کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش جاده طولانی مارپیچ
S3 : 04:15:40 | com/org
۲۵ آبان تا ۲۹ آذر ۱۳۹۱
۱۸:۳۰ و ۲۰:۰۰
۵۵ دقیقه
بها: ۱۰,۰۰۰ تومان

آیا تابلو همیشه تابلویی دیداری است؟ تابلو می‌تواند شنیداری باشد... قابی زبانی داشته باشد... من می‌توانم عاشق جمله ای شوم که به من گفته می‌شود نه تنها به این خاطر که آن جمله گویای آن چیزی است که می‌خواهد میل مرا بر انگیزد برای آنکه همچون خاطره ای در من خانه می‌کند.

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
کنجکاوم این تابلو رو بو کنم:دی ولی از راه دور؟! حتا نمیشه دیدش؛ یاری کنید... تمدید کنید... تا بعد از امتحانام برای چند روز بیام و ببینمش؛ چرا همه کارها یک ماهه شدن؟ چرا؟
الهام حصاری، رعنا جمالی و نیما نیک این را خواندند
افق این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یه بار یکی بهم گفت: «روشنفکر جدا اُفتاده». همه ش خیال می کنم واقعاً همین طوری ام.
من درباره ی همه چی نظر می دم، اما به چیزی نزدیک نمی شم.
می ترسم به آدمی تبدیل بشم که نگاه جدا و دوری به همه چی داره، یه نگاهی که ربطی به هیچ چی زندگی واقعی نداره.
نه، من نمی تونم بگم با خودم کنار اومدم چون این جوری نمی تونم با خودم کنار بیآم.
((جاده طولانی مارپیچ))

برای ارتباط بهتر با این کار باید جنس نوشتن آقای چرمشیر رو دوست داشته باشی.
میشه گفت توی این نمایش کار زیادی از دست آقای گوران برنمیاد.
قدرت بیشتر نمایش به دیالوگ ها و قدرت قلم آقای چرمشیر میچرخه.
الهام حصاری، علی اژدری، نیلوفر ثانی، رعنا جمالی و yasmin این را خواندند
Behgol Behnejad و zina این را دوست دارند
در مورد این جمله موافقم که "توی این نمایش کار زیادی از دست آقای گوران برنمیاد" اما نه بخاطر قدرت قلم آقای چرمشیر. بلکه بخاطر درهم ریختگی و ناقص و ضعیف نوشتن نمایشنامه ی کپی شده. چون اساساً هیچ دیالوگی ازین نمایش از آقای چرمشیر نیست. (شاید معدود جملاتی باشه. )
این نمایش نامه کپی برداری نصفه و ناکاملی از تمام دیالوگ های بسیار عالی دو فیلم before sunrise و before sunset هست. یعنی تمام جملات و حرفای بین دو شخصیت نمایش را قطعاً توی اون فیلم می تونید ببینید منتاها به شکل کامل تر و پخته تر. اینجا ترتیب و جای جملات عوض شده بعضی رو زن میگه که تو اون فیلم مرد میگه و برعکس. از نظر زمانی هم پس و پیش شده. تمام بحثای کامل و جملات خوب اون دو فیلم در این نمایش نصفه و نیمه بازخوانی میشه و هیچ قصه ای رو دنبال نمی کنه متاسفانه بر عکس اون دو فیلم خوب.
فکر نمی کنم ایده خیلی قشنگ و خلاقانه ای باشه که تمام حرفای بین دو نفر را پس و پیش کنیم و قاطی پاتی کنیم و این بشه یه نمایش نامهکه "نویسنده ی خلاق" آن را نوشته!
۲۵ آذر ۱۳۹۱
بسیار با جناب masood موافقم. من بدون اینکه دو فیلمی که نمایشنامه با بازخوانی از آنها نوشته شده رو دیده باشم، متوجه درهم ریختگی و ناقص و ضعیف نوشتن نمایشنامه شدم و شما جناب آقای جهان گیر میشه بگبن قدرت نمایشنامه به چیشه دقیقن؟!!!!!!
من و دوستم در تمام مسیر برگشت از هم می پرسیدیم که چرا هر موضوعی که در نمایش بیان می شد بدون پاسخ رها می شد...و ناقص می موند.
بسیار خوشحالم که اومدم اینجا و نظر یکیو که اطلاعات دقیقی از دو فیلم مورد بازخوانی قرار گرفته داره رو خواندم.
۲۵ آذر ۱۳۹۱
با masood موافقم گفتمانها خیلی در هم ریخته بود بازی که اصلا نداشت و اقتباس که نه کپی خیلی آماتوری از دیالوگ های زیبای فیلمهای before sunrise و before sunset منم دقیقا متوجه دیالوگهایی که به آقای چرمشیر منسوب باشه نشدم
۰۲ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک بازخوانی ار دو فیلمنامه‌ی پیش از طلوع و پیش از غروب که ترتیب زمانیش به هم ریخته
کاش یکی اینو قبلن گفته بود
با درود اگر ممکنه نظرتونو درباره این تئاتر بدونم ..ممنون میشم
۱۴ آذر ۱۳۹۱
با درود بیشتر :)
هر دو فیلم پیش از طلوع و پیش از غروب از محبوب‌‌ترین فیلم‌های من هستند
این تئاتر در واقع مجموعه‌ای از دیالوگ‌های این دو فیلمه بدون رعایت کردن ترتیب زمانی
اگر که قبلن میگفتن که این اثر در واقع بازنویسی این دو فیلم هست شاید من با دید دیگه‌ای نگاه میکردم ولی راستش اون لحظه‌ای که فهمیدم اصلن حس ... دیدن ادامه ›› خوبی نبود
در بروشور کار که درست قبل از اینکه وارد سالن بشین بهتون میدن نوشته شده ولی خوب ادم دیر میفهمه
و احتمال زیاد نظر کسانی که این فیلمارو ندیدن میتونه متفاوت باشه
۱۴ آذر ۱۳۹۱
من هر دو فیلم before sunrise و before sunset رو دیدم. بهتره اول یه نقدی از این دو فیلم آورده بشه و بعد بازخوانی ضعیف این دو فیلم به شکل یک نمایش مورد تحلیل قرار بگیره.
تمام دیالوگای نمایش از جملاتی بود که دختر و پسر در اون فیلم به هم می گفتن منتاها خیلی اونجا(تو اون فیلما) جملات کامله و بحثاشون جامع تر و جاافتاده تر. به نظرم اشکال اصلی کار نویسندگیشه.
در این نمایش انگار فقط نمایش نامه خوانی می کنن سرد و بی روح. جملات نصفه کپی شده نا مفهوم. هر کی این نمایشو دیده اون دوتا فیلمو ببینه حداقل یه چیزی گیرش بیاد. مرسی
۲۳ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با درود
من می خوام اجرارو ببینم (به خاطر آقای گوران)
اگه ممکنه کسانی که اجرارو دیدن ی نقد منصفانه و کامل تر بنویسن
با سپاس
الهام حصاری، رعنا جمالی و محمّـدمهـدی ندّاف این را خواندند
ندا برخورداری و پریسا این را دوست دارند
دوست عزیز بنظر من نبینید بهتره این نمایش اصلا داستان نداره ویه سری دیالوگهای تقریبا بی سروته بین دوتا بازیگر ردو بدل میشه درکل هیچ موضوع ومفهوم خاصی نداره ولی بعضی از دیالوگهاش یه کمی ادمو به فکر میبره که تعدادش خیلی کمه صحنه اش هم خوبه.. اگه دیدید وباهام موافق بودید حتما بگید ممنون
۱۲ آذر ۱۳۹۱
منم موافق هستم
۱۴ آذر ۱۳۹۱
به نظر من کار خیلی لطیفی بود، با کارگردانی بی‌نقص... متن کار لااقل برای من نوستالژیک بود... من کار رو خیلی دوست داشتم...
۲۲ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
قصه اش واقعا راجع به چی بود؟
Behgol Behnejad این را پاسخ داده‌است
این نمایش که واقعا قصه نداشت.
اما دو فیلم پیش از طلوع و پیش از غروب قصه اشنایی یک دختر و پسره. در فیلم اول before sunrise یه دختر فرانسوی و پسر امریکایی توی قطار با هم اشنا میشن و در وین پیاده میشن و یک عصر تا طلوع آفتابو با هم میگذرونن . جاهای مختلف شهر وین مثل قبرستان گمنام ها و کافه و پارک و غیره میرن و در مورد مسائل گوناگونی مثل عشق تعهد مرگ دوستی نامه نوشتن و خیلی چیزا حرف میزنن و در آخر بدون اینکه تلفن و نشونی از هم بگیرن قرار میذارن که شش ماه بعد همونجا همو ببینن و فیلم اول تموم میشه.
فیلم دوم before sunset در حالی شروع میشه که اون مرد جوان توی پاریس در حال معرفی رمان عشقی خودشه. که اون دخترو می بینه. و معلوم میشه ده سال از اون سال گذشته و دختر سر قرار نرفته چون مادر بزرگش فوت کرده بوده اون روز خاص. و حالا مرد جوان دو ساعتی تا پرواز غروب افتابش فرصت ... دیدن ادامه ›› داره که توی این مدت زمان به کافه و پارک و خونه دختر فرانسوی که حالا 32 ساله هست میرن و از عشق و خانواده و اینکه چه کردن در این ده سال صحبت می کنن و اینا. که فیلم دوم با گیتارزدن دختر فرانسوی به پایان می رسه.
واقعاً اون دوتا فیلم کجا و بازخوانی ضعیف و خیلی نامفهوم این نمایش کجا!
۲۳ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بنظرم خیلییییییییی بد بود اصلا نه حرفی برای گفتن داشت نه هیچ محتوایی داشت نمایش بد زیاد دیدم ولی این یکی از همه بدتر بود تو مایه های آمدیم نبودید رفتیم بود
مینا رسا، N.P، الهام حصاری، تبسم استاد، مهدی شارعی و Masood این را خواندند
هانیه محمدی این را دوست دارد
من فکر نمیکنم این تئاتر قابل مقایسه با آمدیم نبودید رفتیم باشه ... فضا و میزانسن ها این دو به کل با هم تفاوت داره ، همین طور اتمفسفر حاکم بر تئاتر ... درسته که هر دوش رو چرمشیر عزیر نوشته ، ولی تئاتر های ایران شهر از هر المانی برای تجاری بودن استفاده میکنن ... من آمدیم نبودیم رفتیم را یه نمایش فاجعه میدونم ولی در مورد این یکی نظر عکس شما رو دارم ، این تئاتر خیلی حرف برای گفتن داشت .
۰۸ آذر ۱۳۹۱
همون امشب توی مجله تئاتر حدس زدم ...
۰۹ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی بگم؟
خوب یا بد ؟
۰۳ آذر ۱۳۹۱
خوب بود، خیلی ام
۱۴ آذر ۱۳۹۱
اصلی ترین سوالی که موقع نمایش برام پیش اومد این بود که کجای این کارو آقای چرمشیر نوشتن؟
در برابر دوتا فیلمی که این نمایش از روش "کپی" شده(واقعا اقتباس نشده ناشانه کپی شده)، میشه گفت این نمایش افتضاحه
۲۵ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید