسی این سوال را مطرح کرد همه یاد آن صحنه بی اهمیت دعوای زن و شوهری بیوفتند و سوال را بی اهمیت تلقی کنند!
استراحت مطلق یک فیلم تبلیغاتی به نفع جامعه زنان است. مردهای این فیلم قانون شکن، معتاد، زورگو و بی عرضه هستند و تنها مرد نسبتا موجه فیلمنامه هم هوسران معرفی میشود!
با این تفاسیر خلاصه محتوای استراحت مطلق را میتوان اینچنین بیان کرد:
زن قانون شکنی میکند چون مرد قانون شکن است!
زن به هرزگی کشیده میشود چون مرد هوسران است!
زن بدبخت میشود چون مرد بی عرضه است!
اما زن شوهرش را ماساژ میدهد!
استراحت مطلق به هیچ عنوان معضل خشونت علیه زنان را حتی اندکی به مذهب ارتباط نمیدهد. هیچ کاراکتری نماد مذهب نیست و به بزرگترین دلیل خشونت علیه زنان پرداخته نمیشود و مرگ را زمان استراحت مطلق برای زن نمایش میدهد! در اینجا باید گفت اگر نویسنده این فیلم را برای اکثریت مخاطب ایرانی و مسلمان ساخته است که مطابق روایات اسلامی بعد از مرگ تازه اول بدبختی است و خصوصا برای زنی که شوهرش را تمکین نکرده و فرزندش را رها کرده اوضاع باید خیلی وخیم تر باشد!
دلایل طرفداران ماله بدست قابل حدس است. سانسور و ممیزی! که بهانه بسیار خوبی برای باد کردن آثار کم ارزش از لحاظ محتوایی است. اما به هر دلیل تا زمانیکه یک اثر کاملتر که به نقد مذهب هم در محتوایش پرداخته باشد، وجود دارد چنین اثری دارای ارزش کمتری خواهد بود.
ضمن اینکه یک تصادف با ماشین هم حتما به مرگ منجر نمیشود. پس اینکه اسم فیلم را به مرگ زن قهرمان نسبت دهیم یک اشتباه است.
(ادامه دارد)
عصبانی نباش عزیزم! خودتو کنترل کن! آفرین پسر خوب!
۲۸ اسفند ۱۳۹۳
درسته. اما صفات بد در مردها دیده میشه و زن شخصیت اصلی داستان هم صفت بدی براش عنوان نمیشه. متذکر بشم که باز این به معنای غیرواقعی بودن نیست! هدف از عنوان این جهت گیری ها کشف رمز هدف صاحب اثر است.
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
جاببه که اصلن شخصیت زن به نظر من قهرمان و حتا معصوم و بی گناه و اینا نیومد و حتا ممکن بود که با آقای سیبیل هم برنامه هایی داشته باشه! در مورد بچه هم خانم علیدوستی اصلن نتونسته بودن حس مادرانه ای در هیچ کجای فیلم منتقل کنن... کلن با اینکه ایشون از بازیگرای ... دیدن ادامه » مورد علاقه ام هستن اما تو این فیلم حرفی برای گفتن نداشتند و بیش از حد معمولی ظاهر شدن! حتا زمانیکه در خصوص بچه و اینکه جاش خالیه و اینا صحبت شد هیچ حس خاصی رو در ایشون ندیدم و میگم که کلن خیلی معمولی یا حتا بد بودن (نسبت به خودشون)
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی که می توانست به یکی از فیلمهای درخشان کارنامه ی کاهانی تبدیل شود...
.
(خطر لو رفتن داستان فیلم)
.
.
.

اول از صحنه های تصادف در اول و آخر فیلم بگویم که بسیار هوشمندانه بودند؛ تصادف یک زن که با وجود ضربه ی ناگهانی ای که در همان ابتدای فیلم به تماشاگر می زند ولی هیچ حسی در او برنمی انگیزد که بسیار طبیعی است (مردن زنی که قصه اش را نمیدانیم، مساله اش را نمیدانیم و برایمان خاص نشده است، اهمیتی ندارد) و در پایان فیلم، با این حال که دوربین صحنه ی تکان دهنده ی تصادف را که قبلا تماشاگر دیده است نشان نمی دهد و فقط صدای آن شنیده می شود، او را تحت تاثیر قرار می دهد و به صورت کاملا غیر طبیعی، به جای اینکه از مرگ زن ناراحت شود نوعی حس خشنودی و آرامش به او دست می دهد؛ گویی زن درمانده و نگون بخت قصه با مرگش به استراحتی مطلق و ابدی فرو می رود. زنی که با ورودش به ... دیدن ادامه » تهران وارد زندگی چندین نفر می شود که هر کدام درعین حال که به او لطفی می کنند می خواهند به نوعی از او استفاده کنند و شوهر سابقش هم مدام او را تهدید می کند و برایش مزاحمت ایجاد می کند و درنهایت با مرگش از زندگی آنها خارج می شود؛ خارج شدنی که گویا برای هیچکدام اهمیتی ندارد همانطور که در سکانس پایانی فیلم همه ی آنها را در حال گذران زندگی طبیعی خود می بینیم.
مشکل اصلی فیلم، رابطه ی کم و عادی شخصیت اصلی با شخصیتهای دیگر به دور از هر گونه پیچیدگی است ( که البته در همه ی فیلمهای کاهانی دیده می شود و انگار او اعتقادی به روابط پیچیده ی انسانها ندارد و همه چیز را معمولی برگزار می کند) و گرفتاری هایی که به واسطه ی آنها برایش ایجاد می شود، در نهایت زنی به آخر خط رسیده و درمانده نمی دهد. به قول یکی از دوستان اگر فیلم را به ساندویچی تشبیه کنیم، مزه سسش بیشتر از مخلفاتش احساس می شود چون بیش از حد به آن سس زده شده است. زمان فیلم 75 دقیقه است که بسیار پایین تر از حد استاندارد است و در همین زمان اندک، کارگردان به جای اینکه بیشتر به روابط شخصیت اصلی با دیگران بپردازد به نشان دادن صحنه هایی از شخصیتهای فرعی از جمله حمام رفتن عطاران، بازی فوتبال و مصرف مواد که به ظاهر برای تماشاگر جذاب هستند( سس اضافی) ولی هیچ کارکردی در روند داستان ندارند، می پردازد ( در مورد مثال آخر، خنده های بلند، بد صوت، ادامه دار و بسیار اعصاب خورد کن سه چهار نفر معلوم الحال در سالن سینما به نشانه ی اینکه ما هم مصرف این نوع مواد را تجربه کرده ایم و از فازش با خبریم، موید گفته ام می باشد) که اگر اینگونه نبود مزه ی گاز آخر از این ساندویچ بسیار به یاد ماندنی تر از این میشد.
می توانست به یکی از فیلمهای درخشان کارنامه ی کاهانی تبدیل شود
.
بنظرم برعکسش شد
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
کاملا موافقم با نظرتان در مورد کلیت فیلم.
(و چقدر صحنه مصرف مواد بد در آمده،مخصوصا بازی دو بازیگر در آن سکانس)
۲۶ اسفند ۱۳۹۳
به نظر من واقعا حیف پول و وقت که برای این فیلم گذاشتیم !!!
اصلا خوب نبود ...
حرفهای زشت زیاد داشت ...
۰۷ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید