آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش غرب حقیقی
S3 : 20:18:10 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۷ بهمن تا ۱۹ اسفند ۱۳۹۹
۱۸:۰۰  |  ۱ ساعت
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
۳۰۰۰۰ تومان

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

اخبار

›› حمایت از تئاتر، حمایت از اندیشه

›› نمایش غرب حقیقی (True West) به صحنه باز میگردد

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بنظر امیدسعیدپور دغدغه بازیگری داره تا کارگردانی..
اگر دغدغه کارگردانی داشت رویکردی نسبت به متن و فرم اجرایی نویی یا ایده ای خارج از سیاهه های متن باید اتفاق می افتاد
امید بازیگر خوبی هم میتونه بشه
اما اینجا داره خیلی زیاده روی میکنه
صدا سازی میکنه، پاتکس دیالوگ ها رو بازی میکنه ، ری اکشن نشون میده قبل از کنش، آماده س که دیالوگشو بگه و بازیگر مقابلشو نمیشنوه، اوور اکت و یه عالمه دیگه که باید با خودش صحبت کنم...
اما بازی خودش بهتر از دو بازیگر دیگه اجرا بود...
بازیگر نقش برادر نویسنده فکر میکرد شبیه دوبله فیلمای وسترن حرف بزنه ... دیدن ادامه ›› کار درستیه
و همش میگفت لعنتی، لعنتی
بخدا خنده دار بود...😐
تنها چیزی که قابل تحملش میکرد چهره خاصش بود
و بازیگر خانم هم که منو یاد سریالای آپارتمانی تلوزیون مینداخت
چقدر هم تپق میزد... چرا؟
در کل این اجرا حتی اگر که طرح اجرایی خاصی براش نباشه بالاخره به بازیگر خوب نیاز داره تا روند نمایشنامه درست اتفاق بیوفته، مثلا اینکه قرارهست دو برادر جاشون به لحاظ جایگاه طبقاتی و شخصیتی عوض بشه و به مرور به جنون برسن و صحنه ویران بشه
باید روند اجرا حفظ بشه
اما وقتی در شروع اجرا با ویرانی شروع میکنن هیچ چیز دیگه برای تماشاگر باقی نمیمونه که جالب باشه
چون انتهارو داره میبینه چون فقط دارن داد میزنن
و تماشاگر خسته میشه بعد با خودش به خیلی ازین رفتارهایی که چیده شده میگه فهمیدم که چی؟
دیگه فکر نمیکنه چون جای فکر ازش گرفته شده...
خلاصه کلام..
طراحی صحنه عمق صحنه رو از بین برده و این ایراد بزرگشه
ساختش معقوله اما استفاده از یه سری آکساسوار و وسایل که تو خونه مادربزرگ و خاله هامون هست جزئیات و خراب کرده
مثلا اون سطلی که توش آتیش روشن کردن یا...
واقعا چرا یه سطل استیلی که توی دوتومنی فروش ها هست رو باید وسط اون صحنه بزارین اونم انقدر کوچیک؟
و اینکه لیموناد و ایستک از مغازه انقلاب بخرین بزارین توی صحنه اینا زحمت سازنده دکور و‌ خراب میکنه و توهین به شعور تماشاگرِ وقتی ایستک میخوری و روی صحنه بد مستیو تو چشم تماشاگر میکنی خب پس یه میلگرد بگیر تو دستت فرو کن به تماشاگرت و در بیار و داد بزن بگو تئاتر آره اینه تئاتر ... فرقی داره با این کار؟آیا؟
نمیدونم...
طراحی لباس اجرا هم اصلا وجود نداشت و بنظر میرسید هرچی جور شد و داشتن پوشیده بودین ... البته انتخاب شده بود و نه از سر بی فکری...
و اما نورپردازی اجرا آماتورترین نور یک سال اخیر تئاتر بود بعد از نمایش پنهان خانه پنج در
برنامه نوری مشخص بود که چیه و منطقی بود اما بازیگر همه جای صحنه بازی داشت برادر من...
مگر نه اینکه اولین کارکرد نور روشنایی هست؟
پس اگر قصد ایجاد تاریکی و روشنی بود..
باید پرژکتور هارو بدون هیچ ترتیب مشخصی با تعداد بالا میبستی و بعد با درصد های مختلف مثلا کم و زیاد سیو میگرفتی که ایجاد تاریکی روشنی کنی حالا وقتی روی صحنه بازیگر راه میرفت دیگه همه جا نور داشت...
اون نور سبزی همه که ریسه کشیده شده بود بدرد مسجد صاحب الزمان میخورد تا تئاتر
تئاتر پرژکتور داره و باهاش میشه همه کار کرد مخصوصا تالار مولوی که همه جور امکانات فنی داره...مگر اینکه نوری بخوای که با آکساسوار صحنه روشن بشه که انجام داده بودین مثل آباژور و نور دیواریتون ...
اما لامپ داخلشون خیلی قوی انتخاب شده بود و این هم باعث شده بود سقف و در و پیکر سالن روشن بشه
نور پشت پنجره ها رو هم نمیفهمیدم که چرا فیداین و فیداوت نمیشدن و یهو قطع و وصل میشدن! پرژکتور استفاده میکردین خب میدادین روی دیمر و اون چه انتخاب رنگی بود که روز و شبش معلوم نبود!!!
دوس داشتم برم اتاق فرمان و اپراتور نورتونو ببینم از نزدیک بگم عزیزم چرا یهو میره آرومتر ببر آرومتر بیار خبری نیست!
در پایان امید سعید پور عزیزم همه اینها تجربه س و باعث افتخار من بود که دیدم اجراتو ❤️
سیدمهدی، سپهر و نیلوفر ثانی این را خواندند
میم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میتونم بگم از بهترین اجراهایی هست که دیدم . بازیگران با تمام وجود و احساس بازی می کنند . دکور و نورپردازی خوب . فقظ شاید استفاده از COUNTRY MUSIC به جای آهنگ MODERN TALKING بیشتر به حس و حال نمایش میتونست بیاد . تماشای این تاتر خوب را قویا توصیه میکنم .
محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عالی عالی عالی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گزارش تصویری عصر فرهنگ از نمایش «غرب حقیقی» به کارگردانی امید سعیدپور:




https://asr-farhang.ir/?p=52285



.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// احمق ! زندگی کردن تو صحرا یک فکر حکمیانه نبود، من مجبور بودم! //

دنیای برساخت سام شپارد این بار دهه ۷۰ آمریکا را مورد توجه قرار می دهد.. و زندگی آمریکایی طبقات پایین اجتماع که شامل الکل، رویای ثروتمند شدن و خوشگذرانی، دعوا و جدال و مبارزه حتی با دوستان و خانواده و شاید سرقت ( قالپاق دزدی) را روایت می کند... چیزی شبیه همان غرب وحشی وسترن...
داستانی که شاید اتومبیل های گنده آمریکایی دهه ۷۰، جای اسب را گرفته باشد...
روایتی به ظاهر ساده که نشان دهد در این طبقه، حتی اگر تحصیلکرده باشی و هنرمند ( فیلمنامه نویس)، باز هم آماده بازگشت به اصل خود را داری...
و اگر آمریکایی اصیل باشی و ابرقدرت جهان، باز هم مناسبات غرب وحشی حتی اگر سورئالیست باشد داستانی جذاب هست..
( طرح برادر بزرگ در مورد تعقیب و گریز دو ... دیدن ادامه ›› نفر در صحرا)

با این مشخصات از متن به سراغ تطابق اجرا می رویم...

کلیت کار بسیار خوب و درجاهایی درخشان هست...
اما ریزه کاری هایی نادیده گرفته می شود و بخش هایی نیز احتمالا به خاطر شرایط کشور ما سانسور شده است...

کارگردان این اثر که نقش فیلمنامه نویس را ایفا می کند تا نیمه های نمایش خوب ظاهر می شود ولی از ورودش با کت کثیف برادرش دچار افت می شود..
جایی که متوجه نمیشیم که شپارد با ریزه کاری سعی در شخصیت پردازی فیلمنامه نویس دارد و سعید پور در نیمه های اجرا ( تیپ سازی می کند)..

ایرادات جزیی و قابل چشم پوشی هم دارد..
اما در کلیت ماجرا، فضاسازی، دکور، بسیار خوب و در خدمت داستان هست..
محمدرضا چرختاب به خوبی در فضای تیپیکال به ایفای نقش می پردازد...
و با فرازها و فرودهای به موقع در نحوه بیان کلمات فضای کمدی اثر را به تماشاچیان بازنمایی می کند
نمونه : دیالوگی که در اول متن نوشتم..
و تا یک ربع بعد از نمایش به آن می خندیدم...
شادی امیری نیز نقشی تیپیکال دارد و در آن لحطات کوتاه حضورش هم نمی تواند بازی خوبی ارائه دهد..

از حدود دقیقه ۲۰ روند نمایش کُند و خسته کننده می شود که بیشتر ایراد نمایشنامه هست.. و البته در این لحظات کسل کننده سعی در شخصیت پردازی فیلمنامه نویس دارد...

طولانی کردن بیشتر این نوشته، نظر را تبدیل به نقد می کند به همین دلیل در همینجا به پایان می رسانم این نوشته را...

....
پ ن: دیدن این نمایش توصیه می شود...
سپهر و امیر مسعود این را خواندند
حسین تاجیک این را دوست دارد
سلام خشحالم شما هم اجرا رو دیدی بنظرم متن در کل متوسطه و خیلی توی اجرا چیزی شاید نشه ازش دراورد انگار نویسنده خاسته قدرت نویسندگی خودشو به رخ بکشه با چنتا عنصر ساده و یک ایده ی یک جمله ای نمیدونم متن چقدر قلع و قمع شده اما روند استحاله ی نویسنده اصلن خوب نیست بازی بازیگرش هم با سبکی و فرو رفتن در نقش صورت نمیگیره نقش تهیه کننده که عمدا زن انتخاب شده رها شده وبیشتر نقش اغواگری زن،پول و مقام رو قراره القاکنه تا رفتن به لایه های حماقت سازی مدرن سینما و تلویزیون و بیشتر بازیها بخاطر محدودیت متن به تیپ آشنا نزدیک میشه تا شخصیت عمیق.تاثیرگذاری متن و اجرا راضی کننده نیست بجز پوستر زیبا در متن و اجرا چیزی نصیبم نشد هرچند بازیها با سطح متن مطابق بود و بازی اقای چرختاب رو دوسداشتم
نمیدونم چرا از دوچیز خوشم میاد یکی متون نویسندگان اونورآبی و یکی نمایشهای موزیکال و فولک
کاش بتونم اجرای کودک مدفون رو ببینم چون این اثر از اثار متوسط به پایین شپارده و حتمن مشمول مرور زمان شده و کهنه بنظر میرسه
درکل دیدگاهتو دوسداشتم و خیلی چیزی برای گفتن نداشتم از این اجرا و بیشتر بهانه ای بود که قسمت اول مطلبمو نسبت به تاثیر اجرا برخودم بگم
۰۲ اسفند ۱۳۹۹
Zina Ioseliani
چخوف چرا اومد وسط؟!
کیومرث مرادی خرداد ۹۸، مرغ دریایی را با نام مرغ دریایی من اجرا آورد..
سیاوش پاکراه بهش گفت: این چه آشغالی ساختی؟
مرادی:
می دونی چخوف کیه؟ چخوف.. واو چخوف..
سیاوش:
چخوف آره تو زمان خودش بزرگ هست ولی الان نه...
واسه خودش کلی خلاق بوده... اولین نفری که فلان کرده چخوف بوده... ولی بهرحال الان بزرگ نیست...
۱۹ اسفند ۱۳۹۹
محمد حسن موسوی کیانی
کیومرث مرادی خرداد ۹۸، مرغ دریایی را با نام مرغ دریایی من اجرا آورد.. سیاوش پاکراه بهش گفت: این چه آشغالی ساختی؟ مرادی: می دونی چخوف کیه؟ چخوف.. واو چخوف.. سیاوش: چخوف آره تو زمان ...
هر دو مزخرف گفته اند!
۲۱ اسفند ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صحبت درباره ی این نمایش کمی دشواره چون متون نوشتاری از نظر محتوا شرایط گوناگونی دارن بطورمثال با توجه به تاثیر اونها به روی مخاطب دسته بندی های متفاوتی صورت گرفته اما از نظر من تاثیرمتون بر مخاطب دو دسته ی عمده داره متونی که تاثیر آنی، محکم و عمیق(حتا سطحی) و ادامه دار(کوتاه مدت یا بلندمدت) بر ذهن دارن که برای پرسشگری از متن نیاز به تحقیق و دانش بالا نیست ومتن بیرحمانه مخاطب رو وارد بازی خطرناک(!!!) خودش میکنه و متونی که برای فهم و توضیح و بررسی لایه های متفاوتش نیاز به حداقل دانش وتحقیق دارن(این متون میتونن بعضا سطحی یا عمیق و نبوغ آمیز باشن) متن اول مخاطب رو دعوت به اندیشیدن میکنه و حرف زدن و متون دوم مخاطب رو دعوت به دیدن میکنه ودرسکوت تحقیق کردن متون اول حداقلی از ذهن مخاطب در خودش داره و متون دوم از ذهن مخاطب فاصله داره متون اول دم دستِ(سطحی منظورم نیست)،توی دستِ و توی کتابخونه ی مخاطب قرار داره اما متون دوم خارج از دسترس و توی کتابخونه ی محلِ این متن بر روی ذهن من حالت دوم رو داشت میدونم میشه ازش حرفهایی استنتاج کرد یا بیرون کشید اما برای اینکار باید چندبار اجرا رو دید متن اصلی رو خوند آثار دیگه ی شپارد رو مطالعه کرد شرایط اجتماعی نویسنده،عقاید و سبک نگارشش رو مطالعه کرد ،متنِ بیرونِ متن رو بهش مسلط شد تا بشه با اشراف درموردش حرف زد(حتمن منظورم این نیست که متون نوع اول به این شرایط نیاز ندارن)،همینجا اقرار میکنم که دوسداشتم اجرای نمایش کودک مدفون از شپارد رو ببینم
میتونم از استحاله شخصیت،پشت پرده ی فساد و تحمیق در نظام فیلم و سینما،جابجایی نقش ها،روانشناسی نقش ها،عنصرفم فتال درمتن،حتا دیدگاه دیونسوسی و آپولونی درمتن،سیاست های جوامع سرمایه داری،نوعی نگاه بدبینانه و پایان تلخ و واکاوی اون و چند مساله دیگه در ارتباط بامتن بگم اما قصد ندارم از این حرفا بزنم چون نه میتونم نه میخام فقط گاهی بنظرم یک متن رو فقط باید خوند و یک اجرا رو فقط باید دید لازم نیست که همیشه درباره ش حرف زد (منظورم سرخوشی ناشی از فیلمهای کمدی یا مبتذل و حتا بی اعتنایی به برخی متون و اجراها نیست بلکه اجازه دادن به متن که کارخودشو بکنه و ارام در جای خودش در درون مخاطب بنشینه و تاثیر حداقلی وموقری روی مخاطب بگذاره)

جدای از متن اجرا رو بسیار پسندیدم از همون ابتدا بازیگرها با اجرای قوی و یکدست خودشون مخاطب رو به درون اجرا میکشونن و با ادامه ی این روند تا پایان لذت دیدن ... دیدن ادامه ›› یک اجرای خوب رو به مخاطب عرضه میکنن هرچند از کلیشه های رایج در نشون دادن کنش-واکنش ها استفاده میکنن اما درون شخصیتها و استحاله و تغییر اونهارو بخوبی بازتاب میدن، جا داره از بازی خوب آقای چرختاب تشکر بکنم که بنظرم غرب حقیقی با توجه به پیشینه ی ذهنی که از فیلمها دیدم ایشون بودن که بازی درست و حساب شده بخصوص بعد از جابجایی نقشها تونستن حس خوبی رو به منِ مخاطب القا کنن
اجزای حداقلی صحنه قرار گرفتن ماشین تحریر دروسط و صندلی راحتی که کنارش یک تلفن قرار گرفته بود بسیار خوب بود چون هر شخصیتی که پشت ماشین تحریر مینشست حکایت از آرزوها و حرص ها و طمع ها و ناکامی ها و موفقیت کاذب داشت و هرکس روی صندلی راحتی مینشست قرار بود قسمت بدِ وجود خودشو اشکاربکنه حضورغایب پدر در عکسی درصحنه ودر بازی بازیگران موثربود که اگه اینگونه نمیبود کارلطمه میدید اجزای صحنه تقریبن همگی قسمتی از شخصیتها رو بازتاب میدادن نور هم در جهت اجرا و بازتاب لحظه های اوج و فرود خوب بود
از همه مهمتر طراحی پوستر اثر بود که اگه از جایی کپی نشده باشه خودش یه شاهکاره
شلوغ بازیها در صحنه،رهاشدن متن در بعضی جاها،سواربودن صدای موسیقی برصدای کارکترها بر روی کیفیت اجرا اثر نامطلوب گذاشته
درکل بنده هیچوقت از تالار مولوی ناراضی بیرون نیومدم
از تمامی عوامل اجرا که در این شرایط احتضار تاتر کرونازده(تاتر مملکت خیلی زودتر دچار کرونای جهش یافته ی بسیارخطرناک شد) با اهتمام بر رعایت حداکثری پروتکل ها(منکه نفهمیدم پروتکل دقیقن ینی چی اما منو یاد استراتژی های جنگی و جنگ زده گی میندازه)ی بهداشتی دارید تاتر رو زنده نگه میدارید بسیار سپاسگزارم
امیر مسعود این را خواند
محمد حسن موسوی کیانی و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اصلا چیز عجیب غریبی بود این تئاتر هر لحظه از اجرا اون چک نمایشی رو میخوردم واقعا معرکه بود ولی بازیا هم دیوانه کننده از لحاظ خوب بودن و رتبه‌ی کار واقعا بالا بود
فقط میتونم بگم یا ایلفضللللللللل به این کار
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید