تیوال فیلم هیچ کجا هیچ کس
S2 : 19:38:35
: ابراهیم شیبانی
: حسن کلامی
: رضا کیانیان، محمدرضا فروتن، مهناز افشار، صابر ابر، بهاره کیان افشار، بابک کریمی، افسانه چهره آزاد، بابک کریمی، صدف طاهریان، فرید اسکندری، مریم مقبلی، آرزو آفری، هدایت الله سجادی، محمد مهدی حسینی نیا
: احمد رفیع‌زاده
: حسین جعفریان
: محمد رضا مویینی ، میثم مویینی

: مرتضی متولی
: ساسان نخعی
: کیوان مقدم
: سعید ملکان
: علیرضا علویان برنامه‌ریز: علیرضا شمس
: علیرضا شمس
: حمید سلیمانی
: اسماعیل کلبی آبادی
: آرش خیاطان
: بهنام فروتن
: شیدا یوسفی
: پیمان شادمانفر
: ‌اکبر دهقان دیسفانی، آرش رمضانی، ادیب سبحانی، محمدرضا پازوکی و...
: بهزاد عبدی

: بهروز بادروج
: بابک زنجانی – ابراهیم شیبانی
محصول شرکت سورینت با مشارکت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران - موسسه تصویر شهر 

:    http://www.nowherenobody.com
خـلاصه داستـان: هیچ کجا هیچ کس قصه ی رابطه های دچار سوء تفاهم و به تبع آن به انزوا رسیده است. در این فیلم انسان ها تنهایی را به حضور دیگرانی گره می زنند که نه تنها التیامی بر زخم شان نیست که افزاینده ی رنج ناشی از رها شدگی ست .

فیلم هیچ کجا هیچ کس روایتی خطی و ساده ندارد چرا که شخصیت های فیلم نیز قرار نیست با هم رو راست باشند این فیلم پاره پاره مخاطبش را به عمق اتفاق ها می کشد و مدام به بیننده اش متذکر می شود که هرکدام از این کاراکترها می توانی تو باشی و یا همین الان هستی پس درست تصمیم بگیر.

هیچ کجا هیچ کس همه جا برای همه کس ممکن است اتفاق بیفتد . 






«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
alaraghm pichide budanesh doostesh dashtaam moosighi film ham fogholade bud
کیمیا توکل نیا این را خواند
محمد و راضیه عبدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جزو معدود فیلمهایی که سوژه تکراری رو بسیار جذاب روایت کرده بود
سکانس های کاملا در هم ریخته که مثل پازل باید توی ذهن مرتب می کردیم و داستان رو برای خودمون دوباره روایت می کردیم
..
فقط حیف از بعضی بازیهایی یکنواخت و تکراری
صابر ابر کاملا تکراری .. مهناز افشار که هنوزم مفهوم حس در بازیگری رو متوجه نشده ..
baharinbahar، manimoon، یاسمن و شیوا اکبری این را خواندند
وحید سکوت و الهه این را دوست دارند
مهناز افشار که هنوزم مفهوم حس در بازیگری رو متوجه نشده ..
و هیچوقت هم نخواهد شد!
۱۰ آبان ۱۳۹۲
CD این فیلم رو خریدم و از دیدنش لذت بردم.از نظر من فیلم جالب و جدیدی بود فیلمی که گره های زیادی داشت و با فلش بک های زیاد تماشاگر رو با خودش همراه می کرد.به تعبیر خانم آیدا مثل پازل بود و من این رو دوست داشتم.تدوین قوی این فیلم یکی از نقاط مثبتش به حساب میاد.در ... دیدن ادامه » کل از دیدنش راضی بودم و بابت خرید CD پشیمون نیستم.
۱۱ آذر ۱۳۹۲
خانم شیوا مزاحت به حقیقت خیلی نزدیک بود باهات موافقم
آقای وحید با شما موافقم این فیلم تدوین بسیار خوبی داشت.. بله منم علاوه بر سینما فیلم رو خریدم و دوباره دیدم و باز هم از شیوه ی روایت لذت بردم
۱۲ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم به نظرم فقط دو نکته ی قابل توجه داشت ...
1- بازی های خوبه بازیگران که خب انتظاری جز این هم نمیرفت ، از بازیگرانی چون رضا کیانیان و صابر ابر که همیشه بازهاشون به دل میشینه و مهناز افشار و محمدرضا فروتن که خب بازیگران قدیمی هستن انتظار بازیهای خوب و قوی میره ... بازی ها خوب بود.
2- نوع کارگردانی که سعی کرده بود با فلش بک های متعدد مضوعاتی رو که در زمانهای مختلف پیش اومده بود به صورت موازی پیش ببره. که البته به نظر من در بعضی قسمتها باعث گیج شدن بعضی تماشاگران میشد.
در نهایت میشه گفت یک فیلم معمولی با داستانی تکراری بود برای من .
با دو نکته ی اول کاملا" موافقم . ولی در مورد اینکه یک فیلم معمولی با داستانی تکراری ، نه.
چرا که فکر می کنم داستان اغلب فیلم ها تکراری ست ولی اینکه چطور ساخته شوند تا این سوژه تکراری جذاب شود و پیام خود را به مخاطب برساندو تاثیرگگذار شود و ته ذهن تماشاگرش ... دیدن ادامه » بنشیند ،همان خلاقیتی ست که در پرداختش بکار می رود و از سایر فیلمهایی که همان پیام را دارند متمایزش می کند.
۲۱ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دونم این معضل انتخاب بازیگر چیه که دست از سره سینمای ما برنمیداره ؟
همه ی بازیگرا حداقل هفت - هشت سالی از نقششون بزرگتر بودن . اون سکانسی که بابای محمدرضا فروتن از پشت در بهش می گفت بابایی ... یعنی جدا شکه شدم . کارگردان واقعا فکر می کنه فروتن 15 سالشه ؟؟؟؟؟؟؟
جدای از اینا ، اونقدرهام فیلم بدی نبود بابا . دیگه ارزش یکبار دیدن رو که داشت .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من که دیروز جهت فرار از شلوغی خیابان و گرما و همین طور دیگه جایی نبودن برای رفتن، رفتم و این فیلم افتضاح رو دیدم...
فیلمی بود که آدم رو به فکر فرو می برد...البته فقط به این فکر که مگه میشه یه فیلم اینقدر بد باشه...
به نظر من زیادی غیرخطی بود...مفهوم غیرخطی ،بی مفهوم شده بود...
معلوم نبود که پدر یلدا چه شغلی داره...اونی که در محل کارش دیدیم یه کارگر ساده بود که با ماشین اصلاً سنخیت نداشت ( به قول آقای ایمانی )
روابط اصلاً تعریف نشده بود... یعنی هیچ کس با ارتباطی که با بقیه داره توی نقشش جا نیفتاده بود...اصلاً نمی شد باور کنی که یلدا دختر اون مادره...
کاش یه کم در انتخاب بازیگران دقت می شد...
پایان فیلم که افتضاح بود...از یه جنبه شبیه فیلم های هیولایی هالیوودی بود که آخرش بعد از کشتن هیولا یه دفعه می بینیم یه نوزاد هیولای دیگه داره نفس می کشه.. :)))
از جنبه ی دیگه ... دیدن ادامه » می خواد بگه تماشاچیان گرامی نگران نباشید ...یلدا تنها نمی مونه... داود می ره پیشش...کاش واقعاً اون جنازه داود بود...
پلیس هم که بی خیال شده بود که صاحب کارخونه و صرافی خودشون مشکلشون رو با هم حل کنن...برای دوری از کلشه ی دستگیری دزدها توسط پلیس جدیداً مد شده که آدم بدها خودشون از هم انتقام میگیرین و تقاص کارهاشونو بوسیله ی خودشون می دن...
کاش گرما و شلوغی و ترافیک رو تحمل می کردم ...
موافقم که فیلم زیاده از حد درگیر بازی با زمان شده بود...
۲۷ شهریور ۱۳۹۲
دقیقاً. کاملاً موافقم. وقت منم تلف شد.
۰۵ مهر ۱۳۹۲
لطفا اگر کسی تا الان متوجه رابطه شغل پدر یلدا با ماشینش شده من رو هم در جریان بگذاره. با تشکر :)
۱۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم هیچ کجا هیچ کس برای تعریف قصه اش راه طولانی تر را بر می گزیند. روایت تو در تو و غیر خطی داستان در دهه اخیر در سینمای دنیا باب شده و در چند فیلم مثل پالپ فیکشن و 21 گرم در جهت تعابیر و مقاصد مورد نظر کارگردان حرکت می کند، در سینمای ایران هم در آثاری مانند تقاطع خوب جواب داده است. اما اگر روایت موازی و بهم ریختن ترتیب صحنه ها را از این فیلم بگیریم چه چیز باقی می ماند؟ داستان بارها تکرار شده به منزل نرسیدن بار کج، در قالب یک دزدی برنامه ریزی شده چند نفره که با با خیانت دزدان به هم و کشته شدن بعضی به پایان می رسد. با اینکه فیلم سعی کرده سئوالی را بی پاسخ نگذارد، باز هم تکلیف چند موضوع روشن نمی شود، مانند ماشین پدر یلدا(رضا کیانیان) که هیچ سنخیتی با شغل و پایگاه اجتماعی و خانه اش ندارد یا نسبت دختر پولداری که ربوده می شود با دزدها. نکته مثبت فیلم بازی قابل ... دیدن ادامه » قبول بیشتر بازیگران، لذت دیدن چهره بابک کریمی که خاطره پدرش را بر پرده تصویر می کند و پایانی است که برخلاف کلیشه ها گناهکاران را کت بسته تحویل قانون نمی دهد.
مازیار مجد، Fahimeh Moussavi، غزاله کهن دل و الهام این را خواندند
گلناز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگه هم اش مهناز افشااااار...هرفیلمی میاد مهناز افشار...بابا بازیگران عزیز و محترم تروبه خدا انتخاب کنید ...به خودتون فرصت دیده شدن بدید... آخه هر فیلمی میاد مهناز افشار...ای بابا...سعادت آباد رو بازی می کنن بعد یه عاشقانه ی ساده رو بازی می کنن بعد مثلاً برف رو کاج ها رو بازی می کنن،بعد دوباره چه خوبه که برگشتی...بعد دوباره توی فیلم جدید آقای کیمیایی که الان اسمش رو یادم نیست قراره بازی کنن...
مهناز افشار عزیز اونقدر دیده شده و استااااااار هستی که بتونی فیلم هاتو انتخاب کنی و مجبور نیستی گیشه ای باشی...
از این نمودار سینوسی که البته مینیمم نسبیش خیلی بیشتر از ماکسیمم مطلقه دست بردارید لطفاً...لطفاً...لطفاً...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بچه ها این اولین نظر من در مورد فیلمی هست که می بینم .فیلم هیچ کجا هیچ کس ...
این فیلم واقعا بد بود چرا چون آخرش واقعا بد تموم شد اوج داستان که اواسط فیلم بود واقعا عالی بود ولی آخر هیچ چیزی از داستان نمی فهمید
شما اگر دقت داشته باشید خیلی از صحنه های فیلم الکی و بی مقدمه اتفاق می افتد و می شود گفت به شدت پرتی در فیلم وجود دارد
من به شما توصیه نمی کنم این فیلم را ببینید و وقتتان بیشتر از این ها ارزش دارد
همانطور که از اسم فیلم پیداست فیلم هیچ اس و بس ...
یاسمن، ترانه و امید رستگار این را خواندند
حامد حسینیان برزی، گلناز و عاطفه ایرانمنش این را دوست دارند
مگه اوج هم داشت؟ :))
۲۴ شهریور ۱۳۹۲
حالا بالاخره یکم اوج رو داشت .یه کوچولو
۲۶ شهریور ۱۳۹۲
ایضا لایک آقای رستگار
۱۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلا فیلم‌هایی که روایت غیرخطی دارن رو دوست دارم. ضمن اینکه تدوین خوب این فیلم هم عامل مضاعفی بود برای دوست داشتن این فیلم. به اندازه‌ی کافی در داستان فیلم "گره" هم ایجاد شد. کلا به‌نظرم فیلم‌نامه‌ی خوب، نسبتا دقیق و "مهندسی"شده‌ای داشت؛ از این جهت می‌گم مهندسی‌شده که گره‌هایی در داستان ایجاد می‌شد و به‌شکل منظمی بازشدن گره داستان رو می‌دیدیم.
البته نقاط ضعف کمی هم نداشت فیلم، مثلا خیلی از شخصیت‌ها و ارتباط‌ها که خوب پرداخته‌نشده بودند مثل دختر گروگان‌گرفته‌شده و ارتباطش با مهناز افشار. یا شوهر مادر فروتن و ...
نگاه کلی که به فیلم می‌کنیم می‌بینیم تقریبا بین هیچکدوم از آدما ارتباط خوبی برقرار نیست و در واقع "حال هیچکس خوب نیست"؛ بنابراین شاید غیرخطی بودن و التهاب و نوعی لجام‌گسیختگی که در فیلم می‌بینیم به‌همین‌دلیل باشه!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوووووب بووووود... فقط میشد کمی کسل کننده نباشه...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من با اینکه این فیلم افتضاح بود مخالفم. اما نمی تونم بگم فیلم خوبی هم بود... لحظات خوبی هم داشت. من فیلم هایی که روایت غیر خطی دارند رو دوست دارم اما این فیلم یه جاهایی زیاده روی کرده بود. بازی ها عادی بود. حتی صابر ابر عزیز هم یک نقش تکراری رو بازی کرد. مهناز افشار هم که با انتخاب های اخیرش نشون داده که بازیگر خوبیه. یک بازی معمولی رو نشون داد. از رضا کیانیان هم خیلی وقته بازی عالی ندیدم. محمد رضا فروتن هم یک جورایی شخصیت فیلم قرمز و دوزن رو باز اجرا کرد...
من داستان رو به صورت کلی دوست داشتم و فیلمی بود که ارزش یک بار دیدن رو داشت...

مارال عظیمی، Fahimeh Moussavi، غزاله کهن دل و شیوا اکبری این را خواندند
Laleh و ماندانا حیدری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من خوب نبود
نه آغاز خوبی نه پایان خوبی، یه داستان غیرخطی که خوب پرداخته نشده بود. به نظرم اصلا ارزش وقت گذاشتن نداشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و اما دلایلم برای اینکه به راحتی میتوانم بگویم " دوست داشتم " برای این کار
به طور حتم هر کاری که ساخته میشه دارای عنصر های گوناگونی هستش مثل موسیقی ، نور ، صدا ، تصویر ، بازی ، ...
برای اینکه بشود یک اثر را دوست داشت هر کسی یک بیشینه و کمینه ای برای این عنصر ها برای خودش داره
از نظر من اثری که بیش از 5 فاکتور دوست داشتنی داشته باشه رو میشه " دوست داشت " چون این نشون میده که این اثریست که روش کار شده ، فکر شده ...
در مورد این کار به خصوص ساختن فیلمی متفاوت به این شکل ویژه در سینمای ایران جسارت ویژه ای می طلبد که این خود یکی از دلایلی است که من " دوست دارم "
با بررسی تک به تک اجزای فیلم میتوانم به صحنه سازی و پردازی به جا و مناسب ، فیلم برداری خوب با زاویه های مناسب طوری که به انتقال مفاهیم به خوبی کمک میکرد ، صدا گذاری خوب و البته تدوین خوب که نقش موثر و ... دیدن ادامه » خاصی در این کار داشت و البته بازی ها که خیلی خوب بود .
این دلایلی است که بر خلاف کاستی های موجود در فیلم که به نظرم ناشی از ضعف داستان پردازی و کارگردانی میشد مرا وامیدارد که به راحتی بگویم من این کار را دوست دارم .
امیدوارم در آینده کارهای قویتری از آقای شیبانی ارجمند ببینم .
فائزه عزیز اول باید از نقد خوبت تشکر کنم:))
به نظر من هیچ کجا هیچ کس یه نکته مثبت داشت و اون هم تفاوت در روایت بود ، به نظرم آقای شیبانی سعی کرده بود روایت خطی که تماشاچیان ایرانی بهش عادت کردنو بهم بریزه هرچند این خود نوآوری است و موجب حتی از دست دادن تماشاچیای ... دیدن ادامه » زیادی شده بود اما قابل تحسین بود.
۱۲ شهریور ۱۳۹۲
فائزه مرسی از نقدت
۱۵ شهریور ۱۳۹۲
مازیار عزیز خواهش :)
۱۶ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متوسط بود.میشه گفت اگر داستان خطی رو پیچیده تر میکرد یا گره دار مینوشت خیلی بهتر میشد،چون تدوین وظیفه خودشو بخوبی انجام داد.از فیلمبرداری خوب جعفریان و کادرهای زیبا چشم پوشی نکنیم دوستان...
الهام حصاری، شکوه حدادی، ترانه و پریناز زینل این را خواندند
Laleh این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهد فیلمی هستیم که نه آغازی دارد، نه بدنه و نه پایانی. فیلمی با یک روایت غیر خطی که گویا معمایی پیچیده است که تماشاگر محکوم به حل کردن آن است. فلش بک ها و جامپ کات ها به حدی است که در تمام طول فیلم تماشاگر مشغول فکر کردن و جفت و جور کردن زمانها و ماجراها و چیدن آنها کنار یکدیگر است. گویی نویسنده و کارگردان پازلی آشفته را روبروی مخاطب قرار داده اند و تماشاگر ملزم است تا پایان زمان فیلم این پازل پیچیده را مرتب و منظم سازد بلکه بتواند آن را یک جا و کلی ببیند و دست کم متوجه داستان ماجرا شود. مخاطب بسیار دیر با حوادث فیلم درگیر می شود، جای گره افکنی نه به درستی واضح است و نه به موقع و پیش از سر رفتن حوصلۀ مخاطب ارائه می شود. فیلم «هیچ کجا، هیچ کس» فیلم موفقی نیست. ملغمه ایست در هم و بر هم که بیشتر حاصل کار تدوینگر است تا فردی دیگر. قادر به برقرار کردن ارتباط ... دیدن ادامه » لازم با مخاطب نیست و هیچ یک از شخصیت ها قابلیت و پتانسیل همذات پنداری و یا همراه کردن تماشاگر را با خود ندارد. حتی با این همه سکانس ها و پلان هایی که با تفاوت های زمانی نا مرتب و مغشوش گرفته می شود، شاهد یک پایان قطعی هم نیستیم و بدتر از آن با یک پایان باز نیز طرف هستیم. اتفاقی که این فیلم را از «هیچ کجا ، هیچ کس» با حذف کلمۀ (کجا)، (کس) و یکی از (هیچ) ها فقط و فقط تبدیل می کند به: یک (هیچ). هیچ چیزی در پایان عاید تماشاگر نمی شود، حتی یک بازی قابل توجه که دیدنی باشد و بعد از پایان فیلم تا مدتی بتواند در اذهان دوام بیاورد.
Laleh، نیوشا سرابی و مهشید صدفی این را خواندند
کیارش، زینت ارسطو، Fahimeh Moussavi و مونا طاهری این را دوست دارند
من نمیگم فیلم خیلی خوبی بود،ولی من از پیجیدگیهاش و اینکه یک روایت غیر خطی بود که گویا معمایی پیچیده است که من میتونستم حلش کنم خیلی خوشم اومد فلش بک ها و جامپ کات ها به حدی است که به من فرصت میداد خودم ماجرا رو تحلیل کنم؛پایان باز هم که کاملا" بسته به سلیقه ... دیدن ادامه » فیلمی افراد داره.
۱۰ شهریور ۱۳۹۲
من هم با شما موافقم آقای عمرانی ... و البته سوالی هم دارم از دوستانی که این فیلم رو تحسین میکنند یا خیلی تعریف و تمجید میکنند.هر چند که سلیقه فیلم دیدن در افراد متفاوته اما آیا یک فیلم خوب فاکتورهای تقریبا مشخصی نباید داشته باشه؟ اینکه صرفا هنر تدوین رو ... دیدن ادامه » به نمایش بگذاریم و در انتها تماشاگر با یک سری سوال بی جواب ( که به نظرم از ضعف فیلم نامه ست) سالن رو ترک کنه به عقیده ی من نمیتونه از فاکتورهای یه فیلم خوب باشه... - اولین فیلمی بود که در جشنواره92 دیدم، اما به شدت ناامیدم کرد- ممنون از نقد خوب
۱۷ شهریور ۱۳۹۲
مهشید صدفی: ممنون از شما به خاطر نظر و لطفی که داشتید. درود.
۱۷ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنونس فیلم اینگونه آغاز میشود :

مهناز افشار : این یک آگهی تبلیغاتی نیست !
بهاره کیان افشار ( مکث ) : دروغ میگه !


نمیدانم چرا به طور اتفاقی و کاملا تصادفی، در آخر فیلم یاد تیم فوتبال راه آهن سورینت افتادم .
تیم فوتبال راه آهن سورینت! :))) اینو خوب اومدی.

من که بشخصه هیچی توضیحی ندارم در مورد فیلم بدم یا بگم.. :|
شاید بشه گفت یه جورایی متامرفسیس شدم شاید :| :))
ذهنم درگیر چیدمان پازل پلانبندیاشه..
ولی الان که دارم فکر میکنم احساس میکنم این فیلم با این سبکی که شاید ... دیدن ادامه » بشه گفت تازه انگار بوجود اومده یا داره میاد تو سینمای ما.. ازین لحاظ خب خوبه.. ولی ناموفق عمل کرده.. شاید بهتر میبود مثلا مثل فیلم بیتفلِ جنابِ استاد آلخادرو ایناریتو آخرین سکانس رو ربطش میدادن به اولین سکانس.. اینطوری راحت تر میشد سرو ته فیلم رو درآورد اقلن.:|
کاماکان در ذهندرگیری بسر میبرم..
۰۶ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ کجا هیچ کس

من این فیلم رو دوست نداشتم و هیچ‌وقت هم دوست نخواهم داشت.
من امشب این فیلم رو دیدم. این فیلم اصلا برای من جذاب نبود. اگه بخوام راستش رو بگم نمی‌دونم میشه اسمشو فیلم گذاشت یا نه. چون از نظر من خیلی پایین‌تر از چیزی بود که بتونیم اسمش رو فیلم بذاریم.

فیلمی با موضوعی ساده و بدون کوچیکترین جذابیتی بود... اینکه نحوه‌ی روایت داستانِ یک فیلم غیرخطی باشه، به خودیِ خود ارزشی به حساب نمیاد... اینکه ما بیاییم به تقلید از فیلم‌های آمریکایی دست به چنین کاری بزنیم، بدونِ تفکر نتیجه‌ش بهتر از این نمیشه! طبیعتا ما فیلم‌های خیلی خوبی داریم که روایت غیرخطی دارن ولی کاملا جذاب و دوست‌داشتنی هم هستن. ولی این فیلم اصلا چنین نبود.

توی این فیلم هیچ شخصیت‌پردازی صورت نگرفته. یعنی اصلا معلوم نیست که این آدم‌ها چه کسانی هستن، برای چی این کارها رو می‌کنن، و غیره. یه سری آدم هستن و یه سری کارها رو انجام میدن و حالا یا خوبه یا بده... خب که چی؟ ... این فیلم نمی‌تونست هیچ حرفی بزنه. چون توان این کار رو نداشت!

چیزی که به عنوانِ "خلاصه‌ی داستان" گفته شده، اصلا در مورد این فیلم صدق نمی‌کنه... فقط شاید بشه فرض کرد که رویای این فیلم، این بوده!

زمانی که من داشتم این فیلم رو می‌دیدم احساس می‌کردم که این فیلم داره به شعور من توهین می‌کنه...
اینکه ما بیاییم یه سری سکانس و پلان‌ها‌ی معمولی فیلم‌برداری کنیم و در زمان تدوین این‌ها رو جابجا کنیم و خیلی هم خوشحال باشیم که وای ما چقدر مُدِرن هستیم و... و آخرش این ادعا رو داشته باشیم که این سینمای‌ مدرن هست و روایت‌ غیرخطی و روشنفکری و غیره... هیچ چیزی به ما اضافه نمی‌کنه!

حرف آخر؛
متاسفانه ... دیدن ادامه » از این فیلم بوی تقلید، نادانستگی، بی‌تجربگی و ... استشمام می‌شد. به همین دلیل من از این فیلم بدم اومد!
بله! خودش است! زدید به خال!
توجیه این نوع تدوین چه بود؟!
و اگر این را از فیلم بگیریم چه بر سر اثر می‌آید؟!
هیچ!
و احتمالاً به فیلم کمترغیرقابل‌تحمّلی بدل می‌شد!
۰۶ شهریور ۱۳۹۲
الف. و بهرنگ؛
ممنون که نظرمو خوندین و نظر دادین! :)

فرزانه؛
محمدی جان آخه شما خیلی شلوغ میکردین و من نمیتونستم شلوغ کنم، کناریهای من آدمهای آرومی بودن. این مواقع یه چیزی تو آدم فعال میشه به نام حسادت... ;)
۰۶ شهریور ۱۳۹۲
منم نمیخواستم چیزی بنویسم...
ولی وقتی دیشب یکی از مصاحبه‌های کارگردان رو خوندم، بر خود واجب دیدم که چیزی بنویسم.
وقتی آقای کارگردان ادعای ساختارشکنی در سینمای ایران رو داره، وقتی ایشون فرمودن که بعضی‌ها چون به روایت خطی داستان‌ها عادت کردن نمی‌تونن ... دیدن ادامه » از این فیلم خوششون بیاد و غیره.

ما فیلم‌هایی مثل «پالپ فیکش» و «مِمِنتو» رو دیدیم و به شدت لذت بردیم، پس مشکل از ما نیست...

...
۰۶ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین الان فقط میتونم بگم خلاف کاستی هایی که وجود داشت به راحتی میتوانم روی " دوست داشتم " کلیک کنم .

دلایلم رو بعد تر خواهم گفت .
نقد
۰۶ شهریور ۱۳۹۲
:)
۱۱ شهریور ۱۳۹۲
:)
۱۱ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در تمام مدت تماشا یاد فیلم عشق سگی بودم..من این فیلم رو دوست داشتم.
هرچند که اشکالات زیادی داشت!
یک فیلم درام که می توانست ذهن تماشاگر را بیشتر و خلاقانه تر درگیر کنه، و صرفا روایت خطی ساده ای نداشته باشه.

به نظر من کارکترها به قدر کفایت پردازش نشده بودند و بهترین تیپ شخصیت معرفی شده به تماشاگر مهران ( محمد رضا فروتن ) بود.

الگو برداری خفیفی داشته از نسخه های برتر فیلم های جاده ای که زیاد هم موفق عمل نکرده.



" چقدر خوبه که زندگی آدم در پنج شش جمله خلاصه میشه ... "

... دیدن ادامه » در سایت cinemaema.com رای خوبی گرفته :



(امتیاز 83,8/100 - )
۰۵ شهریور ۱۳۹۲
عشق سگی
۰۶ شهریور ۱۳۹۲
:) تریبون رو خوب اومدی آریو..افتخار دادین به تریبون ما.

آقای ضیایی منم فکر کنم آینده خوبی داره..چون اهالی سینمااین فیلم رو یک قدم بلند نسبت به تجربه های گذشته میدونند.
۰۶ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سئوال اصلی و مهمّی که باید در باره‌ی هیچ کجا هیچ کس طرح کرد این است: چه الزامی برای غیرخطّی روایت کردن داستانی وجود دارد که می‌شد آن را خطّی روایت کرد؟! نمونه‌های روایت غیرخطّی در سینمای جهان و ایران کم نیست. «21 گرم» («آله‌خاندرو گونثالث اینیاریتو» – 2003)، «عشق سگی» (آله‌خاندرو گونثالث اینیاریتو – 2000)، «داستان‌های عامّه‌پسند» («کوئنتین تارانتینو» – 1994)، «چه کسی امیر را کشت؟» («مهدی کرم‌پور» - 2005)، «پلّه‌ی آخر» («علی مصفّا» - 2011) و «در شهر خبری نیست! هست؟!» («سیّدرضا خطیبی» - 2006) همگی فیلم‌هایی هستند در گونه‌های مختلف سینمایی، از جنایی و درام گرفته تا کمدی، که از نحوه‌ی روایت غیرخطّی بهره برده‌اند. این‌ها فقط مشت نمونه‌ی خروار هستند و فیلم‌های فراوان دیگری هم از این روش برای روایت داستان‌شان استفاده کرده‌اند. امّا اگر همه‌ی این فیلم‌ها ... دیدن ادامه » را دوباره تدوین کنیم و نحوه‌ی روایت آن‌ها را به صورت خطّی در آوریم، همگی زمین می‌خورند. یا ضربه‌ی پایانی آن‌ها اثرگزاری‌اش را از دست می‌دهد، یا اگر کمدی هستند دیگر نمی‌خندانند یا کمتر مخاطب را به خنده می‌اندازند. گره‌افکنی‌ها مخاطب را به هیجان نمی‌آورد و گره‌گشایی‌ها بیننده را متحیّر نمی‌کند. همه‌ی این‌ها بلایایی است که می‌توان با تدوین خطّی بر سر فیلم‌های فوق و نظایر آن‌ها آورد، و عمق فاجعه آن‌جاست که این مصیبت‌ها با تدوین غیرخطّی بر هیچ کجا هیچ کس نازل شده‌ است. فیلم، می‌توانست با یک تدوین خطّی ساده تبدیل به اثر جنایی آبرومندی شود که می‌شد آن را دید و تحمّل کرد یا شاید از آن لذّت برد! امّا حالا به پازلی هزار قطعه با قطعات ریز بدل شده که به جای لذّت‌بخشی به مخاطب یا آموختن به او، از او انرژی می‌گیرد و توان او را در جفت‌وجور کردن قطعاتِ بعضاً نامتناسب تحلیل می‌برد و نهایتاً او را بدون نتیجه، خسته می‌کند.

بخشی از یادداشتم راجع به «هیچ کجا هیچ کس»:
http://cinephilic.blogfa.com/post/34