تیوال فیلم مرگ ماهی
S3 : 20:28:38
: سیدروح‌الله حجازی
: نیکی کریمی، علی مصفا، طناز طباطبایی، بابک حمیدیان، ریما رامین‏فر، سحر دولت‌شاهی، بابک کریمی، بهرنگ علوی، حسام محمودی، پانته ‏آ بهرام، مروارید کاشیان، کیمیا مرادیان، ملیکا پارسا، حسام رحیمی‌منش
: سیدروح‌الله حجازی
: محمود کلاری
: هایده صفی‌یاری، سپیده عبدالوهاب
: وحید مقدسی
: مهرداد میرکیانی
: کامیاب امین عشایری
: حامد ثابت
: گلناز گلشن،
: امیرحسین قاسمی
: هادی علیمحمدی
: علی افشین‌راد
: بانک پاسارگاد، شرکت پارس آرین و سیدروح‌الله حجازی
خلاصه داستان: همیشه فکر می‌کردم ماهی‌ها موقع مردن، وقتی لب می‌زنن، یه چیزی می‌خوان بگن که من اونو نمی‌شنوم...





گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم مرگ ماهی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» عکس سلفی عوامل مرگ ماهی در پردیس کیان

» طناز طباطبایی: «مرگ ماهی» به هیچ وجه تلخ نیست

» ابراز امیدواری بابک حمیدیان برای روح‌الله حجازی

» استقبال اهالی سینما از «مرگ ماهی»

» نشست رسانه‌ای «مرگ ماهی» در جشنواره فیلم فجر

» آخرین وضعیت «مرگ ماهی» در جشنواره‌ فیلم فجر

» حرف های مهناز افشار در باره شکایت از کارگردان و تهیه کننده فیلم "مرگ ماهی"

» شکایت مهناز افشار از پروژه «مرگ ماهی»

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیشب این فیلم رو دیدم...شاید شب خوبی واسه دیدن این فیلم نبود...حالم خوش نبود و این فیلم بدترش کرد...
یاد پدربزرگها و مادربزرگهایی افتادم که از دست دادیم...و اینکه چقد دلم براشون تنگ شده...
فیلمی بود با قابهای زیبا...
بازی های روان و خوب و باورپذیر...
همه بازیگرها به نظرم خوب بودند....بازی خانم کریمی بیشتر به نظرم اومد، چون خیلی ایشون رو در حال زجه زدن و فریاد زدن رو پرده ندیده بودم....یه صحنه هایی خیلی خوب از پسش بر اومدن و یه جاهایی از دستش در می رفت و مصنوعی میشد ....
در مورد داستان فیلم خیلی نظری ندارم!!...هدف اصلی به نظرم خون به جیگر کردن بیننده بود!!....و یادآوری عزیزان از دست رفته برای تماشاگر!!...
پرند محمدی این را خواند
به نظر من فیلم خیلی خوبی نبود.کارگردانی نسبتا قابل قبول،بازی های نسبتا خوب(به خصوص بابک کریمی)،طراحی صحنه و گریم عالی،و بدتر از همه فیلمنامه با شخصیت پردازی ضعیف.گرچه از دیدن فیلم ناراضی نیستم.
۰۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی کاملا معمولی با ریتمی یکنواخت و کسل کننده
باید اعتراف کنم با اینکه آقای حجازی پیشتر با فیلمهایی مانند "زندگی مشترک آقای محمودی و بانو " و "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" برای تماشاگران سینما شناخته شدند اما این اولین فیلمی بود که بنده از ایشون تماشا میکردم. با توجه به لیست پرستاره ی بازیگران این فیلم ، چندان دور از انتظار نبود که بازیها خوب و روان انجام بشه که همینطور هم بود، البته من این را بیشتر به پای هنرِ بازیگران فیلم میگذارم تا بازیگردانیِ کارگردان این اثر.
داستان فیلم ساکن و خسته کننده ادامه پیدا میکنه و هرچند که در پاره ای از صحنه ها به نظر فیلمنامه قصد ایجاد یک چالش را دارد اما به نظرم در این کار اصلا موفق نیست، چرا که زمان درگیر کردن ذهن بیننده در اون چالش و ایجاد تغییر در ریتم داستان بسیار کوتاه و سطحی هست و پیش از اینکه ... دیدن ادامه » بخواد بینندهرا درگیر کند، دوباره به ریتم کسل کننده داستان برمیگرده.
در نهایت از دیدگاه من به عنوان یک تماشاگر چندان فیلم جذاب و دلچسبی نبود ، شاید تنها نکته ی خوب در این فیلم بازی های بدون دیالوگ بازیگران و انتقال خوب حس و حال داستان به بیننده در بیشتر صحنه های فیلم بود.
پرند محمدی و ned hgh این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم عجیبی است.فیلبرداری و قاب عکس هایی که کلاری تحویل می دهد، بی نظیرند اما اثری از شخصیت پردازی نیست.انگار نه انگار که قرار است یک اثر هنری منسجم ببینی .حتی اثرات کارگردانی بر بازیگران متفاوت است.بعضی نقشها اصولن به بعضی از بازیگرها نمی آید و یا نتوانسته اند آنرا پیاده کنند.ضعیفترین شکلی که از نیکی کریمی در سینما به خاطر دارم در این فیلم نمود پیدا می کند.طناز طباطبایی به تکرار ضعیف خود دچار است.به بابک کریمی گفته اند کمی از بازپرسی اش را در جدایی نادر از سیمین تکرار کند.به نظرم مصفا تا حدی در نقش می گنجد آنهم نقشی که نمیدانی خوب آخرش که چه؟!! راستی کارگردان چه می خواهد بگوید؟ هدف چیست؟ این کلاف سردرگم با وجودیکه تو را همراه می کند چرا باز نمی شود.سوال روی سوال و بی هدف...
واقعا موافقم با نظرتتون. به نظرم خانم طباطبایی باید فکر اساسی در نوع بازی و انتخاب نقش هاشون بکنند. چون واقعا نوع بازی و انتخاب نقش هاشون کسل کننده و شدیدا تکراری شده است.
در ادامه عرض کنم شخصیت پردازی فیلم بسیار ضعیف بود.
و دیدن این فیلم جز اتلاف وقت ... دیدن ادامه » , هزینه ,افسردگی از حس کردن بوی کافور !!و سردرگمی از چراهای زیادی که در انتها ذهن ادم رو در بر میگیره چیزی در پی ندارد.
۰۸ خرداد ۱۳۹۵
بله درسته به نظرم داستان و شخصیت پردازی سردرگم هستند.بعد از همراه شده با فیلم و اینهمه دقت برای پیچیدگیهایی که ایجاد شده آخر چیزی از دیدن فیلم به دست نمی آید.
۰۹ خرداد ۱۳۹۵
در مورد خانم کریمی نظر من کاملا متفاوت هستش با شما....یکی از معدود نقشهایی بود که خانم کریمی توش اون حالت سرد و بی تفاوت همیشگی رو نداشتند!!...زجه می زدند، داد می زدند!
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من بنوبه از فیلم خوشم اومد.تقریبا همه فیلم داخل منزل بود ولی خستگی نداشت.فیلم حامل پیامهای زیادی بود.کلا آقای حجازی به فیلمهای بدون اکشن و دیالوگ دار علاقه داره مثه فیلمهای زندگی مشترک اقای محمودی و بانو و زندگی خصوصی اقا و خانم میم.ولی میتونست بهتر باشه! بازی خانم طباطبایی و اقای مصفا رو خوشم اومد.در کل گزینه دوست داشتم رو علامت زدم!
سپهر امیدوار این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

درجست ‌وجوی میو
ضدیادداشت‌های جشنواره‌ای: "مرگ ماهی" یا گربه
مسعود فراستی
کنار دستی من بعد از پایان فیلم، پس از خمیازه‌ای طولانی به سمت من برگشت و با لبخندی گفت نیکی کریمی با آن تب خالش در شمارش «روزهای انتظار» – سه روز – اشتباه کرده، دو روز و نیم بیشتر نبوده. نیم روز طلبمان!
براستی اگر 3 روز می‌شد 10 روز یا اگر برف و لیف و تسبیح و شناسنامه ومهناز و... زودتر می‌آمدند، چه می‌شد و چه می‌کردیم؟ به نظرم فیلم جا داشت تا 15-10 روز دیگر ادامه یابد تا شاهد سریالی «جهانشمول» می‌شدیم، درجه یک. شاید در آن سریال پر از «موقعیت» و «فضا»، بالاخره میو پیدا می‌شد.
من که در سراسر فیلم از یک طرف مسحور فیلمبرداری کلاری بودم و از طرف دیگر ـ و بیشترـ نگران و در جست‌وجوی «میو». از اول فیلم این گربه ملوس گم شد و تا آخر نفهمیدیم کجا بوده و کجا رفته این «میو». مراسم خاکسپاری‌اش اما، چه میزانسنی داشت!
شوخی به کنار؛ فیلمساز عزیز اخیرا فیلمنامه‌نویس شده ما در مرگ ماهی – چرا ماهی، و نه گربه (میو) – چه کرده؟ واقعا باور دارد فیلمنامه نوشته یا فیلم ساخته و فضا آفریده؟ شوخی نمی‌کند؟ اگر شوخی نمی‌کند، پیشنهاد می‌کنم 2 فیلم قبلی‌اش را دوباره خودش بنویسد و بسازد بویژه که حالا «مساله»‌اش «فرم» شده؛ تا بیشتر محظوظ شویم!
همین‌جا از دوستان عزیز فیلمساز فیلم‌ندیده خواهش می‌کنم همچنان فیلم نبینند تا هیچکاک و کوبریک و کیشلوفسکی و تارکوفسکی و برگمان را قاطی نکنند که «فضای فیلم متاثر از اینها» بشود و «ماهی یا گربه» تحویل ندهند با «فضای بی‌نظیر در سینمای ایران»! دوستان لطفا فیلم نبینید تا توهم نزنید.
فیلم، بیشتر شبیه راش‌های اوتی یا تست فیلمبرداری در فضاهای داخلی و بویژه خارجی است. کلاری بزرگ هر چه دلش خواسته کرده و این بار با دوربین ثابت کلی عکس عالی و خوش آب و رنگ و کارت‌پستالی گرفته. عکس یادگاری با درخت، با صندلی، با در کج در گوشه کادر و... و کلی نور زرد پاشیده و سبزهای خوش‌رنگ، زیتونی، گل ماشی و قهوه‌ای تحویل‌مان داده. به این می‌گویند فیلمبرداری دراماتیک؟ یا تمرین عکاسی با دوربین فیلمبرداری با بهترین فیلمبردار در فضای باز.
منو (menu)- نه میو (mio)- ی کاملی برای پز دادن و خود حال کردن. دغدغه «فرم» برای فیلمساز همین است؟ این حتی تکنیک هم نیست.
راجع به شخصیت‌پردازی و بازی‌ها چیزی نگویم. شخصیتی که در کار نیست اما بازی‌ها جملگی شاهکارند – منهای مصفا – و بسیار مناسب یک نمایشنامه رادیویی پر از حرف‌های تکراری یک حبه قندی.
همین‌جا از یک پلان «ماندگار» فیلم یاد کنم: دست مرده در دست دختر بزرگ در نمای درشت با لی لی لی لی حوضک... واقعا که!
باز فیلمساز با ما شوخی می‌کند. مثلا: «به دنبال داستانی می‌روم که جهانشمول باشد.»
و اما «پیام» اصلی فیلم: «از لب زدن ماهی هنگام مردن...» (تاویل: اینقدر مرده‌پرست نباشیم. در زمان زنده بودن به هم برسیم). خوب این پیام بزرگ – به قول فیلمساز «ایده بکر» – نمی‌ارزید میلیاردی هزینه شود؟ چرا که نه؟
ببخشید ... دیدن ادامه » اینقدر شوخی کردم. چرا همه – فیلمساز و مسؤول و... – حق دارند با ما شوخی کنند، ما نه؟ راستی فکر نمی‌کنید کلا برای فیلم‌های «فاخر» و گران در این وضعیت ناجور اقتصادی باید فکری کرد؟ مثلا از آنجا که جنس چینی ارزان‌تر است... دلم نمی‌آید شوخی‌ای که چند روز پیش شنیدم را اینجا نیاورم. قضیه یک مناقصه است. یکی از پروژه‌بگیران حرفه‌ای، پروژه‌ای کوچک را به مناقصه – یا مزایده، فرقی نمی‌کند – می‌گذارد. از یک شرکت چینی برآورد می‌خواهد. آنها مثلا 3 میلیارد برآورد می‌کنند به این قرار: یک و نیم میلیارد هزینه مصالح، نیم میلیارد کارگر و نیم میلیارد برای مجری طرح، نیم میلیارد هم پورسانت پروژه‌بگیر. مسؤول پروژه برای محکم‌کاری از 2 شرکت آمریکایی و ایرانی هم برآورد می‌‌خواهد. آمریکایی 6 میلیارد برآورد می‌کند (بی‌انصاف‌ها همه ارقام را دوبرابر می‌کنند). و اما دلال عزیز ایرانی 9 میلیارد برآورد می‌دهد. مسؤول مربوطه عصبانی می‌پرسد یعنی چه؟ بعد از توضیح دلال محترم قانع می‌شود و پروژه را به او می‌دهد. توضیح این است: 3 میلیارد مال تو، 3 میلیارد مال من، و 3 میلیارد دیگر را می‌دهیم چینی‌ها بسازند.
خوب بهتر نیست فیلم‌های گران را بدون واسطه بدهیم به چینی‌ها؟
اجازه بدهید این یادداشت مطایبه‌آمیز را بس کنم. دارد بدجوری بیخ پیدا می‌کند. همه‌اش برای این بود که دیدم فضای جشنواره زیادی جدی است؛ فیلم‌ها هم. گفتم کمی شوخی کنم خستگی‌مان کم شود. ببخشید !
تقدیم به علی حاتمی، رسول ملاقلی‌پور مرحوم، و شهرام شکیبا
با تشکر از: روح‌الله حجازی، محمود کلاری و بانک پاسارگاد
روزنامه وطن امروز - 18 بهمن 1393
بینهایت کسل کننده،گنگ،بی معنی و معلق.
با وجود حضور تعداد زیادی بازیگران مطرح و قابل تامل در فیلم،،داستانی بسیار ضعیف را شاهد هستیم.
دیدن فیلم را به هیچ وجه پیشنهاد نمی کنم.
از نیمه فیلم به بعد، اتفاقات بدون مفهوم و کسل کننده در فیلم،بیشتر خنده تماشاگران ... دیدن ادامه » را باعث میشد تا تاثر و تاسفی که فیلم به دنبال ایجاد آن بود.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ ماهی

"مرگ ماهی" داستان فراموشی و انسان های فراموش شده است....
خانواده ای که مدت هاست از هم پاشیده شده و کانون اصلی خانواده که از یاد رفته ....دروغ و تهمت جای دوست داشتن و "دوستت دارم" را گرفته است... و فیلمساز انقدر ناامید است که حتی در صحنه پایانی هم هیچ نشانه ای از بهبود اوضاع خانواده نمی دهد...
اعضای خانواده انگار هر کدام تکه ای از پازل هستند که وقتی در کنار هم قرار بگیرند می توانند تصویری کامل از واقعیت را نشان دهند و حتی شاید هدف مادر از طرح چنین وصیتی همین بوده است اما فیلم آگاهانه از دادن اطلاعات خودداری می کند و تا جایی که بر یک واقعه(فرزند بهرام) پافشاری می کند که ابهام لازم فیلم را به تاکیدی آزاردهنده تبدیل می کند....و ای کاش اینقدر تاکید روی این واقعه نبود تا حس مبهم کشف حقیقت را بیشتر لمس می کردیم...
فیلمبرداری استادانه محمود ... دیدن ادامه » کلاری و نورپردازی سردی که به طرز عجیبی رابطه سرد اعضای خانواده و حتی سرمای موجود در خانه را به بهترین شکل نشان می دهد از بهترین ویژگی های فیلم است...نگاه کنید به قاب غسل دادن مادر توسط دختران که بی نهایت زیبایی دارد...
شاید اگر حجازی کارگردان جاه طلب تری بود مرگ ماهی از فیلمی خنثی به فیلمی تاثیر گذار تبدیل می شد..مرگ ماهی به یک ضربه پایانی نیاز داشت...جایی که تماشاگران منتظر آمدن "رامین" و یا "مهناز" هستند اما آمدن آن ها نه گره ای را باز می کند و نه اینکه پاسخ انتظار تماشاگر را می دهد...
این فیلمی است که همه عوامل کار خود را به خوبی انجام داده اند و قدمی رو به جلو برای کارگردانی حجازی محسوب می شود اما به فیلمنامه محکم تر و پیچیده تر با شخصیت هایی تعریف شده تری نیاز داشت تا بتواند فیلمی ممتاز شود...

2.5 ستاره از 5 ستاره
"ماهی هایی هستیم که دوستت دارم روی لبانمان مرده است"

فیلم جدید روح الله حجازی بدون شک فیلم خوبی ست که در امتداد فیلمهای قبلی او و نکاه سینمایی اش ساخته شده,البته کمی فضا سازی کار جدیدش متفاوت تر از باقی آثارش هست.
مرگ ماهی در قصه گویی,فرم بصری,بازیها,فیلمبرداری و موضوع از فضای معمول فاصله گرفته و سعی میکند نگاه نو و متفاوتی داشته باشد.در واقع مانور فیلم روی شخصیتهای نا امیدی ست که بشدت درگیر زندگی اجتماعی امروز با قواعد خاص خودشان هستند که از آنها آدمهایی تنها,پر از حفره های روحی و تنفر نسبت به اطرافیان و پیرامون ساخته.آدمهایی که به آینده (بالعکس مادر خانواده) نگاه تاریکی دارند .آدمهایی که توان تحمل خانواده خودشان را هم ندارند,حتی برای سه روز!!
به تماشای این فیلم بنشینید و لذت ببرید بخاطر ترکیب دکور,نور و قابهای فوق العاده محمود کلاری که ... دیدن ادامه » حیرت زده تان میکند.بخاطر علی مصفا,بابک کریمی و حتی بازی متفاوت نیکی کریمی,بخاطر دانه های تسبیح یسری که به مرور پیدا میشود و فضای سرد و سرمایی که از فیلم به وجودتان رخنه میکند.فازغ از آغاز و پایان و بعضا حفره های فیلمنامه میتوانید این فیلم را دوست داشته باشید.

یُسر:تسبیحی است که از مرجان دریایی ساخته میشود و گفته شده همراه داشتن این تسبیح شادی آفرین بوده و سبب حل مشکلات است.

"همیشه فکر میکردم ماهی ها موقع مردن وقتی لب میزنن یه چیزی میخوان بگن که من اونو نمی شنوم..."

"جمله های ابتدا و انتها متعلق به فیلم هست"
حسین جان این قلم روان و نگاه تیزبینتون رو خیلی دوست دارم.
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
پرند عزیز سپاسگذارم که نوشته های مرا میخوانید,بزرگواری شماست.
۲۸ بهمن ۱۳۹۳
سلامت و پاینده باشید دوست خوبم
۲۸ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید