تیوال نمایش مهاجران
S2 : 20:21:44
  ۰۱ آبان تا ۰۷ آذر ۱۳۹۳
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان

: اسلاومروژک
: مهرداد خامنه ای
: هوشمند هنر کار، محمد زراعتی

: هوشمن هنر کار
: شیرین میرزا نژاد
: گروه تیاتر اگزیت نروژاثر برگزیده جشنواره اسلونروژ(2012)

گزارش تصویری تیوال از نمایش مهاجران / عکاس: کیارش مسیبی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجرای ویژه نمایش مهاجران برای خبرنگاران و عکاسان

آواهای وابسته

مکان

میدان فردوسی، خیابان موسوی، کوچه محمدآقا، اداره تئاتر
تلفن:  ۸۸۵۹۴۲۸۲، ۸۸۳۰۰۲۷۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با سلام خدمت دوستان عزیز تیوال
نمایش مهاجران آخرین روز اجرای خودرا (جمعه٧ اذر ماه) به تحلیل و آنالیز نمایش از زبان کارگردان و گروه اجرا یی اختصاص می دهد.
علاقمندان و کسانی که این نمایش رادیده اند، با حضور در این جلسه می توانند با دیدگاهها و شیوه ی اجرایی به کارگرفته شده در شکل گیری این اثر ازسوی عوامل اجرایی اشنا شوند .شرکت برای عموم آزاد و به صورت رایگان می باشد.
http://edareteatr.com/?sn=home&lang=
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزارش روابط عمومی اداره تئاتر خانه نمایش:
اجرای نمایش مهاجران به علت استقبال تماشاگران در خانه نمایش تا 7 آذر ماه تمدید شد
ابرشیر این را دوست دارد
استقبال!!!!!!!!!!!!!
۳۰ آبان ۱۳۹۳
من جسارت نکردم شیرین جان فقط ابراز تعجب کردم
۰۱ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چینی فروشان: نمایشنامه "مهاجران" به واسطه اجراهای آن نایاب شده است.

گزارش جلسه نقد کانون ملی منتقدان تئاتر، از نمایش «مهاجران» با حضور صمد چینی فروشان و رضا آشفته

http://khabaronline.ir/(X(1)S(1fipa3gaiqcjqedsØoflknc33))/detail/384768/culture/cinema
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشای نمایش "مهاجران" به کارگردانی آقای خامنه ای ، برای من تجربه ی بسیار با اهمیت و مفیدی شمرده می شود.
اجرای قبلی ایشان را که برداشتی از مهاجران مروژک بود درفرهنگسرای ارسباران دیده بودم. متن نمایشنامه را هم با ترجمه نه چندان دلچسب آقای مودبیان خواندم وفکر کردن درباره اجرای کنونی با ذهنیت مقایسه ای باعث شد به دریافتهای عمیق تری از این نمایش برسم.
((استراتژی حذف))
با وجود تفاوت معنادار تغییر دادن جنسیت شخصیت ها در اجرای اول(ارسباران) و تمام مناسبات مربوط به آن ، هر دو اجرا همچنان به لحاظ استراتژی کارگردان نسبت به متن(تاکید بر تقلیل بار سیاسی و حتی المقدور کلامی آن) یکسان و مشابه است. استفاده از ویدیو با توجه به کاربردهای چندگانه اش در اجرا بسیار خوب به کار رفته است.بهترین کاربردش کمک به درک تماشاگر از فضایی است که نمایش در آن اتفاق می افتد . نمایش راهرو و لوله ها و..به همراهی صداها بر تماشاگر تاثیرکارکردی دارد و اجرا را از نظر ذهنی متحرک می کند .....به نظر من کاربرد دیگر ویدیو به دوش کشیدن بار سیاسی تعدیل شده و البته فرامتنی است در شاعرانه ترین و موجزترین شکل آن ...در اپیلوگ تصاویری از انقلاب 1968 چکسلواکی یا بهار پراگ پخش می شود و شاید اشاره ای دارد به زندگی مروژک لهستانی در حمایت از بهار پراگ و مهاجرتش ...کاربرد عکس های قدیمی در نوستالژی هر مهاجر و...
نمایشنامه ی مهاجران به شدت دیالوگ محور است و رنگ آمیزی شخصیتی دو پرسوناژ و ایجاد موقعیت های کنش و واکنشی بیشتر بر عهده ی کلمات قرار می گیرد.متن مروژک به شدت توضیح دهنده است.در خود پرسشهایی طرح می کند که پاسخ هایش بلافاصله در پی اش می آید.در این نمایش ،خامنه ای بخش هایی از متن را حذف کرده است. به نظر من حذف شدن بخش هایی از نمایشنامه به دلایل مختلف از جمله، معضل ممیزی،زمان بندی، زیبایی شناسی و...باعث شده بعضی از مفاهیم طرح شده در متن که می توانست موجب لذت همذات پندارانه ی برخی مخاطبین در این جامعه باشد،کمتر شود. گواینکه یافتن مابه ازای اجرایی جملات حذفی بر روی صحنه برای من بسیار دیریاب و مشکل بود. بسیاری از جملات به خلق موقعیت تنش زایی بین دو شخصیت می انجامد که حذفش به طور کلی کارکرد حسی مربوطه را در اجرا لغو کرده است(مشخصا موضوع خبرچینی)..
از جمله حذف هایی که باعث ابهام(گنگی) در متن می شود علت مهاجرت روشنفکر(آآ) است. در این بین ایده ی زیبای فلج شدگی ذهنی در آزادی مطلق ، گم شده است. مساله ی دیگری که در همین رابطه مطرح می شود و اتفاقا از زبان ی ی هم پرسیده میشود اینکه اصلا به چه دلیلی روشنفکر اینقدر همدلانه به این کارگر همسن و سال،گردن کلفت(در متن چهارشانه و ورزیده توصیف شده است) و سواستفاده چی کمک می کند و حاضر است در کنارش بماند و سهم اجاره اش و گاه خورد وخوراکش را بپردازد؟ در نمایشنامه روشنفکر( آآ ) به این مساله اشاره می کند که کارگر ( ی ی) منبع الهامش در نوشتن شده است.عملی که از ترس(عقوبت) انجام دادنش مجبور شده ترک وطن کند و بعد به محض وصال با آزادی متوجه می شود دیگر قادر به نوشتن نیست تا اینکه با کارگر آشنا می شود که باعث جرقه دوباره نوشتن در وجودش می شود! البته خود مروژک با نیش و کنایه طنز آمیزی از زبان ی ی در این زمینه می گوید ( و چه بسا موجب نوعی خوانشی خاص از نمایش البته در آمریکا و اروپا ! بشود.)
ی ی : من چی هستم؟
آآ(خطاب به ی ی) : تنها و آخرین بخت و فرصت من ، فرشته ی الهام بخش من، اصلا خود الهام من...
ی ی :هی ، ببینم ...تو یه کمی از اون کاره هاش نیستی؟

در اجرایی ارسباران با بازی خانم ها همه چیز در این رابطه منطقی تر به نظر می رسید، چرا که رابطه و کمک های زن روشنفکر پا به سن گذاشته به کارگر جنسی جوان در قالب احساس مادری و نوع دوستی قابل درک بود. در این اجرا به نظرم آمد به موضوعات متن درباره استثمار کارگران خارجی ،کار بیشتر و حقوق کمتر و بی توجهی به از کارافتادگی کارگران خارجی اشاره نشده ....یکی از جالبترین ایده های متن، ایده ی برابری(البته با نظرگاه دیگر)است. و جالب است که این ایده از فکر و زبان ی ی(کارگر) برخواسته و منجر به جرقه نوشتن دوباره در آآ می شود...برابری همه در برابر قدرت مطلق ، یکسانی همگان در برابر ترس بزرگ ! ...درست مثل اینکه همه درجلوی آبریزگاه عمومی ! برابر هستند.این استعاره آبریزگاه همپیوندی جالبی با توصیف صحنه ی توالت عمومی ایستگاه قطار دارد که ی ی برای تفریح به آنجا رفته بود و واقعیت اتفاق افتاده این بود که بسان دیگر فلاکت زدگان در روبروی آبریزگاه عمومی و کثیف ، در صدد رفع حقارت آمیز نیازها و آرزوهای دست نیافتنی شان در تخیلی شهوتناک ایستاده اند!
در ارتباط با متن و اجرا باید خاطرنشان کنم در برخی از موارد حذف و تراش خوردگی دیالوگها در تعدیل و واقعی شدن شخصیت به ویژه (آ آ) بسیار کارآمد بوده است. در اجرای اول (ارسباران)که برداشت آقای خامنه ای از مهاجران بود البته هیچ نقدی به حذف ها وارد نیست. متن مروژک طنز سیاه است. کنتراست دیالوگهای فیلسوف منشانه ی آآ ، با ی ی که کارگری بی سواد بسیار غریزی است به خصوص وقتی از هگل و تاریخ و تفسیر و شوپنهاور و شک و.... می گوید، طنزی تلخ است و شاید هجویه است بر همه چیزهایی که طرح می شود.ی ی حتی به لزوم آزادی و حق داشتن آزادی فکر نمی کند رفع نیازهای ردیف اول هرم مزلو برای او کافی است.
***
مروژک و نخبه گرایی متفرعن!
موضع گیری مروژک در این نمایش بسیار متفرعانه و بورژوایی و نخبه گرا است. هر چند به هر دو طرف در قالب میمون و برده، باکتری وانگل و... می تازد و به نقل از بروشور نمایش ،می خواهد تصویر ایده آلیستی از روشنفکر و کارگر از یکدیگر را درهم شکند. اما این روشنفکر است که برخلاف اینکه خود را "میمونی در قفس می داند" ،سرانجام با قدرت بیانش و نفوذ فکری اش، کارگر را متحول می سازد و در صحنه ی بسیار درخشان پاره کردن پول های کارگرتوسط خودش، او را به صورت تمثیلی به رستگاری رهنمون می کند. آآ که در دیالوگی گفته بود به جامعه پس از مصرف تعلق دارد حالا ی ی را که به جامعه حقیر ریزه فروش ها اتصال داشته ، ارتقا می دهد!! در اجرا هم این سویه گیری به سوی آآ ، البته در کمال خونسردی هدایت می شود. در واقع به نظر من اجرا به درون مایه متن وفادار است .
اما ... دیدن ادامه » مروژک،که به قول ی ی نمایش اش سوسیالیست نمی تواند باشد ،پس به واقع چیست؟
*
راز بازی بازیگران
بسیاری معتقدند، تاتر عرصه هنرنمایی کامل بازیگران است. هر بازیگری می تواند رنگ و حال و هوای یک اثر نمایشی را تغییر دهد و در نفوذ کل اجرا برتماشاگران بسیار موثر باشد.امر لذت برد ن از بازی یک بازیگر بسیار شخصی و سلیقه ای است. با این توضیحات و با احترام بسیار زیاد به زحمات دو بازیگر زحمتکش این نمایش ، من بازی و فیزیک نقش کارگر را چندان تنیده با کل نمایش ندیدم. شخصا نتوانستم با قسمتهایی از بازی بازیگران این نمایش ارتباط برقرار کنم و نه به دلیل اینکه این دو بزرگوار سرد و با فاصله بازی می کنند و درگیر احساساتشان نیستند. اتفاقا در اجرای اول(ارسباران) با اینکه هنوز متن نمایشنامه را نخوانده بودم به نظرم مفاهیمی که کارگردان محترم مدنظر داشتند تا حدودی بیشتر برایم قابل انتقال بود.
در هر صورت به نظرم کارگردانی اجرا کنونی بسیار بارزتر از بازی های نمایش می باشد.
نمایش مهاجران به کارگردانی آقای خامنه ای یک اثر نمایشی قابل تامل وتفکر برانگیز است که دیدن آن را توصیه می کنم
بسیار عالى و آموزنده اردشیر عزیز. خسته نباشید!
۱۸ آبان ۱۳۹۳
ابرشیر عزیز، سپاس از مطالب جامع شما که به فهمیدن من از نمایش کمک بسیاری کرد.
۱۹ آبان ۱۳۹۳
نازی گرامی از لطف شما و زمانی که گذاشتید برای خواندن ممنونم.
۱۹ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از همکاران تیوال که دیشب با ما همگام شدند.
http://edareteatr.com/?sn=news&lang=
آریو راقب کیانی و زهره شاداب این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آآ: حالا تو مگس میخوای چکار کنی؟

ی ی: هیچی. همینجوری واسه وقت گذرونی. میتونی بگیریشون، یا بهشون نگاه کنی. (مکث) ما تو
مملکتمون چقدر مگس داشتیم. تابستونا به خصوص. یه عالمه مگس. کاغذ مگس کش هم بود. ما اونا رو
به لامپ اتاق وصل میکردیم. یه چیزی مث عسل بهشون چسبیده بود. ولی عسل نبود. مگسا بهشون
میچسبیدن. بعدم انقدر وزوز میکردن تا بمیرن. بعد از چند روز یه عالمه مگس بهشون میچسبید که
دیگه اصن جا نداشت. اونوقت وزوزشون میشد مث دسته ی موزیک. بعضیاشون زیر، بعضیاشون بم. یه
وقتا زنبور و خرمگس هم گیر میافتاد. ولی اونا قوی بودن. خودشونو زود میکندن و میرفتن. یادت
میآد؟

آآ: (عصبانی) یادت میآد یادت میآد! من هیچی یادم نمیآد!
آآ : ...مگس نماد مسایل حقیریه که در اونجا، در کشور ما رو محکوم کردند باهاشون درگیرباشیم....
۱۶ آبان ۱۳۹۳
خواهش میکنم. بد اقبالى ماست که نمیتونیم از نزدیک با هم صحبت کنیم و از نظرات خوبتون استفاده کنیم. شما به من لطف دارید. ممنونم.
۱۷ آبان ۱۳۹۳
شما لطف دارید.ممنونم
۱۸ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آآ: صبر کن!!! حرف آخرت؟
ی ی: برو به درک!
سلام دوستان. امشب آخرین اجرا پیش از ایام سوگواریست و ادامه اجرا از روز جمعه 16 آبان خواهد بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شعرى از برتولت برشت به نام" تئاتر کارگاه پرورش رویاها " با برگردان خوب آقاى بهروز مشیرى

تأتر برای بسیاری
کارگاه پرورش رویاهاست.
شما بازیگران، فرو شندگان مواد مخدرید.
در تماشاخانه ی تاریک شما
انسان،به فرمانروا بدل می شود.
و بی خطر،کرداری قهرمانی نشان می دهد،
شیفته ی خویش یا شریک غم خویش.
و دیگران،چون پناهندگانی با منگی شادمانه،نشسته اند،
غافل از دشواری های زندگی روزمره.
افسانه های بسیار را به چیره دستی
به هم می بافید،آنسان که نشاط درونی ما
برانگیخته می شود.
و در این راه،
... دیدن ادامه » رویدادهایی از جهان واقع را به کار می گیرید.
آری اگر کسی در نیمه ی نمایش از راه برسد،هنوز
صدای زندگی معمول،در گوشش باشد،
و هنوز هشیار؛
بر صحنه نمایش شما
جهانی را که دمی پیش،از آن جدا شده
به دشواری باز می شناسد.
و سرانجام،چون از تماشاخانه ی شما بیرون آید…
انسان درمانده را بازمی یابد
نه فرمانروایان را و نه جهان را
و از آن پس، راه خود را در زندگی واقع،نمی یابد.
بی رویا، چگونه این همه را تحمل توانیم کرد؟
بدینگونه،ای بازیگران! تأتر شما کارگاهی می شود
که آدمی در آن تحمل پستی و یکنواختگی زندگی را می آموزد
و تأسف از همدردی با خویشتن را.
شما جهانی نادرست را نشان می دهید
و بی پروا،آن را در هم می آمیزید،
آنسان که در رویا پیش می آید.
دگرگون از آرزو ها،
واژگونه از ترس ها.
شیادان بیچاره

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آآ:ما ملت همیشه همینجوریم. روی واقعیت سرپوش میزاریم و جاش رویاهامون رو غالب می کنیم. این نتیجه ش چیزی نیست جز یه آینده مریض و بیمار. (صدای سیفون توالت طبقات بالا فضا را پر می کند - صحنه تاریک می شود)
آقای خامنه ای بزرگوار و فروتن.....چون من خودم قرار گروهیو ترتیب دادم خب دوست داشتم دوستام از این کار لذت ببرن که البته نظر عده ای رو جلب نکرد.جسارت منو ببخشید ولی 2 تا نظر دارم که اگه میدونستم خودتون 4 شنبه هستین حتما حضوری عرض میکردم...من از کار بدم نیومد..از ... دیدن ادامه » بعضی نمایش های مدعی که این ماه دیدم خیلی بهتر بود..عده ای از دوستان عزیزم میگفتن کار به دلشون نچسبید خب به نظر خودم:بازی بازیگرها خیلی از این بهتر میتونست باشه. و همرو درگیر کنه.کارگردان ازشون بازی نکشیده بود.الان با دیدن نظرتون دیدم درست حدس زدم...شما دوست نداشتین تماشا چی رو و احساسشو درگیر کنین و بیشتر به موضوع تعقل توجه کردین خب راستش یه جورایی تماشاچی رو قلقلک میداد...و اونقسمت که به تماشاچی ها اشاره میکنه و میگه خر:دوست داشتم آخرش به خودش که به نتایج تازه ای رسیده بود اشاره کنه و به خودش بگه خر که هم کار دربیاد و هم هیچ گونه توهینی تلقی نشه چرا که دستیار کارگردان اینو پرسیده و این نشون میده احتمال میدادین شاید خوب نباشه...و اینکه به نظرم اگه کاری قرار باشه طولانی باشه باید جوری باشه که تماشاچی پلک هم نزنه!ریتم کار بعضی جاها کند بود!شاید اگه کار 40 دقیقه بود خیلیا بیشتر دوسش میداشتن...2.من دقیقا ردیفه بالا نشسته بودم وافراد پشت سرم همش حرف میزدن و با گوشیهاشون کار میکردن..چند بار اشاره کردم اعتنا نکردن..شاید فکرکردن صداشون از شیشه رد نمیشه!از عوامل نمایش بودن به هر حال....جسارت منو ببخشین این نظر صرفا نظر منه و اصلا جسارت نمیکنم که حرف من بهتره..اصلا ..این نظر منه که بنظرم اگه اینجور بود بیشتر دوسش میداشتم
از شما و برخورد عالیتون متشکرم
۱۱ آبان ۱۳۹۳
با حرفهای شما موافقم به شدت
حتما به تماشای کار بعدی شما خواهم نشست...باعث افتخاره
همیشه موفق باشین...سپاس از پاسخگویی شما و ادب فوق العادتون
۱۳ آبان ۱۳۹۳
خواهش می کنم شما به من لطف دارید.
خوشحالم از آشنایی با شما.
۱۳ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توالت عمومی محل ایده آلیه برای پرورش تخیل!