تیوال نمایش گفت و گوی فراریان
S3 : 11:09:06
امکان خرید پایان یافته
  ۲۶ بهمن تا ۲۱ فروردین ۱۳۹۴
  ۲۰:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: محمد زارعی
: میلاد شجره
: رضا بهبودی، مهرداد مصطفوی، آوا شریفی

: آزاده ملک زاده
: شکوه احمدی
: مصطفی عطری
: سحر صنیعی
: میثاق بحرالعلومیان

تولید آف استودیو

تلفن اطلاعات: ٠٩٣٣٢٢٣٢٦٥٢

یادداشت نادر فتوره چی درباره ی نمایش "گفت و گوی فراریان"

فلسطینیان ِ زبان

۱
نفس بر روی صحنه بردن تیاتری در شرایط موجود که پس از پایان آن بتوان خشنود بود که حضار از شنیدن تکه های زیرپوستی و جنسی نخندیده اند، به اندازه کافی مهم هست که نیازی نباشد برای نوشتن درباره اش به حُسن بزرگ آن یعنی «عدم بازنمایی زندگی روزمره» اشاره کرد.

۲
«گفت و گوی فراریان» بیش از آنکه اجرایی بر پایه کنش‌ها و عمل‌ها باشد، مجموعه ای از «نکردن»هاست. نخنداندن، باج ندادن، نشکافتن معانی لغات بیگانه، حفظ بی اعتنایی به تاب و طاقت مخاطبی که احتمالا برای «سرگرمی» به تماشای تیاتر آمده است و ...، مجموعه ای از این «نکردن»هاست که در اجرا و متن دیده می شود. مهمترین‌اش اما تن زدن از «منطق بازار» است: نمایش آشپزخانه داری در حد‌اعلاء یا همان تقدیس حیات سازشکارانۀ میانمایگان.

۳
«گفت و گوی فراریان» چیزی درباره زندگی روزمره آدم‌های معمولی طبقه خرده بورژآی تهرانی در دهه 90 خورشیدی نمی‌گوید. روایت هزاربار شنیده شدۀ شکست‌های عشقی و هیجان «عروس خانم و آقا داماد» در مراسم خواستگاری و حقد و حسدهای مالی و چشم و همچشمی‌ها و حاضر جوابی‌های پرسوناهای تکراری و دست به کمرِ وقیحی که می‌گویند «تو دهنت را می‌بندی یا من؟» نیست. حتی تیاتر «فاخر» که سویه‌های مبتذل‌اش را پشت دیالوگ‌های مثلا قجری و شاهنامه‌ای و «می‌باشد»ها و «می‌گردد»ها پنهان کند،هم نیست.

۴
«گفت و گوی فراریان» درباره آشوییتس هم نیست؛ درباره زبان و قربانیان آن است. درباره «ساختار» و نقطۀ آجیدن قدرت و زبان است؛ درباره منشاء این استیلا از دل لحظۀ دوپاره شدن «زبان و زبان بشری»؛ لحظۀ از دست رفتن ِ بابل.
در متن «گفت و گوی فراریان»، به میانجی برجسته شدن مفهوم الهیاتی «خروج»(Exodus) - که البته در سنت ادبیات نمایشی غرب چندان کار تازه‌ای نیست- ، تلاش شده تا نشان داده شود چگونه آن «قوم برگزیده»؛ دستکم دو بار در طول تاریخ، قربانی «زبان بشری» شد و از زبان یا شاید همان «خانه وجود» به ناچار«خروج» کرد. خروجی که الهام بخش آدورنو بود تا آن را اینچنین به ما گزارش دهد:« کلمات خارجی، یهودیان زبان اند».

۵
وجد آورترین تلاش متن «فراریان» اما زمانی‌ست که از طریق تبارشناسی واژگان سلطه، ما را به ملاقات قربانیان و قاتلان جدید می‌برد؛ جایی که سلطه به میانجی «چرخش زبانی»، هرگز نگذاشته است که جایگاه یهودیان در زبان خالی بماند: فلسطین.

۶
فراریان تلاشی‌ست برای نشان دادن فقر و لُختی تیاتر در بازنمایی وحشیگری‌های به ظاهر ادبی و شاعرانه ما پس از آشوییتس و تکرار بیمارگونه آن در فلسطین.
تلاشی برای یادآوری نام‌ها: نام قربانیان و قاتلان؛ و حتی نام‌های سیاست دوران؛ و البته برای من، نام بنیامین، آدورنو و ای بسا هایدگر.
پرده پایانی تیاتر فراریان، به ویژه با طنین صدای در هم تنیده نویسنده بی سرزمین ( با بازی رضا بهبودی ِ محجوب و شرم زده) و سرباز- بازیگر آلمانی که طی آن زبان سلطۀ «آلمانی» جای زبان سلطۀ «عبری» را اشغال می‌کند و به «خروج» فرمان می‌دهد،مرا ساعت‌ها به یاد زبان قربانیان جدید یا همان فلسطینیان انداخت.

۷
در پایان تماشای «گفت و گوی فراریان» جمله تمثیلی آدورنو را ده‌ها بار در ذهن تکرارکردم. تکراری که هر بار، با تفاوتی جزیی با قبل همراه بود و در نهایت مرا اینچنین غافلگیر کرد:«کلمات خارجی، فلسطینیان زبان اند».

گزارش تصویری تیوال از نمایش گفتگوی فراریان / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش گفت و گوی فراریان / عکاس: مهدی اسماعیلیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «گفت‌و‌گوی فراریان» به روی صحنه می رود

» نمایش «گفت‌و‌گوی فراریان» تمدید شد.

» یادداشت عبا‫س جمالی درباره نمایش گفت و گوی فراریان‬

» یادداشت صالح تسبیحی درباره‌ی نمایش «گفت‌و‌گوی فراریان»

» نمایش « گفت و گوی فراریان » شنبه ۲۵ بهمن ویژه عکاسان و خبرنگاران به روی صحنه خواهد رفت.

آواهای وابسته

مکان

خیابان شریعتى، خیابان میرداماد، خیابان رودبار شرقى(شمالى)، بعد از خیابان فلسفى، پلاک ٥٧
تلفن:  ۲۲۲۲۴۵۱۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امروز به تماشای این نمایش نشستم..خسته نباشید میگم به گروه جوانی که زیر سایه ی اسمها و نام های چنان قرار نگرفته.کاری با ادعای فراتر از اجرا.نمایش از همان ابتدا شمارا با یک مسله همراه میکند.عدم گفتگو در روزگاری که ملزم به گفتگوییم.
متن نمایش مهندسی شده است و بسیار چغر که اجازه چشم برداشتن به شما نمیدهد.
کارگردانی نمایش نیز بسیار نرم نامحسوس بدون ادعای چشمگیر حضور ویژه ای دارد.
و نیز بازی های که این دو را تکمیل میکند..بازیگرانی که تسلط و فهم کامل از متن محمد زارعی را به رخ میکشند...نکته جالب در بازی گری این نمایش یک دست بودن بازی ها در تقابل تجربه و جوانی است..رضا بهبودی که حضورش در صحنه همواره تایید شده است در مقابل بازیگر (مهرداد مصطفوی) در یک سطح دیده میشوند کسی بر دیگری چربشی ندارد و انرژی بی نقص یکی در تکامل دیگری است.
در پایان بسیار خوشحالم از ... دیدن ادامه » دیدن این اثر و دعوت میکنم از دیگر دوستان جهت دیدن این کار.
آزاده ملک زاده این را پاسخ داده‌است
ممنونیم از لطفی که به گروه داشتین و خوشحالیم که راضی بودین از اجرا.
۲۰ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگو با رضا بهبودی به بهانه بازی در نمایش «گفت‌و‌گوی فراریان»
بهاالدین مرشدی
روزنامه فرهیختگان

http://www.farheekhtegan.ir/?nid=1630&pid=8&type=0
محمد رحمانی و وحید هوبخت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
خسته نباشید
سخته که بازی در بازی رو بخوایم نمایش بدیم ولی این کار سخت رو در این نمایش از پسش براومدید و شاید سه دلیل عمده به این موفقیت کمک کرده باشه.
اولی بازی عالی آقای بهبودی مثل همیشه.هر جا نمایش از ریتم می افتاد بازی ایشون به جلوگیری از کند شدن کمک می کرد و هر جا ریتم تند بود اوج بازی و درخشش ایشون بود.
دومی متن بود که به دنبال فخر فروشی نبود و موضوع مهم اما کم استفاده شده "واژه" رو بیان می کرد.
سومی نور کافی
بازیگران مکمل خوب بودند اما نمی شد بدون وجود یک بازیگر بسیار خوب به این متن سخت واقعا کمک کرد.
پی نوشت:
دوستان مهربان تماشاخانه موج نو انقدر سیاست ناز و البته کمی غیرتئاتری دارند که آدم روش نمی شه انتقادی کنه ولی واقعا بیست دقیقه صبر کردن برای سه نفری که آخر سر هم نیامدند شاید در شان تئاتر و یک تماشاخانه نباشه.هر کسی احترامش ... دیدن ادامه » دست خودشه و در تئاتر بدون شک یکی از مهمترین ها به موقع حاضر شدن در سالنه.
در مورد آخر با شما موافقم. تماشاخانه وقتی سانس اجرا رسیده باید نمایش را شروع کند و منتظر تماشاچی ماندن معنی ندارد و تضییع حقوق سایر تماشاچیانی است که سرموقع آمدند .
۱۹ فروردین ۱۳۹۴
باز هم بابت تاخیر از شما عذرخواهی می کنیم.
۱۹ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گلشن قربانیان این را خواند
محمد رحمانی، وحید هوبخت و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش رو دوست داشتم چون متفاوت بودنش حرفی واسه گفتن داشت! از نمایش ها و بازیگران ماهری که با حداقل امکانات از لحاظ دکوراسیون صحنه تو رو به خوبی وارد فضای ذهنی شون می کنن و فکرت رو با مسایل نه چندان جدید اما از دیدی متفاوت درگیر می کنن واقعا لذت می برم! نمایش به ظاهر ساده اس اما عمق اش من رو که متعجب کرد. به چالش کشیدن درک دیالوگ ها با تاخیر چند ثانیه ایی از نظر من نشانه موفقیت گروهه! مطمئنا نمایش صد در صد کامل نیست اما فکر می کنم اونچه رو که لازم بود از نمایش برای مدت طولانی به خاطر خواهم داشت! خسته نباشید و ممنون از زحماتتون!
ممنون از لطفتون خانم ابراهیمی عزیز!
۱۵ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به جرات می توانم بگویم گفتگوی فراریان یکی از بهترین و ارزشمندترین تئاترهایی بود که در یک سال اخیر دیده ام!
وحید هوبخت، زینب و ساسان زرافشان نیا این را خواندند
آزاده ملک زاده و محمد رحمانی این را دوست دارند
خوشحالیم که دوست داشتین اجرا رو دوست عزیز :)
۲۲ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت حمید فراهانی درباره نمایش «گفت‌و‌گوی فراریان» در سایت انگار

http://www.engarmag.com/%DA%AF%D9%81%D8%AA%C2%AD%D9%88%C2%AD%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%84/
وحید هوبخت و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت بهاءالدین مرشدی در روزنامه فرهیختگان درباره نمایش "گفت و گوی فراریان"

دعوت به تماشای نمایش »گفت وگوی فراریان« به کارگردانی میلاد شجره

درامی با فرارهای مداوم

نمی دانم چرا وقتی به تماشای نمایش »گفت وگوی فراریان« به کارگردانی میلاد شجره نشستم مدام یک خاطره توی ذهنم رفت و آمد می کرد. همان وقتهایی که بچه بودم و روی نیمکت های دهه شصتی مدرسه ها می نشستم در روزهای کلاس اول راهنمایی یک معلم داشتیم که خیلی از درسهای ما با او بود. خاطره هایی که از این معلم دارم بسیار است اما این خاطره را محض »گفت وگوی فراریان« به یاد آوردم. او میگفت: »در دعوا حلوا قسمت نمیکنند.« بعد میگفت: »وقتی یکی با شما دعوا را شروع کرد شما فرار کنید.« و بعد هم ادامه میداد: »اگر هم داد زد که اگر مردی بایست تو هم داد بزن که نامردم و فرار میکنم.« بعد که در ادامه دلیلش را پرسیدیم ... دیدن ادامه » گفت: »جایی که زدن ننگ نیست، فرار کردن هم ننگ نیست.« اصلا از همان بچگی نمیدانم این فلسفه درست است یا نه؟
آیا حقیقتا باید در شرایط بحرانی فرار کرد؟ یا به قول نمایش »گفت وگوی فراریان« مهاجرت کرد. یا اصلا این خاطره چه ارتباطی به این نمایش پیدا میکرد اما همیشه فرار و مهاجرت جزء مباحث مهم بشری بوده است. اما آنچه در این نمایش اتفاق میافتد تلفیق فرارهای مداوم است. یک گروه تئاتری که میخواهد یک کار را برای اجرا آماده کند و تلفیق این بخش با زندگی روزمره آدمهایی که در این تمرین هستند، ساختار نمایش را ساخته است. درهم آمیزی این فضاها یک لابیرنت را به وجود می آورد که وقتی واردش میشویم باید دست به کشف بزنیم. درواقع نمایشی پرسش برانگیز را میبینیم که مباحث مهمی چون جنگ و کشتار را با روزمره آدمها گره زده است. این مساله یکی از مهمترین ویژگیهای درامی است که محمد زارعی آن را نوشته است و بازیگرانی چون رضا بهبودى، مهرداد مصطفوى و آوا شریفى در آن بازی میکنند. این رفت وآمدهای متنی در بازی رضا بهبودی به خوبی جلوه گر شده است.
بهبودی و بازیگرهای دیگر این نمایش فضایی رئالیستی را ایجاد کرده اند که به مرور از مرز واقعیتها خارج میشوند و در یک درهم ریزی فضا و زمان و مکانی نمایشی با لایه های عمیق ایجاد کرده اند. این نمایش هر شب جز شنبه ها در سالن موج نو روی صحنه میرود. سالنی کوچک دور از مرکز تئاتری تهران که میتواند بخشی از کمبود سالنهای تئاتر تهران را جبران کند. برای دیدن این نمایش میتوانید ساعت 20 به خیابان شریعتی، خیابان میرداماد، رودبار شرقی )شمالی(، پلاک ۵۷ بروید.



بهاءالدین مرشدی

http://www.farheekhtegan.ir/?nid=1616&pid=8&type=0
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت باقر سروش درباره ی نمایش «گفت‌و‌گوی فراریان»



نمایشنامه«گفت وگوی فراریان»در مرز نمایشنامه پلات محور و زبان محور حرکت می کند. نمایشنامه به شدت دغدغه زبان دارد و برای فهم این دغدغه زبانی به یک خط قصه پناه برده است. نمایش با ایده تمرین تئاتر شروع می شود. دو کاراکتر مقابل هم ایستاده اند و در حال تمرین نمایشی که شخصیت نویسنده نوشته است هستند. کاراکترهای نمایش درون نمایش، در مورد جنگ حرف می زند و فهم متفاوتشان از جنگ منجر به خصومتی آشکار بین آنها شده است. حالا این خصومت بین کاراکترهای اجرای میلاد شجره هم دیده می شود. خصومتی که مدام نشت می کند و مدام درز گرفته می شود. رضا بهبودی در اجرای میلاد شجره نقش نویسنده را بازی می کند. نویسنده ای که نمی تواند به راحتی از هر کلمه ای بگذرد. او مدام به بازیگر مقابلش بابت درست ادا کردن و حس درست جملات گیر ... دیدن ادامه » می‌دهد. تا اینجا نمایشنامه بر اساس پلات پیش می رود. اما از لحظه ای که کاراکترِ نویسنده شروع به شرح اصالت کلمه و ریشه های آن و ارتباط آوایی آنها با زبان های دیگر می کند، تبدیل به نمایشنامه زبان محور می شود. این شرحِ از کلمه به هیچ وجه ایستا نیست. خودش تبدیل به کنش نمایشی می شود. کنشی که در نهایت منجر به نشت خصومت میان کاراکترها میشود. و در طرف دیگر، بازیگر مقابلِ نویسند (مهرداد مصطفوی) با زبانی سر راست و غیرمکلف تلاش در درزگرفتن این خصومت دارد. در واقع این ذات زبان است که این موقعیت نمایشی را آشکار می کند، بدون اینکه کاربرد اطلاعات دهی داشته باشد. هر چه که اجرا جلوتر می رود، کاراکترها هم یواش یواش حذف می شوند و نمایش تبدیل به مقابله زبان با زبان می شود. بدن بازیگرها دیگر دیده نمی شود و فقط کلامشان شنیده می شود. یا بهتر است بگوییم ، بدن بازیگر تبدیل به کلام می شود. بدنی که با واژها در هم تنیده می شود. بدنی که دیگر کاربرد حرکت بازیگر برای ارائه میزانسن را ندارد. بلکه در خدمت کلام است و بس و بازیگرها به درستی و به قدرت از پس این مهم برمی آیند. سخت ترین نوع بازی. بازی ای که فقط و فقط مختص این نمایشنامه است. به نظر می رسد نمایشنامه از ان دست نمایشنامه هایی است که در خوانش اولیه خطرناک به نظر برسد. اینکه این هم توضیحی که کاراکتر نویسنده می‌دهد ممکن است منجر به مانیفست و در نهایت کسالت شود. یا بهتر است بگوییم امکان دارد نمایشنامه در نگاه اول متنی درباره زبان به نظر برسد. اما اجرا به خوبی توانسته است این انگاره اولیه را پس بزند. رولان بارت اعتقاد دارد هیچ خوانشگر/اجراگری نمی تواند به نیت واقعی نویسنده پی ببرد. مگر اینکه خوانش/اجرای او منجر به گفتگو میان نویسنده و مولف بشود. رولان بارت این موضوع را با عنوان نظریه دریافت ارائه داده است. میلاد شجره و گروه بازیگرانش خیلی خوب توانسته‌اند از تکست بگذرند و به اصالت اجرا برسند. اجرایی جاندار و محکم. اجرایی که یقه ات را می چسبد و به هیچ وجه سرخوش از سالن بیرونت نمی فرستد.
ابرشیر و گلشن قربانیان این را خواندند
مرتضا، Rosestein، لعیا میری، صفا قاسمی و وحید هوبخت این را دوست دارند
" بازیگرها دیگر دیده نمی شود و فقط کلامشان شنیده می شود. یا بهتر است بگوییم ، بدن بازیگر تبدیل به کلام می شود. بدنی که با واژها در هم تنیده می شود. "
با توجه به انفعال نقش دستیار کارگردان و حتی نقش بازیگر به نظر می رسد این اتفاق مشخصا صرفا در مورد آقای ... دیدن ادامه » بهبودی رخ می دهد نه تمام بازیگران
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط همین طوری میخای باستی و ور و ور دیالوگ بگی .تو بازیگری باید خلاقیت نشون بدی .این فضا الان سرده . باید چیکار کرد؟...............................در حال شنا رفتن دیالوگ بگو.
.
اون موقع تو سردت نیست؟
من لباس گرم پوشیدم.
ابرشیر این را خواند
گلشن قربانیان، محمد رحمانی و مانی فتوت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مصاحبه میلاد شجره کارگردان نمایش «گفت‌و‌گوی فراریان»‌ با خبرگزاری مهر درباره ی نمایش و سالن موج نو

http://www.mehrnews.com/news/2494880/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D9%86%D9%88-%D8%B3%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF
عمو فرهاد قصه ها، رسول حسینی و ابرشیر این را خواندند
محمد رحمانی و وحید هوبخت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از اصفهان میام و یک روز زمان دارم؛می‌خوام این کار و نمایش مَلی رو ببینم(اگه اجرای ساعت 21 داشته باشه)
از نظر زمانی میخوام بدونم کار سر وقت شروع می‌شه؟ و اگه سر 50 دقیقه تموم بشه،من 21 به مَلی می‌رسم؟
afsaneh zamani و رومینا خلج هدایتی این را خواندند
دوست عزیز سلام... به نظرم که ۱۰ دقیقه برای رسیدن به قیطریه با توجه به ترافیک شریعتی در اون ساعت زمان کمی باشه!
۰۲ اسفند ۱۳۹۳
ﯾﺎﺩ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺎﻓﮑﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ .ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﻧﻤﺎﯾﺸﯽ ﺳﺎﻋﺖ ۷/۴۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺸﻮﺩ ﻭﺷﻤﺎ ﺳﺎﻋﺖ ۷ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭﺗﺎﺗﺮ ﺷﻬﺮ ﺑﻠﯿﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭﺍﺯ ﺍﻗﺪﺳﯿﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ۷/۰۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻪ ... دیدن ادامه » ﺗﺎﺗﺮﺷﻬﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ .؟؟ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﮑﺎ ....
۰۳ اسفند ۱۳۹۳
راننده مجنون تاکسی دربست کافکا رو در تهران میسر کرد
البته بدشانسی ش هم جای خود داره که باز هم کافکا :)
۰۴ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی جالب با محوریت رضا بهبودی عزیز...
از اجرای فوق العاده رضا بهبودی طبق روال گذشته لذت بردم
اجرایی سراسر پر انرژی و سخت که از عهده همچین هنرمند خوبی بر می آید.
البته نقطه ضعف نمایش 2 بازیگر دیگر بودند که هر چند باید نقش بطور عمدی باید یک بازیگر آماتور را بازی می کردند اما به نظرم خیلی موفق نبودند ...
در کل اگر کسی نظر دیگه ای داره خوشحال می شوم بشنوم ..
((( نرینه-کلام محوری، فاشیسم تولید می کند ! )))

نمایش " گفتگوی فراریان" ، نمایش در نمایشی است که ازمنطق روایی معمول این گونه نمایش ها،سرپیچی می کند. مضمون اصلی آن درباره ی درهم تنیدگی پیوند "قدرت و زبان" با هستی و وجود و عمل انسانی، در طول تاریخ پیدایش زبان و تکلم است . شاید قصد این دارد که با کلمه ها و کلام ،دوباره برجی بسازد تا بلکه راه رستگاری نوع بشر گشوده شود ..اما دریغ که به واسطه ی رویکرد(شاید ناخودآگاه) نرینه محورانه ی خالقانش به نتیجه ای جز تباهی و فاشیسم ره نمی برد..
***
حین تماشای "گفتگوی فراریان"، شاید پرسش هایی ایجاد شود از قبیل اینکه آیا معنا ی درون کلمه، برای دهه ها و قرن ها سلب و متجسد می شود؟ آیا معنای کلمات با مقتضیات زمانی،مکانی تغییر می یابند؟ آیا نگاه نرینه محور و مردسالار که سلطه جو و اشغالگر و مستبد است منجر به تجاوز به ساحت زبان و مفاهیم برابر وانسانی اش و متعاقب آن بروز فاجعه های بشری در طول تاریخ نیست؟
آیا اخلاقیات با زبان ساخته می شود یا به زبان تزریق شده است؟ چرا اعمال مشابه آدمی در موقعیت های گوناگون ذیل کلمات مختلف بار ارزشی ،گاه ،متضادی به خود می گیرند؟(مثل فرار و مهاجرت)
***
به نظر می رسد از آغاز نمایش فراریان، تاکیدی وجود دارد مبنی بر رویکرد کلام-آوا محورانه ( Logocentrism ) ؛ ؛؛"در آنجا که کلمه بود" ، "کلمه" در مقام منشاء همه ی چیزها،ضامن حضور کامل جهان است،همه چیز نتیجه ی این یک علت است.؛؛. پرداخت این مضمون در عرصه تاتر ایده ی "غلبه گفتار بر نوشتار" را به صراحت بروز می دهد.
***
نمایشنامه ی آقای محمد زارعی،با تبعیت از قوانین و مناسبات سلطه جو و نرینه مدارانه، نوشته شده است که البته بخشی از آن طبیعتا مربوط به ارتباط تماتیک با موضوعات نمایش است اما نگاه او نگاهی نقادانه و زاویه داری نسبت به ماجرا به نظر نمی رسد بلکه رویکرد همراه و همدلانه و همساز است ( و این مساله ای قابل نقد ) . شیوه ی اجرایی و کارگردانی آقای شجره نیز بر همین الگو استوار شده. چنین رویکردی ،آهنگ اجرای متن را نه بر پایه گفتگو(دیالوگ)؛که در عنوان نمایش هم راه یافته؟؛ که بر پایه مونولوگ شخصیت اصلی(دستوردهنده- کارگردان- افسر اس اس - بخت النصر) به پیش میبرد.
معشوقه و هنرپیشه زن در این نمایش داخل نمایش ، و اساسا زن در کل نمایش فراریان حضور ندارند.نقش دستیار زن،آگاهانه ،به خام ترین شکل ممکن، ادای آن نقش ها را روخوانی می کند.خنگ است و انفعال رقت باری دارد.کم حرف است و صرفا به اوامر کارگردان(بهبودی) گوش می دهد... کارگردان شک برده که یارش همراه دوست بازیگرش به او خیانت می کنند .. این را از تکه کلام های زن که از زبان دوست بازیگرش می شنود ،حدس زده است.... این ایده ی( گاه) توهمی واغراق شده تکرارشونده خیانت دیدگی ، از یک ذهن مردسالار برمی اید و بهانه ای توجیه پذیری است برای ترک و رهایی وضعیت موجود و رفتن و شانه خالی کردن از تعهد! البته که خیانت از هر دو طرف(زن یا مرد) امری مذموم و کریه و توجیه ناپذیر است...
در نمایش فراریان ،برج بابل ، به عنوان نماد فالیک ،نشانه نمادین پررنگی از سلطه و استبداد مردمحورانه ای است که نتایجی جز جنگ و آوارگی و سرگردانی و آشیویتس و ... ندارد و پایان نا امید و تصمیم دهشتبار پذیرش فاشیسم از سوی نقش نویسنده-کارگردان این نمایش ،از دست آوردهای رویکرد رعب آور واشغال گر مردسالاری قاتل و مرگ آفرین می تواند باشد.
***
این نمایش در چند سطح روایتی در هم ادغام و اجرا می شود که شیوه ی جالب و خلاقانه ای به نظرم رسید .بازی رضا بهبودی در بعضی قسمت ها کمی Overact و همسان بود(به خصوص در بخش های داستان کارگردانی و تمرین نمایش ) ...بروز حس دلخوری و دلزدگی در نقش نویسنده -کارگردان که شاید ناشی از ناامیدی فکری هنرمند این دوره باشد و پرخاشگری هایش، که لابد از ظن خیانتی که فکر می کند به او رفته است، قرار است به حس آیینی دگردیسی در فراز برج بابل بدل شود و سرانجام به رایش سومی دیوانه، پیوند بخورد .. موسیقی در این نمایش به میزان و شکلی که شنیده و ارایه می شود، بیشتر دست و پاگیر است تا جلوبرنده مضمون .
***
نگاه ... دیدن ادامه » فالوسنتریک با غالبیت سرکوبگر مردانه، تحقق معنای برابری و انسانیت را از کلمات، کوچ می دهد و سرگردانشان میسازد.
مردسالاری و نرینه کلام محوری است که زبان فارسی، عبری، عربی، انگلیسی ،آلمانی ،فرانسه و... ، را فلسطینی می کند!






یادداشتی بر نمایش« گفت و گوی فراریان » نوشته « محمد زارعی» و کارگردانی« میلاد شجره »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=154






با حرف هیچ چیز ساخته نمی شود
اگر گذشته و حالِ تو و سرزمینت با سخن درست شد
آینده نیز درست می شود

مثل همیشه تحسین برانگیز بود ممنونم محمد عزیز
۳۰ بهمن ۱۳۹۳
مرسی آیدای خوبم
ممنون به خاطر وقتی که گذاشتی
۳۰ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در بهشت همیشه جایی برای توبه کنندگان هست...
یادداشت احسان غفاری درباره‌ی نمایش «گفت‌و‌گوی فراریان»


گفت‌وگوی فراریان
به ندرت تئاتر می‌روم و معمولا با تئاتر هیچ نزدیکی‌ای ندارم. اما امشب به دعوت دوستی به تماشای تئاتر «گفت و گوی فراریان» نشستم که جزو معدود کارهایی بود که بی‌ادعا، با متنی فوق‌العاده و بازی‌هایی عالی چنان مرا به وجد آورد که اگر وقت کنم یک بار دیگر هم به تماشای آن خواهم نشست.
گفت و گوی فراریان بی‌ادعا، موجز و گیراست. نه مثل تئاترهای آنچنانی قلنبه سلنبه است و می‌خواهد شما را به ضرب و زور دیالوگ‌های قرن شانزدهمی و دوران ویکتوریایی پای کار بنشاند، نه حرکات اگزجره و فورمیک جعلی دارد. بلکه از متن قوی و بازی‌های چشمگیر استفاده می‌کند تا شما را پای کار بنشاند.
گفت و گوی فراریان به دام پرگویی نیافتاده و زمان کوتاه کار هم نشان از این دارد که میلاد شجره (کارگردان) قصد چنین ... دیدن ادامه » کاری را هم نداشته.
بازی رضا بهبودی، مهرداد مصطفوی و آوا شریفی فوق‌العاده است. دیالوگ‌های درخشان، کنش‌ها و واکنش‌ها به هم، بازی‌های زمانی و مونولوگ میخکوب کننده پایان کار و البته خیلی چیزهای دیگر این تئاتر، کاری می‌کند که کسانی مثل من که اهل تئاتر نیستند هم از این تئاتر لذت برده و حتی بار دیگر هم به تماشایش بنشینند.
موخره: در گوشه و کنار این شهر، اتفاقات هنری‌ای می‌افتد که بدون فخرفروشی و جار و جنجال، کار خودشان را می‌کنند. نه هیاهویی دارند، نه های و هوی الکی. (نه از لطف پارتی بازی دوستان رسانه‌ای بهره می‌برند که کارهای قلابی و متوسط تماشاخانه‌های ایرانشهری و گالری‌های جردن به بالا و فیلم‌های بی سر و ته اصطلاحا هنری! را در حد شاهکارهای رنسانس و گالری‌های نیویورک و برادوی بالا ببرند تا کف و هورای الکی برای‌شان کشیده شود، نه سانتی‌مانتال و کپی دست سوم از بورژوابازی‌های چهل سال پیش فرانسه و جفتک‌پرانی‌های نیویورکی هستند). بلکه ناب هستند و با مخاطب صادق. گول نمی‌زنند و ادعا هم ندارند. گفت و گوی فراریان از این دست است. تئاتری ناب، جذاب، گیرا، صادق و شیرین و صد البته تاثیرگذار.
تا جاییکه بتوانم زین پس به معرفی این کارها خواهم پرداخت.
و به‌عنوان قدم اول پیشنهاد می‌کنم دیدن این تئاتر را از دست ندهید.
ایشان کی هستند جسارتاً و این نوشته در کدام جریده یا وبسایت منعکس شده؟
باتشکر
۲۸ بهمن ۱۳۹۳
‎دوست عزیز... ما فکر مى کنیم یک یادداشت به خودى خود میتواند تأثیر گذار باشد یا نباشد، نه بسترى که در آن نوشته میشود. شما ممکن است خیلى دوستان دیگر را هم نشناسید. بسیار خوب، ما وظیفه داریم که به شما آدرس بدهیم. ولى وقتى همچنان نمیشناسیند پس چاره ای نیست جز ... دیدن ادامه » اینکه به نفس نوشته بپردازیم و اگر همچنان برایتان جذاب نیست پس دیگر بحث شناخت مطرح نیست. در پایان شما رو به دیدن کار دعوت مى کنیم و این یادداشت هم مثل یادداشت بقیه ى دوستان شما رو به دیدن این نمایش ترغیب میکند. همانطور که نمایش ما با اجرا رفتن در یک مکان تازه تأسیس به بسترش هویت میدهد یک یادداشت هم حتما قرار نیست جاى عجیب غریبى چاپ بشود. یادداشت به خودى خود مى تواند براى خوانندگانى که نویسنده را میشناسند یا نمى شناسند جذاب باشد. هر چند که این دوستان همه قبلا در جراید مهمى مشغول به کار بوده اند. در نهایت ممنونیم از اینکه از ما توضیح خواستید.
‎پینوشت‫:‬ به کار بردن کلمه «باید» در جواب پیشین به معنای ارزشگذاری روی چیزی نبود‫.‬



۲۹ بهمن ۱۳۹۳
کاملاً با گفتار شما هم افق هستم لکن حقیر پرسشی از روی جهل و سوء استفاده از موقعیت پیش آمده و در محوری خارج از نطفه اصلی از حضرتعالی جویا شدم که مایل هستم به آن پاسخ دهید که همانا کنکاش واره‌ نگارنده در خصوص مجله فخیمه چلچراغ بود.
در انتظار طبع پاسخ اندرباب ... دیدن ادامه » سوال پست پیشینم هستم.
نمایش را نیز در صورت توانایی جمع آوری و یک کاسه کردن پول های تکدی گری ام در پایان این ماه به تماشا خواهم نشست.
با سپاس و تشکر.
۲۹ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید