آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم‌تئاتر کله‌پوک‌ها
S3 : 04:44:50 | com/org
خـریــــد
٪۳۰ تخفیف
بها: ۱۰,۰۰۰ تومان
هرجا که خوراک تفکری آدمها محدود شود کله پوکی از راه می رسد. اما امان از وقتی که خود آدمها هم کله پوکی خودشان را به عنوان یک ویژگی قطعی بپذیرند. در این حالت کله پوکی هم ماندگار خواهد شد هم تسری پیدا خواهد کرد و به راحتی اذعان خواهد کرد که ما هیچ چیز نداریم حتی عشق. بدون عشق زیستن ممکن نیست. این کلید بیرون آمدن از قفل و بست کله پوکی ست. عشق...

نیل سایمون پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم شوروی سابق این متن را نوشت و حتی فضای روایت را هم در روستای دور افتاده ای به نام کولینچیکف در اکراین قرار داد ولی در چند جای نمایش از زبان معلم اشاره میکند که کولینچیکف های زیادی روی این کره خاکی وجود دارد.
نمایش کله پوکها گروهی از مردم را هم به پرسوناژهای نوشته شده نیل سایمون افزوده است. فضا کاملا موزیکال است. تمام بازیگران نمایش از بین تئاتری های چند شهرستان انتخاب شده اند. قریب به یکسال تمرین را پشت سر گذاشته اند و ۴۴ اجرای موفق مواجه با اقبال عمومی در پرونده این نمایش به چشم می خورد.

- محصول همکاری سه گروه تئاتر چکاوک، مدوسا، مراد
- پرفروش ترین نمایش استان تهران در سال تولید
- تاریخ اجرا در سالن اصلی مجموعه تئاتر محراب: ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ (۳۰ اجرا)
- تاریخ اجرا در سالن آمفی تئاتر وصال رودهن: ۲۰ دی ماه ۱۳۹۴ (۱۴ اجرا)

ویدیوها

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
با دیدن این نمایش ترسیدم،خندیدم، فکر کردم.....
چه گروه معرکه ای در کنار هم بودند، حرارت عشقی که نسبت به کار و همدیگر داشتند برای منه مخاطب بسیار قابل لمس بود.
کله پوکی هم مثل کرونا بیماریست، یک بیماری بسیار مسری و واگیر دار که کسی که دچار این مرض است میتواند افراد بسیاری را مبتلا (کله پوک) کند.
به همه کسانی که این فیلم تئاتر را ندیده اند پیشنهاد می کنم این کار را از دست ندهید، نمایشی که کل مدت اجرا و حتی بعد از پایان آن مدام در حال سوال پرسیدن از خود هستی....
بسیار لذت بردم
خسته نباشید همگی
میترااکبری
پویا این را خواند
سید حامد حسینیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهراشوب مفتاحی   (shahri123)
درباره نمایش کله پوکها (برگه وابسته) i
از دیدن نمایش خوب کله پوک ها با آن همه انرژی و مهربانی بسیار لذت بردم.
ما همه یک کله پوک در وجودمان داریم. مهم آن است که بخواهیم خودمان را از کله پوکی نجات دهیم.
اما عده ای هستند که برای بدست آوردن موقعیت های اجتماعی و..... خودشان را به کله پوکی می زنند که باید بیشتر مراقب این گونه ازافراد در جامعه بود.
کاش برای سالن محراب تدبیری اندیشیده شود تا
هنرمندان که با انگیزه و انرژی فراوان در آن سالن اجرا می روند، هدر نرود.
دیدن نمایش زیبای کله پوک هارو از دست ندهید.
با سپاس
پردیس افکاری
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهراشوب مفتاحی   (shahri123)
درباره نمایش کله پوکها (برگه وابسته) i
نقد اقای عباس رافعی بر نمایش
یک گروه صمیمی و حرفه ای که هر شب از شهرستان به تهران می ایند و آینه ای در مقابل ما می گذارند تا به اصلاح خود بکوشیم چه بسا تعدادی از تماشاگران تهرانی ساکن روستای خیالی و مثالی نمایش باشند و با اکسیر عشق خود را از بند نفرین های برهانند پیشنهاد میکنم نمایش کله پوک ها را ببینید تا در یابید که میتوان پیچیده ترین مفاهیم را با زبانی طنز و لحنی مفرح بیان کرد افسوس که تماشاگران در پی نام های آشنا هستند . پیشنهاد میکنم به کله پوکها اعتماد کنید و ساعتی در عالم کله پوک ها سیر کنید
سعید زادمهر این را خواند
میثم حمزه این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهراشوب مفتاحی   (shahri123)
درباره نمایش کله پوکها (برگه وابسته) i
مارا ببینید...
مارا در محراب ببینید.
کله پوکها یکی از همه جائی ترین نمایشنامه های تاریخ نمایشنامه نویسی مدرن است.
هرجا که خوراک تفکری آدمها محدود شود کله پوکی از راه خواهد رسید.
امان از وقتی که خود آدمها هم کله پوکی خودشان را به عنوان یک ویژگی قطعی بپذیرند.
در این حالت کله پوکی هم ماندگار خواهد شد هم تسری پیدا خواهد کرد.
فاجعه به همین جا ختم نخواهد شد.
آرام آرام ضایعه کله پوکی مایه مباهات خواهد شد.
رفته رفته در کله پوکی لذت های فراوانی کشف خواهد شد .
همه چیز در آرامش پیش خواهد رفت تا جائیکه یک جامعه ... دیدن ادامه ›› کله پوک همه چیزش را از دست خواهد داد و به راحتی اذعان خواهد کرد که ما هیچ چیز نداریم حتی عشق.
بدون عشق زیستن ممکن نیست.
این کلید بیرون آمدن از قفل و بست کله پوکی ست. عشق...
نیل سایمون پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم شوروی سابق این متن را نوشت و حتی فضای روایت را هم در روستای دور افتاده ای به نام کولینچیکف در اکراین قرار داد ولی در چند جای نمایش از زبان معلم اشاره میکند که کولینچیکف های زیادی روی این کره خاکی وجود دارد.
نمایش کله پوکها گروهی از مردم را هم به پرسناژهای نوشته شده نیل سایمون افزوده است. فضا کاملا موزیکال است. تمام بازیگران نمایش از بین تئاتری های چند شهرستان انتخاب شده اند. قریب به یکسال تمرین را پشت سر گذاشته اند. بیست اجرای موفق مواجه با اقبال عمومی در پرونده این نمایش به چشم می خورد.
نامهای درخشانی در بروشور کله پوکها دیده می شود نامهائی مثل رامبد جوان مشاور کارگردان اصغر فریدی ماسوله طراح حرکات موزون جواد اعرابی مشاور پروژه امیرحسین شفیعی مجری طرح و...
نمایش کله پوکها دوره جدید اجرایش را در سالن اصلی مجموعه تئاتر محراب از بیست و پنجم فروردین ماه سال جاری شروع کرد.
بسیار عجیب و حیرت انگیز بود که در اجراهای آغازین این نمایش در سالن مهجور محراب حتی یک صندلی خالی وجود نداشت. حتی اجرای ویژه عکاسان و خبرنگاران هم در جمع کثیری از تماشاگران برگزار شد. زنگ افتتاح به دست استاد بهزاد فراهانی نواخته شد.
جشن افتتاحیه با حضور هنرمندانی مثل کاظم هژیرآزاد آتش تقی پور فرهاد تجویدی ناهید مسلمی مهدی ارجمند و... بسیار با شکوه و گرم و دور از برند بازیهای معمول در فضائی بسیار صمیمی که این روزها کمتر شاهد آن هستیم انجام شد.
اهالی تئاتر و مردم عزیز تئاتر بین
دیدن این کار را به همه شما توصیه میکنیم.
کله پوک هومن رهنمون
محمد مهدی موسوی و farhad riazi این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهراشوب مفتاحی   (shahri123)
درباره نمایش کله پوکها (برگه وابسته) i
نگاهی کلی به نمایشنامه ی:

" کله پوک ها " اثر نیل سایمون؛ ترجمه ی شهرام زرگر

قصه: در روستای کلینچیکُف، پسر جوان و کشاورزی عامی به نام "کازیمیر یوسه کویچ"، عاشق دختری به نام "سوفیا زابریتسکی" فرزند فهمیده ترین آدم روستا می شود. پدر تحصیلکرده ی دختر، به علت بیسوادی کازیمیر، دیدار آنها را ممنوع می کند. 6 ماه بعد سوفیا با یک دانشجو ازدواج کرده و زمستان همان سال، کازیمیر، افسرده و پریشان، خودکشی میکند. پدر کازیمیر، "ولادیمیر"، که به دلیل توانایی در احضار نیروهای شیطانی، جن گیری و رمالی معروف بوده، تمام ساکنین روستا و هرکس که آنجا متولد می شود را نفرین می کند تا در جهل و "کله پوکی" قرار گیرد و قادر به درک مفاهیم و علوم نباشد.
این نفرین تا زمانیکه دختری از خانواده ی "زابریتسکی ها" به عقد پسری از خانواده ی "یوسه کویچ ها" در نیامده، ادامه خواهد داشت. پس از 200 سال، معلمی به نام "لیون تولچینسکی" به دعوت دکتر زابریتسکی به آنجا آمده تا دخترش سوفیا را آموزش دهد. معلم 24 ساعت فرصت دارد تا موفق به اینکار شود؛ یا از ... دیدن ادامه ›› روستا خارج گردد؛ وگرنه مانند بقیه، کله پوک خواهد شد. معلم که عاشق سوفیا شده، در مهلت مقرر نمی‌تواند وی را آموزش دهد؛ اما به دلیل عشق به سوفیا، نفرین کله پوکی به وی کارگر نمیافتد و با وانمود کردن به همرنگی با کله پوک ها، طی نقشه ی قبلی به سراغ آخرین بازمانده ی خاندان یوسه کویچ ها، به نام "گرگور" رفته و از او می‌خواهد تا وی را به عنوان فرزندخواندگی قبول کند، تا بتواند با سوفیا ازدواج کرده و نفرین روستا را باطل کند. گرگور که خواستگار سوفیا بوده، در روز عقد به نیت فرزندخواندگی معلم پی برده و آنرا انکار می کند. پستچی روستا نامه ای برای معلم آورده و وی، با قرائت دروغین آن در انظار عمومی اعلام می کند نام خانوادگی اش "یوسه کویچ" بوده و به دلیل ثروت عمویش، نام خانوادگی خود را به "تولچینسکی" تغییر داده و حال که عموی وی فوت کرده و برای وی بدهکاری گذاشته، فامیلی واقعی و حقیقی خود را همان "یوسه کویچ" اعلام می نماید؛ و ضمن ازدواج با سوفیا، جادوی "کله پوک ها" نیز باطل می گردد.

متن از نوع ادبیات تمثیلی است و نفرین کله پوکی، در واقع حکایت خودفریبی یا جهالت خودخواسته ی مردم است. مردمی که چنان خود را سرگرم بی منطقی های روزمره کرده‌اند که قادر به درک کلمات و ترکیب آنها نیستند و همه چیز را در سیطره ی نفرین "یوسه کویچ" میدانند. شاید دوست دارند بدون فکر و اندیشیدن زندگی کنند. حتی عشق را نمیفهمند. چنین تفکری برخاسته از نظامهای اجتماعی هستند که فردیت و حقوق انسان در آن مطرح نیست. لذا این رفتار، واکنشی به وحشت تسلیم عزت نفس او به نیرویی جادویی، استحمارگر و ستمگر است که در اینجا همان نفرین بی فکری، جهل و "کله پوکی" می باشد.
عدم اندیشه، در واقع نفرینی است که جوامع امروزی را بر گرفته و صرفا شامل طبقه ی خاصی نیست. یعنی علاوه بر چوپان، پستچی، قصاب و دستفروش که تجاهل میکنند، طبقات ظاهرا تحصیلکرده، مانند دکتر و قاضی هم بی عقلند یا تظاهر به آن دارند. داستان پردازی نفرین کله پوکی، همان به کوچه ی علی چپ زدن یا خود را به آن راه زدن آحاد مردم، برای توجیه ظلم و تبعیض حاکم بر آنهاست. وضعیتی تلخ و مضحک، حتی نسبت به پدیده های طبیعی، مانند باد، باران، رعد و برق، و تاویل غیر واقعی آن نسبت به عملکرد جوامع انسانی.
باید گفت "نیل سایمون"، نمایشنامه ی کله پوک ها را به منظور واضح نشان دادن تحقیر تاریخی مردم، توسط القاعات فکری نوشته است. کسانی که با ترویج جهل و خرافات، فکر، اندیشه و شعور مردم را از کار انداخته، تا بر اقتدار و حاکمیت خود بیافزایند. غافل از اینکه نیروی "عشق" انسان ها را برانگیخته و بساط جهل و جادو را بر خواهد چید. زیرا حرکت رو به جلوی جوامع، غیر قابل بازگشت است و تحت تاثیر عبرت از دورانهای تاریخی (چوپان)، علم (دکتر زابریتسکی)، قانون (قاضی)، تجارت (دستفروش)، رسانه (پستچی)، سیاست (مادر سوفیا)، جادو، اسطوره و خرافات (نفرین کله پوکی توسط ولادیمیر یوسه کویچ)، خبر از رسیدن به دنیایی زیبا (سوفیا زابریتسکی)، توسط روشنگران (معلم لیون تولچینسکی) می دهد.

محمدرضا خسرویان
ali mn این را خواند
محمد مهدی موسوی و محمد شفائی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهراشوب مفتاحی   (shahri123)
درباره نمایش کله پوکها (برگه وابسته) i
هومن جان دست مریزاد... با دیدن نمایش زیبای تو یاد نمایش من! افتادم.
"من" فرهاد تجویدی که در همین سالن اجرا شد.. ذهنیت ها و کار های دو گروه را به همدیگر بسیار نزدیک حس کردم... من، در محراب اجرای بسیار موفقی داشت و جا افتاد... وبی تردید
محراب با نمایش تو بار دیگر روی تماشاگر را به خود خواهد دید.
حمید یعقوبیان
محمد مهدی موسوی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهراشوب مفتاحی   (shahri123)
درباره نمایش کله پوکها (برگه وابسته) i
هومن جان عزیز درود وخسته نباشید به تو
و گروه پر شور و هیجانت.
کار پر مشقتی کردی. میدانم. منکه از نمایش لذت بردم.
ناهید مسلمی
محمد مهدی موسوی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شهراشوب مفتاحی   (shahri123)
درباره نمایش کله پوکها (برگه وابسته) i
درود بر تو هومن عزیز با این نمایش پر انرژی ات. اجرای باطراوتی بود اگرچه بعضی جاها ولگاریسم صحنه ای بر طنز غالب میشد. یعنی به سیم اخر میزدی و کار را به جاهای باریک میکشاندی. ولی در مجموع اجرای پر شور و جذابی بود با همان تکنیک مورد علاقه سایمون یعنی کمدی موقعیت و تقابل فرد دانا در برابر جامعه نادان ...دو سه قطعه موزیکی که در کار تنظیم شده بود به یادماندنی هستند و اجرای سوپرانوی دخترها هم قابل تحسین بود.همینطور بازی دکتر و معلم پخته تر از بقیه بنظر میرسید اگرچه همه در تیپ سازی موفق بودند بویژه ان چوپان عصبی و ان دختر توامان گل_ماهی فروش. واریته و موزیکال و سیرک بازی در کارت غوغا میکرد که برمیگردد به شخصیت پر انرژی و طناز خودت...صحنه سرشیر را از یاد نمیبرم و مانده ام که اینهمه چهره فتوژنیک را چگونه از بلاد دماوند گیر اوردی که به یاد هوای خوب ان منطقه و ان لبنیاتی معروف گیلاوند افتادم که خودم مدتها مشتری اش بودم...این بچه ها انرژی خوبشان را از طبیعت انجا اورده اند و تو هم اجرایی به یاد ماندنی تحویلمان دادی نازنین...مخلص کلام
مهدی ارجمند
شهراشوب مفتاحی و محمد مهدی موسوی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت این نمایش فراهم گردید.
با سلام,
امکان عوض کردن روز بلیط های خریداری شده وجود داره؟!
من برای روز 5 شنبه خریداری کردم . می خواستم اگر بشه به هفته ی بعدش منتقلش کنم!
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید