تیوال نمایش کوچه برلن
S3 : 03:09:58
  ۲۱ بهمن تا ۲۵ اسفند ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
  ۴۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: محمد چرمشیر
: سجاد افشاریان
: مرتضی درویش زاده فرد

: سهیل کرمیار
: ندا نصر
: سجاد افشاریان
: شهاب اشتری
: نغمه ارجمند
: افروز شادکی
: علی سیمایی (صفحه تیاتربازار در اینستاگرام)
: سام بهشتی
: محمود نصیریInstagram.com/teatrbazzar

گزارش تصویری تیوال از نمایش کوچه برلن / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، سالن ارغنون
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این نمایشو قبل عید دیدم ، واقعا محشر بود همونجوری که انتظار میرفت
عالی بودن نمایش به کنار
یک موسیقی آخر نمایش پخش شد ، که خیلی خوب بود و من قبلا شنیده بودم
ولی کجا رو یادم نمیومد
بعد فکر کردم خوده سایت تیوال گدشته بود تو همین صفحه خرید
الان بعد از چند وقت یاده اون آهنگ افتادم ، اومدم دیدم نه اینجا نبوده
اگه کسی اسم اون آهنگو میدونه ممنون میشم بگه
مجتبی مهدی زاده این را خواند
علی سیمایی این را دوست دارد
همه چیز تقصیر باد است. آیدا شاه قاسمی.
۱۹ فروردین ۱۳۹۵
خانم عظیمی عزیز ممنون ، پیدا شد :)
۳۰ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خیلی بچه بودم پسرعموم یه مقوا چسبونده بود به آیینه اتاقش تقریبا بنفش رنگ !
روش نوشته بود : what have you done for gad, today?
زیرشم نوشته بود : امروز برای خدا چه کرده ای؟
از همون بچگی برام این جمله جالب بود!
هی میرفتم و میومدم تو اتاقش ، بهش خیره می شدم چند دقیقه ای ! قدمو بلند می کردم که راحت تر ببینمش !
لامصب یه تیکه مقوا انرژی عجیبی داشت...
انقدر رفتم عین ندید بدیدها رو به روش وایسادم تا یه روز پسر عموم صدام زد گفت میخوام بهت یه هدیه مهم بدم !
گفتم چی؟ گفت این مقوارو .
وقتی دیدم اون مقوای لعنتی پر انرژی بنفشه ، خیلی ذوق زده شدم. هرچند که سعی کردم به صورت احمقانه و بچگانه ای اون ذوقو پنهان کنم !
زدمش به تابلو کائنات اتاقم و البته متاسفانه بعد از یه مدت فراموشش کردم میون همه مقواهای چسبیده به تابلو!
خلاصه...
تو عالم بچگی ازون مقوا یاد گرفتم خدا ،خدای دادن نیست... خدای سختی ها نیست !

فهمیدم این جاده عاشقی دو طرفه است ... یه وقتهایی هم باید از خودت بپرسی
از این خویش، از این وجدان درآخر روز...

من ... دیدن ادامه » چه کردم که شعف انگیزم در دل تو؟

من چه کردم امروز؟ من چه کردم امروز؟
سجاد جان افشاریان خواستند آخر نمایش از حالمان برای گروه اجرایی بنویسیم
برای من موسیقی فوق العاده آخر و متن آن و نزدیکی اش به این جمله و ماجرای کودکی ، عجیب حالی بود
چند سالی بود که اون هدیه مهم رو فراموش کرده بودم ، و دوباره افشاریان خان این هدیه مهم رو به من داد!
اما ای کاش از ابتدا این ارتباط خوب بین من و بازیگر شکل گرفته بود... اما متاسفانه بازیگر این کار را نه باور کردم نه احساس نزدیکی میانمان رخ داد! کاش در کنار متن خوب چرمشیر و حال عجیب نمایش و انرژی عجیبتر موسیقی بازی قابل باور تری ارائه می شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه میتونی اینو -اشاره به قفل بزرگ- باز کن.
نمایش کوچه برلن متن فوق العاده ای داره و با این که یک اجرای بی نظیره و تا پایان با ریتم خوب و عالی پیش میره ولی برداشت شخصی من این بود که چقدر حیف که این اجرا با این قوتش در نقطه پایانی یکباره رها میشه. هرقدر هم که آهنگ آخرش زیبا بود ولی واقعا کمکی به پایان کار و اون حس رها شدن نمیکرد. با این حال این کار یکی از بهترین مونولوگ هایی بود که دیدم .

به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
نمایش کوتاه و زیبایی بود من از تماشای این اجرا امشب بسیار لذت بردم
انا موافقم تماشاچی هنوز بلاتکلیف بود و از تمام شدن احرا نامطمئن
از جناب اقای درویش زاده تشکر میکنم و ازشون عذرخواهی میکنم اجراشون قابل تحسین و تشویق بود منتها اینقدر سریع بود انتهای اجرا که نشد از ایشون قدردانی کنم
موسیقی اخر عالیییی بود
سجاد افشاریان و صحرا توکلی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز این نمایش رو دیدم
نمایشی زیبا و تاثیرگذار از باورهای دینی ما
اگرچه نمایشی کوتاه بشمار می آید ولی بسیار مورد پسند می باشد.
اهنگ اخرش هم بسیار قشنگ بود.

به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به کوچه برلن بروید.

سجاد افشاریان با تجلی متن چرمشیر بطور موجز و موفق ویترین گزنده ای از باورهای ملوّن بنجل که زیر ذهن عابر تماشاچی کم و بیش ملبس بدانهاست را در ارغنون به حراج گذاشته است.
کوچه برلن کهن بازار مکاره ای که اجناسش با یکبار شستن یا آب می روند و یا کش می آیند همانگونه که بسیاری از عقاید نخ نما بی آنکه به تار و پود معتمد و منظمی تنیده باشند همچنان نسل به نسل برساخته شده و بقای خود را تحت لوای کروکی هایی که برایمان می کشند و مقصر و محکوم مان می کنند، تضمین می نمایند.
گزش نمایش افشاریان تا حدی ست که شاید مخاطب گاه احساس ناخوشایندی را تجربه نماید و این خود مصداق توفیق اثر در حصول نتیجه است.
از تماشایش غافل نشوید.
متشکرم.
خوبیه شما اینه که مال قبلی... از این جدیدی ها نیستی که بپیچونی!


(محمد چرمشیر، شیردلی دلربا)
کوچه برلن، بیان خرده فرهنگهایی به قدمت "" کوچه برلن""
یک مونولوگ ساده و بی تکلف که با چاشنی طنزی لطیف، خرده فرهنگهایی به قدمت "" کوچه برلن"" که خانواده های ایرانی را به "" اثیری "" گرفته؛ بیان میکند.
می گویم "" اثیری""؛ چون عنصر غیرمادی "" اثیر"" به مثابه کاتالیزوری است که با سرعتی بی حد و حصر در روح و ذات عناصر مادی نفوذ کرده و قدرت اراده و کنترل آنها را سلب میکند.
خرده فرهنگهای ریزی که داییِ منیژه بادامچی در خلال درد و دلهایش با صاحب نامرئی سقاخانه ، به انها اشاره میکند؛ حکم همان "" اثیر"" را دارد که خواسته یا ناخواسته و به واسطه دست به دست شدن از نسلی به نسل دیگر ( فارغ از اصالت و صحت و سُقم آنها) و به روح و ذاتِ عاملین به آنها نفوذ کرده و به مانند حکمی بلاتغییر مورد قبول و اجراست .
بیان این ... دیدن ادامه » خرده فرهنگها از زبان مردی با عنوان " داییِ منیژه بادامچی" همراه با حالات روحی گوناگون و مزین به چاشنی طنز، به نوعی اعتراض و عدم پذیرش آنها از سوی دایی جان است . اعتراض به خرده فرهنگهایی که سالها با آنها دست به گریبان بوده و شاید بنا به اقتضای زمانی و مکانی قدرت اعتراض و مخالفت نداشته و حال؛ حضور در کنار سقاخانه با صاحبی نامرئی ، مفری و مأمنی برای برون ریزی این اعتراضها پیدا کرده است .
وقتی " داییِ منیژه بادامچی" قضیه عروسی رفتنهای مکرر، خصوصاً حضور در مراسم و مجالسی با نسبت هفت پشت غریبه را بارها و بارها تکرار و تاکید میکند، به نوعی با این تکرار میزان اشمئزاز خود از پایبندی به تعارفات غیرمعمول و ناهنجار را بیان می کند که در نهایت امیدی به اصلاح و ترکشان ندارد.
در خصوص وجه تسمیه نمایش به "" کوچه برلن"" اینگونه برداشت کردم که غیر از اشارات کلامی به این مکان، اشاره به تشابه قدمتی که این کوچه با قدمت خرده فرهنگهای گاهاً بی اساس و بی پایه و بدون هیچ ریشه و اصالتی خالی از لطف نیست .
در پایان برای آقای افشاریان و همکارانشون آرزوی موفقیتهای روزافزون دارم . سلامت باشید و سبز
پرند جان نوشته ات را کامل نمی خوانم ..می گذارم برای بعد از تماشای نمایش که تصمیم نداشتم ببنمش..
مرسی که می نویسی دوست فعال و خوبم :))
۰۴ اسفند ۱۳۹۴
جناب کیان، چه تشبیه جالب و تامل برانگیزی :)
۰۵ اسفند ۱۳۹۴
پرند بانو سپاسگزارم ツ جالب و تأمل برانگیز تئاترست.

۰۵ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش سه روز آخر هفته یِ نمایش شروع شد دوستان , کوچه برلن ساعت 18 تئاتر ارغنون ...
سلام و خسته نباشید به تمامی عوامل کوچه برلن مخصوصا دایی منیژه بادامچی(مرتضی درویش زاده فرد) انقدر خوب اجرا کردن که اون لحظه تمام چالشی که خودش و توش گرفتار کرده بود و با تمام وجودم حس میکردم و به اندازه اون واسه منیژه ناراحت بودم و از خدا طلبکار،،،،،، آقای چرمشیر عزیز و آقای افشاریان جان دل واقعآ دمتون گرم کارتون خیلی عالی بود.....
ممنون از نظرتون عزیز جان
۰۳ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خندیدم. کوتاه بود خیلی. بیان خیلی عالی بود. بدن هنوز کار داشت. آخر نمایش هم بلاتکلیف موندیم!
بهروز، سجاد افشاریان، لیلی، محراب و یاسمن این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب سجاد خان افشاریان عزیز، دیشب نمایش کوچه برلن رو دیدم. چالشی که دو سال پیش دست به گریبانش بودم و دیشب هم دایی منیژه بادامچی باهاش کلنجار می رفت، دست به دامن شدن به مخلوق بسی با همتا و زاری و التماس و خواهش از او به جای خالق بی همتا. نکته جالبش این بود که دایی خان منیژه خانوم هم دچار تردید بود و با خودش کلنجار می رفت؛ جالب بود چون مطمئناً هر کدوم از مایه همچین تجربه ای رو تو زندگی امون داشتیم و تمام اون لحظات رو لمس کردیم.نمایش دیشب یک تلنگر دیگه بود به من که برم سراع خالق یکتا و شکرگزارش باشم و با خودش گپ و گفت کنم بدون واسطه ....
سجاد خان افشاریان ممنون از کار زیبایتان هر چند که من کارهایی که نویسنده اش هم شما باشید (او شمال من، جنوب من، شرق و غرب من بود و ...) بیشتر به دلم میشینه و لذت میبرم.
دمتون گرم و همیشه موفق باشید.



ممنون از توجهتون جون دل
۲۸ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخه شما خیلی تو کارِ این " کروکی" ها نیستی. این هام سوءاستفاده می کنن. اون تصادف که من دیدم اگه " کروکی" اش رو می دادی دست بچه کلاس اول بکشه، بهتر از این می کشید. ببین دیگه چه جوری کشیده. یه جوری کشیده که انگار ماشین پارک بوده این “ منیژه بادامچی“ اومده خودش رو کوبیده بهش. حرصم از این می گیره که می آن همین " کروکی" رو می دن دست شما، شما هم از همه جا بی خبر، می گی حتما راست می گن دیگه. بعد هِی این کارِ “ منیژه بادامچی “ رو عقب می ندازی. اون بیچاره تو بیمارستان هی داره به عزراییل بفرما می زنه، شما این جا این دست اون دست می کنی. خب چرا این دست اون دست می کنی؟ چرا جواب آدم رو نمی دی؟ من یه ساعته این جا نشسته م دارم باهات صحبت می کنم، دریغ از یه جواب خشک و خالی که بِدی به ما. این که رسمش نمی شه. از دست این مَردم لَچر می آن به تو شکایت می کنن. از دست ... دیدن ادامه » تو باید رفت به کی شکایت کرد؟ آخه خب نشسته ی این جا برای همین کارها دیگه. اگه به داد یه زن بدبخت با چهار سر عایله نرسی می خوای به داد کی برسی؟ این همه آیینه بندون ات کردن برا چی؟ برای این که یه گره ای رو باز کنی دیگه. اگه این کارم نکنی که این اَلنگ و دولَنگ به چه دردی می خوره؟ هرکی جای تو بود، این همه که ما گفتیم، کَمِ کَمِش، یه تُکِ پا پا می شد می اومد اون بیمارستانِ خراب شده یه نگاه می کرد ببینه اون زن بدبخت چه اش شده آخه. نمی گم شکل فلان هنر پیشه ی خارجی بود، اما بیا ببین حالا چی شده. ریخت نمونده به صورتش. یه جای سالم تو تنش نیست. له شده رفته. بیا ببین آخه چه وضعی شده وضع این خانواده ی بدبخت. مادره اون ور غش و ضعف. پدره این ور کمر شکسته. شوهره اون جا تو سر زنون. بچه ها هم که آواره. این که نشد وضع. چیزی نخواستیم اَزَت. گفتیم تو که پسرخاله به دخترخاله می رسونی، یه کاری ام برای این دختر خواهر ما انجام بده.
نمایش خیلی عالی بود ممنون جناب افشاریان عزیز.راستی بابت مطالب خوب کانال تلگرامیتون هم سپاسگذاریم موسیقی ها و متن های خوبی که به اشتراک میگذارید.
۳۰ بهمن ۱۳۹۴
خواهش میکنم :)
۰۲ اسفند ۱۳۹۴
جناب افشاریان درود ها بر شما و تیم کاربلدتان.
آقا مرتضی درویش زاده جان خدا قوت عزیز دوستداشتنی.
همتیوالی گرامی علی سیمایی سپاس.
شب فراموش نشدنی و پرباری برای من رقم زدید.
امیدوارم دیگر دوستان از فرصت باقی استفاده نمایند و از اثر مؤثر شما خوبان بی نصیب ... دیدن ادامه » نمانند.
۰۵ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش پنج شنبه و جمعه کوچه برلن باز شد
آتیه بهی پور، Leiliapex و محمد لهاک این را خواندند
آرش رضایی، ف کیوان، علی آزرم و مهسا بوجاریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو روز مانده تا شروع نمایش کوچه برلن ؛ به امید اینکه زودی ها ببینیم همو
شب افتتاحیه بودم...عالی...پایانی فوق العاده...مرسی سجاد افشاریان
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید