تیوال نمایش عشق من حامد بهداد
S3 : 04:39:44
  ۱۰ اردیبهشت تا ۳۱ تیر ۱۳۹۱
  ۱۸:۰۰
 بها: ۵,۰۰۰ تومان

: افشین هاشمی، زهیر یاری

: مهدی امین لاری
: ماهان خورشیدی
: مهدی نعمتی
: مهرداد عمرانی
: امیر بزرگ زادگان
شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر - مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از بهترین نمایش هایی که دیدم. گرچه اسمش این ترس رو به جون آدم می انداخت که نکنه با یه کار سردستی و تجاری روبروییم اما محل اجرا و اسم «افشین هاشمی» و «زهیر یاری» قوت قلب می داد!
بداهه نوازی اول کار، خیلی خوب بود. نشون دهنده ی قدرت هنرمندی آقای «مهدی امین لاری».
در ادامه هم مهم ترین وجه مثبت نمایش، دیالوگ های پشت سر هم دو بازیگر بود که گاهی شکل پینگ پنگی هم به خودش می گرفت و این کار رو جذاب تر می کرد.
پایان بندی هم خوب کار شده بود.
آخی اون گیتار اول اجرا از یادم رفته بود،خیلی باحال بود :)
۰۵ تیر ۱۳۹۲
بداهه سرایی هاش عالی بود. و این که می تونست خیلی سریع با گیتار اجراشون کنه.
۰۶ تیر ۱۳۹۲
دقیقا،یادمه اون موقع که من رفتم سیم گیتارشم پاره شد،واسه همونم شعر خوند:)
۰۶ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیالوگ هایی که واقعا برای من ماندگار بود و امیدوارم تلنگری باشه برای خیلی افرادی که ادعای هنرمندی دارند:

1-
مامور کنترل بلیط: بدون بلیط حق نداری بری تو!
افشین هاشمی: پس چطور اون آقا مو بلنده رفت تو؟!
مامور: خب چون اون آقا "هنرمند" بودش!
افشین هاشمی: آره هرکی موهاش بلند بود "هنرمنده"! هنرمندی به موی بلنده!


2-
زهیر یاری: خب ببینم تو الان میخوای بازیگر بشی شال گردن داری؟
افشین هاشمی: خب آخه کی تو این گرمای تابستون شال میندازه؟!
زهیر یاری: منظورم از اون شال های "هنریه"!
افشین هاشمی: نه بابا ندارم!
زهیر یاری: خب کلاه چی از این کلاه "هنری" ها داری؟
افشین ... دیدن ادامه » هاشمی: نه بابا کلاه "هنریم" کجا بود!
زهیر یاری: پس نمیتونیم بریم پیش حامد و بازیگر بشی!
زهیر یاری:‌خب مگه بازیگری به داشتن شال و کلاه "هنریه" ؟! یعنی هرکی اینا رو نداشته باشه بازیگر نمیشه؟!
زهیر یاری: نه!!!!!


پ.ن: واقعا خیلی دوست دارم فلسفه ی شال و کلاه و مدل موی هنری رو بدونم!
واقعا هنرمند رو فقط از روی این لباس ها میشه شناخت؟!

خیلی خوب بود
منم چند سال پیش همش فکر میکردم اگه عینک هنری بزنم و ظاهرم رو عوض کنم و ریش سیبیل خاص بذارم هنرمند میشم
اما حالا میدونم هنر به روح آدمه نه شکلش
ممنون محمد تاجیک
۱۵ مرداد ۱۳۹۱
به هیچ درد!
فقط یک جور ظاهر نمایی و خاص بودن هست
که به نظر من هنرمدی که خودش رو از مردم جدا بدونه و خودشو خاص بدونه نباید هنرمند جالبی باشه
بعضی هنرمند ها بودند که کلاه خاصی رو سر میکردند و یا عینک و شالی می انداختند اما نه به خاطر خاص شدن بلکه به خاطر سلیقه ... دیدن ادامه » و روحیه خودشان که بعد ها طرفداران این هنرمندان به تقلید این نوع پوشش رو انتخاب میکردند که رفته رفته بدل به تیپ هنری شد با کمی زیاد شدن پیاز داغ!!!
۲۰ مرداد ۱۳۹۱
خوب باید یه جوری شناخته بشن افراد هنرمند
۱۴ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتن درباره ی فیلم ها و تئاترهای خوب کار آسانی نیست و این بار نوشتن درباره ی تئاتر محترم ((عشق من حامد بهداد)).
وقتی شاهد کار خوبی هستم ،به شک می افتم به چه اندازه بنویسم که هم اعتدال رعایت شود;هم حق مطلب را ادا کنم;هم به نظر
کسی جهت ندهم وهم میزان علاقه ی خودم را نسبت به تئاتر یا فیلم مورد نظربیان کرده باشم.
عشق من حامد بهداد تئاتری نوشته ی افشین هاشمی به اقتباس از نمایشنامه ی رضا بیک ایما نوردی نوشته ی ابراهیم مکی با
بازی زهیر یاری و افشین هاشمی.
درباره ی خود تئاتر 50دقیقه ای ننویسم که به حتم درباره ی استاندارد و محترم بودن تئاتر بسیار گفته و نوشته شده است.
واما اتفاقی که مخاطبان تنها در این تئاتر و نه هیچ تئاتر دیگری شاهدش هستند;بداهه خوانی های اعجوبه ی گروه مهدی امین
لاری است.
کسی که از شگفت کننده بودن کارش بسیار شنیدم و اما با چشمان خود دیدن ... دیدن ادامه » این همه خلاقیت و هنر برایم لطفی داشت وصف
ناشدنی.
وقت بسیاری برای تماشای عشق من حامد بهداد باقی نمانده است .تنها می توان به این امید ماند که تئاتر غیر قابل توصیف
زهیر یاری به صورت تئاتر در خانه و به شکل dvd در دسترس مخاطبانی که به حتم دوستش خواهند داشت،قرار بگیرد...

با احترام به گروه تئاتر رومیسا نفر
درود بر شما

دو نوشته ی یکسان از سوی شما در دیوار به ثبت رسیده است

لطفا یکی را بزدایید .

با سپاس
۳۰ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیروز این تئاتر رو دیدم و واقعا از بازی های خوب لذت بردم
بداهه نوازی آقای امین لاری عالی بود البته ریتم آهنگ ها درست مثل نمای سمفونی واژه ها بود ولی انرژی ایشون همیشه تماشاگر رو به وجد میاره
من هم مثل سایر دوستان صحنه گریه آقای هاشمی رو بهترین صحنه نمایش می دونم
اجرای محیطی خوبی بود. بازی ها کار شده و با متنی خوب که هرچند بعضی اوقات از ریتم می افتاد و حوصله تماشاگر را سر میبرد.
از جمله اجراهایی بود که میشد با نگاهی به اطراف خودمون مصداقشو پیدا کنیم. مصداق چنین آدم هایی رو.. شاید بهتر این باشه تا مسئولین خود ببیند تا زرق و برقی که اطراف دنیای سینمای ما رو گرفته رو کمی کمرنگ تر کنند. تا زندگی آدم ها نشود حفظ دیالوگ ها و یا هر آنچه که به صورت اندکی اغراق وار در نمایش دیدیم.
خیلی جدی خواستم به این مسئله نگاه کنم. نمایشی که هم توش خنده بود هم صحنه هایی از نداری آدم هایی به چشمت می آمد که همین نزدیک تو زندگی می کنند..
بداهه نوازی عالی بود .. عالی .. من همچین کاریو خیلی می پسندم حتی پول گرفتنش رو هم. آدم ها باید قدر شنیده های خود را بدانند. هرچند آول فکر کردم صدای خواننده فالش هست اما بعدا فهمیدم چیزی که اهمیت پیدا میکنه ... دیدن ادامه » لبخند من هست و بغل دستی هام. چیزی که اهمیت داره خوشحالی چند ثانیه ای تو محیطی هست که خودمون میشینیم خوراکی میخوریم با دوستمون دعوا میکنیم .. میخندیم گریه میکنیم و یا حتی مثل همین دو نفر دوستی راه می اندازیم..
مدت اجرا چند دقیقه ست؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و خسته نباشی خدمت همه تئاتر دوستان.
این تنها نظرات یک مخاطب است
خوب بود واقعا کار خوبی بود
بازی ها عالی بود
محیط خوبی بود
دیالوگ ها بد نبود
کارگردانی خوب بود
اما من شخصا اینکه به چادر یه ذره زیاد پرداخت دوست نداشتم
و دو جا کارو خیلی دوست داشتم وقتی که زهیر یاری اولش به مهدی امین لاری(گیتار زن )گیر میده
و جایی که افشین هاشمی گریه میکنه
ولی در مجموع خوب بود
kare khoobi bood...mamnoon...
از نمایش های خوب بود. به شخصه لذت بردم. برای من که جامعه شناسی می خوانم و عاشق سینما و تئاترم، مملو از نکات زیبا بود. یاد نظریه میدان هنری بوردیو افتادم. اصلاً انگار افشین هاشمی کتاب تمایز بوردیو را خوانده بود و متن را نوشته بود. اینکه میدان هنری در ایران چگونه شکل می گیرند و چگونه افراد در این میدان ها پذیرفته می شوند و ..... . لحظاتی از نمایش کشش این را داشت که تلخ تر اجرا شود و اثرگذرای بیشتری داشته باشد. مثلاً صحنه التماس کردن افشین هاشمی که می توانست وجه تلخ داستان را بیشتر نشان دهد. اما در مجموع، نمایش خوبی بود.
خسته نباشید به تمامی دست اندرکاران
واقعا همینطوره که دوست جامعه شناسمون گفتن.
درسته که نمایش میخندونه و نجیب و شریف هم میخندونه اما حرفهای بسیار تلخی درباره مسائل اجتماعی به ویژه "قهرمان پروری" میزنه.
مثلا دقت کنید به لحظات پایانی نمایش که وقتی این 2 نفر دیگه نمیتونن درباره "حامد بهداد" ... دیدن ادامه » حرف بزنن شروع میکنن به حرف زدن درباره "شهاب حسینی"
چرا این 2 نفر و اقشار مهمی از جامعه ما همیشه نیاز به یک قهرمان دارن تا اونو ستایش کنن؟ این قهرمان پروری برای التیام کدامین عقده های اجتماعی و شخصیتیه؟ چرا 2 کاراکتر اصلی درام هرگز درباره خودشون چیزی نمیگن (افشین هاشمی از دهانش میپرد که لباسش آردی شده و ما میفهمیم که شاگرد نانواست و آن یکی که به راحتی دروغ میگه)
جالبه که مدت زیادی درباره "حامد بهداد" حرف میزنن اما حتی چند جمله درباره خودشون حرف نمیزنن و نه میخوان و نه میتونن که ارتباط انسانی با هم برقرار کنن انگار هویت و فردیتشون زیر بار این قهرمان پروری کاذب له شده!
و شاید به این قهرمان پروری روی آوردن تا از واقعیت زندگیشون فرار کنن.
۰۷ تیر ۱۳۹۱
آقای فرهادی محلی نقدتون رو دوست داشتم ممنون!
آقای نیستانکی هم خیلی خوب شخصیت ها و نمایش رو تحلیل کردن!
۰۹ تیر ۱۳۹۱
چه پست خوبی شد این پست، استفاده کردم..
ممنون از محمد و بابک عزیز
۱۵ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام نمایش رو دیدم واقعا انرژی مثبت داشت از اون دسته تئاتر هایی بود که به من انرژی مثبت داد و بعد از دیدن نمایش احساس خستگی نکردم ! یه جورایی برای من تخلیه انرژی بود !توصیه می کنم اگر هنوز اجرا داشت از دستش ندید!
آقای امین لاری هم یکی از عوامل انرژی در ابتدای نمایش بود و لی کاش بابت کار خلاقشون طلب پول از تماشاگر ها نمی کردن ! البته یه جورایی هم هرکس اختیاری پول می داد !

آقای هاشمی مثل همیشه عالی بودن ! زهیر یاری هم خوب بازی کرد!
متاسفانه نمایش بروشور نداشت؟!

یه مسئله ی دیگه خیلی دلم می خواست به خود آقای افشین هاشمی بگم اما فرصت نشد ! اینکه موقع بداهه نوازی یه مواقعی با این که عالی اجرا می شد احساس می کردم دارم گول می خورم .چون دوست داشتم تمام اشعار یه جورایی بکر و تازه باشه و از همون کلمات در لحظه خوانده بشه و مخصوص همون اجرا باشه و شاید هم دیگه نشه که تکرار بشه ! انتظار زیادیه و عملی شدنش شاید خیلی دشوار اما اگر این طور می شد خیلی جذاب تر می شد به نظر من !
یه چیز دیگه اون هم بازیی که آقای هاشمی جلوی در قبل از شروع نمایش اجرا می کرد کاش هر دفعه یک جواب و یا سوال تازه ای غیر از بلیت اضافه پرسیده می شد ! که اگر تماشاگری برای دومین بار برای دیدن نمایش اومده باشه باز هم براش تازگی داشته باشه !این رو گفتم چون خودم همون موقع دیدم که یک خانم که احتمالا داشت می رفت نمایش رو برای بار دوم ببینه تا آقای هاشمی دم در اومد سمتش زود گفت :نه بلیت اضافه ندارم!!! در صورتی که اگر آقای هاشمی سوال یاجواب های دیگه ای آماده کرده بودن اون تماشاگر شاید باز هم غافلگیر می شد!

اینها رو گفتم چون خودم از گول خوردن در تئاتر زیاد خوشم نمیاد اینکه از پیش تصمیم بگیرند که چه چیز اجرا بشه و اون رو طوری جلوه بدن که نه این حرکت یک بداهه هست!

این حس گول خوردن در تئاتر رو زمانی تجربه کردم که موقع اجرای "لارنس راهب" وقتی بعد از اتمام نمایش متن رو دیدم و یا چند روز بعد از دیدن نمایش "می خوام بخوابم" وقتی فهمیدم اون کسی که ماهی داخل تنگ رو بعد از افتادن تنگ نجات میده ویا کسی که از بین تماشاگر ها متن نمایش بهش داده می شه تا ادامه ی متن رو بخونه همه از عوامل خود نمایش هستند !

در صورتی که تمام این نمایش هایی که نام بردم رو واقعا دوست داشتم و دارم و هر موقع فرصت بشه تعریفشون رو پیش دیگران می کنم .
اما به عنوان یک تماشاگر دوست دارم تئاتر باهام صادق باشه ! و همین طور که از تئاتر انتظار می ره اونم چنین تئاتر هایی اگر هر اجرا با دیگری متفاوت باشه عالی می شه! همین

وای ... دیدن ادامه » خیلی زیاد نوشتم عذر می خوام از همگی !
به تمام عوامل این نمایش یه خسته نباشید از ته دل میگم (: موفق باشید
سپاس از نقد قشنگت
منم تا حدودی هم اندیشم باهات دوست عزیز
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
تا حدودی با نظراتتون موافقم ولی چندتا نکته:
1- بداهه نوازی واقعا کار سختیه و همین که اون هنرمند با اون خلاقیت اجرا میکرد ، دیگه نمیشه انتظار رو بالاتر برد چون ممکنه کار بجای بهترشدن بدتر بشه!
2-درمورد بازی آقای هاشمی مقابل درب باهاتون تا حدودی موافقم ولی ... دیدن ادامه » بهترین سوال همین بوده چون که اون نمیتونسته گدایی یا طلب چیز دیگه ای رو بکنه و تماشاگر هم اگه حرفه ای باشه خودش میدونه که نباید جلوی کسانی که اونجا هستن و دفعه اوله که نمایش رو تماشا میکنند سوال رو لو بده و کار رو ضایع کنه!
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
ممنونم از شما دوستان آقای تاجیک و خانم امامی بله شما درست می گید بداهه نوازی به اون شکل خیلی مشکل هست !موافقم
خانم امامی به این نکته توجه نکرده بودم که آخر نمایش اشاره داشت به سوال اول !! مرسی ولی کاش سوالات بیشتری در ابتدا با تماشاگر ها مطرح می شد که این ... دیدن ادامه » سوال رو می شد جزو سوال های ثابت قرار بدهند ولی سوالات اتفاقی در رابطه با هر تماشاگر هم پیش می اومد!اما حرکت خلاقانه ای بود !و در نهایت خیلی از نمایش لذت بردم!
بازم ممنونم از شما دوستان خوب(:
۳۱ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی امین لاری عالی بود ،پر از نبوغ و خلاقیت.
بازی افشین هاشمی رو هم خیلی دوست داشتم.
در مجموع توصیه می کنم ببینید.
توصیه ی شما رو توصیه میکنم به همگی.
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان.
من برای اولین بار بلیت اینترنتی از این سایت گرفتم. کپی بلیت رو هم پرینت گرفتم. اما سوال من اینه که هیچ جای این سایت انتخاب صندلی نداشت. اگه داره میشه کمکم کنین؟
با درود بر شما و خوشامد بابت حضورتان در جمع دیوارنشینان

در این سایت صرفاً امکان خرید بلیط وجود دارد و نه تعیین صندلی.
۲۷ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خلاق و شاد!
vaaay avalesh afshine hashemi dame dar hey be mardom migoft bilit darin man ke khodam shakhsan kheili bad behesh goftam na nadaram hata doostam behesh goft agha mainja stadiume vaaaay bad ke oomadim pain fahmidi afshin haeshemieo bahash injoori harf zadim koli delam barash sookht vay maro bebakhsh:-(
یاد ماجرایی اینچنین افتادم که شخصی در خیابان تولستوی رو بجا نیاورده
بود و باعث چنین ماجرایی شد.
۲۳ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق من حامد بهداد تاتر خوبیه.بداهه نوازی اولش جالب بود ولی مدتش زیاد بود و ادمو خسته میکرد!!! بنظر من ازتوانایی های افشین هاشمی خیلی استفاده نشد!!!! اما در کل خوب بود
منم چون زود رفتم بداهه نوازی اول کار اذیتم کرد
۲۱ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Ostad Afshin Hashemi ,shoma vaghean ostadi. Har chi az zibaeie bazitoon begam kam goftam Shoma binazirin. Neda
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار قشنگی بود، بداهه نوازی مهدی امین لاری قبل از شروع نمایش هم خیلی عالی و جالب بود
اون قسمت که افشین هاشمی بغض کرده بود و هی التماس میکرد که زهیر یاری ببرتش پیش حامد بهداد انقدر دلم سوووووخت! خیلی قشنگ و مسلط بازی میکرد!! :)
"نفس خانوم مهتاب کرامتی حقه!" :)
"نفس خانوم مهتاب کرامتی حقه!" :)

زیبا انتخاب کردی
ممنون
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به خدا بهترین لباسامه
چیزیش نیست که فقط یکم آرتی شده
آرتم که چیزی بدی نیست
به انگیلیسی یعنی هنر
چه دیالوگ زیبایی...مرسی
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
زیبا انتخاب کردی

من از اون دیالوگش خیلی خوشم اومد.

و اون لحظه که به گریه افتاد رو

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
یه تغییراتی با اجراهای اول داشت که من اجراهای اول رو می پسندیدم. یکی از این تغییرات لباسی بود که افشین هاشمی پوشیده بود.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار چند دقیقس؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تجربه متفاوت و شیرینی بود....
به هر کسی که ندیده توصیه می کنم دیدنش رو.
از توانایی های افشین هاشمی هرچی گفته شه باز هم کمه... این آدم فوق العادس!
هانیه انارکی این را پاسخ داده‌است
سلام دوست عزیز.ببخشید اما من شنیده ام با تئاتر رادیویی چندان فرقی نمی کنه، زیاد جالب نبوده.حتی در حد یک تجربه .اما با نظر شما که از توانایی های افشین هاشمی گفتین موافقم.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید