آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش غرب حقیقی
S3 : 06:23:06 | com/org
خرید بلیت
تخفیف دانشجویی با کد tiwallstudents
۲۷ بهمن تا ۱۵ اسفند
۱۸:۰۰  |  ۱ ساعت
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
۳۰۰۰۰ تومان

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

اخبار

›› حمایت از تئاتر، حمایت از اندیشه

›› نمایش غرب حقیقی (True West) به صحنه باز میگردد

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
عالی عالی عالی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گزارش تصویری عصر فرهنگ از نمایش «غرب حقیقی» به کارگردانی امید سعیدپور:




https://asr-farhang.ir/?p=52285



.
// احمق ! زندگی کردن تو صحرا یک فکر حکمیانه نبود، من مجبور بودم! //

دنیای برساخت سام شپارد این بار دهه ۷۰ آمریکا را مورد توجه قرار می دهد.. و زندگی آمریکایی طبقات پایین اجتماع که شامل الکل، رویای ثروتمند شدن و خوشگذرانی، دعوا و جدال و مبارزه حتی با دوستان و خانواده و شاید سرقت ( قالپاق دزدی) را روایت می کند... چیزی شبیه همان غرب وحشی وسترن...
داستانی که شاید اتومبیل های گنده آمریکایی دهه ۷۰، جای اسب را گرفته باشد...
روایتی به ظاهر ساده که نشان دهد در این طبقه، حتی اگر تحصیلکرده باشی و هنرمند ( فیلمنامه نویس)، باز هم آماده بازگشت به اصل خود را داری...
و اگر آمریکایی اصیل باشی و ابرقدرت جهان، باز هم مناسبات غرب وحشی حتی اگر سورئالیست باشد داستانی جذاب هست..
( طرح برادر بزرگ در مورد تعقیب و گریز دو ... دیدن ادامه ›› نفر در صحرا)

با این مشخصات از متن به سراغ تطابق اجرا می رویم...

کلیت کار بسیار خوب و درجاهایی درخشان هست...
اما ریزه کاری هایی نادیده گرفته می شود و بخش هایی نیز احتمالا به خاطر شرایط کشور ما سانسور شده است...

کارگردان این اثر که نقش فیلمنامه نویس را ایفا می کند تا نیمه های نمایش خوب ظاهر می شود ولی از ورودش با کت کثیف برادرش دچار افت می شود..
جایی که متوجه نمیشیم که شپارد با ریزه کاری سعی در شخصیت پردازی فیلمنامه نویس دارد و سعید پور در نیمه های اجرا ( تیپ سازی می کند)..

ایرادات جزیی و قابل چشم پوشی هم دارد..
اما در کلیت ماجرا، فضاسازی، دکور، بسیار خوب و در خدمت داستان هست..
محمدرضا چرختاب به خوبی در فضای تیپیکال به ایفای نقش می پردازد...
و با فرازها و فرودهای به موقع در نحوه بیان کلمات فضای کمدی اثر را به تماشاچیان بازنمایی می کند
نمونه : دیالوگی که در اول متن نوشتم..
و تا یک ربع بعد از نمایش به آن می خندیدم...
شادی امیری نیز نقشی تیپیکال دارد و در آن لحطات کوتاه حضورش هم نمی تواند بازی خوبی ارائه دهد..

از حدود دقیقه ۲۰ روند نمایش کُند و خسته کننده می شود که بیشتر ایراد نمایشنامه هست.. و البته در این لحظات کسل کننده سعی در شخصیت پردازی فیلمنامه نویس دارد...

طولانی کردن بیشتر این نوشته، نظر را تبدیل به نقد می کند به همین دلیل در همینجا به پایان می رسانم این نوشته را...

....
پ ن: دیدن این نمایش توصیه می شود...
سپهر، نسیبه و امیر مسعود این را خواندند
حسین تاجیک این را دوست دارد
سلام خشحالم شما هم اجرا رو دیدی بنظرم متن در کل متوسطه و خیلی توی اجرا چیزی شاید نشه ازش دراورد انگار نویسنده خاسته قدرت نویسندگی خودشو به رخ بکشه با چنتا عنصر ساده و یک ایده ی یک جمله ای نمیدونم متن چقدر قلع و قمع شده اما روند استحاله ی نویسنده اصلن خوب نیست بازی بازیگرش هم با سبکی و فرو رفتن در نقش صورت نمیگیره نقش تهیه کننده که عمدا زن انتخاب شده رها شده وبیشتر نقش اغواگری زن،پول و مقام رو قراره القاکنه تا رفتن به لایه های حماقت سازی مدرن سینما و تلویزیون و بیشتر بازیها بخاطر محدودیت متن به تیپ آشنا نزدیک میشه تا شخصیت عمیق.تاثیرگذاری متن و اجرا راضی کننده نیست بجز پوستر زیبا در متن و اجرا چیزی نصیبم نشد هرچند بازیها با سطح متن مطابق بود و بازی اقای چرختاب رو دوسداشتم
نمیدونم چرا از دوچیز خوشم میاد یکی متون نویسندگان اونورآبی و یکی نمایشهای موزیکال و فولک
کاش بتونم اجرای کودک مدفون رو ببینم چون این اثر از اثار متوسط به پایین شپارده و حتمن مشمول مرور زمان شده و کهنه بنظر میرسه
درکل دیدگاهتو دوسداشتم و خیلی چیزی برای گفتن نداشتم از این اجرا و بیشتر بهانه ای بود که قسمت اول مطلبمو نسبت به تاثیر اجرا برخودم بگم
محمد حسن موسوی کیانی
می خواهم یک مقایسه ساده داشته باشم.. یاماها و غرب حقیقی... یاماهایی که لفاظی های دلنشین و کلمات قابل توجه داشت و همه چیز را می خواست بهم بچسپونه... ایران نامی از ستم در ۵۰ سال اخیر زنان ایران.. و ...
جالبه به این فکر نکرده بودم ینی انتظار قصه نداشتن آره اینطوری هم میشه دید که فرصت قصه گویی رو بذاریم کنار و به یک روند و کنش واکنشهای رسیدن به این روند برسیم که اینجا کنشهای دوبرادر برای رسیدن به مرحله ی ب از نقطه ی شروع ینی الف
یه چیز مبهمه که این روند هم باید منطق خودشو طبق متن داشته باشه نه اینکه زمان و کنش شکسته بشه و برسیم به استحاله ی نویسنده و عارف مسلکی و نویسنده شدن دزد حتا حاضرم این دو رو در واقع یک نفر بگیرم و نزاع درونی ولگرد عاصی وجود با عقل حسابگر و زرنگ درون اما حداقل دو سه کنش در این روند غایبه تا بتونم بپذیرم که عقل بواسطه ی وجهه ی ولگرد و حوادث بیرونی مثل زن اغواگر و پدر الکلی(حسرت داشتن پدر) تا این حد فرو بپاشه و مضمحل بشه کما اینکه در اول هم عقل رو در لبه ی فروپاشی حس نمی‌کنیم اما میتونم بپذیرم که داریم چند پازل از این کلیت رو میبینیم اما انتظار داشتم ارتباط بین زن و نویسندگی و سرخوشی در این دو برادر بیشتر در کنشها گنجانده بشه اما عنصر پدر غایب بیشتر مطرح میشه که شاید اونقدر پرداختن بهش اهمیت نداره شاید باید ظرف زمان و مکان نوشته شدن متن رو هم بهش اضافه کنم تا بفهممش
درباره ی مقایسه کارهای نویسنده های حرفه ای غربی در بستر ... دیدن ادامه ›› یک گفتمان قوی نویسنده محور و هنرگرا با کارگردان-نویسنده های داخلی که تک ستاره و بعضاً تک مضراب در محیط کم رمق هنر و تحقیق گریز و مطالعه-نکن این مملکت هستند مثل مقایسه فوتبال باشگاه‌های اروپایی و داخلی می مونه که مشخصه یاماهای بی کلاچ و سیلندر و ترمز در غرب حقیقی حقیقی حقیقی گم میشه
بهرحال توجه به کنش ها حرف جالبی بود برای من که با فرهنگ و قواعد صحنه بیگانه ام
اما هنوز هم معتقدم با متنی متوسط طرف بودم که قراره یک اتود برای کلیشه های بازیگری باشه تا محلی برای طرح(یا حتا پیش طرح)یک فکر یا فرم در نوشتن و اجرا و اگر بازیها در این متون بد باشه کار بشدت سقوط می‌کنه که خوشبختانه در این اجرا بازیهای نه درخشان که به اندازه میبینیم که کارگردان هم سعی نکرده ادا دربیاره و اجرا رو به ابتذال بکشونه و با اجرایی کلاسیک و جمع و جور طرفیم که توان بازیگری و کارگردانی رو داره محک میزنه و در این محک عوامل اجرا نمره ی قبولی میگیرن بخصوص با وجود متغیر بیرونی و اساسی مثل کرونا
حسین تاجیک
جالبه به این فکر نکرده بودم ینی انتظار قصه نداشتن آره اینطوری هم میشه دید که فرصت قصه گویی رو بذاریم کنار و به یک روند و کنش واکنشهای رسیدن به این روند برسیم که اینجا کنشهای دوبرادر برای رسیدن ...
سال نگارش؟
همون مثال شاه لیر را می زنم، شاه لیر کار خوبی در قرن ۲۰ ام نبود اما برای ۳۵۰ سال پیش خوب بود...
این اثر شپارد برای چه سالی هست؟
من نمی دونم برای همین شاید تو دوره خودش خیلی هم آوانگارد بوده...
پدر اینجا نقش اصالت را بازی می کنه و معنی آبا و اجدادی را می دهد و به قول ساده تر : تو خون شون هست و کارکرد دیگه ای نداره... ... دیدن ادامه ›› و در اینجا همون معنی یک آمریکایی اصیل هست...
(( یک آمریکایی اصیل در غرب وحشی))
برادر کوچکتر همون آمریکایی اصیل الکلی هست که ظاهر بهتری داره.. و براساس شرایط زمانه رفتارهای بهتری داره... دهه ۶۰ بزرگ شده بر خلاف برادر دهه ۵۰ بر خلاف برادرش... ، تحصیل کرده بر خلاف برادرش..
و دراون روند کندی که عرض کردم، سعی در شخصیت پردازی داره تا تماشاچی احساس نکنه:
اه ، اینها که یکی اند اگر جاهاشون عوض می شد همون مسیر را می رفتند..
پاسخ من نه هست...
اونها به هر حال یکی نیستند.. با اینکه یک رگه خونی هستند..
نمونه : رفتار فیلمنامه نویس و خاطره اش از پدرش و فرستادن پول برای پدرش...
نمونه دوم: بهرحال پسر دوم بر خلاف برادر بزرگتره، اولین مسیر انتخابی اش نجات دادن از اون وضعیت با درس خوندن و آدم حسابی شدن هست...
شاید در نهایت سیستم یا همون آمریکایی اصیل یا غرب وحشی فیلمنامه نویس را در خودش هضم کنه...

این ایده ( کاری به موفقیت در پرداختش ندارم و قطعا یک کار متوسط از منظر نمایشنامه هست) هم اکنون به عنوان ایده برتر سریالهای محبوبی مثل بلک میرور استفاده می شود..
یا در گذشته فیلم های شاهکاری مثل شبکه و فارنهایت ۴۵۱ ،
پرتقال کوکی و بعدها در باشگاه مشت زنی با پرداختی استثنایی به کمال می رسه...
برای همین پرسیدم : شپارد در چه سالی نوشته؟

اما قیاس ات را در مورد فوتبال رد می کنم و می گویم : حرفت درست است اما مثال ات اشتباه..
چون نوشتن متن ربطی به امکانات نداره، قلم می خواهد و کاغذ..
یا مثال بهترش مفسر فوتبال است، فردوسی پور فوتبالیست درجه ۳ هم نیست...
اما مفسر و گزارشگری حرفه ای در سطح اول فوتبال آسیا و جزو آدمهای قابل اعتنا در گزارش و فوتبال اروپا هست...
چون استعداد و دیدن و پشتکار و افزایش اطلاعات اش را از مطالعه و دانستن زبان انگلیسی و امکاناتی مثل اینترنت که در اختیار ما نیز هست، بدست آورده...
سعی می کنم همواره تیترهایی که برای نوشته هام انتخاب کنم خلاصه ای از حرفهایم نیز باشه..
بعد از توضیحات بالا حس کردم یکبار دیگه باید تیتر را بنویسم:
// احمق! زندگی کردن در صحرا، یک فکر حکیمانه نبود، من مجبور بودم!//
...
مانند همیشه از گفتمان مان لذت بردم...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صحبت درباره ی این نمایش کمی دشواره چون متون نوشتاری از نظر محتوا شرایط گوناگونی دارن بطورمثال با توجه به تاثیر اونها به روی مخاطب دسته بندی های متفاوتی صورت گرفته اما از نظر من تاثیرمتون بر مخاطب دو دسته ی عمده داره متونی که تاثیر آنی، محکم و عمیق(حتا سطحی) و ادامه دار(کوتاه مدت یا بلندمدت) بر ذهن دارن که برای پرسشگری از متن نیاز به تحقیق و دانش بالا نیست ومتن بیرحمانه مخاطب رو وارد بازی خطرناک(!!!) خودش میکنه و متونی که برای فهم و توضیح و بررسی لایه های متفاوتش نیاز به حداقل دانش وتحقیق دارن(این متون میتونن بعضا سطحی یا عمیق و نبوغ آمیز باشن) متن اول مخاطب رو دعوت به اندیشیدن میکنه و حرف زدن و متون دوم مخاطب رو دعوت به دیدن میکنه ودرسکوت تحقیق کردن متون اول حداقلی از ذهن مخاطب در خودش داره و متون دوم از ذهن مخاطب فاصله داره متون اول دم دستِ(سطحی منظورم نیست)،توی دستِ و توی کتابخونه ی مخاطب قرار داره اما متون دوم خارج از دسترس و توی کتابخونه ی محلِ این متن بر روی ذهن من حالت دوم رو داشت میدونم میشه ازش حرفهایی استنتاج کرد یا بیرون کشید اما برای اینکار باید چندبار اجرا رو دید متن اصلی رو خوند آثار دیگه ی شپارد رو مطالعه کرد شرایط اجتماعی نویسنده،عقاید و سبک نگارشش رو مطالعه کرد ،متنِ بیرونِ متن رو بهش مسلط شد تا بشه با اشراف درموردش حرف زد(حتمن منظورم این نیست که متون نوع اول به این شرایط نیاز ندارن)،همینجا اقرار میکنم که دوسداشتم اجرای نمایش کودک مدفون از شپارد رو ببینم
میتونم از استحاله شخصیت،پشت پرده ی فساد و تحمیق در نظام فیلم و سینما،جابجایی نقش ها،روانشناسی نقش ها،عنصرفم فتال درمتن،حتا دیدگاه دیونسوسی و آپولونی درمتن،سیاست های جوامع سرمایه داری،نوعی نگاه بدبینانه و پایان تلخ و واکاوی اون و چند مساله دیگه در ارتباط بامتن بگم اما قصد ندارم از این حرفا بزنم چون نه میتونم نه میخام فقط گاهی بنظرم یک متن رو فقط باید خوند و یک اجرا رو فقط باید دید لازم نیست که همیشه درباره ش حرف زد (منظورم سرخوشی ناشی از فیلمهای کمدی یا مبتذل و حتا بی اعتنایی به برخی متون و اجراها نیست بلکه اجازه دادن به متن که کارخودشو بکنه و ارام در جای خودش در درون مخاطب بنشینه و تاثیر حداقلی وموقری روی مخاطب بگذاره)

جدای از متن اجرا رو بسیار پسندیدم از همون ابتدا بازیگرها با اجرای قوی و یکدست خودشون مخاطب رو به درون اجرا میکشونن و با ادامه ی این روند تا پایان لذت دیدن ... دیدن ادامه ›› یک اجرای خوب رو به مخاطب عرضه میکنن هرچند از کلیشه های رایج در نشون دادن کنش-واکنش ها استفاده میکنن اما درون شخصیتها و استحاله و تغییر اونهارو بخوبی بازتاب میدن، جا داره از بازی خوب آقای چرختاب تشکر بکنم که بنظرم غرب حقیقی با توجه به پیشینه ی ذهنی که از فیلمها دیدم ایشون بودن که بازی درست و حساب شده بخصوص بعد از جابجایی نقشها تونستن حس خوبی رو به منِ مخاطب القا کنن
اجزای حداقلی صحنه قرار گرفتن ماشین تحریر دروسط و صندلی راحتی که کنارش یک تلفن قرار گرفته بود بسیار خوب بود چون هر شخصیتی که پشت ماشین تحریر مینشست حکایت از آرزوها و حرص ها و طمع ها و ناکامی ها و موفقیت کاذب داشت و هرکس روی صندلی راحتی مینشست قرار بود قسمت بدِ وجود خودشو اشکاربکنه حضورغایب پدر در عکسی درصحنه ودر بازی بازیگران موثربود که اگه اینگونه نمیبود کارلطمه میدید اجزای صحنه تقریبن همگی قسمتی از شخصیتها رو بازتاب میدادن نور هم در جهت اجرا و بازتاب لحظه های اوج و فرود خوب بود
از همه مهمتر طراحی پوستر اثر بود که اگه از جایی کپی نشده باشه خودش یه شاهکاره
شلوغ بازیها در صحنه،رهاشدن متن در بعضی جاها،سواربودن صدای موسیقی برصدای کارکترها بر روی کیفیت اجرا اثر نامطلوب گذاشته
درکل بنده هیچوقت از تالار مولوی ناراضی بیرون نیومدم
از تمامی عوامل اجرا که در این شرایط احتضار تاتر کرونازده(تاتر مملکت خیلی زودتر دچار کرونای جهش یافته ی بسیارخطرناک شد) با اهتمام بر رعایت حداکثری پروتکل ها(منکه نفهمیدم پروتکل دقیقن ینی چی اما منو یاد استراتژی های جنگی و جنگ زده گی میندازه)ی بهداشتی دارید تاتر رو زنده نگه میدارید بسیار سپاسگزارم
امیر مسعود این را خواند
محمد حسن موسوی کیانی و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اصلا چیز عجیب غریبی بود این تئاتر هر لحظه از اجرا اون چک نمایشی رو میخوردم واقعا معرکه بود ولی بازیا هم دیوانه کننده از لحاظ خوب بودن و رتبه‌ی کار واقعا بالا بود
فقط میتونم بگم یا ایلفضللللللللل به این کار