تیوال نمایش لوله
S3 : 01:59:31
  ۱۶ مهر تا ۰۴ آبان ۱۳۹۷
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: علیرضا اجلی
: محمدرضا آبادی، ارغوان راستی، ابراهیم عبدی، مصطفی عطری، زهرا فضل اله، یاسمن وفایی، حسین یوسفی

: آتنا قیدی
: نوشین صفری
: مجتبی شاملو
: عرفان فرشی زاده
: یاسمن حسین پور
: علی خانزادی، بهرام حاج جعفری
: معصومه جاوید
: شهره شاهی سوندی
: شایان کیانی

اجرای پیشین این نمایش در جشنواره تیاتر دانشگاهی

کارگران سازمان رسمی اخراج می شوند، <لا>گویان پنهان، آری می گویند به سکوت.

گزارش تصویری تیوال از نمایش لوله / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یادداشت فرزام قدیری نیا برای نمایش لوله

» «لوله» روایتی از لا گویانِ پنهان

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اگه برات لالایی بخونم خوابت می بره؟
اگه برات بخندم؟
اگه بگم، خیلی وقته یه چیزی، یه چیزی تو گلوم گیر کرده
میخوام بهت بگم...
نمیشه اول تو خوابت ببره؟
نمیشه
تو
برام لالایی بخونی...
اشک تو چشم آدم جمع میشه با خوندن اینا. اتا جان ممنونم خیلی
۱۲ آبان ۱۳۹۷
خواهش میکنم جناب ونائی
۱۲ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگرا واقعا زحمت کشیدن و با جون و دل اجرا کردن. واقعا به دلم موند سیر تشویقشون کنم. متن و کلمات انتخاب شده خیلی هوشمندانه و خلاقانه بودن، استعاره‌ها و اشاره‌ها... موسیقی هم خیلی خیلی خوب و متناسب بود. من به همه‌ی دوستانم پیشنهادش کردم و امیدوارم استقبالی که استحقاقشو داره ازش بشه، حداقل تو این روزای آخر اجرا. استحقاقشون خیلی بیشتر از این حرفاست.
خرید بلیت سانس های پایانی این نمایش با بازی یاسمن وفایی، ابراهیم عبدی، مصطفی عطری و.. از چهارشنبه ۲ تا جمعه ۴ آبان‌ماه همینک آغاز شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از یکشنبه ۲۹ مهر تا سه شنبه ۱ آبان، به نویسندگی و کارگردانی علیرضا اجلی و با بازی محمدرضا آبادی، ارغوان راستی و ... آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام-همه ی گروه خسته نباشید. چقدر متن و لحن عالی بود-متوجه گذر زمان نشدم. بغض. چقدر شماها خوب بودین، خیلی زحمت داشت این کار ولی همه چیز عالی،درست، خوب و بی نظیر بود...چقدر دوست داشتم در پایان نمایش که دیشب بود میآمدید و من حسابی براتون دست و سوت میزدم....
به همگی پیشنهاد میکنم حتماً حتماً از دویدن بدنبال سربلیتی ها دست بردارند و بجاش هنرمندان واقعی و بی دعا همچین کاری رو حمایت کنن...
این مبلغ های سنگین در سالنهای مجلل ، در مقابل این سالن ها و این مبلغ ها...
نوشتن مفصل در موردش رو به بعد از دیدن دوم واگذار میکنم فقط الان بگم اگه تئاتر فیزیکال و کم دیالوگ دوست دارید بشتابید و از این گروه جوان و پر انگیزه بیشتر حمایت کنید حیفه که سالن نصف پر میشه
سلام.تلگرام نتونستم پیداتون کنم.آدرس دیگه میومد.درباره ی کار بلوچستان.آدرس خودمو میذارم ممنون میشم پیام بدید که ذخیره کنم.
@Ebrahima64
۰۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://www.honaronline.ir/بخش-نمایش-3/125266-بی-عدالتی-در-میان-طبقه-کارگر-روایت-علیرضا-اجلی-از-نمایش-لوله
سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش "لوله" به نویسندگی و کارگردانی علیرضا اجلی از 16 مهرماه ساعت 18 در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است و بازیگران آن محمدرضا آبادی، ارغوان راستی، ابراهیم عبدی، مصطفی عطری، زهرا فضل‌اله، یاسمن وفایی و حسین یوسفی هستند.

علیرضا اجلی در گفت‌وگو با هنرآنلاین با اشاره به اینکه نمایش "لوله" پیش از این در بخش مهمان جشنواره تئاتر دانشگاهی روی صحنه آمده است، درباره ایده نگارش این اثر گفت: این نمایشنامه از فضایِ شیِ لوله نوشته شده است و به مرور به صورت کارگاهی، طی تمرینات و تداعی و صحبت با بازیگران منسجم شد.

او مضمون نمایش "لوله" را توضیح داد و عنوان کرد: مضمون این نمایش درباره بی‌عدالتی در میان طبقه کارگر است و این اثر جریان سرمایه‌داری را به چالش می‌کشد و لوله در این اثر به گروتسک می‌رسد.

اجلی درخصوص سبک و شیوه اجرایی این اثر نمایشی خاطرنشان کرد: شیوه اجرایی کار مبتنی بر حرکات فیزیکال است و کل هدف در این نمایش این بوده تا با تماشاگر ارتباط گرمی برقرار شود تا تاثیر کار چند برابر شود چرا که به نظرم چند سالی است که قالب آثار نمایشی بر مخاطب تاثیرگذار نیستند و انرژی لازم را به تماشاگر منتقل نمی‌کنند. انتقال انرژی در این نمایش باعث تبادل و رابطه متقابل بازیگر و تماشاگر است.

این کارگردان تئاتر درباره طراحی صحنه این نمایش یادآور شد: طراحی صحنه نمایش را خودم انجام داده‌ام و فضای صحنه پیچیدگی ندارد و در نظر نداشتم که نمایش را چندان طراحی کنم. مربعی در صحنه است که هفت بازیگر نمایش که یک نفر سرکارگر و مابقی کارگر تخلیه چاه هستند در آن بازی دارند و میزانسن‌ها از این مربع خارج نیست. دالانی در صحنه است که برایم بسیار با اهمیت است و این دالان روشن و خاموش می‌شود و سرکارگر از آن وارد و خارج می‌شود. پشت این دالان فضای سیاهی است که نشان‌دهنده فضای وهم و ترس است. صحنه با استفاده از 3 لته و نورپردازی، طراحی شده است.

او ... دیدن ادامه » ضمن بیان اینکه موسیقی نمایش را عرفان فرشی‌زاده طراحی کرده است، اظهار کرد: فضای موسیقی به کار نزدیک و اغراق شده و اکسپرسیونیستی است و با حرکات بدن بازیگران هماهنگ است. در نمایش از افکت نیز استفاده شده است.

علیرضا اجلی در پایان صحبت‌هایش گفت: طی یک ساعت اجرای این نمایش سعی کرده‌ایم فضای تاثیرگذاری را برای تماشاگر ایجاد کنیم و خوشبختانه با توجه به اینکه این نمایش تبلیغاتی نداشته است اما استقبال از آن بسیار خوب و راضی‌کننده بوده و امیدوارم این اقبال تا پایان اجراها ادامه داشته باشد.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: دستیار کارگردان و برنامه ریز: آتنا قیدى، منشی صحنه: نوشین صفری، مدیر صحنه: مجتبی شاملو، آهنگساز و طراح صدا: عرفان فرشى زاده، دستیار آهنگساز: یاسمن حسین پور، طراح افکت: بهرام حاجی جعفرى، طراح گریم: معصومه جاوید، مجری گریم: شهره شاهی سوندى و طراح پوستر و بروشور: شایان کیانى.

علاقمندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.
۲۴ مهر ۱۳۹۷
دقیقا برای بنده نیز این سوال ایجاد شده آقای عبداللهی :))
۲۵ مهر ۱۳۹۷
سلام دوستان
لطفاً اول کار و ببینید و بعد این مصاحبه رو بخونید
۲۵ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شعر بدن
نگاهی به نمایش «لوله»
سپیده رفیع‌پور

نمایش «لوله» به کارگردانی علیرضا اجلی که در بیست‌ویکمین جشنواره‌ی تئاتر دانشگاهی در چهار سانس در تاریخ 17 و 18 اردیبهشت‌ماه امسال در تماشاخانه‌ی انتظامی اجرا شد؛ نتوانست جشنواره را برای ورود به بخش مسابقه مجاب کند، این یادداشت کوتاه که پس از اجرای این نمایش در جشنواره به نگارش درآمد و فرصت انتشار آن دست نداد، سعی بر این دارد تا به بررسی مولفه‌های موجود در این اجرا بپردازد.
«لوله» در مواجهه‌ی خود با موضوعی که درباره‌ی آن بحث می‌کند رویکردی بر پایه‌ی درگیری حواس تماشاگر در طی اجرا را پیش می‌گیرد. در واقع اجرا با ریتمی که به تناسب وضعیت برساخته‌ی کنش‌های موجود، تند و کند می‌شود حواس تماشاگر را بحرانی می‌کند و بازیگران به وسیله‌ی بدن‌ها و لوله‌هایی که مدام به هم برمی‌گردند، ارجاع می‌دهند ... دیدن ادامه » و طی یک روند تماما عینی با حفظ ریتم به منزله‌ی حفظ محرک‌های عقل/احساس، ما شاهد رابطه‌ای عینی بین بازیگران و لوله‌ای که هر یک به آن استحاله می‌کنند؛ هستیم. بیشترین چیزی که در این اجرا به چشم می‌خورد بدن بازیگر است. بدن به مثابه‌ی تنها چیزی که هست و از بین می‌رود؛ قابل لمس است؛ قابل دیدن است و البته قابل فروپاشی و مستهلک شدن؛ و در بسیاری از بخش‌های اجرا تنها بدن است که بیان دارد؛ حرف می‌زند؛ و در واقع کارگردان با تاکید بر روی لکنت‌وارگی که در بیان بازیگران به کار گرفته و الکن ماندن تعمدی آن، بر وجوه بیان‌گر بدن بیش از پیش تاکید می‌کند؛ در واقع فضاسازی کارگردان در این اجرای یک ساعته بازنمایی و خیلی بیشتر از آن نقد ساختار قدرت در یک جامعه‌ی تحت بوروکراسی مضمحل‌کننده است. جامعه‌ای که سوژگی در آن همانطور که در ظاهر رشد می‌کند در اصل عقب‌گردی را در در پیش گرفته و تنها شکل این بوروکراسی فرساینده و مسله‌ی مورد معامله در طول اجرا تغییر می‌کند.
در واقع «لوله» از کهنه‌گی غالب در تئاتر فاصله می‌گیرد. و با وجود این که یک اجرای کامل به لحاظ فرم، متن، طراحی صحنه و... است. از تماشاگر غافل نمی‌شود و به خصوص در پایان‌بندی اجرا تماشاگر را در وضعیت تعلیق قرار می‌دهد. به گونه‌ای که اجرا در آخر نشانه‌ای از پایان در خود ندارد؛ و تلویحا حاوی این معنی است که مسله‌ی مورد پیگیری و بررسی این اجرا که همان مخدوش شدن و در نهایت از بین رفتن سوژه‌گی و تبدیل انسان به ابژه‌ای میزان شده با نظم نمادین و دروغین موجود است، حل و فصل نشده است و مسله علی‌رغم نشان داده شدن آن در طی اجرا به شکلی بصری و دیداری پس از اجرا در ذهن مخاطب ادامه می‌یابد؛ چرا که تضادی که در اجرا به آن پرداخته می‌شود به قوت خود باقی می‌ماند. خصوصا با توجه به پایان بندی اثر تاکید بر روی ادامه‌ی این اجرا خارج از دیوار‌های سالن بیش از پیش نمود پیدا می‌کند.
«لوله» اثری قابل اعتناست که در ذهن می‌ماند و بیشترین تلاش خود را برای بازگرداندن ویژگی تئاتر به تئاتر انجام می‌دهد؛ ویژگی‌ای که آرتو در تئاتر و شقاوت از آن تحت عنوان عمل آنی، خودانگیخته و خشنی که ویژگی تئاتر است یاد می‌کند. ویژگی‌ای که تئاتر موجود با هرچه جلوتر رفتن بیشتر از آن تهی می‌شود.
سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش رو به خیابان نگاه کرد و گریست
یکیش گفت به پیکان خسته اش که بایست!
یکیش اسم کسی را یواش برد که نیست

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش عکسی شد توی دست های سیاه
یکیش با چمدانی قدم گذاشت به راه
یکیش فکر زنش بود توی زایشگاه

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش زل زده شد توی چشم های پلیس
یکیش قایم شد توی دستمالی خیس
یکیش زن را برداشت رفت پیش رئیس!

سه ... دیدن ادامه » کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش مست شد از حسرت کمی شادی
یکیش رفت فرو در غمی خدادادی
یکیش مشت گره کرده شد در آزادی

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش رفت به دنیای آرزو و کتاب
یکیش رفت در آغوش دختری در خواب
یکیش رفت خیابان در انتظار جواب

سه کارگر وسط شعر راه افتادند
یکیش را سر میدان اوّلی کشتند
یکیش را سر میدان دوّمی کشتند
یکیش را سر میدان سوّمی کشتند


#سیدمهدی_موسوی
یکیش اسم کسی را یواش برد که نیست....
۲۴ مهر ۱۳۹۷
چقدر قشنگ بود
۲۴ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

از خود سوال می کنم
آیا آنان که در کارخانه اسلحه سازی کار می کنند
کارگران مرگ اند؟
آنان که فروشگاه لوازم آرایشی دارند
کارگران زیبایی؟
و من که شاعرم
من که سطر به سطر در هر شعر
خودم را تنهاتر می کنم
کارگر تنهایی ام؟
آیا
آنان که خانه نشین زندان اند
کارگران آزادی بوده اند
و کارگردان
با زندگی کارگرها بازی می کند؟!

چیزی ... دیدن ادامه » برای توضیح نیست
ما گرسنه ایم
و به هر قیمتی
و در هر کجا
کارگران مشغول کارند


#محسن_بیدوازی
از کتاب غم های تزیینی
نشر نیماژ
این نشر نیماژ چه کارای خاص و جذابی رو چاپ میکنه
۲۴ مهر ۱۳۹۷
جناب عبدالهی همه جور کاری داره نیماژ از خیلی خوب تا افتضاح
۲۴ مهر ۱۳۹۷
آها، ممنونم سپهر جان
نمیدونسم..به دو سه مورد برخوردم همه کارهای خاصی بودن
۲۴ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«پنج نفر از یه کشور جمهوری خواه»

یک

اِدی
کارگر کارخونه بود
بعد یه عمر،بازنشسته شد
اما قبل از اونکه از بیمه ی بیکاریش استفاده کنه
درست روبروی کارخونه افتاد و مرد!
تو نفس های آخرش گفته بود
«ما همون پیچ و مهره های دستگاه بورژوازی ایم
سگ به ما شرف داره»
آره فکر کنم دقیقن همین رو گفته بود!

دو

آرمی
یه ... دیدن ادامه » زندونی بود تو بند مرکزی
اونم یه کارگره!
آدمی که سرمایه دار نباشه،کارگره
اون تحمل زندون رو نداشت
یه روز زیر هشت رگ خودش رو زد
و خونش پاشید تو کوریدور
یه تیکه کاغذم تو دستش بود
توش اینارو نوشته بود:
«هرچی سنگه پیش پای لنگه
یه پای فقیر ها همیشه تو زندونه
بهمون می گن دله دزد
هیچ آدمی شرور به دنیا نمی آد
اونی که
آدم رو از راه به در می کنه
سرمایه اس سرمایه»

سه

صالح
یه کارمند آموزش و پرورشه
یه کارگر کت شلواری
جسم کارمند ها سالم می مونه
اونا کارگر های فکری هستند
صالح خلاف بقیه مهاجر شد
به یه کشور سکولار
کسی ازش خبر نداره
شاید تا حالا مرده باشه
اون هیچ نوشته ایی از خودش جا نذاشت
اما آدم تو زندگی
گاهی باس کار کنه
گاهی باس مبارزه

چهار

حیدر
یه کارگر زاده اس که ملّا شده
البته ملّا ها هم کارگرن
اونام آقا بالا سر دارن
مجبورن حرفای مفت یکی دیگه رو به خورد یکی دیگه بدن!
اون هنوزم یه ملّاس
زنده اس سرحال و قبراق
ولی خوابه
همه مفت خورها خوابن
شاید یه روز بیدار شه
و بفهمه
کارگر دینی یعنی چی
سرمایه دار دینی یعنی چی!

پنج

این یکی رو دیر رسیدم
حالا یه تیکه سنگ تو قبرستونه
که روش نوشته شده:
«چرا آدم بعد یه عمر کار کردن
باید تو نکبت و فلاکت بمیره؟»
قبر ها هم کارگرن
چون اگه سرمایه دار بودن
حتمن می شدن آرامگاه!


#سابیر_هاکا
از کتاب «دوری مثل آخرین طبقه ی یک آسمان خراش»
این آقای هاکا، نوشته هاش بشدت غم آلود ه و دردناک..یکم اش زیادی ه ولی فکر کنم بنظر من
مثلا این یکی از خوب هاش ه:
تنها دلیلی که با خدا دوست نیستم
به گذشته های دور بر می گردد
اینکه
خانواده شش نفره ما در اتاق کوچکی
زندگی می کرد
و خدا که تنها بود
خانه اش از ... دیدن ادامه » خانه ی ما بزرگ تر بود!
۲۴ مهر ۱۳۹۷
این شعرشون هم خیلی زیباست:
تا به حال
افتادن شاه توت را دیده ای!؟
که چگونه سرخی اش را
با خاک قسمت می کند؟
[هیچ چیز مثل افتادن درد آور نیست]
من کارگر های زیادی را دیدم
از ساختمان که می افتادند
شاه توت می شدند!
۲۴ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرم کار رو دوست داشتم ، فضای کار ، لوله ها و اکت ها به شکلی بود که توی خاطرم میمونه.
مظمون کار کمی برای من پیچیده بود . در واقع دو زاویه دید متفاوت در ذهن من تصویر میشد ،
یکی نگاه گلوبال و انسان در اسارت اقتصاد و به زوال رفتن اخلاق انسانی توسط قواعد اقتصادی
دومی نگاه لوکال به فضای کار و اقتصاد داخلی
که البته قسمتهایی در نمایش بود که هر کدام از این دو نگاه را که به ذهن من میرسید به چالش بکشد
مثلا دیالوگهای با لحن سیاسی با زاویه دید اول همخوانی نداشت و یا استفاده ابزاری از حضور بانوان در اقتصاد با نگاه دوم همراه نبود.
به هر حال من نتونستم به جمع بندی برسم.
خسته نباشید جانانه به بازیگران، کاراکتر سرکارگر رو هم خیلی دوست داشتم.

پ.ن. : لذت همراهی و تماشای نمایش با دوستان تیوالی نمایش را برای من خاص کرد.
کاملن با نظر شما موافقم
۲۳ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ضمن تشکر از گروه محترم برای ایده و انرژی مثبتشون، احساس من نسبت به کار این بود که تمرین کافی برای همچین کار سنگینی انجام نشده بود.
بازی ها و بطور کلی اجرا اگرچه خوب و قابل احترام بودن، ولی حس یه کار حرفه ای رو منتقل نمیکرد
اگرچه خیلی جاها کار رو نفهمیدم (که دو حالت میتونست داشته باشه: اول درک پایین، سواد کم و دقت ناکافی من، دوم بی منطق بودن قسمت هایی از کار و عدم ابراز صحیح ذهنیات خالق اثر)، ولی کاملا هوشیار و از بیرون، کار رو دنبال میکردم. در واقع این همه زحمت و انرژی من رو مسحور خودش نکرد و فضای اثر به من تحمیل نشد.

به نظر من عدم وجود رورنس در راستای دیالوگ های شعارگونه انتهایی سرکارگر خطاب به تماشاگران بود. به نوعی گروه اجرایی نگاه کاملا انتقادی به مخاطب و جامعه داشت و اصلا لازم نمیدید آخر کار بیاد جلوشون و ادای احترام کنه یا احترام ببینه (برای ... دیدن ادامه » من با این تفسیر، ایده جالب و بجایی بوده)

(97/07/23)
بعداً نوشت : ای کاش دست (گوش) یه سری از این بازیگران چهره رو میگرفتی و میاوردی مینشوندی تو سالن مولوی، تا میدیدن هنوز هستن کسایی که برای اجرا رفتن زحمت میکشن
۲۳ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تیاتر فیزیکال سنگین
نقش ها رو عالی بازی کردند ، بخصوص خانم های گروه
عالی بودند و پر انرژی
جناب محمد خان ونائی در دیدگاه اشون جمله ای گفتند که دقیقن وصف حال من هم هست : " فهم جزئیات کار برای من واقعا سخت بود. خیلی جاها دقیق متوجه نشدم،گرچه از کار فیزیکال بازیگرها لذت می بردم "
موسیقی های کار شده در اجرا فوق العاده بودند و اکت بازیگران بی نظیر
و اینکه کمی تایم نمایش زیاد بود بنظر من
همچنان هم که تصمیم اشون بر این بود گروه نمایش که رورانس نداشته باشند ؛ باشه به هر حال بدون اینکه تشریف بیارند تشویقشون کردیم ، که واقعن جای تشویق هم داشت .
تبریک می گم بابت این نمایش به همه عوامل محترم و عزیز

پ .ن : ندارد :)
:)))))))))))))
آقا قبول نیست !! شاهین جان دل به کار ندادی برای این پست !! :)))))))) من عاشق بخش پ.ن هات هستم :))))))))))))
اصن هم تابلو نبود که کار رو دوست نداشتی :)))))))))))))))
۲۲ مهر ۱۳۹۷
شاهین جان خوشحالم که دوست داشتی
من احتمالا یه بار دیگه هم برم ببینم.
۲۳ مهر ۱۳۹۷
درود بر شما جناب ونائی عزیز
قطعن ارزش دوباره دیدن رو داره
۲۳ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش برام مثل قلعه‌ای می‌موند که نتونستم برم داخلش. سعی خودم رو کردم، با اسب لنگانم چندین بار دور قلعه چرخیدم. از تک‌وتوک روزن دیوار ضخیمش برای دیدزدن داخل چشم گردوندم و حتی گوش خوابوندم اما چیزی عایدم نشد. برج و بارو هم آن‌قدری بلند بود که حتی با ایستادن روی اسب قدم بهش نرسه. افسارش رو گرفتم و از راهی که اومده بودیم برگشتیم. یه‌بار هم نگاهی به پشت انداختم از اون‌جا قلعه تو مشتم بود...
نمیشه "خواندم" رو بزنم ولی به واسطه نوشته زیباتون "دوست دارم" رو جداگونه به این دلیل بزنم؟؟ :)

من درگیر این تعریفام کلا :)) چون ندیدم هنوز کار رو نمیتونم نظر بدم ولی آقا "دوست دارم"
۲۲ مهر ۱۳۹۷
علی جان من خیلی دوست داشتم این کار رو. حالا نه اینکه تمام سوراخ سنبه های قلعه رو گشتم ها، نه، ولی حس می کردم در قلعه به روم باز شد. حالا چقدر مطابق با واقع بوده نمی دونم :)
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
منم خیلییی دوسش داشتم محمد جان..یه 5 ه با خیالِ راحت دادم بهشون
درِ قلعه واسه منم از قضا باز شد، لای در ایستاده بودم می‌دیدمشون ولی صحبت رضا رو هم یجورایی درک کردم منظورشو
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، دوشنبه ۲۳ و چهارشنبه ۲۵ مهر، به نویسندگی و کارگردانی علیرضا اجلی و با بازی محمدرضا آبادی، ارغوان راستی، ابراهیم عبدی، مصطفی عطری و ... آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر همه چیز نو هوشمندانه و بدیع بود ، به نظرم نقطه عطف کار بازیهای بسیار عالی و با جون دل تمام بچه های گروه بود ، واقعن برام تمام قطره های عرق که روی پیشونی شون سرازیر شده بود ارزشمند بود ، متن خیلی ریزه کاری داشت و به نظرم جای دوباره دیدن داره ، من بودم یا قسمت انتهایی رو حذف میکردم یا پنج شش دقیق از کل کار رو البته شایدم بهتر که من نبودم :))) ، موسیقی و گریم هم خوب و متناسب بود و طراحی صحنه و لباس شاید مکفی بود ولی شایدم جای کار بیشتر رو داشت
یک ایراد بزرگ از نظر من نداشتن رورانس بود و تماشاگران هاج و واج در تردد موندن یا رفتن با انرژی ای تخلیه نشده که از نتونستن تشویق زحمات گروه و ارتباط نزدیک تر باهاشون بود نمایش رو ترک کردن
در کل دیدنش رو به علاقمندان تیاتر فیزیکال و تجربی شدیدن توصیه میکنم و سپاس ویژه دارم از جناب لهاک برای پیشنهاد این کار

عرض ... دیدن ادامه » درود و خسته نباشید دارم خدمت تمام گروه

8/5 از 10



جناب جعفریان عزیز
خوشحالم که هم دوست داشتید و هم مهربانیتان را نگاشتید
با یک مقایسه ساده با آخرین کار شب گذشته تفاوت چشمگیر کارگردانی و بازیگری میزانسن و ریتم مشهود میشه نمایش لوله به زعم من کار شریف و قابل دفاعی است
۱۸ مهر ۱۳۹۷
:)))) بله گرما هم نقش داشته گویا، درکل راضی بودید از کار؟
۲۱ مهر ۱۳۹۷
بله کار خوبی بود . ولی با متن زیاد ارتباط بر قرار نکردم . ولی گریم و بازی هارو دوست داشتم زیاد
۲۱ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا اتفاقی نیافتاده برید و کار رو ببینید
من این کارو توی جشنواره سالن انتظامی دیدیم،واقعا خوب بود
۱۸ مهر ۱۳۹۷
خانم رویا با کمال میل لذت هدیه با این ارزش که هم کمک به منابع مالی نئاتر هست و هم حمایت از اون افتخاریه که به من میدید
با کمال میل امر کنید تا انجام وظیفه کنم
۱۸ مهر ۱۳۹۷
ممنون، لطف دارید
۱۸ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
چقدر این گروه قابل احترام هستند
چون روز جهانی کودک اجازه بدید کودک درونم با ذوق و شوق براتون بگه که چقدر لذت بردم
چقدر خوب بودند
بی حد برای من جذاب بود
به‌عنوان یک فمنیست می‌خوام بگم حقیقتا خانم ها الماسهای گروه بودند که آنقدر خوب و درست کافی بود بازیشون که کاملا حس میکردم به تماشای بهترین بازیگر های دنیا نشستم
فقط لذت بردم
چه حال خوبی :)
۱۶ مهر ۱۳۹۷
دردد جناب لهاک عزیز.
وقتتون بخیر.
نمایش دیالوگ هم داره؟
۲۲ مهر ۱۳۹۷
جناب غلامشاهی بستگی داره شما با چه هدفی نمایش رو ببینید کلمه ها در نمایش لوله جای صد ها جمله رو میگیره
۲۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید