تیوال نمایش مایوزر
S2 : 02:30:42
  ۱۷ بهمن تا ۲۲ اسفند ۱۳۹۳
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه

: هاینر مولر
: ناصر حسینی‌مهر
: بابک قهرمانی، مصطفی مقیمی، آرش منتظری، نیره سادات میرزایی، فرامرز رمضانی، شاهو رستمی، پدرام صمدی، محمد شاهی، کیوان کاوند، یاسمین فهبد، ماهانا نریمانی، صحرا اسدالهی، شیوا لطیفی، سارا رستم کلایی، نازنین تامرادی، ناصر حسینی‌مهر

: احمد عظیمی، پدرام صمدی
: سمانه داوودی پارسا
: هانیه شجاع
: ناصر حسینی مهر
: امین جلیلی، امیر ساعتچی
: امین جلیلی، محمدرضا رمضانیان
: علیرضا محمدی، مهدی فتاحی، سینا آقایانی، بهرنگ نیرومند، حسام اعلم الهداء
: ناصر حسینی مهر
: سینا (محمد جواد) آقایانی
: احمد عظیمی
: سپیده فلاح فر
: امیر ساعتچی
: بهرنگ نیرومند
: سینا (محمد جواد) آقایانی
: ناصرحسینی مهر

"نمایشنامه ی «مایوزر» هم مانند «هملت ماشین»، از مهمترین و جنجالی‌ترین آثار هاینرمولر اوست، به ویژه اینکه موضوع این نمایشنامه در رد آثار آموزشی «برشت» است، به همین دلیل در زمان نگارش آن، سر و صدای زیادی به پا شد. این نمایشنامه نوعی مقابله با اصول تبلیغی و خشکی است که انقلابیون از جمله «برشت» روی صحنه تیاتر به آن می‌پرداختند. این اثر، که از زمان نگارش تا زمان فروپاشی دیوار برلین ممنوع الاجرا بود، همچون دیگر آثار مولر ساختاری پیچیده و زبانی شاعرانه دارد.
این اجرا که کاری دیگر از گروه تیاتر شش است با ترجمه، طراحی و کارگردانی ناصر حسینی مهر اجرا خواهد گردید.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت رسمی نمایش مایوزر مراجعه نمایید."
www.mauser.ir


پوستری که شاید از دیدن آن حیرت کنید
پوستر نمایش «مایوزر» به کارگردانی ناصر حسینی مهر طراحی شد؛ پوستری که حسینی مهر معتقد است می تواند مخاطب نمایش را حیرت‌زده کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «مایوزر» از آثار هاینر مولر که این روزها خود را برای اجرای عمومی آماده می کند، با کارگردانی ناصر حسینی‌مهر پس از اتمام جشنواره تیاتر فجر در سالن چهارسو به روی صحنه خواهد رفت.
کارگردان این اثر نمایشی که پوستر آن به تازگی طراحی شده، یادداشتی کوتاهی را به همراه تصویر پوستر منتشر نمود. در یادداشتِ ناصر حسینی مهر برای پوستر نمایش «مایوزر» چنین آماده است:
از دیدن این پوستر ساده و غیرمتعارف شاید کمی حیرت کنید. این پوستر برخلاف برخی پوسترهای امروز تیاتر ما که لحن یکسانی دارند و همه معانی را می‌خواهند یک‌جا و به شکل شعاری مطرح کنند فاقد پیچیدگی های سرگیجه آور است. ما سعی کردیم به سادگی تمام خبر اجرای نمایش «مایوزر» را با زبان رنگ و فرم و حس و جذابیت های درونی نمایش به مخاطبان اطلاع دهیم.

خرید بلیط : www.gishetheater.com

گزارش تصویری تیوال از نمایش مائوزر / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در جستجوی معنایی برای انسان
نقد و بررسی تئاتر مائوزر
نوشته هاینر مولر
به کارگردانی ناصر حسینی مهر
امتیاز 8.5 از 10
(قسمت ششم)

از مائوزر چه چیزهایی یاد میگیریم؟

1- تئاتر فقط درام نیست. سرمان را زیر برف بیرون بیاوریم و ببینیم چقدر عقب هستیم؟ آیا آن روال همیشگی کارآمد بوده است؟ هنر تئاتر و سینما در ایران در یک زمان شروع به کار میکنند. چرا در سینما به جایی میرسیم که "جدایی" تمام جوایز جشنواره های جهان را درو میکند اما در تئاتر چنین چیزی نداریم؟ این مسئله دلایل بسیاری دارد اما یکی از آنها همین است که در درام گیر کرده ایم و دنیای هنر دارد با سرعت به پیش میرود.

2- از زوایای دیگر به مسائل نگاه کنیم. مولر پاسخ تدبیر را با داستان خودش میدهد. نمی آید یک داستان جدید خلق کند که پاسخ بدهد. همان داستان را از زاویه دیگری نگاه میکند. با وجودیکه من هنوز طرفدار انسان برشت هستم اما پاسخ مولر را دوست داشتم.

3- تئاتر را در صورتکهای Laugh now cry later نبینیم. همه چیز خنده و گریه نیست.

4- ... دیدن ادامه » تئاتر بخشی از واقعیت است. شاید همیشه به سالن تئاتر رفته ایم که از واقعیتها فرار کنیم و از زندگی سخت و پرتنش روزمره خلاص شویم. اما همه میدانیم که آن دنیای ساختگی خیلی زود تمام میشود و برای عوامل دست میزنیم و همه چیز تمام میشود. گاهی ممکن است این اتفاق نیافتد!

5- میشود یک تئاتر به نویسندگی """هاینر مولر""" و کارگردانی """ناصر حسینی مهر""" دید، فقط 15000 تومن! :))

(پایان)
هنوز اما معتقدم تاثیر و ماندگاری تئاتر ارسطویی بر مخاطب بیش از تئاتر برشتی است هرچند این کار برای شما یا عده ای تاثیرگذار بوده و این خیلی خوب است.
درخصوص بهایی که برای تماشای آثار نمایشی می پردازیم،قطعا اکثر مخاطبین واقفند که این مبلغ، هزینه کوچکی در ... دیدن ادامه » قیاس با هزینه تمرین یک گروه نمایشی از آغاز یعنی حق مترجم یا مولف و دراماتورژ تا تمرین های بسیار بازیگران تا ساخت دکور و موسیقی و لباس و غیره و البته اجاره سالن است لکن صرفنظر از ارزش کیفی آثار، مبلغ می بایست در نهایت با درآمد متوسط عامه مخاطبین تطبیق داشته باشد که در نهایت به چنین رقمی می رسد.
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
از واکنش مخاطب غیر ایرانی و نحوه برقراری ارتباط او با سبک های مختلف اطلاعی ندارم لکن شخصا بعنوان مخاطبی که به دنبال تماشای آثار قصه گو نیست، پیام این اثر را که از ابتدا شفاف و مشخص بود را فاقد کشش لازم برای 75 دقیقه می دانم.
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
در جلسه ای که موضوع آن بررسی تئاتر مائوزر بود این مساله عنوان شد و توضیحاتی هم داده شد که چگونه این نمایش 75 دقیقه شده است! :)
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در جستجوی معنایی برای انسان
نقد و بررسی تئاتر مائوزر
نوشته هاینر مولر
به کارگردانی ناصر حسینی مهر
امتیاز 8.5 از 10
(قسمت چهارم)

نان روزانه جامعه را چه چیزی تامین میکند؟

بسیاری از اعضای بدن انسان هریک به صورت اتوماتیک کار خودش را به درستی انجام میدهد. سیستم عصبی خودش پیامهای لازم را به مغز میرساند، سیستم خون رسانی خودش کار میکند، سیستم گوارشی خودش غذا را هضم میکند و ماهیچه ها و مفاصل و استخوان بندی هم دارند خودشان کار خودشان را میکنند. تنها کاری که ما باید بکنیم این است که به این سیستم غذا برسانیم یا اصطلاحا نان روزانه اش را تامین کنیم. در میان این اعضای بدن یک مغز هم وجود دارد که قسمتی از آن وظیفه اش اندیشه است و به نظر میرسد که آن هم باید خودش به صورت اتوماتیک کار کند اما اینطور نیست!
به نظر میرسد فکر کردن یک عمل ساده است و میتوان نشست یک گوشه و فکر کرد و بیل زدن کار سختتری نسبت به فکر کردن است. اما اینطور نیست. با رسیدن غذا بدن کالری لازم را برای انجام فعالیتهای روزانه تامین میکند اما پروسه فکر کردن فقط با خوردن غذا اتفاق نمی افتد. برای اندیشیدن باید روش درست اندیشیدن را نیز آموخت و با تاریخ تحولات اندیشه بشری آشنا شد. تاریخ فلسفه را میتوان یک معادل برای تاریخ رشد و تحولات اندیشه بشر نامید. پس برای اینکه بتوانیم درست فکر کنیم باید با فلسفه آشنا شویم.
اما همانطور که اشاره شد این مساله مانند کارکرد سایر اعضای بدن که واضح است چندان واضح و قابل فهم نیست که برای درست اندیشیدن نیاز به دانستن فلسفه است. گو اینکه بدون دانستن فلسفه هم هر انسانی قادر به اندیشیدن است و طبیعتا خیال میکند روش اندیشه اش نیز درست است. اما برعکس اندیشه و ذهن بشر ناخودآگاه تمایل به مغلطه دارد. مغلطه مانند یک گرداب است که کشتی اندیشه انسان را به درون خودش میکشد و اگر اندیشه ای ورزیده نباشد به سادگی در دام مغلطه می افتد. انسان جاهل فلسفی اندیشه اش مدام در گرداب مغلطه است. مغلطه هایی نظیر "هرکس منطقی دارد" ، "کسیکه خواب است را میشود بیدار کرد اما کسیکه خودش را به خواب زده هرگز" ،انواع توهمات توطئه، گرایش به خرافات و باور شایعات جریانهایی است که در یک جامعه دور از فلسفه بسیار دیده میشود.
مردم در چنین جامعه ای همواره در یک سیکل معیوب که منجر به پسرفتشان میشود قرار دارند و روزبروز زندگی برایشان سختتر میشود. هیچکس نمیداند چرا؟ پس همه تشنه ظهور یک منجی هستند. اخلاق در چنین جامعه ای رو به تنزل و افول است چراکه اخلاق یکی از زمینه های مهم بحث در فلسفه است و هیچکس نمیداند اخلاق چیست؟ اگر هم بی اخلاقی را دریابند روش مقابله با آنرا نمیدانند. در مقابل بداخلاقی،ظلم، دزدی و جنایت سکوت میکنند. ریاکاری و عوامفریبی در جامعه اوج میگیرد چراکه مردم یک جامعه دور از فلسفه به سادگی گول میخورند و طماعان ازین فرصت به خوبی استفاده میکنند. میزان مطالعه کم و گرایش به تلویزیون زیاد میشود. حکومتها زنجیری به مغز مردم چنین جامعه ای میزنند و افکار عمومی را به هرآن سمتی که میخواهند میکشانند. مردم جامعه دور از فلسفه بردگان فکری هستند. مردمی که فقط نان میخواهند و آزادی را فراموش کرده اند.

مخاطب مائوزر کیست؟

اگر ... دیدن ادامه » منظور از این سوال این باشد که چه کسی از دیدن مائوزر لذت میبرد باید گفت مائوزر مخاطب خاص و علاقه مند به فلسفه دارد. اما اگر سبک اجرای این تئاتر را مد نظر قرار دهیم درمیابیم که مخاطب مائوزر میتواند طیفهای گسترده تری را نیز پوشش دهد. شاید دیدن مائوزر و مطرح شدن پرسش مهم "انسان چیست؟" آغاز راه برای وارد شدن بسیاری از مخاطبین به عرصه فلسفه باشد.
مخاطب برای فهمیدن مائوزر مجبور به خواندن تدبیر است و تدبیر خودش یک کلاس آموزشی دیگر است. پس مائوزر میتواند یک جرقه برای یک تغییر بزرگ در زندگی باشد.
(ادامه دارد)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در جستجوی معنایی برای انسان
نقد و بررسی تئاتر مائوزر
نوشته هاینر مولر
به کارگردانی ناصر حسینی مهر
امتیاز 8.5 از 10
(قسمت سوم)

انسان در مائوزر

در ابتدا مائوزر کاری با واقعیت موجود ندارد و انسان مولر ادامه راه تدبیر برشت است. در تدبیر حزبی وجود دارد که به دنبال انقلابی است. در مائوزر آن انقلاب پیروز شده و آن حزب به موفقیت دست یافته است و آن بهشتی که با انسان اندیشمند برشت تصور میشد به نمایش درآمده است. بهشتی که هیچ شاکله ای از بهشت را دارا نیست و در همان نگاه اول هم خود خود دوزخ است!
انقلاب پیروز شد و انسان اندیشمند برشت به دوزخی گرفتار شد که معلوم نیست در آن چه چیز را در نظر نگرفته بود؟! در نگاه اول پاسخ خوبی به تدبیر میدهد که مجموعه انسانهای اندیشمند چیزی که در نهایت میسازند یک دوزخ است.
اگر با دنبال کردن اندیشه های فلاسفه به نتایجی در زمینه اینکه انسان چیست رسیده اید با دیدن مائوزر دوباره به نقطه صفر بازمیگردید. مولر به خوبی حرف از وجدان به میان نمی آورد. چون وجدان یک مسئله نسبی است و مطابق فرهنگهای مختلف متفاوت است. در همان تعریف مدرن هم وجدان زیرمجموعه عقل آمده است و قوه ای است که به قضاوت عقل کمک میکند و کارکردش براساس تجربه است. بنابراین وجدان همیشه درست قضاوت نمیکند.
به ظاهر انسان مولر با حس ترحم و همذات پنداری درگیر میشود.اما مشخصا مولر در توهمات دراماتیک خودش را غرق نمیکند و شعارهای توخالی من عاشق میشوم پس هستم سر نمیدهد و احساسات و عواطف را اصالت بشر معرفی نمیکند.
پس مولر چه جایگزینی در تعریف انسان ارائه میدهد؟ آیا اصلا این تعریف در مائوزر بیان شده است؟
به ظاهر مائوزر فقط طغیانی علیه تدبیر برشت است و آلترناتیوی از معنای انسان ارائه نمیدهد. اما عمق مطلب یک مسئله را آشکار میکند. انسان مولر فقط نمیخواهد. اختیار و همین و بس؟
بدترین ... دیدن ادامه » اصطلاح برای خواستگاه آزادی بشر "اختیار" است! نه. مولر حرفی از اختیار نمیزند. اختیار از ریشه خیر است و قوه انتخاب خیر. در اصل اختیار قوه ای است که به ما اجازه نمیدهد شر را انتخاب کنیم. انسان اصلا اختیار ندارد و مجبور به انتخاب خیر نیست. انسان در اصل آزاد است و علی رغم اینکه میداند خیر چیست میتواند آنرا انتخاب نکند.
انسان مولر آزاد است. دیگر نمیخواهد بکشد و دلیلی هم برایش ندارد. حتی آگاه است که نان روز انقلاب از کشتن دشمنان حاصل میشود اما دیگر نمیخواهد بکشد. دستش مال خودش است و زندگیش مال خودش است. با علم به اینکه چه چیزی خیر است میخواهد آزادانه آنرا انتخاب نکند و سرپیچی کند. انسان مولر هنوز همان اندیشمند برشت است. او آگاه به همه چیزهایی است که دیگران به آن آگاه اند. انسان مولر میگوید میدانم درست چیست اما نمیخواهم در انتخاب درست مجبور باشم.
ناگهان در اینجا واقعیت موجود خودش را نشان میدهد. اینکه انسان در هر دورانی اسیر جبر جامعه خویش بوده است. کافی است همرنگ جماعت نباشید تا انگشت نما شوید و محکمه ای نظیر محکمه مائوزر برایتان ترتیب دهند. کافی است آن کارایی که جامعه از شما انتظار دارد را نداشته باشید. جامعه لباس ، رفتار، شیوه زندگی و حتی مرگ انسان را تعیین میکند و انسان در انتخاب هیچ چیز آزاد نیست. بسط موضوع مائوزر به واقعیت موجود آن انتهای پوچ معنای انسان را بیشتر آشکار میکند:

- ولی من اکنون و اینجا میخواهم آنرا بدانم
من میخواهم در این سحرگاه شهر ویتبسک
که با چکمه های خونین، در آخرین جاده زندگی
بی هیچ اتلاف وقتی به سوی مرگ هدایت میشوم
با واپسین نفسهایم از انقلاب بپرسم: انسان کیست یا چیست؟

- پرسش تو بی وقت است. ما نمیتوانیم کمکت کنیم
و این پرسش به انقلاب کمکی نمیکند.

جای واژه "انقلاب"، "جامعه" بگذارید. وقتیکه نان جامعه از محل پاسخ به این پرسش مهیا نمیشود چه لزومی دارد در سالن چهارسو بنشینیم و فکر کنیم که انسان کیست یا چیست؟
(ادامه دارد)
"مجبور به انتخاب خیر نیست. انسان در اصل آزاد است و علی رغم اینکه میداند خیر چیست میتواند آنرا انتخاب نکند."

تعبیر و تفسیر واقعا جالبی بود. چه خوبه که می نویسی کیارش جان تا ما تنبلا استفاده کنیم :)) دمت گرم
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
در ضمن دمت گرم که نمایشنامه "تدبیر" رو لینکش رو گذاشتی. خیلی متن عجیب، جذاب و جالبی بود. انقدر جذاب بود یه نفس نصفشو خوندم.
۱۵ اسفند ۱۳۹۳
ما خودمان را زودتر به محضرتان میرسانیم! ان شاء الله! ناز اون یک نفست! :)
۱۵ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در جستجوی معنایی برای انسان
نقد و بررسی تئاتر مائوزر
نوشته هاینر مولر
به کارگردانی ناصر حسینی مهر
امتیاز 8.5 از 10
(قسمت دوم)

تحلیل محتوایی نمایشنامه

مائوزر پاسخی دندان شکن به تدبیر است. مورد بحث دریافت معنایی برای انسان است. این اساسی ترین سوال در فلسفه کلاسیک است که "من چیستم؟"
در مائوزر بارها این سوال پرسیده میشود که انسان چیست؟ یافتن پاسخی برای این سوال هزاران سال طول کشید و انواع پاسخ ها بدان داده شد. یکی گفت من می اندیشم پس هستم و اصالت انسان را در اندیشه پاسخ داد. دیگری انسان را مجموعه ای از حواس پنجگانه می دانست که بدون آنها وجود نخواهد داشت. دیگری با ترکیب آنها قوه فاهمه انسان را اصالت انسان دانست. دیگری اصالت انسان را در درونش جستجو میکرد و قائل به ذهن بود. این تفکرات آنقدر پیش آمد که تعریف انسان در فلسفه مدرن مجموعه ای از عقل و اختیار شد. دیگر در این تعریف اخلاق و ذهنیات و درونیات انسان نیز هرکدام زیرمجموعه یکی از این دو عنصر تعریف میشود.

انسان در تدبیر

انسان متعالی در تدبیر نیز در بالاترین سطح از عقل و اختیار تصویر میشود. شرافت انسانی جایی در نظام اخلاقی که برشت در تدبیر عنوان میکند ندارد. انسان برشت زیرک است. سیاستمدار است. جلوی احساسات درونی خودش را با اختیار میگیرد و برای مبارزه با ظلم بزرگ خودش را فدای ظلم کوچک نمیکند. با درایت است و موقعیت سنج و همه این ویژگی ها را به صورت عقلانی درک کرده و با اختیار خویش آنها را انتخاب میکند. زمانیکه جایی رنج بشر را ببیند برای خروجش از آن رنج تدبیر اساسی می اندیشد و از درمانهای مسکن وار پرهیز میکند. انسان برشت دو دو تایش همیشه چهارتاست و در چارچوب عقل عمل میکند. عقلی که با یک منطق خشک در برابر هر کنشی واکنشی تعریف شده و از پیش تعیین شده دارد. هرگاه انسان برشت در یک وضعیت حساس گیر بیوفتد باید از آن فرار کند. اگر وضعیتی رخ بدهد که از پیش برایش دستورالعملی نداشته باشد باید از آن فرار کند. تصمیمات پنج دقیقه ای نمیگیرد و خودش را از وضعیت تصمیگیری پنج دقیقه ای خارج میکند که بتواند به خوبی و در فرصت کافی فکر کند و دستورالعمل لازم را تولید کند.
انسان ... دیدن ادامه » برشت آن انسانی نیست که وجود دارد، بلکه آن حالت متعالی از انسان است که به عقیده برشت باید باشد. انسان برشت یک ماشین است. یک سیستم مانند f(x)=y که با هر ورودی مشخص خروجی مشخصی دارد.
چه کسی است که از یک انسان با درایت و عاقل گله کند؟ دنیایی پر از انسانهای اندیشمند و عاقل قطعا مدینه فاضله ای است. تمام امور بر اساس خرد سنجیده شده و هیچ رفتار غیر منطقی ای وجود ندارد. تمام طرح ها موفق است و همه هدف ها دست یافتنی. دنیای انسانهای برشت حتما یک بهشت رویایی است. درست است که واقعیت این نیست و انسان ها خردورز و اندیشمند نیستند. اما نظم نوین جهانی و یک دنیای بهتر که مانند بهشت است انسان برشت را مطلبد.
(ادامه دارد)
البته در" تدبیر" به عمل سریع و تفکر عمیق اشاره می شود یعنی همان تصمیم گیری 5دقیقه ای و در عین حال خردمندانه(البته به زعم نویسنده)
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
هیات بازرسان:
شما شهر را ترک کردید
در شهر شورش وسعت میگرفت
و رهبرانش به خارج شهر میگریختند.
و این بود تدبیر شما؟

چهار مبلغ:
عجله نکنید
در گوشه ای امن و ماهها فرصت اندیشه
یافتن ... دیدن ادامه » راه درست آسان است.
ولی ما،
فقط پنج دقیقه فرصت داشتیم،
و رو در روی ارتش دشمن فکر میکردیم.
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
یعنی به طور کلی فرار و اندیشه عمیق را بهتر از ماندن و تصمیم گیری پنج دقیقه ای میداند اما چون در آنجا مجبور بودند پنج دقیقه ای تصمیم بگیرند چنین کاری کردند.
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در جستجوی معنایی برای انسان
نقد و بررسی تئاتر مائوزر
نوشته هاینر مولر
به کارگردانی ناصر حسینی مهر
امتیاز 8.5 از 10
(قسمت اول)

مقدمه

هاینر مولر مائوزر را در پاسخ به نمایشنامه "تدبیر" برشت نوشته است. برای درک صحیح این نمایش خواندن این نمایشنامه الزامی است. تدبیر را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:
http://s6.picofile.com/file/8174741400/Tadbir_Bresc
در ادامه به نقد اجزای این تئاتر پرداخته میشود:

پیشگفتار

مائوزر ... دیدن ادامه » یک تئاتر سخت است. فهمش سخت است،بازی هایش سخت است و کارگردانی اش هم سخت است. در میان دعواهای عالم تئاتر برچسب پیشنهاد تیوال نمیگیرد. بلیط فروشی اش با مشقت های همیشگی سایت گیشه همراه است. تبلیغات چندانی ندارد و عواملش با ساخت اکانتهای جعلی به به و چه چه برای خودشان نمیکنند. با همه اینها و باوجودیکه در روزهای نخست صندلی های خالی شاهد اجرای این نمایش بودند به حق خودش رسید و این روزها فروش خوبی هم عایدش شده است.
ناصرحسینی مهر مائوزر را برای دیده شدن نساخته است. به جرئت میتوان گفت برای آنکس که دغدغه یادگیری داشته باشد مائوزر آموزنده ترین تئاتر است. مائوزر را نباید دید بلکه باید فهمید. با فهمیدن مائوزر بخشهایی از تاریخ ادبیات نمایشی مدرن را درک میکنید. با سوالات زیربنایی فلسفه آشنا میشوید و به خوبی درک میکنید که برشت تابو نیست اما اقدام علیه یک فیلسوف کردن نیامند فیلسوف بودن است.

چگونه باید مائوزر را دید؟

میخواهید تفریح کنید؟ به سالن چهارسو با اجرای مائوزر وارد نشوید. مائوزر یک تئاتر سرگرم کننده نیست. صندلی های سالن چهارسو با اجرای مائوزر دیگر صندلی های یک سالن تئاتر نیستند. بلکه صندلی های یک کلاس درس هستند. اگر سر کلاسهای درستان همیشه منتظر بودید که زنگ بخورد و به ساعتتان نگاه میکردید در سالن چهارسو هم همین اتفاق می افتد. اگر بدون پیشنیاز "تدبیر" به تماشای مائوزر بروید مانند این است که بدون ریاضی دبیرستان سر کلاس ریاضی دانشگاه بنشینید.
پس از بیرون آمدن از سالن نباید به چیزی که دیدید فکر کنید چون چیزی دستگیرتان نمیشود. شما از کلاس درس دانشگاه بیرون آمده اید و باید بروید در منزل درباره آنچه به شما گفته شد تحقیق کنید. مخاطب مائوزر یک دانشجو است. نه از آن دست دانشجوهایی که باید درس را برایشان لقمه کرد و جوید و در دهانشان گذاشت. آن دانشجویی که برای یادگیری زحمت میکشد و تحقیق میکند.


بررسی و تحلیل اجرا

اجرای نمایشنامه مائوزر با دستکاری هایی توسط حسینی مهر مواجه شده است. در دید اول شاید این یک طغیان علیه مولر به نظر برسد که همینطور هم هست. اما روح فلسفی اثر به طور کامل حفظ شده است و محتوای کار دچار تغییر نشده است.
اگر عمیق تر به اجرای مائوزر حسینی مهر نگاه شود یک نکته مهم در آن کشف میشود. مولر مائوزر را مینویسند که پاسخ تدبیر برشت را با سبک خاص خودش (که بعدها به پست دراماتیک معروف شد) بدهد. اما حسینی مهر برای پاسخ دادن به برشت از سلاح خود برشت استفاده میکند. تئاتر روایی. گو اینکه تئاتر پست دراماتیک همه چیزش در اجرا خلاصه میشود.
اما عمق و جزئیات نمایشنامه مولر اصالتا پست دراماتیک است و به زبان ساده روایی بشو نیست. این است که ارتباط برقرار کردن با نمایش سخت میشود. همچنین مخاطب عام تئاتر به دنبال درام است و در سالن تئاتر مینشیند که از فضای سخت و پر دغدغه زندگی (با خنده یا گریه) خارج شود.
مخاطب تئاتری که عادت کرده است در تراژیک ترین تئاترها هم اندکی بخندد و در جدی ترین متن ها هم یک کاراکتر کمیک و خنده دار پیدا کند در برخورد با مائوزر دچار مشکل میشود. با تمام این اوصاف میتوان نتیجه گرفت که مائوزر مخاطب بسیار خاص دارد و اصولا خود کارگردان هم واقف است که مخاطبش خیلی خاص است. بنابراین مائوزر میشود جزو معدود تئاترهایی که با دغدغه ساخته شده اند نه برای کسب درآمد.

(ادامه دارد)
ببین کیارش تو هی سر دعوا رو باز کن!
یعنی چی که این تئاتر برای هرکسی نیست و ...؟؟!
آقا من یه تماشاچی بی سواد از 4راه ولیعصر رد شدم اجازه هست بیام توو سالن؟؟!
من قبول دارم که مائوزر کار سنگینیه و حرف مهمی میزنه و صد البته کسی که مطالعه بیشتری داشته لذت بیشتری ... دیدن ادامه » هم میبره اما من به جرات پیشنهادش میکنم به هرکسی چون حداقل های جذابیت تئاتری یعنی چشم و گوش نواز بودن رو داره و هر وجدان بیداری رو قلقلک میده. اصلا تئاتر خوب یعنی همین که این لعنتی هست!
کاش فقط بازی گروه کر مخصوصا زناش بهتر بود.
۱۳ اسفند ۱۳۹۳
اما چه جالب که دو عبارت بسیار خوب را در پرسش خود قرار داده اید. صحنه زندگی و کلاس درس فلسفه...
اول باید دانست فلسفه چیست؟ در یک تعبیر عامیانه فلسفه مطالعه عمیق و بنیادین مفاهیمی است که انسان با آن درگیر است. زندگی یکی از همان مفاهیم است. آیا انسان در جستجوی ... دیدن ادامه » معنایی برای زندگی نیست؟ آیا این جستجو خارج از حوزه فلسفه قرار دارد؟
پس اگر تئاتر را صحنه ی زندگی هم بدانید باز مجبورید رویکردی فلسفی نسبت به آن داشته باشید.
۱۵ اسفند ۱۳۹۳
مرسی بابت نمایش نامه خیلی جالب بود.
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش تصویری هنر آنلاین از مائوزر:
(عکاس: مسعود میرمیری)

http://www.honaronline.ir/Pages/PicNews-3728.aspx
نگاهی به نمایش مائوزر
(به قلم انوشیروان مسعودی- چاپ شده در روزنامه قانون امروز یکشنبه 10 اسفند 93)

"اما؛ سحرگاه یک روز در شهر ویتبسک"

هاینر مولر، نمایشنامه نویس عصیانگرومطرح ترین چهره نمایشی آلمان پس از برتولت برشت دقیقا با این«اما»معنای خود رامی یابد.نمایشنامه‌های او جایگاه یک «اما»را در افشاولودادن وضع نمادین موجود دارند.از نمایشنامه«نبرد»،تا«هملت ماشین»او دقیقا دربزنگاهی که همه به تاییدیاواکاوی یک وضعیت می‌پرداختنددربرابر یک وضعیت ایستادو باواژگون کردن وضعیت نمادین آن رابحرانی کرد.مولردربرابر آنچه بدیهی فرض می‌شود می‌ایستد و می‌کوشد تا با شک کردن، واژگون کردن و آنگاه دوباره نگریستن به آن پدیده پسِ پشت و رانه‌های حقیقی را دریافته و نمایش بدهد.این موضوع نه صرفا در مضامین انتخاب شده توسط او که در فرم‌های نمایشی او نیز به چشم می‌خورد و در واقع یکدستی و هماهنگی میان ِ ساختارشکنی اوست که او را به یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان معاصر بدل می‌کند.
مولر را بیشتر به عنوان نمایشنامه نویسی آنارشیست می‌شناسند،پرخاش او نسبت به ارزش‌های رسمی جامعه اش در تمامی این دوران ثابت است.او در نمایشنامه نبرد با ساخت یک گروتسک هولناک و مشمئز کننده به کلی مسئله ملی گرایی آلمانی را زیر سوال می‌برد و این روند در آثار او رشد می‌کند تا به آنارشیسم کامل کلامی و بیانی در آثار متأخرش می‌رسد.
اوبه خصوص مسائلی نظیر قدرت،خشونت ومسئله انسان درموقعیت‌های تحمیل شده را به روی صحنه می‌آورد و نسبت به وضعیت سیاسی معاصر خود بدون کوچک‌ترین پنهان‌کاری مواضع خود را اعلام می‌کند.تفکر انتقادی مولر نسبت به سیاست غالب کمونیسم دولتی،سرمایه‌داری وفاشیسم در دوران مختلف حضوری قاطع در آثارش دارند.آن چه مولر را نگران می‌سازد انسان در زیرسیطره کلان نظریه‌های سیستماتیک است.انسان معاصری که به زعم مولربا ناآگاهی برآمده از وضعیت اقتصادی/فرهنگی اش خود برسازنده سیاست‌های کلانی است که او را از جایگاه انسان خارج کرده و درجایگاه گله/کد(Code) قرارمی دهد.

مولربامتشنج کردن صحنه‌های نمایش اش وساختن موقعیت‌های بحرانی،تئاترومخاطبش را به تعبیر آنتونن آرتو طاعونی کرده واین جاست که چرک وخون درصحنه روان می‌شود.مولر نشان می‌دهد انسان معاصر چگونه در موقعیت‌های مختلف و با قرار گرفتن در یک ساختار مشخص و واحد که در آن ارزش‌های نمادینِ پذیرفته شده در قالب«وظایفی» از پیش تعیین شده فرد را از جایگاه انسان خارج کرده و تبدیل به یک ماشین کشتار می‌کنند. این موضوع بیش از هر نمایشی در نمایشنامه«مائوزر»به چشم می‌خورد.
مولر با بحرانی کردن ِ موقعیت نمایشی درسه ساحت کلام، صحنه و فرامتن (از طریق ارجاعات) وضعیت سیاسی ساکن نمایش را بر هم می‌زند.او با بازنمایی خشونت لجام گسیخته و وضعیت‌های مشمئزکننده توسط کلامی غیر‌انتقالی ( به تعبیر شوجی ترایاما کلامی قطعه قطعه شده که مخاطب را با تصویری یکدست تنها می‌گذارد)که به مخاطب ارائه می‌شود و مخاطب کرخت شده از نمایش‌های روانکاوانه با وضعیتی دشوار و ناراحت روبه‌رو می‌شود.مولر به مخاطبش درنمایشنامه مائوزر می‌گوید که چگونه یک وضعیت برآمده از انقلاب که طبق اصول قرار است «آزادی»را به همراه بیاورد به علت ساختارهای کلان از پیش موجود تبدیل به قتلگاه انسان می‌شود بی‌آنکه از «آزادی» خبری شود.
گاوتام داسگوپتا(GautamDasgupta)منتقد ساکن لس آنجلس درمقاله بدن/سیاست(Politic/Body) خود از چهار نمایشنامه نویس و کارگردان مهم دهه نود نام می‌برد و تاکید می‌کند که رادیکال ترین تغییرات و کنش‌های ساختاری/مضمونی در آثار این چهار نفر اتفاق افتاده است ، این افراد شامل رابرت ویلسن(Robert Wilson)، رضا عبده(Reza Abdoh)، چارلز ال می(Charles L.Mee) و‌هاینر مولر(Heiner Müller) می‌شوند.داسگوپتا به درستی می‌گوید که برای اجرای آثار مولر هیچ پیش زمینه‌ای وجودندارد و این کارگردان اثر است که با خوانش وخلاقیت شخصی‌اش بایدازپس اجرای این متون چندوجهی برآید.اینجاست که می‌توان دریافت چراآثار مولربه تعداد انگشتان یک دست در ایران اجرا شده اند.ناصر حسینی مهر،کارگردانی که سال هادرآلمان به کارتئاتر مشغول بوده،جزو معدود افرادی است که جسارت اجرای آثار مولرراداشته است وطی سال‌های اخیر بااجرای سه نمایشنامه مهم مولرشامل هملت ماشین(1389)،هراکلس پنج(1392)ومائوزر(1393) تلاشی رابرای کشف،شناخت وتجربه آثار یکی از رادیکال ترین نمایشنامه نویسان غرب آغاز کرد.حسینی مهر با اجرای رادیکال ترین متن مولر، یعنی هملت ماشین ، توانست مخاطب ایرانی عادت کرده به نشانگان رئالیستی ازنمایش را باانبوهی از ایده‌های بصری و نمایشیِ اکسپرسیونیستی روبه‌رو کند.
هرچندتعددتصاویروعدم پیوند‌های مشخص بازیرمتن‌های ادبی این اجرا را تاحدی بغرنج و پیچیده کرده بود.دراجرای هراکلس پنج،مابانمایشی یکدست روبه‌رو بودیم که می‌کوشید ازخلال یک دوگانگی اسطوره و وضعیت بحرانی سرمایه داری معاصر، وضعیت کنونی مارابه نمایش بگذارد،حسینی مهر در این اجرا بااستفاده ازتمهیداتی نظیرحضوربازیگردرمیان تماشاگران و همچنین استفاده ازلاشه‌های آویزان و بازنمایی قابل قبول خشونت اجرایی موفق داشت،هرچند انبوه ارجاعات اساطیری مولر به علت عدم همنشینی بااجرای معاصر حسینی مهر تاحدی باعث عدم فهم درست مخاطبان از ایده‌های اجرایی می‌شد، اما این روند شناخت جهان‌هاینرمولر که خودنیازمنددرک دقیقی از ایده‌های نیچه،شوپنهاور ومتفکرینی نظیروالتربنیامین است همزمان باتجربه کردن فرم‌های نمایشی مختلف دراجرای سوم مولر یعنی نمایشنامه به شدت سیاسی مائوزر به یک هماهنگی و یکدستی کامل ازمنظریک اثرنمایشی رسیده است.

نمایش مائوزر به کارگردانی ناصر حسینی‌مهر که این روزهادرتالارچهارسوی تئاترشهربه اجرامی رود،یکی ازعالی ترین اشکال نمایشیِ انتقادی‌ترین متن ‌هاینر مولردرپیوندمشخص باوضعیت معاصرایران است.مهم‌ترین ویژگی نمایش مائوزراین است که ازتئاتر بودن خود نمی هراسد،درواقع قراردادهای زبانی تئاتری در این نمایش به شکل کامل خود را نشان می‌دهد. نمایش از سیستم رمزگانی ویژه نمایش‌های پسابرشتی سود می‌بردکه این موضوع باعث شده است تا حسینی مهر تمامی ایده‌های کلامی مبتنی برخشونت لجام گسیخته متن مولر را همزمان درساحت نمادین و عینی پیش ببرد، به صورتی که کلام و تصویر صحنه گاهی درکنارهم وگاهی به شکلی متناقض به بازنمایی نمادین وعینی خشونت یک انقلاب ِاز دست رفته کمونیستی می‌پردازند. عنصر تکراروگسست اساس نمایش است،حسینی مهربا میزانسنی متناسب بامتن توانسته است آن را از دل متن بیرون بکشد.دور تکرار خشونت پیش رونده‌ای که انسان در آن از ساحت انسانی خود خارج شده وتبدیل به ماشین کشتاری می‌شود برای حفظ انقلابی که قلب شده است.تکرار کشتار انسان‌ها درنمایش با شیوه‌های بصری و همچنین نوع میزانسن استفاده شده که مبتنی بر دوگانگی زیرزمین/روی زمین وهمچنین جلو/عقب صحنه است باعث می‌شودتاوضعیت کشتارعینی درموقعیت انقلابی راکه همه چیزدرآن برمبنای وظیفه ونظمی ساختارمند است به شکلی بحرانی تصویر شود.
... دیدن ادامه » استفاده حسینی مهر ازکلام خشونت‌بارمولر همزمان باسوزانده شدن انسان‌ها درتشت آهک،رفتار خشونت بار بامحکومان اعدامی،شکنجه‌های متعددو...مخاطب را با وضعیتی دشوار روبه‌رو می‌سازد که باید نسبت به این وضعیت غیرنمادین در تئاتر ( که عناصرش نمادین است) واکنش نشان دهد.حسینی مهر با استفاده ازشیوه‌های برشتی درنسبت بامخاطب می‌کوشد تامخاطب تربیت نشده ایرانی را به واکنش برانگیزد، افسوس که در وضعیتی پارادوکسیکال هنگامی که کاراکتراصلی نمایش به سوی جوخه مرگ می‌رودو به مخاطب به شکلی کاملا واضح می‌گوید:سکوت شمامرابه سوی دیوار مرگ می‌برد،مخاطب ایرانی ساکت‌تر ازهمیشه به تماشای اثرمشغول است.
فردعصیانگر نمایش مائوزر وضعیت ثابت را به هم می‌ریزدوزیرمتن هاورانه‌های اساسی قدرت رادریک موقعیت پیچیده به رخ می‌کشد با این همه ساختارموجودوسکوت باقی انسان‌ها او را نیزبه سوی دیوار مرگ می‌برد،هیچکس به دفاع از او بر نخواهدخاست.کارگردان با تغییر دوگانه همسرایان ،یک پنج گانه را می‌سازدکه با وضعیت معاصر ایران کنونی پیوندی دقیق تر دارد،یعنی ماشاهد رابطه فردعصیانگر با فردسرسپرده دارای قدرت هستیم که نوعی نبردآنتاگونیستی/پروتاگونیستی رامی سازداماهمزمان سه ضلع دیگردراین نمایش حضور دارند،همسرایان که بازوان قدرت هستند،دهقانان که نیروهایی نادان وتحت ظلم هستندوتماشاگران که حامیان خاموش این وضعیت هستند.هرچندهماهنگی عناصر دراین نمایش باعث شده تا همه عناصر نمایش در خود تئاتر خلاصه شوند،درواقع کارگردان اثر تمامی نشانه هارا به خود ِمقطع اتفاق نمایش یعنی ابتدای انقلاب اکتبر در روسیه محدود کرده است و از ارجاعات فرامتنی دوری کرده است که شاید یکی از ضعف‌های این اجرا باشد،چرا که بخش عظیمی از معاصر کردن اجرا درذهن مخاطب و براساس استعاره‌ها صورت می‌گیرد.درنگاهی فرامتنی اما،اجرای مائوزرحسینی مهر بیش از هرچیزحفره‌های موجود در فضای تئاتر ایران را به رخ می‌کشد.فقدان وجود یک تئاتر هماهنگ، پیشرو اما انتقادی که پیوندهایی مشخص با وضعیت بحرانی معاصر داشته باشد،این تئاتر همزمان دارای قدرت بیانی تئاتری از منظر نشانه شناسی زبان تئاتری است اماازپیشرو بودن،موضع داشتن ودرگیر کردن مخاطب همراه با تجربه‌هایی در فرم نمی هراسد.
شاید همین عدم فضا برای تجربه‌های بیشتر است که باعث شده در نمایش مائوزر نیز برخی از ایده‌ها به صورت ناقص و ناکامل در بیایند،برای مثال انتهای نمایش به جای اتمام با یک شوک اساسی(کشتار) به مخاطب که مبتنی بر ساختار خود نمایش بود،با صحنه‌ای طولانی و تاحدی رویاگون به پایان می‌رسد.بااین وجودمائوزرهمچنان نشان می‌دهد،دقیقا در زمانه ای که تئاترهایی به شدت مبتذل با رنگ و بوی سیاسی روز، به ضرب و زور موسیقی پاپ یانمایش‌هایی که کپی دست چندم متون آمریکایی محافظه کار هستند،فضا را قبضه کرده اند و تئاتر را به سایه ای از تئاتر بدل کرده اند؛ می‌شود کاری انتقادی، اساسی وهماهنگ انجام داد.
مائوزر یک ویژگی دیگر هم دارد؛بازیگرانش همگی افرادی هستند که به مدت چندین ماه تمرین کرده و برای این اجرا آماده شده اند.خبری از آقازاده‌های معروف، بازیگران سینمایی و اخیرا فوتبالیست‌ها در این اجرا نیست.این که یک نمایش نه با اتکا به موسیقی پاپ و بازیگر چهره و امکانات میلیونی بتواند صرفا با اتکا به توانایی‌های یک متن انتقادی رادیکال و اجرایی دقیق و تمرین شده مخاطبان را به صحنه نمایش بکشاند نشان می‌دهد، مائوزر واجد اهمیتی فراتر از یک اجرای تئاتری است.

برگرفته از وبگاه روزنامه قانون:
http://ghanoononline.ir/News/44522/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D9%8A-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D9%83%D9%85%D9%88%D9%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA%D9%8A
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد وبسایت ایران تئاتر بر «مائوزر»:

«مائوزر» به کارگردانی ناصر حسینی‌مهر؛ نمایشی که بر اجرا تاکید دارد و نه داستان

محسن زمانی: «مائوزر»، تازه‌ترین اثر ناصر حسینى‌مهر، بر شالوده آنچه از سلایق و سوابقش سراغ داریم، پدیدآورد دیگرى است از گنجینه ادبیات نمایشى آلمان و به طور خاص هاینر مولر، که در سالن چهارسوى مجموعه تئا‌تر شهر در حال اجراست.
اگر این گفته را بپذیریم که براى نقد تحلیلى یک نمایش، یکى از رویکردهاى کلان، بررسى این نکته است، که آیا کارگردان توانسته روح کلى متن نمایشى را به نمایش درآورد یا نه، باید گفت حسینى‌مهر آگاهانه، انتخاب متن‌هاى نمایشى را براى کارگردانی تنها از قلمرویى انجام مى‌دهد که آن را به خوبى مى‌شناسد و درکش مى‌کند. به همین خاطر است که همواره نمایش‌های این کارگردان در خدمت تجلى روح کلى متن نمایشى و فضا و حالتى است که بر اساس منطق کلان اثر مکتوب، باید به وجود بیاید.

وفاداری به روح نمایشنامه
این اتفاقى است که در «مائوزر» هم مى‌افتد. طبیعى است که خلاء خط داستانى پررنگ، به شیوه نمایشنامه‌هاى افقى، و خصوصیات توامان متن و اجرا، ممکن است توان جذب و همراه کردن طیف وسیعى از مخاطبان را در «مائوزر» نداشته باشد، اما حتى همین نکته نیز نه یک اشکال، بلکه نمونه‌ای از‌‌ همان وفادارى به روح کلى متن نمایشى است.
هاینر مولر نمایشنامه‌نویس، شاعر، نویسنده و کارگردان تئا‌تر آلمانی است که پس از برتولت برشت، بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس آلمان در قرن بیستم به‌شمار می‌رود.
فضاى کلى «مائوزر» در سایه یک انقلاب شکل مى‌گیرد و تصویر آن‌چه فرزندان انقلاب براى آرمان‌هایشان مى‌کنند و در مقابل آنچه انقلاب براى آن‌ها مى‌کند. از طرفى در لحظه لحظه نمایش، حملات تند و عریان مولر به ایدئولوژى‌هاى مدرن بشر قابل دریافت است. ایدئولوژى‌هاىی که با شعارهاى فریبنده و به قصد خوشبخت کردن بشر ظهور کردند، اما در عمل چیزى جز شوربختى دوچندان براى او به ارمغان نیاورند. آبشخور چنین فضا و حالتى را شاید بتوان در ارتباط بینامتنى «مائوزر» و «دُن آرام» شولوخوف یافت. معروف است که مولر تم کلى حاکم بر اثر و فضاى کلان نمایشنامه‌اش را با تاثیر از رمان «دن آرام» سر و سامان داده است.
ژرار ژنت، نظریه بینامتنیت را به معنى حضور یک متن در متن دیگر و ارتباط یک متن از نظر موضوعى با متن مشابه خود مى‌داند. ژنت معتقد بود اگر انسان، متنى را تا یک بینامتن مکمل دنبال کند، فهم بهترى از آن متن خواهد داشت. این‌گونه است که براى حصول فهم بهترى از «مائوزر»، نگاهى به «دن آرام» نیز لازم است.
«دُن آرام» داستانی است درباره کازاک‌های (قزاق‌های) ساکن دن و شرح زندگی یک خانواده کازاک به نام ملِخوُف در زمان صلح؛ سال‌های سرنوشت‌ساز جنگ اول جهانی، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و یک جنگ داخلى تلخ. اما آن‌چه خواننده را بیشتر به دنبال خود می‌کشاند، بازیگر اصلی آن، مردی جوان به نام گریگوری (گریشا) پانتلویچ ملخوف است. گریگوری شخصیتی شجاع، جنگاور و خستگی‌ناپذیر است که در تمام رویدادهای بزرگ تاریخی زمانش حاضر شده‌است. او هرگز نمی‌داند براى چه می‌جنگد. آیا علیه آلمان‌ها می‌جنگد یا علیه بلشویک‌ها؟ در جستجوی عدالت، گاهی با سرخ‌ها یعنى کمونیست‌ها ارتباط برقرار می‌کند و گاهی به سراغ سفید‌ها یعنى طرفداران امپراطورى می‌رود. او عاشق روسیه‌است اما از تزار نفرت دارد. او دولتی سوسیالیستی می‌خواهد به شرطی که مالکیت کازاک‌ها بر زمین را دست نخورده باقی گذارد. تجربیات سیاسی و نظامی گریگوری که به خاطر حوادث و مشکلات جنگ اول جهانی و انقلاب روسیه به دست آمده است، در پس داستان عشق شورانگیز و غم‌انگیز وی رنگ می‌بازند.

اسلحه ای که شخصیت اصلی نمایش است
در ... دیدن ادامه » مائوزر تنها دو شخصیت اصلى وجود دارد؛ الف و ب. بقیه گروه هم‌خوانان هستند. الف اما بسیار شبیه شخصیت گریگورى در «دن آرام» است؛ مردى معمولى از طبقه متوسط جامعه، که توسط انقلاب به خدمت گرفته مى‌شود تا مرگ را بین دشمنان انقلاب تقسیم کند، اما از آن‌جایى که به قول خودش انسان‌ماشین نیست و نمى‌تواند از پسِ کشتن‌هاى بى شمار، همانى بماند که بود؛ پس از کشتن بى‌گناهان پرشماری به خواست و به نام انقلاب، دچار تردیدهاى مهلکى مى‌شود که انگشتش را بر ماشه مى‌لرزاند و دیگر نمى تواند بکشد. البته فاجعه از جایى آغاز مى‌شود که انقلاب تنها تا وقتى او را مى‌خواهد و دوست مى‌انگارد که توان کشتن دارد و به محض بروز تردید در کشتن، الف خودش توسط انقلاب به عنوان یک دشمن شناخته مى‌شود و باید کشته شود و حکایت مکرر تاریخ دوباره تکرار مى‌شود و انقلاب فرزندانش را مى‌خورد.
همه چیز براى الف با یک مائوزر آغاز مى‌شود. درست‌‌ همان زمانى که او مى‌پذیرد در خدمت انقلاب باشد و مرگ را بین دشمنان انقلاب تقسیم کند. ب، یک مائوزر (نوعى اسلحه کمرى) به او مى‌دهد، این مائوزر هم آغاز ماجراست و هم پایان؛ همه چیز ارجاعى است به آن. همین اسلحه است که مرز باریک دوستان و دشمنان انقلاب را مشخص مى‌کند، و همین مائوزر نان روزانه انقلاب را تامین مى‌کند، چراکه همان‌طور که چون ترجیع بندى در متن نمایشى این جمله بار‌ها و بار‌ها تکرار مى‌شود؛ نان روزانه انقلاب از مرگ دشمنانش حاصل مى‌شود. مولر در واقع به شیوه کلاسیک‌ها که نام شخصیت اصلى نمایش را به عنوان نام اثر هم انتخاب مى‌کردند، انگار با انتخاب نام این سلاح معروف و پر ماجرا، مى‌خواسته تاکید کند که شخصیت اصلى این نمایش و کنش‌گر اصلى آن همین مائوزر است.
از طرفى دیگر انتخاب همین اسلحه نیز مى‌تواند به عنوان یکى از ظرافت‌هاى هنرمندانه مولر قلمداد شود. مائوزر در واقع نام تفنگی است آلمانی، که در نیمه اول قرن بیستم توسط افسران آلمان و روس استفاده می‌شده است و خود این اسلحه به واسطه مورد استفاده واقع شدن توسط آلمان‌ها و روس‌ها به یک بینامتن تبدیل مى‌شود که در مراعات نظیرى کامل با رابطه بینامتنیت «مائوزر» و «دن آرام» است و در مقیاسى کلان‌تر رابطه ادبیات روسیه و ادبیات آلمان.

تئاتر پست دراماتیک
برتولت برشت، هموطن و همکار مولر، گونه‌ای از تئا‌تر را ابداع کرده بود که در زبان آلمانى لرشتاک و یا تئا‌تر یادگرفتنى نام گرفته است. این گونه تئا‌تر، تئاترى است رادیکال و اکسپریمنتال در حوزه تئا‌تر مدرنیستی که بین سال هاى١٩٢٠تا اواخر١٩٣٠ میلادى گسترش یافت و برگرفته از تئا‌تر اپیک برشتی است و هسته مرکزی آن را امکان یادگیری در زمان بازی، ایفای نقش، آداپته کردن و چیزهایى از این دست تشکیل مى‌دهد، تا جایی که بین بازیگر و تماشاگر مرز مشخصی نباشد. مولر نمایشنامه «مائوزر» را تحت تاثیر و در پاسخ به لرشتاک برشت نگاشته است.
برخى منتقدین به تئا‌تر مولر لقب پست دراماتیک هم داده‌اند که مى‌تواند محصول خصوصیاتى باشد که متن‌هاى نمایشى این نویسنده داراست. از خصوصیات تئا‌تر پست دراماتیک مى‌توان به عدم تمرکز بر متن نمایشى و توجه فراوان به زیبایى‌شناسى اشاره کرد.
به همین جهت تئا‌تر پست دراماتیک می‌کوشد که تاثیری در میان مخاطبان تولید کند تا این‌که به متن وفادار بماند. همین خصوصیت نیز باعث مى شود که چنین نمایشى در ارتباط وسیع با مخاطب دچار اشکال شود. البته نباید فراموش کرد اساساً چنین ارتباط وسیعى نیز از اهداف این سنخ نمایش‌ها به حساب نمى‌آیند.
به هر تقدیر حسینى‌مهر با درک و دریافتى درست از متنى که براى اجرا برگزیده، تمام عناصر سازنده نمایشش را در هم‌سویى و هم‌راستایى با تاکید بر اجرا در نظر گرفته است. از این دست مى‌توان به طراحى صحنه استیلیزه ولى کاربردى نمایش اشاره کرد که سهم بزرگى در خلق میزانسن‌هاى قابل قبول و ایجاد اتمسفر مورد نظر کارگردان داشته است. از سویى دیگر بازى گروه بازیگران نمایش نیز در راستاى هدف کلان نمایش، چشمگیر از آب درآمده است. به خصوص دو بازیگر اصلى نمایش، یعنى ایفا‌کنندگان شخصیت‌هاى الف و ب، در طول نمایش چنان بازى فیزیکال و پر انرژی را به نمایش مى‌گذارند که تاثیر گذار و تحسین برانگیز جلوه مى‌کند.
«مائوزر» نه داستانگوى خوبى است و نه قصد دارد که باشد، بلکه به واسطه تمسک به خصوصیات ذاتى آثارى چون نمایشنامه‌های هاینر مولر، قصد ایجاد یک احساس کلى، یک بینش فلسفى یا یک نگرش جدید را در مخاطب دارد، گرچه نمایش‌هایى از سنخ «مائوزر» تصورات تک‌انگارانه از معنا را بر هم مى‌زند و سبب چندآوایى و تکثر معنا مى‌شوند، ولى هر مخاطبی مى‌تواند از ظن خود یار اثر شود. به همین اعتبار باید گفت حسینى‌مهر در حصول نتایجى که به شکل طبیعى مى‌توان از چنین نمایشی انتظار داشت، موفق بوده است و این موفقیت را باید فارغ از میزان توفیق اثر، در جذب گستره وسیعى از مخاطبان، مورد بررسى قرار داد.

برگرفته از:
http://www.theater.ir/fa/reviews.php?id=45286
چقدر خوبه که به متن وفادار مونده.
آیا نمایشنامه با ترجمه آقای کارگردان در کتابفروشی ها قابل تهیه است؟
۰۹ اسفند ۱۳۹۳
نقد خوبی است فقط ای کاش آفای زمانی نویسنده ی محترم ذکر منبع می کردند.
۱۳ اسفند ۱۳۹۳
نقد بسیار دقیق و مفیدی است. با وجود این با نظر ر.پ. موافقم که ذکر منابع لازم است، مخسوصاَ در باره تئاتر آموزشی و حماسی برشت و وجوه مشترک او با سبک و رویکرد مولر.
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش تصویری از مائوزر به نگاه مهدی آشنا:

http://www.teatreshahr.com/news/maoz.html
محمد رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت سوگل دانائی بر اجرای مائوزر (نقل از وبسایت شاپرک دیلی):

"به بهانه ی اجرای نمایش مائوزر توسط گروه هنری 6 و به کارگردانی ناصر حسینی مهر"

نوشتن برای نمایشی که اینگونه تئاتر دوستان را به سالن چهار سوی تئاتر شهر کشانیده است،کار دشواری است.به دشواری درک متن مائوزر و قلم نمایشنامه نویس آلمانی (( هاینر مولر)).

موضوع نمایشنامه در اوان جنگ داخلی روسیه و سالهای پس از انقلاب اکتبر در شهر ((ویتبسک)) از توابع ((بلاروس)) می گذردو در آن محاکمه یکی از یاران انقلاب صورت می گیرد که به نوعی تغییر نگرش داده و دست به اعتراض زده است.مائوزر که به زعم بسیاری از هنر دوستان در زمره پیچیده ترین آثار مولر قرار می گیرد از چند حیث با نمایشنامه ((تدبیر)) نوشته ((برشت)) قابل قیاس است با این تفاوت که اساسا مائوزر ،نمایشنامه تبلیغی و آموزشی مکتب مارکسیست نیست،و اتفاقا ... دیدن ادامه » با بیانی صریح و مبرهن به نقد انقلاب و ارزش گذاری به فردیت انسان پرداخته است. پرسناژ اصلی مائوزر از کشتن خسته شده است و به دیدگاه های حزب و انقلاب شک می کند،از زمانی به بعد تدبیرش بیدار شده و نسبت به شرایط هوشیارمی شود . در صورتی که در نمایشنامه تدبیر پرسناژ اصلی به انقلاب ایمان داردو در خلال متن این تعجیل او برای بهتر کردن اوضاع است که پرسناژ های دیگر را به اندرز گویی او وا میدارد. او حاضر است برای انقلاب هر ماموریتی انجام دهد، به نحوی که دست از جانش بکشد و خود را فدای انقلاب کند ،شاید از همین جا باشد که تفاوت اندیشه های مولر و دیگر همتای آلمانیش آشکار شود،مولر در این متن به انقلاب به عنوان واقعه ای می نگرد که دست آوردی جز کشتن سایر انسا ن ها ندارد ،او همین طور از بورژوا و مارکسیست به یک میزان تنفر دارد ،در حالیکه برشت به نوعی شیفته ی مارکسیست بود و هیچ گاه صریحا از انقلاب بدگویی نکرد.

مائوزر همانگونه که اشاره شد متن پیچیده ایست ؛زیرا مولر هرگز عوام نویس نیست و هرگز هم سعی نکرده است که با نوشته هایش همه ی افراد را راضی نگه دارد همین طور این متن به عقیده ی بسیاری بدلیل شرایط تاریخی منحصر به فردش شاید ظرفیت اجرا در حال حاضر را نداشته و اساسا مخاطب را در گیر نکند اما چه ویژگی در اجرای گروه 6 نمایان است که نه تنها تئاتر دوستان ،بلکه حتی افرادی که برای نخستین بار است تئاتر میبینند را هم راضی نگه داشته است؟قطعا یکی از این ویژگی ها استفاده از متد بیگانه سازی و فاصله گذاری برشتی هنگام اجرا است.روایت داستان به جای تجسم متن برای مخاطبان و ایجاد رابطه ی فکری و عقلانی در طول اجرا باعث شده که تماشاگر بر روی صندلی نشسته موضعی منتقدانه به خود بگیرد و حتی دیدگاه های امروزی خود در باره ی هر انقلابی را به چالش بکشد.این اتفاق گویای این موضوع است که ظرفیتی متن به خوبی شناسایی شده و انتخاب آن نیز در این برهه به جا بوده است. بازی های بازیگران ،ساختار صحنه و حتی انتخاب موسیقی هم با شرایط نمایش سازگاری دارند و به درک بهتر کار کمک مضاعفی کرده اند. اما بهترین گواهان برای تایید یک اجرای خوب بی شک خود تماشاگران هستند،تماشا گری که در خلال نمایش سالن را ترک نگفته و در کمال سکوت فقط فکر می کندو گاهی شاید همذات پنداری و همینطور هنگام خروج از سالن نیز به جای نقد نمایش،دیالوگ های کار را تکرار می کند و به چالش های ذهنی خود می اندیشد همه و همه گویای آن هستند که این گروه رسالت خود را در مقام هنرمند به خوبی انجام داده اند...

برگرفته از:
http://shaparakdaily.ir/shaparak/News.aspx?NID=79331
و http://shaparakdaily.ir/shaparak/News.aspx?NID=79378
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرسش: از نظر انقلاب...انسان چیه؟
پاسخ: انسان... چیزیه که یا شلیییییک میکنه... یا بهش شلیییییک میشه...
هر کسی از ظن خود شد یار من
۰۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگو با "گروه تئاتر 6" به مناسبت اجرای نمایش مائوزر اثر هاینر مولر در تئاتر شهر
چاپ شده در روزنامه "فرهیختگان" امروز (یکشنبه 26 بهمن 93):

http://www.farheekhtegan.ir/…/8/258…/0&t=-مائوزر-شلیک-می-شود

متن گفتگو:
مائوزر شلیک می‌شود
محمدباقر کشاورز | نمایش«مائوزر» از هفدهم بهمن ماه هر شب در تالار چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه می‌رود. گروه تئاتر «شش» در پنجمین کار خودش به کارگردانی ناصر حسینی‌مهر متن دیگری از هاینر مولر آلمانی را آماده اجرا کرده که شاید بتوان گفت یکی از عجیب‌ترین و پیچیده‌ترین متن‌های مولر است. مولر در « مائوزر» که حال و هوایی انقلابی دارد ما را به انقلاب اکتبر روسیه می‌برد و در آن فضای کبود و یخ‌زده تمام نقدش را به انقلاب، انقلابیون و درنهایت به جامعه بشری بیان می‌کند. به همین بهانه با عوامل اجرای این نمایش به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

محمدباقر کشاورز: برخورد شما با متن مائوزر و هاینر مولر چطور اتفاق افتاد؟ و آیا اصلا همذات‌پنداری و نزدیک‌شدنی بین شما و کاراکتر‌ها اتفاق افتاد؟
نیره‌سادات میرزایی (بازیگر): من اولین‌باری که با متن روبه‌رو شدم فقط شوکه شدم. هیچ ارتباطی با متن برقرار نکردم. آقای حسینی‌مهر سه روز به ما وقت داده بودند که اگر کار و متن را دوست نداریم از گروه انصراف دهیم. در آن سه روز با خودم درگیر بودم که بروم؟ اگر بروم و با متن ارتباط برقرار نکنم همه‌چیز خراب می‌شود. اما به حسم اعتماد کردم و در گروه ماندم و روزبه‌روز با متن ارتباط بیشتری برقرار کردم و درنهایت با متنی روبه‌رو شدم که بی‌نهایت با معنی و جهان‌شمول است.
مصطفی مقیمی ( بازیگر): می‌دانید یکی از ویژگی‌های اصلی متن‌های مولر پیچیدگی و مبهم‌بودن آن است. مانند سطح اقیانوسی که از بالا همه چیز آب دیده می‌شود اما وقتی که وارد دل اقیانوس می‌شوی و به عمق می‌روی بسیاری چیز دیگر را می‌بینی که شاید زیبا‌تر باشند. به شخصه هاینر مولر را نفهمیدم و آقای حسینی‌مهر که خوب مولر را می‌شناخت و کارهایش را ترجمه کرده بود، موبه‌مو متن را برای ما تحلیل کرد و در طول تمرین کمی متن برای ما باز‌تر شد.
بهرنگ نیرومند (گروه صحنه): شاید متن در مورد حزب سیاسی خاصی در دوره خاصی باشد اما می‌توانیم به بعد‌های اجتماعی آن هم نگاهی داشته باشیم. به شخصه در جاهایی از متن با کلمات و عبارت‌هایی روبه‌رو می‌شوم که انگار حرف خود من است و بی‌نهایت با آن همذات‌پنداری می‌کنم.
آرش منتظری ( بازیگر): در مورد همذات‌پنداری فقط همین را بگویم که هر شب کابوس می‌بینم. (خنده) تمام بلاهایی که در نمایش سر دیگران می‌آورم در خواب سر خودم می‌آید.
بابک قهرمانی (بازیگر): شاید مهم‌ترین نکته‌ای که در مورد همذات‌پنداری به ذهنم می‌رسد این باشد که در دیدگاه مولر جهان رو به‌تاریکی می‌رود و در این دیدگاه مهم‌ترین نکته فردگرایی انسان است. همین فردیت انسان مهم‌ترین جایی از نمایش است که به نظر من همذات‌پنداری را برمی‌انگیزد.
مهدی ... دیدن ادامه » فتاحی‌اردکانی (گروه صحنه): من متن را سوگنامه‌ای می‌بینم که چنان با سوز روایت می‌شود که در تار و پود همه ما می‌نشیند. چنانکه در زندگی جواب خیلی از سوالات و مشکلات را می‌توانی در دیالوگ‌های نمایش پیدا کنی و یکی دیگر از مهم‌ترین وجه‌های متن، قهرمانی است که دست‌نیافتنی نیست و ممکن است با لغزشی بر زمین بیفتد و در اطراف ما در جامعه فعلی پر است از این قهرمانانی که کامل نیستند و زمین می‌خورند و جایشان دائما با قربانی عوض می‌شود.

محمدباقر کشاورز: این پیچیدگی و سخت‌فهم بودن متن‌های مولر برای جوان‌ها فکر می‌کنید به چه دلیل اتفاق می‌افتد؟ مولر پیچیدگی‌های زیادی دارد یا فضای آموزشی ما دچار مشکل است که هنوز نمی‌توانیم یکی از مهم‌ترین نمایش‌نویسان دنیا را به راحتی بفهمیم و تحلیل کنیم؟
مصطفی مقیمی (بازیگر): خب مولر یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایش این است که برای عوام ننوشته و باید سواد تئاتر زیادی داشته باشی تا بتوانی درکش کنی و این موضوع دست ما جوان‌ها نیست، ما واقعا کسی را نداشته‌ایم که بخواهد به ما یاد بدهد. دانشگاهی نداریم، استاد نداریم.

محمدباقر کشاورز: آیا این به آن معناست که فکر می‌کنید این اجرا برای مردم نیست و فقط افراد هنری قرار است این را ببیند؟
آرش منتظری (بازیگر): به شخصه فکر می‌کنم این تفکر اشتباه باشد. منشور بودن و چند‌وجه بودن متن آنقدر دقیق، خوب و زیاد است که حتی دوستانی داشته‌ام که اولین کار تئاتری بوده که می‌دیدند. اما آنها هم برداشت خودشان را داشتند و اتفاقا برداشت‌شان بسیار نزدیک بوده به برداشتی که خودم از نمایش داشتم.
بابک قهرمانی (بازیگر): منم دقیقا همین فکر را می‌کنم. هرکسی با فکر و تفکر خودش برداشتی از کار خواهد داشت که اتفاقا درنهایت این برداشت‌ها فاصله زیادی با هم ندارد و همه در یک سمت و سو هستند.
مهدی فتاحی‌اردکانی (گروه صحنه): دقیقا. می‌دانید کسی که کار را ببیند و تصویر برایش مهم باشد از تصویر‌ها به مقصد می‌رسد. اگر کسی دیالوگ‌ها برایش مهم باشد از دیالوگ‌ها به مقصد می‌رسد یا هر چیز دیگری. می‌دانید تمام اجزای کار درنهایت به یک نقطه می‌رسد و همین کار را برای مخاطب راحت می‌کند.
مصطفی مقیمی (بازیگر): به نظر من یکی از مهم‌ترین اتفاق‌هایی که باعث ارتباط برقرارکردن راحت مخاطب شده شیوه اجرایی‌ای است که آقای حسینی‌مهر با هوشمندی انتخاب کرد؛ شیوه اجرایی برشت. می‌دانید ما با تکنیک‌هایی که در اجرا استفاده کردیم (فاصله‌گذاری، بیگانه‌سازی و...) باعث شدیم راحت‌تر مخاطب از کار فاصله بگیرد و قضاوت کند، انتقاد کند و ببیند. آقای حسینی‌مهر در آلمان زندگی کرده و به خوبی آن فرهنگ خشن آلمان زمان مولر را می‌شناسد و در کار با ترکیبش با فرهنگ ایرانی حاصلی را می‌دهد که درکش برای مخاطب سخت نیست و به راحتی متوجه می‌شود از چه چیز حرف می‌زنیم.
ناصر حسینی‌مهر: لازم است بگویم من فرهنگ حال حاضر ایران را بسیار خشن‌تر از فرهنگ آلمان زمان مولر می‌بینم.
پدرام صمدی (دستیار کارگردان و بازیگر): می‌دانید مولر کسی است که در فضای تخریب و آخرالزمانی بیشتر از هرچیزی احساس شادمانی را انتقال می‌دهد و در فروپاشی تمام احساس‌های بشریت آن را در اوج شادمانی بروز می‌دهد. بی‌شک برای انتقال چنین چیزی شیوه اجرایی برشت بهترین راه است تا بدون اینکه مخاطب بخواهد متوهم فضا شود حرف و بنیاد نمایش را درک کند.

محمدباقر کشاورز: به نظر شما چرا مولر اسم نمایشنامه را مائوزر گذاشته است؟
امین جلیلی (گروه صحنه): همه می‌دانیم مائوزر نام شرکتی است که بیشتر برای اسلحه‌های کمری‌اش معروف است. اسلحه‌هایی که بیشتر برای تیر خلاص زدن استفاده می‌شده است. شاید بتوان آن را نماد وحشی‌گری انسان‌ها علیه خودشان دانست.
نیره‌سادات میرزایی (بازیگر): به نظر من مائوزر یک ماشین است که هیچ اراده‌ای از خودش ندارد. من فکر می‌کنم ایدئولوژی‌ها کاری با انسان می‌کنند که تبدیل به ماشین می‌شوند و مانند مائوزر تنها تبدیل به یک ماشین برای کشتن دیگر انسان‌ها می‌شوند.
بهرنگ ساعت 4 صبح پست گذاشتی؟؟؟ :دی
۲۶ بهمن ۱۳۹۳
بله بانو. آخرین اجرا جمعه 22 اسفند خواهد بود. خوشحال میشم تشریف بیارید.
۰۷ اسفند ۱۳۹۳
بسیار هم عالی، با توجه به تمدید حتما خدمت میرسم،،ممنون از پاسختون
۰۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سؤال من اینه که آیا کتابی که با نام ماوزر خریدم متن کامل نمایش را در خود دارد یا متن اجرا با متن چاپ شده تفاوتهایی دارد؟
باید بگم آقای حسینی مهر ترجمۀ بسیار زیبا و باصلابت و دلنشینی انجام داده اند ... نهایتا نمایش هم با جلوه های صحنه آرایی تأثیرگذار و بازیهای درخشان بازیگران اصلی و قطعا کارگردانی ایشان فوق العاده از آب در آمده است.
فقط از ایشان می خواهم خواهش کنم هرچه "آنچه که" در این متن هست را به "آنچه" تبدیل کنند تا هم درست تر بنماید هم زیباتر ...
جسارت مرا ببخشند ...
کاش می شد فکری هم برای گرد و خاک ایجاد شده کرد که بعضی از تماشاچیان را به سرفه می اندازد.
وحید هوبخت این را خواند
بهرنگ و پیمان لسان این را دوست دارند
جناب فرزین گرامی سپاسگزارم از نظری که نوشتید و خوشحالم که از اجرا راضی بودید. کتابی که ازش صحبت کردید در واقع بروشور این تئاتر هست که شامل متن نمایشنامه به همراه یادداشت ها، نقدها و شعرهایی مرتبط با فضای اجراست. متن داخل اون هم ترجمه کامل و دقیق نمایشنامه ... دیدن ادامه » از زبان آلمانی به پارسی هست که در اجرا با دراماتورژی و شخصیت پردازی هایی که انجام شده رنگ و لعاب بیشتری به خود گرفته.
در مورد مطلب کاملا درستی که در مورد "آنچه که" گفتید، فقط می تونم عرض کنم چنین ترکیبی در هیچ کجای متن نیست و قسمت هایی که "آنچه" داره به شرح زیره:
-تو می دانی، آنچه را که ما می دانیم،
-ما می دانیم، آنچه را که تو می دانی.
-و دیدیم آنچه را که او انجام داده بود
-با نگاهی از بیرون به خویش، دیدم آنچه را که انجام داده بودم.
که فکر میکنم چون "را" بعد از "آنچه" اومده وجود "که" بعد از "را" صحیح باشه. هرچند میشد ترکیب "را که" هم حذف شه اما برای روانتر شدن متن حفظ شده. از اون مهم تر آقای حسینی مهر وسواس بسیاری داشتند که آهنگ و شاعرانگی متن اصلی مولر در ترجمه تا حد امکان حفظ بشه.
۲۳ بهمن ۱۳۹۳
سپاسگزارم. راستی خوشحالم که از ریسکی که کردید رضایت داشتید:)
۲۳ بهمن ۱۳۹۳
:)) البته نه اینکه شک داشتم که کار شما خوب یا بد باشه بلکه خوب یا عالی، در حدی که منو اسیر خودش کنه. از دیشب مدام در فکر گفتگوهای این نمایشم ...
۲۳ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز بلیط فروشی "مائوزر" در سایت گیشه تئاترشهر:
http://www.gishetheater.ir

طرح تخفیف دانشجویی: یکشنبه هر هفته بلیط نیم بها به صورت حضوری با ارائه کارت دانشجویی

مائوزر در انتظار شماست
اثر هاینر مولر
طراح و کارگردان: ناصر حسینی مهر
کاری از گروه تئاتر 6
از 17 بهمن 93 هر شب به جز شنبه ها ساعت 19:30

اطلاعات بیشتر در:
http://teatr6.ir
http://mauser.ir

نشانی ... دیدن ادامه » ایونت نمایش در فیسبوک:
https://www.facebook.com/events/717678141680000/
سلام
امروز 17 بهمن است ولی چرا گزینه خرید برای بلیط وجود نداره
اگه باید از سایت دیگه بلیط انلاین خرید ممنون میشم راهنماییم کنید
۱۸ بهمن ۱۳۹۳
بهرنگ جان این 19:30 رو چرا خود تیوال ننوشته؟ خودت دیدی اجرا رو؟
۱۹ بهمن ۱۳۹۳
خانم شیرین بلیط فروشی در تیوال نیست و همونطور که در بالا نوشتم در سایت گیشه تئاتر شهر هست به آدرس زیر:
http://www.gishetheater.ir

وحیدجان ممنون از تذکرت. از گروه همیاری می خوام ساعت و مدت اجرا رو اضافه کنن در صفحه.
۱۹ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید