تیوال نمایش خاطرات هنرپیشه نقش دوم
S3 : 02:46:16
  ۱۵ بهمن تا ۲۱ اسفند ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: بهرام بیضایی
: افشین زمانی
: محمد رضا خادمی، پانته آ مرزبانیان، سهیل ساعی، مریم گلدوز توکلی، امیر ستوده، مهدی بزرگزاده، محمد ابوحمزه، مهدیس توکلی، وحید کلیایی، نریمان عابدی بیاینا محمودی، مانیا صفدری، مرتضی افتخاری، ژینوس رضایی، آرشام صفری، حسین رضی، لیلی نجفی، مهدی سربیایی، نیلوفر مصطفایی، افشین زمانی

: مهسا توکلی
: بهزاد بختیاریشماره‌ی رزرو بلیت: ۰۹۳۰۷۴۷۴۰۸۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش خاطرات هنرپیشه نقش دوم / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجرای نمایش خاطرات هنرپیشه نقش دوم ، ویژه اصحاب رسانه

آواهای وابسته

مکان

پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلج
تلفن:  ۵۵۶۳۰۸۷۱، ۵۵۶۲۵۴۴۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نگاهی به نمایش "خاطرات هنرپیشه ی نقش دوم"
اجرایی به تمامی درک شده از یک شاهکار دراماتیک معاصرایرانی
نوشته ی بهرام بیضایی به کارگردانی افشین زمانی
در تماشاخانه ی سنگلج
صمدچینی فروشان،مدرس و منتقد تئاتر
همیشه در مورد نمایشنامه های بیضایی، بحثِ دشواری اجرای آثاراو و اینکه تنها خود بیضایی است که می تواند آن ها را به درستی به روی صحنه ببرد مطرح بوده و هنوز هم هست- که البته واقعیت های صحنه ای،ازجمله اجرای ناموفق چندی پیش ازنمایشنامه ی مورد بحث این نوشتار درهمین تماشاخانه نیز، تا همین اواخر، این سخن را تایید می کرده است- اما اجرای اخیر افشین زمانی از نمایشنامه ی بسیار تاثیرگذار و ماندگار"خاطرات هنرپیشه ی نقش دوم" که در تماشاخانه ی سنگلج به روی صحنه رفته ... دیدن ادامه » است، یکی از درخشان ترین اجراهای"دیگران" از آثار بیضایی است که در جای جای آن، نه فقط روح و درنمایه های آشکار و پنهان متن بیضایی و بلوغ هنری کارگردان آن بلکه،جانمایه ی تئاتر یکال و خلاقه ی ذهن بیضایی، این چهره ی درخشان و سرآمد تئاتر مدرن و متعهد ایران نیز، با تمامی هیبت وشکوه واقعی و اسطوره ای اش محسوس و قابل ردیابی است .
شکی نیست که نمایشنامه ی "خاطرات هنرپیشه ی نقش دوم"درکنار عنوان آیرونیک و درونمایه تراژیک خود،به لحاظ ویژگی های ساختاری خلاقه اش، اثری به تمامی تئاتریکال و اجرا محور است- بطوریکه گزارش لحظه به لحظه ای از یک اجرای صحنه ای به نظر می رسد - اما اجرای افشین زمانی از آن، بخاطر درک درست ساختار نمایشنامه ، رعایت دقیق ویژگی های روایی و غیر رئالیستیک آن و نیز بخاطر خوانش هنرمندانه ی جنبه های بصری و دیداری الزاماً توصیف نشده و پنهان مانده ی متن درخلال رویدادهای روایی جار ی درآن، ثری تمام کننده و مکمل متن مبنا در حوزه ی اجرایی و دیداری است، موفقیتی که خود، بیش از هرچیز، علاوه بر درک و تحلیل درست ساختار و درونمایه ی اثر بیضایی، حاصل کشف ریتم و ضرب آهنگ طوفنده ی جاری در شیوه ی روایت رویدادهای متن و مطابقت موفقیت آمیز ریتم و ضرب آهنگ اجرا با آن است.
این رویکرد کمال بخش در حوزه ی اجرایی و بصری، نه از انتخاب صحنه ی خالی و یا نشانه پردازی های مینی مالیستیک زبانی و بیانی شخصیت های روستایی نمایش و نه از رویکرد های معناشناختی همزمان بومی و جهانی نمایش- که درمتن هم به روشنی برآن ها تاکید شده است- بلکه از انتخاب پوشش های مدرن بی زمان و بی مکان و چهره پردازی های درخشان و رنگ آمیزی ها و نورپردازهای متنوع و دقیق صحنه ها و سیالیت موزون ، شاعرانه و خلاقانه ی پاره صحنه های مربوط به حال و گذشته و پرداخت دقیق و پرتنوع تیپ ها و شخصیت ها درقالب بازی های متنوع، رنگ آمیزی شده و به شدت درک شده ی بازیگران نمایش نتیجه شده است که جلوه های درخشانی از آن در تداخل و برهم تندیدگی لحظه های شهری و روستایی ، دقایق خواب بیداری و آنات واقعیت و خبال روایت قابل مشاهده است.
بیضایی با تکیه برشناخت عمیقی که ازشیوه های نمایش در ایران دارد، در نحوه ی نگار ش و پردازش این نمایشنامه - و به شیوه های دیگری درشماری از آثار معاصرترش از قبیل "مرگ یزدگرد"، "مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین"و ... طرح روایی خلاقه ای را محور روایت رویداد های مورد نظر خود که تماماً ریشه در واقعیت های تاریخی و معاصر جامعه دارد- قرار داده است که هدف از آن ها بررسی آسیب شناختی، جامعه ی معاصر، با زبانی جهانی بوده است.
جدای از فضاسازی های مناسب و رعایت ریتم و ضرب آهنگ نفس گیر رویدادهای متن بیضایی در روایت صحنه ای آن ها ، اجرای افشین زمانی از نمایش "خاطرات هنرپیشه ی نقش دوم" بویژه در پرداخت بازی های اشخاص محوری نمایش: موهبت با بازی گرم و بی تکلف و دلنشین محمد رضا خادمی، ذوالفقار، با بازی درک شده و زیبای افشین زمانی، بلقیس، با حضور درخشان و بیان گرم و قدرتمند پانته آ مرزبانیان ، دوالپا، با بازی جذاب و بیاد ماندنی و گروتسک سهیل ساعی، خدنگ و ماهر با بازهای گرم و درک شده ی امیر ستوده و محمد ابوحمزه ، مشکین و زرین، بازی های صمیمانه و پراحساس مریم گلدوز توکلی و مهدیس توکلی و بازی های هماهنگ و انرژیک گروه بازی سازان نمایش، بسیار موفق و بیادماندنی ظاهر شده است. اجرایی که به رغم برخی ضعف های بیانی محسوس در گروه بازی سازان ، به عنوان یکی از به یادماندنی ترین و ستودنی ترین اجراهای نسل جوان تئاتر کشورمان از آثار بیضایی در حافظه ی تاریخی ما باقی خواهد مانددر پایان، لازم می دانم خورسندی و شعف خود را از تحولات مدیریتی رخ داده در تماشا خانه ی سنگلج که جلوه های ملموسی از آن ، در رویکردهای علمیِ آگاهانه و کیفیت محور اخیر درزمینه ی انتخاب آثار اجرایی در این تماشاخانه قابل ردیابی و مشاهده است ابراز کنم. طی ماه های اخیر،درجریان اجرای نمایش های هزارشلاق به کارگردانی احسان ملکی و........ بویژه در مقطع زمانی اجرای نمایش های "خاطرات هنرپیشه ی نقش دوم " و "مرگ یزدگرد"از بهرام بیضایی ، تماشاخانه ی سنگلج، با حضور جمعیت انبوه تماشاگران ، یک بار دیگر دوران درخشان گذشته ی خود را، به عنوان مرکزی برای معرفی و اجرای آثار شاخص تئاتر ایران تجربه کرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استاد!
سلام!
حتم دارم که میبینید و میشنوید و می خوانید و مثل همیشه بیشتر از همه ی ما در اندیشه ی یک (( می اندیشید )).
می خواهم سمت نگاهتان را سوق دهم سمت سنگلج.همانجایی که با رفیق عزیزتان استاد بیضایی بخشی از تاریخ نمایش کشورمان را رقم می زدید. البته شما کمتر آن شمت ها می رفتید.ولی همان حضور کمتان تاثیر خود را حتما داشته.
نه نه !!! نگرانش نباشید.هنوز ستون هایش برقرار است و پا برجا. چراغ هایش هم سوسویی می زند.
اما همینک بنگر که شاگردانت چلچراغی راه انداخته اند از نوع نمایش ناب ایرونی.
پر شور ، پر عشق ، سفت و محکم چون طنین گرم صدا و نفس های شما همچون روزگاری که زیر سایه تان بودیم.
مثل شما پس می زنند همه ی (( نباید های )) روزگار را و سرودی با لحن عشق می خوانند برای تماشا کن ها.
چشمشان به در از شب اول خشک شده است که شما را ببینند و پذیرایی شوند از محضرتان با لبخندهای دلنشینتان و اندکی پس گردنی....
همه شما آنجا بودید...در نفس هایشان... در میزانسنها....در نوع دیالوگ گویی ها.
خوش به حالمان که شمارا داریم.
و خوش به حال گروه (( پائیز 87 )) طلایی ترین نقطه شروعشان شما بودید و هستید و خواهید بود.
با شما سخن می گویم!
عالیجناب (( سمندریان ))!
حال این گروه خوب است چون شما هستید و خواهید بود.
جاویدان ... دیدن ادامه » باد نامتان و شاگردانتان.
خاطرات هنرپیشه نقش دوم را رج خواهند زد تماشا کن ها با ردیابی ایی از خاطرات شما.
راستی استاد.....
کار بعدی گروه هم بیایید.
پس گردن هامان آماده است.
نمایش خاطرات هنرپیشه نقش دوم برای دومین بار به مدت سه شب در تاریخ های ۱۹،۲۰،۲۱ روزهای چهارشنیه پنج شنبه و جمعه اسفند ماه تمدید شد.
مهسا این را خواند
شادی بهرامی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک گروه جوان و پرانرژی و با آتیه خوب
اولین چیزیه که با یادآوری این تئاتر به ذهنم میاد
وقتی کاری رو بهرام بیضایی بنویسه خیلی باید بقیه عوامل ناشی باشن که کار رو بد دربیارن که خوشبختانه با درایت این گروه این اتفاق نیفتاد و کار بسیار خوب بود
من بلیت این نمایش رو صرفاْ با دیدن اسم بهرام بیضایی خریدم ولی وقتی از تماشاخانه بیرون اومدم نمیتونستم بازیها و تاثیر گروه رو نادیده بگیرم
وقتی این تئاتر رو تماشا می کنی چیزی به اسم گذر زمان رو حس نمیکنی؛باورم نمیشه که بیش از سی سال از نوشتن این نمایش گذشته باشه؛انگار برای همین دیروز و امروزِ؛ واقعا راسته که تاریخ هر روز و هرلحظه تکرار میشه!
از همه عوامل این گروه تشکر می کنم و به قدردانی از بهرام بیضایی می ایستم و دست می زنم که حضورش در این نمایش بسیار بسیار بسیار پررنگ بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرا به عقل متهم میکنند و من از آن آزادم. مرا میگویند پنهان کن آنچه در سر داری، و آنچه در دل داری و آنچه اشک چشمانت فاش میکند. من عقل را جواب گفته ام، و اشک چشمانم از من فرمان نمی برد. هر چه در سر دارم خود بر زبانم جاریست و بر زبانم هیچ جاری نیست جز لیلی

فوق العاده هستن دیالوگای مجنون
امشب برای بار سوم این نمایش را دیدم. و این بار بازی ها بسیار بهتر از دو اجرای قبل بودند. و من با افسوس که که این اجرای آخر است سالن را ترک کردم. بازی ها همه خوب و بی نظیر. دیالوگ های به جا و تا ثیر گزار. کارگردانی بی نقص. موزیک ها به جا . ممنون از همه عوامل اجرای این کار ارزشمند. هزاران آفرین به حسن انتخاب این متن ارزشمند و کارگردانی قوی و بازی های به یاد ماندنی .
» تا ۲ پاسخ


میترا هاشمی، آقام کیمیایی و مهسا این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و دست مریزاد به تک تک عوامل این نمایش،
این نمایش رو دیدم و به جرأت میتونم بگم یکی از بهترین نمایشایی بود که تا حالا دیدم و بسیار لذت بردم و تحت تأثیر قرار گرفتم. خود نمایش گویای تمام زیبایی ها و نقاط قوتش بود بنابراین دیگه نیازی به تعریف نداره، فقط میتونم بگم که همه ی ابعاد نمایش عالی و با کیفیت بود.
ممنون از این گروه که چنین تجربه ی خوب و نابی رو برای من رقم زدن.
با سلام و خسته نباشید خدمت کارگردان نمایش خاطرات هنرپیشه نقش دوم و عوامل کار، من این نمایش برای بار دوم جمه شب دیدم و خیلی از اتفاقات و میزانسن ها رو بیشتر از دفعه ی اول درک کردم ، واقعا این اثر رو باید چند بار تماشا کرد، و هر بار جذابیت اینکار بیشتر میشه برای مخاطبان، بازی ها فوق العاده بود، مخصوصا بازی کاراکتر های اصلی، و هماهنگی افراد حزب انقدر بالا بود که انگار اینکار ١ سال تمرین شده نه ٤ ماه، واقعا خسته نباشید همه و ممنون از اینکه در این اثر انقدر به مخاطب احترام گذاشه شده، دوستان عزیزی که اهل هنر هستند به عقیده من اینکار و از دست ندن، با آرزوی موفقیت برای همه
همگی خسته نباشید
نگاهی متفاوت از اون چیزى که من فکر مى کردم وهمین نکته حس خوبى بعد از اجرا برام گذاشت
خیلى حس عجیبى برام بود چون اولین تئاتر زندگیم همین اجرا بود و من دیالگ هاى؛ آخه تف کردن بى ادبیه : و به مجرد أجاره نمى دیم و ... رو خیلى خوب یادمه
تک تک دیالوگ هاى این متن رو با بچه ها تکرار مى کردم و نگاه عجیب کارگردان و بازیگران برام جالب بود .

و بازى سهیل ساعى و محمد ابو حمزه برام جذاب بود این براى این نبود که بگم از بازى دیگر عزیزان خوشم نیمد این دو نَفَر ریتم بدنى و حال خوبى برام داشتن ،یا شاید بهتره بگم خیلى بیشتر به چشمم مى یامدند
در کل من با یه موسیقى با حال ، نور جالب. و کلى انرژى از طرف صحنه و.....از سالن بیرون اومد
با آرزوى دیدن کارهاى دیگه از این گروه پر انرژى
وقتی بلیط این نمایش رو میگرفتم، انتظار یک اثر قدرتمند رو داشتم.
هنگامی که سالن نمایش سنگلج رو ترک میکردم، از اون چیزی هم که انتظار داشتم راضی تر بودم.
در مورد نمایشنامه که حرفی نیست. بهرام بیضایی نیازی به تعریف و تمجید نداره.
بازی ها همه عالی بود. نقش های اصلی مخصوصا نقش بلقیس عالی بودن. نقش های جانبی هم کاملا انتظارات رو براورده میکردند.
نور پردازی عالی بود به نظرم. موسیقی متن عالی بود. و مهم تر اینکه در جاهای کاملا درست از موسیقی استفاده شده بود.
و انقدر دیالوگ های خوب زیاد بودن که دائما تو فکرم در حال چرخشند.
خیلی خوشحالم که تماشای این اثر هنری بزرگ رو از دست ندادم.
و دیدن این اثر رو به همه ی تئاتری ها پیشنهاد میکنم.
در نهایت ممنون از افشین زمانی بابت ساخت نمایش به این قدرتمندی.
این نمایش رو یکی از دوستان فیسبوکیم توصیه کرد.
بعدش که اومدم اینجا کامنتارو خوندنم ترغیب شدم که حتماً ببینمش.
خیلیم خوب بود بنظرم... اما این حجم از تعریف و تمجید برای این کار برام زیاد منطقی بنظر نمی رسه.
داستان و پردازشش خیلی خوب بود اما گارگردانیشو زیاد نپسندیدم.
ریتمش خیلی تند و یکنواخت بود. انقد همه جاش با داد و فریاد و شلوغ کاری همراه بود، اونجاهایی که باید بیننده رو توی ازدحام و استرس می برد دیگه کاری نمی شد کرد.
بازی نقش های کلیدی (بجز بلقیس) خیلی خوب بود اما بقیه چنگی بدل نزدند. به خصوص گریه کردن های اون مأمور پلیس انقد مصنوعی و تغییر حالت هاش سریع بود که بیشتر بدرد کارهای طنز می خورد.
اما در مجموع از دیدنش پشیمون نشدم.
البته این نظر شماست و محترم هم هست.
اما بدون شک بازیگر نقش بلقیس از بهترین ها بود.
و اون حالت های گریه هم جزیی از کار بود. و مصنوعی بودنش اصل پیام اون صحنه بود.
مبخواستم امشب نقد بنویسم اما ننوشتم.
چون اثری به این بزرگی نیاز به ساعت ها تفکر عمیق داره. ... دیدن ادامه » بعد از تفکر و تعقل راجع به این اقر شاید جرأت نقد کردن رو بدست اوردم.
۰۷ اسفند ۱۳۹۴
سلامت باشی دوست عزیز.
خیلی خوبه که نظر های همدیگه رو به اشتراک میگزاریم.
نقد تئاتر چه مثبت چه منفی نشانه ی زنده بودن اون تئاتره.
تئاتر های خیلی بد رو حتی ادم دستش به نقد منفی نمیره.
من یک نقد مختصر راجع به این اثر نوشتم و خوشحال میشم بخونی.
از اشنایی ... دیدن ادامه » با شما دوست عزیز و محترم خوشوقتم.
۰۸ اسفند ۱۳۹۴
منم همینطور... سپاس بی کران.
۰۸ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمام وقایع این نمایش قبل از بهمن 1357 میباشد.
مینا سمیع زادگان و صدف اسماعیلی این را خواندند
امیر مسعود فدائی و فاطیما م این را دوست دارند
این جمله تو قسمتی از اجرا گفته شد؟!
۰۷ اسفند ۱۳۹۴
یه جاش به فرمان امام اشاره کرد... احتمالاً واسه گرفتن مجوز لازم بوده )
۰۷ اسفند ۱۳۹۴
این جمله ابتدای کتاب نمایشنامه نوشته شده.
۰۷ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد اجرای این نمایش تا ۱۴ اسفند ماه تمدید و فروش روزهای جدید فعال شد.
نیلوفر شریف و مهسا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون آقای زمانی. ممنون سهیل ساعی عزیز. ممنون از اجرای گروهی خوبتون.
اگه از یه ذره ناهماهنگی بین همزمانی همخوانی ها بگذریم، که به نظر من مهم هم نیست. اما اگه نبود بهتر می شد. من اسم این اجرا رو می ذارم یه اجرای عالی از گروهی خوب بر اساس متنی خوب!
با این کار می شه سومین کاری که از شما می بینم. اولی بازی استریندبرگ که البته کارگردانی سهیل بود و بازی افشین و بعدی بچه های ننه دلاور که فکر کنم کارگردانی افشین عزیز و بازی سهیل و سومی هم این اجرا.
گرچه معتقدم هیچ کدوم از این اجرا ها بخوبی بازی استریندبرگ نبود اما اگه بین اجراهایی که دیدم تا حالا بخوام رده بندی کنم هر سه اجرای گروه شما جزو بهترین های من هستند
ممنون از زحمت تمام بچه های گروه
لذت بردم. فکرم درگیر متن و بازی ها شد و لحظات اجرا در حافظه من حک و ماندگار شد.

روزای خوب چقد کوتاهه...
*
پول که اگه وفا داشت دست به دست نمی گشت...
*
-بد نگذره؟
-خوبیش اینه میگذره!
*
-تو عاشقش هستی؟
-من دلواپسم
*
کدوم مهم تره؟ اونی که میمیره یا اونی که براش میمیری؟
.
.
اجراهای پایانی این نمایش رو از دست ندید...
پیشنهاد ... دیدن ادامه » می شود :)
البته فک کنم اولی این بود:
پول اگه وفا داشت دست به دست نمی چرخید
۰۹ اسفند ۱۳۹۴
ممنونم خانوم هدی درسته
۱۰ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خاطرات هنرپیشه نقش دوم را دیشب دیدم. بسیار زیبا بود. اصولا آثار استاد بیضایی همواره بر پایه سوژه طرح و برنامه ریزی می شود به همین دلیل به حدی موضوع قصه زیبا بود که نیازی به اکسسوار صحنه و غیره نبود. به جز بازی قوی نقش ذوالفقار و موهبت بقیه گروه بازی چندان قوی ارائه ندادند. نقش بلقیس صدایش گرفته بود و به سختی می شد تلفظ واژه ها را تشخیص داد. بقیه نیز به قدری شتاب زده و شلوغ اجرا کردند که دیالوگ هایشان یا در صدای یکدیگر گم می شد و یا چنان سریع می گفتند و صحنه را ترک می کردند که احساس کردم فیلمی با دور تند می بینم. در کل بسیار زیبا بود و از زحمات همگی تشکر می کنم.
بآ آرزوی موفقیت های بیشتر
من یه دانشجو بودم ، الان یک کارگرم و پدرم هم یک معلم بود.
اونجایی که توضیح میدادید که چطور شبیه یک معلم باشیم... با جمله به جمله اش یاد پدرم در ذهنم تازه میشد و...
لباسشون کهنه و نخنماس اما کثیف نه... زیاد کتاب میخونن پس پشتشون خمیده س... خجالتین...

اونجایی که اعتراضات ساختگی دانشجو نما ها رو بخوبی نشون دادید خاطرات دانشگاه برام زنده شد وقتی که سال 88 اتوبوس اتویوس آدم (دانشجو!) از خارج از دانشگاه آوردند و جلوی ما پیاده کردند تا صدای اعتراض ما رو با عربده های اونها خاموش کنند...

با اختلاف زیاد یکی از پرمحتواترین ، جسورانه ترین و بهترین نمایشی هایی بود که تا بحال دیدم

ای کاش باز هم این نمایش تکرار بشه چون دوست دارم این نمایش رو بارها ببینم.
همگی خسته نباشید و خدا قوت
«با دست اینهمه خالی
با دهان اینهمه در بند
سرابی این چنین فریب
راست هایی اینهمه دروغ؟»
این نمایش فوق العاده را من تا حالا دوبار دیدم. مدتها بود چنین اجرای گیرا و نفس گیر و جسورانه یی ندیده بودم. افشین زمانی کارگردان اثر با خوانش خلاقانه خود باعث شده تا این متن درخشان بیضایی غبار زمان بتکاند و بار دیگر چشم ها و دل ها و اندیشه ها را مجذوب خود کند. دیدن این نمایش را به همه توصیه می کنم.
کدوم مهمتره اونی که میمره یا اونی که براش میمیری ؟!
من 2بار این کارو دیدم هر بار معنی تازه ای از توی این کار پیدا کردم
تبلیغات کارو که برای اولین با دیدم به خودم گفتم دوباره و دوباره باید کاری ببینم که پشتش هیچ فکری نشده ..! اما ...
آقای زمانی آقای کارگردان
شما توانستید با دانشی که دارید کاری و بسازید که من وقتی از در سالن سنگلج بیرون میام مدت ها روش فکر کنم و از سر رضایت لبخند بزنم آقای زمانی نازنین بنده اومدم تا دوستانی که از کار شما تعریف کردن و بکوبم ولی آنچنان لذتی بردم که حاضرم بارها نمایش و ببینم هر بار با وجودم برای شما دست بزنم و به کسانی که این کار و از دست میدن بخندم .
برای شما و گروهتون بیش از اندازه خوشحالم و امید وارم که موفقیت های آیندتونم ببینم
پیروز باشید