تیوال نمایش مردگان بی کفن و دفن
S3 : 14:30:18
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ شهریور تا ۱۰ مهر ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: ژان پل سارتر
: پری صابری
: منوچهر هادی
: (به ترتیب حروف الفبا) کاظم بلوچی، سینا رازانی، علی شادمان، ایمان صفا، مجتبی طهمورث، آرش مجیدی، مهدی محرابی، یکتا ناصر، رسول نجفیان، سیروس همتی، ایمان صفا و مهدی محرابی
: مهدی محرابی

: علی سخنگو
: رضا مهدی زاده
: الهام شعبانی
: امید گل زاده
: احسان نقابت
: عاطفه باقری
: مریم بهرامی راد
: حانیه زاهد
: بهرنگ معتمدی
: فرشاد آذر نیا
: نگین موسوی

شماره رزرو: ۰۹۱۹۷۲۵۱۷۷۲

مسابقه عکاسی از نمایش "مردگان بی کفن و دفن"
 تیاتر"مردگان بی کفن و دفن" اجرای ویژه خود را در روز دوشنبه ۲ شهریور ماه ساعت ۱۷:۳۰ به عکاسان و خبرنگاران اختصاص داده است .
گفتنی است که در این نمایش نویسنده : ژان پل سارتر کارگردان : منوچهر هادی بازیگران : یکتا ناصر . کاظم بلوچی . آرش مجیدی . رسول نجفیان . سینا رازانی . سیروس همتی . علی شادمان و... می باشند.
لازم به ذکراست،  چرم درسا به ۳ نفر عکاس برگزیده خود (پس از داوری عکسها) جایزه ویژه اهدا میکند .
داوران بخش مسابقه عکاسی مردگان بی کفن و دفن ، دکتر شهاب الدین عادل . شهرام مکری . هومن بهمنش می باشند و ورود برای اهالی رسانه و تمامی عکاسان آزاد است. 

گزارش تصویری تیوال از نمایش مردگان بی کفن و دفن / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مردگان بی کفن و دفن (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مردگان بی کفن و دفن (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش مردگان بی کفن و دفن / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نگاهی به نمایش مردگان بی کفن و دفن نوشته ژان پل سارتر، ترجمه پری صابری

» مسابقه عکاسی «مردگان بی کفن و دفن» برگزاری می شود

» آرش مجیدی نیز به تئاتر مرده های بی کفن و دفن پیوست

آواهای وابسته

مکان

خیابان پاسداران، بعد از سه راه اقدسیه، روبروی پارک نیاوران، خیابان فرهنگسرا
تلفن:  ۲۲۲۸۷۰۸۱-۲، ۲۲۲۹۹۷۳۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دوستان عزیزی که تمایل دارند اطلاعات بیشتری در مورد نمایش مردگان بی کفن و دفن داشته باشند میتوانند به پیج اینستاگرام رسمی گروه مراجعه بفرمایند
@mordeganbikafnodafn
آنا عـلـّامی این را خواند
خیلی لذت بردم دو بار تماشا کردم برام کم بود...امیدوارم مجدد به صحنه بره...بسیار برای من دلنشین و قابل تامل بود واقعا هم غبار بود هم انرژی. خوب داشت..!
خسته نباشید با آرزوی موفقیتهای بیشتر
۲۲ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش کاملا وفادار به متن خاکستری و سیاه و واقعگرایانه
استقاده از صدا و نور در خدمت کار طوری که حتی بوی باروت و خون رو میشد حس کرد
بازی ها به جز چهار مورد خوب بقیه کاملا نچسب و غیر باور و بدوی ...
میزانس نه چندان پیچیده بود اما متن سنگین سارتر که پیچیدگی های انسان در موقعیت های مختلف را درون اون نشان میداد صحنه و میزانسن تحت تاثیر قرار داده بود..چقدر این جنگ میتونه دست مایه تم تاترهای خوبی بشه حالا حالا جنگ برای کار در نمایش جا داره..نقطه قوت این نمایش متن عالی سارتر و بازی سه بازیگر بود
چیزی که منو به شدت آزورد خنده بی جا و افراطی چند نفر در سال بود !!! شاخ در میارم وقتی رامبد جوان در برنامه خندوانه زُل میزنه تو دوربین میگه مردم ما کم میخنندند ! سخت میخندند !! ای بابا مردم ما از تلخ تر ین مسائل جوک میسازن و میخندد

فربد این را خواند
نازی و آنا عـلـّامی این را دوست دارند
پیام تسلیت و همدردى گروه نمایش "مردگان بى کفن و دفن" به خانواده هاى عزادار حادثه مکه

اندوه تلخی است که در عید قربان، پرچم عزا برافراشته ایم و در سوگ هموطنان مومن خویش، به غم نشسته ایم. خداوند درگذشتگان این فاجعه را مشمول همنشینی با زاده کعبه قرار دهد و مجروحان مظلوم را شفای عاجل عنایت فرماید

دست اندرکاران نمایش مردگان بی کفن و دفن در پی اعلام عزای عمومی، با همدردی با ملت ایران و سوگواران این فاجعه عظیم خواهد نشست و اجرای نمایش جمعه 3 مهر برگزار نخواهد شد

دوستان عزیزی که برای این روز بلیط تهیه کرده اند ضمن غذر خواهی بابت این جابه جایی میتوانند تا جمعه ی هفته آینده از بلیط ها استفاده نمایند

به طوریکه بلیط های جمعه 3 مهر در تمامی روز های هفته آینده تا 8 مهر قابل پذیرش خواهند بود

ضمنا ... دیدن ادامه » شماره صندلی جدیدی برایشان صادر خواهد شد

باتشکر از همدلی و همراهی شما هنردوستان گرامی

پیج رسمى نمایش: @mordeganebikafnodafn
۰۳ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لوسی (یکتا ناصر) خطاب به فرانسوا (علی شادمان):
امید نداشته باش، امید رنج میده!
فرانسوا (علی شادمان) خطاب به خودش:
من نباید بأیستم، نباید بشینم. وقتی می شینم، فکرها توی سرم می چرخه. من نمی خوام فکر کنم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز حدود ساعت 5:45 رعد و برق و از پس ِ آن رگبار ِ بی امان... نمایش که شروع شد، پس از نواختن ویلون سل توسط جناب معتمدی، دکور ِ صحنه سرد بود، بسیار سرد. جوری که تلخی ِ ثانیه های ِ در حال ِ گذر بر اسرا را، زیر ِ زبان ِ خویش، به خوبی حس می کردی. صدای ِ بارانی که طنین می انداخت (البته توسط عوامل ِ نمایش) و تقارن ِ آن با همان باران ِ چند دقیقه قبل در صحن ِ فرهنگسرای ِ نیاوران، حس ِ نمایش را ملموس تر می کرد.
هراس / یأس / رنج و درد را می توانستی با تک تک ِ سلول های ِ بدنت، ببلعی. بغض کنی، اشک بریزی خاصه در صحنه ی ِ مرگ فرانسوا (علی شادمان). که با خودش کلنجار می رود مدام و نمی خواهد فکر کند... نمی نشیند تا مبادا فکرها، در سرَش بچرخند! چقدر خوب بود، سردر گمی های ِ علی شادمان ِ نازنین.
لوسی (یکتا ناصر) دچار تناقض با خویش است. چرا که در ابتدا امیدوار و بعد معتقد است، امید رنج ... دیدن ادامه » می ده... چشمانش دیگر شور ِ عشق ندارد و ماهیت ِ زندگی، اهمیت ِ خویش را برای او از دست داده! از صلابت ِ صدای ِ ایشان، چشمان ِ مبهوت و بی روح شان، وقتی زل می زد، گویی چیزی در درونت فرو می ریخت... بسی لذت بردم.
هانری (سینا رازانی) تنها به آن 60 نفری که فردا عازم هستند می اندیشند. که باید زنده بمانند به قیمت ِ از دست دادن ِ جان ِ خویش حتا. اما او هم به تازگی واقف گشته که چقدر سیگار را دوست می دارد! چه خوب نشسته بود در نقش ِ خود، سینا رازانی.
ژان (آرش رضایی) چقدر تقلا زد برای ِ عشق، غافل از اینکه زندگی پر زورتر است از او!
سوربیه (سیروس همتی) ترجیح می دهد نباشد، اگرچه دلتنگی برای ِ پدر، که همان لحظه دارد کلم ها را آب می دهد، او را متأثر کرده!
و البته از بازی ِ (کاظم بلوچی) هم نمی شود غافل شد.
به گمانم، بخشی از مقصود ِ نمایش وفاداری به آرمان های انسانی (هدف) است اما بخش ِ اعظم ِ آن به زعم ِ من، انتخاب است. و اینکه ما انتخاب می کنیم چگونه به استقبال مرگ برویم. همه چیز پیرامون ِ تصمیم گیری های ِ انسانی ِ ما، اتفاق خواهد افتاد.
طراحی صحنه، طراحی لباس، طراحی و ترکیب صدا بسیار خوب بود.
لازم می دانم به جناب منوچهر هادی، کارگردان ِ گرامی این اثر تبریک گفته. باتوجه به اولین کار ِ کارگردانی ِ تئاتر، خوش درخشیدند.
چقدر خوب است که ما علی شادمان، یکتا ناصر و سینا رازانی را داریم هنوز. (عجیب این سه نشستند در دلم)
متن ِ نمایش از سارتر عزیز که اصلن جای ِ حرف ندارد.
همه چیز زهر آلود بود و سیاه! با این حال از تماشا کردن این نمایش، بسی کیفور شدم.

خدا قوت تمامی ِ عوامل نمایش "مردگان بی کفن و دفن"، گروه همیاری گرامی و همچنین تیوال.
مجتبی مهدی زاده، rokan10، سپیده seyedan و حسن نوران این را خواندند
علی سخنگو، مینا و پرند محمدی این را دوست دارند
چه نگاشته خوبی.... ممنون از شما
۱۳ مهر ۱۳۹۴
نگاهتان خوب است.

مانا باشید
۱۳ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی بازی ها از نظر من ضعیف بود و بعضی از بازیگران به خوبی اتنخاب نشده بودند ولی درکل خوب بود.
نیلی و علی سخنگو این را خواندند
حُدیثه حیدری و سارا_ز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
***توجه توجه ! ممکن است بخشی از نمایش لو برود!***
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
لوسی: طفلک معصوم !دلبند من، یگانه عشق من! مارا ببخش !( به هانری) زود باش !
هانری: نمی توانم...مچ های مرا خرد کرده اند

......

هانری: ... وقتی که دستهایم را دور گردنش حلقه کرده بودم، مثل این بود که دست های همه ما، گلویش را چسبیده فشار می دهیم و گرنه که من،هیچوقت نمی توانستم خفه اش کنم...

......

سرباز ( فرانسوا را می بیند) - چه شده ؟!
لوسی: خوابیده

"پرده سوم"
مینا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود. چسبید.
کسایی که روحیه ظلم ستیزی و احساس مسولیت نسبت به جامعه دارن، این نمایش رو از دست ندن. چون با دیدنش از درون به چالش کشیده میشید و به فکر فرو میرین.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش ، زیبا و دلنشین بود.
بازی اعدامیان آنقدر تاثیر گذار ، که گاهی اضطراب و ترس از سرنوشت آنها ، سراسر وجودم را در بر می گرفت.
حس می کردم که بازیگران کاملا با نقشهایشان عجین شده بودند....
و اما
مساله ای که از روز چهارشنبه پس از پایان نمایش ، ذهنم را به خود مشغول نموده است اتفاقی بود که منحر به تذکر توام با اعتراض و ناراحتی یکی از بازیگران در حین اجرای نمایش بود. اعتراض به صدای زنگ موبایل ها در طول نمایش ...
خاموش بودن موبایل و تبلت و سکوت اختیار کردن در زمان اجرای تاتر ، حقیقتی است که حتی نیاز به تذکر هم ندارد و هر انسان فرهیخته و با شعوری این نکات را در هر حای دنیا رعایت می کند ولی متاسفانه در ایران ، تاتر در حال تبدیل شدن به محلی برای حضور برخی افراد نادان و روشنفکر نما است . افراد بی فرهنگی که حتی درک و فهم احترام گذاشتن در چنین محیط هایی را نداشته ... دیدن ادامه » و نخواهند داشت.

این چند خط را نه برای اصلاح اینچنین افراد بی ارزش نوشتم ، بلکه تنها برای فروکش بخشی از ناراحتی و نفرتم از چنین افرادی نقل کردم...
شهاب
دقیقا همین مساله تو نمایشی که آقای رضا بهبودی تو سالن موج نو در تئاتر "همه چیز میگذرد تو نمی گذری" و به صورت مونولوگ جرا می کردن همون ابتدای نمایش پیش اومد و کاملا تمرکزشون رو به هم ریخت. بعد اجرای نمایش ایشون اعتراض و عصبانیتشون رو از این که اونطور ... دیدن ادامه » که خودشون دلشون می خواست نتونستن کار روادامه بدن عنوان کردن. اونشب علیرغم کار واجرای خوب، ناراحتی قابل درکشون بقیه رو هم ناراحت کرد:((((
۱۳ شهریور ۱۳۹۴
اگر تعداد افراد مناسب باشه در شروع می تونیم یک گروه در تلگرام درست کنیم و تعداد اعضا رو برای حمایت در این حرکت فرهنگی و اعتراضی بالا برد... بنظرم مفید خواهد بود...
۰۳ مهر ۱۳۹۴
موافقم شهاب عزیز
۰۴ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسانیم تخفیف وفاداری و تخفیف خرید گروهی تیوال برای این برنامه فعال شد.
هاله گل نبی و شیوا این را خواندند
عقیل بهرامی این را دوست دارد
با سلام
چرا تخفیف وفاداری برای من فعال نیست. (برای خرید بلیط نمایش تارتوف)

مرسی
۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دوستان عزیز تخفیف بطور خودکار براتون اعمال میشه... فقط کافیه بلیت نمایشهای قبلی رو با همین اکانت خریده باشید... :))
۱۰ شهریور ۱۳۹۴
درود بر شما
ضمن تایید توضیح جناب ظلی، لطفا همینک بررسی نمایید.
۱۰ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین جمله نمایش پس از کشدن هر سه مبارز توسط یکی از شکنجه گرها، با وجود قول آزادی پس از اعتراف که بازپرس ارشد به زندانیها داده بود:

بازپرس ارشد: چرا کشدیشون... من بهشون قول داده بودم.
شکنجه گر: اینجوری انسانی تره...
البته کشتن صحیح هستش جسارتا.
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم که علی شادمان هنوز هست در سینما و تئاتر ما. از "سعید" میم مثل مادر درخشان بوده تا الان.

کل گروه خسته نباشن. درکل راضی کننده بود.
من اجرای پنجشنبه رو دیدم . از بازی بازیگران (بخصوص آقایان همتی و رازانی ) لذت بردم. کار نه خیلی عالی بود و نه ضعیف . نظرات دوستان رو خوندم و خیلی بیشتر به من در یادآوری برخی جملات این نمایش کمک کرد . از اینکه گروه ساعت مناسبی رو در نظر گرفته بود برای افرادی که نمی تونن دیر وقت بیان و این جور کارها رو ببینن خیلی متشکرم.
msm
امید نداشته باش! امید رنج می‌آره....
بسیار زیبا و قشنگ بود و لذت بردم. فقط مدت اجرا مقداری طولانی بود و باتوجه به اجرا در ساعت 3 بعداز ظهر در انتهای آن خسته کننده شده بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدا حوصله ات از فضای سرد و خاکستری زندان سر می رود،
اما درادامه با غلطت بالای متن ژان پل ساتر، نفست حبس می شود و زمان را فراموش می کنی.
مرز بین زندگی و ازجان گذشتگی ذهن را به شدت درگیر میکند.

یکتا ناصر آنچنان شما را محو بازی و گفتار قوی اش می کند که از پلک زدن خود شرمنده می شوید. مخصوصاً بعد از تجاوز بازجویان آشنای نمایش.

بقیه یازیگران عزیز بخصوص سینا رازانی هم در داشتن حس برتری شما نسبت به دیگرانی که این نمایش را ندیده اند، کمکتان می کنند.

رنگ باران همه چیز را معنوی می کند و لذت می آفریند حتی در سیاهچاله ها.

با سپاس فراوان
نمایش مردگان بی کفن و دفن سارتر به نوعی انعکاس دهنده نظام فکری و فلسفی وی است، نظامی که در آن مفاهیمی مانند دلهره، مسولیت، تعهد، آزادی و جبر بصورت گسترده ای مطرح می شوند.
سارتر در این نمایشنامه خشونت را به دو صورت خشونت سفید و لازم و خشونت سیاه و ظالمانه نمایش می دهد بطوری که بیننده این دو را در مقابل هم می بیند و این حقیقت را که برای مقابله با خشونت سیاه لاجرم خشونتی سفید لازم است، می پذیرد.و از همین رو خواهری را که راضی به قتل برادر می شود و یا همسنگری که همسنگرش را خفه می کند را می پذیرد. بطور کلی صلح و خشونت تعاریف خود را از دست می دهند و این شرایط و محیط است که آنها را تعریف می کند.سارتر در این باره می گوید:"بشر اخلاق خود را می سازد".
منوچهر هادی بعنوان یک تئاتر اولی مردگان بی کفن و دفن سارتر را بعنوان اولین تجربه خود انتخاب کرده است.در نگاه ... دیدن ادامه » اول طراحی صحنه و میزانسن با فضای توصیفی سارتر متفاوت است.پنج نردبان برای پنج زندانی که شاید نماد امیدی برای رهایی است اما رنگ سیاه آنها و نردبانی که فقط یک پله دارد نشان واهی بودن و درو از دسترس بودن این امید است.برخلاف تصور قبلی، منوچهر هادی در طراحی صحنه این نمایش از هیچ رنگ اعتراضی استفاده نکرده است و در عوض با رنگ سیاه، فضایی یاس آلود را به امید آنکه بتواند بستر خوبی برای انتقال افکار اگزیستانسیالیستی سارتر به بیننده بسازد، ارائه کرده است.
به روشنی می توان دریافت که در سایه این فضای یاس آلود صحنه های مانند پخش موزیک جاوه ای و رقص هانری و یا صدای بلند موزیک سربازان در پرده اول که موجب بیدار شدن هانری از خواب می شود ، حذف می شوند.در صحنه ای که موزیک جاوه ای در حال پخش است مفاهیم به حدی رنگ باخته اند که هانری در اوج اضطراب و دلهره از لوسی درخواست رقص می کند.این مبنایی است که سارتر بر پایه آن جبر گرایی را به چالش می کشد تا انسان را،وجودی تعریف کند که همواره با عملش دست به انتخاب می زند ، انتخابی همواره با دلهره و اضطراب دائم که انسان در آن مخیر و آزاد است.
کمبود دیگری که در این نمایش به چشم می خورد کم رنگ بودن و یا به تعبیری بی رنگ بودن واژه جنگ است.حال آنکه داستان نمایش در بستر جنگ اتفاق می افتد و بدون لمس آن در نمایش پیام سارتر در تقبیح جنگ ناتمام می ماند.به غیر از پخش صدای سخنرانی هیتلر در ابتدای پرده اول و همچنین حضور تابلوی عکس مارشال پتن دیگر اثری از ردپای جنگ نیست.
این نقیصه زمانی خود را نشان می دهد که با حذف صحنه های حضور لاندریو و پلرن و مکالمات آنان در خصوص جنگ و همچنین صدای رادیوی آنان که اخبار جنگ را پخش می کرد، ارتباط تماشاگر با فضای جنگ قطع می شود.هنگامی که لاندریو خبر پیاده شدن نیروهای انگلیسی را در نیس فرانسه به پلرن می دهد به نوعی ترس و انحطاط روحی این دو برای تماشاگر روشن می شود.حال اینکه با حذف این بخش ها از نمایش، رفتارهای آنان عاری از پشتوانه عقلی می شود.
نارسایهای نیز در متن دیده می شود که به نوعی آزار دهنده هستند مانند تغییر جمله "می خواهم سر به تن رفقا نباشد...من الان باید روی خودم حساب کنم" از طرف هانری خظاب به کانوریس که تبدیل به (با عرض پوزش از خواننده) "رفقا برن درشونو بزارن...ما ریدیم!!!" که به هیچ عنوان باعث ایجاد موقعیت طنز نمی شود.
در پایان باید گفت در کنار نقایص و کمبود های ذکر شده نمایش نقاط قوتی نیز دارد که از جمله آنها می توان به بازی درخشان یکتا ناصر در نقش لوسی و آرش مجیدی در نقش ژان اشاره کرد.

جناب قادری سپاس از نگاشته ریزبینانه و دقیقتون .
در خصوص تعبیری که از نردبان داشتید با شما موافقم .
۰۲ دی ۱۳۹۴
سلامت و پاینده باشید و باز هم ما رو با قلم شیوا و زیبای خودتون مستفیض کنید :)
۰۲ دی ۱۳۹۴
شیوایی و زیبایی در نگاه پر مهر شماست بانوی بزرگوار...به روی چشم
۰۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کانوریس :'' نباید به خاطر هیچ و پوچ بمیریم ...هستند کسانی که به کمک ما نیاز دارند... دنیا و کاری که برای دنیا انجام میدی مهمه...!.'''

همزمان با ورود تماشاچیان به سالن ، آهنگی بسیار زیبا(قطعه ای ملایم غمناک و،دلنشین و بسیار تاثیر گذار که با هنرمندی آقای معتمدی نواخته شد ، ناخوداگاه حس آماده شدن برای رویدادی نسبتا غم انگیز رو به همراه داشت برای من و از همون ابتدا به نظرم تماشاچیُ جذب می کرد....و بلافاصله صدای همهمه و آغاز رویداد و اغتشاش در نمایش.... ،من دوست داشتم.

نکات بسیاااار خوب و دقیق سارتر ،با هنر خوب این گروه نمایشی نشان داده شد.. خیلی تامل برانگیز بود

در این نمایش به خوبی مسئله شکنجه و آزار و دل نگرانی که برای گروه مقاومت(یا همان قربانیان ) رخ داد تا حد زیادی نشان داده شد و از دید من و برداشت آزادی که داشتم ، سعی شده بود، به جای اینکه صرفا و به طور مطلق ، به مبارزه ی بین دو گروه (نهضت) و یا جنگ ، پرداخته شود ....توجه به بُعدِ دیگرِ مسائل پیرامونی جنگِ این دو گروه، به خوبی نشان داده شود که خیلی مهم و خوب بود از دید من و آن هم :کشمکش و جدالِ بین وجدانِ انسانها و ثابت قدمی ِ آنها بر سر هدف آزادی و پیروزی، حتّی به قیمتِ از دست دادن جانشان،(به دلیل سکوتشان و لو ندادن رهبرشان ) بود، که به خوبی نشان داده شد :)
در واقع با ثبات و اراده ی نسبتا قوی - و '' سکوتی '' که آنرا رمزِ موفقیت و پیروزی خود میدانستند، نیّتِ شکنجه گران (نهضت مخالفشان ) را که صرفا نابووودی روح و روان و قدرتِ اراده ی مبارزین بود را،، نقشِ بر آب کردند.
موضوع دیگری که امشب نظرمو جلب کرد این بود که با وجود جدالهای بسیاری که در این نمایش دیده میشد ،به مسئله قرارگیری ِانسان در موقعیتهای خاص و اختیار و عملی که انسان تحت آن شرایط ِ بخصوص بروز میدهد و اضطراب و گاهی به اصطلاح کم آوردن و شک داشتن سر هر رخدادی حتی شک کردن فرد به رفتار ِ خودش تحت شرایط طاقت فرسا به خوبی پرداخته شد.

تغییرات سریع ،خوب و بجایِ صحنه ها و رو به روی هم قرار گرفتن 2 نهضت مختلف، لااقل به شخصه به منِ کمک می کرد که تا حدی حدس بزنم و در نهایت متوجه بشم که هرکدام از مبارزینِ نیروی مقاومت که اسیرند ،در یکسری موقعیتهای خاصی که برایشان رقم میخورد مججججبور به انجام چه کاری خواهند شد(قرارگیری در موقعیتهای خاص باعث اختیار یا سلب اختیار.. انجام عملی خاص یا واکنش میشود) و بهتر به شخصیت هریک از لحاظ روانشناختی پی می بردم (همانطور که با اختیار و اراده ی لوسی و هانری و... دست به عملی با ترس و دلهره زدند البته: کشتن فرانسوا.

در واقع موقعیتی که لوسی در آن قرار گرفته بود و روح زندگی برایش باقی نمانده بود و مثل سنگ سرد شده بود سرنوشت برادرش را رقم زد و ترجیح داد با عقل خود، ماندن در کنار دوستان مبارزش را انتخاب کند! حتی به قیمت قربانی کردن برادرش.

به خوبی از همان ابتدای نمایش وفاداری 5 نفر مبارزِ گروه مقاومت نسبت به رهبر نهضتشان:ژان- که خودش از دست نیروهای مخالف فرار کرده بود نشان داده شد.
... دیدن ادامه » "" مطرح کردن مسئله ی انتظااار """! انتظار برایشان امری عادی شده بود حتی با تمام رنجهایشان ، گوئی به آن اُنس گرفته بودند و البته '' حالت سردرگمی ِ""" بازیگران بخصوص هنرمندیِ آقای علی شادمان که خوووب به جای فرانسوا ایفای نقش می کردند- نشان داده شد.
سردرگم بودند !چون با انتظاری که دغدغه، تشویش ذهنی و ناراحتی درونی شان را بیشتر می کرد روبرو بودند( اشاره کردند که باعث شدند عده ای مردم بی گناه کشته شوند ) و هنوز نمیدانستند عاقبتشان چه میشود؟ چه سرنوشتی برایشان رقم خورده؟ و با این حال در وضعیتی بین دلهره و ثبات بودند و این سوال طبیعتا برایشان پیش می آمد که زیر شکنجه رهبر نهضتشان را لو میدهند یا نه !
از طرفی مصمم بودند که به اصطلاح راز خود را در مورد هویت رهبرشان و سایر رفقا فاش نکنند از طرفی فکر کردن به اینکه بخواهند سر هیچ و پوچ از بین بروند متزلزلشان میکرد.

سکوت و ثبات/ ترس و شک/ در هریک از کاراکترها متفاوت وجالب نمایش داده شد. سوربیه به قولش وفا کرد و شخص مورد نظر را لو نداد اما دلهره و تررررسی داشت که هر لحظه به خاطر موقعیتی که در شکنجه ،تحت فشار بود ممکن بود فاش کند...فریاد میزد و سکوت!اما ترسش را نادیده نگرفت و در نهایت حاضر شد از جانش بگذرد مبادا که رازی فاش شود...هانری نیز فریاد میززززد و تحمل میکرد اما لو نمی داد...

به خوبی پختگیِ کانوریس در این نمایش نشان داده شد و قطعا تجربه شکنجه شدن را داشته گوئی عادت داشت به این برخورد وحشیانه تا جائی که طوری مطرح کرد که :گرچه به اندازه رنج دوستانم فریاد سرندادم اما شرمسارهم بود و اینکه اعتقاد محکمی داشت که کاری که برای افراد باقیمانده ی دنیا می کنید مهم هست و افرادی خارج از این شکنجه گاه هستند که به کمک آنها نیاز دارند پس صرفا سکوت مطلق و جان فدائی ،بدون کمک به دیگران را مرگی بی معنی میدیدو پوچ .

دستان بسته ی مبارزین ،ایده ی خوبی بود گرچه دستشان بسته بود یا به اصطلاح دستشان از همه جا کوتاه اما قوه ابتکار داشتند چیزی که در مورد نیروی مخالف نمیدیدند :)
چگونه مُردن و دلیل مُردن برای هانری مهم بود...حتی به خاطر کشته شدن مردم بیگناه خود را سرزنش میکرد.
با خفّت مُردن را قبول نداشتند و برای لوسی عمل کردن مهم بود نه تصور و شعار دادن رهبرش ژان !اینکه همگی با درد و رنج مشترک و همدردی تبدیل به ''ما '' شده بودند . در صورتی که رهبر نهضتها معمولا همپای خود مبارزین رنج نمیکشند و شکنجه نمیشوند. :/
رنج ِمشترک آنها را به هم نزدیک میکرد . نه عشقی گذرا ... :)

طراحی صحنه و فضا سازی واقعا حالت خفقان و فضای حاکم را به خوبی نشان داد. همه ی هنرمندان عزیز مسلط و بسیار خوب ایفای نقش کردند.
هنرمندان عزیز خسته نباشید :) با آرزوی موفقیتهای بیشتر در روزهای آتی :)

خیلی خوب وعالی کار شده بود،واقعا لذت بردم.همه بازیگرا فوق العاده بودن و انرژی زیادی گذاشته بودن.فقط کاریکه آقای آرش مجیدی انجام دادن جالب نبود و از ایشون بعید بود.من واقعا براشون احترام خاصی قائلم و انتظار چنین حرکتی رو نداشتم.به دوستان عزیز پیشنهاد ... دیدن ادامه » میکنم حتما برای تماشای این نمایش زیبا وقت بگذارند.
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
خانم ترابی من مجدد برای دومین بار به اجرای این نمایش امشب رفتم :)
نمی دونم منظورتون کدوم کار ایشون هست؟؟!! در نقشِ ژان(رهبر نهضتشون) منظورتونه ؟!
در کل من که از بازیها لذت بردم و واقعا نمایشنامه ی خوبی رو انتخاب کردند
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایشنامه برای اولین بار در تئاتر آنتوان پاریس به‏ سرپرستی: خانم سیمون بریو (Simone Berriou) در 8 نوامبر 1946 نمایش داده شده است.اساس نگاه فلسفی سارتر به انسان این است که انسان را مختار می‌داند و بر این اساس به انکار هرگونه نیروی خداگونه که قدرت اختیار انسان را سلب کند می‌رسد(البته خود سارتر بر این اعتقاد دارد که وجود یا عدم وجود خدا تاثیری بر اصالت بشر ندارد)؛ زیرا که او معتقد است انسان نمی‌تواند مختار باشد و محکوم به آزادی است، که این آزادی برای او مسئولیت انتخاب می آورد.
تهوع ۱۹۳۸
دیوار ۱۹۳۹
مگس‌ها ۱۹۴۳
خروج ممنوع ۱۹۴۴
سن عقل ۱۹۴۵
روسپی بزرگوار ۱۹۴۶
راه‌های آزادی ۱۹۴۶
بودلر ۱۹۴۶
دست‌های آلوده ۱۹۴۸
شیطان و خدا ۱۹۵۱
گوشه‌گیران آلتونا ۱۹۵۹
جنگ شکر در کوبا ۱۹۶۰
چرخ‌دنده ۱۹۶۲
زنان تروا ۱۹۶۵
کلمات ... دیدن ادامه » ۱۹۶۴
هستی و نیستی
کار از کار گذشت
مرگ در جان
مرده‌های بی کفن و دفن
بازیگر و قربانی
خانواده خوشبخت
در دفاع از روشنفکران
مهمترین اثر فلسفی سارتر به نام "نقد خرد دیالکتیک" هنوز به فارسی ترجمه نشده‌است.«گوشه نشینان آلتونا»، «نکراسف»، «دست‌های آلوده»، «شیطان و خدا»، «زنان تروا»، «مگس‌ها»، «خلوتگاه»، «چرخدنده»، «کین» و «دوزخ» نام نمایشنامه‌های ترجمه شده سارتر به زبان فارسی است.
«من وجود دارم برای اینکه حق موجودیت دارم»
کودکیِ یک رئیس حیف است از قلم بیافتد.
۲۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد خرید اینترنتی بلیت این نمایش از ساعت ۱۲ ظهر دوشنبه ۲۶ مردادماه آغاز می شود.
درود... ساعت اجرا هنوز مشخص نیست؟
۲۵ مرداد ۱۳۹۴
با اطلاعات کنونی ما اجرا ساعت ۱۸ و مدت آن ۹۰ دقیقه خواهد بود.
۲۵ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید