تیوال نمایش قلعه انسانات
S3 : 07:30:36
امکان خرید پایان یافته
  ۱۱ تا ۲۰ شهریور ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰ و ۲۰:۰۰
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: علی شمس
: پریسا نظری
: پیرو کاردانو، کلودیو کوتونیو، پریسا نظری

: اصغر دشتی
: ماگالی استندلر ،بهزاد رحمانپور، نغمه معنوی
: محمد رضا کیوانی
: محمد شمس

محصول مشترک کمپانی سالا اونو (رم) و کمپانی تاتر دن کیشوت  

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش قلعه انسانات / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
افسوس می خورم که از فرصت تماشای نمایش دوست فرهیخته ام محروم ماندم..
قطعا علی شمس از استعدادهای بزرگ و درخشان تاتر است .

Circo massimo

عالیا این را خواند
ابرشیر، نیلوفر ثانی و محمد رحمانی این را دوست دارند
هانیه عزیز به تیوال خوش آمدی.
علی شمس گرامی قطعا از کارگردانان و نویسندگان با استعداد و با سواد تاتر امروز ما است.امیدوارم هم تو و هم همه تاتردوستان شاهد اجراهای نمایش هایش در همه جای ایران و دنیا باشیم.
دوستی با او قطعا بسیار آموختنی و به دلیل روحیه ... دیدن ادامه » و شخصیت شاداب و پر انرژی اش همکلامی با او بسیار فرحبخش است :))
۰۵ فروردین ۱۳۹۶
درود هانی جان خوش اومدی :)
مشتاق دیدار
۰۶ فروردین ۱۳۹۶
ممنون نیلوفر جان
امیدوارم فردا شما و به قول اردشیر بچه های تیوال، بالاخره از نزدیک ببینم ☺
۰۷ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان مهربان نمایش قلعه انسانات امشب به پایان رسید. سپاس از همدلی و همراهی شما و سپاس از مجموعه و مدیریت دوست داشتنی تیوال.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان مدت این نمایش چقدره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا فرصت باقیه برین ببینید...
عالی بود...
خیلی عالی بود...
خوشحالم که از دست ندادمش..
امروز میرم ببینم ..:)
۲۰ شهریور ۱۳۹۴
خیلی هم خوب...
امیدوارم به اندازه من از دیدنش لذت ببرین..
۲۰ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خون که می چکید
از حنجره اش
چون سخن می گفت
تنها چهار روز و هشت اجرای دیگر باقی مانده . قلعه انسانات را تماشا کنید دوستان .تا جمعه در دونوبت 6 و 8 عصر ، تالار سایه
کیان و محمد عمروابادی این را دوست دارند
برید ببینید تا فرصت هست
من دیدم و پیشنهاد می کنم
۱۸ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش سنگینه؟بدرد یه مخاطب عام نمیخوره آیا
نمایش آوانگارد است و بیشتر به درد اشخاصی می خوره که یا عاشق تئاتر هستند و از هر نوع تیاتری استقبال می کنند و یا مخاطب خاص.
۱۶ شهریور ۱۳۹۴
مخاطب عام نمی پسنده احتمالاً !
۱۶ شهریور ۱۳۹۴
به نظر من برای هر طیفی از مخاطبان جذابیتهای خاص خود را دارد و لذت خواهند برد.
۱۶ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش فراهم شد.
لیلى شجاعى این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کافرین و کافران و کافروون! مفسدین و مفسدان و مفسدوون!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نقد فروغ سجادی درباره " قلعه انسانات "
کشفی پدیدار‌شناسانه از جهان بر یک میز/ نگاهی به نمایش «قلعه انسانات» کار مشترک ایران وایتالیا به نویسندگی وکارگردانی علی شمس

«قلعه انسانات» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس، یک نمایش روایی در نوشتار و اجرا با رویکردی تمثیلی است که سعی می‌کند با تحلیلی نو از منظر پدیدار‌شناسی، به گفتمان خشونت بپردازد.

فروغ سجادی: «قلعه انسانات» نمایشی به نویسندگی و کارگردانی علی شمس که درچهارمین روز جشنواره بین‌المللی تئا‌تر فجر در تماشاخانه باران اجرا شد، یک نمایش روایی در نوشتار و اجرا با رویکردی تمثیلی البته با تحلیلی نو از منظر پدیدار‌شناسی به گفتمان خشونت ومفاهیم دغدغه‌مند بشر است. مفاهیمی مانند جنگ، چپاول فرهنگی، ظلم و ظلم پذیری و ناگزیری بشرجهان امروز در مواجه با موقعیت‌های تحمیلی که در تاریخ تکرار شدنی بوده است، در این نمایش مطرح می‌شود. در دیالوگی کلیدی، شخصیت قربانی کننده به قربانی شونده، این رویکرد را مستقیم اشاره می‌کند.

«قلعه انسانات» شاید در نگاه اول به دلیل تشابه اسمی‌اش، «قلعه حیوانات» (مزرعه حیوانات) جورج اورول را در ذهن تداعی می‌کند. این نمایش هرچند از نظر ساختار داستانی و روایت، اثری کاملاً متفاوت با اثر اورول است، اما درحوزه مفهومی می‌تواند با آن نقطه نظر مشترک داشته باشد. مفاهیمی همچون نقد قدرت مطلقه، ظلم‌پذیری، بهره‌کشی بشری و استثمار و سلطه بشر توسط قدرت‌مداران بزرگ جهان که تنها بازی‌سازی می‌کنند و بشر امروز را در درون این بازی هدایت، از جمله مشترکات این دو اثر هستند. جنگ ایدئولوژی‌ها، دامن زدن به اختلاف میان کشور‌های یک منطقه، بهره‌کشی از جهان سوم و... بازی‌هایی است که قدرت‌ها، بشر را به درونش هدایت می‌کنند.

در رمان «قلعه حیوانات»، انقلاب حیوانات مزرعه، نماد انقلاب کارگری برضد نظام سرمایه‌داری است. اما در نمایش «قلعه انسانات»، جنگ دوپسر خاله، نماد جنگ ایدئولوژی و بنیادگرایی عقیدتی امروزه است که نویسنده ریشه خشونت را از آن استخراج می‌کند و آن را ریشه سلطه‌جویی، سلطه‌خواهی و بهره‌جویی قدرتمندان جهانی از کم قدرت‌ها می‌داند.

”آن چه که موجب شده نمایش «قلعه انسانات» با کلمات و نشانه‌های تکراری، به سمت شعار زدگی نرود، تحلیل نو و دیدگاه خالق اثر است که دست به قضاوت نمی‌زند و هیچ موقعیتی را قطعی نمی‌داند.“
یکی دیگر از وجوه مشترک این دو اثر، کلمه آسیاب بادی است. در رمان اورول، آسیاب بادی، قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب که توسط اسنوبال طرح‌ریزی شده است، مورد مخالفت ناپلئون (خوک سلطه‌گر) قرارمی‌گیرد، ولی بعدتر او با بیرون راندن اسنوبال، ایده ساخت آن را پی می‌گیرد، اما به دلیل بی‌کفایتی‌اش، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمی‌رود. در پایان، ساخته شدن این آسیاب، که با فداکاری‌ها و زجر و تحمل فراوان حیوانات مزرعه امکان پذیر شده است، نه تنها وضعیت زندگی حیوانات را بهبود نمی‌بخشد، که خود به اسبابی برای بهره‌کشی بیشتر از حیوانات تبدیل می‌شود.

در ... دیدن ادامه » نمایشنامه علی شمس هم در سرزمین فرضی او، یک آسیاب بادی قدیمی کنار رود فرات وجود دارد که محل وقوع موقعیت‌های مهم نمایش هم است. ایلغار مغول از خون مردم شهر آن را ساخته است تا گندم را آرد کند و نان بپزد و بخورد(با توجه به دیالوگ متن). این آسیاب به گفته راوی، تنها آسیاب بادی دنیا در کنار آب است. خان مغول لاشه‌های مردم شهر را داخل چرخنده‌های این آسیاب می‌انداخته و بدن‌ها را خرد می‌کرده و بدن‌های چرخ شده را می‌جویده است. بنابراین سال‌ها بعد، هنوز مردمان این شهر فرضی، از آسیاب وحشت دارند.

نکته قابل توجهی که در اجرا، کاربرد خوبی برای نشان دادن این ترس ورعب پیدا کرده است، جایگزین کردن یک آسیاب برقی کوچک به جای آسیاب بادی شهرفرضی و تشریح چگونگی له شدن مغز انسان‌ها میان چرخنده‌های آسیاب به شکل عملی، ضمن بیان دیالوگ‌های مورد نظر توسط بازیگر است. اومدام با آسیاب برقی چیزی را خرد و له می‌کند تا تمثیلی دوپهلو را برای مخاطب شکل دهد، تمثیلی از له شدن مغز انسان‌ها دریک موقعیت استبدادی وتمثیلی ازاستحاله فرهنگی دنیای امروز.

این استفاده بینامتنی علی شمس، تنها به رمان جورج اورول محدود نمی‌شود. نویسنده درصحنه‌ای برای نشان دادن صدای دف در ذهن مرد لال، به جای استفاده از موسیقی، پاره‌ای از شعر معروف دف رضا براهنی را روی میان‌نویس صحنه نشان می‌دهد؛ دف دف دف ددف /ددف دف دف دددف دددف. یا در دیالوگی، شخصیت اولی، تماشاگر را مخاطب قرار می‌دهد و وضعیت کنونی خودش را به شخصیت عباسِ رمان «جای خالی سلوچ» محمود دولت آبادی که شتر دنبالش کرده و از ترس یک شبه مو‌هایش سفید شده و زبانش تغییر کرده است، تشبیه می‌کند. یا در دیالوگ‌هایی که به گفته‌های خان مغول استناد می‌کند، ازکتاب تاریخ جهانگشای جوینی یا جامع التواریخ نام می‌برد یا در دیالوگی برای فاصله گذاری به سبک و نام یک کارگردان معاصر تئا‌تر اشاره می‌کند. این اشاره‌های بینامتنی، هرچند اندک، اما بسیار حساب شده در معنای تمثیل کلی نمایش است.

قلعه‌ای که راوی در این شهر فرضی مدام به آن اشاره می‌کند، قلعه شاه است که زمان حمله مغول، پادشاه همه ثرونش را زیر یکی از دیوار‌هایش پنهان کرده و اکنون تنها گنج باقی مانده برای این مردم گمشده مانده است. دراقع نویسنده با این اشاره صحبت از یک ریشه فرهنگی، ملی و کهن در سرزمین فرضی می‌کند که تنها بازمانده امیدوار کننده نسل مانده شهر پس از آن همه چپاول، جنگ واستبداد است، اما این کسی از این گنج خبر ندارد یا حاضر نیست به جستجویش برود.

این شهر فرضی که به روایت راوی کنار رود فرات است، هر لحظه ممکن است دوباره مورد حمله مغول‌ها قرار بگیرد؛ مغول‌هایی که در زمان اجداد او علاوه بر اعدام آدم‌ها، له کردن مغز‌ها، حتی کتاب‌ها را هم سوزاندند. مغول‌ها در این اجرا، تمثیلی از هر نوع بنیادگرایی ایدلوژیک هستندکه‌‌ همان طور در گذشته فرهنگ و اندیشه بشری را به انحطاط کشیدند، می‌توانند امروز و در آینده هم خطری جدی برای بشریت باشند. در واقع خالق این نمایش به تمام جهان امروز، ظهور دوباره جنگ ایدئولوژیک را هشدار می‌دهد و با نشانه‌گذاری‌های تمثیلی، صحبت از تأثیر مخرب فرقه‌گرایی‌های تند مذهبی واستبداد فکری بشریت می‌کند که نه تنها باعث نابودی بشر؛ بلکه نابودی اندیشه‌گرایی و فرهنگ سالاری می‌شود. (اشاره به دیالوگ تکرار تاریخ، مغول‌ها دوباره زنده شدند.)



همچنین در این نمایش، دو شخصیت اول ودوم (بدون نام هستند)، دو پسر خاله هستند که هرچند یک گذشته و رویکرد بینشی و مشترک دارند اما یکی (دومی) به مغول‌ها پیوسته و آن‌ها را ناجی سرزمینش می‌داند(بنیادگرای ایدولوژیک). او زبان پسر خاله خود (اولی) را از حلقوم در می‌آورد و مادر اولی را (خاله‌اش) را با قمه می‌کشد و دیگری (اولی) مغول‌ها را دشمن قدیمی سرزمینش می‌داند و به فکر پیدا کردن گنج زیر قلعه است. اما نه زبانی برای گفتن دارد و نه قدرتی برای یافتن. این دو شخصیت، دو ویژگی دارند که هم از دیگران متمایزشان کرده و هم به نوعی آنان را رویین‌تن و نجات دهنده‌شان ساخته است؛ دو ویژگی که به گفته خودشان برای زندگی لازم است.

شخصیت اولی که در این نمایش تمثیلی از شخصیت صلح‌طلب ومعتدل است، در نقش راوی روشنگر، نه تنها حقایق تاریخی گذشته را بازگو می‌کند، بلکه اتفاقاتی را هم که در موقعیت کنونی می‌تواند آینده سرزمینش را تهدید کند، شرح می‌دهد(اشاره به نقش روشنفکر). او لال است و در بدنش آهن ربا دارد (برای نشان دادن این ویژگی، بازیگر قاشق و وسایل فلزی را به بدنش می‌چسباند). برای همین تیر‌ها از بدن او عبور نمی‌کنند تا باعث مرگش شوند، تنها جذب بدنش می‌شوند. او که از گنج نهفته در زیر قلعه شهر صحبت می‌کند و به دنبال یافتن و احیای دوباره آن است، سرانجام مانند یک فلزیاب، جای گنج را پیدا می‌کند، ولی طبق گفته خودش، هزار سال تاریخ یا‌‌ همان گودال طلا، او را در خود قورت می‌دهد. ویژگی شخصیت دومی که مغول‌ها را سربازان ناجی می‌بیند و به آن‌ها می‌پیوندد، رویین‌تنی دربرابر گلوله است. بنابراین هرچه گلوله در این کارزار به او می‌خورد، مؤثر واقع نمی‌شود (برای نشان دادن این صحنه بازیگر از یک تفنگ اسباب بازی پلاستیکی استفاده می‌کند). او به سپاه مغول‌ها می‌پیوندد، چون طبق گفته خودش، همیشه در درونش میل به کشتن آدم‌ها داشته و پیش از این چند نفر از اهالی شهر را هم در ذهنش کشته است. از نیمه نمایش، بعد از حمله دوباره مغول‌ها، جای این دو شخصیت در ایفای نقش عوض می‌شود و بازیگر اولی زبان باز می‌کند و در نقش بازیگر شخصیت دومی بازی می‌کند و دومی در نقش شخصیت اولی لال می‌شود و کار ادامه می‌یابد تا در پایان که اعتراف می‌کنند هردوقربانی این کارزاربوده‌اند. آن‌ها با اتکا به دو ویژگی‌شان از سرزمین فرضی خود به ایتالیا فرار می‌کنند و بخش بزرگی از گنج نهفته، توسط دومی با جسد خاله که نماد مام وطن است، درگودالی چال می‌شود برای آینده تا آن‌ها دوباره بر گردند و آن را برای شهر فرضی‌شان احیا کنند.

از توضیحات بالا می‌توان درک کرد هرچند این نمایش هم در شکل نوشتاری وهم درفرم اجرایی و بازیگری، ساختاری روایی دارد و بر فاصله‌گذاری بنا گذاشته شده، اما از نظررویکرد معنایی، اثری کاملاً تمثیلی و پدیدار‌شناسانه است. از آغاز، تماشاگر بازیگر نقش اولی که شخصیت لال (زبان بریده) را ایفا می‌کند، با شیوه خاص فرم بدنی از سومی (بازیگر زن) که شخصیت دوبلور فارسی زبانش را ایفا می‌کند و ایما و اشاره‌های شخصیت لال را برای مخاطب در قالب دیالوگ می‌خواند، می‌خواهد تا حرف‌های او را به تماشاگر بگوید.

تمام شهر فرضی روی یک میز چرخان گرد که کره جغرافیایی زمین را هم بر خود دارد، معنا می‌گیرد. این قرارداد نمایشی که در واقع معرف صحنه اجراست، می‌تواند مقابل تماشاگر، حول پایه دو سویه‌ای که دو شخصیت اصلی دو طرف آن ایستاده‌اند، به ضرورت روایت نمایشی، بچرخد. تمام بازی سازی‌ها و باز روایی‌ها روی این میز نشان داده می‌شود. کانسپتی که برای طراحی صحنه مورد استفاده قرار می‌گیرد، اسباب بازی است. روی میز، ماکتی از یک قلعه، یک خانه، تفنگ پلاستیکی اسباب بازی، یک آسیاب برقی واقعی (درنقش آسیاب بادی) و تعدادی عروسک‌های کوچک سرباز قرار دارد که به فراخور صحنه توسط دو بازیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند و وسایل دیگر اطراف میز (جهان تمثیلی نمایش) را احاطه کرده‌اند؛ این وسایل عبارتند از سشوار، بلدوزر کنترلی، چاقو و ظروف آشپزخانه و بسیاری وسایل دیگر که هر یک به ضرورت در مسیر اجرایی مورد استفاده قرار می‌گیرند. یخچال قدیمی هم درپشت صحنه قراردارد که از درون آن غذاهای میراث ملی و کتاب و... در طول اجرا بیرون آورده می‌شود تا تمثیلی باشد برای فریز شدن فرهنگ و اندیشه. در واقع هر آن‌چه که می‌خواهد به نابودی برود، از همین فضای انجماد بیرون می‌آید. همچنین هرچند نویسنده بر تکرار رویدادهای تاریخی در چنین بستری تأکید دارد و به مخاطب، موقعیت پیچیده کنونی را هشدار می‌دهد، اما در پایان بندی خود تحلیلی امیدوارانه ارائه می‌کند (دوشخصیت هرچند مجبورند برای مدتی به سرزمین دیگر فرارکنند، اما به هم می‌پیوندند و از گنجی نهفته در سرزمین‌شان صحبت می‌کنند که قراراست در بازگشت دوباره از دل زمین بیرون بیاید). درواقع با این تحلیل پایان بندی و با تأکید بر این‌که «ویژگی‌ها می‌توانند منجر به زندگی شوند»، شمس نظریه انسان انفعالی امروز را درهم می‌شکند و از آینده‌ای می‌گوید که اگر انسان گنج نهفته‌اش را کشف کند و به کشفش برود، می‌تواند خالی از خشونت، سلطه طلبی و قربانی‌گرایی و قربانی‌پذیری شود.

تمام دیالوگ‌ها چه دیالوگ‌های مرد اولی (لال) که به فارسی توسط سومی گفته می‌شود، چه دیالوگ‌های مرد دومی که توسط خودش به ایتالیایی، همه روی یک میان‌نویس در معرض دید مخاطب قرار می‌گیرد تا با خوانش خود مؤثرتر به مفهوم اثر برسد.

نکته قابل توجه دیگر که موجب شده نمایش با بارقه‌های ناسیونالیسیتی و کلمات و نشانه‌های تکراری نمایشی به سمت شعار زدگی نرود، تحلیل نو و دیدگاه خالق اثر است که با هوشمندی که نشانه ذهن تحلیگرای اوست، قضاوت نکردن دیدگاه‌های طرح شده و قطعیت نداشتن موقعیت هاست. نگاهی بی‌طرفانه که درتحلیلی فرانگر درباره هرشخصیت که نمادی از یک قشر مشخص نمود می‌یابد. در واقع نویسنده در دیالوگ کلیدی از زبان قربانی کننده به قربانی می‌گوید: «این حرفا چیه.. توهمچین شرایطی ظالم ومظلوم.. فاعل و مفعول.. کننده وشونده.. قربانی هستند.» نگاه خاکستری خالق اثر در شیوه اجرایی و در مقام کارگردانی با تأکید درست بر شیوه فاصله‌گذاری و طراحی صحیح که با استفاده از قرداد‌ها، نمایش را شکل می‌دهد، بیشتر نمایان می‌شود به ویژه استفاده از آکساسوار اسباب بازی که علاوه بر این کاربرد، در ساخت فضای گروتسگ‌گونه و فانتزی بخشی به اثر بسیار کمک می‌کند. در واقع فانتزی، اندکی طنز زیر پوستی و ساختار روایی مؤثر‌ترین وسیله در این اجرا برای جلوگیری از پرتاب در دره شعار زدگی است.

ودر این میان، این تأثیر می‌توانست بیشتر شود اگر کارگردان مجبور نبود بنا به ضرورت‌های مشخص از بازیگران ایتالیایی زبان استفاده کند. درواقع اگر این زبان موزون، هجایی که کاملاً کارشده در دل دیالوگ‌ها کاشته شده اگر درنقش آفرینی یک بازیگر فارسی زبان بروز پیدا می‌کرد، بی‌شک از نظر کاربرد مفهومی بر ذهن مخاطب تأثیر گذارتر بود.

درپایان باید گفت، علی شمس در این اجرا نه تنها در مقام نویسنده و کارگردان از نسل جوان تئا‌تر ایران نه تنها درخلق نمایشی تحسین برانگیز موفق بوده است، بلکه در مقام یک روشنفکر با تحلیل نو به نظریه‌پردازی در مورد اتفاقات مهم جهان پیرامونش می‌پردازد که این می‌تواند جرقه دوباره‌ای باشد برای تئا‌تر روشنگر و پویایی که کم وبیش می‌خواهد جای خود را در پدیده روشنفکری ایران بازکند.
چه تحلیل خوبی بود،از وقتی که اسم نمایش رو شنیدم به دنبال وجه اشتراکش با کتاب اورول میگشتم...
۱۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان گرامی گفتنی است مدت اجرای قلعه انسانات در تهران محدود به یک بازه ده روزه است و به هیچ عنوان تمدید نخواهد شد. از امروز تنها یک هفته باقی است.
مهدی.. این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"قلعه ی انسانات در رثای خونین ِانسان بدست انسان "

نمایشی خلاقانه که مخاطب را درگیر نگاهی دیگر از جنگ میکند، روی دیگر جنگ وقتی ست که نزدیک ترین خویشت میشود دشمنت ...کسی که تا دیروز با تو دوست و همسابه بود تیغ میگذارد بر گردنت و عزیزانت را قتل عام میکند وخشونتی را بیرون میریزد که دامن گیر همه حتی خودش میشود
جنگ بهر شکلش تلخ ست و این روایت تازه ای نیست اما اینکه بتوان این روایت تکراری را با نمادهاو عاریه های تاریخی مشابه سازی کرد جذابیت افرین ست...
دو دوستی که قصه میگویند ،قصه ی انسانیتی که جنگ انرا چگونه تغییر داد وچگونه تباه کرد ... وانسانی که به شکوه پیروزی ،جنگ آفرید ، خود درهمان هیمه سوخت..
*تو این شرایط همه به یک اندازه قربانی اند *
نویسنده/کارگردان با استفاده از تکنیک روایی وترجمه ، چهارچوبی میافریند که مفهوم جنگ را با بازیگران غیر بومی و سرزمینی غیر وطنی بیش از پیش جهانی کند ودر هرلحظه ، مخاطب در گوشه ی ذهنش بخاطر میآورد جنگ تنها برای او و موقعیت او نیست ورنج ها و ویرانی هایش میتواند هرکجای این دنیا ، انسان و انسانیت را در قلعه ای گیربیندازد ونابود کند ...
*درود بمن ... لعنت به تو *
این نمایش محدود مکان و زمان، ملیت و قومیتی نیست خودرا فراتر از قوانین ِلحظه ها میبرد ودرتمام طول تاریخ از گذشته تا آینده ی بشر منتشر میکند
ایده ی میز چرخان نمادی از شهر/جهان .. کره ی زمین نمادی از نامحدودی مکانی جنگ .. آدمکهایی که نمادی از تجسم دشمن و متجاوز ست ...اشک های خونین در هیبت مسیح ،نمادی از اختلافات مذهبی و گریستن بر فرجام انسانی...ماشین خاک برداری ِکنترلی نمادی که انسان در جنگ عاری از عاطفه، رباتی میشود در جهت دستورات که حتی پابروی احساس ِانسانی خویش میگذارد...و کلاه های مجهز به نور و عینک، نمادی از اینکه این انسان ست که خود باقادریت و اراده و تصمیم ، دست به فنا و نابودی خود میزند و هرجایی که جنگی میافروزد گویی ریشه ی خود را بریده ست و هر خونی که میریزد گویی بر چهره ی خویش میپاشد
ایده ی جابجایی کارکترها نبوغی ست که نشان میدهد هرلحظه میتواند جای ظالم و مظلوم ، متجاوز و مورد تجاوز قرار گرفته عوض شود ... اینکه کدام شروع کننده ی جنگ ست یا به چه عنوان اتفاق میافتد مهم نیست این مهم ست که بهر دلیلی جنگ کریه ست
و اثر آن نه به منطقه نه به مردمان آن ، بلکه در سراسر جهان چهره ی زشت و مرگ بار خودرا منعکس میکند
قلعه ی انسانات ، تئاتری سورئال که درست مخاطب را در وسط ِ اتفاقاتی ِ رئال پرتاپ میکند تا جدای از ایجاد رعب و وحشت ِذاتی ِجنگ ، اورا به سمت ِزوال انسان و انسانیت در فاجعه ی جنگ معطوف کند
چه درمتن و چه دراجرا ، قلعه ی انسانات تجربه ی بکری ست که نگاهی غیرمحصور به زمان ومکان و ملیت را در تفکر نویسنده وکارگردانش پیش روی مخاطب میگذارد واورا به درک ملموسی از بحران ِبشری وامیدارد..
جای بسیار خوشوقتی ست که هنرمندان هموطن ِمقیم خارج از ایران ، تجربه هایشان را با ما به اشتراک میگذارند ،نگاه و تفکری که فارغ ازخط کشی های فکری ِدرون مرزی و کارایی وسعت ِسیطره ی تئاتر در انتقال مفاهیم و حس، به آن نیازمندیم ...
باآرزوی ... دیدن ادامه » موفقیت برای این گروه خوب و تکرار ِچنین تجربه های ارزشمندی ...
* همه چیز برای به پایان رسیدن کامله ...کم وکسری نیست آخر این جمله که درحال گفتن اونم ، نمایش تمام میشه ....تمــــام .... *

نیلوفرثانی
12شهریور94

*...* : بخشی از دیالوگهای نمایش
با تشکر فراوان از شما که تجربه ذهنی و حسی خودتون رو از تماشای هر نمایش با ما به اشتراک می گذارید...
متنتان را کامل نخواندم تا بعد از تماشای این نمایش.......ممنون که هستید
۱۳ شهریور ۱۳۹۴
بله امشب برای مرتبۀ دوم دیدمش و نقطه نظرات شما یک به یک متجلی بود.
امر شما مطاع است اما حقیقتاً نکته ای برای اضافه کردن به نقد موشکافانه و زیبای شما و تحلیل قیاسی خانم سجادی به ذهنم خطور نمی کند.
پاینده باد تئاتر برای شما و شما برای تئاتر.
۱۶ شهریور ۱۳۹۴
بزرگوارید همچنین شما دوست ارجمندمان
۱۶ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان گرانقدر قلعه انسانات در روز شنبه ، همچون روزهای قبل خود در دو نوبت 6 و 8 در تالار سایه روی صحنه خواهد رفت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خلاق و ارزشمندی بود. بینامتنیت را به شیوه ای خلاقانه به اجرا گذاشته بودید و بازی های روایی تان بسیار موثر بودند. متن به شیوه ای خوشحال کننده قوی بود. تنها نکته ی آزار دهنده، جایگاه خانم مترجم بود که درست پشت به من نشسته بودند (من درست پشت سر دو نفری بودم که لپ تاپ داشتند) و دید من را از وسط میز بسیار محدود کرده بودند. گرداندن میز هم اگرچه برای تماشاگران دو طرف موثر بود برای من که دید مرکز را نداشتم تاثیری نداشت. علی رغم این قضیه، بسیار لذت بردم و از شما و همگی دست اندر کاران سپاسگذارم.
ر. پ عزیز ..نمایش به زبان ایتالیایی اجرا میشه یا انگلیسی ؟
۱۱ شهریور ۱۳۹۴
اشکان عزیز قربان محبتتان که بی شائبه است و هر آنچه خوبی در خود دارید به دیگران می تابانید.
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
جناب کیان عزیز متاسفانه تقریبا همیشه من هم این مشکل را دارم که فرد بلند قامتی جلوی من می نشیند و نمی توانم ببینم :))
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد امکان خرید بلیت روزهای هفته جدید (۱۴ تا ۱۷ شهریور) این نمایش امروز چهارشنبه ۱۱ شهریورماه ساعت ۱۷ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مصاحبه با علی شمس در روزنامه " لارپابلیکا " la repubblica به بهانه ی تور ایتالیای " قلعه انسانات"
http://www.repubblica.it/esteri/2015/03/31/news/shams_la_mia_generazione_e_stanca_vogliamo_rispetto_e_dignita_-110884123/
بادرود
دراینکه آقای شمس خوشتیپ هستند شکی نیست اما کاش ترجمه ی متن راهم میگذاشتید ...
۰۸ شهریور ۱۳۹۴
خیلی جالب گفتی
۱۰ شهریور ۱۳۹۴
من که ایتالیایی نمیدونم اما متنو تو google translate کپی کردم و انگلیسی ساده ای ارایه داد مصاحبه خوبی بوده و پاراگراف اخر خاطره اقای شمسه درباره کلاس ادبیاتش تو ایتالیا خیلی جالب بود
متن و میذارم برا دوستان
Ali Shams, 28, a student of theater at the Master of Science at La Sapienza University, has formed a group of Iranian-Italian theater and has just finished a show in Rome: Farm animals will go on tour in several European countries before going on stage in Tehran in August.

What are the feelings of young people in Tehran at this time?
"For myself, I am optimistic, negotiations end well, should end well. Our generation wants the agreement. The 65 percent of Iranians are young, full of energy and hope. Fifteen million use social media, just read what they write on Twitter or Instagram. There are 20 million students in Iran. "

And what they want for the future?
"We want a relationship with the world, friendship and respect, dignity. Even here there are radicals determined to undermine peace efforts, as the US Congress. But except for those who profit from the tensions, the overwhelming majority of Iranians are tired of this situation ".

What ... دیدن ادامه » you weigh more?
"The economic consequences meanwhile: I arrived in Italy five years ago because I wanted to study, experiencing the world, learn languages, and with the money coming from Iran that I could handle it. Today it is impossible. The rial has lost 300 % of its value. Then it weighs the absurdity of this situation. No young Italian who travel the world is forced to explain, as it does to us Iranians, who dress like you, live like you ... ".

That is to say?
"Here's an example: in a class of Literature at La Sapienza was discussed by Elsa Morante and I have spoken of History. Everyone was amazed that I had read a novel difficult with my Italian beginner I explained that I had read in Persian translation. They did not want to believe that 90% of Italian classical literature was translated into Persian. Iran is not what is being reported out, in the media, in the movies, never a correct judgment. It is the fault of our governments that have isolated from the world. But the new government has listened to the young, reformism, after the Green Wave. President Rouhani Iran has promised to reconcile with the world. I think that these difficult years will soon become memory as in Italy the Years' 70 ".
۱۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

رپورتاژ نینو ارتو خبرنگار ارشد " لیندرو " به بهانه اجرا ی " قلعه انسانات " در شهر رم (مارس 2015 )، به زبان ایتالیایی

http://www.lindro.it/human-farm-ovvero-la-cultura-contro-gli-estremismi/


La lotta agli estremismi e fanatismi religiosi passa anche dalla cultura. Così com’è possibile, attraverso la cultura, analizzare il male dentro ogni essere umano e che ciclicamente riappare nel flusso della Storia. Questo il messaggio principale di ‘Human Farm‘, spettacolo teatrale nato da una coproduzione tra il Centro iraniano per le Arti dello Spettacolo e la Compagnia teatrale italiana Sala Uno, già concorrente del 33° Fajr International Theater Festival di Teheran, e che sarà nuovamente in scena il 27-28-29 marzo a Roma al Teatro Sala di piazza San Giovanni.
Lo spettacolo è ambientato nella città di Raqqa, capitale siriana dello Stato Islamico, dove secondo il giovane regista iraniano Alì Shams, si concentrano tutti gli elementi della classica narrazione della lotta tra il bene ed il male. Con gli occhi di due cugini dice Shams «il mio desiderio è stato quello di indagare il male, utilizzando l’opera teatrale come mezzo per poter esaminare come la violenza possa svilupparsi all’interno di ogni società umana, ... دیدن ادامه » anche la più perfetta». L’analogia è quella dello scontro tra barbari e civiltà, che in questo caso si traspongono nella lotta odierna tra IS/Daeesh contro le società ‘civili‘ in Siria e nel resto del mondo.
«Se la violenza è stata da sempre utilizzata dall’umanità come uno strumento per la sopravvivenza, ora è al contrario utilizzata come mezzo di distruzione» ha dichiarato il regista iraniano «con l’espandersi del male e del radicalismo che indica un regredire della civiltà e della cultura a livello non solo locale ma anche globale». In un analogia storica che mette a confronto l’invasione mongola del quattordicesimo secolo a quella odierna dello Stato Islamico, l’intento è quello di dimostrare come gli esseri umani possano adottare abitudini e inclinazioni completamente differenti in base a delle circostanze particolari sottolineando, nello stesso tempo, come solo la cultura e la civiltà possano essere l’unico antidoto agli estremismi dei nostri giorni.
‘Human Farm‘ narra la storia di due cugini di Raqqa che, nonostante una vita fianco a fianco, adottano diverse opinioni riguardo gli attacchi terroristici contro la loro città e la presenza delle milizie nel nord-est della Siria, con uno dei cugini che si unirà ai jihadisti mentre l’altro ne diventerà uno strenuo oppositore. Il contesto è quello di una città in guerra, in una narrazione storica che confronta le atrocità dei mongoli compiute 600 anni fa con quelle attuali dell’IS, riproponendo la fase ciclica della violenza nei rapporti umani. L’intento è di veicolare un messaggio universale che mira a «colpevolizzare l’ideologia ma non l’uomo» precisa Shams «anche se nella nostra ottica nessuno è innocente riguardo l’attuale situazione venutasi a creare dopo l’ascesa dello Stato Islamico».
Il testo dell’opera teatrale non è realistico ma metaforico, con il regista iraniano che fa uso di molteplici tecniche narrative per presentare differenti situazioni che si svolgono in luoghi e tempi diversi. Minuziosa anche la predisposizione scenica, con Sham che cerca di evidenziare accuratamente le conseguenze catastrofiche della guerra e il massacro della popolazione utilizzando degli elementi su piccola scala, per essere in grado di proporre un’analisi ‘visiva‘ di queste atrocità. I due cugini, lungo tutta la narrazione, utilizzeranno infatti dei modellini in scala per indicare luoghi e soldati, ponendoli su un tavolo rotante che rappresenta il mondo, ed in cui i personaggi esterneranno la propria visione della Storia cercando di ‘ritagliarsi un pezzo di umanità‘ al di fuori delle mere statistiche provenienti dal martoriato paese arabo.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی شمس به مهر گفت:
«قلعه انسانات» دو زبانه اجرا می‌شود/ تبارشناسی ظالم و مظلوم

شناسهٔ خبر: 2893272 - دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴ - ۰۷:۵۲
هنر > تئاتر
علی شمس کارگردان نمایش «قلعه انسانات» با اشاره به اینکه این نمایش روزهای شنبه هم اجرا خواهد داشت از پخته تر شده اثر نسبت به اجرای جشنواره خبر داد.
علی شمس نویسنده و کارگردان «قلعه انسانات» که از ۱۱ شهریور ماه این اثر نمایشی را در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر به صحنه می برد در این باره به خبرنگار مهر گفت: این نمایش که پیش از این در جشنواره بین المللی تئاتر فجر سال ۹۳ به صحنه رفته بود از ۱۱ شهریور ماه سالجاری اجرای خود را آغاز می کند. این نمایش تا ۲۰ شهریور هر شب حتی شنبه ها در دو نوبت ۱۸ و ۲۰ به صحنه می‌رود.

وی درباره اجرای نمایش به دو زبان فارسی و ایتالیایی توضیح داد: «قلعه انسانات» به دو زبان فارسی و ایتالیایی اجرا می شود، اما زبان ایتالیایی در حقیقت بخشی از هویت رفتاری متن نمایش است که به این شکل بروز می یابد. در این نمایش با زبان، بازی تکنیکی صورت گرفته و بالانویس نیز هم تسهیل کننده است و هم کارکرد تکنیکال دارد. این بالانویس بیان کننده ذهنیات کاراکترها نیز هست و مخاطب از این طریق با تفکرات و حرف های ناگفته آنها مواجه می شود. 

کارگردان نمایش «شبی از شب های تهران مسافری» در پایان درباره تغییراتی که نمایش نسبت به اجرای جشنواره کرده است، بیان کرد: مطمئنا نمایش نسبت به اجرای جشنواره پخته تر شده و به واسطه اجراهایی که در این مدت در ایتالیا داشتیم کار تغییراتی کرده است. متاسفانه شرایط اجرا در جشنواره عجولانه است و مشکلاتی برای اجرای آثار وجود دارد اما خوشبختانه در طول چند ماه گذشته مجال مناسبی برای آماده سازی نمایش در اختیارمان قرار داشت و در حال حاضر کار برای اجرای عمومی آماده است.

قرار است نمایش «قلعه انسانات» با حضور پیرو کاردانو، کلادیو کرتونیو و پریسا نظری از ۱۱ شهریورماه در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برود.

این نمایش به تبار‌شناسی رابطه ظالم و مظلوم می‌پردازد. به این‌که چطور آدم‌ها در شرایط مختلف می‌توانند دچار رفتارهایی متناقص شوند.

علی ... دیدن ادامه » شمس پیش از این نمایش‌های «اگر شبی از شب‌های تهران مسافری» و «مخاطب خاص» را روی صحنه برده است.
عباس الهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://www.honaronline.ir/Pages/News-60258.aspx
در گفتگو با هنر آنلاین مطرح شد
سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش "قلعه انسانات" نوشته و کار علی شمس که سال گذشته در بخش بین‌الملل جشنواره تئاتر فجر و به عنوان کار مشترک ایران و ایتالیا جزء اولین نمایش‌هایی بود که در سالن تئاتر باران اجرا شد، قرار است این بار اولین نمایشی باشد که در تالار سایه بعد از بازسازی اجرای عموم می‌شود! این نمایش تولید کمپانی "دن کیشوت" ایران و "سالااونو" از ایتالیا است.

علی شمس در گفتگو با خبرنگار هنر آنلاین در خصوص این اجرا گفت: نمایشنامه "قلعه انسانات" به تبارشناسی ظالم و مظلوم می‌پردازد؛ نظر به این که چطور می‌شود آدم‌ها در شرایط مختلف رفتارهای متناقضی انجام می‌دهند.

نویسنده نمایشنامه "داستان‌های میان رودان" در ادامه و در خصوص مضمون "قلعه انسانات" اضافه کرد: من بعد از اجرای عمومی نمایش در ماه مارس در شهر رم، به اعتراض نسبت به رادیکالیسم و خشونت‌ورزی کورکورانه داعش در تخریب موزه‌های شهر موصل کشور عراق، اجراهای خود را در موزه‌های شرقی رم ادامه خواهم داد که هماهنگی‌های لازم صورت پذیرفته است.

علی شمس با توجه به اینکه اولین کارگردانی است که قرار است نمایش‌اش را در تالار سایه بعد از بازسازی برای عموم اجرا کند آماده نبودن صندلی‌های تالار را مهمترین مشکل پیش روی خود عنوان کرده و ایده‌آل نبودن چیدمان آنها را باعث به وجود آمدن محدودیت در ظریفیت پذیرش مخاطب دانست.

کارگردان نمایش "خدای نامه" از محدود شدن تعداد اجراهایش به 10 اجرا نیز توضیح داد: پیش‌تر قرار بود دو هفته اجرا داشته باشیم اما چون نمایش دیگری اجرایش، بدلیل تاخیر در راه‌اندازی سالن به تعویق افتاده بود و از آنجا که ماه محرم هم در پیش است، طی توافقی قرار شد چهار روز از اجرا کم کنیم تا آن گروه هم در شرایط بهتری اثرش را به صحنه ببرد.

وی همچنین افزود: امیدوارم با توجه به مشکلاتی که برای تالار سایه بوجود آمده و تأخیر در راه‌اندازی آن و از آنجا که بلافاصله باید بعد از جشنواره نمایش‌های آیینی-سنتی نمایش‌مان را اجرا کنیم، همان طور که تاکنون مدیریت مرکز هنرهای نمایشی و تئاترشهر ما را حمایت کرده‌اند، همچنان از همدلی آنان بهره‌مند شویم تا بتوانیم هزینه‌های تولید کار را تأمین کنیم.

نمایش "قلعه انسانات" با بازی پیرو کاردانو، کلودیو کوتونیو و پریسا نظری اجرا می‌شود. و از دیگر عوامل نمایش می‌توان به لئوناردو دوتورلی به عنوان طراح نور، علی اصغر دشتی به عنوان مشاور کارگردان، ماندانا انصاری به عنوان طراح لباس، بهزاد رحمان‌پور و ماگالی استندلر به عنوان دستیاران کارگردان نیز اشاره کرد.

به ... دیدن ادامه » گزارش هنر آنلاین نمایش "قلعه انسانات" از 11 تا 20 شهریور به مدت 10 روز، حتی روزهای شنبه در دو نوبت 18 و 20 در تالار سایه مجموعه تئاترشهر به صحنه می‌رود.
مهدی عرفانیان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز سلام. پیش فروش نمایش قلعه انسانات، نوشته و به کارگردانی علی شمس، از فزدا شنبه سی و یک مرداد ماه، ساعت ۱۲ ظهر برای سه روز اول اجرای آن (یازدهم ، دوازدهم و سیزدهم شهریور) در دو نوبت شش و هشت عصر بر روی سایت تیوال در دسترس خواهد بود. با سپاس
نیلوفر ثانی و محمد پارسایی خواه این را دوست دارند
سپاس از اطلاع رسانی دقیق و منظم شما. موفق باشید :)
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید