آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش گاهی یه تلفن به خودت بزن
S3 : 13:38:32 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۷ تیر تا ۰۴ مرداد ۱۳۹۲
۲۱:۰۰
بها: ۱۲,۰۰۰ تومان

اجراھای پیشین گروه سازوار :
شعبده و طلسم ، نویسنده : چیستا یثربی ، کارگردان : شھره سلطانی
پرنده باز باغ مادر ، نویسنده : چیستا یثربی ، کارگردان : شھره سلطانی
چسبی به نام زخم ، نویسنده : سید علی موسویان ، کارگردان : شھره سلطانی
آخرین حکایت فرھاد ، نویسنده : مھدی میر باقری ، کارگردان : شھره سلطانی
شکار سیمرغ ، نویسنده : داود رشیدی علوی ، کارگردان : بھروز پناھنده
مکبث ، نویسنده : ویلیام شکسپیر ، کارگردان : بھروز پناھنده
بعضی ھا سردشو دوس دارن! ، نویسنده : کوروش سروش ، کارگردان : بھروز پناھنده
با سپاس فراوان از
جواد یحیوی و علی سلیمانی که در کنارمان بوده و ھستند
و ھمچنین :
حسین شریفی
محمود رضا رحیمی
حمید بدر
سروش طاھری
ندا قاسمی
اجراھای آینده گروه سازوار:
کودک مدفون ، نویسنده : سام شپارد ، کارگردان : شھره سلطانی
مارگریت ، نویسنده : آرمان سالاکروز ، کارگردان : شھره سلطانی
حلزونھای بی پوست و رگ ، نویسنده : سلما رفیعی ، کارگردان : شھره سلطانی
ھملت ، نویسنده : ویلیام شکسپیر ، کارگردان : بھروز پناھنده
وقتی روح لیر از ژوکر مرخصی می گیرد ، نویسنده : روزبه حسینی ، کارگردان : بھروز پناھنده

- تلفن برای رزرو تلفنی و یا کسب اطلاعات: 09123497405 
- دانشجویان میتوانند با ارایه کارت دانشجویی از 4000 تومان تخفیف بهره مند شوند.

گزارش تصویری تیوال از گاهی یه تلفن به خودت بزن / عکاس: سید ضیاءالدین صفویان

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری گاهی یه تلفن به خودت بزن / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس‌ها ››

عکس‌های پایه

نمایش گاهی یه تلفن به خودت بزن | عکس نمایش گاهی یه تلفن به خودت بزن | عکس نمایش گاهی یه تلفن به خودت بزن | عکس

اخبار

›› تخفیف نمایش گاهی یه تلفن به خودت بزن برای اعضای تیوال

مکان

شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران(هنر)
تلفن:  ۲۲۸۷۲۸۱۸-۲۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
آقای پناهنده ی عزیز کار بعدیتون کی میره رو صحنه که بیام ، ببینم و لذت ببرم.

درباره ی فعالیت بعدیتون کمی بگید.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود.به نظر من نمایشنامه خوبی بود.فارغ از اینکه بلاخره هیچ کاری صد در صد از آب در نمیاد.خانم مقصودی و خانم سلطانی تونستند حس نمایشنامه رو به بیننده منتقل کنند.زمانی که خانم مقصودی برای آخرین بار میخواست برای پسرش قصه بگه یه حس خیلی قشنگی رو بوجود آوردن بطوریکه من هم همراه ایشون گریه می کردم.من خودم با سوری خیلی خوب ارتباط برقرار کردم.میشه گفت در وجود هر زنی یک سوری هست .
آقای راستاد هم بنوبه خودشون خیلی خوب ظاهر شدن فقط آقای کریمی یکم جای کار داشتند. ولی در کل نمایشنامه خوبی بود...ایکاش می شد تمدیدش کرد.
مارال عظیمی، Fahimeh Moussavi و عیسی سلمانی این را خواندند
امیر محمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود .... امشب به همت دوستان بالاخره به تماشای این نمایش رفتم ... به نظرم نمایشنامه آنقدرها پخته نبود ، سکته هایی میکرد که گاها بنده نگران احوال نمایش میشدم ... جناب راستاد برای این نقش به عنوان یک آرشیتکت اصلا مناسب نبودند ، در مجموع شاید قصه جذابیت هایی داشت ولی به دلیل فقدان دیگر ارکان (دکور ، بازی های منسجم ، موسیقی و...) ، این نمایش را در سطحی کاملا متوسط روی صحنه دیدم ، خانم شهره سلطانی تنها نقطه ی قوت این اثر به حساب می آمدند متاسفانه . جناب کریمی هم شکاف عمیقی در بازی های این تاتر ایجاد کردند ... خلاصه چسبی نبود تا بازیگر را به نمایشنامه بند کند . ممنون
کاملا موافقم. مرسی از این که همه چیز رو راحت گفتید.
۰۲ مرداد ۱۳۹۲
آقای پناهنده ی عزیز سلام.
من در هنگام نمایش هیچ جیزی تناول نکردم.و هیچ رفتار زشتی انجام ندادم.چه رفتاری بهتر از این که بعد از پایان نمایش بایستیم و با لبخند برای هنرمندانمان که من به شخصه بسیار دوستشان دارم دست بزنیم. شما اصلا من را نمی شناسید ، بعد میگید آقای سلمانی این کار و اون کارو کرد. تمامی حرف های شما فقط برای خوب نشان دادن خودتان است و البته تهمت به من.

از آشنایی با شما خوشحالم.
۰۴ مرداد ۱۳۹۲
جناب پناهنده بنده نه آقای سلمانی را میشناسم نه دیده ام و نه موقعی که ایشان در سالن بودند کنارشان بودم !!! من درسطحی نیستم که چیزی به کسی بیاموزم . از شما در عجبم وافعا !!!
ایشان نظرشان را روی کار شما نوشتند و بعد ما برخورد تند شما را میبینیم اینجا ! از هر کسی در جایگاهی که دارد انتظار میرود . شما در همه کامنت های اخیرتون با لحنی توهین آمیز و با کلماتی مثل مغرضانه و ... پاسخ این تماشاگر را داده اید !!! روی بزرگترین آثار تاتر و سینما در جهان همیشه نقدهای کوبنده ای وجود داشته , گفته اند مثلا حیف بودجه برای فیلم فلان یا حیف وقت برای تماشای تاتر فلان و... اگر هرجمله ای که از نارضایتی مخاطب برآید بشود مغرضانه , که نمیشود !!اخیرا همین نقدهایی که روی فیلم گذشته آقای فرهادی گفتند و نوشتند را نگاهی بیندازید !
بهر حال ما کماکان ندیدیم کسی از جمع شدن بنرها در اینجا اظهار خوشحالی کند . و نگفتیم هم در قبال تماشاگر و نقد او سکوت کنبد . گفتیم ... دیدن ادامه ›› گفتگو کنید حتی با مخاطبانی که نقدشان تند و تیز است . توهین نکنید . همین . این بحث هم در اینجا به نظر من کفایت میکند بنده مطلب جدیدی ندارم که به حرفهایم زین پس اضافه کنم از اینکه پاسخگو بودید سپاسگزارم و آرزوی موفقیت برای شما دارم.
۰۴ مرداد ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جناب آقای پناهنده ، درود بر شما.
شاید نیاز بود در ابتدا خودم را معرفی می کردم: علاقه مند به تئاتر و سینما که کمی بیشتر از یک علاقه مند صحنه و پرده ی نمایش را درک میکند.
این نمایش کمتر از آنی ارزش دارد که این همه درباره ی آن نظر بدهم. آیا شما اینطور فکر نمی کنید؟
این مسئله را متوجه نمی شوم که چرا شما در برابر این نمایش که ایراد های بسیاری دارد طوری نظر می دهید و مقاومت می کنید که انگار بهترین اجرای عمرتان را دیده اید. شاید هم به عنوان مدیر تولید نگران فروشش هستید.
1- جناب آقای کارگردان خوانده ، درباره ی جایزه ی خانم سلطانی در جشنواره باید بگویم ، هنگامی که فیلمی همچون "جرم" یا "استعاذه" به عنوان بهترین فیلم انتخاب می شوند و بدون شک مورد حمایت داوران و برخی از منتقدان قرار می گیرد باید بگویم فیلم خانم سلطانی نیز جایزه می گیرد.
2- جناب آقای بازیگر خوانده ، من درباره ی درام بودن یا نبود این اثر بحثی نکردم ، شکی نیست که این اثر درام است و نه کمدی موزیکال.
3- جناب آقای همه چیز خوانده ، با تجربه هایی که از کلاس فیلمنامه نویسی کسب کرده ام به نظرم این نمایش نامه توهین به مخاطبش است چرا که او را نادان فرض کرده ... دیدن ادامه ›› با توجه به محور اصلی داستان که بیشتر مسخره به نظرمی آید تا یک درام جدی ای که معضل اجتماعی را نشان می دهد.(درباره ی محور داستان قبلا گفتم)
4- جناب آقای باسواد ، از زمان کم 15 دقیقه ای برای چیدن دکور و چه میدانم از هوای گرم سالن لطفا حرفی نزنید چرا که اینها به من مخاطب مربوط نمیشود و لطفا مردم رو با این حرف ها گول نزنید.
5- جناب آقای پدر تئاتر ، آیا شما تا به حال تئاتر خوب دیدید که این تئاتر را خوب خطاب می کنید؟
6- هنگامی که نمایش نامه بد باشد و شخصیت ها به درستی تعریف نشده باشند ، بازی ها و دیالوگ تک تک بازیگران به شعار تبدیل می شود که واضح ترین آنها آقای راستاد هستند هر چند که بازی عالی ای را ایفا می کنند اما چون که شخصیتش تعریف نشده تمام تلاشش شعار می شود ، جناب آقای فیلسوف.
- من بعضی از تئاتر های دانش آموزی را دیدم که بهتر از این تئاتر بودند.
- در ضمن از دوستانی که در نظرات خود از نور پردازی ضعیف ، بازی بد فلانی ، داستان تکراری و به نظر من مسخره اش اشاره می کنند در پایان به راحتی کلمه ی "می پسندم" یا "دوست داشتم" را به کار نبرند چرا که وقتی یک اجرا ضعف ها و یا مشکلاتی از نظر نور ، بازی و داستان دارد آن نمایش مشکل دارد و نمایش مشکل دار این چنینی یعنی بد.
- از دوستان خواهش میکنم دیالوگ های ماندگاری از این تئاتر ننویسند چرا که این تئاتر ماندگار نخواهد بود دیگر چه برسد به دیالوگ هایش.
سخن پایانی : گاهی یک تلفن به خودت بزن یک اجرای بد و ضعیفیست.
تمامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم.
جناب آقای سلمانی، با وجود لحن فروتنانه و محترمانه آقای پناهنده با همه دوستان، در ابتدا لحن پاسخ های ایشون به شما برای من خوشایند نبود. به نظرم آلوده به خود بزرگ بینی کوچک انگارانه (Condescension) بود. اما وقتی پاسخ های شما، به ویژه این پاسخ شما را خواندم، در عین حق نشمردن، رفتار ایشان را درک می کنم.
فکر نمی کنید رویکردتان به این نمایش مغرضانه و با بداخلاقی ست؟ من منتقد تئاتر نیستم، ادعایی در این حوزه ندارم و صرفاً یک تماشاگر علاقمند هستم اما تصور نمی کنم رویکرد شما بر مبنای عدل، منطق و صداقت ... دیدن ادامه ›› باشه.

بخش انتهایی نظر شما درباره "نمایش مشکل دار" رو قبول ندارم. حتی آثار هنری شاخص در هر نوع آن از جمله سینما و تئاتر دارای ایرادات و کاستی هایی هستند. صرف وجود کاستی باعث بی ارزش شمردن، دوست نداشتن و مورد پسند نشدن نیست. البته طبیعتاً هرچه این کاستی ها کمتر، اثر برتر و ماندگارتر.
۳۰ تیر ۱۳۹۲
جناب آقای مصوری درود بر شما.
امیدوارم رفتار من را هم درک کنید.
همه ی آثارها کاستی هایی دارند ، درست اما این نمایش کاستی های واضح و آماتوری دارد همچون فیلم های سخیف امروزی.
۳۰ تیر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مادرم میگه: هر آدمی لازمه گاهی یه تلفن به خودش بزنه (با لهجه مشهدی بخوانید)

نمایشنامه‌ای با موضوعی که بارها و بارها نزدیکمان حسش میکنیم..در طول تماشا یاد این جمله بودم: عشق و دوستی بایستی مثل چپق دو تا سر داشته باشه..آخه عشق یه سره،باعث دردسره.
دکور را خیلی دوست داشتم و همچنین نورپردازی..نور برای من حس دارد.انگار سرما و گرما را منتقل میکند.
و اما بازیها: با صدای بلند بگویم که خانمها گوی سبقت را در بازی از آقایان ربوده بودند..خانم مقصودی دوست‌داشتنی مثل همیشه روان و مسلط ظاهر شدند..خانم سلطانی عزیز هم با لهجه بسیار زیبای مشهدی،چنان ساده و بی‌غل و غش نقش خود را اجرا کردند که گاهی باورم میشد یک خدمتکار هستند.

از آقای پناهنده که امشب افتخار آشناییشان را داشتم،سپاسگزارم که با خوش‌برخوردی تمام،تاخیر نیم ساعته در شروع نمایش را کمرنگ کردند.از مدیریت فرهنگسرای ارسباران هم خواهش میکنم برای ورود کودکان و نوزادان! قوانینی بگذارند.

شما هم این نمایش را ببینید..به خودتان گاهی تلفن کنید و به ندای درونتان گوش بسپارید.
با درود
سرکار خانم عظیمی
با سپاس فراوان که به تماشای نمایش ما نشستید.
با پوزش فراوان که با تأخیر شروع شد و علت آن نمایش قبل از اجرای ما بود که با تأخیر 30 دقیقه ای به اتمام رسوندن و در ارتباط با کودکان ما اطلاعی نداشتیم چرا که بلیط رزرو کرده بودند و ما در عمل انجام شده قرار گرفتیم. بازهم معذرت خواهی میکنیم از طرف گروه ... دیدن ادامه ›› اجرایی.
من هم از آشنایی با شما خوشحال شدم و از صبوریتون سپاسگزارم.


با سپاس































۲۹ تیر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب این نمایش رو دیدم. داستان ساده و تاحدودی تکراری داشت با این حال بسیار پسندیدم. از بازی بازیگران (به استثناء آقای کریمی) به ویژه خانم مقصودی خیلی لذت بردم. موسیقی هم افزایی خوبی با داستان داشت. کاش در نورپردازی دقت بیشتری می شد تا چراغ قوه های LED دیده نمی شدند.

3 مورد از حواشی نمایش آزاردهنده بود که 2 مورد اول قابل پیشگیری ست:

- شروع با تأخیر 30 دقیقه ای
- حضور 2 کودک و 1 نوزاد در تماشاگران. در این مورد پیش از نمایش از فروشنده بلیط خواهش کردم که از ورود آن ها جلوگیری کند که متأسفانه عملی نشد و نوزاد تقریباً در تمام طول نمایش آلودگی صوتی ایجاد کرد.
- خنده های بلند برخی تماشاگران که هیچ هماهنگی با نمایش نداشت و نشان از عدم درک نمایش داشت.

در انتهای نمایش خانم سلطانی به تماشاگران گفت تبلیغات نمایش ... دیدن ادامه ›› به دلیل "نزدیک بودن بیش از حد بازیگران به یکدیگر" در تبلیغ نمایش توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری جمع آوری شده و از همه درخواست کردند که برای نمایش تبلیغ کنند. پیشنهاد می کنم حتماً این نمایش را تماشا کنید.
با درود
جناب آقای احمد مصوری
با تشکر که به تماشای نمایش با تمام مشکلات پیش رو در این روز پر از حاشیه نشستید. من سر تعظیم فرود میارمفقط چند نکته شایان ذکر باشم که:
1- تأخیر 30 دقیقه ای به علت دیر تمام شدن نمایش پیش از ما بود چرا که شب آخر اجراشون بود. من باز هم عذرخواهی میکنم.
2- در ارتباط با 2 کودک: بلیط از قبل رزرو خریداری شده بود و ما دستمون کوتاه ولی بازهم عذرخواهی منو بپذیرید.
3- خنده های بلند تماشاگران: ... دیدن ادامه ›› در این ارتباط گروه اجرایی تقصیری نداره.
ممنون از نظر و انتقادتون. سپاس فراوان که با صبر و شکیبایی ما رو همیاری کردید.
با سپاس
۲۹ تیر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بسیار خوب بود خیلی دوست داشتم
شکوه حدادی این را خواند
محسن تقی اصل این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
1-جناب آقای پناهنده آیا شما این تئاتر را تئاتر خوبی میدونید با توجه به این که شما کارگردانی و بازیگری میفهمید؟
2-خانم شهره سلطانی در کارگردانی تجربه زیادی ندارند و این طبیعیست که ایشون در کارشان ضعف های فراوانی داشته باشند.
3-من هیچ وقت این نمایش رو با مرد بالشی مقایسه نمیکنم به دلایل روشنی که شما میدانید.
4-همانطور که گفتم نمایش نامه ، داستان بدی دارد چونکه شما فکر کنید شوهری بعد از ده سال و همچنین بچه دار شدن با توجه به این که او از همان زمان ازدواج همسر آینده اش رادوست نداشت یکدفه بیاید و به همسرش بگوید من تو را دوست ندارم و میخواهم یک زن دیگری بگیرم با همان لحنی که شما مستحضر هستید. (یکی نیست بیاد بگه خب این مرده که زنشو دوست نداره این همه سال تو کما بوده که نیومده به زنش بگه من تو رو دوست ندارم) این از محور داستان.
5-درباره ی بازی ها باید بگویم هنگامی که شخصیتی در داستان بد تعریف میشه بازی او به شعار تبدیل میشود همچون رامین راستاد. بازی آقای سعید کریمی خیلی مصنوعی بود و در مقابل خانم مقصودی میتوانست بهتر بازی کند.
6-چیزی که خیلی من را اذیت کرد زمان کم و داستان ... دیدن ادامه ›› بدش بود.
7-بازیگران مطرح ما همچین نمایشی را به صحنه میبرند اما بازیگران نه چندان مطرحی ، نمایشی همچون زمان لرزه را به صحنه میبرند که امیدوارم آن را دیده باشید.
8-باز هم میگویم نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت بودند.
چقدر نظرات ضد و نقیضی در مورد این اجرا وجود دارد . یکی دیگر از دوستان که اسمشان به خاطرم نیست و نمی دانم آقای پناهنده بودند یا نه خیلی از این اجرا تعریف کرده بودند . در هر حال چون من از این نویسنده قبلا"اجرایی ندیده بودم بلیطش را گرفتم تا به دیدنش بروم و در ضمن کارگردانی خانم شهره سلطانی را هم ببینم . چون بعد از دیدن کلی تئاتر خیلی به این موضوع اعتقاد پیدا کردم که چقدر کارگردان نقش مهمی در اجرای یک اثر دارد . فرقی هم نمیکند که در عرصه ی تئاتر باشد یا سینما . ولی فکر می کنم که درعرصه ی تئاتر واقعا"نقشش حیاتی است . جدا از اینکه وجود یک متن خوب در کنار یک کارگردان خوب اثر را دیدنی تر می کند به خصوص اگر از بازیگران به درستی کار گرفته شود تا به زیبایی نقش آفرینی کنند ، ولی یک کارگردان خوب می تواند دست کم از یک متن ضعیف هم اجرایی قابل قبول تر ارائه بدهد. اخیرا" هم به این باور رسیده ام که بسیاری از بازیکران جوان که شاید قبلا" اسمشان را هم کسی نمی دانست چقدر مستعد وعاشق کارشان هستند که با بازی های بسیار روان و دلنشینشان مخاطب را محصور اجراهایشان می کنند و از خیلی از کسانی که نامشان بسیار هم بر سر زبانهاست کارشان قابل قبولتر و زیباتر است .
۲۷ تیر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب این نمایش رو دیدیم در کل بد نبود ارزش یه بار رو داره ولی میتونست خیلی بهتر باشه البته شرایط اجرا برای بازیگرا واقعا سخت بود ما که فقط نشسته بودیم خیس عرق بودیم...
بعضی جاها متن یکم ضعیف میشد اینم یه مشکل بود از نظر من
بازی جناب سعید کریمی هم میتونست خیلی بهتر باشه البته فکر کنم نقش ایشون خیلی جا نداشت ولی میشد یکم بهتر باشه
زمان نمایش هم کمتر از اون چیزی بود که انتظار داشتیم یکم جاخوردیم
ولی دکور و نور پردازی و هسته اصلی داستان خیلی خوب بود همچنین برخورد عوامل با مردم
اگه مشکلات پیش اومده برای تبلیغات نبود میتونست خیلی بیشتر این نمایش دیده بشه و شاید یکم انگیزه بیشتر بازیگران داشته باشن و بیشتر انرژی بذارن و یه نمایشی بیش از خوب در بیاد فکر کنم داستان جای بازی و بال و پر دادن داشت...
درود آقای علی عدالت
نمایش " گاهی یه تلفن به خودت بزن" همزمان با نمایش دیگر به روی صحنه رفته و در هیچ جای جهان قابل باور نیست. عوامل و بازیگران نمایش در 15 دقیقه: دکور، آکسسوار، نور، موسیقی، لباس و تمامی مایحتاج نمایش را آماده کرده و به روی صحنه می روند.
شما از آقای سعید کریمی چه انتظاری داشتید؟ نقش ایشون همین است و واقعأ چه می توانست بکند؟ اینکه این حس سمپاتیک را با شما نداشته به علت عدم و توانایی ایشان نیست به علت نقش ایشان است.
زمان نمایش؟؟؟؟؟؟ تماشگران ما عادت دارند به نمایشهای 2 ساعت و به بالا و وقتی نمایش با زمان 50 دقیقه میبینند جا میخورند.
در ارتباط ... دیدن ادامه ›› با دکور و نور توضیح دادم و در ارتباط با تبیلغ: ما در جامعه ای زندگی میکنیم که در پوستر نمایش اگر خانم و آقا در کنار یکدیگر باشند اسلام به خطر افتاده و فاصله ها باید در عکس نیز رعایت شودو به همین علت تمامی بنرهای تبلغاتی ما را از سطح شهر جمع اوری کردند!!!!!!!!!!!!1 جای بسی تعجب دارد چرا که تا به حال ندیده بودم.
به هر حال تشکر میکنم از نظرتون و ممنون که به تماشای نمایش ما نشستید.
با سپاس
۲۷ تیر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان کمی منفی گو باشید تا باب بحث باز شود.
جدا از اینکه زمان نمایش کم بود باید به نمایش نامه ی ضعیف آن نیز اشاره کنم.
شوهری که بعد از ده سال تازه یادش می آید که زنش را از همان زمان ازدواج دوست نداشته و قصد ازدواج دیگری دارد و اگر همسرش به او بگوید چرا میخواهی زن دیگری بگیری او (شوهر) شروع به دعوا کردن با همسرش میکند.
بازی ها بد نبود اما میتوانست بهتر باشد. دکور خوب بود.
واضح میگم که این تئاتر ٰٰٰٰٰٰٰٰٰٔ تئاتر ضعیفیه.
بهترین تئاتر درحال اجرا مرد بالشی.
ممنون از کسانی که نمایش رو دیدن و نظراتشون برای ما قابل احترامه
درود بر شما خانم مقصودی عزیز
ممنون که تیوال رو پیگیری می کنین و نظرات تماشاگرای نمایشتون رو می خونین.
۲۸ تیر ۱۳۹۲
درود بر ندا مقصودی عزیز :) به زودی برای تماشا می آیم.
۲۸ تیر ۱۳۹۲
با سلام وخسته نباشید به خانم ندا مقصودی عزیز و سایر همکارانتان در این اجرا و ممنون از شما که نظرات مخاطبینتان را ارج می نهید و پیگر آن هستید.
۰۲ مرداد ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امش رفتم دیدم . فوق العاده بود
در ضمن کادر مودب و با شخصیتی داشت
کسانی که از این تئاتر خوششون اومده تبلیغ کنن براش
با درود
جناب آقای حسن شیرالی
تشکر که به تماشای نمایش ما نشستید
با سپاس
۲۷ تیر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چرا زنان در طول تمام دوران مظلوم واقع شده اند؟
آیا این عدالت است که هر مردی هر چند تا زن دلش خواست بگیره؟
آیا در عصر ارتباطات حقوق زنان رعایت می گردد؟
نمایش " گاهی یه تلفن به خودت بزن " نگاهی به حقوق زنی که همسرش....
با درود
جناب آقا یا سرکار خانم آوای تیوال
با تشکر از حسن انتخاب شما
لطفأ نظراتتون را کمی واضحتر بنویسید.
با سپاس
۲۷ تیر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زمانش دقیق چقدره؟؟؟
shalan و behrouz panahandeh این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از بهترین نمایش هایی که تا بحال دیدم. من خیلی دوستش داشتم و به همه توصیه می کنم ببینن....
بازی ها و دکور فوق العاده. همه چیز عالی بود. همه چیز سرجای خودش بود
اولا سلام مازیار عزیز

چه خوب که برگشتی :)

منم این تئاتر رو دوست داشتم

البته با بازی علی سلیمانی رو دیدم

ندا مقصودی هم که خیلی بازی خوبی داشت .
۲۴ تیر ۱۳۹۲
امیدوارم همینطور باشد که می گویید . بلیطش را تهیه کردم که بروم ببینم . از این نویسنده تا به حال اجرایی ندیده ام . یکی از دوستان نقدی در مورد این اجرا نوشته بود که عکس نظر شما بود .در هر حال ترجیح می دهم که کار این نویسنده و کارگردانی خانم شهره سلطانی را ببینم . فکر نمی کنم از دیدنش پشیمان بشوم . تاتر برام عین زندگییه .خیلی دوستش دارم .
۲۷ تیر ۱۳۹۲
با درود
جناب آقای مازیاز مجد
تشکر از حسن انتخاب شما و تشکر فراوان از نقد مثبت و خوبتون...

با سپاس
۲۸ تیر ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه نمایش جمع و جور و خلاصه .. مثل یه جمع بندی درباره ازدواجهای قومی و بدون عشق .. ناهماهنگی مهاجران شهرستان با آداب بی مرز تهران و بعد ناهنجار شدن توی این بی در و پیکری تهران ..

توی این نمایش همه از دید غیر مغرضانه حق دارن و دارن از حق خودشون دفاع و استفاده می کنن .. مرد می گه همون قانونی که به من حق ازدواج دوم رو می ده حق سرپرستی پسرم رو هم می ده .. بله راست می گه ..
دوست مرد می گه حالا که جدا می شی با من ازدواج کن .. دوستت دارم ..
زن می گه یعنی بعد از ده سال زندگی هیچی از این زندگی به من نمی رسه؟
..
با یه دوره ی کوتاه می بینیم همه دارن در حق هم اجحاف می کنن ولی همه هم دارن از حقشون استفاده می کنن .. شایدم سوءاستفاده
..
و اون ندایی که با زنگ تلفن ... دیدن ادامه ›› به ما نشون می دن و هر لحظه بلندتر می شه
..
سوری از کارگر خونه می پرسه"من باید چیکار کنم؟"
و اون می گه"مامانم گفته زن باید مطیع شوهرش باشه"
اینحاست که همه چیز یادمون میاد که قانون همیشه مردونه اس
..
این نمایش خلاصه و کوتاه یادآور خوبی بود برای اینکه گاهی یه تلفن به خودمون بزنیم و یادمون نره کجاییم
نمایش از دیر باز از آیین وسنن شروع شده و الان با سبکهای متفاوت تئاتر در سرتاسر دنیا مواجه هستیم.
خاستگاه فلسفه آتن بوده و الان...
خاستگاه تئاتر کجاست؟
پیتر بروک این خاستگاه رو بینافرهنگی کرد و گروهی تشکیل داد تا از تمامی کشورها بازیگر داشته باشه و از اسطوره ها و داستانهای قدیمی برای نمایشهاش الهام گرفت و اونهارو در سرتسر دنیا به اجرا گذاشت.
مدرنیته تأثیر خودش رو بر تمامی هنرها گذاشته و هنر تئاتر مستثنا نبوده. متأسفانه تئاتر ایران دوران کلاسیک و مدرن وپست مدرن نداشته یعنی ما تاریخچه تئاتری نداشتیم و به یکباره در دل پست مدرن افتادیم. منظور اینکه راه 2000 ساله را در 100 سال طی کردیم که البته با کوانتومی مولاتا شاید صادق باشه ولی در عمل...
اما... نمایش "گاهی یه تفن به خودت بزن" !!!!!
بهرنگ و behrouz panahandeh این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تئاتر پداگوژیک و یا آگوستوبوال؟
هر دو در این نمایش جای نقد دارد.
منتظر نظراتتون هستم.
البته اول نماش رو ببینید و بعد.
behrouz panahandeh این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مانیفستی علیه ازدواج های قومی و قبیله ای
باب دیلن یکی از بزرگترین ترانه سرایان قرن بیستم در یکی از ترانه هایش سعی دارد دختری را متقاعد کند و به او بفهماند ، آن دختر جایی در زندگی او ندارد و دیلن مردی نیست که آن دختر به دنبال اوست. بند ترجیع و نام این ترانه(it ain’t me, babe) گویای این وضعیت است . دیلن پس از آوردن دلایل و براهین ، مدام به آن دختر می گوید:
No, no, no, it ain’t me, babe(نه،نه،نه عزیزم ، من اون نیستم)
کلیت این ترانه به گونه ای می توان گفت کلیت دیالوگ های شخصیت مرد این نمایش به همسر خود است. نمایش«گاهی یه خودت به تلفن بزن» حکایت مرد و زنی ست که در مسیر پر تلاطم زندگی دست و پای دائم می زنند و به دنبال حقشان هستند. حقی که به هیچ کدام نمی توان داد و به طور شگفت انگیزی به هر دو می توان داد.هر دو دلایل محکمی دارند و در تلاشند که دیگری را متقاعد کنند.مخاطب هم در این اثنا با آن ها همراه می شود و دائم بین این دو دست و پا می زند. در این وضعیت یکی رو به دیوانگی و جنون است و خنده های هیستریک می کند . دیگری فیلش یاد هندوستان کرده و پس از ده سال زندگی مشترک و یک بچه ؛ عاشق دختری شده و در حال ازدواج کردن است. مرد و زن این نمایش که در مسیرهای متفاوتی قرار گرفته اند ؛ دیگر " این دو " نیستند بلکه تبدیل به "یکی" / " دیگری" شده اند و این جدا افتادگی و شکاف به گمانم شاه راه کالبد شکافیِ‌ داستان است.
یکی از صحنه های کلیدی این نمایش لحظه ای است که زن لباس یک پارچه سیاهی را بر تن دارد و به رخت عروس شباهت دارد و مرد با کت و شلوار و کراوات (رخت دامادی) وارد می شود. این تضاد هنگامی تاثیرگذارتر می شود که پیش از این به مخاطب گفته شده ، مراسم عروسی در طبقه پایین به پاست. در طبقه پایین عروسی سفید پوش و در طبقه بالا عروسی ... دیدن ادامه ›› سیاه پوش است.به عبارت دیگر زندگی "یکی" در حال گسستن(سیاه) و زندگی "دیگری" در حال پیوستن(سفید) است. این وضعیت های دوگانه و متضاد یعنی طلاق و ازدواج ( گسست و پیوست) ، بالا و پایین ، سیاه و سفید در طول نمایش جاری و ساری بود و همچون حلقه های زنجیر پیرنگ نمایش را تشکیل می داد. ثنویت و دوگانگی در جاهای دیگراین نمایش نیز حضور داشت مثلا دو شخصیت مرد و دو شخصیت زن در نمایش بودند و یا اینان از روستا به شهر (تهران ) مهاجرت کرده اند و یا از بطن سنت به مدرنیته.طراح صحنه نیز با هوشمندی از همین تضادها نهایت استفاده را کرده بود و به کنایه فضای صحنه را کاملا به رنگ سفید در آورده بود تا بر وجوه دراماتیک نمایش تاکید بیشتری و بیشتری کند. این کنایه وقتی دامنش را گسترده تر کرد که تنها چیزِ کاملا سیاهِ صحنه ، لباسِ زن بود و شاید به این نکته اشاره داشت که تنها چیز اضافه و شاید شوم در زندگی مرد همین زن است و اگر او برود همه چیز سفید می شود.مشابهِ این کنایه در نام شخصیت زن یعنی سوری است که هم به معنای گل سرخ و هم به معنای شادی و خوشحالی است. اما این زن نه شاد بود و نه توانسته بود گل سرخی در دل همسرش بکارد و عشق یک طرفه اش محکوم به شکست بود.
نقطه مشترک وضعیت های دوگانه مزبور مرد است که دائم بالا و پایین می رود. او به گفته خودش زندگی اش را بدون عشق و به اجبار آغاز کرده و حال می خواهد با در هم زدن این نوع زندگی به یک زندگی با عشق و اختیاری برسد.ریشه این وضعیت های دوگانه و متضاد چیست که حال مرد را به نوعی عصیان علیه وضع موجود واداشته است؟ ازدواج سنتی و اجباری. ازدواج اجباری سیاه و ازدواج اختیاری سفید است. ازدواج اجباری گسست و ازدواج اختیاری پیوست می آورد و قس علی هذا. در واقع این نمایش مانیفستی علیه این گونه ازدواج های قومی و قبیله ای بود.
این اثر خالی از ضعف نبود.مثلا زن کلفت که فکر می کنم شخصیت نبود و یک تیپ اجتماعی بود برای نمایش نویس بسان یک عروسک خیمه شب بازی در آمده بود.بدین معنی که غیر قابل باور بود و در مسیر داستانی به خوبی تنیده نشده بود. نمایش نامه نویس او را در هر زمان و هر شرایطی که می خواست بیرون می کشید و در مقابل تماشاگر قرارش می داد و حرف هایی که نمایش نویس نتوانسته بود در مسیر داستان بگوید ، او به روش مونولوگ می گفت و از این طریق با او بازی می کرد.
حرف های بسیار زیادی از قبیل مهاجرت ، زندگی شهری و روستایی ، مدرنیته و سنت ، شاید دوآلیسم دکارتی و غیره این نمایش داشت و به گمانم می شد که به توضیح و تشریح آن ها پرداخت اما در این مقال کوتاه به راستی نمی گنجد. در آخر خرده ای از خانم شهره سلطانی به عنوان انتخاب کننده موسیقی بگیرم که به نظرم به شدت درهم و برهم بود. فضاهای موسیقایی هم دیگر را قطع می کردند و هر کدام در دنیایی متفاوت نواخته می شدند و هیچ کدام با هم ارتباط هارمونیک نداشتند. حتی در جاهایی موسیقی تبدیل به یک عنصر اضافه شده بود و گویی در پشت درب های سالن نواخته می شد و با تمام تلاشی که می کرد نمی توانست راهی به داخل سالن پیدا کند. در جاهایی هم که در سالن حضور پیدا می کرد ، بیش از حد کِش داده می شد. به عنوان مثال در جایی که تم عجیب ، زیبا ، ساده و در یک کلام ؛ شاهکار زبیگنف پرایزنر به نام Reprise Fiest Appearance گذاشته شده بود. این تم بیش از حد ادامه پیدا کرد و پنداری موسیقی به هن و هن افتاده بود و دیگر نمی توانست یاری دهنده فضای نمایشی باشد.


قلم منسجمی دارید...سپاس
۲۱ تیر ۱۳۹۲
Mr. Tambourine Man بسیار نقد وتحلیل زیبایی بود و قلمی بغایت فصیح ممنون از شما .
۰۳ مرداد ۱۳۹۲
خواهش می کنم. راستش شانسی این جوری از آب در آمد.
۰۳ مرداد ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بد نیست آدمها بعضی وقتها یه تلفن به خودشون بزنن!
آذر کیخایی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید