تیوال فیلم جیب بر خیابان جنوبی
S2 : 16:41:40
: سیاوش اسعدی
: مصطفی زمانی، نورا هاشمی، بهناز جعفری، امیر جعفری، محمود جعفری، هومن برق نورد، افشین سنگچاپ، لیلا بلوکات، علی رضا جعفری، علی علایی و پیام دهکردی
: علی سرتیپی، حسن داد خواه (دادگر)
: علیرضا برازنده
: محمدرضا مویینی
: حمید کاویانی
: مشکین مهرگان
: گلاب آدینه
: حسین صالحیان، اعظم رحمانی
: سعید احمدی
: پیمان یزدانیان
: آیدا مصباحی
: حسین چرمچی
: سعید خانی
: مرتضی خسروی مجد
: بهرنگ دزفولی زاده
: فیلمیران
بگذار به ضرب شمشیر یک دلاور از پا درآیم، پولاد در قلب و لبخند بر لب. زمانی چنین گفته بودم، ولی تقدیر چه بازی ها که ندارد، میدان جنگ من فاضلاب گند خیابان بود و خصم من یک گاری با باری هیزم. بسیار منطقی است، من همه چیزم را از دست داده ام، حتی مردنم را...
شهر:
تهران

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ایکاش از این فیلم ها زیاد بود. بهتر از انتظارم بود هر چند نقد های دوستان نیز به نکات ظریفی اشاره دارد. ولی از موافق و مخالف می توانم خواهش کنم دعا کنند:کاش این فیلم حداقل سینمای ما یا حتی حریان اصلی سینمای ما بود.
taha و raha azimi این را خواندند
زهرا ظریف کار، بیژن وکیلی و یاسمن پورمهران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام دهکردی و هومن برق نوردش کجا بودند؟
سالار خان و زهرا رحیمی این را خواندند
من یه 5 دقیقه ای دیر رسیدم و فکر کردم تو همون تایمی حضور داشتن که من نبودم!!! :D
۲۱ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوبى نبود، بازى بازیگرا بویژه مصطفى زمانى و نورا هاشمى خوب نبود، فیلمنامه ضعیف بود، موسیقى خوبى داشت، وقتى فیلمو میدیدم همش منتظر این بودم که یجا یخ فیلم بشکنه ولى درکل این فیلم منو نا امید کرد
» تا ۳ پاسخ



سید حامد حسینیان، تی تی و اوا.ت این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم میتونست یکی از بهترین های امسال باشه. یه داستان سرراست با کادربندی های عالی و نور خوب. موسیقی فیلم تا لحظه اخر یه حسی رو منتقل میکنه یه جور ناتمامی ... فیلم خیلی حرف داره برای مخاطب که ... به نظرم کار این بازیکرا نبود. نورا هاشمی مثل بازیش تو بیوه های غمکین، بازیکر قسمتهای شادتر ماجراست و به نظرم نتونست اون نقطه عطف داستان رو منتقل کنه، مصطفی زمانی هم خیلی واسه این نقش قدر نبود، این نقش یه همفری بوکارت کازابلانکایی میطلبید. کش دار بودن مطلع فیلم هم بازی های قوی تری رو میخواست. در کل راضی ام ولی نمیتونم به همه توصیه کنم.
زهرا رحیمی، الهه الف، الهه و روجا حافظی این را خواندند
حامد قدسیان و یاسمن پورمهران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از فیلم "حوالی اتوبان" خیلی ضعیف تر بود. دیالوگهای کلیشه ای، بازیای مصنوعی، فیلمنامه کشدار با موضوع تکراری...
یاسمن این را خواند
امیرحسین مطلبی، شیوا اکبری و aref pooya این را دوست دارند
تمام مدت فیلم داشتم به این فکر می کردم این ساختمونی که توش فیلم رو پر کردن توی کدوم فیلم دیدم الان که دیدم شما نوشتین حوالی اتوبان یادم اومد!
ممنون!
۲۹ دی ۱۳۹۲
خواهش میکنم
۰۱ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیها رو دوست داشتم مخصوصا خانم هاشمی که همانند مادرشان خانم آدینه و پدرشان آقای مهدی هاشمی خیلی خوب بازی میکردند.چرا که من اجرای تئاتر خانم نورا هاشمی در کنار مادرشان در نمایش بیوه های غمگین سالار جنگ را هم تماشا کرده ام که آنجا هم خیلی خوب بودند./آقای زمانی هم خوب و راحت بازی میکردند مثل همیشه/اما محتوای فیلم چندان به دلم ننشست.اما به نظرم ارزش دیدن رو برای یک بار داره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر منم نسبت به حوالی اتوبان این کار ضعیف تر بود. تا یه جایی پیوستگی داستان خوب پیش میره ولی از یه جایی به بعد داستان می شکنه و افت می کنه.
بازی امیر جعفری می تونست بهتر باشه. باری مصطفی زمانی به نسبت کارای دیگش خوب بود و شخصیت رو به خوبی می تونست منتقل کنه به نظر من.این نشون میده که کارگردان خوب چه نقش پررنگی میتونه در بازی چنین بازیگرانی داشته باشه ( فیلم دیگر در حال اکران همین بازیگر "بوی گندم" شاهد عینی این ماجراس )
راجع به بازی امیر جعفری کاملا با شما موافقم، چون به نظر من هیچ نوع هماهنگی ای بین جنس صدا و گریم امیر جعفری در این فیلم وجود نداشت. خییییییییییییلی تصنعی.
۱۰ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یاداشت خسرو نقیبی(منقد و فیلمنامه نویس)

یکی از آخرین دشت‌های جشنواره‌ای مان «جیب بر خیابان جنوبی» سیاوش اسعدی بود. یک عاشقانه‌ی شهری آرام که بیش از هر چیز، نوید حضور پررنگ‌تر اسعدی را به عنوان یک کارگردان کاربلد در دل جریان حرفه‌ای سینمای ایران می‌دهد.
او را در یکی از سانس‌های خلوت جشنواره‌ی بیست و هشتم کشف کردیم. وقتی کسی چیز چندانی از «حوالی اتوبان» نمی‌دانست و کارگردانی حساب شده و قاب‌های فکرشده‌ی فیلم، یک غافلگیری تمام عیار شد. حالا، در فیلم دوم، اسعدی با یک مدیر فیلمبرداری دیگر،‌‌ همان قاب بندی و میزانسن‌ها را (و در جاهایی درست‌تر و نفس گیر‌تر) دوباره پیش چشم می‌گذارد تا ثابت شود آن چه جلوی دوربینَ ش می‌رود، سلیقه و نگاه خودش است. اصلن شاید مهم‌ترین ویژگی «جیب بر خیابان جنوبی» همین باشد: سلیقه و نگاه، پشتَ ش است. نگاه کنید ... دیدن ادامه » به فصل فرار از بازار و ادامه‌ی آن، تا زمانی که با دختر تنها می‌مانیم، که به یک ضیافت بصری تمام عیار بدل شده. ضد نور‌ها، قطع پیاپی نماهای حرکتی به پلان‌های باز ایستا و ریتم نرمی که پارادوکسَ ش با اکشن جاری در صحنه، از‌‌ همان «نگاه» می‌آید.
manimoon، شادی امامی و روجا حافظی این را خواندند
افق، سارا موسوی، مهیا حسینی و یاسمن پورمهران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یاداشت خسرو نقیبی(منقد و فیلمنامه نویس)

یکی از آخرین دشت‌های جشنواره‌ای مان «جیب بر خیابان جنوبی» سیاوش اسعدی بود. یک عاشقانه‌ی شهری آرام که بیش از هر چیز، نوید حضور پررنگ‌تر اسعدی را به عنوان یک کارگردان کاربلد در دل جریان حرفه‌ای سینمای ایران می‌دهد.
او را در یکی از سانس‌های خلوت جشنواره‌ی بیست و هشتم کشف کردیم. وقتی کسی چیز چندانی از «حوالی اتوبان» نمی‌دانست و کارگردانی حساب شده و قاب‌های فکرشده‌ی فیلم، یک غافلگیری تمام عیار شد. حالا، در فیلم دوم، اسعدی با یک مدیر فیلمبرداری دیگر،‌‌ همان قاب بندی و میزانسن‌ها را (و در جاهایی درست‌تر و نفس گیر‌تر) دوباره پیش چشم می‌گذارد تا ثابت شود آن چه جلوی دوربینَ ش می‌رود، سلیقه و نگاه خودش است. اصلن شاید مهم‌ترین ویژگی «جیب بر خیابان جنوبی» همین باشد: سلیقه و نگاه، پشتَ ش است. نگاه کنید ... دیدن ادامه » به فصل فرار از بازار و ادامه‌ی آن، تا زمانی که با دختر تنها می‌مانیم، که به یک ضیافت بصری تمام عیار بدل شده. ضد نور‌ها، قطع پیاپی نماهای حرکتی به پلان‌های باز ایستا و ریتم نرمی که پارادوکسَ ش با اکشن جاری در صحنه، از‌‌ همان «نگاه» می‌آید.
farhad riazi این را خواند
موافقم که قاب بندی ها و فضا سازی فیلم خوب بود.
اما به نظرم در ریتم و داستان مشکل داشت
۰۲ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

یاداشت خسرو نقیبی(منقد و فیلمنامه نویس)

یکی از آخرین دشت‌های جشنواره‌ای مان «جیب بر خیابان جنوبی» سیاوش اسعدی بود. یک عاشقانه‌ی شهری آرام که بیش از هر چیز، نوید حضور پررنگ‌تر اسعدی را به عنوان یک کارگردان کاربلد در دل جریان حرفه‌ای سینمای ایران می‌دهد.
او را در یکی از سانس‌های خلوت جشنواره‌ی بیست و هشتم کشف کردیم. وقتی کسی چیز چندانی از «حوالی اتوبان» نمی‌دانست و کارگردانی حساب شده و قاب‌های فکرشده‌ی فیلم، یک غافلگیری تمام عیار شد. حالا، در فیلم دوم، اسعدی با یک مدیر فیلمبرداری دیگر،‌‌ همان قاب بندی و میزانسن‌ها را (و در جاهایی درست‌تر و نفس گیر‌تر) دوباره پیش چشم می‌گذارد تا ثابت شود آن چه جلوی دوربینَ ش می‌رود، سلیقه و نگاه خودش است. اصلن شاید مهم‌ترین ویژگی «جیب بر خیابان جنوبی» همین باشد: سلیقه و نگاه، پشتَ ش است. نگاه کنید ... دیدن ادامه » به فصل فرار از بازار و ادامه‌ی آن، تا زمانی که با دختر تنها می‌مانیم، که به یک ضیافت بصری تمام عیار بدل شده. ضد نور‌ها، قطع پیاپی نماهای حرکتی به پلان‌های باز ایستا و ریتم نرمی که پارادوکسَ ش با اکشن جاری در صحنه، از‌‌ همان «نگاه» می‌آید.
کیارش و حسین کوهی این را خواندند
پریناز افخمی، امین و farhad riazi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ماهنامه سینمایی فیلم (علیرضا حسن‌خانی)

علیرضا حسن‌خانی: خوش‌حالی از ظهور فیلم‌سازی جوان و خوش‌ذوق را دو نکته افزون می‌کند: اول این‌که این اتفاق با فیلمی می‌افتد که ذاتش به سینمای کلاسیک بسیار نزدیک است و برای مخاطبش احترام قایل است و دوم این‌که این فیلم‌ساز جوان با فیلم دومش به این نقطه رسیده و نوید می‌دهد که یک سینماگر جوان مقید به قواعد سینمای کلاسیک به جمع فیلم‌سازان کشورمان اضافه شده است. جیب‌بر خیابان جنوبی موفقیتش را وام‌دار وفاداری به سینمای کلاسیک است و قصه‌ای که بدون پرگویی با ایجازهای تصویری روایت می‌کند. زمان فیلم کمی از حوصله‌ی مخاطب ایرانی طولانی‌تر است و ریتمش در میانه تا حدودی افت می‌کند اما با تدوین مجدد و کمی دست‌کاری می‌توان قابلیت فیلم برای جذب مخاطبان گسترده‌تر را بسیار بالاتر برد. مهم‌ترین نکته‌ای که ... دیدن ادامه » از اولین سکانس‌های فیلم خودنمایی می‌کند پای‌بندی اسعدی به اصول زیبایی‌شناسی بصری است. قاب‌های فیلم علاوه بر زیبایی به‌شدت سینمایی و پویا هستند و کیفیت بازی‌ها و دکوپاژ و میزانسن‌های فکرشده و طراحی‌شده از امتیازهای دیگر فیلم و نشانه‌ی تسلط و شناخت کارگردان است.
کیارش و روجا حافظی این را خواندند
امین، لعیا خیام باشی و farhad riazi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ماهنامه سینمایی فیلم (رضا حسینی)

رضا حسینی: جیب‌بر خیابان جنوبی یک اثر سینمایی ناب است و باید آن را بر پرده‌ی عریض تماشا کرد؛ چون ترکیب‌بندی قاب‌ها و رنگ‌ولعاب تصاویرش روی پرده معنای دیگری داردو موسیقی شنیدنی‌اش آن قدر تأثیرگذار است که به‌موقع کوبندگی موقعیت‌های فیلم را دوچندان می‌کند. با این‌که حوالی اتوبان فیلم خوب و قابل‌توجهی بود اما به‌راحتی می‌شود پیشرفت چشمگیر سیاوش اسعدی را دید و او را به‌خاطر دقتی که صرف تک‌تک عناصر فیلمش کرده تحسین کرد. شخصیت‌های جیب‌بر خیابان جنوبی (درست مثل حوالی اتوبان) در دنیای فیلم به دام افتاده‌اند و استفاده‌ی فیلم‌ساز از کادر اسکوپ به‌خوبی این موضوع را نشان می‌دهد. کاوه، قهرمان داستان، ظاهراً در ابتدای فیلم از زندان آزاد می‌شود اما واقعیت این است که پا به زندان بزرگ‌تری می‌گذارد و به همین ... دیدن ادامه » دلیل است که دایم پشت شیشه‌ها و میله‌های عمودی دیده می‌شود. او در دنیای این کلان‌شهر رنگ‌مرده و نمور و اغلب فرورفته در ظلمت شب، راهی برای گریز ندارد و در پایان دوباره باید رعنای جدید زندگی‌اش را رها کند و نجابت ازدست‌رفته‌ی خواهرش را برای او آرزو کند
کیمیا توکل نیا و کیارش این را خواندند
farhad riazi و مهیا حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ماهنامه سینمایی فیلم (محسن جعفری‌راد)

محسن جعفری‌راد: مهم‌ترین نقطه‌ی قوت فیلم خلاقیت سیاوش اسعدی در فضاسازی‌ها و صحنه‌پردازی‌هایی است که کم‌تر در سینمای اجتماعی ایران کار شده است. نوع متفاوت بازی گرفتن از مصطفی زمانی و نورا هاشمی و تدوین خلاقانه در جهت پرهیز از کلی‌گویی و تکرار مکررات، ثابت می‌کند که اسعدی استفاده‌ای هویت‌مند از زبان و ظرفیت سینما کرده است. به این‌ها اضافه کنید نوع استفاده از موسیقی که الگوی قدیمی به‌کارگیری موسیقی تعلیقی و پرضرب روی صحنه‌های دزدی و تعقیب‌وگریز را به چالش می‌کشد و علاوه بر این در خدمت فضاسازی عاشقانه‌ای است که به سرانجامش نمی‌توان امیدی داشت. یا شیوه‌ی دکوپاژ و میزانسنی که این روایتِ محدود (از نظر شخصیت) و متعدد (از نظر لوکیشن) را با ریتم و ضرباهنگ مؤثر ارایه کرده است. نوع دیالوگ‌نویسی علاوه ... دیدن ادامه » بر رعایت ایجاز و شاعرانگی و انطباق با وجوه درونی شخصیت‌ها، با افزودن چاشنی طنز در تعدیل فضاهای تلخ فیلم بیش‌ترین کاربرد را دارد.
کیمیا توکل نیا و farhad riazi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

.




ماهنامه سینمایی فیلم (آنتونیا شرکا)

آنتونیا شرکا: ژانر نوآر علاقه‌مندان خود را دارد و به دوران و جغرافیای خاصی از تاریخ سینما متعلق است. تصور این‌که کارگردانی عاشق این ژانر بتواند فیلمی ایرانی در زمان حال را در این قالب بسازد و فیلمش به دل بنشیند، کمی دشوار است. چنین فیلمی به‌راحتی می‌تواند غیرقابل‌باور شود و با تماشاگر ارتباط ایجاد نکند. همه‌ی اشاراتی هم که در فیلم به سینمای کیمیایی می‌شود و بیان صریح و ارادت‌مندی فیلم‌ساز به فیلم‌های او، این شبهه را ایجاد می‌کند که با فیلمی تقلیدی از سینمای کیمیایی مواجه خواهیم بود اما فیلم از همان سکانس‌های نخستین، این پیش‌داوری‌ها را نقش بر آب می‌کند. مهم‌ترین نقطه‌ی قوت جیب‌بر خیابان جنوبی این است که از قهرمان خود شهید نمی‌سازد یا او را قربانی نشان نمی‌دهد. قهرمان فیلم، تنهاست، خاموش ... دیدن ادامه » است، سرنوشت‌باخته است، اما نه در پایان می‌میرد و نه قربانی تسویه‌حسابی گنگستری می‌شود. او هویت خود را با شغل/ مهارتش (جیب بری، تنها کاری که بلد است) تعریف می‌کند و اجازه نمی‌دهد بر بی‌معرفتی تقدیری که او را به این راه کشانده اشک بریزیم. نکته‌ی دیگر این‌که مردانگی در این فیلم خودبسنده است و برای تعریف خود نه به آلات قتاله‌ی سرد و گرم نیاز دارد و نه به آدم بدهای اجق‌وجق. تنها کاراکتر سینمایی باسمه‌ای و تیپیک، خریدار و فروشنده‌ی اشیای دزدی (امیر جعفری) است که دست‌برقضا به‌خوبی از عهده‌ی درآوردن این نقش برآمده و جای خود را در تهران زمان حال پیدا می‌کند. نورپردازی‌ها و میزانسن‌ها همه تابع ژانر نوآر هستند. مصطفی زمانی موفق می‌شود از حد بازیگر «خوش‌قیافه» اما بی‌هویت فیلم فراتر رود و نورا هاشمی در عین این‌که به اندازه‌ی دختر سختی‌کشیده و خشن قشر و طبقه‌ی خود، فحاش و پرخاشگر است، به همان اندازه آسیب‌پذیر و شکننده نشان داده می‌شود. مهم‌ترین تفاوتش با زن‌های فیلم‌های کیمیایی این است که زیر و بم شخصیت درست از کار درمی‌آید و از حد تیپ زن زخم‌خورده و سردوگرم‌چشیده که یا به اعتیاد پناه برده یا از اجتماع فاصله گرفته و خصلت‌های مردانه پیدا کرده فراتر می‌رود. او دختری است که بهای عشق خود را می‌پردازد اما برای تعیین هویتش نیازی به وصل شدن به یک مرد نمی‌بیند. کلاً «زن» دغدغه‌ی اسعدی در این فیلم است و همین طور شهر که هویتی مستقل و شاخص دارد. شهری که شمال و جنوب دارد و تأکید بر انتخاب و نمایش جنوب شهر نه‌تنها در خدمت فضاسازی‌ست بلکه امکانی‌ست در دست فیلم‌ساز برای آن‌که برشی هویت‌بخش از این کلان‌شهر بی‌دروپیکر اما دارای لایه‌های مشخص و چارچوب‌بندی‌شده را پیش روی‌مان عرضه کند. آدم‌ها برخاسته از محله‌ها هستند و محله‌ها نیز به نوبه‌ی خود بستری خلافکارپرورند.
تأملی که اسعدی در پرداختن به برخی صحنه‌های کلیدی به خرج می‌دهد، در خور تحسین است از جمله فلاش‌بک جیب‌بری کاوه و خواهرش رعنا در ایستگاه راه‌آهن و صحنه‌ی اول دیدار کاوه و طلا در فروشگاه و صحنه‌ای در مترو که طلا در مقابل خواستگار حرافش گرفتار شده و در عین حال توجهش به کاوه جلب می‌شود که در چند ثانیه جیبی را می‌زند و غنیمت را پنهانی تقدیم او می‌کند. موتیف اصلی فیلم، جیب‌بری است و فیلم‌ساز چه خوب وفاداری‌اش را به این موتیف در طول فیلم حفظ می‌کند؛ هیچ صحنه‌ای از جیب‌بری در فیلم نیست که کارکردی فزاینده از نظر بار اطلاعاتی - که به پیش‌برد داستان کمک کند - نداشته باشد. در واقع فیلم با جیب‌بری‌ها نقطه‌گذاری می‌شود و قهرمان از زمانی به تباهی کشیده می‌شود که از جیب‌بری به ماشین‌دزدی روی می‌آورد.
الیکا عظیمی، farhad riazi و manashomali khodabande این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرین گت صورت(منتقد سینما) سیاوش اسعدی از معدود کارگردانان جوان سینمای ایران است که به شکل درستی وارد چرخه فیلمسازی کشور شده است. کارگردانان جوان معمولا سعی می‌کنند در قدم‌های نخست، با روی آوردن به فیلم‌های به اصطلاح روشنفکرانه و جشنواره پسند و با رفتن به سراغ موضوعات حساسیت برانگیز کسب اعتبار کنند و نام خود را سر زبان‌ها بی‌اندازند. در حالی که می توان گفت دو فیلم اسعدی کاملا از دل سینمای خالص برخواسته و به قصد برقراری مستقیم با مخاطب ساخته شده است. حوالی اتوبان و جیب‌بر خیابان جنوب نشان از علاقه و توانایی کارگردان جوانی دارند که اهل سهل و آسان بدست آوردن نیست و برای فیلم و مخاطب‌هایش احترام قائل است. سینمای ایران به چنین کارگردان‌هایی نیاز دارد، کارگردان‌هایی که اسیر پیام‌ و شعار نیستند و سینما را در اولویت اصلی قرار می‌دهند.

جیب‌بر ... دیدن ادامه » خیابان جنوبی فیلمی است یادآور سینمای خیابانی قبل از انقلاب، آثار مسعود کیمیایی و فیلم‌های نوآر. با این وجود در این فیلمی خبری از تکرار سطحی عناصر و روی آوردن به تقلید نیست. اسعدی در این‌جا عناصر آشنای سینمای محبوب‌اش را با خلاقیت و دنیای شخصی‌اش درآمیخته و فیلمی ساخته که حداقل در سینمای ایران، نسبت به بسیاری از آثار نسبتا مشابه ماقبل خود در جایگاه بالاتری قرار می‌گیرد.
farhad riazi این را خواند
الیکا عظیمی، farhad riazi و مهیا حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر قادری (منتقدسینما):جیب برخیابان جنوبی را فیلمی دانست که توانسته درشرایط فعلی سینمای ایران،مستقل بماند.خطری که این فیلم را تهدید می کند این است که این فضا و این نوع نگاه شاید برای خیلی ها ملموس نباشد. یعنی نسل جوان به فیلم های شکاکتر و ضدداستان عادت کرده.همینکه شما در سینمایی که جریان روشنفکری، فیلمفارسی،دولتی و جشنواره های خارجی هر کدام به شکلی میخواهندسلیقه تماشاگر را جهت بدهند،بتوانید فیلمی بسازید که هم فیلم خوبی باشد وهم درمیان همه این اهرمهای داخلی وخارجی وسرمایه های رنگارنگ مستقل بماند،کار کارستانی کرده اید. هرچند تجربه به من ثابت کرده حرکت در این مسیر برای کارگردانهای سینمای ایران زیاد طول نمی کشد. علی معلم (منتقدسینما):جیب برخیابان جنوبی راازآثارخوب سینمای ایران دانست که کارگردانش نشان داده سینما برایش جدی است.سینما امر بسیارمهمی ... دیدن ادامه » است و باید به آن احترام گذاشت زیراوقتی احترام سینما را نگه نداریم درواقع احترام ایده‌ها را نگه نداشته‌ایم.
الیکا عظیمی و farhad riazi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا بر خلاف حوالی اتوبان این فیلم خوب نیست؟
فیلمنامه بی سروته و ضعیف است و حتی موضوع زیبا یا جدیدی ندارد
بازیهای درخشانی ندارد
صحنه های اضافه زیاد دارد
نکته مثبت هم موسیقی فیلم بود

یاسمن، امید بختیاری، امید رستگار و مارال عظیمی این را خواندند
دلارام خورشیدی این را دوست دارد
به نظر منم نسبت به حوالی اتوبان این کار ضعیف تر بود. تا یه جایی پیوستگی داستان خوب پیش میره ولی از یه جایی به بعد داستان می شکنه و افت می کنه.
۰۶ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به‌غیر از پایان‌بندی که هم بی‌ارتباط بود هم ناامیدکننده، فیلم خیلی خوبی بود با جزییات بسیار زیاد؛ از جمله قاب‌های زیبا. قصه‌ی "کاوه‌"‌ای که از زندان آزاد می‌شه ولی ظاهرا به زندان بزرگ‌تری پا می‌ذاره و به‌قول خیاط بهتر بود که "تو این سرما توی همون زندون بمونه..." که "سرما"ی فیلم هم اشاره‌ای به سرمای "ذاتی" کلان‌شهری مثل تهران داره. فیلم دو تا "رعنا" داره که اولی از دزدی در جوونی به خودفروشی در 40سالگی -که بلوغ آدم‌هاست- می‎‌رسه! رعنای دومی هم علی‌رغم میل باطنی "ناگزیر" از افتادن به مسیر دزدی‌ه که اون‌هم به قتلی ناخواسته می‌رسه...
یکی از جذاب‌ترین سکانس‌های فیلم، جاییه که رعنا به خونه‌ی کاوه می‌آد که دو قاب زیبا می‎‌بینیم؛ یکی کاوه که درون خونه‌ست با فضایی تیره‌وتار و دیگری رعنا که بیرون، در فضایی روشن و پر امیدتر قرار داره و کاوه با ... دیدن ادامه » اشاره به همین تفاوت‌ها از اون می‌خواد که مسیرش رو جدا کنه که در همین حین با عبور موتورسوار نیروی انتظامی، کاوه رعنا رو به داخل خونه که همون فضای تاریک و ناامیدانه‌ست می‌کشونه؛ اشاره‌ای که هم به‌نوعی عامل‌های تاثیرگذار در تباهی‌ رعناها رو نشون می‌ده (کاوه‌ها و حکومت‌ها شاید!) و هم سرنوشت محتوم رعناها رو؛ جایی‌هم که چنین اتفاقی می‌افته برای هر دو رعنا یکی‌ست؛ حتا برای شخصیت زن "حوالی اتوبان". شاید هم ساختمون قدیمی نمادی از شهر یا حتا کشور باشه که درست‌شدنی نیست و باید یکی از فرنگ بیاد و درست‌ش کنه...
خیلی خوب بود این نگاه به فیلم.کاملا موافقم با همه حرفاتون :)
۰۶ دی ۱۳۹۲
ممنون از توجه‌تون :)
۰۷ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دومین فیلم سیاوش اسعدی اگر چه از ساختار نسبتا خوبی برخوردار است ولی در ارائه آنچه که میخواهد ناکام می ماند. مسعود کیمیایی در نریشن فیلم، این فیلم را تحسین شده عشق معرفی میکند چیزی که کارگردان با اقتباس از اثری کلاسیک نتوانسته است نه در برگردان اثر و نه در پرداخت آن به مقصود دست یابد.
مشکل اینبار فیلمنامه نیست بلکه دلخوشی های بی اندازه و خیلی مواقع بیمورد کارگردان به فضا سازی و شخصیت پردازی هاست. تا آنجا که فیلم را کشدار و بی هیجان کرده و حوصله تماشاچی را سر میبرد. از نمایش لوکیشن خانه قدیمی که در فیلم قبلیش نیز تکرار کرده بود تا تعقیب شدن رعنا توسط کاوه. و یا شخصیتهایی که بودن و نبودنشان فرق زیادی نمیکند. مثل حسابدار فروشگاه تاناکورا.
دیالوگهای دو کاراکتر اصلی در بعضی سکانسها عامی و کوچه بازاری و در بعضی دیگر کتابی و آکادمیک است و یکنواخت نیست. ... دیدن ادامه » گفتگویی این دو نفر درباره اسم مستعار رعنا یعنی نقره و اینکه چرا طلا نباشد تداعی کننده فیلم سربازهای جمعه است که کارگردان شاید ادای دینی میکند به کسی که دوستش دارد ولی گفتگوی آنها سر میز شام اعیانی به یکجور وصله ناجور فیلم شبیه شده است. موسیقی فیلم اگرچه تلاش میکند حس ترس و دلهره و شک و امید و عشق را در تصاویر به تماشاگر القا کند ولی در اینکار توفیق چندانی ندارد.
تیتراژ فیلم بسیار هوشمندانه ساخته شده و جزو معدود فیلمهایی در سینمای ایران است که تیتراژ قسمتی از فیلم است نه صرفا لیست عوامل.
فیلمبرداریها و قابها و استفاده از رنگهای سرد و ملایم در جاهایی که خاطرات مرور میشود بخوبی بکار گرفته شده است.
اما بزرگترین مشکل این فیلم "کستینگ" یا انتخاب بازیگران است که بیشتر حالتی رفاقتی گرفته تا مبنای منطقی و فکری داشته باشد. کارگردان بسبب نسبت فامیلی با خانواده مهدی هاشمی- داماد ایشانند- تقریبا از تمامی دوستان تاتریشان که صاحبنام هستند برای بازی در این فیلم دعوت کرده اند که متعقبا کسی هم دست رد به سینه این خانواده نزده است. نتیجه کار چنین میشود که کسانی مثل سیروس همتی، هومن برق نورد، لیلا بلوکات نقشهایی را ایفا میکنند که نه فقط پیش پا افتاده مینمایند و اثر گذاری بر فیلم ندارند بلکه بازی بخصوصی هم از ایشان دیده نمیشود و تقریبا هر بازیگر تازه واردی نیز میتواند ایفاگر این نقشها باشد. از میان تمام "جعفریهای" این فیلم تنها بهناز جعفری خوب دیده میشود که آنهم علی رغم گریم موفق امیر جعفری، بعد از 10-15 سال صورتشان تکان نمیخورد!
پایان فیلم نیز بلحاظ روانشناختی جای تامل دارد چراکه رفتاری که از قهرمان داستان سرمیزند باور پذیر نیست و با شخصیتی که در طول فیلم شاهد آن بوده ایم همخوانی ندارد.
الهه الف، سیامک قلی زاده و الهه این را خواندند
سید حامد حسینیان و لعیا خیام باشی این را دوست دارند
با نقدتان موافقم، مخصوصا: "اگر چه از ساختار نسبتا خوبی برخوردار است ولی در ارائه آنچه که میخواهد ناکام می ماند."
۲۹ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از هر دو کار سیاوش اسعدی خوشم اومده.
این کار پایان بندی به مراتب بهتری در مقایسه با حوالی اتوبان داشت.
نورپردازی و قاب‌های ابتدای کار فوق‌العاده بود که کاش تکرار می‌شد.
یاسمن و سیامک قلی زاده این را خواندند
farhad riazi و پریناز افخمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید