تیوال نمایش گرگ دختر
S3 : 16:44:32
امکان خرید پایان یافته
  ۲۱ اردیبهشت تا ۲۱ خرداد ۱۳۹۵
  ۱۸:۳۰
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: عباس عبدالله زاده
: محمد رضا آزاد فرد، ماءده قدیری، یاسمن میرزایی، افشین غیاثی، پناه باقریان، احمد داودی، مصطفی کلاته، مجید رمضان نسب، زهره بختیاری، عرفان حق روستا، میلاد امینی، امیر حسین فتوره چی، رامین مراقی، سمیه صباغی، محبوبه محمدی، غزل صفرخانلو، نرگس زارع

: میرامیر میری
: بهزاد جاودان فرد
: مقدی شامیریان
: فرشته حدادپور و عسل صابر وحید
: حسین پناهی
: محسن بازیانفر، مصطفی زندی،مهدی رفیعی
: گروه هنری پژواک
: سینا نورایی
: محسن بازیانفر،نیما کزازی
: ساغر عزیزی
: میلاد نجفی
: علی شیرازی
: شهاب افتخاری
: فایق نوری
: ٠٩٣٧٠٠٢٠٥٢٣ - ٠٩٣٥٩٤٢٣٢٢٣این نمایش در هفدهمین جشنواره نمایش های آیینی سنتی نیز به روی صحنه رفته است. برای مشاهده اطلاعات این برنامه اینجا را کلیک کنید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش گرگ دختر / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» برای بازی در نمایش «گرگ دختر» سه روز در کوه‌های جنگلی شمال زندگی کردم

» ˝گرگ دختر˝ داستانی فولکلور مازندران/ عباس عبدالله‌زاده از ضرورت پرداخت به داستان های فولکلور می‌گوید

» آغاز اجرای دو نمایش «گرگ دختر» و «بر پهنه دریا» در سنگلج

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلج
تلفن:  ۵۵۶۳۰۸۷۱، ۵۵۶۲۵۴۴۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگاهی بر نمایش «#گرگ دختر»
زورآزمایی عشق و قدرت

#علی رحیمی
خبرگزاری تسنیم (۱۱ خرداد ۱۳۹۵)

مردان روستا دل در گرو دختری داده‌اند که در اعتراض به رفتار خشن آنان در کشتار حیوانات، به گوشه‌ای از جنگل پناه برده و از مردم دوری می‌کند؛ اما در دل جنگل متوجه حضور نامریی چوپانی به شمایل پلنگ می‌شود که به عشق نی‌نوازی دختر آرام آرام پایش را در محیط زندگی او می‌گذارد و در نهایت پیوند عاشقانه مینا (گرگ دختر) و مرد پلنگ چهره شکل می‌گیرد. مردان روستا که حاضر به تحمل این عشق آرمانی نیستند به فکر از بین بردن عاشق می‌افتند و در نهایت تراژدی مرگ خلق می‌گردد.

این خلاصه‌ای از نمایش «گرگ دختر» است، نمایشی که این روزها به کارگردانی «#عباس عبدالله زاده» در تماشاخانه #سنگلج روی صحنه است.

جانمایه این نمایش، داستانی کهن از مردم مازندران در خصوص عشق یک پلنگ به دختری به نام میناست که عبدالله‌زاده با افزودن داستانکهایی برآن، در ظاهر بنا دارد ضمن بازسازی این داستان فولکلوریک، مخاطب را نیز با فرهنگ بومی مازندران و برخی آداب و رسوم آن منطقه از جمله بازی زوندی، قاشق زنی و ... آشنا کند؛ اما با نگاهی عمیق‌تر به‌راحتی می‌توان بر تأکید نمایش بر «یکه سالاری یا اتوکرات» در جامعه سنتی ایران -نه در مفهوم فردی که قدرت را به زور کسب کرده است؛ بلکه در مفهوم فردی که قدرت خود را به واسطه رسوم و سنتهای اجتماعی کسب کرده است- و زورآزمایی آن با عشق صحه نهاد.

عبدالله زاده خیلی ظریف و هوشمندانه در صحنه‌های اولیه نمایش این تفکر را به مخاطب القا می‌کند که هرکس به واسطه میزان قدرتی که جامعه برایش متصور است، مورد احترام سایرین قرار می‌گیرد. حال این ویژگی می‌تواند به واسطه مرد بودن برای زنان باشد یا به واسطه توان یک مرد در کشتن حیوانی قدرتمند باشد نسبت به سایر مردان.

وی برای تداعی این موضوع در ذهن مخاطب، در گام اول با ایجاد تغییر در لباس مردان روستا و مزین نمودن آنها به مهم‌ترین حیوان شکار کرده، جایگاه سلسله مراتب قدرت در روستا را به نمایش می‌گذارد و در ادامه داستانکهایی از این نمایش را به همین موضوع اختصاص می‌دهد: تغییر رئیس شکارگران روستا، خوشحالی زاید الوصف دختری که قرار بود با رئیس شکارچیان ازدواج کند، نوع نگرش سایر دختران روستا به ازدواج دختر و ... از جمله داستانکهایی بودند که به منظور هدایت نگاه مخاطب به این سمت به نمایش درآمدند؛ و در دل القای همین تفکر است که واقعیت اصلی داستان یعنی عشق -نیرویی که به راحتی هر قدرتی را به تعظیم وا‌می‌دارد- رخ می‌نماید.

در ... دیدن ادامه » حقیقت عبدالله زاده در این نمایش به دنبال زورآزمایی عشق و قدرت است و می‌خواهد مخاطب را به این درک برساند که عشق از جایگاه والاتری نسبت به قدرت برخوردار است و این موضوع در پرده‌ای که «گرگ دختر» شرط می‌گذارد که راه قبول ازدواج، شکار پلنگ است و تصادم این موضوع با حضور نامرئی چوپانی به شمایل پلنگ -که پس از کشته شدن گوسفندانش از دیار خود خارج شده و به عشق نی نوازی گرگ دختر آرام آرام پایش را در محیط زندگی او می‌گذارد و عاشقش می‌شود- به اوج خود می‌رسد.

تصادم این دو رویداد از صحنه‌های منحصربه‌فرد این نمایش محسوب می‌شوند و در هر دو صحنه عشق بسان یک نیرویی پرتوان رخ می‌نماید، به ویژه در صحنه دوم که چوپان عاشق گرگ دختر می‌شود چرا که گرگ و چوپان دشمنان قسم خورده یکدیگرند و این تضاد وقتی به پیوند عاشقانه آنها مبدل می‌گردد به نوعی می‌تواند نشانه صلح در طبیعت نیز لقب گیرد و این اصلی‌ترین نتیجه داستان فولکلور یک خطی مازنی‌هاست و بی‌شک پایان نمایش در همین بخش، می‌توانست ایده‌الهای مثبتی را به مخاطب القا کند اما عبدالله زاده پا را از واقعیت داستان هم فراتر می‌نهد و در صحنه‌های نهایی با بهره‌گیری از قدرت کاریزماتیک «ببری» بار دیگر «قدرت» را به جان «عشق» می‌اندازد. هرچند در این رقابت ناجوانمردانه نیز گرگ دختر پس از قتل چوپان توسط مردان روستا، خودکشی می‌کند و نشان می‌دهد که عشق همچنان پایه‌های اصلی زندگی است.

به هر تقدیر، نمایش گرگ دختر را باید یک تعبیر خلاقانه از یک روایت تاریخی نام نهاد که جلوه‌های از واقعیت روحانی حاکم بر زندگی گذشتگان را به تصویرکشید. واقعیتی که با اندکی تأمل می‌تواند برای امروزمان نیز درس عبرتی محسوب شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عبدالله زاده در این نمایش به دنبال زورآزمایی عشق و قدرت است و می‌خواهد مخاطب را به این درک برساند که عشق از جایگاه والاتری نسبت به قدرت برخوردار است.

علی رحیمی

مردان روستا دل در گرو دختری داده‌اند که در اعتراض به رفتار خشن آنان در کشتار حیوانات، به گوشه‌ای از جنگل پناه برده و از مردم دوری می‌کند؛ اما در دل جنگل متوجه حضور نامریی چوپانی به شمایل پلنگ می‌شود که به عشق نی‌نوازی دختر آرام آرام پایش را در محیط زندگی او می‌گذارد و در نهایت پیوند عاشقانه مینا (گرگ دختر) و مرد پلنگ چهره شکل می‌گیرد. مردان روستا که حاضر به تحمل این عشق آرمانی نیستند به فکر از بین بردن عاشق می‌افتند و در نهایت تراژدی مرگ خلق می‌گردد.

این خلاصه‌ای از نمایش «گرگ دختر» است، نمایشی که این روزها به کارگردانی «عباس عبدالله زاده» در تماشاخانه سنگلج روی صحنه است.

جانمایه این نمایش، داستانی کهن از مردم مازندران در خصوص عشق یک پلنگ به دختری به نام میناست که عبدالله‌زاده با افزودن داستانکهایی برآن، در ظاهر بنا دارد ضمن بازسازی این داستان فولکلوریک، مخاطب را نیز با فرهنگ بومی مازندران و برخی آداب و رسوم آن منطقه از جمله بازی زوندی، قاشق زنی و ... آشنا کند؛ اما با نگاهی عمیق‌تر به‌راحتی می‌توان بر تأکید نمایش بر «یکه سالاری یا اتوکرات» در جامعه سنتی ایران -نه در مفهوم فردی که قدرت را به زور کسب کرده است؛ بلکه در مفهوم فردی که قدرت خود را به واسطه رسوم و سنتهای اجتماعی کسب کرده است- و زورآزمایی آن با عشق صحه نهاد.

عبدالله زاده خیلی ظریف و هوشمندانه در صحنه‌های اولیه نمایش این تفکر را به مخاطب القا می‌کند که هرکس به واسطه میزان قدرتی که جامعه برایش متصور است، مورد احترام سایرین قرار می‌گیرد. حال این ویژگی می‌تواند به واسطه مرد بودن برای زنان باشد یا به واسطه توان یک مرد در کشتن حیوانی قدرتمند باشد نسبت به سایر مردان.

وی برای تداعی این موضوع در ذهن مخاطب، در گام اول با ایجاد تغییر در لباس مردان روستا و مزین نمودن آنها به مهم‌ترین حیوان شکار کرده، جایگاه سلسله مراتب قدرت در روستا را به نمایش می‌گذارد و در ادامه داستانکهایی از این نمایش را به همین موضوع اختصاص می‌دهد: تغییر رئیس شکارگران روستا، خوشحالی زاید الوصف دختری که قرار بود با رئیس شکارچیان ازدواج کند، نوع نگرش سایر دختران روستا به ازدواج دختر و ... از جمله داستانکهایی بودند که به منظور هدایت نگاه مخاطب به این سمت به نمایش درآمدند؛ و در دل القای همین تفکر است که واقعیت اصلی داستان یعنی عشق -نیرویی که به راحتی هر قدرتی را به تعظیم وا‌می‌دارد- رخ می‌نماید.

در حقیقت عبدالله زاده در این نمایش به دنبال زورآزمایی عشق و قدرت است و می‌خواهد مخاطب را به این درک برساند که عشق از جایگاه والاتری نسبت به قدرت برخوردار است و این موضوع در پرده‌ای که «گرگ دختر» شرط می‌گذارد که راه قبول ازدواج، شکار پلنگ است و تصادم این موضوع با حضور نامرئی چوپانی به شمایل پلنگ -که پس از کشته شدن گوسفندانش از دیار خود خارج شده و به عشق نی نوازی گرگ دختر آرام آرام پایش را در محیط زندگی او می‌گذارد و عاشقش می‌شود- به اوج خود می‌رسد.

تصادم ... دیدن ادامه » این دو رویداد از صحنه‌های منحصربه‌فرد این نمایش محسوب می‌شوند و در هر دو صحنه عشق بسان یک نیرویی پرتوان رخ می‌نماید، به ویژه در صحنه دوم که چوپان عاشق گرگ دختر می‌شود چرا که گرگ و چوپان دشمنان قسم خورده یکدیگرند و این تضاد وقتی به پیوند عاشقانه آنها مبدل می‌گردد به نوعی می‌تواند نشانه صلح در طبیعت نیز لقب گیرد و این اصلی‌ترین نتیجه داستان فولکلور یک خطی مازنی‌هاست و بی‌شک پایان نمایش در همین بخش، می‌توانست ایده‌الهای مثبتی را به مخاطب القا کند اما عبدالله زاده پا را از واقعیت داستان هم فراتر می‌نهد و در صحنه‌های نهایی با بهره‌گیری از قدرت کاریزماتیک «ببری» بار دیگر «قدرت» را به جان «عشق» می‌اندازد. هرچند در این رقابت ناجوانمردانه نیز گرگ دختر پس از قتل چوپان توسط مردان روستا، خودکشی می‌کند و نشان می‌دهد که عشق همچنان پایه‌های اصلی زندگی است.

به هر تقدیر، نمایش گرگ دختر را باید یک تعبیر خلاقانه از یک روایت تاریخی نام نهاد که جلوه‌های از واقعیت روحانی حاکم بر زندگی گذشتگان را به تصویرکشید. واقعیتی که با اندکی تأمل می‌تواند برای امروزمان نیز درس عبرتی محسوب شود
بهــار این را خواند
پرند محمدی و آذرنوش این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‌دکتر اکبر عالمی ، کارشناس ، کارگردان سینما، مدرس دانشگاه بعد از دیدن نمایش گرگ دختر ...
یک نمایش نو بود هم از نظر دیالوگ و متن ،هم از نظر موضوع ،میزانسن،کارگردانی،همه چیز در این نمایش سر جای خودش بود
ونشاط حیرت اوری به تماشاگر منتقل میکرد.
به ویژه که یک اصالت ایرانی این نمایش دارد،واجرای بی نظیر یکایک عوامل روی صحنه و موسیقی نمایش همه دست به دست هم دادند تا کاری منسجم را روی صحنه ببینم به طوری که گذر زمان نود دقیقه ای نمایش را احساس نکردم .به همه گروه تبریک می گویم.@Nima_Kazazi
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیمان عباسی فیلمنامه نویس مطرح کشور پس از تماشای تئاتر «گرگ دختر» در سالن سنگلج یادداشتی در ثنای این نمایش نوشت.

به گزارش خبرنگار سینماپرس، پیمان عباسی در این یادداشت که در اختیار سینماپرس قرار داده است آورده است: تو این روزهای خسته و داغ و بی حوصله ، ریسک خطرناکی کردم ، مابین دراز کشیدن زیر کولر و تماشای نسخه بلوری (بتمن علیه سوپرمن) یا رفتن به تماشای تاتر (گرگ دختر) تو سالن مورد علاقه ام سنگلج ، دومی رو انتخاب کردم، خوب کردم، دمم گرم تا نمایش شروع شد اینو فهمیدم. یهویی حالم خوب شد.

با اولین پرده ؛ با شنیدن اولین دیالوگ ها و تماشای بازی ها روی صندلی سفت تر نشستم، کمر بندمو بستم ، تک تک اعضای بدنم رو کردم گوش و چشم و تصمیم گرفتم تا آخر نمایش حتی یواشکی به گوشی ام نگاه نکنم تا ببینم چه خبر از لایک و کامنت اینستگرامم ،

به خودم اومدم دیدم وسط روستای کندلوسم نزدیک جنگل اونم بیست سال قبل، اون موقع ها، پلنگ بود و دشمن بود . نه مثل حالا که نیست و دوسته ...

(اون اخرین پلنگ های ایرونی با اون اخمهای قشنگشون فکرشم نمیکردن روزی عکس سوگواریشون تا روی تی شرت های تیم ملی بره ، حالا نیستن و افسوسشون باماست)

تو کندلوس یه افسانه قدیمی شنیدم

افسانه (مینا و پلنگ)

مینای زیبا، دلبرترین دختر تمام اون آبادی، عاشق یه پلنگ شده بود و رفته بود تو دل جنگل و دیگه کسی اون دختر زیبا رو ندیده بود، بعضی از جنگلبانها میگفتن وقتی ماه تو آسمون کامله صدای ساز مینای پلنگ، همه جنگل و پُر میکنه، اما فقط کسایی صداشو میشنون که عاشقن (اولین بار اونجا بود که فهمیدم عاشق نیستم ، چون ماه بود و صدای ساز نبود)

... دیدن ادامه » برگشتم به سنگلج جایی که از اون افسانه داشت روایتی زیبا و خاص اجرا میشد که منو هر لحظه شگفت زده تر میکرد.

من کارم سینماست و کارشناس تئاتر نبودم و نیستم ، اما تئاتر زیاد می بینم یه چیزی که در تئاتر معاصر رو اعصابمه این دارماتوژهای بسیارن که بعضی شون به شکل حیرت آوری تخصص دارن نمایش های شاهکار جهان رو به رنگ های قهوای شُل و زرد عنابی روایت کنن میگم آخه چرا تو نمایش شکسپیر یهو ساسی مانکن میخونه میگن ما سوژه خوب ایرانی نداریم باید اینها رو ایرانیزه کنیم

کجایی ای دراماتوژورنالیست ایرانیزه کن

بیا ببین از یک افسانه دو خطه بومی چه نمایشنامه زیبایی روایت شده در (گرگ دختر) ویژه بودنش به اینه که به طرز حیرت آوری همه چیز توش هست

اگر این تعریف رو از پست مدرن باور کنیم که باز افرینی حلقه های کهن و سنت در جهان معاصر یعنی پست مدرن

پس گرگ دختر پست مدرنه ،

اما یهو حضور یکباره چند عروسک دست ساز محلی کار و تا حد یه کار دادایسم دیوونه میکنه

اصلا میدونی چیه، کار یه افسانه ملودرام سنتیه عاشقانه است با یه پایان تراژیک

نه، کار موزیکاله استفاده عالی از موسیقی زنده محلی و لهجه مازنی توش حالتو خوب میکنه بوی جنگل و دریا میده

راستی شاید کار فرم و بدن آخه طراحی رقص و امادگی بدنی بازیگر نقش گرگ دختر و پلنگ و خرس عالین ، اون رقص چوبها که نگو اوووف ...

پس چرا اینقدر میخندیم نکنه کار طنزه، حتی یه جاهایی اسلومویشن داره، نکنه ابزورده ؟ اصلاً سمبلیسمه چون هر مرد به اسم حیوونی صدا زده میشه با خصوصیات شبیه همون ... خرس و ببر و راسو .

راستی اون مخاطب باهوشم میفهمه کار اجتماعیه و نویسنده کارگردان وسط اون شلوغی داره حرفهاشو میزنه

میدونی چیه اصلا ولش کن کار (( گرگ دختر )) شناسنامه خودش رو داره مثل معجون های چهار شاپوره خیلی باحاله همه چیز توش هست تو نمیدونی چی میخوری اما خوردنش کیف میده و خوبت میکنه

پیمان عباسی

هفدهم خرداد نود و پنج خورشیدی
سعید زادمهر این را خواند
محمد شمالی این را دوست دارد
خیلی جالب بود. متشکرم.
۱۸ خرداد ۱۳۹۵
جناب داودی زمان نمایش چند دقیقه است؟
۱۹ خرداد ۱۳۹۵
جناب داودی حاشیه و توضیحی که آوردید جالب بود اما نمایش را دیدم و دوست نداشتم.
از داستانک های اضافی و ریتم شکل نگرفته و بیان ضعیف بازیگران که بگذریم، بنظرم نویسنده تحت تأثیرِ جوک های نژادی و لطیفه های قومیتیِ رایج که در شأن یک محصولِ فرهنگی نیست نمایشنامۀ ... دیدن ادامه » خود را در فضای خطۀ شمال نگاشته است. از سوی دیگر بکار بردن ادوات و نواختنِ سبک موسیقی جنوبی و عربی در داستانی که جنگلهای شمال محل وقوعش است بی سلیقگی است.
۲۳ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگو با استاد میکائیل شهرستانی بعد دیدن نمایش گرگ دختر
سلام خدمت عزیزانی که سعی کردند یک نمایش زیبا و دیدنی را به نام گرگ دختر طراحی بکنند از نگارنده تا بازیگران و عوامل پشت صحنه و کارگردان فهیم دوست داشتنی و متواضع آقای عبدالله زاده و همین طور بینندگانی که از این کار بی غش و دوست داشتنی دیدن کردند.
نمایشی که من امروز شاهد آن بودم یک تاتر بود این دومین کاری است که از آقای عبدالله زاده دیدم که مثل کار اول دوست داشتنی جذاب و تامل برانگیز بود.نکته مهم در مورد کارهای او پرداختن به موضوعاتی است که در مورد آن شناخت کامل دارد به جای اینکه بحث هایی راه بیندازد که مد این روزهاست. بدون پزهای روشنفکرانه سعی در تولید تاتر برای بیننده می کند، بیننده این نوع تاتر متاسفانه تعدادشان این روزها کم است . بیننده ی فهیمی که لازم است از نمایش دیدن کند و همه تیم را ... دیدن ادامه » مورد تشویق قرار بدهد .من دست ایشان و همه گروه را می فشارم.من یک کار فوق العاده جذاب دیدم همین طور که عرض کردم یک تاتر دیدم که در این روزگار کم می شود دید ،کارگردان بدون اینکه بخواهد از چهره های دروغین در تاتر که این روزها در تاتر ما متاسفانه رسم شده بهره ببرد با این تعداد بچه های بی نام یا کم نام که البته بازیگرانی با تجربه مثل آقای محمد آزاد فرد که مدت ها قبل در نمایش مکبث با ایشون همبازی بودم هم در این مجموعه هستند.ولی در مجموع آن چیزی که مهم بود انرژی زائدالوصفی بود که از روی صحنه به من تماشاگر تزریق می شد و خیلی بی شایبه و بی دوز و کلک حرفشان را می زنند و بساطشان را جمع می کنند و می روند این خود غنیمت است ،ولی افسوس که امروز من تماشاگر زیادی در سالن سنگلج ندیدم و به نظرم برای دیدن این تاتر باید سر و دست شکاند.چرا نه؟این بچه ها باید مورد توجه قرار بگیرند من به نوبه ی خودم سعی در انجام اینکار می کنم و به همه دوستان و شاگردانم دیدن این نمایش را توصیه می کنم از این کار باید حمایت شود به نظرم این نوع تاترها هستند که در تاتر مدرن جریان ساز می شوند. هر چند شاید گام به گام و مختصر نه کارهایی که ادعای این را دارند و سعی می کنند با فرم ها و اشکال مختلف تماشاگر را به سالن بکشانند که این ارزشمند نیست.
واقعا خودم نه به عنوان یک هنرمند حرفه ای به عنوان یک تماشاگر حرفه ای ترجیح می دهم این نوع کار را با آغوش باز ببینم و تماشاگر این نوع کار باشم که می دانم پایان کار احساساتم به غلیان می آید و ذهنیتم به چالش کشیده می شود.و امیدوارم سالن سنگلج سراسر تماشاگر باشد تا بچه های گروه به ارزش هایی که لیاقش را دارند در شب های آینده دست پیدا کنند.
گفتگو با دکتر قطب الدین صادقی بعد از دیدن اجرای نمایش ((گرگ دختر))
گرگ دختر یک نمایش خوش فرم و خوش تصویر می باشد. یک گروه دارای آمادگی بدنی و صدایی که توانستند یک نمایش را از اول تا آخر با یک انسجام خوب پیش ببرند . چیزی که نظر من رو جلب کرد فقط بازی ها نبود آن چه که مکمل این بازی ها جذاب بود، صحنه برهنه ی این نمایش است و اشیا یی که در ایجاز کامل کمک می کرد به پیش برد ماجرا وشکل گیری حادثه . نکته بعد روح این نوع تاتر ملی که برامده از فرهنگ فولکلور مازندران می باشد که به نظرم به خوبی در اینجا در قامت یک نماش خوب ظاهر شد یعنی در جلب توجه تماشاگر یک ارتباط حسی و فکری و زیباشناسانه برقرار نمود نمایش عباس عبدالله زاده خیلی موفق بود به طوری که من تعجب کردم از این میزان کیفیت یک اثر نمایشی. نمی دونم چه مدت و در کجا تمرین کردن اما این انسجام بچه های بازیگر و بده بستان ... دیدن ادامه » هایی که داشتن و دقتشان در دراوردن تصاویر میزانسن ها خیلی عالی بود کسانی که نقش های اصلی را دارا بودن موفق بودند خوشحالم که این نمایش را دیدم تعارف نمی کنم اگر بد بود می گفتم نمایش بد است و این را اضافه کنم که بیشتر جذابیت این نمایش به خاطر این بود که روح ایرانی داشت و یک زیباشناسی صحنه ای که به خوبی توانسته بود فرهنگ ما را اگر چه محلی و محجور به صحنه آورده و باعث یک ابداع قشنگ شود من به همه گروه تبریک می گویم.
آقای داودی گرامی سوالی دارم ، چرا این نوشتار را زیر مطلب من در تیوال نمایش دیوار برلین گذاشته اید؟
بهتر است با توجه به ارتباط موضوعی موارد مرتبط با هر نمایش ذیل مطالب مربوط به همان نمایش درج شود و نه دیوار نمایش های دیگر
۰۵ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت و گوی امیر دژاکام بعد از تماشای نمایش گرگ دختر
نمایش گرگ دختر قبل از هر چیز دارای یک متن ارزشمند و حائز اهمیت می باشد و همین متن زیباست که الباقی عناصر را زیبا می کندوچون متن قابل توجه و درست است به تبع آن کارگردانی و بازی ها ی بازیگران به درستی شکل می گیرد .مورد بعد حضور بازیگران زیاد و جوان نمایش می باشد که با نظم ویژه ای در صحنه هنرنمایی می کند کارگردان بسیار تلاش کرده که این بازیگران جوان را که بعضا تجربه صحنه ای بسیار محدودی دارند به خوبی هدایت نماید بیش هر چیز در نمایش گرگ دختر مضمون اثر را دوست دارم که در جغرافیایی شمال اتفاق می افتد و با این مضمون که اکثریت تصمیم می گیرند کاری را انجام دهند و این تصمیم درست نیست و باعث می شود اقلیت یا فردی قربانی شود ارتباط آدم ها با طبیعت و ارتباط مثبت و منفی آدم ها با یکدیگر برای اینکه طبیعت را به دست ... دیدن ادامه » بیارند و نابودش کنند واین خودش نوعی نقض قرض است به گروه تبریک می گم گرگ دختر نمایشی که باید دیده بشه.
به آگاهی می رساند ساعت اجرای این نمایش از ۱۷:۳۰ به ۱۸ تغییر یافت.
منیره پسندیده خواه و شهرزاد نقاش زاده این را خواندند
مصطفی این را دوست دارد
گفت و گوی امیر دژاکام بعد از تماشای نمایش گرگ دختر
نمایش گرگ دختر قبل از هر چیز دارای یک متن ارزشمند و حائز اهمیت می باشد و همین متن زیباست که الباقی عناصر را زیبا می کندوچون متن قابل توجه و درست است به تبع آن کارگردانی و بازی ها ی بازیگران به درستی شکل ... دیدن ادامه » می گیرد .مورد بعد حضور بازیگران زیاد و جوان نمایش می باشد که با نظم ویژه ای در صحنه هنرنمایی می کند کارگردان بسیار تلاش کرده که این بازیگران جوان را که بعضا تجربه صحنه ای بسیار محدودی دارند به خوبی هدایت نماید بیش هر چیز در نمایش گرگ دختر مضمون اثر را دوست دارم که در جغرافیایی شمال اتفاق می افتد و با این مضمون که اکثریت تصمیم می گیرند کاری را انجام دهند و این تصمیم درست نیست و باعث می شود اقلیت یا فردی قربانی شود ارتباط آدم ها با طبیعت و ارتباط مثبت و منفی آدم ها با یکدیگر برای اینکه طبیعت را به دست بیارند و نابودش کنند واین خودش نوعی نقض قرض است به گروه تبریک می گم گرگ دختر نمایشی که باید دیده بشه.
۰۵ خرداد ۱۳۹۵
گفتگو با دکتر قطب الدین صادقی
بعد از دیدن اجرای نمایش ((گرگ دختر))
گرگ دختر یک نمایش خوش فرم و خوش تصویر می باشد. یک گروه دارای آمادگی بدنی و صدایی که توانستند یک نمایش را از اول تا آخر با یک انسجام خوب پیش ببرند . چیزی که نظر من رو جلب کرد فقط بازی ها نبود ... دیدن ادامه » آن چه که مکمل این بازی ها جذاب بود، صحنه برهنه ی این نمایش است و اشیا یی که در ایجاز کامل کمک می کرد به پیش برد ماجرا وشکل گیری حادثه . نکته بعد روح این نوع تاتر ملی که برامده از فرهنگ فولکلور مازندران می باشد که به نظرم به خوبی در اینجا در قامت یک نماش خوب ظاهر شد یعنی در جلب توجه تماشاگر یک ارتباط حسی و فکری و زیباشناسانه برقرار نمود نمایش عباس عبدالله زاده خیلی موفق بود به طوری که من تعجب کردم از این میزان کیفیت یک اثر نمایشی. نمی دونم چه مدت و در کجا تمرین کردن اما این انسجام بچه های بازیگر و بده بستان هایی که داشتن و دقتشان در دراوردن تصاویر میزانسن ها خیلی عالی بود کسانی که نقش های اصلی را دارا بودن موفق بودند خوشحالم که این نمایش را دیدم تعارف نمی کنم اگر بد بود می گفتم نمایش بد است و این را اضافه کنم که بیشتر جذابیت این نمایش به خاطر این بود که روح ایرانی داشت و یک زیباشناسی صحنه ای که به خوبی توانسته بود فرهنگ ما را اگر چه محلی و محجور به صحنه آورده و باعث یک ابداع قشنگ شود من به همه گروه تبریک می گویم.
۰۵ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین مسافرآستانه در افتتاحیه نمایش «گرگ دختر»:
جای اجرای نمایش‌هایی مانند «گرگ دختر» در تئاتر کشور خالی است/ ایجاد یک سازمان تئاتری بابرنامه و منسجم جهت حمایت از گروه‌های تئاتر
حسین مسافرآستانه روز گذشته زنگ گشایش نمایش «گرگ دختر» به کارگردانی عباس عبدالله‌زاده را در تماشاخانه سنگلج نواخت.
«گرگ دختر» یک کمدی تراژدی عاشقانه با زمینه واقعی از سرزمین مازندران است که راوی عشق گرگ دختر(مینا) به پلنگ(مرد چوپان) است در حالی که گرگ دختر، عشاق سینه‌چاک دیگری نیز دارد که عاشقانه مینا و پلنگ را تحمل نمی‌کنند و ...
حسین مسافرآستانه پس از تماشای این نمایش گفت: گروه نمایش «گرگ دختر» از نظر اجرایی گروه منسجم و خوبی بودند که توانستند ارتباط بسیار خوبی را با تماشاگر برقرار کنند.
وی با اشاره به داستان اولیه نمایش ادامه داد: این نمایش یک کمدی تراژیک بسیار ... دیدن ادامه » نجیب و متکی بر یک سری از باورها و آیین‌های قومی است که نمونه اینگونه نمایش‌ها که ما را با فرهنگ خودمان آشنا کند در اجراهای تئاتر کشورمان کم داریم.
هنرمند پیشکسوت تئاتر افزود: جای اجرای همچین نمایش‌هایی که از نظر محتوا و مضمون فولکوریک و مبتنی بر فرهنگ‌های خودی و اقلیمی ماست بسیار خالی است و توجه به چنین مضامین و محتواهایی که از فرهنگ و قصه‌های کهن ما نشات می‌گیرد برای امروز ما می‌تواند بسیار جذاب، جالب و فرهنگ‌ساز باشد.
مدیرکل سابق هنرهای نمایشی با برشمردن نقاط قوت نمایش «گرگ دختر» تصریح کرد: گروه این نمایش با کمترین بهره‌گیری از امکانات آنچنانی و با یک طراحی صحنه بسیار ساده و با یک المان‌های لباسی توانسته است ارتباط تنگاتنگی را با تماشاگر خودش برقرار کند.
وی ادامه داد: دور بودن از بسیاری از مسائلی که امروزه به لحاظ شکل‌های عجیب و غریب نمایشی شاهدش هستیم از دیگر نقاط مثبت این نمایش بود که از اداهای عجیب و غریب به شدت پرهیز می‌کرد.
مسافرآستانه در انتها به شورای تئاتر شهرداری تهران که به تازگی آغاز به کار کرده است اشاره کرد و خاطرنشان کرد: تمام تلاش شورای تئاتری که شهرداری راه‌اندازی کرده است این است که فعالیت‌های تئاتری در حوزه حمایت‌های شهرداری را ساماندهی کند. البته امیدوارم در ادامه فعالیت این شورا ما شاهد یک هماهنگی بین کل فعالیت‌ها و مدیریت‌های تئاتری کشور باشیم.
عضو شورای تئاتر شهرداری تهران افزود: درست است که این شورا توسط شهرداری تشکیل شده است اما امیدواریم بتوانیم هماهنگی لازم را بین تمام ارگان‌ها و نهادهای مرتبط با تئاتر ایجاد کنیم تا با یک سازمان تئاتری بابرنامه و منسجم جهت حمایت گروه‌های تئاتر روبرو باشیم.
بنا بر این گزارش اجرای این اثر نمایشی از 21 اردیبهشت تا 17 خرداد هر روز ساعت 17:30 در تماشاخانه سنگلج براى مخاطبان به روى صحنه می‌رود.
درود سرکار خانم شریعتی .. لطفا زمان نمایش را هم در صفحه قید بفرمایید .. هرچند که طی یک پرسش از شما زمان آن یکساعت و سی دقیقه است :)
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
گرگ دختر» یک کمدی تراژدی عاشقانه با زمینه واقعی از سرزمین مازندران است.... همین یک جمله کافیه که بیاییم و کار رو ببینیم ..... به امید موفقیت برای این گروه
۰۵ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند اجرای این نمایش از روز ١٩اردیبهشت ماه به ٢١ اردیبهشت ماه تغییر یافته است.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید