تیوال فیلم گینس
S3 : 10:06:43
: محسن تنابنده
: محسن تنابنده، احمد رفیع زاده
: رضا عطاران، محسن تنابنده و حسین اسکندری
: شرکت تصویر گستر پاسارگاد - سعید ملکان
: مرتضی غفوری
: سعید ملکان
: حسن زاهدی
: حسن مصطفوی
: مجید شهبازی
: سحر شهامت
: مصطفی تنابنده
: مجیدرضا فاضلی
: امیر اسکندری
: فایزه گرکانی
: مریم تخت کشیان
: علی اسدزاده
: شرکت تصویر گستر پاسارگاد - سعید ملکان
خلاصه داستان: فردین: گینس سیخی چنده؟! پول کجاست اینو بگو؟ 
غنچه: خاک بر سرت که نافتو از پول بریدن. بدبخت همش اعتباره... میدونی کیا اسمشون تو گینسه... علی دایی... رضا زاده... جنیفر لوپز» 
کیا اسمشون تو گینسه... علی دایی... رضا زاده...

در این فیلم به پرورش شترمرغ و موضوع مهم فراورده های گوشتی و توجه به دام و طیور پرداخته شده است.

اخبار وابسته

» جشن تولد و رونمایی از پوستر فیلم تنابنده + تصاویر


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کار متفاوتی بود،
لوکیشن های بکر طبیعی استفاده شده بود و تصویربرداری فیلم منحصربفرد بود.
اینکه از استعداد آوازخوانی یک معلول ذهنی در فیلم استفاده شد آن هم به زبان انگلیسی واقعاً ریسک بالایی دارد که البته کارگردان به خوبی از پس آن برآمده و موزیک متن و دیالوگهای ترانه خوانی سه برادر را دلنشین ارائه کرده بود.

بعضی بالفطره غرزن ها و به زعم خودشان منتقد، تفاسیر عجیب و غریبی درخصوص نمایش استعمال مواد مخدر در فیلم، فحاشی کردن در دیالوگها، و ضعف کارگردانی با تمام قدرت نثار فیلم کردند که علتش را باید در خارج از فضای فیلم جستجو نمود.

درکل میتوانست فیلم بهتری باشد، که این توانایی برای دیگر فیلمها هم قابل تصور است.


دعوت میکنم که در بازار چارسو (تقاطع جمهوری و حافظ)، که مجموعه جدیدیترین و زیباترین سالنهای سینما در ایران را در خود دارد به تماشای فیلم ... دیدن ادامه » بنشینید و در کافه طبقه چهارم آن یک قهوه لاته و کیک شکلاتی میل کنید.
24تیر94
این فیلم سراسر افتضاح و لودگی است متعجبم چطور این همه توهین رو تو فیلم که به مخاطب نثار می کند را ندیدی !!! فیلم نه قصه داره نه داستان نه موضوع و نه ایده خوب نه شخصیت و نه جزئیات فیلمنامه همه چیز به صورت سطحی و سر هم بندی شده اتفاق می افتد نه شروع خوبی داره ... دیدن ادامه » نه پایان قابل درک @@ سه تا آدم عقب مانده تو خیابون راه می رن و وراجی می کنن
سینما کمدی نیاز داره برای مخاطب عام نمونه ایران برگر و نهنگ عنبر
۲۷ تیر ۱۳۹۴
سرکار خانم ..با عرض پوزش .. من از افعال معکوس استفاده کردم .
۱۱ مرداد ۱۳۹۴
جدا؟؟؟؟ اما من واقعا از فیلم چه خوبه که برگشتی لذت بردم. بیت آخر فیلم خیلی خوب نمایانگر مضمون اصلی و شیرین فیلم بود و واقعا هم زندگی همینه
۱۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه امکان نوشتن نقد بر گینس رو ندارم چون برای اولین بار در طول عمرم قبل از رسیدن به دقیقه شصت سالن سینما رو ترک کردم. متاسفانه نه امکان تحمل گینس وجود داشت و نه امکان چرت زدن روی صندلی های ناراحت سالن سینما. حسین اسکندری رو قبلا در «من از سپیده صبح بیزارم» دیده بودم و لذت بردم چون در فیلم علی کریم، کسی قصد سو استفاده از یک انسان مبتلا به سندروم دان رو نداشت. به امید این که در آینده دقت بیشتری در انتخاب فیلم داشته باشم.
آخرش خوب تموم شد،ای کاش تا آخر فیلم میدیدی.
۲۶ تیر ۱۳۹۴
به جان عزیزت ابراهیم جان خیلی هم دوست دارم من و تو ما بشویم عرض من فقط این بود که شما گفتی از نظر ما فیلم ها یا فاخرند یا مبتذل من هم گفتم جمع نبندید از نظر من یه نفر اصلا این طوری نیست. بدبختی اینه که وقتی آدم کامنت میذاره لحنش مشخص نیست و زبان نوشتار چون ... دیدن ادامه » حس رو منتقل نمی کنه باعث سو تفاهم میشه. آرزوی تنهایی برای من نکن که اصلا تحملش رو ندارم :)
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
به نظر من هم از آقای اسکندری سو استفاده نشده بود. اصلا مشکل فیلم این نبود، بی هدف بودن و بی داستان بودن و ..... الی ماشاالله
۰۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر فیلم «گینس»
چگونه «گینس» ضعیف‌ترین طبقه جامعه را به بطری آب معدنی تبدیل می‌کند؟

خبرگزاری تسنیم - احسان زیورعالم

1- نمادهای طبقاتی در یک اثر بسته به نوع برخوردش با مفهوم طبقه اجتماعی می‌تواند حساسیت‌هایی ایجاد کند که قلم منتقد را به سمت خوانش‌های اجتماعی از اثر پیش برد تا فرم آن و این گونه نگاه نقدانه به اثر همواره جذابیت‌های خود را داشته است.
منتقدان هنری که رویکردی اجتماعی را برای خوانش اثر انتخاب کرده‌اند، براین باورند که هنرمند شخصیتی یکه و جدا افتاده در بدنه جامعه نیست و از برکت نوعی نبوغ یگانه به این جایگاه دست نیافته است؛ بلکه هنرمند یکی از اعضای جامعه معین است. آنان در گام بعد بدین اعتقاد پافشاری می‌ورزند که آثار هنری توسط عوامل و نهادهای اجتماعی، با پول یا صور دیگری تامین هزینه و خریداری می‌شود؛ لیکن اثر هنری مستلزم نظام‌های اجتماعی است که ساختارهای اجتماعی زمان خود را در قالب‌های زیباشناختی منعکس و رمزگشایی می‌کند.
اما منتقد اجتماعی این مساله را نیز مطرح می‌کند اثر هنری ممکن است صرفاً برای گروه‌های خاصی که آنها را در موقعیت‌های اجتماعی ویژه مصرف می‌کند، ارزش و اعتبار پیدا کند. در رهگذر توانایی تولید اثر هنری در یک جامعه، ارزش‌گذاری و امتیازگیری اثر هنری در اختیار طبقه حاکم بر آن جامعه است. در اینجا متفکر با تفکیک جامعه به سه طبقه حاکم، متوسط و کارگر (کشاورز) در ساختار تولید هنر و نقش هر یک در این پروسه تولیدی، به این باور می‌رسد که طبقه حاکم برای تولید آثار هنری لازم است از امکانات طبقه استثمار شده بهره بگیرد. در نتیجه ارزش هنر در گرو لذت گروه حاکم است که آن را از ارزش‌های معیشتی توده برمی‌گیرد.
چنین خوانشی از چگونگی تولید اثر هنری، نقد را به این رهیافت هدایت می‌کند که اثر هنری بازتاب آن دسته از روابط طبقاتی اجتماعی است که قالب‌ها و محتوای زیباشناختیش را احاطه می‌کند.
2- «گینس» نام نخستین اثر محسن تنابنده است که پیش از این موفقیت‌هایش را در حوزه بازیگری و نویسندگی کسب کرده است و از این رهگذر حتی به سیمرغ بلورین فجر نیز دست یافته است. «گینس» داستان سه برادر است که شغل شترمرغ‌داریشان را از دست می‌دهند و با پیشنهاد روکوردزنی با شترمرغ روبرو می‌شوند، پس در این موقعیت بیکاری و بی‌پولی شرایط کارفرما را می‌پذیرند و وارد بازی می‌شوند.
«گینس» از فیلمنامه‌ ساده و در عین حال منسجمی برخوردار است. تنابنده از یک الگوی کلاسیک در نوشتن فیلمنامه بهره برده است که می‌توانید در کتاب‌های آموزش فیلمنامه‌نویسی آمریکایی بیابید. البته فیلمنامه برای مخاطب امر خارق‌العاده‌ای تدارک ندیده است و قرار است مستقیم و بدون هر گونه بار کنایی و استعاری داستانی سرراست نقل کند.
از همین رو تنابنده در کارگردانی «گینس» نیز به دنبال خلق نماهای شگفت‌انگیز نیست. اگرچه نماهای تراولینگ و کرین فیلم برای یک اثر کمدی ایرانی بدیع به نظر می‌رسد؛ ولی تا حدودی پیرو همان سنت فیلمسازی عطاران در فیلمی چون «خوابم می‌آد» است. پس جستجوی فرمی ناب یا حرکتی خلاقانه در کارگردانی «گینس» به نظر امری نامعقول می‌آید. به جز اینکه فیلم سعی کرده است برخلاف سلف خود به اسلپ استیک روی آورد؛ اما در این مورد نیز بر آفرینش موقعیت‌های فیزیکی کمیک بدیع اصرار ندارد و مثل دیگر آثار کمدی ایرانی درگیر مسائلی چون قضای حاجت و تکه‌پرانی‌های نسبتاً رکیک می‌شود.
اما «گینس» به حکم پذیرش جامعه در مقام یک اثر هنری، منعکس کننده نگاهی زیباشناسانه از جامعه است. این مساله زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که فیلم به شدت درگیر واقعی جلوه دادن طبقه‌ای از اجتماع است. رفتارهای شخصیت‌ها - که همگی از طبقه کارگرند - برپایه همان چیزی است که همگی در جامعه از این قشر می‌بینیم. رفتار کمیک این شخصیت‌ها همگی براساس موقعیت‌های واقعی، طرز تفکر و تلقی این قشر از مناسبات اجتماعی است. خواست‌ها و امیال دو برادر از جهان پیرامون خود نیز همان چیزهایی است که یک کارگر ساده ایرانی طلب می‌کند: کمی پول بیشتر.
از یک سو تنابنده موضوع نابی برای داستان خود یافته است. مجموعه‌ای از آدم‌ها که اگر در دنیای واقعی نیز به آنان برخوریم، احتمالاً همانند تماشای «گینس» لبخندی بزنیم و شاید هم قهقهه سردهیم. بدون شک طبقات فرودست جامعه ایرانی به سبب بی‌عدالتی فرهنگی از رشد پایین‌تری نسبت به جامعه میانی و بالایی دست یافته است و البته این معیار نیز محصول نگاه جامعه بالادستی به مقوله فرهنگ اجتماعی است.
اما در سوی دیگر با همان نگرش نقد اجتماعی اگر به «گینس» نگاه کنیم می‌توان به این نتیجه رسید که «گینس» فیلمی در مدح یا نقد جامعه کارگری نیست. «گینس» محصولی برای مصرف جامعه بالادستی ایران است که توانایی هزینه کردن تماشای آن را دارد و از این رهگذر خوراک سرگرمی خود را از میان جامعه‌ای انتخاب کرده است که در روزمره‌اش نیز اسباب خنده‌اش را فراهم می‌کند. پس این طبقه - بورژواها و ثروتمندان - با دیدن «گینس» درگیر این اندیشه نمی‌شوند که جامعه طبقاتی چه بر سر مردمش آورده است. او می‌خندد و می‌رود و در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی در ذکر لذت و حظی که برده است از همان ادبیاتی بهره می‌برد که با تماشای یک تئاتر آزاد بیان می‌کند: عااااااااااالی بود، پوکیدم از خنده، دمت گرم تنابنده و ... .
یک ... دیدن ادامه » طبقه اجتماعی بواسطه فاصله‌ای که محصول رفتار طبقه مصرف‌کننده اثر هنری است، خود تبدیل به کالایی برای مصرف طبقه حاکم می‌شود و این کالاشدگی هیچ ثمره‌ای برای او نخواهد داشت و مشکلی از مشکلاتش نیز حل نمی‌کند. همانطور که در بالا اشاره شد معیشت او - همانطور که در فیلم «گینس» نمایش داده می‌شود و شامل کار در شترمرغ‌داری، اخراج و کار در سیرک و رکوردزنی در سیرک است - در گرو لذت طبقه حاکم ،ارزشی هنری پیدا می‌کند و از قضا به سبب فروش بالای قابل تصور «گینس» در آینده دستمایه آثار زیادی می‌شود.
از این منظر فیلمی چون «نهنگ عنبر» در جایگاه والاتری قرار دارد؛ چرا که او دستمایه طبقاتی خود را از همان طبقه تماشاگر خود انتخاب کرده است و این طبقه به خودش می‌خندد؛ ولو شاکله «نهنگ عنبر» فانتاستیک است. اما «گینس» یک واقعیت را نمایش می‌دهد و آن هم فاصله طبقاتی حاکم بر ایران است و این فاصله زمانی درک می‌شود که شخصیت حاجی - به عنوان نماد طبقه حاکم هم از منظر ارزشگذاری مالی و هم دینی - هیچگاه در فیلم حضور پیدا نمی‌‌کند و فاصله حفظ می‌شود. بدون شک جامعه از تنابنده همدردی یا یافتن راه حل طلب نمی‌کند؛ بلکه از تنابنده این تضمین را می‌خواهد که ضعیف‌ترین طبقه جامعه تبدیل به کالای مصرفی همچون یک بطری آب معدنی نشود.
وضعیت سینمای ایران بسیار شبیه به جامعه مصرفی است که بودریار آن را ترسیم می‌کند؛ جامعه‌ای که در آن فرهنگ در سطحی‌ترین و مبتذل‌ترین شکل برای مصرف کردن تولید می‌شود.
الهه الف، م تورانداز و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
maria، کیمیا TAV و عطیه عابدین این را دوست دارند
شما در نهایت فیلم رو دوست داشتین یا نه؟ اینو متوجه نشدم.
۲۴ تیر ۱۳۹۴
از چنین دیالوگی استقبال می کنم... ممنون...
۲۴ تیر ۱۳۹۴
همه مختاریم . برای خندیدن و کمی فارغ شدن از مسائل روزمره فوق العاده س . سبک طنابنده خاص و کم نظیره
۲۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی هدفی در «گینس»

مریم جعفری حصارلو / عضو انجمن منتقدان خانه سینما
روزنامه قانون سه شنبه 9 تیرماه


کمدی یکی از مهم ترین و پر مخاطب ترین ژانرهای سینمایی است. زیرا تمامی قشرها برای دیدن یک فیلم کمدی به سینما می روند. اما کارگردانی فیلم کمدی، کار هر کسی نیست و کارگردان علاوه بر دانش تکنیکی و مزاج مخاطبان باید دانش جامعه‌شناسی نیز داشته باشد. زیرا امروزه رسانه ها مهم ترین راه برای تربیت و آموزش نسل آینده نیز محسوب می شود. دوم برای پرداخت اثری کمیک صرفا خنده بی بدیل مخاطب نیز ملاک نیست و باید راهی برای مطرح شدن مسائل اجتماعی را نیز در نظر گرفت. فیلم «گینس» اولین فیلم محسن تنابنده، هرچند به ظاهر قصد دارد مسائل اجتماعی را مطرح کند اما نتوانسته به خوبی از عهده آن برآید. بنابراین به سراغ کمدی آن هم ازنوع هجو و اسلپ استیک رفته است. داستان فیلم مربوط به سه برادر است که در یک مزرعه ای درحاشیه تهران مشغول نگهداری شترمرغ هستند. اما بر اثر شرط‌بندی یک واسطه به نام «غنچه»بر آن می شوند تا بالاترین زمان شترسواری را در گینس ثبت کنند.برای توضیح بیشتر ابتدا باید مفهوم دوگونه کمدی را روشن کرد.کمدی هجو1، یکی ازانواع کمدی است که ابتدا در هنر نمایش با عنوان«پارودی» مطرح شد.هجو نوعی از کمدی است که «تقلید خنده‌داری از یک اثر جدی است.هجو با برداشتی خنده دار از مضمونی جدی همراه بوده.
وودی آلن درفیلم هایی همچون «پول روبرداروفرارکن» درسال1968،«موزها» درسال1971،«زین های شعله ور» و... با هجو فیلم‌های گانگستری، وسترن،مسائل سیاسی آمریکای لاتین و... را بررسی می کند.2 اسلپ استیک3 نیز نوعی ازکمدی است که اصولا درتئاتر به کار می رفت و بعدها در هنر سینما وارد شد. اسلپ استیک را کمدی پرتحرک، خرابکارانه، کمدی بزن و بشکن و چک تخته ای می گویند. این گونه از کمدی بیشتر در دوره صامت سینما رایج بود و از آکروباتیک، تعقیب وفرار، پرتاب کیک خامه ای و... استفاده می شد. این گونه از فیلم در سینمای صامت آمریکا در دهه‌های1910الی1920 به وسیله «مک سنت»4و موسسه اش فرمول بندی شد.اما مهم ترین تکنیکی که در فیلم از آن استفاده شده،اصطلاح«چک تخته‌ای» است.«چک تخته ای» از نوعی تخته ناشی می‌شود که در کمدی های پانتومیم، دلقک ضربه‌های صدا دار و بی آزاری را وارد می کرد. این مضمون از نمایش هایی با نام «کمدی دل آرته»5 و به خصوص دلقک این گونه نمایش «هارلکون»6 آغاز می‌شود.همچنین گونه هایی از نمایش های پانتومیم درآمریکا به نام موزیک هال و نمایش های وود ویل که مملو از موسیقی و حرکات پرفورمنس هستند؛ از این نوع کمدی محسوب می شوند. نکته قابل تامل آنکه تقریبا تمامی کمدی های اولیه تا ظهور در سینما در مایه کمدی«چک و تخته‌ای» بودند.»7و8
با این توضیحات می توان به بررسی فیلم «گینس» ساخته محسن تنابنده پرداخت. «گینس» اگرچه تلاش می کند، معضلات جامعه را بازگو کند اما اساسا به دنبال روایت شخصی و کم معنای سه برادری است که بی شباهت به اسلپ استیک های اولیه تاریخ سینمای جهان نیست و یادآور«سه احمق» می تواند باشد. «گینس» خط مشخص داستانی ندارد، بلکه بر اثر یک حادثه آدم‌ها با یکدیگر برخورد می کنند. مهم ترین تکنیکی که در ایجاد موقعیت های کمیک استفاه شده، چک زدن بر صورت یکدیگر است و این ادعا که بی شباهت به اولین کمدی ها در دوران صامت سینما هم نیست؛ از آنجا قابل تایید است که درلحظه رویاهای شبانه، لحظه ورود نماینده گینس با چک زنی افراد حاضر در فرودگاه عجین می شود. دوم استفاده از بزن و بکوب و فضای سیرک برای نزدیک کردن فضای این فیلم به کمدی دل آرته و بزن و بکوب است.
مفهوم اصلی صحنه های بی شماری که شخصیت‌ها به یکدیگر توهین می کنند و یا یکدیگر را مورد اصابت ضربه و سیلی قرار می‌دهند چیست؟ اساسا ضرورت ساخت فیلمی بی محتوا با تکنیک‌های اولیه تاریخ سینما چیست؟ هرچند محسن تنابنده به عنوان برادری که دچار مشکلات روحی و ذهنی است، بیشتر به کمدی‌های آمریکایی شبیه است. به خصوص که با استفاده ازتقلید موسیقی فیلم های مختلف تلاش می کند متفاوت از دو برادر دیگر دیده شود. بازی رضاعطاران بسیار جدی است و اساسا مایه های طنز همیشگی بازی‌اش نیز کمرنگ شده.
در نهایت فیلم تلاش می کند تا مشابه فیلم‌های کمدی، ابتدای تاریخ سینما باشد و اما از این نتیجه باز می ماند و در عین حال فضای کمدی را نیز شکسته و وارد مسائل اجتماعی می شود که آن هم بی نتیجه و بی هدف باقی می‌ماند. بنابراین شاید بتوان گفت کارگردان، باردیگر باید فیلم را پرداخت کند و تصمیم بگیرد که گینس را با چه ژانری و با چه هدفی برای مخاطبان آماده می کند.
1.Parody
2.https://fa.wikipedia.org/
3.Slapstick
4.Mack sennet
... دیدن ادامه » 5.Commedia dell arte
6. harlequin
7.کتاب فرهنگ واژه های سینمایی، پرویز دوایی
8.www.news-pardis.com
خانم فیلمهایی که مثال زدین مال چهل سال پیش هستند، سینماى کمدى روز دنیا رو اگر دیده بودین(و اگر دیده بودین مجبور نبودین به فیلماى قدیمى ارجاع بدین) میبینین که اون چیزى که توى صداسیما تبلیغ میشه و اسمش رو میذارن طنز فاخر وجود خارجى نداره، در همه فیلماى ... دیدن ادامه » کمدى روز دنیا بد دهنى و فحاشی و حرفهاى بالا هجده سال به وفور یافت میشه ،،،،،اما تو ایران بدلیل ممیزى این موارد میزان و غلظتش بسیار ناچیز هست، و این یکى از اصلى دلایلى هست که به اندازه اونجا از فیلمهاى کمدى استقبال نمیشه
۲۱ تیر ۱۳۹۴
یک مقدار به روزتر فیلم ببینید بد نیست مخصوصاً برای شمایی که عضو انجمن منتقدان هستید (من هم با نظر محمدرضا دانش گرامی موافقم)
۲۱ تیر ۱۳۹۴
ظنز باید طنز باشد ، طنزی که طنز نباشد طنز نیست
۲۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعتراض شدید تماشاگران و علاقمندان سینما پس از خروج از سالن نمایش گینس
اظهار عصبانیت شدید تماشاگران از فیلم بی محتوا ، مبتذل در فرم و محتوا و بسیار سخیف گینس
به کامنت های زیر در سایت سلام سینما نگاه کنید
http://www.salamcinama.ir/movie/155/%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%B3
ده برابر همین تعداد ادمایی هستن که گینس رو دوس داشتن و ازش لذت بردن،همه فیلمها هم مخالف دارن، جدایی نادر از سیمین اسکار گرفت اما دهها هزار نفر تو همین تهران هستن که از فیلم بدشون اومده
۱۸ تیر ۱۳۹۴
محمدرضای عزیز من هر چقدر فکر می کنم می بینم تو طبعا با اصل حق ما در مورد مزخرف دونستن این فیلم مشکلی نداری. نظر شخصی من و چند نفر دیگه اینه که این فیلم یه مقدار تصاویر ضبط شده بی سر و ته و غیر قابل تحمله و طبعا حق داریم نظر خودمون رو داشته باشیم و حق داریم ... دیدن ادامه » این نظر رو هم بیان کنیم. باقی مسائل حاشیه ایه و بحث رو بی دلیل کش دار می کنه. این که هشتاد درصد فیلمای سال شونه تخم مرغی و بی سر و ته هستند دلیل بر این نمیشه که بگیم همینه که هست و باید همون فیلمای بی سر و ته رو هم ببینیم تا سینما تعطیل نشه. ما مخاطب سینما هستیم با سلایق مختلف. هرچقدر هم فکرای ما بیشتر باشن سلیقه مون بیشتر در ساخت فیلم لحاظ میشه. اگه امثال گینس بازار دارن نوش جونشون بفروشن چون سلیقه یه گروه زیادی رو تامین می کنن ولی دیگه لازم نیس من هم همرنگ جماعت بشم و خودم رو سانسور کنم و نظرم رو نگم. این فیلم از نظر من کاملا بی ارزشه.
۲۶ تیر ۱۳۹۴
شاهین عزیز، شما و بقیه میتونین نظر خودتون رو داشته باشین و از این فیلم یا هر فیلم دیگه ای خوشتون نیاد، حرف من در مورد رسالت فرهنگى تماشاگران و علاقه مندان سینماست، سینما باید زنده بمونه ،سینما ها باید باز باشن و سینما دارى بصرفه باشه تا امید داشته باشیم ... دیدن ادامه » فیلم های خوب تولید شن و امثال جدایى و هامون و سگ کسى و،،،و،،،،، ساخته بشه، توى امریکا هم نود درصد فیلمها کلیشه اى و ضعیف یا متوسط هستن اما عشاق سینما به دیدنشون میرن و دیگران رو هم به دیدنشون تشویق میکنن،سعى میکنن یک پنجم پر لیوان رو ببینن و به یه سکانس یا یه نقش افرینى یا یه شوخى یا،،،،، دلخوش کنن،،،،،مشکل من با نظر دوستان راجع به این فیلم خاص نیست ، مشکل اینه که در فضاى مجازی و تا حد کمترى در فضاى واقعى جامعه ایرانى کوبیدن و تحقیر فیلمها و سینماى ایران به نوعى نشانه روشنفکرى و باکلاسى و سطح بالا بودن و بروز بودن و خیلى جیزاى خوب دیگه شده،بحث امروز و دیروز هم نیست،ده ساله از زمان ارکات و یاهو ٣٦٠ شروع شد و انقدر ادامه پیدا کرده که در ناخود اگاه خیلى از ماها نقش بسته، بارها شده با گروهى به سینما رفتم و فیلم هم انصافا خوب بوده اما هنگام خروج کسی جرات نداره از فیلم تعریف کنه ،مگر این که کسی داوطلب شه و تعریف محکمى کنه تا بقیه با احتیاط ابراز رضایت کنن و اما برعکس اگر نفر اول با هر انگیزه ای روى معدود نقطه ضعفهاى فیلم دست بزاره همه باهاش همدل میشن و انقد بد میگن تا واقعا باور میکنن که فیلم بدى بوده ،،،،،چنین تجربه ای رو در گروههاى فیسبوکى مختلفى بارها تجربه کردم،،،،این داستان بحث مفصلى میطلبه و زمینه ها و انگیزه هاى روان-جامعه شناسانه مختلفى داره ، فقط یه تذکر خیلى خیلى مهم ، مطلب بالا در توضیح چرایى دفاع تمام قد من از کلیت سینماى ایران هست و مشکلى که بش اشاره کردم کوچکترین ربطی به تیوال و کاربرانش نداره و در مورد کلیت فضاى مجازی و روشن هست که اینگونه نظریات حتى در صورت صحت،موارد استثنا زیادى دارند و برفرض که در مورد هشتاد درصد از منتقدین جدى سینما صادق باشن، بیست درصد باقیمانده چند ده یا چند صد هزار نفر رو شامل میشه که شما و سایر دوستانى که درین بحث شرکت داشتن جز همون بیست درصد هستند
۰۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوست داشتم
من بازی رضا عطاران و محسن تنابنده رو دوست دارم
فیلم خنده داری بود ... هر چند لودگی محسوب شه اما خنده دار بود ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گینس اولین ساخته محسن تنابنده و استفاده از موقعیت بازیگری و سریال پایتخت حالا دست به دوربین می شود و می شود کارگردان ! شما تصور بفرمایید چقدر کارگردان شده تو سرزمین راحت شده ایشان چقدر کارگردانی میداند میزانسن چیست و دکوپاژ بماند ؟ البته اینها خیلی مهم نیست 4 تا شوخی جنسی و تهوع آور و صحنه های چندش اور بزار تو فیلم و آنونس فیلمها رو از 5 ماه قبل تو پردیس ها بزار اونوقت میشه فروش میلیاردی

متاسفم برای اوضاع و احوال سینما که به اینجا رسیده >> بیضایی کجاست /؟ تقوایی کجاست ؟ چرا فرهادی چند سالی میشه دیگه فیلم نمی سازه تو ایران ؟ قدرت فیلمسازی کیمیایی و مهرجویی گرفته شده
گینس یک افتضاح ناب روی پرده سینما ، سراسر ابتذال و شوخی های پائین تنه و تهوع آور ، بسیار کودکانه و احمقانه یعنی وقتی وارد سینما شدید فلسفه ، علم ، دانش سینمایی ، و عقل رو زیر پاتون ... دیدن ادامه » له کنید وارد سالن بشید...
بیشتر از یک ساعت نتونستم تحمل کنم و از سالن خارج شدم
موفقیت های محسن طنابنده بازی کردن و نوشتن فیلمنامه پایتخت نیست.

محسن طنابنده برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر مکمل مرد تو کارنامه خودش داره پس حضور در یک سریال تلویزیونی به هیچ وجه موفقیت به حساب نمیاد.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
دلیل نمیشه چون بیضای و تقوایی و فرهادی کار نمیکنن ، هیچ کس کار نکنه ! و بعد آیا اینها با هم قابل مقایسه هستن ؟ مهرجویی یه کار افتضاح به اسم طنز داشت (چه خوبه که برگشتی ) ، ینی کارگردان نیست ؟ نه عزیز دل برادر . کار کردن توو هر حیطه ای تخصص میخاد . طنابند و عطاران ... دیدن ادامه » هم میتونن مثل هفت دقیقه تا پائیز و دهلیز به گریه بندازنت ، هم میتونین مثل نهنگ عنبر و سن پترزبوگ بخندونت . باز هم میگم اون افراد اصلا قابل مقایسه با این دو نیستند .
۲۵ تیر ۱۳۹۴
محسن تنابنده قبل از شناخته شدن تو پایتخت تو سینما برای خودش کلی بازیگر کمتر شناخته شده ی خفنی بود. چند کیلو خرما برای مراسم تدفین ، هفت دقیقه تا پاییز ، بازی خیلی بامزه اش تو سن پترزبورگ ... برای این ها بود که اتفاقا فیلم خیلی بدی مثل گینس رو ازش انتظار نداشتم ... دیدن ادامه » ، به قوت قلب حضور خودش رفتم ولی ناامید شدم
۰۱ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید