تیوال فیلم میگرن
S2 : 19:18:35
: مانلی شجاعی‌فرد
: گوهر خیراندیش، پانته‌آ بهرام، رضا کیانیان، هنگامه قاضیانی، سهیلا رضوی، شاهرخ فروتنیان، هدایت هاشمی، افشین هاشمی، صفا آقاجانی، حسین سلیمانی، مجتبی بی‌طرفان
: مجید آقاگلیان، حمید آقاگلیان
: نیکی نصیریان، پارسا مشیری، مبیناسادات آتشی
: مسعود سلامی
: بهرام دهقانی
: جهانگیر میرشکاری، مهدی ابراهیم‌زاده
: نوید فرح‌مرزی
: فرهاد عزیزی‌فرد
: لیلا محمدی
: ابوالفضل نصیر
: رضا درگزی
: بهرنگ دزفولی‌زاده
: ندا آصف
: داریوش حکمت
: مهدی دیلم صالحی
: حامد اکبری
: بردیا ماهی‌صفت
: داریوش رجایی
: مرتضی نجفی
: رضا سپهری، بهزاد کردستی، اصغر جعفرپور
: میثم میرزایی
: رسول تقیانی، نادر منصوری، ایلیا عزیزی فرد
: حمیده عابدی
: زهرا کمالی، حمیدرضا محرابی
: مسعود غنی‌آبادی
: فرهاد رها
: سعید حاجی‌زاده

قصه این فیلم تو یه آپارتمان چند طبقه می گذره که وقتی در و باز می کنی و وارد ساختمون می شی و از طبقه اول و دوم اش می گذری، به طبقه سوم می رسی به یه خونه که توش رعنای مترجم زبان با تنها دختر نه سالش زندگی می کنه که قصه شون زندگیه و...

 

 

در سه واحد آپارتمانی در یک ساختمان خواهد گذشت و قصه سه خانواده را به صورت درهم تنیده و موازی روایت می‌کند.
شهر:
تهران

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برام جالبه که اینجا این قدر از فیلم بدشون اومده.
فیلم موضعش مشخصه. می خواد قصه ی زن هایی رو تعریف کنه که هر کدوم یه جوری تنهان و خوب از پس کار برمیاد.
فیلم قابل احترامی هست. البته گاهی بعضی از فیلم ها نباید برن رو پرده ی سینما. چون حتی اگه توی سینما یه نفرم باشی باز نباید این فیلم رو توی مکان عمومی ببینی.
یه روز که تنهایین دی وی دی میگرن رو بذارین تو دستگاه تا اون موقع فیلم خودش رو نشون بده.
حیفه ندیدنش...
من هم روی دی وی دی دیدمش و خوشم اومد از فیلم
۰۴ اسفند ۱۳۹۲
فیلم خوش ساختیه، اما به لحاظ تکنیک فیلمنامه اشکال زیاد داره و نمیتونه حرف هاشو خوب جمع و جور کنه و خیلی باز و بی هدف تموم میشه.
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم میگرن را با دیدی نسبتا خوب و با تعاریفی که ازش شنیده بودم رفتم و دیدم.
فیلم روایت زندگی عادی 3 خانواده ساکن یک ساختمان است،
در ابتدا منتظر شناخت افراد هستین، کم کم، شناخت مختصری از افراد این خانواده ها پیدا میکنیم.
مشکل از این به بعد شروع می شود، همان روند ادامه پیدا می‌کند و ادامه پیدا می کند تا تیتراژ نهایی فیلم.
در واسط فیلم متوجه میشوی فیلم می‌خواهد چیزهایی بگوید، مشکلات زنان، همه زنانی که تنها هستند که یا ابتدا تنها هستند یا به هر علتی تنها میشن، از دختر 9 ساله تا پیرزن 90 ساله، تلاش هر کدام از این زنان برای مقابله با این مشکلات، و گریزی به این که علت بعضی از آن مشکلات ناشی از مردان و جامعه مردان است.
و نمایش یکسری مسایل که هیچ کمکی به ایجاد شخصیت برای افراد در این فیلم نمی کند، و حتی تلاش هایی برای خنداندن تماشگر توسط افشین هاشمی مشکل ... دیدن ادامه » را حل نمی کند.
فیلم چون داستان گو نیست، و اتفاق محور هم نیست، تبدیل به یک فیلم کسل کننده شده است.
و نمی تواند تماشاگر را با خود همراه کند.
کارگردان تمام افکاری که در ذهن داشته و برای انتقال آنها تلاش کرده به ناکامی تبدیل شده است.
با اینکه یازیگران همگی سابقه خوب بازی دارند، اما در این فیلم نمایش ضعیفی از خود به جا گذاشته اند.
به خصوص افشین هاشمی. که دلیل آن ضعف شدید در متن بود.
خلاصه :
توصیه نمی شود دیدنش/

منبع : http://manbakhodam.blogfa.com/post-592.aspx
سعید کیایی

سکوت، اولین اتفاق بعد از دیدن فیلم «میگرن» است. سردردی اجتماعی که بعد از دیدن فیلمی خوش ساخت، خوش رنگ، خوش ترکیب، با دغدغه، و با بازی های خوب بازیگرانی که در یک سطح نگهداشتن بازی هایشان کار هر کارگردانی را سخت می کند، به سراغ آدم می آید.

«میگرن» راوی زنانی است که از هر طبقه ی اجتماع و با هر لحن اجتماعی، و ریتم حرکتی دچار یک معزل هستند، تنهایی. از دختر بچه ای نه ساله تا زنی نزدیک به نود سالگی. دوره تنهایی را می توان میان همه آنها جستجو کرد و بروزش را در ساختاری روانشناسانه در روایتی که داستان را شکل می دهد دید.

«میگرن» نه شاعرانگی زنی را توصیف می کند که درگیر ترجمه و نوشتن است و نه دردسرهای زنی را که شوهرش بی قید از هر مسئولیتی جهان با خون دل ساخته زنش را رها میکند به سوی مدینه ای فاضله، با هیچ پیش زمینه ذهنی. میگرن روایتگر تمامی قاب هایی است که یک زن تنها در شهری که دوستش دارد می خواهد آرام و بی دغدغه زندگی کند، تلاشش را به سرانجام رسیده ببیند و شب هنگام، سر آرام بر بالشی بگذارد که در آن ساختارهای اجتماعی به جای خودش کارکرد دارند…

رنگ های آبی اغراق شده در این فیلم را شاید بتوان نشان از آرامشی دانست که زنان به خود تحمیل می کنند، و در پی ایجاد کنتراست با رنگ های گرم زندگی شان هستند. زنی مترجم که هر بار چشم انداختنش به فرش پادری که اتفاقا رنگ گرم دارد را باید بیشتر دید … او مصمم است که ریشه هایش را مستحکم کند، درست تا وقتی که این استحکام را در خود احساس می کند. کاکتوس های بسیار سبز شده زنِ مردی که به خارج رفته گل می دهد. درست پشت پنجره ای که دیوارهای آبی رنگ و رو رفته دارد، و روپوش دختری که ۹ سال بیشتر ندارد درست وقتی از تنش بیرون می آید که به حریم خانه آمده و رنگ تعلق از محیط بیرونی اش را می گیرد.

«میگرن» مردستیز نیست، اما بر خود این وظیفه را شایسته تر دانسته که از نفس زدن زن مترجم بگوید وقتی برای دیدن از خانه ای به خانه ای می رود با دری نیمه باز، و وقتی بیرون می آید با سرعت خارج می شود و فحش زیر زبان دارد. – اگرچه می توانست پرداخت بهتری داشته باشد، خاصه در آن سکانس –

داستان این سردرد هیچ گره بزرگی ندارد. ساده است و آرام، خیال پرداز نیست، بخش هایی از چند زندگی بسیار آرام را همراه دارد، که کارگردانش تصمیم گرفته نگاه ها را بیشتر به آنها متوجه کند. پازل هایی را ساخته که کشف کردنشان سخت نیست، حتی می توان به راحتی رمزگشایی گرهی را از پیِ گرهِ دیگر انجام داد، اما این گره های بسیار ریز که گاه حتی به چشم نمی آیند، نخ ساده منسجم بافته ای را نشان می دهد که رشته رشته در حال گسستن است. رشته رشته در حال گشوده شدن و رشته رشته در حال دوباره دیده شدن، گویی که با هر کدام از این زنان می شود آینه ای همراه کرد برای بازشناساندن رفتاری که زنان در ساختمانی که سی سال قبل بنا شده، و امروز قرار است در آن حاصل خود را ببینند و فضایی ایجاد کنند برای نسلی که به سن تکلیف می رسد.

به ... دیدن ادامه » ازای هر زن در این فیلم، می توان مابه ازایی را در مردی دید با یک ویژگی خاص؛ سردرگم. بی آینده و از گذشته در حال گذر، یا دوری. مردانی که حضور کمی دارند، اما همانقدر که کارگران اساسکشی ابتدای فیلم با هم درگیرند، با زندگی شان درگیر شده اند و در پیِ ارامشی هرقدر اندکی پسِ جدالی آرام – سکانس ورودیه آذری – یا تند و با جدلی که از پی اش موسیقی به خانه های همسایه می رود و از درونش دعوایی زناشویی شنیده می شود. پسری دیده می شود که نمیداند دختر به سن تکلیف رسیده هم سالش چرا از او دوری می کند… و هنگامی که حیوان خانگی دختر را می بیند، سر از پا گم کرده بی آنکه دختر را جستجو کند، سرش به حیوان خانگی گرم می شود.

«میگرن» نشانه است. نشانه ی سر دردی توأمان، که وقتی می گیرد، رها نمی کند. «میگرن» نشانه سردردی است که از نگاه کارگردان جامعه زنان را نشانه رفته، با هدف گیری درست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منبع : http://montaghed.ir/Show.asp?ArticleID=792
کسری ولایی

موقع تماشای فیلم تصور می‌کردم که انگار یک نفر اواخر دهه شصت به دنبال ساخت این فیلم بوده، اما به دلیل تصادف به کما رفته و حالا پس از سال‌ها بیدار شده و سعی کرده که طرحش به مرحله‌ی عمل برساند. با وجود این‌که فکر و ساختار فیلم هم‌چنان در دوران پیش از کما باقی مانده‌است، کارگردان با استفاده از اسباب و اثاثیه‌ی مربوط به همان دوره مانند کاشی‌های قدیمی، نوار‌های VHS و آفتابه ادعا دارد که جزئیات زندگی روزمره را نشان می‌دهد و هم‌زمان تمام ایده‌ها و سمبل‌های فلسفی، اجتماعی و جنسیتی‌اش را‌ هم البته از نوع روشنفکرانه‌ی جهان سومی‌ در چشم تماشاگر فرو می‌کند.

«میگرن» علاوه بر بدترین بازی‌های کارنامه‌ی تمام بازیگرانش دستاورد دیگری هم برای سینمای ایران دارد. فیلم با مطرح کردن مفهوم جدیدی در مقابل «حس ... دیدن ادامه » زیبایی‌شناسی» به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌شود اثری ساخت که تمام قاب‌ها و لحظاتش و با زشتی پر شده باشد. فقط دکور و صحنه‌ی فیلم‌ زشت و بدقواره نیست. علاوه بر ظاهر چرک تمام شخصیت‌ها، فیلم کلکسیونی از لحظه‌های منزجر کنند‌است. واقعا از یک جایی به بعد فقط به این فکر می‌کردم که «میگرن» جا دارد چه چیزهای نفرت‌انگیز دیگری را روی پرده سینما بیاورد. به همین خاطر شاید بهتر باشد برای اکران عمومی فیلم تذکر یا محدودیت سنی در نظر بگیرند و یا حدقل مانند هواپیما، کنار صندلی‌های سینما پاکت خالی بگذارند.

برای ساخت میگرن هوش، منطق، قواعد فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی و تدوین را گذاشته‌اند کنار و با این هدف جلو رفته‌اند که به تماشاگران بگویند در شهری که تاکسی‌ گیر نمی‌آورید، چاه‌های فاضلابش پر شده و برقش قطع و وصل می‌شود، همه مخصوصا جنس مونث باید در بدبختی خودشان غلت بزنند.همه‌ هم که این شانس را ندارند تا رضا کیانیان به آن‌ها تلفن کند و نجاتشان دهد پس دربهترین حالت می‌توانند از غلت زدنشان لذت ببرند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منبع: آرت‌نا

داستان روایت زندگی سه خانواده در یک آپارتمان است که به صورت موازی تصویر شده و ما با زنانی مواجه هستیم که هر یک به نوعی تنهایی را تجربه می کنند . زنی تحصیل کرده ( هنگامه قاضیانی ) که با دختر نه ساله اش به تنهایی بار زندگی را بر دوش دارد .زنی دیگر ( پانته بهرام ) که همسر و دو فرزند دارد اما شوهری بی مسئولیت که با قصد جلای وطن او را تنهای می گذارد و زندگی حاج خانم و پسر و مادر پیرش که با خرد کردن سبزی روزگار میگذرانند.

بار اصلی فیلم به غیر از بازیگران بر روی دوش تدوینگر فیلم است .تماشاگر به صورت متوالی به وسیله تدوین سکانس به سکانس به زندگی هر سه خانواده سرک می کشد و در نتیجه باید با کنار هم قراردادن تناقضات زندگی این سه زن به چالش های آنها پی ببرد .

بحث اصلی شجاعی فرد تصویر تنهای مدرن زنان جامعه معاصر است که هر یک به نوعی با آن زندگی می کنند .تظاهر به خوشبختی نصفه و نیمه ای که هر یک از این سه زن در برابر یکدیگر دارند در عمق زندگی شان به تنهایی عجیبی منجرمی شود که در نهایت خستگی و دل مردگی را برای زن میانسال ، وسواس را برای زن تحصیلکرده و استرس و عدم امنیت را برای زن خانه دار به همراه دارد.

تضادهای که در زندگی این سه زن تصویر شده است در نهایت هر سه کاراکتر را به اجماع شخصیتی می رساند .

مانلی شجاعی فرد برای تصویر این تضادو تنهایی همه تلاشش را کرده و سکانس های ابتدای فیلم و نوع خاص تدوین آن تصاویر قابل قبولی را ثبت کرده است اما روند تکرار نوع روایت به این شکل بیننده را خسته و تلخی فیلم را بیشتر به کامش می نشاند .

دیالوگ برتر:آدمها بزرگ میشن ، خواسته هاشون بزرگتر .

سکانس برتر : سکانسی که زن تحصیل کرده به زن خانه دار آموزش ارسال پیام الکترونیکی می دهد.

و ... دیدن ادامه » اما حاشیه : مانلی شجاعی فرد با ساخت این فیلم نشان داد که زبان سینما را می داند اما او هنوز در اول راه است و می تواند قدمهای بعدی را محکمتر بردارد .

گویا این روزها ساخت آثار تلخ اجتماعی خیلی باب شده است و در پس زمینه فیلم میگرن می توان ردپایی از چهارشنبه سوری و سعادت آباد را دید

هنگامه قاضیانی با اینکه در بازسازی زن تحصیلکرده همه سعی خود را کرده است اما باز هم ردپایی از فیلم به همین سادگی و سعادت آباد را با کاراکترش همراه کرده است بماند که او در زمان حضور در سالن بسیار عصبی بود.

پانته آبهرام خاطره بازیهای درخشانش را به هیچ وجه در میگرن تداعی نکرد .

گوهر خیر اندیش با بازی نقش ننه پیر اما زنده دل نشان داد دود همچنان از کنده بلند می شود .

این دومین فیلمی است که در جشنواره امسال اشتغال زنان خانه دار را در سبزی خرد کردن محصور می کند .به نظر میرسد این شغل این روزها خیلی مد روز است .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تدوینگر : بهرام دهقانی
سارا صادقیان این را خواند
انتخاب بازیگران فیلم نوید دیدن یه فیلم خوب رو می داد. مخصوصا گریم گوهر خیر اندیش که چقدر من بازی این بازیگر رو دوست دارم.
با خواندن نوشته های دوستان فکر نمی کنم دوست داشته باشم برای این فیلم وقت بذارم.
۱۳ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید