تیوال نمایش مخمصه
S2 : 05:58:59
  ۰۵ آذر تا ۰۴ دی ۱۳۹۲
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: افسانه صرفه جو
: وحید آقاپور، حسین امیدی، سارا بهرامی، کیوان خانبگی، محسن رستگار، آرش (علی) فلاحت پیشه، آیه کیان پور، محمد صادق ملکی

: امیرحسین دوانی
: آرش فصیح
: ندا ترکمن
: سلمان محبی
: جواد صفری
: عابس خلقی
: مارال یکدل
: مهدی آشنا
: مریم نراقی
: مهرداد متجلی
: ایلیا شمس (گروه تیاتر بازها)
: علی تیموری

شماره رزرو: 09378561832

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳

گزارش تصویری تیوال از نمایش مخمصه / عکاس: علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مخمصه / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مخصه / حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش مخمصه دو اجرایی می شود

» نمایش مخمصه ۵ شب اجرا را سپری کرد

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گفتگوی تیوال با سارا بهرامی بازیگر نمایش مخمصه

http://www.tiwall.com/podcast/interview-sara-bahrami
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهارشنبه چهارم دیماه آخرین روز اجرای این نمایش خواهد بود.
shalan و تینا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"مخمصه" رو دوست نداشتم
داستان تکراری بود:
گیر افتادن آدما توی موقعیتی که خودِ واقعی شون رو نشون می دن
تکراری بودن لزوماً چیز بدی نیست، به شرطی که لااقل یه چیز کوچیک به حرفایی که قبلاً زده شده، اضافه بشه که توی این کار این اتفاق نیفتاده بود
قصه کاملاً توی سطح بود،
نه موقعیتی که آدما به اون دلیل مجبور به برون ریزی خودشون شده بودن، واقعی، جذاب و منطقی بود
نه موقعیت هایی که نویسنده چیده بود برای این برون ریزی.
"درباره الی" و "قاعده تصادف" رو ببینید تا بیشتر متوجه منظورم بشید.
به جز یه نفر (شخصیت جوون ظاهراً بی قید) هیچ شخصیت پردازی ای توی کار شکل نگرفته بود.
یه جا هم یکی از شخصیت ها یکی از دیالوگای معروف "قاعده تصادف" رو که برای "بهاران بنی احمدی" توی فیلم می گفت رو گفت که حضور خودِ ایشون توی تماشاچی ها برام جالب بود.
تقریباً همه بازی ها به جز 2 نفر بد و خیلی بد بود.
فقط یه سؤال برام پیش اومده که چرا تیوال این کارو پیشنهاد کرده
مهم ترین دلیل من برای دیدن این کار پیشنهاد تیوال و البته یه سری نقدای بچه ها بود.
یه نکته جالب:
همه افرادی که اسم شونو می آرم، دیشب برای دیدن مخمصه اومده بودن:
هوشنگ ... دیدن ادامه » گلمکانی، حمیدرضا صدر، شهرام مکری، هدایت هاشمی، حامد کمیلی، شیرین یزدان بخش، بهاران بین احمدی، زهیر یاری و شاید یکی دو نفر دیگه که یادم رفته باشه..

manimoon..
be nazaretoon kodom yek az bazigara khoob boodan too namayesh makhmaseh? e
۳۰ آذر ۱۳۹۲
جوونی که همه ش با توپ تنیس بازی می کرد، بعدشم زنِ صاحبخونه و نابینا.
البته جوون و نابینا هر دو تیپ بودن.

manimoon..
۳۰ آذر ۱۳۹۲
آخی من چند شب قبل از شما رفتم نمایش دیدم حیف کاش اون شب میرفتم و آقای کمیلی رو می دیدم, کاش من جای شما بودم
۰۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اضمحلال تدریجی منطق و اخلاق، نتیجه‌ی غیرقابل اجتناب استبداد است و این را می‌توان در مخمصه به وضوح دید. در فضای زوال عقل و اخلاق، انسان‌ها علیه یک‌دیگر موضع می‌گیرند و آن‌چه مایه‌ی رنج کسی است و عیب او شناخته می‌شود، به جای آن که مورد یاری دیگران قرار بگیرد، به وسیله‌ی ایشان و علیه خود فرد به منظور حذف او، به کار برده می‌شود.


بخشی از یادداشتم در مورد «مخمصه»:
http://cinephilic.blogfa.com/post/67
یاسمن، manimoon، رسول حسینی و sanaz m.barin این را خواندند
ذوق زده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
salam. mikham bebinam in kar khodeh ruze 30 azar shanbe ham ejra dare ya jomeh ruze akhare. chon bala neveshte ta 30 azar vali emkane reserve faghat ta 29 azar hast.
تینا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینها نظر تخصصی نیستند لذا لطفا کمک کنید که اگر جایی اشتباه میکنم، اصلاح شود.

1. فرم
میزانسن: (دکور) وضعیت داخلی یک آپارتمان که با دیوارهای آینه ای شکلی محدب و مقعر که از هر سو محدودیت فضایی در عین گسترش فضایی منحنی وار ایجاد میکند (دوست داشتم و ایده جالبی بود)
نور پردازی و استفاده از نور گرم و سرد را دوست داشتم.
موسیقی و صدای زیر متن بخصوص بوق زمان فریز زمانی، خیلی عالی و دوست داشتنی و استادانه پرداخته شده بود.
لباسها نیز بسیار ساده آیینه ای تمام نما از افراد «معمولی» موجود در اجتماع بود.

اکت: شخصیتهای این داستان که خیلی شبیه به فیلم مکعب ناتالی بودند، از تمامی اقشار جامعه انتخاب شده اند (دقیقا 7 قشر)، نابینا، باهوش، تاجر، خنگ، خوشگل، هنرمند و ورزشکار ولی به جز خنگ یا دیوانه و نابینا، دیگران، چالش ویژه ای در اکت خود نداشتند هر چند هنرمند (صاحب خانه) با بازی زیرپوستی سعی به جبران آن داشت و انصافا در برخی قسمتها هم گل میکاشت.
به ترتیب از بازیهای محسن رستگار (تنیسور) و کیوان خانبگی (دکتر) {به جز قسمت گریه اش} خوشم آمد ولی بازی آقای وحید آقا پور (مرد نابینا) هم از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار بود. اما بازی های دیگران بخصوص آقای فلاحت پیشه (دلال عتیقه) را اصلا و ابدا دوست نداشتم و به نظرم خیلی ساختگی آمد چرا که در خیلی از جاها با فریادهای بیربط سعی در جا انداختن موقعیت بود. از شوخیها و خنده های وسط کار بعضی را خیلی پسندیدم و از بعضی بشدت لجم گرفت و خوشم نیامد.

داستان: روایتی نو از داستانی تکراری، مفتشی که وارد منزلی میشود و میخواهد یکی از آنها را با خود {بدون وجود هیچ دلیل منطقی ای} به جای یک فراری و محکوم، برای محاکمه {و احتمالا اعدام} ببرد. محکومین به تمامی راهها از جمله دموکراتیک، خاله زنکی، خودخواهانه و ... دست میزنند و هیچیک جواب نداده و از اینجا به بعد داستان هیچکاکی شده و نقشه ی کشتن و تکه تکه کردن و در اسید حل کردن مفتش {درست به مانند سریال برکینگ بد} میکشند. که ...

2. محتوی: از هم خوانی شخصیت ها با داستان نباید گذشت مثل قسمتهای ادعای وجود روابط در بدنه حکومت (توسط عتیقه فروش) و یا رابطه ی دوستانه که بویژه در قسمت دوم نمایش حالت مزورانه به خود میگیرد و بعد از بازگشت به حال ساده، انگار نه انگار که کسی میداند تا همین چند دقیقه قبل حاضر بودند سر همدیگر را زیر آب کنند.
اینکه زور و ظلم و بیعدالتی رفتار انسانها را حیوانی میکند و انسانها لزوما آدمهای بدی نیستند ولی فشار محیطی میتواند وحشی ترین گرگهای درون را بیدار کنند. همراستا کردن این محتوی با ادبیات روزانه مثل فیلتر و غیره و غیره که تلاشی خوب بود برای برقراری ارتباط ولی بعضا بازیهای ضعیف این تصویر را در ذهن میتوانست ایجاد کند که برای تماشای یک تئاتر سطحی با هنرپیشه هایی مبتدی که فقط میخواهند قهقهه حضار را در بیاورند رفته اید. (اشاره ی ویژه ام به زمان مستی مرد عتیقه فروش و رفتار بچه گانه همسر صاحب خانه است).
برخی ... دیدن ادامه » پرونده های داستان خیلی بیمورد رها شده و کامل بسته نمیشوند، مثل زمانی که دختر، به اصرار میهمانان دیگر، خود را آرایش کرده و برای صحبت با مفتش میرود و با گریه باز میگردد. به نظر من این قسمت جای کار زیادی داشت و میتوانست خیلی قوی تر شود ولی باز خوب بود. عالی نبود ولی خوب بود.
از تناظرات داستان با فیلم مکعب وینچنزو ناتالی و همچنین نحوه ی کشتن در برکینگ بد (سریال) و یا آن تصمیم گیریهای کافکایی-هیچکاکی {که میتوانم لیست طولانی ای از حس این صحنه در فیلمها ردیف کنم} جمع برای یک نفر {که بسیار زیاد شبیه به فیلمیست که در آن دزدی وارد یک مهمانی میشود و بمبی در دست دارد و متاسفانه اسمش یادم نیست} و برداشت شخصی نویسنده و شکل دادن این اثر، به گونه ی حاضر، لذت بردم، اما متاسفانه نمیتوانم بگویم تئاتر متمایزی بود ضمن اینکه رنگ و بوی تکرار، در خیلی قسمتهای این اثر، مشهود است.

3. حواشی
رفتار بسیار دوستانه و صمیمانه که جای تقدیر و تشکر دارد.
قهقه ی بی ارتباط با معنی ردیف یک بلوک سی و بی که انصافا زیبایی این کار را برایم دو چندان کرد. اول فکر کردم که جزء هنرپیشه ها هستند و به آنها برای این خنده های بی ربط پول داده شده است ولی بعدا که پرسیدم، مثل اینکه اینگونه نبوده است. اما بسیار زیاد حس کردم که کارگردان میخواهد با این کار «ابتذال» را به نمایش بگذارد ولی ظاهرا خیلی تصادفی این معانی پرداخته شد که برایم، لذت این اثر را دو چندان کرد.

در آخر، این کار را به جرات نمیتوانم به همه توصیه کنم چون ممکن است تکراری بودن آزارشان دهد. اما اگر با نگاه به جو امروز کشور، به تماشای آن بنشینید و روابط را در این راستا تحلیل کنید، دیدنی خواهد بود و کمی طولانی (نظر شخصی).
کاوه جان اومدم امروز نقد بنویسم ولی دیدم به خوبی کار رو شرح دادی
فقط حواشی قسمت دوم رو من دلیلش رو می دونم ولی نمی تونم بگم!!!!!!!
۲۴ آذر ۱۳۹۲
سرکار خانم پری خانم تقوا،
متشکرم که وقت میگذارین و نوشته ی من رو میخونین.
از هر دو خانم خیلی خوشم نیومد البته من که متخصص نیستم شاید گول ناخودآگاهم را میخورم و خیلی مردسالارانه قضاوت میکنم اما مثلا نقش این دختر را با بازی نگار جواهریان در فیلم حوض نقاشی ... دیدن ادامه » مقایسه کنید. انصافا کلی جا داشت که بتوانند همه ی آن خنگی ها را نشان دهند. و یا مثلا آن دختر زیبا را با (همین سالن روبرویش) خانم لادن مستوفی و تئودوته اش مقایسه کنید. در این طیف که حالا نگار جواهریان و لادن مستوفی را من در انتهای طیف گرفتم شما قضاوت کنید که جای این دو عزیز کجاست.
۰۱ دی ۱۳۹۲
مرسی :)
۰۱ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکتر: امّا این اصلاً منطقی نیست!
دلّال: اونا قدرت دستشونه. جلوی قدرت، منطق چیزی برای گفتن نداره.
امشب این نمایش رو دیدم با این که موقعیت داستانی نمایش تا اندازه ای کلیشه ای بود ولی بازی ها اونقدر جذاب و عالی بودند که تماشاگر احساس تکراری بودن بهش دست نمی داد. فقط به نظرم آقای رستگار هنوز تو حال و هوای نقششون تو نمایش پراوانگی بودند و اون کار تا اندازه زیادی رو بازیشون تاثیر گذاشته بود.
ایراد دیگه ای که وجود داشت این بود که دکور آلومینیومی کار در بعضی مواقع نور رو به شدت به سمت تماشاگر بازتاب می داد و مانع دیدن واضح چهره بازیگرها می شد.
ولی در مجموع من این کار رو دوست داشتم
تینا، manimoon، الیکا عظیمی، محیا و sanaz m.barin این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه ی قابل قبول و بازیهای خوب و اجرای مناسب دقیقا 70 دقیقه مرا با خود همراه کرد ...
حتی یک لحظه هم کسل نشدم .
در کل کار خوبی بود و صمیمانه به تمام دست اندر کاران این نمایش تبریک عرض میکنم و نکته ی ویژه ای که برای من داشت یکدست بودن بازیها بود .

*و یک عرض کوچک : اگر ما بخواهیم به مقوله ی "کلیشه" اینقدر کلی نگاه کنیم که همه چیز کلیشه است و اساسا همان بهتر که ببندیم درب نسبتا محترم درام این مملکت را ...
تمام راه ها در طی این ناقابل چند هزار سال اخیر توسط آدمهایی که به دلیل دلایل نامعلوم زیستی زود تر از ما پا بر سیاره ی ظاهرا مبارک زمین نهاده اند رفته شده است ...
پس راه جدید یعنی همان راه های قدیمی که توسط آدمهای جدید طی میشوند ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه نمایش روان و خوب
یاسمن، محیا و محمّـدمهـدی ندّاف این را خواندند
sanaz m.barin این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من همین امشب مخمصه را دیدم.
من از بچه های تئاتری نیستم و یک بیننده عام تازه کار هستم.
من خیلی لذت بردم از بازی، واقعا، و خسته نباشید میگم به همه بازیگرها که همشون در نقش خودشون عالی بازی کردند.
اگر بازی را بگذاریم کنار، دو تا نکته بنظرم اومد. اول، موضوع بود، که برخلاف انتظارم تکراری بود و بعد از دیدن نمایش این فرصت فکر کردن به موضوع جدید رو نتونستم تجربه کنم؛ چیزی که من بخاطرش تئاتر دیدن رو انتخاب کردم.
اما در راه برگشت با فکر کردن به نمایش دلم گرفت. چرا که تکراری بودن داستان بخاطر بازی خوب، اونقدر اذیت کننده نبود. من فکر کردم اول نمایش چرا نگرش فکری این افراد به عنوان گروه خاصی از افراد جامعه معرفی شد؟ و بعد اون داستان تکراری روی آن سوار شد؟ چرا گروه عام نبودند. آیا این سوگیرانه نبود؟
جوابم من رو غمگین کرد. من با کارهای خانم صرفه جو آشنا نیستم ... دیدن ادامه » و اصلا ایشان را نمیشناسم. ولی فکر کنم دیگر هیچوقت تمایلی به دیدن کارهای ایشان نداشته باشم. و امیدوارم مشکل از سوء برداشت من باشه.
یک بار دیگه از همه بچه های گروه بازی گری بخاطر بازی خوبشون متشکرم.
manimoon، بهرنگ، تینا و هما این را خواندند
زهرا و محمّـدمهـدی ندّاف این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان و دانشجویان محترم...
تخفیف 12000 تومانی فقط برای روز شنبه مورخ 23 آذر می باشد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش را دیشب دیدم، اول اینکه بلیت را با تخفیف دانشجویی 15 تومن حساب کردن و گفتن سایت اشتباه زده!!! هرچند که 5 تومن هم اگه میبود نمیارزید منکه اصلا خوشم نیومد، هم موضوع کلیشه بود و هم بازیها دلچسب نبود
بله در مورد تخفیف دانشجویی ما هم به همین مشکل برخوردیم. از دوستان همیاری خواهشمندم این موضوع رو پیگیری کنند و اگه واقعا میزان تخفیف دانشجویی 25% هست در برگه نمایش اصلاحش کنند.
۲۱ آذر ۱۳۹۲
جناب حصان زند عزیز اشکال از سایت بوده که بلیط تخفیف دار 10000 تومانی که برای 3 روز اول اجرا بوده را بدون تاریخ گذاشته...
۲۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را دیشب دیدم . موضوع خوبی را مطرح کرده بود . اینکه ماهیت واقعی ادمها در موقعیت های سخت مشخص میشود و ماسک ها کنار میرود ... بازیها خوب بود ولی گاهی ریتم نمایش کند میشد . البته شاید اینکه عزیزان ردیف عقب درتمام مدت نمایش با صدای بلند حرف میزدند و میخندیدند و اینکه انعکاس نور از دکور صحنه مانند نورافکن به چشمم می تابید و اذیتم میکرد ( c5 ) مانع لذت بردن از نمایش شد
مجید م، امیرحسین مجیری، هما و manimoon این را خواندند
سهیل علی بابایی، بهرنگ و محیا این را دوست دارند
سلام بانو
به نظرتون کدوم باکس دید بهتری داره؟
۲۰ آذر ۱۳۹۲
سلام . B و C دید خوبی دارد. فقط امیدوارم مثل من در مورد انعکاس نور بدشانس نباشید که تمام مدت با چشم نیم بسته نگاه میکردم!
۲۰ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوبی بود . همگی خسته نباشید . پیشنهاد می کنم به دوستان عزیز که این کار رو ببینند .
بازی ها ، متن ، طراحی لباس ، کارگردانی همه و همه خوب بود
طراحی صحنه را هم بسیار دوست داشتم .
سومین کاری بود که از آقای دوانی در این سال میدیدم . بسیار خلاقانه و زیبا کار می کنند .
نمیشه با تخفیف دانشجویی رزو کرد؟؟
علیرضا تقی زاده و محمدسعید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلیت این نمایش برای دانشجویان با بهای ۱۰،۰۰۰ تومان فروخته می‌شود
یکی نیست بگه آخه یه دانشجو !! ماشینش کجا بود !!! که تو این ساعت !!! بیاد نمایشو ببینه؟؟
من که فقط دستمو میذارم زیر چونه مو حسرت میخورم
لطفا ساعت هاشونو درست کنید
تینا و manimoon این را خواندند
رها، علی سیمایی، زهرا و سهیل علی بابایی این را دوست دارند
منم همین حس دارم
البته دلیل اصلیش اینه که دو تا از بازیگراشون سر صحنه پروانگی هستن
۱۷ آذر ۱۳۹۲
میشه یکی راهنمایی کنه که بلیط دانشجویی رو چطوری میشه تهیه کرد؟
۱۸ آذر ۱۳۹۲
دلیل رو خانم زهرا گفته اما جهت تهیه بلیط دانشجویی شنبه 23 آذر این امکان وجود دارد
۲۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجور که معلومه همه چی عالیه به غیر از ساعتش :( خب چرا اینقدر دیر ...
حرف دل خیلیارو گفتین...
۱۵ آذر ۱۳۹۲
واییییییییییی این حرف دل من هم هست . اخه همه که ماشین ندارن
۱۶ آذر ۱۳۹۲
واقعا ساعتش بده! من هم خیلی دوست داشتم ببینمش ولی اصلا فکر نمیکنم که امکان داشته باشه :(
۱۶ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود

آفرین به خانم صرفه جو به خاطر این متن جذاب و استادانه


حتما یه بار دیگه میرم
ساعتش خیلی دیره :(
۱۵ آذر ۱۳۹۲
کاش لااقل یه روز دو اجراهه بزارن و ساعت 7 علاقه مندان مثل ما بتونن ببینن
۱۶ آذر ۱۳۹۲
صنم جان اقای محسن رستگار ساعت ١٩:١٥ برای نمایش پروانگی و ساعت٢١برای نمایش مخمصه روی صحنه میرن
۱۶ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب اجرا رو دیدم خییییلییی خوب بود.
خانوم صرفه جو تبریک می‌گم برای متن بسیار خوبتون که نذاشت لحظه‌ای از کار جدا شیم.
آقای دوانی تبریک می‌گم واقعا تا حالا هر دکوری ازتون دیدم سورپرایز شدم.
بازی ها همه خوب و یک دست. تبریک میگم به آقای خانبگی و رستگار که اینجا هم مثل پروانگی درخشیدند.
کلااااا خیییییییییییییییلیییییییییی خوبه آقا برید ببینید از ذست ندید کارو!!!!!!