تیوال نمایش هامون بازها
S2 : 02:42:17
  ۲۹ تیر تا ۲۶ مرداد ۱۳۹۴
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تا ۵۵,۰۰۰ تومان

: محمد رحمانیان
: علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، اشکان خطیبی، هومن برق نورد، مهدی ساکی، سها سناجو، پرستو رحمانیان

: محسن شاه ابراهیمی
: تورج منصوری
: لعیا خرامان
: آسو کهزادی، سردار سرمست
: پدیده جمال ها، علیرضا فولادشکن، مهران نصیرپور
: اشکان خطیبی
: مصطفی پیرهادی
: ایلیا تهمتنی
: رضا پژوهش
: رضا مولوی
: مهتاب علیزاده
بر اساس فیلمی به همین نام ساخته مانی حقیقی

اخبار وابسته

» دست اشکان خطیبی روی صحنه «هامون بازها» شکست

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
علی: جل الخالق تو و لیلا؟!!!
مهتاب: می خواستم بدونم وقتی لیلاحاتمی برای شوهرش می رفته خواستگاری توی چه حسی بوده!!!!
علی: یه دایره دستش می گرفته می خونده هو هو دارم هو...
مهتاب: آره، ولی من شلیته گلدار ندارم. نداری توی جنسات؟... نه جنابعالی از تریومف و ویکتوریا سیکرت پایین تر نمی یای، شلیته قجری مال زنهای مطبخی... یکی مثل من!!!!
علی: توقع نداشتم یک همچین ماهی پشت ابر بمونه...
شرط می بندم 99% از تماشاچی ها مفهوم این دیالوگ ها را نفهمیده باشند.هامون بازها از سنگین ترین نمایش هایی بود که توی زندگیم دیدم.
همش این دیالوگ ها توی ذهنمه...
رومینا خلج هدایتی این را خواند
زهره طالبی و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
چرا چنین شرطی می بندید خانم سروش؟
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردان فیلم «هامون» که شامگاه گذشته (هشتم مردادماه) به همراه تعدادی دیگر از عوامل فیلم «هامون» برای تماشای نمایش «هامون‌بازها» به کارگردانی محمد رحمانیان به تالار وحدت رفته بود، درباره این اثر به خبرنگار سینمایی ایسنا گفت: واقعیت این است که این نمایش را کمی مغشوش دیدم و این کار به شکلی که «هامون» محوریت آن باشد، پدیدار نشد.

او با اشاره به اینکه خیلی مشخص نبود که نقش‌های این نمایش هامون‌باز هستند یا نیستند،‌ گفت: گاهی دیالوگی از فیلم «هامون» شنیده می‌شد و گاهی هم از فیلم‌های دیگری از تاریخ سینما استفاده می‌شد که با وجود ذوق و شوق و شور و هیجانی که در نمایش به چشم می‌خورد، به نظرم خیلی محتوای آن مشخص نبود.

مهرجویی که خود در تدارک به صحنه بردن یک نمایش در آینده‌ای نزدیک است،‌ ادامه داد: به نظر می‌رسد «هامون‌بازها» فقط برای آن عده‌ای ... دیدن ادامه » که اهل سینما هستند، «هامون» را دیده‌اند و دیالوگ‌هایش را می‌شناسند معنا پیدا می‌کند، چون در تمام طول نمایش تلاش کردم خودم را جای مردم عادی بگذارم و دیدم به جز چند دیالوگ خوب، بقیه حرف‌ها بی‌مورد و بی‌ارتباط با هم است.

وی اضافه کرد: در کنار محتوا، تعداد بازیگرها هم از جمله نکاتی بود که برایم گنگ بود و نمی‌دانستم به چه دلیلی انتخاب و این گونه اجرا شده‌اند؛ حتی با توجه به اینکه فیلم «هامون بازها»ی مانی حقیقی را دیده‌ام به نظرم رسید اشاراتی که به او می‌شود هم خیلی غیرمنصفانه و بی‌مورد است.

مهرجویی گفت: این نمایش می‌توانست تاریخی از سینما باشد یا یک داستان محوری داشته باشد که در آن صورت برای عموم مردم بیشتر معنا پیدا می‌کرد.

این کارگردان سینما همچنین ضمن ابراز گله‌مندی از اینکه «تعدادی از سازندگان فیلم «هامون» برای دیدن نمایش «هامون‌بازها» دعوت شده بودند، اما فقط نام آن‌ها در سالن ذکر شد و نیز اینکه با وجود حضور خالق فیلم «هامون» (داریوش مهرجویی) در سالن هیچنوع معرفی و دعوتی برای صحبت یا تشکر از او صورت نگرفت»، اظهار کرد: نمی‌دانم اصرار بر حضور ما در این شب خاص چه معنایی داشت، با این حال خوشحال شدم که فیلم «هامون» هنوز زنده است و گروه‌های هنری روی آن مانور می‌دهند.
موافقم کاملا. من هم گسستگی نمایش اذیتم کرد و انتظارم برآورده نشد. به نظرم ضعیف ترین کار آقای رحمانیان. این چند سال تاسف میخوردیم برای مجوز ندادن به هامون بازها. دلمون رو صابون الکی زده بودیم. حیف. یه ایده عالی پوچ از دست رفت.
۱۴ مرداد ۱۳۹۴
من اولین کار از ایشون بود که دیدم و در واقع آخرین کار!
۱۸ مرداد ۱۳۹۴
خانم بهروزیان به نظر من شما حتما باید آرش صاد را میدیدید اصلا با کارهای فعلی محمدرحمانیان قابل قیاس نیست
یک سوال اساسی چرا کارگردان ها وقتی پا به سن میگذارند دیگر کارهای زیبا نمی سازند و خاطره انگیز نمی سازند مثلاً داریوش مهرجویی هامون یا مهمان مامان ... دیدن ادامه » کجا و داریوش مهرجویی نارنجی پوش، چه خوبه برگشتی و... کجا واقعاً چرا؟
۱۹ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عمرانی : هامون مرد زذ به دریا و هیچکس به کمکش نیومد همه پیف پیف کردن و گفتن چرا باید دل به دریا بزنیم ؟ اونم بابت نجات یه کیس سایکو تیک حاد

محمدرضا نظمی این را خواند
مجتبی مهدی زاده، ف کیوان، sara niki و Elena Moghadam این را دوست دارند
من عاشششششششششششششششق این مردام یه استاد تمام عیار...
۲۳ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید





عکسی متناسب با محتوای نمایش« هامون بازها » نوشته و کار « محمد رحمانیان »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/otpr_hamoon.jpg





محمد نازنین....چطوری میشه پرواز و آموخت؟ اگه بالهامون شکسته باشن؟ اگه آسمون نباشه ؟ اگه .........
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
قربان ارادتمندم
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
بزرگوارید
ممنونم از لطف هردو دوست ارزشمندم
۰۸ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی ساکی:تو ششصد و هفتاد و سه باری که قبل از آشنائیم با هومن، هامونو دیدم، تهش این شد که همه ی دیالوگایِ فیلمو از حفظ شم، تمام نماها، تک تک حرکات سر و چشم و دست و لب و گردن برو تا پایین... اما هومن باعث شد پوست بندازم.
وقتی تعصب کور، جای تحلیل را می‌گیرد...

دلنشین بود. از اینکه لحظه‌ای آرامم نگذاشت لذت بردم. اجرا به خوبی کنترل تماشاچی را بدست گرفته بود. درست در لحظه خوشی و شادی، شاهد سقوط ناگهانی و حزن شدید می‌شدی و برعکس... از این جهت یک لحظه هم آرامم نگذاشت. به گونه‌ای ... دیدن ادامه » درگیر اجراهای هر گروه دو نفره در زیر نور موضعی می‌شدم، که فراموش می‌کردم در تاریکی کنار صحنه دو نفره چند لحظه پیش، هنوز حضور دارند. من لذت بردم... اشکال‌هایی هم بود ولی من لذت بردم....

وقتی تعصب کور جای تحلیل را می‌گیرد، هامونی و هامون بازی رنگ می‌گیرد

جای خسرو شکیبایی بسیار خالی بود....
۲۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به سر عشق چی اومد بدبخت!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد کارشناسان
امیرحسین سیادت درباره ی نمایش "هامون بازها"
«هاون‌بازها»ی محمد رحمانیان بسیار تماشایی‌ست. می‌شود آن‌ را نقطه‌ی تلاقیِ آثارِ قدیمی‌ترِ رحمانیان با تجربه‌های سال‌های اخیرِ وی (از «ترانه‌های قدیمی» به بعد) دانست. ساختارِ اپیزودیک و بخش‌بندی‌شده‌ای که هر قسمتش با یک فیلم («سوته‌دلان»، «گوزن‌ها»، «ضیافت»، «مرثیه» و ...) نشانه‌گذاری شده و نقشِ چشمگیرِ موسیقیِ زنده، آثارِ متاخّرِ او را به یاد می‌آورد امّا مضمون آشکارا «فنز» را تداعی می‌کند. کسانی که به خاطرِ وجهِ نوستالژیک نمایش‌های اخیرِ رحمانیان از او دور شده بودند می‌توانند با خیالِ راحت به تماشای «هامون‌بازها» بروند چرا که این یکی سراپا ضدّ نوستالژی‌‌ست. رحمانیان انگشت بر جنبه‌ی تخدیری و آیینیِ نهفته در عملِ «تکرار» گذاشته؛ عملی که هامون‌بازها به آن مفتخرند؛ ... دیدن ادامه » آن‌ها با هم کورسِ «هامون»بینی گذاشته‌اند. نیازمندِ آن‌اند که طی مناسکی خاص مدام دورِ هم جمع شوند و دیالوگ‌های فیلم را طوطی‌وار تکرار کنند. هامون‌بازی بدل به فرقه‌ای شده و رهروانی دارد که بی آن که بکوشند با هر بار دیدنِ فیلم مواجهه‌‌ی نقادانه‌تری با آن داشته باشند، بیشتر در آن ذوب می‌شوند و برایش یقه می‌درانند؛ درست مثلِ عشاقِ سینه‌چاکِ منچستر یونایتد در «فنز». نتیجه این که کُنش مدرن و روشنفکرانه‌ی نقد رسماً مرخص می‌شود و جای خود را به آدابِ پیشامدرنِ قبیله‌ای می‌دهد. این‌جا دیگر استادیوم عملاً تفاوتی ماهوی با سینما ندارد. آدم‌ها می‌توانند حتّی به خاطرِ «هامون» دزدی کنند و دست به اسلحه ببرند (ارتباطِ نمایش با «هفتِ» فینچر که در آغاز بر آن تأکید می‌شود از همین‌جاست، و رخدادهای جاری در هر صحنه‌ی «هامون‌بازها» چه نسبتِ مستحکم و معناداری با فیلم‌های پس‌زمینه دارند). قلمروِ اسطوره‌زی‌ها آن قدر گَل و گشاد هست که ساکنانِ رنگارنگش هر کدام به نوعی حمید هامون را آینه‌ی خود بپندارند امّا از طرفی به همان اندازه تاریک است؛ تاریک تا حدّی که کورمال رفتن‌های همان‌ ساکنین، تمایز و تفکیک را برایشان عملاً ناممکن کرده. آن‌ها با جهانِ «ضیافت» خویشاوندترند تا «هامون». «هامون‌بازها»ی رحمانیان مسأله‌ای به شدّت چالش‌بر‌انگیز را به بحث و تحلیل گذاشته. می‌شود تا مدّت‌ها درباره‌اش گفت و نوشت؛ نمایشی بازیگوش، هجوآمیز و رندانه که در کُنه عمیقاً تلخ است امّا خوب خنده می‌گیرد، حتّی از خودِ هامون‌بازها. --

همیاری عزیز تیوال متاسفانه نتونستم این نقد را در دسته بندی نقد کارشناسال قرار بدهم در قسمت انتخاب دسته نگارش، این قسمت فعال نبود.
درود بر شما
این نوشته به بخش نقد کارشناسان منتقل شد.
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
چه عالی بسیار سپاس.
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
نقد های آقای سیادت همیشه به دور از جانبداری و پخته است.که نشان از احاطه ایشان به زوایای پنهان و پیدای هنر است...ممنون
۰۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دارم فرو میرم من دیگه به هیچی اعتماد ندارم به هیچی اعتقاد ندارم دارم پرپر میرم این ینی چی ؟؟
من یه موقعی فکر میکردم یه گهی میشم اما هیچ پخی نشدم
چهل و خرده ای ازم گذشته بدتر آویزونم آویزون
چیکار کنم؟؟
ما آویخته ها به کجای این شبه تیره بیاویزیم قبای ژنده و کپک زده ی خودمون رو؟؟
درود ... هامون باز ها به گمانم ضعیف ترین اثر جناب رحمانیان است که من تاکنون دیده ام . نمایشنامه آنقدر ضعیف است که گاها شک میکنید سالن را درست آمده اید !! در اینجا از بزک موسیقی هم برای نمایشنامه خبری نیست ! نمیشود صرف دست گذاشتن روی عناوین و موضوعات خوب و استفاده از بازیگران نامی ، کار خوبی به روی صحنه برد ، نمایش های جناب رحمانیان به شدت از ناحیه نمایشنامه و انسجام روایی دچار ضعف هستند و بعضا این مساله باعث میشود اجزای دیگر ( بازیگر ، موسیقی ، دکور و ... ) هر چند قوی ظاهر شوند ولی مجموعِ کار ضعیف باقی بماند .
صرف دوره کردن دیالوگ های فیلم هامون نه یاد خسرو شکیبایی زنده شده و نه داستان پخته ای برای این نمایش رقم خورده است ، فیلم هامون ، بارها نقد شده و ابعاد مختلف آن از دیدگاه بسیاری از منتقدان بررسی شده است ، به همین خاطر من گمان میکردم عنوان "هامون ... دیدن ادامه » بازها " پتانسیل بالایی برای روایت این تاتر خواهد شد ولی متاسفانه در این نمایش کمرنگ ترین ردپا و تاثیر را از "هامون" دیدم ، عدم انسجام و ناپختگی قصه ، استفاده از ویدئو هایی که اصلا در سطح این نمایش نبودند و بعضا بخش هایی از بازی ها که کاملا تصنعی و کمدی ( در خلال یک روایت جدی ) کارگردانی شده اند ، واقعا آزاردهنده بود ( مانند صحنه خفگی هومن در وان !!!! ) ... مع الوصف من هم با نظر برخی دوستان کاملا موافقم که نمایش های جناب رحمانیان نیازمند یک گپ و گذران فاز فعلی ست ، عدم خلاقیت در کارهای اخیر جناب رحمانیان از جمله مواردی ست که باعث میشود این آثار در یک خط سیر مشخص و تکراری ، یکی پس از دیگری تولید شوند ، تماشاگر به هوای عنوان ِ نمایش پا در سالن میگذارد ولی نه نمایشنامه ، نه دکور ، نه کارگردانی و نه حتی بازیگران حرف تازه ای ندارند و شما از باب هیچ کدام از اجزا مشعوف نمیشوید ، به گمانم بعد از این چند اجرا ، دیگر هیچ سورپرایزی برای مخاطب جناب رحمانیان وجود ندارد . چه بسا از "ترانه های قدیمی " تا " هامون بازها " شاهد افت کیفی قابل ملاحظه ای در آثار ایشان هستیم و این جای تاسف دارد ... سپاس
نمایشنامه هامون بازها مال 7 سال پیش است اما تازه اجراشده است....

۳۰ تیر ۱۳۹۴
مرسی از خوش امد گویی مارال جان .
( حس خوبی ندارم ) ما با این همه قضاوت درباره دیگران در این جامعه به کجا خواهیم رفت.
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
من دوست داشتم این تاتر را مشاهده کنم اما با توضیح مارال خانم کمی مردد شدم البته مصاحبه زیبایی هم از این تاتر در روزنامه شرق شده بود که تبلیغ جالبی برای این تاتر بود
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نماش هامون بازی عالی بود. تک تک اجراها قوی و دلچسب بود. دیالوگا معرکه بود!
با اینکه نمایش ب نسبت طولانی بود ولی متن پرکشش نمایش با اون مایه طنز ظریفش تماشاچی رو تا اخر روی صندلی نگه داشت.
فیلم هامون رو سالها پیش وقتی نوجوان بودم دیدم. اون موقعه فقط ب عشق خسر شکیبایی فیلم رو دیدم. نفهمیدمش ولی لذت بردم. هیچ وقت فکر نمی کردم این فیلم تا این اندازه روی بعضیا اثر گذاشته باشه ک بعدش یکی دیگه بخواد بیاد و اثر پس لزره های اون رو به نمایش بزاره.
من هیچ وقت هامون باز نبودم ولی ادمایی رو می شناسم ک خیلی غرق ی اثر میشن و زندگیشون دستخوش اثر و خالق اثر میشه.
نمایش هامون بازی خیلی زیبا با نگاهی نیمه طنز این موضوع رو نشون داد. واقعاً جالب بود. به من انگیزه داد ی بار دیگه هامون رو ببینم و این بار شاید علاوه بر لذت فهمیدمش!
حالا نه در حد هامون بازها ولى دست کم سه بار دیدن این اثر واجب عینى هست، هر چند تا بار چهارم و پنجم هم نکات جدیى براى کشف کردن و لذت بردن وجود داره
۰۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وای "هامون "و این "هامون بازها" !!!!!

شروع لطیف و ب جا از علی عمرانی و اون آواز
(ای شاخ گـل، که در پی گلچین ‌دوانیم
این بود دست‌رنج مـن و باغـبانیم
پروردمت به نـاز که بنشینمت به پـای
آخر چرا به خـاک سـیـه می‌نشانیم؟) که با روان آدم بازی میکرد تا به انواع دیوانه بازی های شیرین که از هامون باز ها کاملا بر می آد!
روایت اپیزودیک که غالب کار های استاد رحمانیان هست؛دقیقا در مورد روایت این کار ب جا و درست بود.
نمایش فیلم برای نشون دادن گذر زمان ابزار مناسبی بود اما اگر این هم طی اپیزودنمایشی ،نمایش داده میشد ؛من بیشتر می پسندیدم.
بازی ها یِ عالی و روونی که در جهت روان هامون باز ها شنا می کرد، بی نظیر بود.
بویژه دیوانه بازی های آقای "اشکان" که در لفواه ی بازی خوب ،عجب پیچیده شده بود.
به عنوان مثال ،هامون بازیه ی اپیزودی که "اشکان "تنها در خونه به خود می پیچید و در خلصه ی هامونی رفته بود. اون جوک ،اون دیالوگ ها و ویرایشش به تناسب زندگی خود "اشکان" عالی بود. یا مست کردن "علی عمرانی" با هامون و به نقل از خودش "شبانه روزی"کردن مستی با هامون.
دیکتاتوری هامون باز ها و تعصب نسبت به هامون و در عین حال باز خورد کسایی که هامون باز اجباری بودن؛بی نظیر بود. در کنار همه ی این ها من کار رو دوست داشتم؛زیاد .اما اگر کار کمی از فضای کمدی فاصله میگرفت یا تم ابزورد به کار تزریق میشد جهت بیان طنز بیشتر ،مورد پسند من قرار میگرفت البته میدونم که ابزورد به فضای این کار ابدا ربطی نداره؛مِن باب این عرض کردم که اگر می بود ؛ برای بیان کمدی در مورد هامون و بیان متا فیزیکی که حول داستانِ این فیلم هست؛ و شاید کمک کردن به ایجاد بستری وسیع تربرای هم ذات پنداری بیشتر با فیلم"هامون" و هامون بازی هایِ کاراکتر های نمایش رو همراه می داشت.
اما طنز لطیف و خوبش و درامی که طی مکالمه های یک طرفه ی مانی حقیقی با هومن پیش می اومد یا همون جمله ی خیلی کوتاه"من گاوم دیگه..." "هومن" در خلوت خودش ،خطاب به "مانی حقیقی" جنس طنز نادری بود که من طالب تک طنازی هایی از این قبایل بودم تا به تکرر موقعیت کمدی.
گره گشایی کار و جمع شدن هامون باز های نمایش در اپیزود های آخر و گذر زمانش برام لحنی هجو گرایانه داشت و دوست می داشتم طور دیگری بیان میشد اما تصادف این جمع شدن دوباره با واقعه ی فوت"خسرو شکیبایی" رو دوست داشتم و در عینی که فکر میکردم چه طور میشود در اینجا پایانی داشت که کمدی باشد و هجو نباشد و غیر قابل پیش بینی هم باشد؛با پیغام آقای مهرجویی و واکنش هومن ؛عجیب جواب خودم رو گرفتم.
تقسیم ... دیدن ادامه » بندی دکور و عدم ارتبط قسمت های دکور رو دوست داشتم و ناهنجاریه تفکیک جفت های "هامون باز " در صحنه ی انتظار شروع شدن هامون از سینما ماورای شبکه چهار...
تغییر چهره ی زیبای خانم نصیر پور به تناسب شغلش در اپیزود های آخر دلچسب بود.گریم جناب خطیبی شایان تشکر و توجه به اجتماع "هامون باز ها" شایان تقدیر...


واقعا ممنون...

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای من یه شب خوب بود
من نه احساس کردم کسی بهم توهین کرده نه برای وقت و هزینه م حسرتی خوردم
بیایید انقد زود و سریع قضاوت نکنیم
نوستالژی بازی یا هر اسمی در قالب تئاتر سخته
بیاید این سختی رو درک کنیم و از کاری که قدردان افتخار بزرگی که خسرو شکیبایی برای کشورمون به رقم آورده لذت ببریم.عمو خسرو برای ایران هر بازیگری نبود که با مرگش برای ما تموم بشه
شکیبایی تموم شدنی نیست
و اما دیالوگ های ماندگار.....شاید بعضی از فیلم هایی که ازشون دیالوگ گرفته شده بود رو ندیده باشم یا یادم رفته باشه ولی موقعیت دیالوگ تو نمایش رو پسندیدم
من از نمایش لذت بردم ولی به همه توصیه نمیکنم
فقط باید فیلم باز و هامون باز باشی تا بفهمی و لذت ببری
شکیبایی غصب شدنی نیست...
شکیبایی کالا نیست که مورد داد و ستد قرار بگیره

پ.ن
شکیبایی هم بت نیست
از کسی بت نسازیم
۳۰ تیر ۱۳۹۴
سحر جان کاملا" باهات موافقم .
ضمن اینکه هامون بازها هم اگر نبینند ، چیزی از دست نداده اند .
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
دقیقاً بانو حدادی!
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان ۱ سوال :ایا گیشه وحدت هم امکان خرید بلیت دارد ؟
بله دارد. من خیلی کارها رو از گیشه خرید کردم. معمولا ده صبح تا قبل از اجرا فروش دارند. اما کارهای آقای رحمانیان و... رو پیشنهاد میکنم از سایت خرید کنید. چون به امید گیشه میاید و می بینید فقط بالکن سه مونده
۲۸ تیر ۱۳۹۴
علیرضا خسروی ردیف 8 صندلی 8و 9 جمعه 2 مرداد
۳۱ تیر ۱۳۹۴
بچه ها کسی نخواست بلیط با تخفیف یک عدد ردیف 8 جمعه 2 مرداد
۰۲ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت کارگردان نمایش هامون بازها در ایسنا


در سالروز جاودانگی خسرو شکیبایی ...

پرومته در بند از نگاه من، نقطه ی آغازین پرواز خسرو است... رسیدن به اوجی ناممکن که سودایِ هر بازیگری بود و هست و خواهد بود. اجرای درخشان او از پرسونای رب النوعی که آتش به آدمی هدیه داد و به پادافره این بخشش به عذابی ابدی دچار گشت، در عین داشتن سویه های کلاسیک یک تراژدی کهن، بسیار مدرن و امروزی جلوه می کرد؛ امری که خسرو شکیبایی در آن استادی بی بدیل بود... نگاه کنید به ایفای نقش سید حسن مدرس در مجموعه ی مدرس و صحنه های سخنرانی های او که باز هم یکی از نقاط اوج بازیگری او محسوب می شود. و باز هم میتوان از پرسوناژ ملکشاه سلجوقی در نمایش «الموت» مثال آورد که شخصیتی تاریخی را به نمونه ای امروزی از همه ی خودکامان تاریخ بدل کرد. در یکی از مفرح ترین اجراهایش ـ بلیت تئاتر ـ نبوغ کم ... دیدن ادامه » نظیر خود را در بداهه گویی به نمایش گذاشت و گویا فتح بابی شد برای نخستین حضورش در برابر دوربین داریوش مهرجویی... سیاهه ی اجراهای درخشان او در تئاتر بی انتها نیست، اما قال و مقال دیگری می طلبد. آنچه مسلم است، حضور او در هر نمایش به طرفه العینی بدل به بزرگترین ویژگی آن اثر می شد، خواه نمایش تخت حوضی «بیا تا گل برافشانیم» می بود و خواه نمایش نئوکلاسیک «بکت». او به بازیگری ایران آموخت چگونه می توان شمایل واحد و تحسین برانگیز خود را حفظ کرد و در عین حال، ویژگی های منحصر به فرد هر کاراکتر را با منقاش دقت و شفافیت از دل نمایشنامه بیرون کشید و با ظرافت اجرا کرد. بازیگری خودساخته که قدم به قدم پله های اوج را طی کرد و نخواست که یک شبه ره صد ساله رود. ایستاد و نگریست و شکیبایی کرد و خسروی خوبان شد. مرگش دردناک بود و ناگزیر همچون پرومته که آتش به جان ما انداخت... و همچون آرش که با جانش، مرزهای بازیگری را در این سرزمین درنوردید و در پناهِ آرامش مرگ، آسوده به خواب رفت...
چقدر بی نظیر بود.
مرسی از
اشتراکتون...
۲۹ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((معجزه باخ))
نا امید و ویران شده و خسته ،از پیچ و خم گردنه های شک و سرگردانی، در حال عبور است .. به دنبال یک معجزه است... ...یک حرکت.. یک جهش....
قطعه ی " Mass in B minor, BWV 232. I. Missa Kyrie. 01 - Kyrie eleison " ، "یوهان سباستین باخ " ، روح را از پس کوهستان برفی و یخ زده به آرامشی بهاری و سبز دعوت می کند. آواهای باخ، پناهی برای روح زخم خورده و عاصی
***
خدایا ...خدایا یک معجزه....برای منم یک معجزه بفرست..مثل ابراهیم ..شاید معجزه من یک حرکت کوچک بیشتر نباشه....یک چرخش ...یک جهش ...یا اینطرفی یا اونطرفی..
***


http://ww2.mp3juices.to/download/5041v4/74600818/102155506/19a808ec3b85/Johann%20Sebastian%20Bach%20-%20Mass%20in%20B%20minor%2C%20BWV%20232.%20I.%20Missa%20Kyrie.%2001%20-%20Kyrie%20eleison%20%28Arnold%20Schoenb
*
قطعه ردیف چهارم
https://mp3juices.is/mp3/mass-in-b-minor-johann-sebastian-bach

اردشیر عزیز این مجموعه مثل الماسی هست که نور از هر سمت به آن بتابد درخشش بی نظیری از آن دیده خواهد شد :)) .. من یک اجرا از این اثر را چند سال پیش دیدم و هنوز لذتش برایم باقی مانده و خواهد ماند .. ( در آن اجرا الک بالدوین هم حضور داشت و از شدت ارتباط پیدا کردن ... دیدن ادامه » با موسیقی به واقع گریه می کرد )
۲۴ تیر ۱۳۹۴
ابرشیر جان من لینکی که دادی رو نتونستم باز کنم.
۲۶ تیر ۱۳۹۴
ذوق زده جان والا این کار می کرد،،،،چهارمین ردیف از بالا
https://mp3juices.is/mp3/mass-in-b-minor-johann-sebastian-bach
۲۶ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی میشه امثال هامون دوباره در سینمای ما تکرار بشه؟
آقای مهرجویی!
مجتبی مهدی زاده و حسان صادقی این را خواندند
برومند و ژینا بابان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من یک هامون بازم و همه ی هامونی ها را دوست دارم...

یادداشت داریوش مهرجویی در اعتراض به ممیزی فیلم هامون در برنامه ی سینما ماورا... پاییز ۱۳۸۵ ...

داریوش مهرجویی نمایش شب گذشته فیلم "هامون" از تلویزیون را توهین به تماشاچی، عوامل و هنرمندان سازنده فیلم دانست و گفت: اینگونه که یک فیلم اساسی و جدی را تکه تکه می کنند، دستاوردی جز توهین به تماشاچی و مردم ایران نمی تواند داشته باشد.

این کارگردان سینمای ایران در ادامه تصریح کرد: فیلمی که در سینماها نشان داده شده و همه ی ملت ایران بارها و بارها آن را دیده اند، نمی دانم چرا بی خود و بی جهت صحنه هایی از آن حذف می شود! مسوولین تلویزیون باید در رابطه با این مساله یک بررسی بکنند چون این فیلم را قبلاْ هم نشان داده اند ولی اینقدر ممیزی نشده بود که شب گذشته حذف شد.

وی معتقد است: این سیستم سانسور، یک سیستم بی ... دیدن ادامه » منطق و بی دلیل است که به هیچ نظام اخلاقی نمی خورد.
از صفحه ی کارگردان نمایش
۲۰ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای خسروی خوبان نظری سوی گدا کن
رحمی به من خسته دل بی سرپا کن.......
همش از اون صبح کذایی شروع شد، تازه به خونه جدیدمون که این یارو مرتیکه عظیمی ناکس، بساز بنداز معروف بالاخره بهمون غالب کرد، اسباب کشی کرده بودیم ....
۱۸ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هامون: آقای رئیس، این خانوم ، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه... انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم ... هم خونه رو بدم ، هم مهریه رو بدم ... هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم . چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم . این زن ، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه ... من طلاق نمی دم...
چرا در برابر ابراز قدرت اینقدر ضعیفم
این ضعف من از کجا می آد
از پدرم
مادرم
وطنم
از مهشید؟.....ای مهشید.......مهشید
۱۷ تیر ۱۳۹۴
خدایا یه معجزه... برای منم یه معجزه بفرست. مث ابراهیم. شاید معجزه من یه حرکت کوچیک بیشتر نباشه. یه چرخش، یه جهش، یه اینطرفی، یه اونطرفی
۱۷ تیر ۱۳۹۴
من  از این بدبینی های سیاه هامون خسته شدم، از اینکه همه چیزو فاجعه آمیز می بینه، همه اش از دلهره ی وجودی حرف میزنه و اینکه همه چی رو به نابودی میره...
۱۸ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهشید: ما دیگه نمی تونیم باهم زندگی کنیم.ازدواجمون دیگه نمی تونه ادامه پیدا کنه.گفتنش دردناکه من به تو هیچ وقت علاقه نداشتم دیگه هم ندارم.باید قطعش کنیم.

هامون: ولی من به تو علاقه دارم.

مهشید: می دونم تو به خودتم خیلی علاقه داری

هامون: خوب این طبیعیه مثل هر کس دیگه .تو خودتو دوست نداری؟

مهشید: نه ، خود اینجوری مو دوست ندارم.با تو دارم می پوسم.

هامون: مهشید چرا پای منو وسط می کشی؟ تو داری یک بحران شدید روانی رو طی می کنی و طبیعیه که ازهر کس و هر چیزی ممکنه بدت بیاد.

مهشید: نه ، نه من دیگه این شرو ورای تو رو گوش نمی کنم..درباب وصل و یگانگی و استحاله در دیگری و با معبود یکی شدن و از این مزخرفات..تو عملا نشون می دی یک آدم دیگه ای هستی ...180درجه حرفت و عمل ات با هم فرق می کنه..
خشونت و خودخواهی هامون ..سیلی که بی دلیل به صورت مهشید نواخت .... زور گفتن و زور شنوفتن!
۱۷ تیر ۱۳۹۴
من از همه ی بچه هایی که نظر گذاشتند ممنونم گر چه صاحب و آغازگر کامنتها آقای اردشیر هست ... من الان حالم خیلی خوبه:)
۲۳ مرداد ۱۳۹۴
کاملا درسته خانم محمدى
۰۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید