تیوال فیلم جامه دران
S2 : 02:10:38
: حمیدرضا قطبی
: حمیدرضا قطبی، ناهید طباطبایی (بر اساس رمانی از ناهید طباطبایی)
: مهتاب کرامتی، مصطفی زمانی، ‌ پگاه آهنگرانی، افسر اسدی، محمود بهروزیان، فرزانه نشاط‌خواه و الهام نامی و باران کوثری
: سید جمال ساداتیان
: علی‌محمد قاسمی
: حسن حسن‌دوست
: واهیک خچومیان
: یدالله نجفی
: سعیده دلیریان
: داوود ناظمی
: ایمان امیدواری
: محمد کلاهدوز، رضا باباپور، مریم سلیقی
: بابک کریمی‌طاری
: میثم علی‌اکبر، حامد اصلانی و داود درپایی
: آزیتا دباغی
: جلال عالی‌فکر
: سیدوحید رضویان و اشکان طلوعیان
: سیدمحمدحسی

خلاصه داستان: داستان فیلم سه اپیزودی «جامه‌دران»، درباره زنی به نام شیرین است که در مراسم ختم پدرش به روابط جدیدی در زندگی او پی می‌برد و حقایقی تازه را کشف می‌کند.



گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم جامه دران

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از گفتگوی آوای تیوال فیلم جامه دران / عکاس: سید ضیاالدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «جامه دران» به شانگهای می رود

» رضا ناجی: فیلم«جامه دران» همه ویژگی های یک فیلم خوب را داشت

» باران کوثری: حضور در نقش های متفاوت مهمترین هدف بازیگری ام است

» ساداتیان: «جامه‌دران» باید نمره قابل قبولی بگیرد

» معرفی «جامه‌دران» در سینما کورش

» هنر است که بر زمان تاثیر می‌گذارد، نه زمان بر هنر

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اولین چیزی که از همون تیتراژ نمی شد روش حسابی باز کرد موسیقی کار بود...
مرتضا این را خواند
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
فکر میکنم جامه دران رو میتونم جزو فیلم های معمولی که دیدم به حسلب بیارم...همین...
۱۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جامه دران؛ فیلمی معلق میان ادبیات و سینما / منبع: http://dorbargardoon.ir/?p=10551

اولین ساخته حمیدرضا قطبی، که بر اساس فیلمنامه مشترک خودش و ناهید طباطبایی نویسنده کتابی که فیلم، اقتباسی از آن است، فیلمی معلق میان ادبیات و سینما است.
برخلاف انتظار، «جامه دران» شروع مناسبی ندارد. اپیزود اول، هم از نظر کیفیت بازی‌ها به قدرت اپیزودهای دوم و سوم نیست؛ هم از نظر خط داستانی، نحوه ارتباطش با ادامه فیلم مشخص نیست. قطبی، در نیم ساعت اول سعی دارد با بازی اغراق شده مهتاب کرامتی، روابط بین شخصیت‌ها و پیشینه «شیرین» را به مخاطب نشان بدهد اما می‌توان گفت در این امر موفق نبوده است. همه اپیزود اول، می‌توانست با استفاده از چند جمله در‌‌ همان ابتدای روایت اپیزود دوم یا نهایتاً با استفاده از حک چند جمله روی تصویر، اطلاعات لازم را به مخاطب بدهد. در این صورت، نه مخاطب در‌‌ ... دیدن ادامه » همان ابتدای فیلم، از اثر دلزده نمی‌شد و هم ارتباط بهتری با بخش‌های بعدی برقرار می‌کرد.
مشکل اصلی جامه دران را می‌توان همین وفاداری بیش از اندازه به متن کتاب دانست.‌‌ همان مشکلی که بهروز افخمی در «آذر، پرویز، شهدخت و دیگران» با آن رو به رو بود. نریشن‌های طولانی و‌گاه کشدار که سهم بزرگی هم در پیش برد قصه ندارند، به پاشنه آشیل جامه دران تبدیل شده است. جایی که بیشتر فیلم را به یک کتاب صوتی تقلیل می‌دهد و حوصله مخاطب را سر می‌برد.
اما فارغ از همه این‌ها، اپیزودهای دوم و سوم، که در سال‌های دور می‌گذرند، بسیار خوش ساخت، جذاب و تقریباً بدون اشکال ساخته شده‌اند. حجم اطلاعاتی که به مخاطب داده می‌شود، در نیمه دوم کاملاً حساب شده و به اندازه است و همین، باعث می‌شود تا پایان فیلم، هر چند دقیقه، یک غافلگیری اساسی وجود داشته باشد؛ دقیقا چیزی که در اپیزود اول وجود ندارد.
بازی‌های باران کوثری و پگاه آهنگرانی، نه آن چنان چشمگیر که متفاوت‌ترین نقش تاریخ زندگیشان تلقی شود، اما قابل قبول و حتی بدون ارفاق خوب است. مصطفی زمانی هم در نقشی متفاوت، دیگر پسرک نه چندان دلچسب و روی اعصاب نیست و توانسته اقتدار و صلابت یک مرد سنتی که می‌خواهد روشنفکرمآبانه زندگی کند را درآورده است. روابط عاشقانه‌اش با زن دومش همانقدر باورکردنی از آب در آمده که حس ترحم و سواستفاده ناجوانمردانه‌اش از زن اولش؛ و می‌توان در شیوه ارتباط زناشوهری با همسرانش، در هر شرایط تا حدی به او حق داد.
اولین ساخته حمیدرضا قطبی، با شروع ناامیدکننده و پایانی قابل قبول، انتظار از فیلم دوم این کارگردان می‌انسال را بالا برده است. در طول فیلم انگار قطبی سکانس به سکانس با چم و خم کار بیشتر آشنا شده و با تسلط بیشتری تصاویر را دنبال کرده است.
به طور کلی، جامه دران فیلم بهتری می‌شد اگر بازنویسی فیلمنامه‌اش را یک سینماگر انجام می‌داد و به این شدت پابندِ کتاب نبود و فیلم خیلی بهتری می‌شد اگر اپیزود اول نداشت! کاش قطبی برای فیلم دومش، مشاوره‌های بهتر از سینماگران برجسته بگیرد تا آثاری یکدست‌تر و جذاب‌تر خلق کند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم هفته پیش در اکران داخل دانشگاهمون دیدم با حضور تعدادی از عوامل فیلم ..

دوستان اگه فیلم ندیدین نخونین که داستان لو میره..

فیلم شامل 3 اپیزد که اپیزد اول مربوط به یک مراسم ختم و دختری که بعد از سال ها برگشته و به مراسم ختم پدرش رسیده.. مراسم ختم کلیشه مثل خیلی از مراسم های ختم مایه داری که همه امدن واسه خوردن و پچ پچ کردن و دختری که گیجه و با دیدن پسری شبیه پدرش در مراسم ختم متوجه چیزهایی میشه و در انتهای اپیزد هم متوجه میشه که این بردارش و پدرش یک زن دیگه هم داشته .. نقطه ضعف اصلی که این ایپزد میبینی و اینکه نویسنده ها جدیدن خیلی به مغزشون فشار نمیارن .. دختر خیلی راحت میفهمه که این ناشناس بردارش بوده اونم از یک اگهی تسلیت تو روزنامه و بعد هم که قرار میذارن با داداشه که همدیگرو ببینن اونم تو پارک چیتگر حالا چرا پارک چیتگر چون ممکن بوده داداشه ... دیدن ادامه » ادرس بده و اینا گم کنن ..!! یعنی دلیل از این قانع کننده تر..!!!!! در این صحنه هم به نظرم بازی خیلی مصنوعی مصطفی زمانی میبینیم در مواجه با خواهرش ... در اپیزد های بعد بازی تا حدودی بهتری میبینیم

اپیزد دوم مربوط به ازدواج پدر(محمود ) و اینکه چطور میشه که دوتا زن میگیره ..

اپیزد سوم هم از زاویه دید زن دوم محمود که دختر یکی از نوکرها بوده می پردازه
نکته هم اینجا بوده که دختر که زن اصلی محمود بزرگ کرده و فک میکرده که پدرومادرش مردن و اینا به فرزندی قبول کردن در اصل بچه دوم محمود بوده از اون یکی زنش
ریتم نمایش و کیفیت بازی رفته رفته بهتر میشه و احتمالا همه از اپیزد اخر بیشتر خوششون میاد با بازی خیلی خوب خانم مریم کاظمی

اخر کار ما نمیفهمیم که این محمود زاویه دیدیش به زن چی بوده و خانوداه اش که یه خانواده خان بوده خانواده مدرن بوده یا خاونداه سنتی.
در کل فیلمی معمولی بود.
علی جان ابتدا نوشته ات می نوشتی که با خواندن این نوشته خطر لو رفتن داستان وجود دارد،الان کسانی که فیلم ندیدن با خوندن این نوشته دیگه نیازی نیست فیلم ببینند.
منم در مورد اپیزود اول باهات موافقم،بدترین اپیزود فیلم بود.
۲۱ آذر ۱۳۹۴
ممنون اضافه کردم
۲۱ آذر ۱۳۹۴
معمولی بود؟؟ خیلی بهش لطف کردی
۲۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باشه برا ی وقت دیگه بابا جان...
لابد شوما هم دوست دارید مثل خیلی ها کارگردان شوید!
اما ممکنه شوما هیچ ایده ای برای فیلم ساختن نداشته باشید!
خب! خیلی مهم نیس...شوما می توانید ادامه دهید!
در بدو کار یک داستان کلیشه ای و امتحان پس داده گیر بیارید! برای مثال سریال "پس از باران" مخاطب خوبی داشت...همینو انتخاب کنید!
با کمی تغییر در روند داستان، اسم شخصیت ها و نسبت های موجود در فیلمنامه ، به خیل عظیمی از مخاطبان دریبل رونالدینیویی زده اید!
سراغ یک تهیه کننده پرنفوذ برید چون قراره ویترینی بسازه برای فیلمنامه ی بی چیز شوما!
اگر کمی خوش شانس باشید و فیلمنامه تون در گرفتن پروانه ساخت دچار مشکل بشه که قبل از استارت یک-هیچ جلو افتاده اید بشرطی که در بوق و کرنا کردنش را فراموش نکنید!!
حالا میرسیم به ساخت فیلم!
اون دسته از تماشاچیا که تا حالا دریبل نخورده اند ممکن است مشکل ساز شوند!
پس فیلمنامه رو همینطوری جلوی دوربین نبرید!!
اپیزودیک کردن فیلمنامه راه حل بسیار خوبی ست! علاوه بر خاص نشون دادن فیلمتون،قسمتی از اطلاعات و مفاهیم عمیق(!) در فیلمنامه تون رو مثلا به روش قطره چکانی تحویل مخاطب می دهید!
انتخاب شخصیت محوری و نامگذاری برای هر اپیزود (هرچند بی ربط و بدون کارکرد!) رو فراموش نکنید!
ضمنا مبادا از آغاز به پایان قصه برید! معکوس کشیدن در این مواقع حکم ضربه نهایی را دارد!
تبریک میگم! شوما هم اکنون یک کارگردان شریف و یک فیلم اولی قابل احترام در سینمای ایران لقب می گیرید و بدون توجه به بازخوردهای فیلمتون، میتونید به فیلمسازی ادامه دهید!
یه عده مخاطب دریبل نخورده هم باقی می مانند که احتمالا غر خواهند زد!
اینها ... دیدن ادامه » سالیان است که حضور دارند ولی هنوز سینمای ایران با قدرت به اضمحلال خود ادامه می دهد!
پس نگران نباشید :)
آخ اخ اخ اخ
حرف دل گفتی داداش
۰۵ آذر ۱۳۹۴
مجتبی سلیمان زاده@ بهترین کار رو میکنی بزرگوار...لطف داری
۰۶ آذر ۱۳۹۴
کاملا مشخصه که همچین فیلمی رو اصلا نباید دید!!
۰۷ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار تا بسیار دوست داشتنی.
امسال سال فیلم اولی ها بود.
فقط همین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انگار، در تاریک ترین لحظات، قرار است نشانه ای از عالم هستی بیاید که بدانی هنوز زنده ای. در هوای سرد و ابری به سمت سالنی می روی که نام "جامه دران" را بر سر در خود قرار داده است. می روی و در این سرما می نشینی تا شاید بتوانی دیالوگی با تاریکی ها و جهالت های جانِ خودت، پیدا کنی و...پیدا می کنی. و پیدا می کنی به یُمن تصاویر خیال انگیز و جانکاه این فیلم. در تمامی طول فیلم، حسی با تو همراه است که نمی دانی چیست ولی دوستش داری و هر لحظه به سمت پایان قصه می روی، هم هواتر می شوی و دچارتر. به پایان که می رسی، حس می کنی فراموشی اش را نمی توانی به خاطر بسپاری. یادت میاد انتهای "اینجا بدون من"، این گونه بودی. اینطور، قلبت به درد آمده ولی لبریز از تمنای زندگی. با این اشک های بی وقفه چه کنم؟ "سینما"ی من چنین چیزی است. بعدش، در این سرمای سرد، می دوی و اشک می ریزی ... دیدن ادامه » و به دنبال جایی خلوت برای خودت می گردی برای غرق شدن در دنیایش. چقدر این "سینما" خوب است. چقدر "جامه دران"ام، خوب است و من چقدر چیزهای خوب را دوست دارم.
اللهم افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا در راه جستجوی خود...
"جامه‌دران" رو دیدم
هر چی اپیزودها جلوتر می‌رفت
فیلم به‌تر می‌شد
برعکس اپیزود اول که بازیا و دیالوگا خیلی بد بود
اپیزود سوم خیلی به‌تر شده بود
و اپیزود دوم هم بین این دو تا بود و البته به اپیزود سوم نزدیک‌تر
بازیا به جز "مهتاب کرامتی" خوب بود
شانسای نامزدی سیمرغش یکی طراحی صحنه‌شه
یکی هم بازی خوب "الهام نامی"
و احتمالن "باران کوثری"

manimoon..
در بخش نگاه نو به بازی ها جایزه داده نمیشود و فقط به کارگردانی فیلمنامه و بهترین فیلم جایزه تعلق میگیرد
یه جایزه هم به دستاورد مهم این بخش داده میشود
۱۵ بهمن ۱۳۹۳
درسته شایان جان
حواسم نبود
ممنون که گفتی.

manimoon..
۱۵ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید