تیوال فیلم متروپل
S2 : 15:49:11
: مسعود کیمیایی
: مسعود کیمیایی، عبدالرضا منجزی
: مهناز افشار، محمدرضا فروتن، پولاد کیمیایی، شقایق فراهانی، ساعد سهیلی، سحر دولتشاهی، یوسف مرادیان، میلاد کیمرام، اکبر معززی، تینا پاکروان، مجید گلشنی، سامان حسینی، حامد ابوطالبی، حسین علی محمدی، سوگل خالقی، لادن پروین، شاپور کلهر، علی اصغر طبسی، مجید علیزاده، شهرام تیموریان، سام فراهانی، مرجان کیومرثی، حمیرا عظیمی، سارا عسگری، احسان بذلی، کاترین اصلانی، اصغر مرادطلب، امید گنجبخش، مجتبی طهماسبی، شهباز جهانگیری، فرناز صفوی، مسعود رمضانی، سامان محمدی، مهدی چشمه، علی لاجوردی، سید فرنام قدیمی و...
: مسعود کیمیایی
: علیرضا زرین دست
: مصطفی خرقه پوش
: تینا پاکروان
: اسحاق خانزادی
: بهزاد عبدی
: علیرضا شمس شریفی
: کامران مالکی
: یوسف وجداندوست، داوود عمادی، مریم امیری
: شهرزاد مطلق
: مهرداد لشگری
: فرهاد میرزایی، مجید نغیمی، فتاح نظریان، سینا شادچهر
: اسحاق خانزادی
: کاوه دیداری، بهنام صفاری
: کیوان مقدم
: مهدی ستاری، حامد محمدی
: غزال آلوسی
: احمد ترابی، اعظم حیدری
: سعید ملکان
: علی بهرامیفر، عباس عباسی، مسعود علمداری، آرزو کیقبادی
: بابک برزویه
: پریدخت اصباح
: معصومه صالحبیگی
: حمید رسولیان
: مهدی چراغی
: آرش مجتهدپور، امیر اسکندری، هادی نوری، سعید عباسی، شاپور صفدری
: مرکز تهیه غذای کاچی
: مهدی سویزی، مهدی حیدری، مجید کلی زاده، علی اصغر محمدی، محمد ایلخانی، علی اصغری، سعید سرمدی
: مینا اکبری
: ‌امیرشیبان خاقانی

خلاصه داستان: زنی به نام خاتون در یک نیمه شب به یک باشگاه بیلیارد پناه می برد که دو دوست در آن مشغول بازی هستند...

شهر:
تهران

اخبار وابسته

» «متروپل» کیمیایی ۲۸ مهر ماه در شبکه خانگی

» «متروپل» به شبکه نمایش خانگی می‌آید

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من فیلم رو بسیاربسیاربسیار ضعیف دیدم. یادم می آید زمان دیدن فیلم در سینما مدام به خودم لعنت می فرستادم اما به احترام مسعود کیمیایی فیلم را به زود تا آخر دیدم.
یک داستان تکراری و با طرحی به شدت ضعیف. فخر النسا تا دقایق آخر فیلم می خواست سر به تن خاتون نباشد بعد دم در سینما آن دیالوگ های بی معنی را می گوید و مهناز افشار را بغل می کند! مگر قرار نیست فیلم نامه یک منطق داستانی را دنبال کند؟
کارگردانی و تدوین هم که دیگر قابل صحبت کردن نیستند اول فیلم قرار است در آینده باشد اما هیچ نشانی از آینده وجود ندارد گریم بشدت خنده دار مهناز افشار در پیری هم که اصلا قابل تحمل نبود طراحی صحنه و لباس هم دیوانه کننده بود همه لباس ها متعلق به ده های 50-40 بودند در حالی که داستان در سال 92 می گذشت! اجیر کرده ها با کلاه شاپو و پبرهن سفید و کت و شلوار مشکی از تویوتا کمری بیرون ... دیدن ادامه » می آمدند؟! دیالوگ ها و کلماتی در آنها به کار رفته بود به شدت نچشب بود و اصلا به شخصیت ها نمی خود و کاملا غیر واقعی به نظر می رسید.
به نظر من آقای کیمیایی با یک شیب تند 80 درجه دارد خودش و پیشینه اش را از بین می برد.
بازی مهناز افشار و سحر دولتشاهی تا حدودی قابل قبول اما محمدرضا فروتن و پولاد کیمیایی پوچ و بدقواره بود.
علی جعفریان و وحید هوبخت این را خواندند
سپهر امیدوار و رومینا خلج هدایتی این را دوست دارند
موسیقی متروپل کار بهزاد عبدی است..
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
ممنون آقای امیدوار
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
خواهش می کنم..
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متروپل در واقع جوابِ من به همه تهدیدها و تحدیدها به فردیَتِ من است. یک نمونه از خداحافظی ست. به خداحافظی چیزی نمانده است. خیلی کم، زمانی نمانده.
بچّه... من بَلَدم فیلم بسازم فروش کند. بچّه... من بلدم فیلم بسازم خیابان بَند بیاید. بلدم، کاری ندارد. بلدم فیلم بسازم که 3 بعد از نیمه شب صف جلوی سینما باشد. کرده ام. باز هم می توانم. خوب هم بلدم.
قهرمان را می شناسم. به تو نمی دهم... به تو نمی دم. تو آن کسی نیستی که از قهرمان تعریف کنی. تو ابعادِ یک قهرمان را نمی فهمی. قهرمان قلّابی که نمی شود. ابعادِ یک قهرمان، متصّل به ابعادِ یک جامعه است. ابعادِ جامعه الآن ، ابعادِ قهرمان پذیر نیست.

/گفتگو با امید روحانی/
خداحافظی رو عشق است!
۰۱ مرداد ۱۳۹۳
نه نمیتونین خواهش کنین. هر جا لازم بدونم نظر میدم. موفق باشین
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
!!!!!!!
۲۴ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون توقع به دیدن فیلم رفتم به همین خاطر نا امید نشدم ... کاش یکی از آقای کیمیایی میخواست خودشون رو باز نشسته کنن... واقعا فیلم به یک کولاژ شبیه بود ، انگار خود ایشون هم حوصله نداشته و سعی کرده فیلم زودتر تمام بشه ... میشه گفت تمام داستان های فیلم نیمه کاره رها شد ... کیمیایی بزرگ به بازی های بی نظیر گرفتن از حتی نا بازیگر هاش معروف هست ولی مثل اینکه این فیلم جز استثناهاست : بازی بزن بهادر ها کاملا و تصنعی و خشک بود انگار دارن خطابه می خونن یا یه ترا‍دی یونان باستان رو بازی میکنن ... بازی آقای فروتن کاملا تخت و کلیشه ای بود و تنها نقطه قوت این قسمت بازی های عالی آقای پولاد کیمیایی و خانوم افشار بود که کمبود هارو جبران میکرد . آقای کیمیایی واقعا در زمینه دیالوگ نویسی شهری یا هر چیزی که اسمش رو بگذاریم استاد هستن که در فیلم هم این مسئله رو کاملا به رخ کشیدن ... دیدن ادامه » ... از چندتا نمای ناب فیلم هم نباید گذشت مثل لاله زار توی شب بارونی ...
ترفند استفاده از شیشه مات در صحنه مربوط به زد و خورد هم ایده نویی بود حیف که با اجرای سر دستی خراب شد.
همیشه می دونستم آقای کیمیایی عاشق فیلم و سینما و موتور و قهرمان تنهاست ولی برام جالب بود که ایشون در این فیلم با بردن موتور سنگین پای پرده سینما اونم در حال پخش فیلم وقتی یکی از قهرمانای تقریبا تنها به تماشای یه فیلم که یکجورایی حدیث نفسشه نشته این حسو به حد اعلا میرسونه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر شب ها در لاله زار قدم زده باشید، به یک بار دیدن این فیلم می ارزد
اما واقعا باید نام کارگردانش رو فراموش کنید...
بد ازش بد شنیدم... =D
۲۲ خرداد ۱۳۹۳
بله
چون نمی تونیم تا آخر فیلم رو ببینیم...
۲۸ خرداد ۱۳۹۳
ابتدای فیلم خانم مهنازافشار داره خاطرات خود را که حداقل مال 30 سال پیش میباشد را بیان میکند اما هیچ چیز شبیه 30 سال پیش نیست مخصوصا گوشی های مبایل بازیگران مگر 30 سال پیش مبایل بوده و ماشین های امروزی و ...... !!!!!
۳۰ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا فیلم جای هیچگونه دفاعی نداره! درسته که آقای کیمیایی فیلمهای بزرگی ساختند یک زمانی و درسته که زحمت فراوانی کشیدند، اما آیا این درسته صرف این موضوع هرچیزی ساختن عالی باشه؟!!!
جامعه ی ایران، سینما، فرهنگ، تفکرات و همه ی جنبه های اجتماع ایران توی این سالها تغییر کرده و اینکه فیلمی با معیارهای اون سالها ساخته بشه، در بهترین حالت تحجره! ( اگه نخوایم بگیم عقب ماندن از پیشرفت، درجا زدن، نداشتن ایده و...)
آخه این دیالوگ چه جایی توی فیلم سال 93 ایران داره؟!! : "مرد قمار باز خوب" !!!!!!
این فیلم علاوه بر اینکه ایده و موضوع متحجر داشت، حتی خوش ساخت هم نبود
بیاید انقدر متحجرانه کارگردان پرستی نکنیم!!
شما با دلایل خاص خودتون که طبعا براى اکثر افراد قابل قبول نیست ،این فیلم رو دوس ندارین،تا اینجا به خودتون مربوطه،اما چرا به طرفداراى فیلم برچسب میزنین؟ فیلم عالى نیست اما خوبه و دیالوگهاى خوبى داره مث همون که گفتین که اگه همین امروز هم تو جمع قماربازها ... دیدن ادامه » حضور پیدا کنین،میفهمین که مرداى قمار باز خوب چه مرامى دارن،کسی که تو یه شب نود درصد دارایش رو میبازه و به برنده میده و ضمانت اجرایی شدنش صرفا قولش هست(غیر منطقى یا اشتباه بودن قمار از دید غیر قماربازها بحث دیگست) طبعا از اکثر افراد جامعه امانتدار تر هست و ضمنا کیمیایی دوس داره ادماى خاص خودش رو تو قصه هاش بیاره،طرفداران پرشمارش هم اون ادما رو دوس دارن و نوستالوژی باز هستن،کسی هم اگه به اون ادما علاقه نداره میتونه فیلماى دیگرو ببینه
۱۷ خرداد ۱۳۹۳
توی سالن جمعا 8 نفر بیشتر نبودند طوری که هر کسی هر جا که دلش خواست نشست. در کل از فیلم این نتیجه را گرفتم که اگر مردی زنش بچه دار نشد و رفت زن دیگری گرفت و همه ی اموالش را به همین دومی داد زن اولی که وکیل کراواتی دارد هیچ حق اعتراض ندارد و باید بگذارد زن دوم ... دیدن ادامه » که حتی موقع کتک خوردن چادر از سرش نمی افتد و جوان و خوشگل است به حقش برسد.
۲۶ خرداد ۱۳۹۳
خیلی فرصت نکردم همه نقد ها و نظر ها رو بخونم .....اما من و دوستم که وسط فیلم دیگه پاشدیم....واقعا قصد توهین ندارم....به قول یه دوستی ....سینما سلیقه ایه دیگه....این فیلم به سلیقه من که اصلا نمیخورد....دیگه داشت خوابم میبرد....تا وسط فیلم هم به خاطر حضور پولاد کیمیایی ... دیدن ادامه » نشستم...که به شدت بازی شون رو دوست دارم....
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خان دایى،کاش وقتى منم پیر میشم عین تو بشم ...تو هنو دلت گندست، هنو تو سرت شرو شور دارى،هنو عشقت اینه که عسکه جان وین رو بندازى رو تیفال...خان دایی نمیفهمت،چطور میتونى هم این ور پرده باشی و هم اونورش،؟ کاش ما هم یه روز قد تو سینما رو دوس داشته باشیم،مسعود خان کیمیائى!
متروپل هرچند بخوبی جرم و ریس و حکم دوس داشتنى نیست، اما بازم خوبه البته بشرط این که فراموش نکنی که رفتى سینما تا فیلمى از کیمیائى ببینى و نخواى دنبال منطق دقیق حوادث باشی باید غرق دنیایی شی که مثلا توش پلیس نیس و ادما خودشون باس حق خودشون بگیرن یا حفظ ... دیدن ادامه » کنن
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
به نظر من ژانر آقای کیمیایی در این دوره مقبولیت اجتماعی نداره و ایشان همچنان در اون فضای سال های پیش از انقلاب و به قولی فیلم فارسی موندن و با گذشت زمانه نتونستن خودشونو منطبق کنن در هر حال من این فیلمو نپسندیدم،
۲۲ تیر ۱۳۹۳
آقای حسینی لایک
۲۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ینی دوستان نرم ببینم این فیلمو!؟:///
نظراتتون خیلی منو دو دل کرده دوستای گلم
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
به نظر من ببین عزیزم و بعدش خودت نظرتو بگو . فیلم دیدن یه چیز سلیقه اییه , شاید از یه فیلمی خوشت بیاد که یکی دیگه خوشش نیاد. فیلم در حد شاهکارهای آقای کیمیایی نیست ولی خیلی بدم نیست.
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
چرا خب!؟:)))

وای خ خوبیم ما دلت میاد!؟:دی
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
چون پسرخالم طرفدار آلمانه!!!
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با دیدن فیلم یاد جمله معروف و بحث برانگیزه فراستی افتادم در مورد کیمیایی و فیلم هاش و تعبیری که به کار برد(!)
تجربه ثابت کرده نمیشه از کارگردان هایی مثل کیمیایی یا مهرجویی انتقاد کرد چون مخاطب های خودشون رو دارن اما فیلم به نظر من اصلاً‌ جالب نیست داستان ، بازی ها ، دیالوگ ها و... من یکی رو جذب نکرد.. "اما من یکی متوجه شدم کارگاه آزاد فیلم خروجی هم داره (!)"
فیلم های آقای کیمیایی یک سری مخاطبان خاص خودشو داره. اما در مورد خروجی کارگاه ایشون سخت در اشتباهین :) خروجی های این کارگاه هم یکسری هنرجوهای مخصوصن :)))))) نه همه ( متاسفانه )
۱۲ خرداد ۱۳۹۳
آن دیالوگی که بازگو کردید،بسیار بسیار خوب بود جناب قجری.
خیلی خندیدم.:)))
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
shaQayeQ Khakii من نگفتم این کارگاه اصلاً خروجی نداره بیشتر عقیده این بود که این فیلم یه جور دوره همی بوده بین کیمیایی و شاگردهاش... یکی از اتفاقاتی که خیلی خودش رو در فیلم نشان میدهد همین بازی بچه های کارگاه آزاد فیلم هست..
۱۶ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز دوباره متروپلو دیدم :) دلم می خواست چیزایی که بعد از دیدن فیلم به ذهنم رسید رو با دوستان خوب تیوالی در میون بذارم.
از نظر من فیلم هم نکات مثبت داشت هم منفی.
نکات منفی : 1. صحنه های بازی بیلیارد رو دوست نداشتم چون خیلی طولانی و خسته کننده بودن. اون صحنه های کوتاه از فیلم وسترن هم خیلی به نظرم جالب نبود گرچه که خیلی بدم نبود.
2. صلح بین خاتون و فخرالنساء هم خیلی نچسب بود, همچنین دلیل فخرالنسا برای دشمنی با خاتون.
3. خیلی دوس داشتم بتونم با بازی مهناز افشار اون حسو بگیرم اما متاسفانه بازی در حدی نبود که آدمو همراه کنه , به دل نمی نشست. بهترین بازی مهناز افشار از نظر من برمیگرده به آتش بس + برف روی کاج ها.
از بین بازیگرای خانوم فیلم های آقای کیمیایی هنوزم که هنوزه شخصیت محبوب من مونس در فیلم سرب با بازی فوق العاده زیبا و به یاد موندنی خانوم فرجامیه که ... دیدن ادامه » من همیشه از بازیشون لذت بردم + خانوم فرهی در فیلم اعتراض به نقش مجدیه که مثل همیشه عالی بودن و تاثیرگذار.
4. هرچی می یایم جلوتر از میزان غیرت شخصیت های داستان های آقای کیمیایی کاسته می شه. اون از رئیس که وقتی رضا یه مرد غریبه رو تو اتاق خواب عشقش دید فقط به چنتا مشت و لگد اکتفا کرد و اینم از کاوه که تو صحبتاش خاتون رو داف شاخ خطاب کرد. راستش از این لفظ "داف شاخ " تو فیلم آقای کیمیایی اصلا خوشم نیومد, با سبک کاراشون همخونی نداشت.یاد امیر خان تو فیلم اعتراض افتادم که سر یه دعوای لفظی چه به روز پسره آورد , " ... خانوم خانومه , سبزی فروش که باشه احترامش بیشتر"
5. متاسفانه موسیقی متن خوب نبود , آدمو تو حال و هوای فیلم نمی برد.

نکات مثبت : 1. عشق به سینما که تو فیلم موج می زد رو خیلی دوست داشتم , خیلی دوست داشتم که خاتون به سینما پناه آورد. سینما پناهگاه همه ی عاشقای سینماست. خود من با اینکه تو لاله زار سینما نرفتم و با فیلمای وسترن قدیمی تو سینما خاطره ندارم اما سینما همیشه برام یه پناهگاه بوده. هروقت تنها بودم یا حوصله نداشتم یا عصبانی بودم یا خوشحال بودم و خلاصه همیشه سینما برای من یه جای متفاوت و خاص بوده,جایی که همه چیزای دیگه فراموش میشه.
یه دیالوگ خوبم داشت که امیر میگه سینماداری عشق می خواد ..
2. بازی کوتاه سحر دولتشاهی قشنگ و دلنشین بود. پولاد کیمیایی هم هر دفعه پخته تر از قبل میشه.
3. رفاقت تو فیلمای آقای کیمیایی همیشه خاص و قشنگ بوده , رفاقت تا همیشه. اینجا هم از این قاعده مستثنی نبود. و خیلی خوبه که این رفاقت ها هنوزم دغدغه ی آقای کیمیایی هستن مخصوصا تو روزگاری که رفیق کم پیدا میشه.
4. فیلمبرداری خوب بود.

در کل به نظر من متروپل به یه بار دیدن و یا حتی دوبار دیدن میارزه . اگه بخوام با چنتا کار اخیر آقای کیمیایی مقایسه بکنم , متروپل خیلی خیلی بهتر از رئیس و حکمه و یه کمی هم بالاتر از محاکمه در خیابان و جرمه.
قهرمانای فیلمای کیمیایی همیشه مرد بودن و این اولین فیلم ایشونه که قهرمانش زنه و خب حتما نتونسته اونجور که باید نقش رو پرداخت کنه.
بغیر از فریماه فرجامی سرب، مریم سلطان با بازی هدیه تهرانی و بویژه نقره سربازهای جمعه با بازی اندیشه فولادوند خیلی جذاب ... دیدن ادامه » بود.
۱۲ خرداد ۱۳۹۳
کاوه جان jerme !? jerm دوبله یعنی چی؟!
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
نسخه دوبله شده ی فیلم جرم.
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز بعد 2 سال رفتم سینما. و پشیمون شدم از سینما رفتنم
برو طبقه حساس و حالشو ببر
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برایِ منِ عشقِ فیلم، فیلم بنا به دلایل احساسی و خاطره‌بازی، خیلی چسبید. از همون سکانس اوّل که اون آقاسیبیلوئه عین اوّلِ «خوب، بد، زشت» می‌ره تو اتاق اون خانومه، «بهشته»، تا سکانس یکی‌مونده به آخر و اون شباهتش به فیلمای وسترن!
فیلم تا لحظه ای که «خاتون» به متروپل میرسه، عالیه.
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
باز هم تأکید می‌کنم که «برای من»، از اون‌جا به بعدش هم عالیه.
ولی خیلی ممنونم بابت نظرات‌تون عزیزن.
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
تکمیل و اصلاح میکنم : متروپل برای من و حس و حالم، فیلم خوب و دلچسبیه... دوستش دارم چون هر 3 باری که دیدمش، «حالم را بهتر کرد». فیلم تا لحظه ای که «خاتون» به متروپل میرسه، «به یادماندنی» ست.
۱۰ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هی می گم دیگه فیلم های کیمیایی رو نبینم مگه اینکه کسی بهم سفارش کنه، ولی باز این اشتباهو تکرار می کنم!... :-<
انگار یه تازه فارغ التحصیل رشته ی سینما، تحت تاثیر فیلم فارسی هایی که دیده، متروپل رو ساخته. البته یه فارغ التحصیل با معدل ممتاز!! ولی خب... مسعود کیمیایی نه!
تو یه صحنه مهناز افشارو از زمین بلند می کنن، می ره می شینه رو صندلی. چندتا سکانس بعد باز یه جوری که "من خیلی داغونم" رو زمینه!! این جور سوتیا حواس آدمو از حرفی که فیلم داره به زور می زنه خیلی پرت می کنه.
انتخاب بازیگراشم... :| ... :| ... تازه داشت از مهناز افشار خوشم میومدااا !! یعنی هــــــرکــی دیگه جاش بود بهتر بازی می کرد!
من از سرباز های جمعه که وسط فیلم اومدم بیرون، دیگه فیلم های ایشون رو تحریم کردم.
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
زندگی مشترک.. :)
۳۰ خرداد ۱۳۹۳
اوهوم ... چشم :)
۳۰ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و خسته نباشید!
انتقادپذیری اصولا" چیز خوبیه!
از این رو به بازنویسی نظر (و نه نقد) خویش می پردازم:
"چندیست" که این کارگردان ایده ها و دغدغه های ناب و به جای خود را نمی تواند خوب از آب درآورد، کار ساخت و پردازش آنها را باید به کس دیگری واگذار کند، وگرنه به طرز عجیبی "حیف" می شود!
این روزها باور اینکه به پایان فیلمی می رسیم، نابهنگام و جانکاه است!
نمی دانم چرا و چطور به راحتی از آن می گذرند!
وسواس و دقت کافی و خیلی چیزهای دیگر در بین فیلمهای کیمیایی گم شده است، چنانکه به سختی می توان فیلم های اخیرش را (با صرف نظر از موضوع های خاص خودش) به او نسبت داد و بازشناخت!
نمی توان از روی دیالوگ های مصنوعی و شخصیت ها و بازی های درنیامده به سادگی گذشت!
فیلمساز باید زحمت بکشد تا بیننده، فیلمش را باور کند و منطق هایش را بپذیرد وگرنه مانند اتفاقی که در فیلم ایشان ... دیدن ادامه » افتاد، صحنه ها تبدیل به کمدی میشود و انسان را به "خنده" وامیدارد و این اتفاق در شئن سینمای کیمیایی نیست!
یک ایده ی خوب به تنهایی کافی نیست، "ایده پردازی" لازمه ی کار است!
نباید تماشگر را دست کم گرفت، باید پای یک اثر هنری زمان گذاشت، حتی اگر به جشنواره نرسد!
خواندن این طرح اولیه که "زنی شبانه به سینمایی متروکه در یکی از محله های قدیمی تهران پناه می آورد و دو مرد پشتیبان او میشوند"، کلمه به کلمه اش ناب و دوست داشتنی بوده و نگاه نویسنده، ما را پا به پای خود میکشاند اما همین که از این نقطه ی عطف میگذریم، به قول آقای "امین عظیمی" در بخش آوای تیوال، فیلم دچار سکته میشود و دیگر به حالت اصلی اش باز نمی گردد، و قبول سایر حوادث را ناممکن میسازد!
پس بحث سر این نیست که طرز فکر و شاهکارهای گذشته ی مسعود کیمیایی را درک نمیکنیم یا سلیقه ی ما نیست یا آنهارا فراموش کردیم یا از ممیزی ها بی خبریم و یا چنین و چنان، بحث سر این است که با توجه به توانایی و پیشینه ای که از ایشان دیدیم، پذیرفتن فیلمهای اخیرشان را دشوار کرده است!
متاسفانه به دلیل کمبود فیلمهای خوب روی پرده ی سینما در سالهای اخیر، مردم انتظاراتشون رو پایین آوردند و به هر فیلمی که ترجیحا" اسم کارگردان بنامی رو دنبال خودش داره راضی میشوند و میپسندند! انگار نگرانند که ارزش فیلم های "واقعا" عالی این پیشکسوتان پایین بیاید، اما واقعیت اینه که هر فیلمی به طور مجزا جایگاه و شناسنامه ی خاص خود رو دارد و نگرانی بنده و امثال بنده در خصوص زوال سینمای ایران واقع بینانه تر است!
(و من الله توفیق)
"کیمیا"
کیمیا TAV و رها سخایی این را خواندند
ساینا بیژن زاده، محیا بهرامی، مریم جلولی و sarose این را دوست دارند
به نظر من هم فیلمنامه عالی بود و قبل از تماشای فیلم خوشحالی که آقای کیمیایی کارگردان این فیلمنامه است اما بعد از تماشای فیلم انتظارت برآورده نشده.شاید توقع ما از ایشان خیلی بالا رفته است .
۱۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند خط هم من نظر شخصیمو بگم...
فیلمو برای بار دوم دیدم.فیلم خوبی بود.فیلمای کیمیایی معمولا فیلمای سنگینی ان.روایت فیلم تو دنیای سمبل و نماد.که به زور ذهنو درگیر نگه میداره.زبون زبونه کیمیاییه!فکرو شکل روایی داستانها دال بر نبوغه.دنیایی بیش از حد پررنگ و توهم گونه که همه چیز در قالب نماده.مثلا فرزند "ماندگاری"اسمش"آرمانه".یا "شر از پوله توس که اگه پول تو نبود که شر درست نمیشد"(دیالوگای این گونه زیاده) یا اولین صحنه ای که میخوایم از زن اول نشون بدیم دوربین داخل شومینه واز پشت آتیشه!!(طبیعتا اینا نشون دهنده اینه که با یه کارگردان باهوش طرفیم.صحنه های متعدد اسب!!!!!!!!!!!!صحنه های فیلمای قدیمی که یک مرد تو همشون درحال نبردو فراره موتورایی که تو سالن سینماس و تقریبا دقیقه به دقیقه فیلم حرفها پشت پرده زده میشد...ودر آخر2تا مرد!2تا مرد پررنگ...صحنه ... دیدن ادامه » های سخت وبه قول خیلیا خنده داره!!!!!1نجابته زن.اسبه نجیب زخمی که مردای پررنگ دارن تیمارش میکنن....ویه اخلاق پررنگ شده که نیاز امروز جامعه س.شاید...که این مسائل درقالب هنر گفته میشه نه بیانیه یعنی باید فکرتو درگیر کنی...بحث زیاده در مورد این شیوه از بیان...متاسفانه تماشاچی امرزو دوست داره همون چیزی که میبینه واقعی ورئال باشه ودیگه سعی نکنه فکر کنه که ظاهرا حرف حرفه مدرنیزمه...دوستانی که معتقدن به شعورشون توهین شده کاملا موافقم باهاشون!طوری درمورد کیمیایی و سینماش طرف نظر میده آدم میمونه که خب تو الان استنلی کوبریک باید باشی یا مثلا دیوید لینچی کسی!!!!!!!!قطعا تو خودت داری به شعور خودت توهین میکنی!نقد آدمای بزرگو آدمای بزرگ میکنن!همه هم که تو ایران به سلامتی آدم بزرگن!!!!!!!1
وقطعا کار مثل هر اثری ایراد داشته...مثلا از نظر من داستان کشش نداشت وشخصیت پردازی برا من عجیب غریب بود...
عمیقا" موافقم. ممنون از متن مختصر و «مفید»تون
۰۳ خرداد ۱۳۹۳
البته حکم از وجود بزرگانی مثل آقای انتظامی و آقای شکیبایی بهره مند بود , لیلا حاتمی هم متوسط رو به بالا بود. رئیسم که آقای قریبیان و آقای تارخ رو داشت ( گرچه باز به نظرم آقای قریبیان به نسبت کارهای قبلی خیلی ضعیف بود )+ بازی کوتاه اما فوق العاده ی خسرو شکیبایی ... دیدن ادامه » نازنین و لعیا زنگنه هم بد نبود اما من آخر فیلم رئیس واقعا سردرگم بودم. متروپل از نظر من یه فیلم پیچیده نیست , یه ادای دین به سینماست. و توش پر از عشق به سینماست. خیلی دوست داشتم به جای مهناز افشار کس دیگه ای این نقشو ایفا میکرد چون از بازی خانوم افشار نتونستم بگیرم او حسو.
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
قبول دارم متروپل پیچیده نیست. همینشم دوس نداشتم ! :D چون انتظارم پیچیدگی بیشتر بود
من بین "کلا نفهمیدن" و "خیلی راحت فهمیده شدن و تو ذوق زدن یه فیلم" اولیو بیشتر دوس دارم !
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من که خوب بود.فیلمای آقای مسعود کیمیایی همیشه حرف واسه گفتن داره.فیلمای ایشونو نباید فقط دید،باید فهمید.من که همیشه کارای ایشونو دوست داشتم،دوست دارم و دوست خواهم داشت. :)
سحر خانم دقیقا به نکته خوبی اشاره داشتی.حرف دل عاشقان پادشاه سینمای ایران رو زدی.کارهای استاد کیمیایی رو باید باهمه عشقمون ببینیم.ممنون ازشما
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
اسم کیمیایی، به تنهایی، بدون هرگونه پسوند و پیشوند، خودش یک «برند» هست. هرکی میتونه علاقه مند به یه برند باشه و به یه برند دیگه نباشه.
این اسم هیچوقت کوچیک نمیشه... حتی با توهین و توهمات یه عده که خودشون رو علامه و فیلسوف سینما میدونن و فکر میکنن برای عقب ... دیدن ادامه » نموندن از بقیه، حتما باید درباره هرچیز، نظر بدن (محض خودنمایی بیشتر همراه با چندتا لیچار و بدوبیراه و پیف پیف)
به قول مهران مدیری، یه عده که نهایت افتخاراتشون، تماشای سریال عمر گل لاله و چناره ! :)
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی که دغدغه سینما داشت ولی دغدغه سینما را بیشتر کرد !
فیلمنامه سرگردان و پرده های نامفهوم در هم تنیده
بازی های مصنوعی لو دادن بعد در سکانس های قبل
دستکم گرفتم مخاطب و ساده انگاری سلیقه
/آقای کیمیایی بزرگ همیشه بزرگ خواهی ماند فقط خداحافظی میکنم با سینمای کنونیت نه آثار ماندگارت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی بی ارزش که ساخته هاى خوب و خاطره انگیز سابق مسعود کیمیایی را زیر سوال می برد. فیلمی که تکلیفش با خودش مشخص نیست.یک فیلم دیالوگ محور با فیلم نامه ای سطحی که آغازش نسبتا خوب و پایانش مایوس کننده است و از یک جایی به بعد کشش لازم را از دست داده و حوصله تماشاگر را سر می برد.
manimoon، امید و اوا.ت این را خواندند
آی سان شاه کرمی، نستوه، علی شجاعی، خلیفه و Mehnoush Salehi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هنوزم قدیمی ام مثل،قهرمانای توی اون فیلما
تو که رنگت عوض شده د بگو چرا ضجه میزنه دنیا...

حکایت کیمیایی و سینماش و تو همین دو خط شعر میشه درک کرد و نهایتا اونی که مرام و عقیده داره همیشه موندگار تر از اونیه که خیلی چیزا رو چون نفهمیده و زندگی نکرده،به سخره میگیره...
فرم و اجرا ضعیف بود اما ایستادگی این مرد رو چیزی که بهش معتقده بی توجه به جریانات رایج،ستودنیه.به قولی رنگ عوض نکردن و قدیمی بودن بهتر از بی ریشه بودنه...از هر آدم سالمی بپرسی ته دلش همیشه واسه همچین رفاقتایی دل تنگه.یا حق
Tristan حرفت قشنگ بود , مرسی :)
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
قشنگ بود.
موندگاری عقیده، رنگ عوض نکردن و نون به نرخ روز نخوردن.
وقتی کسی ارزشی برای اینها قایل نیست، راحت ترین کار برای راضی کردن خودش (حداقل) مسخره کردن این موضوعات وبدتر: به سخره گرفتن کسیه که داره درباره این موضوعات حرف میزنه.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمو دیروز دیدم . فیلم بدی نبود اما خیلی فوق العاده هم نبود . احساس میکنم باید یه بار دیگه هم ببینم ( من همیشه فیلمای آقای کیمیایی رو بیشتر از یه بار میبینم تا همه چیو متوجه بشم و چیزی جا نمونه ) تا کاملا بفهمم.
فقط یه چیزی می خوام بگم و اونم اینه که چرا پولاد کیمیایی از این یه قالب خاص بیرون نمی یاد؟؟ خسته شدم از بس با نقشایی شبیه به هم دیدمش. قصدم توهین نیس و نمیگم بازیگر بدیه ها , فقط میگم چرا همیشه یه نقشو بازی میکنه, دوست دارم متفاوت ببینمش..
یعنی شما «رئیس» رو هم بیش از یکبار دیدید؟ چه صبری دارید بانو.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
اونو دیگه مجبور بودم چون بار اول هیچی نفهمیدم که چی ، چی شد :)
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
:))
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم مى گیره وقتى نظراتونو مى خونم واقعا دلم واسه مسعود کیمیایى مى سوزه دوستانى که به نظرتون این فیلم بده و به خودتون اجازه مى دید نقدش کنید من مطمئنم اون فیلمهاى قبل انقلاب کیمیایى هم نفهمیدید و دوست نداشتید و فقط چون کلاس داشته نگاه کردید و به به و چه چه کردید...مشکل فیلم چیه؟اینکه یه کم فارسیه؟فیلم فارسى چه عیبى داره؟مگه قیصر فارسى نبود؟چه طور اون کلاس داره و این بده؟دوستانى که مى گین پولاد کیمیایى بد بازى کرده تاحالا عاشق سینما بودى تاحالا جاى اون کاراکتر بودى یا کسى شبیهشو دیدى تا بفهمى پولاد خود خود اون کسیه که باید باشه.در مورد رضا یزدانى هم من مطمئنم شما اونقدر نمى شینى که تیتراژو ببینى و بشنوى اما واقعا چه کسى بهتر از رضا یزدانى مى تونه اون حسو بت منتقل کنه هم رضا یزدانى هم مسعود و پولاد کیمیایى هرسه فوق العادن و البته نیازى به نقد من و ... دیدن ادامه » شما ندارن.از نظر من فیلم خوب بود فارسى بودن اصلا عیب نیست اگه فقط بدونیم فیلم خارجى دیدن ته شعور و کلاس نیست...مابچه ى همینجاییم باهمین سینما باهمین فیلماى فارسى که هنوز پسراى نوجوونمونو تو غیرت و مردى بندازه ما بچه ى همینجاییم باهمین لاله زار و سینماهایى که نابود شده!فیلم خیلى حرف داره اگه فقط گوش کنیم...
خوشحال شدم... ممنونم از احترامتون برای هنرمندی که برای خیلی از ما تا همیشه قابل احترام بوده و خواهد بود.
مشکل بعضی از این دوستان (با تکمیل و تایید حرف شما) عدم توجه به سبک کیمیایی در فیلمهای ظاهرا مورد علاقه شان (مثل قیصر و رضا موتوری و گوزنها) است.
انتظار تاثیرگذاری و حس مشترک و شبیه به هم دارند از: «متروپل» سال 1392 (که سال 93 آنرا دیده اند) و «قیصر» سال 1348 (که آنرا هم، انگار سال 93 دیده اند!)

اینطور بگویم : وزنه های دو طرف ترازویشان از یک جنس و ماهیت نیست اما انتظار برقراری تعادل دارند!
یک طرف این ترازو، بهروز وثوقی (آنهم بیشتر بخاطر نامش)، حس نوستالژیک و تهران قدیم و محله هایی که شاید بعضا پدرها و مادرهاشان ازآن خاطره هایی دارند، تصاویر سیاه و سفید، دوبله با صداهای آشنا، فرهاد و منفردزاده و کنارش کمی چاشنی حسرت و آه و «تونل زمان» و بعضا اٌفت داشتن تعریف نکردن از قیصر و ...
که هیچ کدام اینها «معیار» قابل استفاده ای برای ستجش فیلمهای آن دوران با فیلمهای ساخت امروز آقای کیمیایی نیست.

به عنوان مثال عرض میکنم : وسترنهای ساخت سالهای اخیر، هرگز با وسترنهای اسپاگتی و قدیمی تر از آن (دهه 50 و 60) قابل «قیاس» و سنجش نیستند. چرا که ابدا" نمیشود حس و حال و هوای نوستالژیک هنگام دیدن فیلمهای کلاسیک و قدیمی (در زمان حال) که برای بیننده ایجاد میشود را برای یک فیلم امروزی (که میدانیم همین پارسال ساخته شده) «ایجاد کرد». (موضوع خیلی فراتر از مقایسه فنی و تکنیکی و سبک فیلمسازی و حتی تفاوت سلیقه مردم آن زمان با الان است)

کیمیایی، ... دیدن ادامه » نه تنها ذره ای از مسیر همیشگیش، از تعهدش به خود، به سینما، به دوست دارانش منحرف نشده، که با ارادت بیشتر به سینما و با اراده تر از قبل «متروپل» را ساخته است.
مطمئن باشید، دانش کیمیایی از هویت سینما و ذات و ریشه آن، از مجموع دانش همه ما، خیلی بیشتر است
(مهم نیست... شما فکر کنید من دارم اغراق میکنم!)
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
از ته عمقم موافقم
درود بر شما
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
آقاى آرین واقعا خوشحالم که انقدر خوب و قشنگ در مورد کارگردانى که توى ذهن من و خیلى هاى دیگه همیشه قهرمان بوده و مى مونه صحبت مى کنید اى کاش مى شد خیلى کودکانه جلوى خیلیها ایستاد و گفت باشه تو برو از کیمیایى بهتر بساز فقط در سکوت لطفا
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید