تیوال فیلم من دیه‌گو مارادونا هستم
S2 : 18:21:19
: بهرام توکلی
: گلاب آدینه، جمشید هاشم‌پور، بابک حمیدیان، صابر ابر، سعید آقاخانی، ویشکا آسایش، هومن سیدی، پانته آ پناهی‌ها، مهسا علافر، علی استادی، سارا بهرامی، سهی بانو ذوالقدر، میثاق زارع، محمد کارت، سجاد تابش
: جواد نوروزبیگی
: هومن بهمنش
: بهرام دهقانی
: حامد ثابت
: کیوان مقدم
: محسن دارسنج
: محمود سماک باشی، رضا تهرانی، حسین پور رحیمی
: علیرضا علویان
: سهیل بیرقی
: امید جزینی
: غزل رشیدی
: دکتر حسن بلخاری
: علی باقری
: حامد آذرمیان
: کامران حجازی
: امیرحسین نوروزبیگی
: شرکت پارس آر
تو می‌دونی من از چیه مارادونا خوشم می‌آد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی می‌کرد با همه وجودش بازی می‌کرد، پرواز می‌کرد، بازی نمی‌کرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکایین می‌ریخت جلوش د بکش همه چیزو تا تهش می‌رفت، خودشو لوس نمی‌کرد... همه‌اش برای این بود که واقعیت و رویا براش مرز نداشت، اگه هم داشت اون نمی‌تونست مرزشونو تشخیص بده
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی آوای تیوال فیلم من دیه گو مارادونا هستم / عکاس: نیلوفر علمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی فیلم من دیه گو مارادونا هستم در پردیس چارسو / عکاس: سجاد احمدی مجد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم من دیگو مارادونا هستم

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» علیرضا علویان: پرکار بودن دلیلی بر کار بی کیفیت نیست

» بهرام توکلی: لحن طنز آثارم بیشتر می شود

» ویشکا آسایش: بهرام توکلی با موشکافی فیلم می‌سازد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من دیگو مارادونا هستم
یک فیلم فوق العاده شلوغ و پر از دیالوگ های تند و همه شخصیت ها عصبی
اصلا خوشم نیامد
و سر درد گرفتم...
فقط پایانش خوب بود اونم یاد یکی از تئاتر های آنتوان چخوف افتادم " به خاطر یک مشت روبل" گه نویسنده اولش یک پایان تلخ واسش رقم زد بعد آخرش عوض ش کرد-که ایشالله تقلید از اون نباشه چون بی نهایت شبیه بود!!!

شما توقع داری فیلمی درباره دعوای دو خانواده پر جمعیت، پر هرج و مرج و پر سرو صدا به سبک ملو و آرام ساخته بشه؟ جامعه ما پر است از این تنشهای سردرد آور که فیلمساز با زیرکی و ملموسانه ناخوشایندی چنین فضایی را به تصویر کشیده. هر چند فضا پر از آشقتگیست ولی ساختار ... دیدن ادامه » فیلم منظم و منسجم و در امتداد مضمون قرار دارد.
۲۹ آذر ۱۳۹۴
شلوغی عمدی هست و خوب دراوردن این صحنه ها کار بسیار سختی هست که توکلی با هنرمندی تمام از پسش براومده... شخصا تا حالا چهار بار دیدمش(سه بار در سینما) و هر بار ملذوذ تر شدم اما این که شما خوشتون نیومده به تفاوت سلیق ها برمیگرده
۲۹ آذر ۱۳۹۴
این که پنج نفر هم زمان باهم حرف میزنن اونم با حالت عصبی خب اصلا خوشایند نیست
حداقل یک تنفسی بین این همه هجمه مسلسل ور دیالوگ ها لازم بود
این فیلم به درد کسی میخوره که از جامعه ایران خیلی فاصله گرفته و توی یک جای بکر آروم نشسته و با دیدن این فیلم تنوعی واسش ... دیدن ادامه » ایجاد بشه...!
نظرات در مورد این فیلم خیلی متفاوت هست و قبول دارم یک فیلم خیلی خاص پسند هست ، من فقط بازی بابک حمیدیان و صابر ابر رو پسندیدم
۲۹ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه سکانسی تو فیلم من دیگو مارادونا هست که خیلی دوست دارم سکانس قلیون کشیدن تو سفره خونه و بستن موتور پشت ماشین اوج عصبیت (هومن سیدی ) تو فیلم و سکانس زیبای دیگه خرد کردن شیشه ماشین به عنوان تلافی
رفتارها و پرخاشگری های عصبی و دیوانه کننده جامعه امروز
بعد از گذشت یک ماه از دیدن فیلم حس خوبی به فیلم دارم احساسم میگه فیلم متفاوت و خوبی بود که قدر دیده نشد توسط سینماداران و حتی مردم
به نظرم "من دیه گو مارادونا هستم" فیلم متفاوتیه البته متفاوت نسبت به جریان سینمای ایران نه متفاوت نسبت به سایر آثار بهرام توکلی. بهرام توکلی باز هم تو این فیلم مثل فیلمهای قبلیش خیال و واقعیت رو به چالش میکشه و مرز بین این دو رو از بین میبره. این فیلم یک فیلم کمدی هستش و خیلی ها بعد از شنیدن کلمه کمدی فکر میکنن که باید برن سینما و فقط بخندن در صورتی که این فیلم خیلی نمیتونه خنده دار باشه ولی با طنز تلخ یا کمدی سیاهی که توش وجود داره میتونه مخاطب رو به فکر فرو ببره و البته در بعضی جا ها بخندونه اونم یک خنده تلخ.
یکی از نکاتی که تو فیلم وجود داره اینه که فیلم یکی از اخلاقهای بد ما ایرانی ها رو که از کاه کوه میسازیم و یه مشکل کوچیک رو به یه بحران بزرگ تبدیل میکنیم رو نقد میکنه و به نظرم این موضوع یکی از نکات مثبت فیلم بود. به جز این مورد فیلم نقاط قوت ... دیدن ادامه » زیادی داشت کارگردانی بهرام توکلی خیلی سطح بالا بود و اون فضا و جو متشنج و پر از دعوای داستان رو با یک نظم خاص در آورده بود. بازی بازیگرها همه یکدست و خوب بود مخصوصا بازی صابر ابر و بابک حمیدیان که زیاد به چشم نیومد و دیده نشد و بیشتر بازی گلاب آدینه و هومن سیدی که واقعا هم خوب بودن دیده شد. یکی دیگه از نقاط قوت فیلم هم به نظرم پایان فوق العاده فیلم بود که همه تماشاگرها رو راضی کرد و یه نقد و کنایه ای هم بود به پایان بعضی فیلمها که امروزه در سینمای ما ساخته میشه و اکثرا با یه هپی اندینگ مسخره سر و ته فیلم رو هم میارند.ولی یه مشکلی که به نظرم در مورد جذب تماشاگر تو فیلم وجود داره اینه که هم اسم فیلم و هم پوستر و هم لیست بازیگران فیلم یه خرده غلط اندازه و بعضی از تماشاگرها انتظار دارن برن و یه فیلم کمدی شاد و خانوادگی با چاشنی فوتبالی ببینن ولی فیلم اصلا این طور نیست و نمیتونه این جور تماشاگرها رو راضی نمیکنه.
فیلم اصلا کمدی نیست و هدف خنداندن تماشاگران نیست
من دیهگو یک فیلم غیر جدی
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
علی آقا بنده نظر شما رو قبول دارم که "هدف فیلم خنداندن تماشاگر نیست" و این رو هم قبول دارم که فیلم "غیر جدیه" ولی اگه بخوایم فیلم رو از لحاظ "ژانر" بررسی کنیم فکر نکنم بشه ژانری به جز کمدی رو براش انتخاب کرد.
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز برای پنجمین بار به تماشای "من دیگو مارادونا هستم" نشستم. در این تماشا، بیشتر از گذشته این حس به من دست داد که فیلمی بسیار مهم برای زمانه خودش را دارم تماشا می کنم. حسی که بعد از دومین تماشای "آرایش غلیظ " داشتم. در جای جای فیلم آقای توکلی، گوشه ای از زندگی خودم و یا برش هایی از زندگی روزمره ای که در اطرافم می بینم را می دیدم. الان چقدر به اون جمله آقای توکلی می رسم که می گفتند که فیلم "طنز" نیست و تنها لحنش "غیر جدیه".
ین لحن غیر جدی که دنیای کاملا در راستای جهانِ ترسیم شده بهرام توکلی در آثار پیشین اش را پیش روی تماشاگر می ذاره تا این بار به جای لحن سخت و دافعه برانگیز مثلا «آسمان زرد کم عمق» با لحنی ملایم تر به مساله ای عمومی تر نزدیک بشه.
در این فیلم، شخصیت محبوب و محوری من، نقش پدر با بازی جمشید هاشم پور بود. عضوی از خانواده ... دیدن ادامه » که کنار نشسته و بهلول وار به این جهان جفنگ می خنده. این نگاه که بی شباهت به نگاه عبدالرضا کاهانی در دو اثر پیشین اش «اسب حیوان نجیبی است» و «بی خود و بی جهت» نیست، برای من بسیار نزدیک به معدود تصاویر دیده شده و ثبت شده از بی نهایت فِریم زندگی خودم و انسان های زندگیم در روزهای اخیر بوده.
این عدم باور داشتن به خود در شخصیت "رویا" و این زیادی خود را جدی گرفتن "فرزانه" و این باور به ناتوانی خود و عدم سازش با آن و تلاش برای اسم در کردنِ الکی در "فرهاد" و این درک نشدن شخصیت به ظاهر روان پریش "بابک" و این شخصیت مالیخولیاییِ احسان وار و توکلی گون "پیمان" که مرتب و بی وقفه، دیالوگ های فیلم ها را برای خود مرور می کند و این حس جاه طلبی "مادر" و این آرامش و خانواده دوستی و سادگیِ بدوی و در سایه ماندن همیشگی "مهسا" و این تلاش "نویسنده دیوانه" برای رسیدن به ذات زندگی- اگر چه در حد فهم و توان خود- که برای من یادآور شخصیت غریب "نسرین" در فیلم قبلی این کارگردان، «بیگانه» می باشد و این تقابل شخصیت های "فرزانه" و "لیلی" و.....همه و همه من رو بی رحمانه به دنیای سیاهِ غیر جدیِ فیلم پرتاب کرد.
این لحن غیر جدی در همه جای فیلم، یادآور زندگی خودم و انسان های دنیای من بود که اون سنگ کوچیک، ناگاه وارد زندگی شون شده و "اثر پروانه ای"(Butterfly Effect) وار به همه جای زندگی مون سرک کشیده و به قول "فرزانه" تو فیلم: "از سی سال پیش، پته همه مون رو زده به آب" و فراتر از این موضوع که "کار، کار انگلیسی هاست!" ما رو به تاریک ترین بخش های وجود خودمون، یک به یک تبعید کرده تا شاید بتونیم روشنی ای از این گذر، برای ادامه راه پیدا کنیم...
1. "گوشه ای از زندگی خودم و یا برش هایی از زندگی روزمره ای که در اطرافم می بینم"
"یادآور زندگی خودم و انسان های دنیای من"
@علی_عبدالرحیم

2. پته ی هممون رو "داره میریزه" رو آب

3. روشنی ای برای ادامه ی راه وجود نداره! وقتی نویسنده ی دیوانه از ... دیدن ادامه » فرهاد میخواد که پایانو بگه و فرهاد پایان خوش رو میگه، پایان خوشش تصنعی و خنده داره! وقتیم که پایان ناخوش رو میگه خودش دچارش میشه و آتیش میگیره! #اسب_تورین
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
بهرام توکلی از موفق ترین کارگردانان چند سال اخیر سینمای ایران
واقعا از فیلم هایی که ارزش چند بار دیدن را دارد
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه بازی های خوبی داشت:گلاب آدینه هومن سیدی پانته آ پناهی ها و سارا بهرامی
و چه پایان بندی خلاقانه ای داشت!
پسندیدم
فقط نمیدونم چرا اینقدر سینما خلوت بود و درطول فیلم یه عده پاشدن رفتن...!
کاش پا شن برن! والا! تا آخر میشینن [...] میگن! پاشین برین [...] آتیش بازیتونو ببینین!
۲۲ خرداد ۱۳۹۴
نه جناب باقری
صرفا منظورم این بود که "بلند شدن و ترک کردن سینما وسط فیلم" ملاک نیست
شما هر فیلم قابل قیاسیو که خودتون صلاح می دونین جایگزین کنین :)
۰۴ مهر ۱۳۹۴
آهان. درسته :)
۰۶ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به جرات میتونم بگم تا به حال فیلمی از آقای توکلی ندیدم که دوست نداشته باشم، اینجا بدون من شاهکاری بود از ایشون، کلا با فضاهای اقتباسی کارهاشون خیلی ارتباط برقرار میکردم، اما توی این فیلم کلا فضا عوض شده بود، اما از ابتدای فیلم اصلا احساس غریبی نکردم با فیلم بخاطر صدای آقای ابر. اینجا بدون من هم با دیالوگی از آقای ابر شروع میشد، و این نیز. عالی بود. این فیلم واقعا قوی و عالی بود، داستان واقعا از حالت روتین خارج بود. مثل یک فیلم آلمانی که چند سال پیش دیده بودم و بازیگر فیلم همش داشت تلاش میکرد داستان طور دیگه ای رقم بخوره، این فیلم هم خیلی از سکانس هایی که میدیدیم و مربوط به قسمت اعظمی از فیلم بود ممکن بود از قضای رئال فیلم نباشه و در ذهن راوی و یا به اصطلاح نویسنده بود، اما کاملا با این داستان سازی به بهترین نحو داستان فیلم را شکل داد و بهترین کاراکتر ... دیدن ادامه » ها را بیرون کشید. خدایا چقدر این حامد ثابت خوبه. چقدر ذهن خلاقی داره. چه آهنگهایی، عالی بود. خیلی لذت بردم از این فیلم، به راحتی بارها و بارها میتونم دوباره آن را تماشا کنم.
فیلم بسیار قوی بود..اما برای مخاطبان عام نباید در نظر گرفته میشد..امروزه سینما مکانی برای تفریح و سرگرمی شده و چنین فیلم هایی نیازمند تفکر بسیار در کنار تفریح هستند..
و شاید عدم ایجاد ارتباط بسیاری با چنین فیلمی همین بوده است..
حیف چنین فیلم هایی که باید بعد از سه هفته خداحافظی کنند و فیلم هایی که نویسنده هیچ دفاعی از عقاید ذهنی اش ندارد تا مدت ها نمایش داده شود..
"اما برای مخاطبان عام نباید در نظر گرفته میشد"

باید تو گروه هنر و تجربه اکران میشد به نظرم.
۰۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معمولا فیلمهایی رو که دیالوگهای یک زندگی روزمره رو دارند نمی پسندم. اما در مجموع فیلم پذیرفتنی ای بود. کارگردانی و بازیها خوب بودند، بخصوص سکانس های پایانیش رو بیشتر دوست داشتم.
خانم مریم منم فیلم رودیدم حرف خاصی برای گفتن نداشت بیشتردیالوگ محوربودولی درکل فیلم قابل تحملی بود
۰۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک داستان ساده و اما اتفاقات متفاوت و زیاد.
واقعا عالی بود .یک فیلم پر دیالوگ که خیلی اینجور فیلم رو توی سینما دوست داشتم ببینم.همه بازیگرا عالی بودن و دیالوگ ها رو خیلی خوب بازی کردن.به خصوص بانو پانته آ پناهی ها و هومن سیدی و مهسا علافر و سارا بهرامی.استفاده از رنگ های متفاوت و خوب و کلا طراحی صحنه توی فیلمهای آقای توکلی متفاوت و سخت هست.بهترین سکانس در پایان که یه پایان خوش اتفاق می افتد
جنگ شروع شد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از دیدنش لذت میبردم ، یه جورایی من و یاد شلوغی های "هیچ" کاهانی می نداخت ، ولی برای خود توکلی تجربه ی جدیدی بود ؛ و همون موقع که داشتم خوشحال دنبالش میکردم فکر می کردم خیلیا دوسش نخواهند داشت

استفاده از پاپ آرت تو طراحی صحنه ی فیلم برام جالب بود و با دقت داشتم تحلیلش میکردم و به نظرم جالب شده بود . استفاده از رنگ های تند و شارپ تو صحنه تونسته بود به شلوغی ها و دعوا ها دامن بزنه و اگه با دقت نگاه می کردید نکات جالبی مث استفاده از طرح دوغ آبعلی برای ایجاد طرح روی دیوار رو هم میدیدین که نمونه ی جالبی از استفاده از پاپ آرت به شکل ایرانی بود

بهترین قسمت فیلم برای من اون بخش پایان بد پایان خوش بود و انتخاب موسیقی خوبش


پ.ن : سعید آقاخانی برا این فیلم جایزه گرفت ؟ هومن سیدی که خیلی بهتر بود
سعید آقاخانى جایزه ى بهترین بازیگر مرد رو گرفت براى یه فیلم دیگه ( اسم فیلم رو یادم نمیاد )
هومن سیدى جایزه ى بهترین بازیگر مرد مکمل رو براى همین فیلم گرفت .
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
غزاله جان گمان کنم سیامک فیلی زاده طراحی های نمایشگاه پاپ آرت آن قسمت را انجام داده بود که استفاده از دوغ آبعلی و تلفیق عناصر ایران قدیم و غرب از ویژگیهای آثار اوست.
۰۱ خرداد ۱۳۹۴
عه ؟ چه جالب . مرسی برای معرفی خانم نجاتی جان ، پیگیر کاراشون میشم حتما
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تصویر متفاوتی از رابطه انسان در یک گستره وسیع‌تر اجتماعی / یادداشت محسن سیف برای "من دیه گو مارادونا هستم"

بهرام توکلی را در «پرسه در مه» خیلی دوست داشتم. در «اینجا بدون من» شگفت‌زده‌ام کرد و گفتم یکی از آینده‌سازان سینمای ایران پا در رکاب شده است. در «آسمان زرد کم‌عمق» و حتی «بیگانه» هنوز بعضی نشانه‌های امیدوار‌کننده سوسو می‌زد. حالا با فیلم جدیدش «من دیگو مارادونا هستم» به کشف تازه‌ای می‌رسیم. چه تیزهوش و زمانه‌شناس است این کارگردان اهل تفکر و مطالعه. چه کسی باور می‌کرد که بعد از چند تجربه سینمایی در فضای بسته و محدود یک آپارتمان یکباره به روابط انسانی در یک جغرافیای گسترده گریز بزند. چه تصویر جامعه‌شناختی و هوشمندانه‌ای از مناسبات امروز ما در این فیلم شلوغ و سرسام آور می‌سازد.

همه حرف می‌زنند، حرف می‌زنند... بدون کوچک‌ترین ارتباط مفهومی با جمله‌هایی که باید می‌شنیدند اما نشنیده‌اند. شلیک مسلسل‌وار جمله‌ها در یک بی‌ارتباطی مطلق. با کمی تامل و توجه، هر جمله می‌تواند در ربط با جمله طرف مقابل، مفهومی را منتقل کند اما... وقتی گوش‌ها نمی‌شنوند هیچ ارتباط مفهومی میان آدم‌ها برقرار نمی‌شود. هجوم بی‌وقفه و پیوسته جمله‌هایی که باید آگاهی تازه‌ای منتقل کند، چیزی غیر از انتشار امواج صوتی در فضا نیست. یک سمفونی جنون‌آمیز از کلمه‌های درهم و نامفهوم در فضا موج می‌زند و حس‌گرهای تحلیل‌کننده مغز فرصت طبقه‌بندی و انتقال اطلاعات تازه به حافظه پیدا نمی‌کنند. بخش تحلیلگر ذهن به نقطه سردرگمی و جنون رانده می‌شود و... .

بهرام توکلی با آگاهی و شناخت هنرمندانه روابط اجتماعی و درک جزییات سر درگمی انسان معاصر و شکل ایرانی‌شده این مناسبات، تصویر متفاوتی از رابطه انسان در یک گستره وسیع‌تر اجتماعی می‌سازد. سردرگمی و گسستی که پیش از این در یک محدوده بسته و کوچک خانوادگی مورد واکاوی قرار می‌گرفت، این بار در یک دایره بزرگ و فراگیر از جغرافیای زیست انسانی بررسی می‌شود.

در این مقال مجال ورود و دقت در جزییات جهان «من دیگو مارادونا هستم»، وجود ندارد و تنها یک شمای کلی از دورنمایه و پیام اثر مورد توجه قرار می‌گیرد. در جهان شلوغ و عنان‌گسیخته‌ای که امکان برقراری ارتباط انسانی پیش نمی‌آید، آدم‌ها در هم می‌لولند و بدون توجه به احوالات طرف مقابل و مخاطب، حرف خودشان را می‌زنند تا حضور و هویت انسانی خویش را اثبات کنند. هستند چون فرصت ابراز وجود و اظهارنظر پیدا کرده‌اند و برخلاف یک موقعیت طبیعی در جامعه انسانی نیازی به تایید و داوری‌شدن از سوی دیگران ندارند. میلیون‌ها جزیره پراکنده و جدا از هم که امپراتوری کوچک و یک‌نفره‌ای برپا کرده‌اند و صدایی جز صدای خود را نمی‌شنوند... .

بهرام توکلی تصویر هولناک و هراس‌آوری از یک جهان تیره‌وتار و خالی از روابط احساسی و انسانی ترسیم کرده است که به شکل جنون‌آمیزی خنده‌دار به نظر می‌رسد. همه ما دیگو مارادوناهایی هستیم که دغل‌کاری و پلشتی‌های روح و رفتار خود را در آستین پنهان کرده‌ایم برای روز مبادا... .

تنها شیطان می‌داند درجه بی‌نهایت بخشندگی و تبسم خطاپوش خدا را...!



منبع: ... دیدن ادامه » روزنامه شرق
دو پاراگراف آخر چه خوب بود !
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
"در جهان شلوغ و عنان‌گسیخته‌ای که امکان برقراری ارتباط انسانی پیش نمی‌آید، آدم‌ها در هم می‌لولند و بدون توجه به احوالات طرف مقابل و مخاطب، حرف خودشان را می‌زنند تا حضور و هویت انسانی خویش را اثبات کنند. هستند چون فرصت ابراز وجود و اظهارنظر پیدا ... دیدن ادامه » کرده‌اند و برخلاف یک موقعیت طبیعی در جامعه انسانی نیازی به تایید و داوری‌شدن از سوی دیگران ندارند. میلیون‌ها جزیره پراکنده و جدا از هم که امپراتوری کوچک و یک‌نفره‌ای برپا کرده‌اند و صدایی جز صدای خود را نمی‌شنوند..."

چه نگاشته خوبی
عالی ، لذت بردم
مرسی شاهین جان
۰۷ خرداد ۱۳۹۴
خواهش میشه مهدی عزیز :)
۰۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که فیلم رو دیدن اگه میشه اعلام کنن فیلم حدودا چند دقیقه طول میکشه؟
مجتبی مهدی زاده این را خواند
وحید هوبخت این را دوست دارد
حدودا 100 دقیقه
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
ممنونم آقای جعفریان
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** فراخوان نقد تیوال برای فیلم من دیه‌گو مارادونا هستم **

مجموعه آوای تیوال در نظر دارد گفتگویی ویژه با جناب آقای بهرام توکلی کارگردان فیلم من دیه‌گو مارادونا هستم داشته‌باشد.
در این راستا از سوی گروه محترم این فیلم و تیوال، همه تماشاگران عزیز دعوت می شوید پرسش‌ها و نقدهای خود را برای طرح‌شدن در این گفتگو تا پایان اردیبهشت ماه برای ما پای همین دیوار نوشته بنویسید.
پیام این اثر از نظر من این بود:مارادونا تقلب کرد، تیم او جام جهانی را برد، او این برد را که بواسطه عمل خلاف حاصل شده بود ،خواست خدا نامید لذا پس از او نیز بسیاری از انسانها که با کلک، برنده شده بودند با فرافکنی و فرضیه سازی عمل خود را توجیه و وجدان خود را ... دیدن ادامه » آسوده کردند.
با اینکه معتقدم هر هنرمندی مختار است سبک دلخواه خود را برای ساخت اثرش برگزیند و در این راه می تواند متاثر از بسیاری تجارب و هنرمندان جدید و قدیم باشد مایلم بدانم دلیل انتخاب این فرم برای این اثر (باتوجه به پیام آن) از نظر فیلمساز چه بوده است؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
پس چی شد؟
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
David
من دیگو مارادونا هستم
(فرافکنی عمومی جهت کاهش عذاب وجدان عمومی)

یک:هرگز ترک های کوچک را فراموش نکن

دو:افکار پسر دیوانه را تحلیل نکن

سه:در هنگام بحران گفتگو را فراموش نکن

چهار:مردان آماده فروپاشی را تحریک نکن

پنج:به امراضی که در خانواده ات رشد میکنند بی توجهی نکن

شش:هنرت را در جمع ناآگاه ارائه نکن

هفت ... دیدن ادامه » :به ندای وجدانت بی توجهی نکن

هشت :خرده های شیشه را کف زمین رها نکن

نه:خانواده ات را قضاوت نکن

ده:هرگز با پای خودت وارد برزخ نشو


فرضیه ها

فرضیه اول:تراپی معکوس توسط برادر بی رحم

فرضیه دوم:ازدواج تقلبی

فرضیه سوم:کیک کشمشی و داوود و شوهر فرزانه

فرضیه چهارم:سالاد کاهو

فرضیه پنجم:تئوری تحقیر
دست شما و قلم بهرام توکلی درد نکنه
این فیلم و این دیالوگ ها بی نظیرند
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
مرسی:)
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بشتابید که غفلت موجب پشیمانی ست
تماشای این فیلم بشدت توصیه میشود... یکی از بهترین کارهای وطنی بود که تاکنون دیده ام
بروید ببینید... به من هم بگویید اگر ... بازهم میآیم
David
چه تبلیغ گیرایی!!!!
به نظرم باید سمت چپ تصویر یه آیکون به سینما تیکت براش بزنه تیوال
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
واقعا فیلم زیبایی هست تا حالا دو بار دیدم و ملذوذ شدم!
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
حلالش باشه 8 تومن پول بلیط -)
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک طنز شلوغ، تقریبا نامتعارف و نسبتا قوی
من تمام فیلم های بهرام توکلی را دیدم ام. آقای توکلی کارگردانی خوش قریحه است
مهمترین ویژگی مثبت این فیلم بازی هاست در کارهای به این شلوغی با میزانسنی پیچیده بازی گرفتن درست و دقیق از بازیگر ها دشوار است
بازی های این فیلم عالی بود هومن سیدی بی اندازه هنرمندانه و بانو گلاب آدینه به شدت استادانه بدر این فیلم بازی کرده اند
متاسفانه نوع روایتگری فیلم کاملا کپی برداری از فیلم هتل بوداپست بود که می شود این را جزو نکات منفی فیلم دانست.
البته ممکن است اتفاقی باشد
کپی برداری از گرند بوداپست هتل نبود تاثیر گرفته از کارای کارگردان گرند بوداپست هتل "وس اندرسون" بود که سلطان طنز مدرن هست .
این جا 2 تا لایه روایتی داشتیم
گرند بوداپست هتل 4 تا لایه روایتی بود
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دو لایه و جهار لایه بودن روایت فرقی نداره مهم اینه که دقیقا به همون سبک و یا شیوه روایت شده یک نویسنده داره داستان رو نقل می کنه اول فیلم نویسنده رو می بینیم که با بیننده حرف می زنه فیلم هم مدام فصل می خوره فقط داستان فرق داره
همه می دونیم همه ی داستان ... دیدن ادامه » ها تکراری اند. هنر نویسنده در شیوه ی بیان داستان خلاصه می شه که بهش طرح می گن
فکر می کنم این نوع شیوه ی بیان رو اولین بار چاپلین انجام داده باشه
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این فیلمو توی جشنواره دیدم واقعا خوب بود پر از خلاقیت و بهترین اثر بهرام توکلی
آقای سهیلی با اجازه

به نظر شما من دیگو مارادونا هستم فیلم بهتری بود یا ایران برگر ؟
۱۱ فروردین ۱۳۹۴
قطعاً ایران برگر آقای جعفریان

آقای ابراهیم بله می شود بنده که از هردو لذت بردم
۱۲ فروردین ۱۳۹۴
من دیهگو مارادونا هستم جزو بهترین فیلم های چند سال اخیر سینما ایران
۱۲ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کمدی وودی آلنی و پست‌مدرنیستی درجه‌یک از کارگردانی که اصلاً انتظار نمی‌رفت بلد باشد حتی در ابعاد یک نما بتواند مخاطبش را به لبخند وادارد، چه رسد که باعث قهقهه‌هایی از ته‌دل به اوضاع و احوال جفنگ خانواده‌ی داستان در سرتاسر اثر شود. موضوع اصلی باز‌‌ همان دغدغه‌های ذهن و عین و خیال و واقعیت و اضطراب‌های روشنفکری است، اما این بار با نگاهی هجوآمیز به مناسبات زندگی معاصر. نگاه طنازانه‌ی توکلی به مقوله‌هایی هم‌چون نسل، عشق، خلاقیت، جنون، روشنفکری، تقید، حسادت، خانواده، هم‌دلی و... باعث شده است که فیلم با نقب به ساحت‌هایی جدی و استخراج مایه‌های متناقض از دل آن، ابعاد سست بنیادی‌شان به رخ بکشد. در این میان نوع روایت‌پردازی فیلم تعیین‌کنندگی فراوانی در بافت این این درونمایه دارد. این روایت از آن شخصیتی است که در آن واحد هم دارد قصه‌ای ... دیدن ادامه » را تعریف می‌کند، هم خودش با واقعیت اقتباس شده درگیر است و هم این داستان را آگاهانه برای کس دیگر دارد می‌نویسد تا از شر تهدیدهایش خلاص شود. حضور جذاب او در روند روایت و فاصله‌گذاری‌های مقتضی سبک فیلم، در امتیازدهی به فیلم نقش بالایی داشته است.

مهرزاد دانش، سایت مجله‌ی فیلم
اشتیاقم برای دیدن این فیلم: زیاد
اشتیاقم برای دیدن این فیلم بعد از خوندن جمله "یک کمدی وودی آلنی": وحشتناک زیاد!
۲۶ بهمن ۱۳۹۳
شما هم بفرمایید.
۲۰ فروردین ۱۳۹۴
من دوبار تو جشنواره دیدمش، موقع اکرانشم باز خواهم دید
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بابک: " اینقد دوست دارم این موشای کثیف کوچولویی که همینجوری میان تو زندگی آدمو گردنشونو بگیرم فشاااار بدم...اونوقته که همه ی صداقت کودکیشون برمیگرده...بعد بگم ببین ...چقد دروغ نگفتن خوووبه...! " (خطاب به مهشید- نقل به مضمون)

من دیگو مارادونا هستم- بهرام توکلی

این فیلم دیالوگ های ماندگار زیادی داره
۲۴ بهمن ۱۳۹۳
حتما علی جعفریان عزیز
۲۵ بهمن ۱۳۹۳
تغییر اجباری داستان و مقاومت خاله برا من خیلی قشنگ بود . ( مقاومت کردم )
۲۵ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید