تیوال فیلم قاعده‌ی تصادف
S2 : 12:15:00
  ۲۳ اسفند تا ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲


: بهنام بهزادی
: بهنام بهزادی
: اشکان خطیبی، مهرداد صدیقیان، بهاران بنی‌احمدی، محمدرضا غفاری، الهه حصاری، مارتین شمعون‌پور، ندا جبراییلی، روشنک گرامی، سروش مالمیر و با حضور: امیر جعفری، سروش صحت، امید روحانی
: بهنام بهزادی
:  بهنام بهزادی
: امین جعفری
: مارتین شمعون‌پور
: یداله نجفی، رشید دانش
: فاطمه زیوری
: فاطمه زیوری
: سیمین آزادی
: سودابه خسروی
: امیرحسین قدسی
: نگار نعمتی
: امیرحسین قاسمی
: جوادرضا سلیمانی
: ابراهیم زاهدی‌فر
: ابراهیم زاهدی‌فر
: بهرنگ دزفولی‌زاده

:  
خلاصه داستان: «قاعده تصادف» روایتی از زندگی یک گروه تیاتری است که درگیر آماده کردن این نمایش و رساندن آن بە اجرا می باشند.

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امیر :میدونی داری چیکار می کنی ؟
شهرزاد : تقریبا
امیر : یعنی چی ؟
شهرزاد : نمی دونم آدم بعضی وقتا یه جاهایی گیر می کنه ، دیگه فقط باید بره جلو ، به هیچی فکر نمی کنی ، سرتو می ندازی پایین ، می ری تو دیوار
با یه مکثی میگه ، آدم فکر می کنه می دونه ، بعد آخرش می گه می ری تو دیوار
۱۷ خرداد ۱۳۹۳
@شاهین باقری اذیتم کردی دیگه نمیذارم دیگه :)
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
نه من پسر خوبیم!
۲۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تکمیل ـه دسته بندی: دیالوگ های ماندگار + قیافه های ماندگار

- امیر ولی تو رو گوشیتو سوراخ کردنا اینقدر زنگ میزننا! فامیل نداری؟!
امیر(اشکان خطیبی) با قیافه ای ماندگار: نه من همون سالی که اومدم تهران واسه ی نمایش، کلن از زندگیشون بیرونم دیگه، تئاتر خوششون نمیاد.

تقدیم به(عادت کردم!) : کارگردانی که شاهکارش را به پدر و مادرش تقدیم می کند!
به نظر من کاملا فیلم تیاتری بود>انگار بازیگرا داشتن تیاتر بازی میکردن
کیمیا TAV و اوا.ت این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من موضوع این فیلم خیلی خوب بود باید از این موضوع برای ساخت سریال استفاده کنن خانواده ها ببینن . جای این سریالای...
ی مشکلاتی رو بیان کرد ک ب نظر خیلی ها مشکلات بزرگی نیستن اما هستن....
واقعا دوست داشتم
بی ربط است به نظرتان اما ای جان به آواتارتون.
حال خوبی دارد این دختر جوان و زیبا.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
;)
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
مرسی مینا جونم بچه ها و شما لطف دارید زیــــــــاد! :))))
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو جزیره ما وقت سفر، سه نفر میان برات چمدون می بندن.
یکی میاد وسایل ضروریتو میزاره تو چمدون که چیز مهمی جا نزاری.
یکی هم میاد همه چیزای غیر ضروریتو برات می بنده که وقتی بهشون احتیاج پیدا می‌کنی خوشحال می شی.
یکی‌ام میاد "سنگ" میزاره تو چمدونات، که بارت سنگین شه، نتونی بری، یا دوباره مجبور شی برگردی.
بنام آنکه عاشق است
اینجا هواش بجای اکسیژن پره از ذره های باکتری که میخوان افکارمو تجزیه و تحلیل کنن...اینجا نه گرماش از سر گرم بودنه نه سرماش از سر سرد بودنه.همه چی واسه لج کردن با منه.بهونه میگیرم وقتی از خودم میپرسم چند وقته تو این چهار دیواری سربی گیر ... دیدن ادامه » افتادم؟؟؟زمان؟..........زمان که همون روزهای اول از دستم در رفت...ولی یادم نرفته وقتی بهم سخت میگذره زمان کندتر حرکت میکنه و وقتی سرخوشم زمان سرسری از سرم میگذره.اینم یه نوع لج کردنه...
صورتمو که نمیبینم ولی از چینو چوروکایی که رویه دستم افتاده فهمیدم زمان زیادیه اینجام.حالیمه که سن پرنده هارو از رو پنجه هاشون اندازه میگیرن و سن درختارو از رو رگه هایی که رو تنشون می افته اما اینجا من نه درختم نه پرنده.اما خوب میفهمم.آره حالیمه که اینجا فقط دو رنگ سربی و سیاه هست.من از سربی دیوارها و سیاهی اطرافم روزی یک رنگ میسازم که یادم نره منم آدمم و باید تنوع احساس کنم.
یک قسمت کوچیکی از مونولوگ نمایش عنکبوت به نویسنده گی محمود باجولوند
۱۱ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استفاده از بازیگران به قدری کوتاه و در هم تنیده بود که تفکیک شخصیت های داستان واقعا مشکل بود. چهره هیچ کدا م از شخصیت ها به خوبی پرداخته نشده بود. من فیلم قبلی آقای بهزادی را "تنها دو بار زندگی میکنیم" خیلی دوست داشتم. و در مقایسه این دو فیلم ایشان میتوانم بگویم ایشان در فیلمنامه هایی که با تعداد کارکترهای محدودتر و کمتر مواجه هستند، موفق تر می باشند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی به دیدن فیلم مشتاق بودم، ولی جذبم نکرد، یه حرفایی زد، ولی ای کاش انقدر تحت تاثیر درباره الی نبود ،انقدر که آدم رو در حین تماشا وادار به مقایسه میکنه و در این مقایسه مغلوبه از هر جهت!
کیارش، وحید عمرانی و کیمیا توکل نیا این را خواندند
mahmood jafari و تایماز موسی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت واقعیت بود . فقط بازی پسر گندهه خیلی آماتور بود
تایماز موسی زاده و کیمیا توکل نیا این را خواندند
عیسی متقیان فرد و زهرا چشمه این را دوست دارند
منظورتون فکر کنم مارتین شمعون‌پور است
۳۱ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من قاعده تصادف رو دوست داشتم ، و این دوست داشتن از اونجایی شروع شد که اسم بازیگرا همین جوری نیومد بره و یه تیتراژ کار شده ی خوش رنگ دیدم

کلا طراحی صحنه و لباس و نور و رنگ و فیلمبرداری رو دوست داشتم

اشکان خطیبی نمی تونست راضیم کنه ولی بقیه همه ( جز دو تا دخترای نقش فرعیتر )برام باورپذیر بودن ، و از نظر شخصیتی بیشترین احساس نزدیکی رو با شهرزاد داشتم

دست مارتین شمعون پور درد نکنه که انصافا با اینکه فیلم سعی کرده موسیقی متن نداشته باشه موسیقی خیلی خوبی برای فیلم ساخته بود و بازیش هم جالب بود فقط شوخی هاش یه جاهایی زیادی بد می شد و جا داشت مثل همون دختره بگم : انقدر بدم میاد از این شوخی پسرونه ها...

فیلم رو فقط با خودش مقایسه می کنم نه هیچ فیلم دیگه ای ، برای من یک تجربه ی دلنشین بود
قاعدۀ تصادف عالی بود. روایت، ساختار، بدون هیچ ایراد و یا نکتۀ اضافی ....بهنام بهزادی عالیه... عالی
۱۹ تیر ۱۳۹۲
خیلی موسیقی اش خوب بود.
۲۰ تیر ۱۳۹۲
فیلم رو دوست داشتم. خیلی خوب کار شده بود. همه جیز سر جای خوش بود. تقریبا همه خوب بودن. در کل کار خوبی بود در جشنواره و جزو خوب ها بود.
۰۳ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من که فیلم خوب و سرپایی بود !
فیلم رابطه ی جالبی را توصیف میکرد بین پدر شهرزاد و خود شهرزاد که به نظرم بسیار به واقعیت نزدیک بود !
و بر خلاف برخی از دوستان من فیلم را ، فیلم موفق می دونم !
و البته باید گفت که حتما از درباره ی الی تاثیر گرفته بود .
به نظر من اصلا فیلم موفقی نبود

- شخصیت پردازی خیلی ضعیف (پایان داستان با مسئله گروه و مشکلان همزاد پنداری ایجاد نمیشد)
- رابطه دوستان کاملا دم دستی
- رابط علی معلولی در فیلم ضعیف (نمونه‌اش تو دعوا شهرزاد و بعدش دوستانش با پدر در پارکینگ )
- بازی‌های متوسط ... دیدن ادامه » به جز امیر جعفری که خوب بود
فیلم قبلی این کارگردان (تنها دو بار زندگی می کنیم) خیلی جلوتر از فیلم جدیدش بود
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
خیلی فیلم عالی بود کاش مردم به جای اینکه فیلم مزخرف رسوایی را ببینند قاعده تصادف را بیشتر ببینند
۱۶ تیر ۱۳۹۲
من هنوز نفهمیدم چطور تئاتری که هنوز در ایران اجرا نشده باید در خارج روی صحنه بره؟؟؟اونم حتماً...پدره هم مشکل داشت خودشم پا میشد با اونا میرفت...خیلی داستان پیچیده ای نبود که قابل حل نباشه!هر چند میدونم فیلم روی دروغ مانور میداد ولی این موضوع بهانه ی خوبی ... دیدن ادامه » نبود.
به نظره من فیلم ایراد روایی داشت و خیلی مقلدانه ساخته شده بود.
۲۰ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«آدمیزاد می تونه خودشو هم سورپریز کنه. »



دیالوگی از زبان امیر ( اشکان خطیبی ) در فیلم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه تعدادی از تماشگران فیلم سینما را با رستوران یا آخور اشتباه گرفته بودند و در تمام مدت پخش فیلم مشغول خوردن چیپس با ماست و بقیه اجزا خوراکیهایشان با بوهای نامطبوع که در کل سالن پخش شده بود بودند لطفا اگز فرهنگ سینما را ندارید وارد سینما نشوید
من خودم با این مسئله به شدت مشکل دارم، اما این رو هم پذیرفتم که یکسری فقط برای تفریح سینما میرند.
به همین خاطر فیلم های جدی رو موقعی میرم که سینماها خلوت باشه
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
ها ها! آخور رو خوب اومدی همچین عمق انزجارت رو نشون داد!
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
این که چیزی نیست...رفتیم تئاتر،طرف موبایلش زنگ زده حدود 3 دقیقه با صدای بلند داره حرف میزنه بدون توجه!!!حالا به اون اضافه کنید صدای نچ ها و هیس ها رو...
۲۰ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم متوسطی بود در مجموع، توقعم از فیلم با توجه به تعریفهایی که شنیده بودم خیلی بیشتر یود، مضمون فیلم تکراری بود فکر میکنم تو یه سریالی حدودا هفت هشت سال پیش دیده بودم مشابه این رو
و البته با اینجور مضمونها خیلی در زمان حال نمیشه همذات پنداری کرد همچین پدر مستبدی در این دوره زمونه خیلی بعید و دور از ذهنه ... و این اصرار کارگردان که بخواد همه چیو شفاف توضیح بده و یه نتیجه گیری اخلاقی در انتها داشته باشه برام جالب نبود
نقطه قوت فیلم بازی بازیگرها بود از نظر من.
خوب اینم نظر شماست ...!
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
برای من بیشترین همذات پنداری با شهرزاد بود ، اتفاقا برام جالب بود و همش با خودم فکر میکردم اگه بابای من بود خیلی سخت تر با من برخورد می کرد ، حتی وانمیستاد اینجوری باهام حرف بزنه ، می گفت نه خلاص . مستبد نبود ، حداقل می شد گفت پدر بقیه که بهشون دروغ گفته ... دیدن ادامه » شده بود خیلی مستبد تر بودن ، شهرزاد حداقل احتمال جواب مثبت شنیدن رو داده بود که به باباش گفته بود

اینکه بذاری دختر 20ساله ات تنها بره خارج ، شاید برای کمتر کسی مورد قبول باشه
۱۹ تیر ۱۳۹۲
شما به این پدر میگید مستبد؟درهمین دوره زمانه ای که شما می فرمایید چه بسیارند اینگونه والدین ...
۲۷ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع فیلم تازه و نو ، و فرم و ساختار بسیار دلنشین بود ...
زیاد موافقم نیستم، امیدوارم وقت کنم نظراتم رو به طور کامل بنویسم در مورد فیلم.
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۲
استقبال می کنیم ، لطفا وقت کنید ...
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
چشم حتما، سعی می کنم جمعه بنویسم
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوبی بود ..به نظرم تصمیمی که در آخر داستان گرفته شد بسیار احساسی بود و غیر واقعی ، چون در عالم واقعیت هیچ کس چنین کاری نمیکنه متاسفانه یا خوشبختانه ...!
من هم با این که پایان فیلم رو کمی دور از واقعیت میدونم ولی این پایان رو بیشتر می پسندم!
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۲
شما نسل چهارمی هستین؟ اگه هستین میکنین ولی اگه نسل سومی هستین شاید نکنین!
۲۷ خرداد ۱۳۹۲
آره به نسله، نسلی که تو فیلم نمایش داده شد، نسلی که ممکنه یه روزی با نسل پدر شهرزاد یکی بشه که امیدوارم نشه
۱۰ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
به نظرم فیلم خوبی بود و بازیها بسیار خوب انجام شده بود
و فکر می کنم سبک فیلم بسیار شبیه به درباره الی... بود ولی با این حال بسیار از دیدنش لذت بردم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد هوشنگ گلمکانی بر قاعده‌ی تصادف:
می‌توانید حدس بزنید چه‌قدر وقت و انرژی صرف این پلان‌سکانس‌ها شده؟ این‌ها را صرف چیزهایی دیگری باید کرد. صرف ورز دادن رابطه‌ها و دقیق‌تر ساختن شخصیت‌ها و پرداختن دیالوگ‌ها و اجرای لحن آن‌ها. مثل ساختن شخصیت پدر که از پدرهای سنتی و سخت‌گیر دور شده، و رفتارش قابل فهم و درک و احترام است. می‌شود دیدگاه و تصمیمش را دوست نداشت اما او را درک کرد و در برابرش گارد نگرفت. این تقابل نسل‌ها در زمانه‌ی ما برنده‌ای ندارد. یک تقابل باخت- باخت است. هر دو طرف ممکن است بابت اندک موفقیتی احساس رضایت کنند اما هر دو در عین حال احساس شکست هم می‌کنند... فیلم دوم بهنام بهزادی به اندازه‌ی فیلم اولش تجربه‌ی هیجان‌انگیز و غافل‌گیرکننده‌ای نیست. به جای چالشی روایی که نکته‌ی اصلی فیلم اول بود این‌جا درگیر مضمون و حذف تدوین ... دیدن ادامه » است. اما هنوز به این فیلم‌ساز جوان امید داریم.
نسل چهارم بازنده نیست چون نمایندش شهرزاده که رک و پوست کنده همه چیو به پدرش میگه و این پدرشه که بازنده اس
۲۷ خرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"قاعده ی تصادف" (بهنام بهزادی)

اول از همه اسم بسیار خوب و درست فیلم!
در یکی از صحنه ها منظور از این قاعده بیان میشه(هرچند که میشه حدس هم زد!)،و شاید اصلا قراره تو فیلم این قاعده رو یاد بگیریم....
تا یه جاهایی هم خوب جلو میره اما نه تا آخر...!
یعنی به جاهایی میرسه که شاید دلیل این پیچیدگی فیلم رو ندونیم..چون واقعا موضوع پیچیده ای نیست اما چون حرف داستان گم شده به این پیچیدگی کاذب میرسیم.

داستان فیلم جذاب و پر کشش می باشد:
داستان جوانانی که بعد از ماه ها تمرین باید برای اجرای تئاتر در جشنواره ای خارجی اعزام شوند؛اما برای یکی از اعضا مشکلی پیش می آید...(چه خوب که تئاتری هستن!)
دختری که می باید پدرش رو متقاعد کنه و تا یه جاهایی هم خوب حرف می زنه و جلو میاد اما بنا به روند داستان خارج میشه و پدرش حضور داره...
اما این پدر و بچه های دیگه علاوه بر اینکه بی سنخیت هستن،کمی هم به حال خودشون رها میشن،طوری که منتظریم یکی از همون صحنه های دونفره دختر و پدر تکرار شه،اما...

بازیگران فیلم بنا به داستان تئاتری بازی می کنن و دیالوگ هایی که شاید در سینمامون مرسوم نیست و به اصطلاح پینگ پنگی و پشت هم بیان میشن.
اشکان خطیبی و مهرداد صدیقیان بیشتر از انتظارم بودن...با وجود اینکه همه بازیگران دیگه هم به خوبی از پس نقش هاشون براومدن.
از حضور خوب مارتین شمعون پور هم به وجد اومدم! مخصوصا با نقش و دیالوگ های دوست داشتنیش....امیر جعفری هم خوب و روان بازی میکنه و شاید اگه نقشش محکم تر نوشته شده بود بهتر هم میشد.

دوربین ... دیدن ادامه » روی دست موضوع فیلم رو ملموس تر میکنه...یعنی به چشم میاد ولی نیاز فیلم همینه...

در قاعده تصادف کارگردان عزیزمون یکم از فضای فیلم قبلیش(تنها دوبار زندگی میکنیم) فاصله گرفته و به اجتماع وسیع تری اومده و به حق هم از پسش بر اومده و فیلم بزنگاه های دوست داشتنی و خوبی داره...فقط کاش 20 دقیقه ی آخر ریتم کار نمی افتاد...
پایان فیلم هم برام نه ملموس بود نه دوست داشتنی!

در کل این فیلم به دوستداران بهزادی و فیلم خوب قبلیش توصیه میشود...پشیمون نمیشین!
امیرجعفری بهترین هست حتی اگه خیلیها نخواهند این موضوع را باور کنند این که کاندیدای جایزه شده خودش این موضوع را نشان او وهمسرش حتی اگر جایزه نگیرند بهترین وفوق العاده اند وازخیلی از چشم رنگیها هم بهترند وبسیار بی حاشیه اند واقعا به او وهمسرش تبریک می ... دیدن ادامه » گویم وامیدوارم بیش از پیش موفق شوند وروزی به جایگاهی که مستحق آنند برسند
۲۴ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهنام بهزادی تا به حال یک فیلم به نام "تنها دوبار زندگی می کنیم" ساخته است و نام خود را به عنوان کارگردانی با جسارت و خوش فکر سر زبان ها انداخت...به همین دلیل انتظار ها از قاعده تصادف بالا بود که متاسفانه انتظارات را براورده نمی کند...
نه اینکه قاعده تصادف فیلم بدی باشد...قاعده تصادف یک فیلم متوسط است و هرگز به فیلم قبلی کارگردان نمی رسد..فیلم برای کارگردان یک چالش تازه البته دارد...فیلم از تعداد زیادی پلان سکانس های طولانی تشکیل شده است که هم کار کارگردان و هم کار بازیگران را بسیار دشوار می کند که به خوبی از پس این چالش برآمده اند..پلان سکانس هایی که از 7 دقیقه شروع شده و حتی به 20 دقیقه هم می رسد!
بازی اشکان خطیبی کنترل شده است و امیر جعفری تقریبا خوب است...مارتین شمعون پور که در اصل آهنگساز است در این فیلم هم نقش آهنگساز گروه تئاتری را ایفا می کند و بهترین ... دیدن ادامه » بازیگر فیلم است..
دغدغه کارگردان برای نشان دادن اختلاف سلیقه و افتادن شکاف بین نسل ها بدون اینکه حق را به هر کدام از دو گروه بدهد خوب است..


نکته:شخصیت شهرزاد در این فیلم همان شهرزاد فیلم "تنها دو بار زندگی می کنیم" است... ...لحن شازده کوجولو مانند.... لباس و جعبه و گوی ها و کوله پشتی...و ده لیو..بهنام بهزادی امضای خودش را در فیلم با هوشمندی گنجانده است...
غزاله کهن دل و مصطفی آذرکمان این را خواندند
فریده کیوانی، SiNa و سروین سیف این را دوست دارند
امیرجعفری عالی است درهمه جا تئاتر-تلویزیون-سینما وزندگی شخصی امیدوارم روزی برسد که همه به این باور برسند وبا قیافه قضاوت نکنند ایشان و همسرشان مستعدترین وفوق العاده ترین هنرمندانند
۲۳ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از کارگردانی با کارنامه ی فیلم درخشان "تنها دو بار..." انتظار این فیلم نمی رفت. سکانس - پلان ها می توانستند نقطه قوت فیلم باشند به شرطی که با حجمی از چرند پر نشوند. بازی اشکان خطیبی و همه ی دختران فیلم به شدت بد بود. سکانس -پلانِ پارکینگ اونقدر نا متناسب و بی هدف کش اومد که پایانش مشابه پایان فیلم نخ نما بود... تلاش هایی که در ربط دادن این دو فیلم از سوی برخی مخاطبان در جاهای مختلف دیده شده، چیزی به ارزش این فیلم اضافه نمی کنه... از یادآوری شباهت ها با "در باره الی" هم می شه به سادگی عبور کرد چون صحنه های صحبت پیرامون شهرزاد نتونسته حتی به درباره الی نزدیک هم بشه.
ممنون، استفاده کردیم
با توجه به نوشته شما برام جالبه چطور یه سری نقد‌های مثبت همین طور داره از سمت منتقدها برای این فیلم نوشته میشه.


۱۷ بهمن ۱۳۹۱
به هرحال هرکس نظری دارد ولی درکل فیلم خوبی است به هرحال تا اکران عمومی باید صبرکرد به امیرجعفری وکارگردان فیلم به خاطر این فیلم وکاندید شدن برای سیمرغ تبریک می گویم
۲۴ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید