تیوال نمایش مصاحبه
S3 : 19:26:15
  ۰۷ تیر تا ۰۳ مرداد ۱۳۹۳
  ۲۱:۰۰
 بها: ۱۸,۰۰۰ تومان

: محمد رحمانیان
: افشین هاشمی
: افشین هاشمی، عاطفه نوری

: ماهان خورشیدی، احسان بیات فر
: سامان خادم(با سپاس از برنا جعفری)

گزارش تصویری تیوال از نمایش مصاحبه / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مصاحبه / عکاس: مهدی اسماعیلیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن:  ۶۶۹۷۹۴۶۸، ۶۶۹۷۹۴۷۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش علیرغم برخی کاستی ها بسیار خوب بود بویژه بازی خانم عاطفه نوری. اما وضع سالن خیلی بد بود و حتا چند نفر که بلیط تیوال رو داشتند به راهنمایی دستیار کارگردان اقای ماهان...که نقش کنترلچی رو بخوبی ایفا میکردند به سالن نمایش راه ندادند چون جایی برای نشستنشون نبود. بلیط من (ردیف 1 صندلی 4) هم به مهمانان ویژه ایشان(حدود 10 نفر) داده شد. افسوس که هدف اقای هاشمی که جذب مخاطب بود با این کارها در بلند مدت زیر سوال میره
شما هم قبول کردین جاتون عوض بشه؟ فقط میشه بگید سالن گرم بود یا نه؟
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
من بالاجبار قبول کردم جام عوض شه. سالن خیلی کوچک بود. در حد 30 نفر و همین تعداد هم رو زمین نشسته بودند. کمی هم گرم بود.
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
در ضمن انتخاب موسیقی پایانی از ادیت پیاف بسیار بجا بود
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلیلش بالارفتن سطح توقع باشد یا تحلیل ژرف اثر یا هر چیز دیگر ، نمی دانم چرا طراحی صحنه و نور ، بازی ها ، متن و کارگردانی ، آن چنان که باید به دلم ننشست .
صحنه القا کنندۀ موقعیت مکانیِ فرد مصاحبه شونده ( آن طور که از دیالوگ ها استنباط می شد ) نبود .
بازی ها ( در عین قدرت بیان ) از سطح خوب فراتر نمی رفت و در مقایسه با کارهای پیشین خود دو عزیز صفت عالی نمی گرفت .
متن ( شاید به دلیل تجربۀ شخصی من در ارتباط با افرادی که به علت ابتلا به ناراحتی های مختلف روانی انتظام فکری معمول ندارند) بیشتر به تلاشی برای خلاقیت در نگارش می مانست تا کوششی در نمایش شرایط روانی مصاحبه شوندگان!
و کارگردانی ... جدا از اینکه همیشه افشین هاشمی بازیگر را بیشتر از افشین هاشمی کارگردان دوست داشته ام ، در این اثر هم چیزی که از عهدۀ یک تازه کار در عرصۀ کارگردانی تئاتر بر نیاید به چشمم نیامد ... دیدن ادامه » .
ولی هیچ کدام از این موارد در زمرۀ نقد منفی کار قرار نمی گیرند و در نظر من اثر همچنان قابل احترام و شایستۀ دیدن است .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند نظر شخصی:
1- بازی روان تر و دوست داشتنی تر عاطفه نوری
2- طراحی دکور کمی سرسری( مثلا اون پرده انتهای سالن می توانست کمی بسته شود تا در تمام طول اجرا با باد کولر تکان نخورد و شلختگی ایجاد کند )
3- طراحی نور هم که تقریبا وجود نداشت (البته امکانات این سالن را نمیدانم شاید اصلا امکانات ندارد که طراحی بشود کرد)
4- ایرادات سالن هم که خب ... صندلی های نامناسب- و سیستم صوتی تقریبا نامناسب
در کل قسمت دوم را بیشتر از قسمت اول دوست داشتم.
علی عبدالرحیم این را خواند
farivar farzam این را دوست دارد
کنار هم قرار گرفتن همه این عناصر یک نمایش را شکل میدهد...
گاه نبود هر کدام از این عناصر به عمد می باشد اما در این نمایش اینطور به نظر نمی رسد... و عدم توجه به این عناصر با توجه به هزینه ای که دریافت می شود در بسیاری نمایش ها .... بی خیال :D
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالن گرم بود !
عالی بود! :)))
۳۰ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش با 40% تخفیف تو سایت ... داره فروش میره..!!!!!
manimoon این را خواند
زهرا غیاثیان و محسن قربانی این را دوست دارند
دوست عزیز نمایش ها راس ساعت 19:15 و 21:00 شروع میشه، بدیهیه اگر تا ساعت21 صندلی به هر دلیل خالی بمونه خود شما هم حاضر نخواهید شد در صورت وجود صندلی خالی روی زمین نمایش رو ببینید، پس با به موقع رسیدن هم نظم سالن حفظ میشه و هم وعده تشکچه و صندلی به خوبی عملی میشه
۰۱ مرداد ۱۳۹۳
ا درود
اگر منظور جناب بیات فر بنده هستم که باید عرض کنم تنها جایی که بدون اغراق همیشه و همیشه سر موقع درش حاضر بودم سالن تئاتر بوده ، اون شب هم به همراه دوستم ساعت بیست و چهل و پنج دقیقه در محل حضور داشتمو بلیتم رو اوکی کردم، ولی به رسم ادب و برای گریز از ... دیدن ادامه » همهمه به عنوان نفر آخر وارد سالن شدیم و...
بهرحال مهم نیست و رفتار محترمانه مسوولین سالن در محل و در فضای مجازی این مسایل کوچیک رو کم اهمیت تر میکنه :-)
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش را دیدم بازی درخشان عاطفه نوری ، متن فوق العاده و در کنار همه اینها حضور محمد رحمانیان عزیز دیدن این نمایش رو لذت بخش میکرد. ولی چیزی که توجه من را بیش از هر چیزی جلب کرد خود سالن بود سالن استاد مشایخی که علاوه بر هوای گرم و صندلی های نامناسب حتی تلاش کوچکی برای نظافت سالن انجام نشده بود که این مسئله واقعا ناراحت کننده بود و به این فکر کردم کاش سالن ها در شان نامی که روی آنها گذاشته می شه با شند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش با پخش مستند گونه ای درباره انقلاب الجزایر شروع میشه و چقدر خوب تماشاگر رو برای دیدن اون آماده میکنه . بازی افشین هاشمی مثل همیشه عالی بود ولی بازی خانوم نوری در یک کلام دخشان بود ؛ چه در مقام رونکاو یا مصاحبه کننده ای با صدایی جذاب و گیرا که سعی میکنه به لایه های درونی شخصیت نوجوانی جوزده که در یک حالت ناخوداگاه مرتکب قتل میشه نفوذ کنه چه در مقام یک آناریشست انقلابی که خشونتش دامن خودش رو گرفته . نمایشنامه محکم و قوی استاد رحمانیان هم کلمه به کلمه و سطر به سطر ادم رو به فکر فرو میبرد ... طراحی صحنه و نوع اجرا هم کاملا ساده و در خدمت اثر بود و استعارات و معانی مورد نظر نویسنده رو منتقل میکرد.
کارگردانی افشین هاشمی هم کاملا حساب شده بود و نشون میداد چقدر خوب متن رو درک کرده و حس استیصال و مسؤولیت نسبت گناهی که شخصیتها مرتکب شده بودن رو به بیننده ... دیدن ادامه » القا میکرد و اونها رو به همراهی و همذات پنداری وا میداشت.

از تمامی عوامل این نمایش ساده و در عین حال هنرمندانه ممنونم.

پ.ن : دیدن استاد رحمانیان و اشکان خطیبی عزیز و گپی کوتاه با اونها قبل از اجرای نمایش لذت تماشای "مصاحبه " روچندین برابر کرد...
من هم امشب اجرا را دیدم و موسیقی الجزایری درست قبل از ورود آقای هاشمی خیلی جالب بود :)
۲۶ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و این جمله: «اینقدر من رو صدا نزن مادر...»
راهى براى رهایى نفس نبود..

راستى کسى مى دونه اسم ترانه ى ادیت پیاف (ادیت پیاف بود، نه؟) رو که انتهاى نمایش پخش مى شه؟
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
بله، ادیت پیافه
۲۴ تیر ۱۳۹۳
سلام خانم فرناز نام ترانه padam....padam بود.
۲۵ تیر ۱۳۹۳
خیلى خیلى ممنونم
۲۶ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلاه‌م را به نشانه‌ی احترام برمی‌دارم برای عاطفه نوری به خاطر بازی درخشان و بی‌نظیرش در نمایش مصاحبه. چه کرده بود این دختر با نقش‌ش، عالی و بدون‌ نقص. سال‌ها پیش بازی بسیار خوب مه‌تاب نصیرپور را در اجرای همین نقش به کارگردانی رحمانیان را دیده بودم و باورم نمی‌شد که کسی بتواند اجرایی به‌تر از او داشته باشد. دیشب عاطفه نوری سلطان یک‌تای صحنه بود. فقط به خاطر دیدن بازی فوق‌العاده‌اش، یک بار دیگر به تماشای این نمایش خواهم رفت.

تکه‌ی اول کار با بازی خود افشین هاشمی را ولی اصلن دوست نداشتم.
درود بر افشین هاشمی گرامی که علی رغم جمله ی اخیر ِ مندرج در نوشتۀ جناب صادقی، گزینه ی «دوست دارم» را انتخاب کرده اند. من هم به پاس ِ بزرگواری ِ این هنرمند ِ توانا، کلاهم را به نشانه ی احترام برمی دارم.
۲۵ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو داروهاتون قرصی ندارین که آدم خواب نبینه ؟
نه بابا همه خواب آورند!!!
۲۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسانیم اجرای روز چهارشنبه ۱۸ تیرماه این نمایش لغو می باشد
چه اتفاقی افتاده، مشکلی پیش اومده؟ وضعیت روزهای آینده چطور خواهد بود ؟
۱۸ تیر ۱۳۹۳
تنها روز ۱۸ تیرماه لغو شده است، باقی روزهای اجرا وجود خواهد داشت.
۱۸ تیر ۱۳۹۳
سلام همیاری عزیز ایا این نمایش تمدید میشه
۱۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*انقلاب زیبا*

1)الجزایز
شاید شبیه ترین کشور به ایران از نظر فرهنگ قوم مداری الجزار باشد.کشوری با قومیت و فرهنگهای مختلف و بسیار متعصب ، ملتی که به جای عقل با دلشان تصمیم می گیرند و با دلشان فکر می کنند(جدیدترین نمونه آنرا در مسابقات جام جهانی امسال به نظاره نشستیم)
انقلاب الجزایر در سوم جولای 1962 بعد از 132 سال ،به سلطه فرانسه در این کشور خاتمه داد ،این انقلاب تلاش مردمی بود برای آزادی و رهایی. انقلابی که بیش از یک میلیون قریانی گرفت تا به اهداف اعلام شده خود برسد اما پس از رهایی از چنگ استعمار، تجربه تلخ کشمکش‌های درونی و تسویه حسابهای سیاسی را از سر گذراند.

2)مصاحبه
متنی که 17 سال پیش نوشته شده که به نظر من ای کاش سالها قبل تر نوشته می شد.نکته کلیدی متن از نظر من، شکست آدمهایی است که برای آرمانها و آرزوهای خود تلاش میکنند، سختی می کشند، اما در نهایت به جرم "ضعیف بودن" مورد شدیدترین آزار و اذیتهای ممکنه قرار میگیرندو در نهایت اگر به جامعه خود برگردند دیگه به وجه آدمهای سابق نیستنددیگه هیچ آمال و آرزویی ندارتدو غرق در روز مرگی می شوند

صفیه: کاش سی سالم بود،چهل ،پنجاه،
صدا:چرا؟؟؟!!!
صفیه:"تا دیگه هیچ مادری از بچه اش نوه نخواد"

برای من، عاطفه نوری نقشش به شدت باور پذیر بود،چه به عنوان پرسشگر و چه هنگامی که بر روی صحنه ظاهر شد؛که ای کاش افشین هاشمی هم اینگونه می بود.
.
.
به ... دیدن ادامه » عنوان یک انسان، غم انگیز است که دوستی نداشته باشی؛ ... اما به عنوان یک انقلابی غم انگیزتر است که دشمنی نداشته باشی ، چون برای یک انقلابی نداشتن دشمن به معنی محافظه کار شدن و سازش است!

ارنستو چگوارا
حسام جان
سپاس از متن زیبایی که نوشتی
خصوصا بند اول را بسیار دوست داشتم و با آن موافقم
من البته بازی افشین هاشمی را بیشتر دوست داشتم
ای کاش مردم هنردوست ما قدر بعضی هنرمندان را چون افشین هاشمی، محمد یعقوبی و بسیاری دیگر که در عرصه تئاتر فعالیت می کنند ... دیدن ادامه » بیشتر بدانند.
۱۷ تیر ۱۳۹۳
بانو حدادی نازنین،واقعا ممنون که نوشته منو می خوانید و بینهایت باعث افتخار من است که بر روی اون نظر دارید
۲۱ تیر ۱۳۹۳
حسام الدین جان حیدری عزیزم باعث افتخار من است که چنین فرزندان اهل معنایی دارم . دوستتان دارم و بسیار لذت می برم از خوانش دیدگاه ها و نقد هایتان . ممنونم که بی شمار خوبید .
۲۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت زمان اجرا مشخصه آیا؟
سلام. یک ساعت.
۱۷ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ضمن پوزش از تماشاگران عزیزی که در هفته گذشته با تحمل گرما نمایش های تماشاخانه استاد مشایخی را تماشا کردند به اطلاع مخاطبین گرامی میرساند که با تهیه دستگاه های تهویه جدید و تعویض کولر های قدیمی ، مشکل سرمایش و تهویه سالن بر طرف گردید.
بر خود واجب و لازم میدانم که از کلیه تماشاگران محترم و عزیزانی که در شرایط نه چندان مناسب هفته گذشته همراه این سالن بودند ، به عنوان میهمان ویژه جهت تماشا آثار آینده این تماشاخانه دعوت بعمل آورم لذا این عزیزان در هر زمان که مایل بودند میتوانند با روابط عمومی این تماشاخانه(66979468) تماس گرفته و بلیط نمایش دلخواه خود را رزرو نمایند.
سپاس از توجه و مسئولیت پذیری ارزشمند شما جناب چگینی. شک ندارم با نظم و جدیتی که در برگزاری دو نمایشی که در سالنتان تا الان دیدم(درستکارترین قتل و برای کلاه آهنی ها) و نیز نمایشهای با ارزشی که برای عرضه در مجموعه تان انتخاب می کنید، اگر همین روال رو ادامه ... دیدن ادامه » بدهید به زودی به یکی از سالنهای معتبر تئاتر پایتخت تبدیل می شوید. با سپاس و آرزوی موفقیت
۱۶ تیر ۱۳۹۳
بینهایت سپاس جناب چگینی عزیز وگرامی
و ممنون از بابت زحمت زیادی که برای بهبود وضعیت سالن می کشید . و احترام بی شائبه ای که برای هنرمندان و مخاطبینشان قائلید .
مانا باشید و پایدار .
۲۱ تیر ۱۳۹۳
آقای چگینی عزیز از لطف و زحمت شما سپاسگزاریم.....
امید که سالنی پر رونق تر و با نمایش های درخشان تر.....
امشب از ابتکار فروش نمایش نامه هم در این تماشاخانه خوشحال شدم فضا را دلنشین تر کرده ... ممنون
۲۵ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسامحه

عاطفه نوری چه در نقش صفیه ( بیمار روانی ) و چه در نقش صدا پرسشگر ( مامور بهزیستی )، در بیان احساسات موثر از افشین هاشمی ( بیمار روانی و مامور بهزیستی ) عمل میکند. به طوریکه این انتقال احساس در قسمت دوم مصاحبه ( دیگر مرا صدا نزن، مادر! ) مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهد. بیان عاطفه نوری از تمامی لرزش ها و وقفه های آشنا در صدا رها میباشد و در واقع فاقد رفتارهای اغراق شده است. پرسوناژ صفیه اگر چه در مقایسه با نعیم ( افشین هاشمی ) از تکان خوردن ها و ژست های ( حرکات پا و نقاشی بر دستمال کاغذی ) محدود تری برخودار است، عملا بیشتر توانسته است مخاطب را در نفوذ به داخل پرسش و پاسخ ها ترغیب کند. شناخت و انس با تیپ صفیه سریعتر و قوی تر انجام می پذیرد. او رنجور تر و درد کشیده تر به نظر می آید.
اما عمر نمایشنامه که مربوط به پس از انقلاب الجزایر در سال 1962و پیروزی الجزایز ... دیدن ادامه » در پیکار با فرانسه بر سر استقلال آن کشور است شاید به سر رسیده باشید. به همین دلیل است که موضوع نمایش فراگیر نیست. شیوه اجرا هم که غرق در تم نویسنده نمایشنامه است مربوط به رخوت زدائی از فضای تئاتری در سال 76 میباشد و دیگر نمیتواند همچنان جذاب باشد. مرور پدیده ها به همان شکل تا کجا میتواند شش دانگ مغز بیننده و یا عواطف حسی اش را تسخیر کند؟ با این تفاسیر آیا هر تماشاگر متناسب با ادراک خود صرفا شاهد یک روایتگری میباشد و یا میبایست در موقعیت همذات پندارانه قراربگیرد؟
شاید بد نیست هر از گاهی این جمله برشت را مرور کنیم: " من خواسته ام، این جمله را وارد تئاتر کنم: توضیح جهان مهم نیست! تغییر جهان مهم است!


صدا: تو میدونی تنهائی یعنی چی ؟
نعیم : پس چی که آره ! مث انگشت تو دهن، مث آسمون بالا سرم یا ... عین خدا.
----------------------
صفیه : آدما وقتی ساکتن، زیباترن.
آدما وقتی ساکتن زیباترن ،
مطمئنا عاطفه نوری اگه قدر خودش رو بدونه بی نهایت هنرپیشه قابلی هست
مرسی آریو مثل همیشه خوب می نویسی
۱۶ تیر ۱۳۹۳
آریو عزیر و گرامی؛ با سپاس از شما.
در هر حال «مقتضای ذات هنر»، برداشت های متفاوت و به تبع آن، نظرات متفاوت است.
با آرزوی بهترین ها
۱۹ تیر ۱۳۹۳
سپاس، شما هم موفق و موید باشید فرزانه جان
۲۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکنون که پنج روز از تماشای این نمایش می گذرد، احساس می کنم دلتنگش شده ام!...
بسیار مشتاقم که مجددا" به تماشای اجرای عالی این دو بازیگر توانا بنشینم...
این مملکت آدم اهل مطالعه و فرهیخته کم نداره، بسیارند افرادی که وقت گرانبهاشون روزها، ماهها و سالهای متمادی صرف مطالعه شده و هنوز هم دارد می شود.

اما چه تعداد از این افراد در گذشته و حال و حتی آینده حاضر شده اند و می شوند دانش و آگاهی کسب شده از لابلای اوراق کتابهای مطالعه کرده شان را - در سطح گسترده - با دیگران به اشتراک بگذارند؟

گروهی از این عزیزان از بد روزگار در گوشه عزلت زانوی غم در بغل دارند،
گروهی دیگر گرفتار دام چاله روشنفکری و روشنفکرنمایی شده اند و از بدنه جامعه دوری می کنند،
گروهی دیگر قفل زبان و بیانشان فقط در محافل خودمانی و میهمانی های دوستانه باز می شود،
گروهی دیگر ... و ...

هیچ قضاوتی راجع به این افراد وجود ندارد، قصد بد یا خوب کردن قضیه نیست، اقتضاعات زمانه و بضاعتشان ایجاب می کند اینگونه یا آنگونه باشند شاید.

اما در این میان یک نفر هست که می خواند، می داند، می فهمد، می نویسد، می گوید، می سازد، اجرا می کند و کار می کند و کار می کند و کار می کند و تلاش می کند تا خود را تکثیر کند!

به دیگران نیز کمک می کند تا آنها نیز کار کنند تا این چراغ هماره روشن بماند همانطور که پیشینیان چراغ و راه را برای او نمایاندند.

با ... دیدن ادامه » نیمکت و توی گوش سالمم زمزمه کن از دریچه تلویزیون با مخاطبانش حرف می زند، از مردم زمانه اش می گوید (با ترانه های قدیمی)،

آرش ساد بیضایی را در واکنش به اتقاقات روز جامعه ایران به روی صحنه می برد. (ماجرای آسایشگاه و ...)

به باورهای دینی هم می پردازد. پل، روز حسین و ...

مانیفست چو را اجرا می کند، فنز را از جامعه انگلیس استخراج می کند و همذات پنداری را با شخصیتهایش را برای مخاطب ایرانی فراهم می کند،

از مبارزات مردم آمریکای جنوبی برایمان روایت می کند (نمایشی برای تو) و باز همذات پنداری لعنتی!!!

و این آخری (که من دیدم) "مصاحبه" از مردم الجزایز و خشونت و تبعات انقلاب و ... باز هم همذات پنداری!

به گمان این قلم "هر جا نام محمد رحمانیان باشد باید رفت، باید رفت و دید و تجربه کرد و آموخت" که نوستالژی روزهای بعدمان خاطرات خوب هم عصری با اوست.

پ.ن 1:
در فرصت دیگری به افشین هاشمی عزیز نیز می پردازم که به گمانم بسیار خوب پا جای پای استاد خویش (محمد رحمانیان) نهاده.

پ.ن 2:
عاطفه نوری عالی بود، عالی!
اگر اشتباه نکنم حدود بیست و اندی دقیقه بازی نفسگیر.
واقعا خسته نباشید سرکار خانم نوری!
آقای زهره وند عزیز
من می خواهم در این فرصت و اینجا اندکی به افشین هاشمی بپردازم.
بشخصه همیشه بازی او را روی صحنه تحسین کردم و معتقدم هنرمند مستعدی است و باید بیش از این دیده شود.اما مطلبی که می خواهم در مورد او بگویم، وجه دیگری از شخصیت وی بعنوان هنرمند ... دیدن ادامه » است.
وقتی نظرات مخاطبین را در این برگه نمایش می خوانیم، بیشتر سخن از نابسامانی محل اجرا رفته تا اینکه به خود نمایش پرداخته شده باشد.خود ِ بنده هم البته در این خصوص استثنا نیستم و این موضوع را با شخص ایشان هم در میان گذاشتم گرچه ایشان قطعاً تقصیری در این میان ندارند و قطعاً الویتشان اجرا در سالن مجهزتر و استانداردتری بوده و این مسوولین تماشاخانه استاد مشایخی هستند که باید به فکر ارتقائ آن باشند.
علیرغم همه این فیدبک های منفی، ایشان با سعه صدر نظرات را می خوانند و خلاف ِ تعدادی از کارگردانها که به هیچ روی ، انتقاد را برنمی تابند، آرامش از کف نمی دهند و برای دفاع از اثر، به هر ریسمان پوسیده ای چنگ نمی زنند لذا این رفتار انسانی ایشان قابل تقدیر است.
۱۳ تیر ۱۳۹۳
سرکار خانم نجاتی!

به نظرم درباره افشین هاشمی، توانایی ها، مهارتها و اخلاق شخصی و هنری اش می توان حرف و سخن بسیاری گفت. به همین دلیل امکان تجمیع تمام این سخنها در یک مقال نیست. لذا باید از هر فرصتی برای طرح بخشی از این حرفها استفاده کرد، و شما نیز چه نیکو این کار را انجام دادید.

اما درباره این نمایش و در تایید نظر شما باید عرض کنم:

به شدت معتقدم در زمانه ای به سر می بریم که توسعه فرهنگی مهمترین اولویت ماست، لذا در این مسیر قبل از هر حرف و سخنی با دیگران و داشتن توقع از آنها، از خودم آغاز کردم و شخصا این اواخر با هر پدیده و اتفاقی که اولین بهانه رخدادنش "توسعه فرهنگی" بوده، با هدف مراقبت از این نهال نورس رویکرد و واکنشی کمتر انتقادی (مخصوصا نسبت به عوامل حاشیه ای) از خود نشان داده ام.

البته در این میان نباید از خطر "کج جان گرفتن این نهال!" نیز غافل شد، که این خود بحث مستقل دیگری را می طلبد.

با ... دیدن ادامه » احترام
۱۴ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
دوستان در وصف معایب سالن بسیار قلم فرسایی نموده اند؛ منم تیر خلاص رو بزنم و خیال راحت:
سوسک!
آقا سوسک به چه بزرگی داشت روی دیوار پشت بازیگرها میخرامید!!!
تمام طول نمایش توهم زده بودم که نکنه یه سوسکی اشتباها روی من قدم بزنه ... وای... این کم از شکنجه نداشت!!!
:)))
۱۲ تیر ۱۳۹۳
سوسک های الان نمیدونم چرا انقدر چاق و چله شدن ;)
اکثرا پر دارن اگه میپرید همه فرار میکردن ;))
۱۲ تیر ۱۳۹۳
شما خیلی شجاعی. من بودم سکته کردم بودم .
۱۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب برای دیدن نمایش دو نوجوان در انتظار گودو به سالن مشایخی رفتم اجرا جالبی که بازیگران آن نوجوان بودند و اجرای راضی کننده ائی داشتند. تماشای این اجرا ترغیبم کرد برای دیدن نمایش بعدی همان سالن اثری از محمد رضائی راد که فوق العاده بود و تماشای آن را به علاقه مندان و پژوهشگران تئاتر فرمالیسم و فوتوریسم روسی اکیدا توصیه میکنم ، کار بعدی نمایش مصاحبه بود و بازیگر مشترک با کار دوم داشت(افشین هاشمی) با اینکه دیرم شده بود این نمایش را هم تماشا کردم نمایش خوبی بود ولی من شخصا اجرا خود آقای رحمانیان( نویسنده متن) رو که چند سال قبل اجرا شد رو بیشتر دوست داشتم ولی بازی افشین هاشمی و عاطفه نوری قابل قبول بود.
ولی امروز که برای دیدن نظرات تماشاگران به صفحات اجرا ها مراجعه کردم اتفاق عجیبی رو شاهد بودم که تنها در مورد نمایش مصاحبه چنین بود و آن اینکه اکثریت ... دیدن ادامه » نقد ها فارغ از پرداختن به خود اجرا به حواشی آن نظیر گرما و فرم صندلی ها و ... اشاره کرده بودند که خیلی خوشایندم نبود ولی نظر افراد محترم است ولی نکته عجیب که احتیاج به بررسی و آسیب شناسی در خصوص مخاطب تئاتری دارد گفته ائی بود از یک خانم ، که ایشان آقای هاشمی را دعوت کرده بودند که برای اجرا به اتاق خواب ایشان که ظاهرا جای خنکی هست، بیایند...
این اتفاق و نوع نگاه به مقوله تئاتر در نوع خود بی نظیر است . هرچقدر هم شرایط نامطلوب و ناگوار و ...باشد(که نیست زیرا که من نیز چند ساعت در همان سالن حضور داشتم) بی حرمتی و کوچک شمردن یک اتفاق تئاتری (در هر کجا و شرایط ) در پاسخ به یک محرک دیگر امر ناپسند و قابل بحثی است...
خیلى خوش حالم که شما تونستین لذت ببرین .
من قصد هیچگونه بى احترامى نداشتم و اون مطلب رو به طنز نوشته بودم .
ولى شخص من وقتى میرم تئاتر دنبال لذت بردنم ، براى من اون صندلى ها به شدت ناراحت و هوا بسیار گرم بود ( شاید من خیلى لوسم )، و باعث شد که من نتونم از ... دیدن ادامه » این دو نمایش لذتى ببرم .
شاد باشید دوست عزیز :)
۱۱ تیر ۱۳۹۳
آقای استپانیان نگاه شما به تئاتر مدت ها ست که در این مملکت کمرنگ شده
۱۳ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن نمایش در شرایط نامناسب واقعا بی معنی است، من در پستهای قبلی در مورد قیمت تاتر نظرم را کاملا گفتم که تاتر حق داره قیمت بالایی داشته باشه به هزار و یک دلیل، اما واقعا متوجه نمیشم که سالن کولر نداشته باشه و گرم باشه ، اصلا چه دلیلی هست تاتری اجرا بشه که به مخاطب خودش بی اعتنایی میکنه ؟!
موافقم
خود بازیگرای بیچاره هم اذیت میشن تازه!
۱۱ تیر ۱۳۹۳
حالا تئاتر که باید اجرا بشه ، ولى لاقل یه پنکه اى بذارن که صدا نده :)
۱۱ تیر ۱۳۹۳
خانم هدایتی تاتر با این وضعیت نباید اجرا بشه.
۱۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید