تیوال نمایش همان چهار دقیقه
S3 : 13:30:57
  از مرداد ۱۳۹۸
 بها: ۷۰,۰۰۰ و ۶۰,۰۰۰ تومان

: نغمه ثمینی
: صابر ابر
: پانته‌آ پناهی‌ها، الهام کردا، خسرو پسیانی(مهمان از گروه تئاتر بازی)، حامد رسولی
: موسسه فرهنگی هنری این/جا میان شهر

: روح‌اله زندی‌فرد
: پریسا گودرزی
طراحان
: صابر ابر
: علی فی
: مهرداد متجلی
: کارگاه مستطیل (مهرداد متجلی، نیکو کوچک)

: مارال دوستی
: ایلیا شمس

» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام
اگر بخواهم با چهار دقیقه مقایسه اش کنم می تونم بگم من چهار دقیقه رو به لحاظ روند داستان بیشتر دوست داشتم. علت هم ابهامی بود که در روایت و جریان داستان وجود داشت. اما در همان چهار دقیقه علاوه بر پیش فرض هایی که شما به عنوان یک تماشاچی که چهار دقیقه را هم دیده اید در مورد داستان دارید؛ در همان ابتدا و دقایق اولیه داستان کاملا مستقیم توسط نقش پانتته آ پناهی ها لو می رود و مشخص می شود که یونس مرده است.
صادقانه می تونم بگم که من همان چهار دقیقه رو شعارگونه یافتم و با وجود بازی های خوب بازیگران و خلاقیت نویسنده یا کارگردان در روایت داستان در زیر آب و سایر المان هایی که جدید و جذاب بودن، کار رو نپسندیدم. (توضیح شعاری بودنش هم کمی مفصل است و در این مجال نمی گنجد.)
من قبل از دیدن این اجرا در مورد داستانش دو پیش فرض داشتم: پیش فرض اولم - که البته قوی تر ... دیدن ادامه » هم بود- این بود که احتمالا داستان از زبان یونس روایت می شود. پیش فرض دومم- که اعتراف می کنم ترجیح می دادم اتفاق بیفتد- این بود که نویسنده نشان دهد که در چهار دقیقه ای که یک انسان خفه یا غرق می شود در همان چهار دقیقه می شود که عشقی به وجود آید، یا کودکی متولد شود یا امیدی ریشه بزند نمی دانم یک اتفاقی که لطیف تر باشد و غم قبلی را از بین ببرد و یک طرف دیگر سکه را نیز نشان دهد.
اما به هر ترتیب همیشه قرار نیست اونی بشه که ما می خوایم.
محسن جوانی، نیلوفر پیری و امیر مسعود این را خواندند
مهسا مهدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و اما همان چهاردقیقه که اگر هم نمی دیدم چیزی از دست نمی دادم اما دیدم و فقط غرق شدم تا جایی که مانند پری و دنیز کیزی و دنیز اوغلو من هم کف دریا ته نشین شدم و ساعت ها بعد از پایان نمایش هم همین احساس سنگینی در زیر آب را داشتم . در کل محتوای چهاردقیقه را بیشتر پسندیدم اما همان چهاردقیقه رقص نور و صدا بود و اکت ها و حرکات چشم نواز بازیگران آن را دیدنی کرده بود.
در کل به عوامل هر دو نمایش خسته نباشید میگم اما به قول آقای گلمکانی , خانم ثمینی کمی از انتزاع و ابهام فضایی که خلق می کنید کم کنید و ذهن تماشاگر را لای منگنه نگذارید که کار به تورم مخ و مخچه بکشد بلکه جوابی برای معماها و ابهام ها بتوان پیدا کرد .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی و جذاب بود امشب،به تماشا نشستم ارتباط،با مخاطب در همان چهاردقیقه و اینکه نور لحظاتی شاید چهاررردقیقه روی صورت ما مخاطبان افتاد و بعد تا پایان ارتباطمون قطع شد با وسط صحنه! بسیار،زیبا و هنرمندانه بود میزانسنها و طراحی . ،خود زندگی و بستر جامعه فعلی و رفتارهای ما در،واقعیت بود :میشنویمو میبینیمو ساکتیم ...بیتفاوتیمو به ناگه دیر،میشود برای،برقراری ارتباط یا بازگشتو جبران.و اما آن پل! بسیار نمادین و مفهومی به کار،برده شده بود ارتباط و عدم ارتباط !و اتفاقاتی که میشه با پل زدن ،و اتصال!بیفته اما به تخریب روح آدمی..فاصله ...تخریب کشورها و احساساتو جنگ و ...همه چیز،منجر میشود....و اینکه انقدر ذهنم درگیر،شد که حس،کردم من هم داخل اقیانوسی گیر،افتاده بودم !و بازی بینظیر اقای رسولی و آوای دل انگیز اقای پسیانی ،طراحی صحنه و دیالوگهای بسیار پرمعنا ... دیدن ادامه » و ...همگی،برای من تازگی،داشت. کاری متفاوت و بااحساس دیدم که بسیار از،لحاظ انتقال حس هنرمندان به من مخاطب عالی کار،شده بود نور و صداها و فرم و بیانو بدن بینظیر،بود و مدرن.همان چهاردقیقه بسیار غافلگیرکننده تر بود برایم خوشحالم که هم چهاردقیقه و هم همان چهاردقیقه را دیدم ....و انگار خود من هم وسط نمکهای اقیانوس ته نشین شده بووودم و وسط ناامیدیها و پشیمانیها گیر افتاده بودم و دستو پا میزدم و با خودم زیرلب دیالوگهارو زمزمه میکردم .....سعی میکنم بیشتر حواسم به چهاردقیقه های،زندگی ام باشد....ممنون از شما هنرمندان
سپیده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا ، حکایت آن جوخه اعدامی ست که در دو سوی هفت تیرش یک نفر ایستاده است ...

درود
خوشبختانه با نمایشی روبرو هستیم که روی تمام اجزای آن فکر شده است ؛ شاهد خلاقیت در شیوه روایی کارگردان، استفاده از نور و صدا به عنوان عضو و پاره ی تن نمایش - چیزی شبیه قلب _ و صدالبته تسلط بی نظیر امثال پانته آ پناهی ها و قلم زیبای نغمه ثمینی هستیم .
آنچه میبینید و میشنوید فقط زیبایی ست .
انتقال حس مکان به تماشاگر به تمامی صورت گرفته ، در طول اجرا گویی در آکواریوم بزرگی نشسته ایم ، این امر قطعا وام دار استفاده هنرمندانه از نور و صدا و پیش از آنها ، بازی بی نقص حامد رسولی ست . چقدر خوب نوای خسرو پسیانی در متن دیالوگ ها قرار میگیرد ، نه کم است نه زیاد ، دیالوگ بازیگر را نمیبلعد و خودش را به رخ گوشهایتان نمیکشد .
دوستان عزیزم این تفکر که باید هر دو نمایش را ببینید از ذهنتان ... دیدن ادامه » دور کنید ، کارها به تنهایی کامل اند و طبق علاقه مندی و معیار خودتان یکی را انتخاب کنید که من دومی را .
فقط حوصله کنید ، در آب همه چیز کندتر است ولی پررنگ تر ؛ نَم ، رنگها را زنده میکند ، زخمهای کهنه را میسوزاند و از ترک ِ خاطرات رسوخ میکند .
آب مثل خاک نیست ؛ چشمانتان را پر نمیکند ، نمیبندد، در آب هر چقدر هم که در به در شوی باز سر از ناکجاآباد خودت در می آوری ، همانجا که خشکت زده ، همانجا که ایستاده ای . همان بلندایی که هرکسی روزی چمدانش را به قصد آنجا بسته و یا باز کرده است ...
زمان چیز عجیبی ست !
آنچنان زخم ها را مرهم میشود که انگار میکنی هیچ وقت ، هیچ جا و هیچ کسی زخمی نزد .
زخمهایی که از نگفتن ها دهان باز کردند
از نگفتن دوستت دارم ، از نگفتن دلتنگتم ، از نگفتن کاش بودی ، کاش نمی رفتی ...
و گاهی از گفتن ها
چهار دقیقه روایت غیاب است ناپدید و محو شدن .
همان چهار دقیقه روایت حضور است
بودن و پایدار شدن
زمانِ به وجود آمدن ، ماندن و از بین رفتن
و از همه بد تر ، در بین ماندن ، نه ماندن و نه رفتن ، نه ترک کردن و نه ترک شدن
چهار دقیقه ها ی تا مرز مردن و نمردن ، تا مرز رفتن و نرفتن
باید غرق شد ، در همه چیز
چهار دقیقه و همان چهار دقیقه تمام زندگی ست نه بیشتر و نه کمتر

به نقل از کارگردانان محترم...... عالی بود
دم در سالن صدای زیبای خسرو پسیانی آرامش خاصی به مخاطب میده و صابر ابر که با خوشروئی بخاطر نیم‌ساعت تاخیر دلجویی میکنه، صحنه بمانند 4 دقیقه س و به نوعی خالی تر، به شخصه با شروع نمایش و فهمیدن چالش اون خیلی از ابتکار نویسنده به وجد اومدم و به نظرم گریم و طراحی لباس و نورپردازی عالی یه و به جذابیت های سورئال طور کار اضافه میکنه، قدرت بازی‌ها و حرکات بدن هم قابل ذکره مخصوصن حامد رسولی که بازیگر مشترک این دوگانه س
درکل از دید من نمایش دوم کار قوی تری هستش ولی کلید های جذابیتش در نمایش اول ارائه میشه
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت عوامل نمایش
خدا رو شکررررر خیالم راحت شد..پس به دیدنش میارزه.. متشکرم ❤❤
۰۵ مرداد
مرسی خیلی ممنون.
۰۷ مرداد
خیلی خوب بود❤️❤️
۰۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اسم این نمایش خیلی جالب انتخاب شده از اونجایی که داستانش در زمانی اتفاق میفته که قصه چهار دقیقه در حال رخ دادن هست.
نسبت به اجرای چهار دقیقه دنیای سورئال تری داره و استفاده بهتری از نور و صدا میشه. در کل کارگردانی ابر رو از کردا بیشتر دوست داشتم.

این دو احرا اونقدر من رو جذب نکرد شاید هم شب های اول کار هنوز به پختگی لازم نرسیده باشه.
بازی ها خوب و جالب بود خسته نباشید.
نظر کلیت در موردش چیه؟ پیشنهاد میکنی ببینم؟
۰۹ مرداد
بین چهار دقیقه و همان چهار دقیقه کار صابر رو پیشنهاد میکنم. گرچه دیدن هر دوش برای درک بهتر خالی از لطف نیست
۲۷ مرداد
رفتم دیدم همان چهار دقیقه رو،حقیقت عالی نبود برام مثل پیشنهاد سیزیف اما بد هم نبود،در هر صورت مرسی از پیشنهادتون،از دو جاش خوشم اومد فقط،اولش وقتی فهمیدم توی آب و در حال غرق شدن هستن و دوم هم که آخرش فهمید چرا بین اون همه اسم عجیب غریب اسم اون آقا یونس ... دیدن ادامه » بود که افتاد توی دهن نهنگ☺️
۲۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنویس یونس، بنویس
از چی بنویسم؟
از امیدی که نیست..