تیوال نمایش گنجفه
S3 : 20:20:04
  ۱۹ بهمن تا ۲۱ اسفند ۱۳۹۴
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: نوشین تبریزی
: الهام شعبانی، پریسا محمدی، فریبا خادمی، یعقوب صباحی، محمد رضا مالکی، افشین سلیمان پور، پژمان عبدی، مجید آهنگران

: افشین سلیمان پور
: محمد قدس
: عسل امین نیا
: آمنه سادات شیخ الاسلام
: بهناز نیک خواه
: الهام شعبانی
: سینا ییلاق بیگی
: فرناز مرتضوی
: بابک شاه علیزادگان
: احسان نقابت
: احسان نقابت، آوازه جواهریان
: با صدای فرزاد برهمن
: ابوذر همتی
: محمد سیاه پوش
: فریبا جدیدی
: علیرضا حسینی، فرید حسینی
: شهرآشوب مفتاحی

گزارش تصویری تیوال از نمایش گنجفه / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با تشکر از کارگردان، عوامل و بازیگران نمایش گنجفه، پس از دیدن این نمایش از نحوه‌ی بازتاب وقایع‌تاریخی، ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی-فرهنگی مردمان کشورمان در دوره‌ی جنگ‌جهانی و همچنین به تصویر کشیدن زندگی اعیانی-رعیتی و استفاده از نوعی رویکرد پسا‌استعماری در نگارش آن نهایت لذت را بردم. در ابتدا و پیش از حضور به عنوان تماشاچی، با سرک کشیدن در نظرات کاربران در همین صفحه که راجع به پی‌رنگ نمایش نوشته شده بودند به یاد درون‌مایه‌‌های اصلی داستان «سقوط خانه‌ی آشر» نوشته‌ی ادگار آلن‌پو افتادم که حول محور افول زندگی اشرافی می‌چرخید، البته پس از نمایش متوجه تفاوت فراوان آنها شدم. از نظر بنده نقاط قوت این نمایش استفاده از گویش‌های محلی و صدالبته موسیقی سنتی و «آواز» در آن به عنوان مؤلفه‌ای کارساز در القای حسی درخور با هر صحنه بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها سالن سایه تئاتر شهر روزهای نسبتا خوبی رو سپری میکنه. اگر دیدن روایت های تاریخی برای شما جذابه، نمایش گنجفه‬ در مجموع شما را راضی از سالن بیرون میفرسته. هرچند به نظرم کار عالی و بی نقص نیست و بعضی بازی ها درست درنیومده بودن ولی با این وجود بازی محمدرضا مالکی رو خیلی دوست داشتم. ضمن اینکه یک جاهایی کار از ریتم می افتاد و شاید حذف بعضی از دیالوگ های غیر ضروری میتونست ریتم کار رو بالا ببره ( که شاید در اجراهای بعدی درست بشه ) ولی در مجموع مشخصه که برای کار زحمت کشیده شده .علاوه بر اینکه نوع داستان، شیوه روایتش، موسیقی، نورپردازی و دکور هم جزو نقاط قوت کار بود و برای من مخاطب راضی کننده بود.
فرزان امیری، شهراشوب مفتاحی و وحید عمرانی این را خواندند
پرنیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مجتبی مهدی زاده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://theater.ir/fa/59725

گفتگو ایران تاتر با نوشین تبریزی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروپاشی خانواده ای اشرافی در دوره ای از تاریخ و مکافات عمل جنایت امیز والدین که فرزندان آنرا به دوش میکشند.
نویسنده قصه فروپاشی این خانواده را که نمود بزرگش در دور ای از تاریخ به فروپاشی کشور و تزلزل در ستون یک کشور اشاره دارد تعریف میکند و موجز و بدون اضافات و شعارزدگی ، طراحی صحنه ساده و قابل قبول، نورپردازی کاربردی، طراحی لباس ساده و موجز و بازی های خیلی خوب بازیگران استفاده کاربردی از موسیقی نشان از توانمندی کارگردان در ارائه نمایش می دهد که با تماشاگر ارتباط خیلی خوبی برقرار می کند. در آخر می خواهم از روابط عمومی کار خانمها فریبا جدیدی و شهرآشوب مفتاحی که با تلاش فراوان در امر پربار بودن سالنهای تاتر کوشش میکنند تشکر کنم .
عطیه غیشاوی
مجتبی مهدی زاده و مینا این را خواندند
امیر مسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((امیدهای عقیم !))

"گنجفه"، به طور یاس آوری شبیه به سریال تلوزیونی بود با همان استراتژی های کلیشه ای ، محافظه کارانه، معمولی و میان مایه در روایت و شخصیت پردازی و همچنین در کاربرد ملودراماتیک پر غلظتی ازموسیقی و برخی بازی های اوراکت برای تاثیرگذاری رقت باری بر مخاطب و تکرارهای مستقیم برای شیر-فهم ! کردن او.... روح پاک زن صیغه ای مرده ،ارباب هوس ران ، زن ارباب توطئه چین ، پسر نیک خانه زاد و پسر نا اهل و قمار باز و خواهر عاشق و....شخصیت هایی در بستر جنگ جهانی و نفوذ آلمانها در ایران ...عنوان گنجفه اشاره ای به نوعی بازی ورق قدیمی است ..و پسر بدسرشت در قمار کل اموال پدرتاجدارش !را می بازد...
بخش عمده روایت واقع گرایانه است اما دکور و طراحی لباس در جاهای بسیار ثابت و یکسان است و به درستی تغییر زمان و مکان را به مخاطب انتقال نمی دهد.
شاید به دلیل زن بودن ... دیدن ادامه » کارگردان و نویسنده این انتظار ناخودآگاه در تماشاگر ایجاد میشود که علاوه بر دیدن حکایتی تازه و نوآورانه ، روایتی هم ببیندکه با دنیای زنانه پدیدآورنده آن اثر سرو کار داشته است، اما این انتظار عبثی است.این نمایش بازتولید نعل به نعل و کلیشه ای از یک روایت مردسالار از مقاطع حساس تاریخی با تکیه بر همان دوقطبی ها و شاخصه های شخصیت پردازی و روایتی بود و هیچ حرف تازه ای حتی در بستر تاریخی که در آن تحقق می یابد، ندارد. موضوع دلایل اقبال از آلمان ها که بعدها در قالب سمپاتی با فاشیسم هیتلری در جنگ دوم هم خود را نشان می دهد ،می توانست دستمایه ی تاریخی جامعه شناسی بسیار جالبی برای یک درام باشد اما در گنجفه به اشاره های محدود و عقیم بسنده شده است .
**
به روی صحنه بردن یک نمایش در شرایط کنونی کار طاقت فرسایی است. قطعا زحمات و تلاش های گروه محترم به هیچ عنوان نادیده گرفته نمی شود
اما به عنوان یک مخاطب که تئاتر عشق بزرگ زندگی اش است و گاهی در هفته دو یا سه نمایش تماشا می کند حق این پرسش را برای خود محفوظ می دانم که چرا در معتبرترین سالن های تئاتر کشورمان با پیشینه ی اجرای نمایش های درخشان ، باید شاهد نمایش های ضعیف یا میانمایه باشیم؟
اگر حال تئاتر ما این روزها خوب نیست ، حال عاشقان تئاتر که قرار است از این عشق نیرو و انرژی فکری بگیرند، بسیار وخیم تر است..
متاسفانه این روزها بخشی از امید و عشق ما دوستداران تئاتر در سالنها جا می ماند و از بین می رود... امیدوارم عشق به تئاتر هرگز نمیرد...افسوس به چنین وضعیتی
درود های بسیار بر ابرشیر جان عزیز..کلامت همیشه بی اندازه با ارزش و دوست داشتنی ست..مرسی
۰۷ اسفند ۱۳۹۴
مهدی جان از محبت تو دوست خوبم مسرورم....ممنون که هستی رفیق
۰۷ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنام خدا
چند کلمه درباره نمایش گنجفه که در سالن سایه تاترشهر در حال اجراست.
وقتی این نمایش به پایان رسید و از تاتر بیرون آمدم با خود فکر کردم چرا این نمایش اینچنین مرابخود مجذوب کرد و بعد خاطره استانیلاوسکی بخاطرم آمد که گفته بود: من در جوانی وارد کار بازیگری شدم و مرتب به همه تاترها سر میزدم و اجراهایشان را میدیدم بعد به یکی از این اجراها آنچنان مجذوب شدم که چندین بار و تقریبا هر شب این اجرا را میدیدم بعد به فکر فرو رفتم که علت مجذوبیت من به این اجرا برای چیست و بالاخره به این نتیجه رسیدم که بازی بسیار طبیعی و رئالیستی یکی از یازیگران این نمایش به نام شپچین باعث جذابیت این نمایش شده است و این واقعیت را در این نمایش چنین کشف کردم که واقعیتگرائی و رئالیسم است که اجرا را این چنین جذاب میکند. در نمایش گنجفه رئالیسم کاملا بر صحنه مستولی است گویی تماشاگر ... دیدن ادامه » در گوشه اطاق این خانواده نشسته و زندگی این انسانها را شاهد است زندگی رئالیستی این افراد ریشه در نوشته بسیار واقعیتگرانه نویسنده و کارگردان این نمایش خانم تبریزی دارد که تبریک ویژه برای ایشان باید در نظر گرفته شود و بازیگران هم با تبعیت از دیالوگایشان که از شمال ایران هستند و داستان در یک واقعه تاریخی زمان جنگ جهانی اول اتفاق می افتد بسیار خوب و واقعی نقش آفرینی میکنند. با امید موفقیت این گروه در این اجرا و در نمایشهای بعدی و اجراهای آینده.
پرویز تاییدی تهران اسفند 94
مهرداد جلیلوند، مینا و امیر همتی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گنجفه درام جذابی است . شما را به شنیدن یک قصه دعوت می کند و وقتی پایان می پذیرد شما را به فکر وادار می کند . کمتر پیش می آید که یک قصه با اینهمه اتفاق به این آرامش از صحنه ای به صحنه دیگر روایت شود و این شوق کارگردان به آرامش در شتابزدگی تاریخ به این دلیل است که گویا تبریزی به عمد خواستار مکث بیشتر بر روی بعضی اتفاقات است .طراحی صحنه کمک به سزایی به این مکث کرده و جزیی از نقاط مثبت این اجراست که ییلاق بیگی به خوبی از پس آن برآمده است . اما طراحی لباس حرفی برای گفتن ندارد و نقطه تعجب برانگیز کار همین است که تبریزی با اینهمه ریزبینی در کلیت اجرا چطور با این طراحی ها که نه ربطی به کاراکترها دارند و نه ربطی به تاریخ اثر کنار آمده است .شاید بودند طراحانی که در زمینه کارهای تاریخی موفق تر عمل می کنند و تبریزی می توانست از طراحی آنها بهره ببرد . موسیقی نیز آنچنان ... دیدن ادامه » در جان اثر ریشه دارد که گویی با اثر زاده شده است و به بالندگی اثر کمک می کند . همین اتفاق در بازی بازیگران کم و بیش دیده می شود . بازی تاثیر گذار سلیمان پور ، متانت بازی صباحی ، صمیمی بودن بازی محمدی ، تسلط عبدی ، آرامش بازی آهنگران ، اقتدار بازی خادمی و نقش متفاوتی که به محمدرضا مالکی محول شده همچون کلافی قدرتمند به کمک اجرا می آیند اما در مورد بازی شعبانی باز هم تبریزی بی دقتی کرده است . شعبانی بازیگر تیپ است و نه شخصیت و تلاش تبریزی برای گذاشتن او در نقطه طلایی صحنه نیز نتوانسته کمکی به بازی او بکند. او نتوانسته روح نقش را زنده کند و به همین دلیل است که حتی احساسات او نیز مصنوعی به نظر می رسد در صورتیکه که این کاراکتر با وجود اینکه مرده است در تقابلی زنده با ملک بانو و جهانگیر به سر می برد و شعبانی با تمام تلاشی که کارگردان برای رنگ آمیزی کاراکتر چه در مونولوگ او وچه در نور و جایگاه او در صحنه داشته گویا نقش را جدی نگرفته است و بازی باورپذیری را ارایه نمی کند . البته به طور کلی مخاطب با اثری قابل تامل مواجه می شود که حتما ارزش دیدنش را دارد و چند نقطه ضعف ذکر شده نمی تواند لذت دیدن اثر را کم کند .
شهراشوب مفتاحی، sonia gh، behrad rad، مجتبی مهدی زاده و امیر همتی این را خواندند
n s و پرنیان این را دوست دارند
سلام آقای دکتر وقتتون بخیر و خوشی
راستش من کار و دیده بودم به همراه دو تن از دوستان که الان تماس داشتم به خاطر بنده حتما مطلب شما و بخونند.
چند نکته لازمه که اعلام کنم
1نقدتون پر محتواست اما حالات تخریب گرایی داره که بیشتر به ضرر گروه بوده تا افرادی.
2شما ... دیدن ادامه » به تازگی به جمع خانواده پر مهر تیوال ملحق شدید که جای سوال پیش میاد فقط بخاطر این نمایش شما به خانواده ما ملحق شدید؟پس یا شما تئاتری نیستید یا نیت بدی دارید.
3خانم تبریزی بهترین نمایشها و من چه در دید بازیگری و چه در دید نویسنده و کارگردان دیدم که زیبا ترینش و در سالهای گذشته در جشنواره دیدم که نشان دهنده سواد بالا و مطالعه دقیق ایشان هست
4کاملا با موسیقی مخالف بودم و هستم و خواهم بود
5من بازی تاثیر گذاری از هیچ یک ندیدم حتی این اسامی که اعلام کردید تا بحال به گوشمم نرسیده بودند تا اینکه بازی انها و دیدم خب رنگ امیزی صحنه نشانه شناخت کافیه طراح صحنه و نور نسبت به متن نشان میدهد گریم ها بنظر منی که 11سال تئاتر میبینم کاملا دقیق و بجا بوده طراحی لباس با توجه به تجربه بالای شعبانی بنظرم کاملا بجا بوده حال که شما حتی به طراحی لباس هم ورود کردید میگویم که اگر بنظر شما مشکل طراح هست باید بگم مشکل کارگردان هست که او باید حرف اخر و بزند و این و همه مردم میدانند پس طراح لباس قصوری نکرده است
۰۴ اسفند ۱۳۹۴
من امشب کار رو دیدم،از نظر من خیلی هم کار خوبی بود،هم طراحی لباسش،هم طراحی صحنه‌اش،هم بازی بازیگراش،همه چیزش برای من جذاب بود،اما توهین به کسی که نظرش رو میگه پسندیده نیست،این آقای عرفان عزیزی به خصوص مواضعشون خیلی شرم‌آور و توهین آمیزه.اینکه به صرف ... دیدن ادامه » یک نقد دو خطی کسی رو متهم به تخریب نمایش کنیم کار درستی نیست خانم مینا.
۱۲ اسفند ۱۳۹۴
جناب فدایی نقد خدمتان عرض کنم کار شناس است وخود من حتی بعضی از دوستان گرامی در همین تیوال مانند جناب دانش یا نیستاکی استفاده می کنم چون این دوستان گرامی که در حین نقد تحلیل هم می کنند بله مهنم با شما موافق هستم کار یکی از دوستان درست نبود متاسفانه این ... دیدن ادامه » یک معضل است در فضای مجازی ما وبا تشکر ازاینکه نظر تان را مطرح فرمودید .سپاس.
۱۲ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این نمایش بازهم کارگردان مجبور بوده طراحی و صحنه ی خود را به مقتضای سالن وبضاعت اندک بودجه تعریف کند و ترتیب دهد. ای کاش بودجه این نمایش و تئاتر فقیر ما به تبریزی این امکان را می داد که موقعیت های پس زمینه ای که به اصطلاح از رادیو پخش می شود را به صورت فیلم و اسلاید بر پرده نشان می داد تا نمایش تلفیقی مستند داستانی زیباتر وجنبه تصویری و قابل استناد تری به خود می گرفت.
بی جا نیست اگر گفته شود که لازم است آموزش و پرورش ترتیبی دهد که این نمایش در سراسر ایران ، برای همه دانش آموزان به اجرا درآید. زیراقابلیت آن را دارد که درسر زنگ های تاریخ همه دبیرستان های ایران به اجرا گذاشته شود. نگارنده از همین جا به همه مدیران دبیرستان و معلمان تاریخ توصیه می کنم که این نمایش را ببینند و دانش آموزان خود را تشویق به دیدن آن و دادن کنفرانس و نقد و نظر در سر کلاسها ... دیدن ادامه » کنند.
کاظم هژیرآزاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاداشت استاد هژیر ازاد درمورد گنجفه
کاری از نوشین تبریزی

مجموعه تئاتر شهر، سالن سایه، ساعت ۲۰

آیا زندگی بازی است؟
پیش از دیدن نمایش "گنجفه" نوشته و کار " نوشین تبریزی" ، بروشور این نمایش را دیدم . به نظرم این کلمه آشنا می آمد که جایی ، زمانی آنراشنیده ام اما هرچه فکر کردم معنی آن به یادم نیامد. باخود گفتم حتما با دیدن نمایش این لغت مهجور برایم معنی می شود ونیازی به پرسش از کسی نیست. اما از تماشاخانه که بیرون آمدم هنوزمعنی این واژه برایم مکشوف نبود. از یکی دونفرپرسیدم نمی دانستند. اما یکی گفت صندوق خانه! دیگری گفت به نظرش نام قدیمی گنجه است! به خانه که رسیدم ، سراغ فرهنگ معین رفتم. آه از نهادم بلند شد. یادم آمد که قبلا هم به این لغت برخورد کرده بودم اما از خاطرم محو شده بود.
گنجفه نوعی بازی با کارت ها - چیزی شبیه به "پاسور" – بوده ... دیدن ادامه » که در زمان قجر ها مرسوم بوده است. کارت هایی منقوش به تاج، شمشیر، غلام، چنگ، برات ، قماش، سرباز،شاه و... که هربسته هشت تایی اش دوازده ورق داشته که رویهم رفته 96 برگ می شده است. دستگاهی هم برایش ساخته بوده اند که با آن بازی یا قمار می کرده اند.
انتخاب نام یک اثر هنری ، - نمایشنامه ، رمان یا داستان - توسط نویسنده به مخاطب کمک می کند که داستان و ماجرا و اثر را بهتربفهمد و با آن رابطه ای بیشتر و بهتری برقرار کند، زیرا این نام یک استعاره است . قصه این واژه را معنا نمی کند ولی تو را به کشف انتخاب این واژه وامی دارد که بگردی و ببینی استعاره این انتخاب چیست.
ماجرا تعریف مقطعی از زندگی خانواده یک شاهزاده قجری در حال ازهم پاشیدگی و چگونگی فساد اخلاقی ومنش و خوی آنها را به تصویر می کشد. در واقع داستان گنجفه، تعمیم جزء به کل خانواده های سلسله قاجار است که چگونگی نابودی ناگزیر مال و اموال و قدرت، قوم قاجار را فاش می کند. نمایش ضمنا این قصه را درموقعیت زمانی و بزنگاه تاریخی آخر دهه 1290 خورشیدی و رقابت روس و انگلیس برای دست یابی به ایران با نیت تقسیم آن به شما ل و جنوب که در نهایت منجر به پیش دستی و کودتای انگلیس ها توسط رضا خان علیه قجرها شد وهمچنین شروع جنگ جهانی دوم وحضور آلمان نازی در ایران و نزدیکی رضا خان به آلمان وپیروزی متفقین برمتحدین و پایان جنگ که منجربه شکست آلمان و تبعید رضاخان و استقرار شاه جوان به جای او را در پس زمینه این قصه نشان می دهد.
اما قصد خانم تبریزی از انتخاب نام "گنجفه" برای نمایشش بیش از معنی این لغت است. شاید بتوان گفت که این نام، بیان کنند و نمایشگر اصلی ترین ایده این نمایش از نظر این نویسنده و کارگردان است که می گوید زندگی خود یک بازی قماربوده و هست که گاه یکی برنده و دیگری بازنده می شود. وما آدم ها کارتهای این گنجفه ی پر از تضاد و تناقضیم . در این بازی ، چه جان های بیگناه و چه استعداد های شگرف و چه نیرو های باالقوه ای به عبث پامال حوادث شده و می شود. اما نگارنده که خود را تماشاگری امیدوار به تغییرو بهبود زندگی دانسته و اعتقاد دارد که زندگی بازی قمار نیست بلکه هم نهاد (سنتز) تضاد و تخاصم منفی و مثبت ، نو و کهنه است که فرهنگ کهنه به ناگزیرمقهور فرهنگ بالنده و نوین می شود وبه قول معروف دیرو زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. تبریزی این تضاد را به خوبی نشان می دهد ولی ما را به این اندیشه یاد شده رهنمون نمی شود یا شاید بتوان گفت که راهنمایی اش بسیار پنهان است و رسیدن به آن را به خود ما واگذاشته که بجوییم و بیابیم و از ذن خود یاراو باشیم.
اگر هنر را انعکاس واقعیت در اوصاف و تعابیرهنری بدانیم ، نمایش گنجفه با همه کمبود های تئاتر بی بضاعتی تئاترما و آنچه لازمه به تصویر کشیدن این قصه و موقعیت زمانی پیچیده ی آن است به هرشکل و به هر حال با اغماض از نارسایی هایی که ربطی به خالقین و تولید کنندگان اصلی اثر در راس آن کارگردان و نویسنده در کل کشور ندارد, و می توان گفت که " گنجفه" به این مرتبت و قد و قواره یک اثرهنری درخور رسیده و مخاطب را راضی از تماشاخانه بیرون می فرستد. او قصه این درام خانوادگی را درآن فصول پیچیده تاریخی به خوبی بیان کرده و به زبان درام به تصویر کشیده است.
و نیز بازی های خوب فریبا خادمی، یعقوب صباحی ، محمدرضا مالکی، الهام شعبانی، پریسا محمدی, پژمان عبدی، افشین سلیمان پور و مجید آهنگران نیز این نمایش را به یک تابلوی نقاشی دیدنی تبدیل کرده است. تماشاگر به راحتی با قصه آن اخت می شود و موضوع و مقطع زمانی حساس تاریخی را درمی یابد. گفتگوها بی طمطراق ، در نهایت ایجاز، درخدمت شخصیت سازی و پیشبرد قصه است. این نمایش بخصوص برای دانش آموزانی که تاریخ معاصر را در کتاب های مدرسه می خوانند مفید است.
مجتبی مهدی زاده، مینا و دکتر محسنی این را خواندند
elham rohparvar این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از آنجا که تئاتر آئینه یاد آوریهاست و هنری درست است که مقصد و هدف معینی نداشته باشد الا رسیدن به خواستگاه اصلی روح که آنهم باید به دم الهی به فضل و کمال رسیده باشد، پس هنر آدابی دارد و هر آداب رفتاری در پی... حس گل را باید کنار پنجره و آفتاب فهمید، همه دردهای شبانه ایست از زنبقهای سفید معرفت ،که در هر کوله باری نیست... حیاتی که مرتبط ،خشم میزند خویشتن را، گاری در گاری، خود بینی هارا دور می‌ریزد،پرنده در پرنده، مهربانی و تواضع می آورد،به شرط آنکه در صحرا تشنه، آواز نخوانیم ،چرا که صحرا سخت درک میشود، برای کسی که ستاره را نفهمد و باز جرات زمزمه کند... و بخشی از آنچه در هنر میدانم را در نمایش گنجفه به کارگردانی نوشین تبریزی دیدم... امیدوارم حال سینما و تئاترخوب شود و حال اهالی معصوم آن خوبتر... به پاس تلاشهایتان . خدادادجلالی.
مهدی حسین مردی، مینا و n s این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکتر محمود عزیزی ؛اقای ساربان؛ جناب حسین پاکدل؛ سرکار خانم مقتدی ؛ اقای اصغر همت ؛ اقای جواد عاطفه؛ احمدرضا گنجه‌ای؛اقای جعفریان؛ علی برجی؛ اقای گلسفیدی؛ افشین هاشمی ؛پیام امیرعبدالهیان ؛منوچهر علیپور خانم پهلوان زاده ؛ اقای صمدی؛جناب حاج‌یوسفی؛ سر کار خانم دباغی
هنرمندان عزیزی که تا به امروز از نمایش گنجفه دیدن کرده اند.
دکتر محسنی این را خواند
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی نظیر درجه یک

یک متن با چهار چوب و گارگردانی عالی وبازی هایی روانو پخته
در کل بعد از مدتها تاتر دیدم
سطح کار بالا تر از اجراهای امروز تاتر ایران بود والبته دکور ونور هم عالی در کل خیلی خوبو بی نقص بود .حسین رفیعی.
دکتر محسنی این را خواند
مهدی حسین مردی، Marillion و *مرضیه* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت این نمایش فراهم گردید.
طراح صحنه و لباس هم لطفا بنویسید .منظورم عوامل ان ها را.
۱۴ بهمن ۱۳۹۴
سلام بانو حق با شماس . اسم دوستان جا افتاده . طراح صحنه: جناب اقای سینا ییلاق بیگی و طراح لباس: الهام شعبانی هستند.ممنون از یاد اوریتون
۲۱ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید