تیوال نمایش مونس
S3 : 03:07:27
  ۰۴ آذر تا ۱۳ دی ۱۳۹۴
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: مهرداد کوروش نیا
: (به ترتیب ورود به صحنه) سحرناز عباس زاده، ندا قربانیان (مهمان از گروه هورباک)، الهام شعبانی، سمیه برجی، مسیح کاظمی و تینا بخشی (مهمان از گروه پاییز ۸۷)
: نورالدین حیدری ماهر

: حسن جودکی
: آزاده بخشی
: حسین نحفی، حسین بنیاد و حامد قریب
: سعید حسنلو
: الهام شعبانی
: محمد صادق زرجویان
: آرش عزیزی
: سارا حدادی
: مهرانگیز قهرمانی
: نبی کوروش نیا
: کیارش ظریفی و شقایق منوچهری
: علی پویا قاسمیمادر می بافه پسر می جنگه، به نظر مادر این وضع خیلی طبیعیه. پدره چی؟ اون چیکار می کنه؟، پدره کار می کنه، زنش می بافه پسرش می جنگه خودش کار می کنه، به نظر پدره این وضع خیلی طبیعیه. خب پسره چی؟ پسره اوضاع رو چطور می بینه؟، پسره هیچی، هیچی که هیچی، پسره ننه ش می بافه باباش کار می کنه خودش می جنگه، جنگ که تموم بشه تنگ دل باباهه می چسبه به کار. جنگ ادامه پیدا می کنه و مادره م ادامه می ده می بافه، پدرم ادامه میده کار میکنه، پسره کشته شده و دیگه ادامه نمیده. پدره و مادره میرن گورستون، به نظر پدره و مادره این وضع خیلی طبیعیه، زندگی ادامه داره، زندگی با بافتنی و جنگ و کار، با کار و جنگ و بافتنی و جنگ، زندگی با گورستون.
ژاک پره ور

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آیا پرداختن بیش از اندازه به یک دوره تاریخی خاص ایرادی دارد؟ شاید پرداختن بیش از اندازه به حوادث و اتفاقات یک دهه پرمخاطره ایراد چندانی نداشته باشد، اما ایراد از زمانی شروع می‌شود که نمایشنامه‌نویس بدون درک آن شرایط با نگاهی سطحی بخواهد سوژه‌ای را زخمی کند.
نمایش مهرداد کوروش‌نیا با نام «مونس» مصداق بارزی از همین اصرار بی‌فایده بر بازسازی گذشته است. «مونس» داستانی یک خطی دارد و قرار است چشم‌انتظاری‌های مادری که پسرش را به جبهه فرستاده روایت کند، ولی آنقدر درگیر حرافی‌ و صحبت‌های بیهوده می‌شود که در پایان اثرگذاری‌اش را هم از دست می‌دهد.
تحلیل‌های سطحی نویسنده متن از شخصیت‌های نمایش، نه تنها تماشاگر را با خودش به دهه 60 و 70 نمی‌برد، بلکه بیشتر یاد فیلمفارسی‌ها می‌اندازد. شخصیت‌های نمایش که همگی زن هستند به شیوه‌های کلیشه‌ای ... دیدن ادامه » که بارها در فیلم‌ها و نمایش‌های مختلف امتحانش را پس داده معرفی می‌شوند. جار و جنجال و جیغ و هوارهای بی‌مورد شخصیت‌ها در کنار دیالوگ‌هایی که نه قدرت پیش‌برندگی داستان را دارند و نه معرف شخصیت هستند انگار بیشتر برای کش‌دار کردن زمان نمایش نوشته‌ شده‌اند...

http://javanonline.ir/fa/news/760402/
محمد تقی پور و حمیده صمدی این را خواندند
پیشنهاد می دهم نقد تان بسیار شبیه به جناب زبور عالم مطالعه کنید . در ضمن نمی دانستم خبرنگار منتقد تاتر هم است بهتر به همان کار تان به جشنواره که نه کاروناوال فیلم فجر بروید با ان سو الات بسیار همکارانتان.
۲۹ آذر ۱۳۹۴
خیلی متوجه صحبتتان مخصوصا بخش اولش نشدم. ولی نظرتان هر چه هست محترمه!
۳۰ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا بخش خرید بلیط برای این نمایش غیرفعاله و نمیشه نمایش رو خرید؟
خانم شیرین گرامی خرید در تیک ۸ tik.8 در این سایت است‌ در تیوال نیست .
۲۰ آذر ۱۳۹۴
درضمن شیرین خانم گرامی شما هم به دیگر دوستان درصورتیکه تمایل به دیدن این نمایش داشتند اطلاع دهید که خرید در سایت تیک ۸ است. سپاس .
۲۰ آذر ۱۳۹۴
تیک 8 دات کام

tik8.com
۲۵ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو واقعا دوست دارم فقط یه ایراد کوچیک بگیرم. یزدیها به عَروسی نمیگن عِروسی، همون عَروسی میگن مثل تهرونیا. خداشاهده نمیخوام ایراد پیش پا افتاده بگیرم فقط این چون چند بار تکرار میشه، برا یزدیا آزار دهندس و تو کار به این روونی حیفه.
مینا این را خواند
مرسی حتمن به بازیگرمون انتقال می دیم :)
۲۵ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

" مونس " نمایشی زنانه علیه زنان ...

گاهی هنوز باعث تعجب ست هنرمندان بنامی در عرصه ی تاتر همچنان چه در نگارش متنها و چه در انتخاب و اجرا ،درگیر ِنگاه نخ نمایی به زن هستند که امروزه هیچ کارکرد موثری ندارد ..اگر منظور تحلیل و ،روشنگری ِ ظلم ، بی عدالتی و اجحافی ست که بر زنان این سرزمین در دهه های گذشته وتاامروز رفته ست ،پرداخت صحیح ، همه جانبه و بی جهت گیری ِتحقیرانه مورد لزوم ست نه آنکه تنها از رفتارهای ِمرزبندی شده ای که در فرهنگ ِمردمحور به نام زنان زده شده است بازهم به تصویر و نمود کشیده شوند بجرات میتوان اذعان کرد ، دوره این نگاه ِسنتی ِمردسالارانه به زنان که با توسل به نقش قربانی بودن آنان ، داعیه ی نقد ِتظلم آنان را دارد، تمام شده است ،که آنان را موجوداتی ضعیف ، تسلیم ، وابسته ،آویزان ِمرد،عقده ای ،بی ثبات و احمق نشان میدهد
درحالیکه در مرزهای کمی آنطرف تر ، زنان در عرصه های اجتماعی گوی سبقت را از مردان ربوده اند و پابه پای آنان درنقش های علمی و فرهنگی فعالند ،از مدیوم کارآمدی چون تاتر ،همچنان زن ایرانی به مختصات چنددهه ی گذشته معرفی میشود ..
حتی اگر منظور نظر تصویر رئالی از وضعیت زنان ست ، چنین سخیف ومحقرانه کارکرد ندارد
در کنار زنی که به هویت مادری اش اعتبار داده میشود ، زنانی را نشان میدهد که چادرچارچوق میکند راه میفتد به فضولی و خاله زنک بازی با همسایه ها و تا فرصتی بدستش می آید مرد را میکوبد و هوسباز میخواند وتنها محور حرفهایش حول و حوش مرد و شوهر ست انچنان که باهر تلنگری گویی عقده های درونی اش را بیرون میریزد
آنهم دراین نمایش که چندان هم راه دور نرفته و از همین یکی دو دهه پیش روایت میکند براستی کلیشه ی یک " زن ایرانی "دهه ی هفتاد در نگاه نویسنده چنین الگوهایی ست؟ جای تاسف و افسوس ندارد که آنهمه شاخصه ی زنانگی ،قدرت و احساسات وی را در این شکل به نمایش دراورد؟
حکایت چنین تاترهایی ، دوستی خاله خرس ست ، میخواهد محبت کند اما ریشه میزند ...این دست تاترها هیچ کمکی به دست یابی زنان به جایگاه ِمحقانه ی خود نمیکند که با محکوم کردن و تحقیر مردان بدست بیایید ...و تنها دیواری محکم علیه جنسیت میسازد
کاش بدانیم زنان این جامعه و بویژه نسل جدید ، با آگاهی مندی بیشتر از گذشته، با چنین نگاهی به زنان همراهی نمیکند و در قبال آن سکوت راجایز نمیداند وبرای این تظلم نمایی عقده گشایی نمیکند..
پرداخت بسیار ضعیف شخصیت های متن و تحمیل فرم بیش از اندازه ی ِطنز و لودگی به فضای آن ، این اجرا را در حد تاتری سطح پایین ، تنزل داده ست
آنقدر که بجای عطف به نکات ِموثر دراماتیک در اجرا ، مخاطب را به ضرب ِدیالوگها و بازیهای کمدی میخواهد راضی کند
اگرچه هسته ی اصلی داستان که بر مونس و احساس مادرانه ی وی استوارست باارزش و قابل تعمق ست اما بدلیل پرداخت ضعیف بر دیگر شخصیت ها وفرمت نچسب از زن، نمیتواند اجرای موفقی را ارائه کند
درپایان اگرچه بازیهای قوی و روان بازیگران بویژه خانم عباس زاده درنقش مونس قابل ستایش ست اما همه ی عوامل از نویسنده وکارگردان تا تیپ سازیهای بازیگران دست به دست هم داده اند تا تاتری زنانه علیه زنان را عرضه نماید..

باآرزوی ... دیدن ادامه » روشن شدن مرزهایی که میتواند سبب اعتلای جایگاه زنان و مردان از تنزل شأن آنان باشد ..

نیلوفرثانی
6 آذر94
نیلوفر گرانقدر نوشته های شما همیشه انگیزه ای است برای تماشای یک نمایش....... هنوز اجرا را ندیده ام بنابر این خواندن مطلبت و بحث پیرامون آن را به بعد از تماشایش موکول می کنم.... درود به قلم و ذهن روشن تان... مرسی که می نویسی ...همیشه سبز باشی
۱۱ آذر ۱۳۹۴
احوا لات ‌ ‌پوزش از اشتباه .
۱۵ دی ۱۳۹۴
وقرار هم جنگ از نگاه پدری است که مانند مونس حاضر به قبول شهادت فرزندش نیست .یعنی جنگ از نگاه مادر و پدر.
۱۵ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب اجرا را دیدم
بازی بازیگران گرم و پرشور بود. این تئاتر به خوبی "جهان زنانه" را با همه طنازیها، اندوهها، رنجها، تنهاییها، نیش و کنایه ها، امیدها و...... در مقابل چشمان تماشاگر بازنمایی میکند.
در بسیاری از لحظات اجرا تماشاگر از دیدن و سرک کشیدن در چنین محفل پرشوری به وجد میاید با کاراکترها شاد، امیدوار، کنجکاو و غمگین میشود و این موفقیت بزرگیست برای یک تئاتر
درخت خشکیده کنار صحنه، برگهایی که مونس جمع میکند و دوباره بر زمین ریخته میشود و گویی هرگز تمامی ندارد و نخواهد داشت این خزان و بهاری فرا نمیرسد، خیالبافیهای مادرانه مونس همه و همه به وضعیت ناگوار جامعه ما اشاره میکند و فرصتهایی که از دست رفت، امیدهایی که به خزان نشست و بویژه در این میان آسیب پذیری زنان و روح و روان زخم خورده آنها در این درام آشکارتر است.
تماشاگر فشار مردسالاری حاکم ... دیدن ادامه » بر روح و روان زنان این صحنه را میفهمد و درمیابد بعضی از آنها تعارضی آشکار با این فرهنگ مرسالار دارند (زن آبستن که ظاهرا از زندگیش راضی هست این تعارض را کمتر نشان میدهد و زن بیوه ای که گفته میشود بخاطر بیماری عصبیش از شوهرش جدا شده این تضاد را در اوج خود افشا میکند) اما این درام کمتر به خود فرصت داده تا ابعاد مختلف "فشار مردسالاری جامعه بر هویت زنانه" را تحلیل کند: ما جز به اشاراتی گذرا و کلی هرگز نمیفهیم این زنان هریک چرا و چگونه از مرد یا مردهای زندگیشان زخم خورده اند؟ بخشی از رازهای زندگی آنها بر صحنه افشا میشود اما بخشهای مهمتری هم هست که ما دوست داریم بدانیم و بفهمیم. زندگی خصوصی هر یک از این زنها چگونه است؟ مهمترین خواسته و آرزوی هر یک از آنها چیست؟ عمیقترین زخم روح رو روانشان بصورتی کمی واضحتر و روشنتر باید بیان میشد. همینطور برنامه و آرزوهایی که برای آینده خود دارند. اینها ما را با عمق روح و روان این کاراکترها میبرد و کاراکتر آنها را چندبعدی میکند.
خلاصه این اجرا جای چند نقد مفصل فمنیستی و از این منظر حرفهایی عمیق و جدی برای گفتن دارد. اگر نمایشنامه نویس محترم به حساب دخالت بیجا در کار خودش نگذارد با اندکی بازنویسی بویژه "تقویت شخصیت پردازی کاراکترها" این تئاتر میتواند بسیار بیشتر هم در عمق اندیشه تماشاگر تاثیرگذار باشد.
درود دوست ارجمندم
بجز بخش ابتدایی با سایر مواردی که اشاره کردید موافقم
درصددم باهمان نگاهی که اشاره کردید بعنوان زنی که مخاطب این نمایش بوده ست مطلبی دراین باره بنویسم
سپاس از نقطه نظرات خوب شما ...
۱۰ آذر ۱۳۹۴
خواهش میکنم عزیزم، ارادتمندم
۱۷ آذر ۱۳۹۴
بسیاااار عالی بود
براتون ارزوی موفقیت میکنم
۲۵ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید