تیوال نمایش مردی که حرف می‌زند
S2 : 05:57:45
  ۲۵ اردیبهشت تا ۰۳ تیر ۱۳۹۰
  ۱۸:۰۰
 بها: ۴,۰۰۰ تومان


: تک گویی لارنس راهب در عاشفانه رومیو و ژولیت به روایت محمد چرم شیر
: الهام رحمتی، حسن جودکی
: نیما حسام‌فر

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
رپرتوار تجاوزهای روزمره برای رسیتال اسید پاشی

تقدیم به محمد چرمشیر و افشین هاشمی برای نمایش "لارنس راهب مردی که حرف میزند"

موومان اول: مقدمه

چن وقت پیش(یه روز زموستونی معمولی که صبحاش سرد و ابریه و لباس رو هم رو هم میپوشی و ظهراش گرم و کثیف و آفتابی) طبق معمول داشتم در وقت معمول مثل یه کارمند معمولی از اداره برمیگشتم خونه، راننده تاکسی(بعنوان یه تیپ نه کاراکتر) طبق معمول داشت از نوستالژی زمان شاه میگفت(جایی میخوندم زمان برای ایرانیا ۴ حالت داره، گذشته، حال، آینده، زمان شاه)، فلان رستوران زیرزمینی تو آریامهر(خیابون فاطمی) فلان میکده بود، فلان خانم فلان روزا تو هتل کونتیننتال(لاله) میخوند، با 2 تومن میشد خیلی حال کرد و با بقش پیکان جوانان خرید و از این حرفا(وسطا هم مثل همیشه پاساژایی ایجاد میشد، هووووی، بفرمایین، بعله میگفتم، بیا بالا، گاوشو ... دیدن ادامه » فروخته ماشین خریده و و و). من به عنوان یه آدم اینتلکت(به قول گلستان شبه فکر ایرانی) معمولی که معتقده باید با تمام تیپ های اجتماعی همراه شد گوشهامو به روی تمام این تجاوزها باز کرده بودم، چشمام پشت عینک دودی ام بسته بود و سرم به نشانه ی تایید تکون میخورد. در کتاب "در باره ی عکاسی" خانم سوزان سونتاگ میخوندم: "همراهی ساندر با همه، به معنای فاصله ی او از آنها هم هست این همراهی با سوژه ها بدوی و معصومانه نیست، بلکه نهیلیستی است. به رغم واقع گرایی طبقاتی عکس ها، آنها یکی از انتزاعی ترین مجموعه های تاریخ عکاسی هستند." (ساندر عکاس معاصر آلمانی که یه مجموعه داره به اسم "چهره ی زمانه ی ما" و سونتاگ تو یه فصل کتابش مجموعه رو تحلیل میکنه).

موومان دوم: موخره

اما قسمتی از این تجاوزها برام غیر معمولی بود، البته کمی(شاید امروز که مدتی از اون اتفاق سپری شده میگم کمی، به قول قاسم کشکولی در "رمان نامه" سنگی تو برکه پرت میشه، دوایری تو آب تشکیل میشن، هرچقدر از سنگ دور میشی شعاع موج ها بزرگتر اما تاثیرشون کمتر و کمتر میشه تا جایی که محو میشن).
مجری رادیو(از اون تیپ مجریا که آرش سبحانی(ترانه سرا و خواننده ی گروه کیوسک)نظرشو راجع بهشون سروده و خونده...)، با یه لحن خسته و صدای دوده بخاری خورده و یه نگاه از بیرون اووووه من چه خفنم و با اندکی چاشنی افسوس لرزان در ته مایه های صداش، داشت از پدیده ی اسید پاشی میگفت و غصه دار بود خیلی، در آخر به رسم روایت های آرمان شهری هپی اِند یه حرفی زد با این مضمون، اما درسته چهره و صورت آدما نقاشی شاهکار خداس و اسید پاشی این نقاشی زیبا رو خط خطی میکنه(سانتی مینی مانتال تریپ مریم حیدر زاده) اما بعضی وقتا شاید صورت نقابی باشه که نمیذاره ما سیرتو ببینیم، شاید سیرت زیبای قربانیان بیگناه این حوادث فرصت بیشتری برای نمایان شدن و عرضه داشته باشه...دیگه نمیشنیدم چی میگفت، تمام بعد از ظهر عصبانی بودم، سرم درد میکرد.

موومان سوم: قطعه ی هدیه

نویسنده، مجری، تهیه کننده و سایر عوامل عزیز رادیو نمیدونم چی، امیدوارم هیچ وقت مادر، خواهر، زن و دخترت و تموم کسایی که بهشون عشق میورزی به این شکل فرصت پیدا نکنن زیبایی سیرتشونو به عرضه بذارن، پسر آخه چی گفتی، الان که دارم این قسمت مینویسم دیگه نمیبینم مانیتورو، نوشته ها پشت پرده ی اشک میلرزه، برام کف بزنین و ضمن حفظ نظم سالن ترک کنین، شب آروم و معمولی براتون آرزو میکنم.
لارنس راهب رو دو بار دیدم . عکس العمل های فی البداهه و پر از شگفتی مردم ( گاه خشمگین و طلبکارانه از بابت به اجرا نرفتن نمایش با موضوع وعده داده شده ، گاه شیطنت آمیز و همراه با لبخند های زیرکانه ی خوندن دست نویسنده و کارگردان و ... ) خیلی جالب بود . بعضیا چنان ... دیدن ادامه » کم طاقتی از خودشون نشون میدادن که هر لحظه اضطراب عکس العملی غیر متعارف رو داشتم و چه خوب افشین هاشمی موقعیت های پیش بینی شده و شاید هم در برخی موارد پیش بینی نشده رو مدیریت کرد !
۱۴ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از همین جا به آقای چرمشیر،آقای غفاری ، آقای هاشمی و دیگر دوستان خسته نیاشید میگم
و موفقیت بزرگ لارنس راهب رو تبریک عرض میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لارنس عزیز؛
ایرادی به ما نیست . اشکال از مادر بزرگانیست که دیگر حوصله خواندن قصه های عاشقانه را برای ما ندارند.
سلام
من واقعاً دلم می خواد این کارو ببینم ولی متأسفانه هر دفعه می رسم به گیشه بلیطش تمام میشه ، ای کاش استثنأ برای این کار روز قبلش می شد بلیطش رو رزرو کرد...
مرسی با تشکر.
معمولا هم از سایت گیشه و هم با مراجعه ی حضوری به گیشه ی پیش فروش از روز یکشنبه میشه بلیت سایر روزهای هفته رو تهیه کرد. مگه شما برای این کار با مشکلی مواجه شدین؟
۲۸ خرداد ۱۳۹۰
بلیط اینترنتی هم می تونید بگیرید. ولی اگه دانشجویید گیشه خود تئاتر شهر تخفیف داره.
ما گرفتیم و بعد فهمیدیم!
۳۰ خرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش که نبود ، حقیقت بود . حرفهای جسورانه و صادقانه ای گفته شد که همه نیاز داریم بشنویم و تفکر کنیم . اما به نام تیاتر آن را تبلیغ کردن و برایش بلیط فروختن به نظرم کلاهبرداری از تماشاچی ست . هرچند این کلاهبرداری زیرکانه برای وادار کردن مردم به شنیدن حرفهایی که نمی شنویم ، اجتناب ناپذیر به نظر میرسد....
به نظر من هم این نمایش عالی بود جزو بهترین تئاتر هایی هست که دیدم! فوق العاده بود

آقای هاشمی عالی بودن

البته همونطور که یکی از دوستان گفته بود ممکنه برداشت ها متفاوت باشه ! که این اتفاق بین جمع دوستانی که با هم به دیدن این نمایش رفته بودیم افتاد !

اما این زمانی بود که دوستان هنوز متوجه اصل ماجرا نشده بودند و وقتی موضوع رو بین خودمون باز کردیم نظر دوستان عوض شد و حتی بیشتر لذت بردند!!

واقعا عالی بود

اما به نظر من بروشور نمایش جالب نبود! یعنی جذابیت لازم رو نداشت! کاش تبلیغات بهتری می شد برای این نمایش!
نمایش جالبی بود ،

و نه تنها ارزش دیدن رو داشت ، که فکر میکنم ارزش چند بار دیده شدن رو هم داره ، حتی هر روز ، چون ازون نمایش هایی شده که هر بار اجرا ی اون بازخورد متفاوتی رو از طرف تماشا گر داره و این بازخورد ها دیدنیه !

تسلط و شجاعت افشین هاشمی تحسین بر انگیزه ،

یه چیز دیگه ، جدای از تماشاگر ها که خب ممکنه هر روز عوض بشن ، این نمایش غیر از افشین هاشمی بازیگران دیگری هم داشت ، که اتفاقا دیده هم شدن !
این نمایش یه سخنرانی بود!!
۲۱ خرداد ۱۳۹۰
آره- کاملا" موافقم...این نمایش بازیگران دیگری هم داشت :)

بسیار عالی بود! عالی... و امیدوارم اثر گذار !
۲۲ خرداد ۱۳۹۰
من دوباره این نمایش رو دیدم. دیروز داشتم فکر می کردم کسی نمی تونست به خوبی آقای هاشمی اون موقعیت رو توصیف کنه.

دیروز تماشاگران با ذوق و شدت بیشتری این نمایش رو تشویق کردن و البته کم‌تر بهت زده بودند گویا نوع نمایش به بیرون از کافه راه پیدا کرده.

اما ... دیدن ادامه » باز هم فوق العاده به معنای واقعی بود.

۲۳ خرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاری بس متفاوت دیدم...

حرف دل در میان کافه... حرف دل ما در میان کافه...!

تعجب همگان...!!!!

.
.
.
.
....
احسان طهماسبی این را خواند
محمد عمروآبادی و نینا ب این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آهای؛ خانم ها - آقایان , به خانه های خود نروید !!!
نمایشی شک بر انگیز که به فکر وادارتون میکنه ! حتما ببینید.
درود بر شکسپیر !
شکسپیر ، او هم دروغگو بود . ( برشت )
۱۱ خرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را خیلی دوست داشتم..
کسانی که انتظار یک مونولوگ با سبکی جدید و جالب را دارند حتما مردی که حرف می زند را ببیند..
افشین هاشمی هم مانند همیشه خیلی خوب است..
خیلی خوب شما را به تعجب می اندازد..
در کل بد نبود...
ولی به نظر من افشین هاشمی مانند همیشه خوب نبود!
۰۹ خرداد ۱۳۹۰
به نظر من این نمایش به شکل متفاوتی اجرا می شود . اما تفاوت داشتن همه ی ان چیزی نیست که از یک نمایش خوب انتظار می رود .
۱۰ خرداد ۱۳۹۰
با نظر آقای احدی موافقم.
تفاوت رو دوست داشتم، اما اجرا رو خیلی نپسندیدم.
۱۰ خرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من هم نمایش مردی که حرف میزند رو سه شنبه دیدم
نمایش با برخوردهای متفاوتی از سمت دوستان روبرو شد. بعضی ها خیلی دوسش داشتن و بعضی دیگر هم متنفر شدن!
به سایر عزیزانی که این نمایش رو ندیدن توصیه میکنم که در صورتی که دنبال یک نمایش کلاسیک و در واقع روایتی از خود اثر رومو و ژولیت هستند و اصرار و تعصب خاصی روی این مطلب دارند از دیدن این نمایش صرف نظر کنند.
ولی اگر دنبال یک برداشت امروزی تر از این اثر هستندو یا اینکه بوی کهنگی اثر رومو و ژولیت داره حالشون رو بهم میزنه (به نقل از آقای هاشمی!) حتماً این این نمایش رو ببینند.
من که خودم نظر مثبت ویا منفی نمیدم و چون بعد از دیدین این نمایش به فکر فرو رفتم از پولی که برای دیدن این نمایش دادم راضی هستم.
حالا انتخاب با شماست. موفق و پیروز باشید....
بیشتر شبیه یه سخنرانی بود
۰۶ خرداد ۱۳۹۰
منظورتون رو متوجه نشدم
نمایش شبیه یه سخنرانی بود یا مطلب من؟!
۰۷ خرداد ۱۳۹۰
با نظر عارفه موافقم ، نمایش شبیه سخنرانی بود .
۰۷ خرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1- ممنون از ظاهر جدید سایت. خسته نباشید.
2- علیرغم زحماتی که برای ظاهر سایت کشده شده، اما همچنان مشکلاتی در سایت به چشم میخورد که قابل چشم پوشی نیست. یکی از این مشکلات درج اشتباه تاریخ هاست. در حال حاضر برای نمایش "مردی که حرف می زند" برای روزهای 16 و 17 و 18 خرداد تخفف ویژه باشگاه تماشاگران درنظر گرفته شده است. این در حالی است که تاریخ پایان اجرا در صفحه این نمایش، 13 خرداد درج شده است. دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟
3- باز هم تشکر و باز هم خسته نباشید.
محمد عمروآبادی و حسام شجاعی این را خواندند
بهادر آذری و پردیس رمضان زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لارنس راهب ، یکی از بهترین و متفاوت ترین اجراهایی که دیدم ..
وحیده اویسی و امید بختیاری این را خواندند
محمد عمروآبادی، حسام شجاعی و eRfAn Yazdi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و عرض خسته نباشید
لطفا ظرفیت ثبت نام برای اعضا باشگاه را افزایش دهید یا اینکه یک روز به اجرائ ویژه اضافه نمایید
با تشکر
پردیس رمضان زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم تا آخرین لحظه شک میکنه! شوخیه یا جدیه ؟! چقدر تلخه... شوکه شدم... آقای هاشمی که انگار خوب میدونه چطوری مخاطباشو تحت تاثیر قرار بده، هی به خودت میگی بازیه؟ دیالوگه؟ خودشه؟ اما چرا انقدر واقعی و تلخه.... به شدت به فکر فرو رفتم... برای تمام ژولیت ها بغض کردم !! اگه ژولیتی باشه و اگه رومئویی باشه!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت زمان اجرا:30 دقیقه
آرزو صحیـحی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دقیقا درست میگی،آقای صبور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید