آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش من یه زنم، صدامو می‌شنوین؟
S3 : 07:58:23 | com/org
کاری از گروه تیاتر پراکسیس
از دی ۱۳۹۸
۲۰:۳۰
... من توی انار بدنیا اومدم... برف می بارید.


›› فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

نکته مهم: تماشاگران محترم دقت نمایند به دلیل تعمیرات در خیابان شهریار، امکان استفاده از پارکینگ مجموعه بنیاد رودکی و محدوده خیابان شهریار به عنوان پارکینگ فعلا وجود ندارد.

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
همیشه خیانت رو نزدیک ترین آدم بهت میکنه
رویا پاک سرشت
درباره نمایش من یه زنم، صدامو می‌شنوین؟ (برگه وابسته) i
مادربزرگ راست می گفت .خیانت همیشه از طرف اونی بهت میشه که از همه بهت نزدیک تره .مثل من به من .مثل شما به من ....
رویا پاک سرشت
درباره نمایش من یه زنم، صدامو می‌شنوین؟ (برگه وابسته) i
مادربزرگ راست می گفت .خیانت همیشه از طرف اونی بهت میشه که از همه بهت نزدیک تره .مثل من به من .مثل شما به من ....

این جملات که درواقع بخشی از دیالوگ های تئاتر 《من یه زنم ...》هستند را می توان جان کلام اثر دانست
مهم نیست چه سال و ماه و قرنی باشد .هر زمان سرنوشتت را گره بزنی به ضعف ها و کاستی ها ،خرد می شوی و میشکنی و نیست می شوی و به قول عروس سوخته این نمایش باز هم از خاکسترهایت زنی دیگر زاده و نابود می شود و این چرخه ضعف تکرار می شود .

این اجرا ضعف داشت اما قوت هم کم نداشت .
از دید من شاید روایت های پرسوناژ ها می توانست کمتر ابهام آمیز باشد .گرچه شاید هدف کارگردان و نویسنده اساسا همین درگیر کردن ذهن مخاطب برای ... دیدن ادامه ›› گره گشایی بود
برخی تکرارها به ویژه در میانه اجرا جای کاهش داشت و سلسه روایات در دو سوم پایانی ریتم جذاب تری داشت تا یک سوم ابتدایی
برخی از روایت ها قوی تر و ملموس تر نوشته شده بودند و برخی مبهم تر و کوتاه تر .برای مثال رنج دختر تن فروش ملموس تر بود تا زن چمدان به دست

اما از نقاط قوت این اجرا پیش از هرچیز از صدای زیبای بانوی هنرمند غزاله مشعشعی سپاسگذارم که هم به جا بود و هم دلنشین
استفاده از نماد اسب بسیار خردمندانه بود .چرا که اسب در فرهنگ شرق آنقدر پر مفهوم است که ترکیبش با متن می توانست مجمع التفاسیر باشد برای مخاطب
از تاختن اسب در صحنه گرفته تا یوغ بر گردن بازیگر انداختنش ...
بازیگرها هماهنگ بودند .خوب انتخاب شده بودند و بی نقص و تپق هم اجرا کردند .
در طول اجرا درد زنان ناکام در عشق ،زندگی و ....را حس کردم .اما در پایان وقتی بازیگران همراهم کردند با لالایی و خواستند بخوانم ،یک پیام گرفتم ؛سکوت نکن .قوی باش .زن باش و ادامه بده و از همه مهمتر خودت به خودت خیانت نکن .