تیوال فیلم قانون مورفی
S3 : 05:11:25
: رامبد جوان
: پوریا شجاعی - محمدعلی حسینی
: امیر جدیدی، امیر جعفری، هادی کاظمی، سروش صحت و رامبد جوان
: محمد شایسته
: پویا مهدوی زاده
: حسین جلیلی
: سعید ملکان
: امیر توسلی
: میثم مولایی
: امیرحسین قدسی
: حسین ابوالصدق
: رشید دانشمند
: جواد مطوری
: رعنا امینی
: مریم تخت کشیان
لبخند بزن، فردا روز بدتریه

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شروع فیلم خیلی خوب بود مخصوصا شوخی قطع و وصل شدن بیسیم که باعث شد فقط کلمه "پدرسگ" بلند پخش بشه. بعد دیگه عملا فیلمی ساخته نشده که بخواد دنبال بشه! و بعدش سکانس رقص اقای گرجستانی و اقای جدیدی هست که اصلا خوب نیست اما تنها نکته جالبش پلانی هست که زاویه تفنگ زیر چانه جدیدی رو نشون می ده که به نظرم از این جهت جالب بود که باعث می شد بفهمیم چرا فرخ (جدیدی) به اون حالت ایستاده و می رقصه. باز فیلمی نداریم و می رسیم به قسمتی که فرخ به دلیل خوردن حَشکِیک توهم می زنه که اون قسمتی که در رو باز می کنه می خواد بره ساندویچ بخره خیلی خوبه چون قبلش با تموم شدن عشوه های دختر و آهنگ هندی مخاطب فکر می کنه توهم تموم شده اما با باز کردن درب ماشین در حال حرکت متوجه می شه که تا الان توهم فرخ رو داشته می دیده و یک رو دستِ کوچولو می خوره. باز فیلم نداریم تا اواخر فیلم که رقص دسته جمعی هست که باز حاصل توهم فرخه که این سکانس رو هم دوست داشتم.

و اما قسمت هایی که باعث شد این فیلم "مبتذل" خطاب بشه:
از اونجایی که این دیالوگ ها روی پرده سینما گفته شده و مجوز دار بوده من هم خودسانسوری نمی کنم و کامل می نویسم البته تا اونجایی که یادمه.

- دختر: می شه دست بزنم؟
فرخ: نه.
دختر: پُره؟
فرخ: چی؟
دختر: تفنگت دیگه.
فرخ: آها. آره. ول کن توام هِی دست بزنم...

- امیر جعفری (بهمن): ببین... من درمیارم... بعد مادرتو خواهرتو زن سابقتو شوهر زن سابقتو همشونو چک می کشم براشون بهشون پول می دم..

- یکی از پسرهای چِت کرده (از تیم خنداننده شو): آقا... سیخ شده.
فرخ: ... دیدن ادامه » چی؟
پسر: موهاتون!

- کِش کِش کردن های امیر جعفری که کاملا مشخص بود وقتی با لحن عصبانی به حالت فحش گفته می شه منظورش چیه (که این دیگه به نظرم فاجعه بود).

- و یک سری شوخی های عملی مثل گرفتن سگک کمربند هادی کاظمی و ول نکردنش. حرکت عملی امیر جعفری که به رامبد جوان در اواخر فیلم نشون داد و معنیش تو مایه های نوش جونت بود! (با عرض معذرت اینجا رو مجبور شدم حسابی سانسور کنم تا بتونم بنویسمش) و ..

من رامبد جوان رو همیشه به خاطر فیلم های سینمایی پر از شوخی ناب و پاکیزش تحسین می کردم اما این بار نمی دونم واقعا چرا این حجم از این نوع شوخی (که اتفاقا اصلا هم باعث بامزه تر شدن کار نشده) توی فیلم وجود داره. فکر می کنم هر کدوم از خنداننده شوای ها یک ایده ای دادن و رامبد خواسته از ایده هر کسی یک استفاده ای بکنه و حاصلش شده این ملغمه.
امیدوارم رامبد قدم های بعدیش رو محکم تر و پاکیزه تر برداره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچند بامزه و خلاق و سرگرم کننده و....بود اما به دلایل زیر فیلم مزخرفی هست و اصلا هم تجدید نظر نمیکنم!
۱.بنده بعنوان یه آدم بااخلاق و مودب تقلبی! بشدت منتظر بودم تا در شوخیهای کلامیشون چیزی پیدا کنم که بشه یجوری ربطش داد به خط قرمزهای دولتی اخلاق و اروتیک تلقیش کرد تا فریاد وااسفا و وا اخلاقا و...و....سر بدم اما متاسفانه نویسنده به این نیاز مشروع ما پاسخ درخوری نداده بود و دست خالی برگشتیم...
۲.در کل فیلم هیچکدام از جملات معروف کوروش بزرگ،دکتر شریعتی،مارک تواین یا....نقل نشده بود و خلاصه هیچ جمله ماندگاری که بتونم در شبکه‌های اجتماعی پست کنم و لایک جمع کنم در سراسر فیلم موجود نبود...
۳.از نظر من کمدی موفق یعنی چارلی چاپلین و با ارفاق لورل‌هاردی...اما هیچ شباهتی بین فیلم با اونا وجود نداشت و نه کیک در صورت کسی کوبیده شد و نه کسی کجکی راه میرفت و....خلاصه ... دیدن ادامه » یه فاجعه کامل...البته لازم به تذکر است که اینجانب تسلط کامل و حتی بیشتر بر کمدی روز جهان دارم و فیلم هنگ‌اور رو دیده‌ام که بسیار بامزه بود و کمدی واقعی یعنی اون اما هرچندسرشار از شوخیهای مبتذل و مستهجن بود اما چون اونا خارجین و به زبان انگلیسی بود مشکلی نداره و باکلاس هم هست اما ایرانیها غلط میکنن یک ملیونم اون شوخیها رو به فارسی در فیلماشون بذارن...(اینم که چطور نه از شوخیهای سیاسی استفاده کنن و نه شوخیهای اروتیک و نه.... و بامزه هم باشند مشکل خودشون هست!)
۴.در فیلم نه اعجاز تصویری ایثار رو مشاهده میکنیم و نه کاراکترهای چند لایه ( heat ) رو ونه فضای غریب فیلمهای جارموش رو داره پس نتیجه میگیریم که فیلم کاملا مزخرف هست....
۵.تا ساعتها میشه دلیل برای بد بودن مورفی و سایر فیلمهای ایرانی ردیف کرد ....مهم اینه که از مد این روزها جا نموند و از فیلمها بد بگیم تا همه بدونن ما به کم قانع نمیشیم و خیلی هنری‌طور هستیم....
در اینکه فیلم جالب و سرگرم کننده ایی بود شکی وجود ندارد و اینکه می توانست حدود 2 ساعت وقت ما رو با شوخی های با مزه پر کند خوب بود. اما مشکل من با گزینشی انتخاب کردن بعضی از متون و شوخی با انها جهت خنداندن تماشاگر بود که باعث شد این فیلم تو ذوقم بخوره و یه ... دیدن ادامه » جورایی بهم برخورد.وقتی با نامه نیما یوشیج که از مفاخر شعر و ادبیات فرهنگ ما است اینچنین گزینشی و ابزاری برخورد میشه صرفا جهت خنداندن تماشاگر اونجا که آقای جعفری میگه زندگی ارزشی نداره تو یه بهار و یه تابستون و یه پاییز و یه زمستونو ببینی دیگه باقیش تکراریه ادم با خودش فکر می کنه خنداندن تماشاگر به چه قیمتی به بهای توهین به مشاهیر و مفاخر فرهنگی ما و پایمال کردن حقوق این عزیزان جهت رسیدن به مقاصد خود چه هنر و ارزشی میتواند داشته باشد.هرچند عده ایی ندانسته خندیدند و عده ایی هم دانسته که البته چند مورد دیگر هم از این دست در فیلم وجود داشت که باعث شد فیلم از لحاظ استاندارد فرهنگی نمره پایینی بگیرد.
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
آذرمهر عزیز یه اشاره و یه شوخی ساده با یه شعر به هیچ‌وجه توهین به بزرگان و مشاهیر فرهنگی محسوب نمیشه...مطمئن باشید که خود اون بزرگان هم چنان برداشتی نداشتند و ندارند ...زمانی در دانشگاه شریف کلاس فیلمنامه نویسی برگزار میکردیم که مدرس ثابتش جیرانی بود ... دیدن ادامه » و هر هفته یکی از کارگردانهای معروف و مهم کشور بعنوان میهمان میومد....غالبا من دنباشون میرفتم و این شانس رو داشتم تا ساعتی رو در مسیر باشون هم‌صحبت باشم،خود این افراد هم در مورد آثار خودشون یا دیگران خیلی منعطف برخورد میکردن و ابا شوخی با بزرگان پیشین مشکلی نداشتن
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
بنظر من هم وقتی ابتدایی ترین و پایه ایی ترین مسائل توسط کارگردانان فیلمهای کمدی رعایت نمی شود چون اکثر کارگردانهای فیلمهای کمدی مثل هم کار می کنند و با هم در ارتباط هستند یا باید کلا قید رفتن به سینما و دیدن فیلم کمدی رو زد ویا در یک تقابل منطقی کلیه کارهای ... دیدن ادامه » گذشته یک کارگردان و افرادی که از نزدیک سالها با کار آنها آشنایی دارند را از طریق برقراری دوستی مد نظر قرار داد و حرفهای آنها را هم بشنویم و سپس تصمیم به تماشا یا عدم تماشای کارهایشان بگیریم تا راهگشا باشد.
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینمای طنز در ایران یک تراژدی است. فیلم نامه ضیعف و بی محتوا با کارگردانی در خوره فیلم نامه. خوب است که جلوه های ویژه در سطحی بالاتر ارایه می شود اما کاش در خدمت کارگردان و متنی حداقال معمولی بود.
سو استفاده از سلیقه نازل شده تماشاگر و نازل تر کردن آن کمال وقاحت است. رامبد جوان و محمد شایسته از این بایت وقیح هستند.

جامعه کنونی بیشتر از قبل نیاز به خنده دارد.
کاش روزی کار طنز ولو فقط در خنداندن جدی تر گرفته شود.
من فیلم رو ندیدم هنوز. ولی فکر کنم موافقم
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باحال بودن کافی نیست...

قانون مورفی بیشتر شبیه به یک ویدئو کلیپ حجیم است همان نوع کلیپهایی با قصه ای سرهم بندی شده که عناصر بصری حکم پلاستیک اثر را دارند جذابند و پرزرق وبرق با انواع بازی های تصویری و مونتاژی که ته اش با یک جمله باحال بود کنارش میگذاری اما وقتی توقعت دیدن یک اثر سینمایی باشد جمله ات میتواند حالا که چی؟ باشد علت هم این است که بازیگوشی های از این دست باید به خورد و ذات اثر سینمایی برود باید خود پلات قصه و مسیر روایی به اندازه همان جنگولک بازی های فنی، خلاقانه و غیرکلیشه ای و غیر معمول باشد. باید شخصیتهایت تنها در یک دو ویژگی که پس و پیش اش چندان معلوم نیست و فقط قرار است کنش لحظه ای ایجاد کنند خلاصه نشوند. در این صورت دنیای مستقل اثر شکل نمی گیرد و در نتیجه یک دستی در اجرا وجود ندارد عمده سکانسهای ساکن و غیر اکشن ضعیف برگزار شده اند ... دیدن ادامه » چون ضعف اساسی فیلمنامه و دیالوگ نویسیها در این صحنه ها به چشم می آید. حتی بعضی سکانسهای اکشن فیلم همچون تعقیب دختر قرمزپوش زیادی تحمیلی و خودنمایانه به نظر میرسد. فانتزی ذهنی کاراکترها به جای انکه رگه ای مهم از فیلم باشد بیشتر در حکم پاساژی برای خل بازیهایی چون رقصیدن و اصوات ناهنجار در آوردن و ادا و اصولهای بسیار بد رامبد جوان خلاصه شده اند و به خصوص در نقاط عطف داستان مثل مواجهه با گروگان گیر نوعی آشفتگی هم در فضا ایجاد شده است منطق دورنی اثر هم شکل نگرفته و مثلا مشخص نیست چرا منوچهر به جای دختر بهمن، دختر قرمزپوش را با خود میبرد؟
دو فیلم اخیر رامبدجوان (نگار و قانون مورفی) حاصل کنجکاوی های او نسبت به ظرفیتهای بصری و فنی سینماست اما ساختار داستانی و روایی، گره ها و گره گشایی های هر دو فیلم در سطحی نیست که این بازیگوشی های تصویری در خود اثر حل شود و فیک و تحمیلی به نظر نرسند.

تجربه های یک کارگردان دیوانه



برای من جذاب نبود
رضا غیوری، پیمان علیزاده و سپیده این را خواندند
celine و بهار پرخیده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
* نگارش این سطور و تشریح سکانسِ مدنظرم در قالب نوشتاری و در هیبت یک پست در این تارنما می‌تواند خطر اعمال ممیزی در خصوص آن را به همراه داشته باشد؛ حالا دیگر خودتان شرایط را در نسخه تصویری آن در سالن سینما تصور کنید!


در یکی از سکانس‌های میانی فیلم «قانون مورفی» و در حالیکه کمی از شتاب فزاینده سکانسِ پیشین کاسته شده و ضرباهنگ به آرمشی نسبی رسیده، ناگهان یک شوک همه را از جایشان تکان می‌دهد. همه مستانه قهقهه می‌زنندد و برای چند ثانیه فراموش می‌نند که دقیقاً به چه چیزی می‌خندند. ماجرای هزارپا و هزارپاها بار دیگر در شرف وقوع است. همان‌ها که شاید شنیدن این جمله در خیابان باعث واکنش منفی و بعضاً قهرآمیزشان شود و پرنسیپ خودساخته‌شان را ویران کند این بار به جمع منورالفکران می‌پیوندند و هیستریک و عبور کرده از چراغی قرمز، می‌خندند و می‌خندند.
اما ... دیدن ادامه » ماجرای این شوک و این سکانس چیست؟
ماجرا از جایی آغاز می‌شود که آقای جدید و خانم طهماسبی درحالیکه کنار یکدیگر ایستاده‌اند و در تاریکی و از راه دور مشغول دید زدنِ رفتن آقای جعفری به سوی یک ساختمان هستند. در همین اثنا بازیگر خانم بی‌مقدمه به بازیگر آقا می‌گوید:
«می‌شه بهش دست بزنم؟»
آقای جدیدی هم که حسابی جا می‌خورد با تعجب فراوان می‌پرسد:
«به چـــی؟!!»
دختر دوباره جمله‌اش را تَکرار می‌کند و در نهایت با آگاه‌سازی اینکه منظورم تفنگت است قضیه را فیصله می‌دهد.
فارغ از داوری‌های ارزشی و یا غرض‌ورزانه، آیا چنین موقعیت‌ها و دیالوگ‌ها در سینما (خاصه در سینمایِ ایران با تمام ویژگی‌هایش) امری اخلاقی محسوب می‌شود یا خیر؟
در موقعیت پارادوکسیکال و البته مضحک و قابل ترحمی که از یک سو مدام ارزش‌‎هایی در قالب‌های ایدئولوژی اندود شده به عنوان «اخلاق» به توده‌ها حقنه می‌شود و از سوی دیگر اخلاقِ مکش‌مرگ طبقه متوسطش دست‌کم در لایه‌های قشری‌اش شیک‌آرایی شده، نباید از بازنمایی چنین دیالوگ‌هایی در فیلم‌های عمدتاً طنز تعجب کرد؛ سینمای عصر میانمایگی؛ سینمایی که برای خنده گرفتن از طبقه مسلول و تخدیری متوسطش، بساط شوخی‌های رکیک و محاورات جنسی را مدت‌هاست فراهم کرده، مهمان ناخوانده امروز ماست و این ماییم که باید برای اعطای شهروند افتخاری به آن و یا دیپورتش تصمیم بگیریم.
الهه الف، سپیده و گالنا این را خواندند
ساز دهنی، پ.ر، محدثه، میلاد علایی و زهره مقدم این را دوست دارند
یکی دو تا از این تیکه‌ها داشت ولی خیلییییی محوتر از اون هزارپا بود
۱۶ دی ۱۳۹۷
از قضا نگارنده این سطور ابداً با شادی، ژانر کمدی و حتی جامعه هدفِ این دسته از فیلم‌های موسوم به سینما بدنه مخالف نیست.
غرض هشدار یا هر چیز دیگری که می‌توان اسمش را گذاشت نسبت به فراگیر شدن شوخی‌های غیر اخلاقی و تمسک به الفاظ مبتذل است ولاغیر.
ممنون ... دیدن ادامه » از نقطه نظرات‌تان.
۲۴ دی ۱۳۹۷
جناب بابک حقیقت اینه که سینما قراره تجربه ی متفاوتی رو رقم بزنه . شاید تعریفش در ایران اشتباه جا افتاده باشه . وگرنه قرار نیست دانشگاه ها و مدارس آمریکا شبیه وضعی باشن که در امریکن پای نشون داده میشه
۲۴ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم هدفش خندوندن تماشاچیه که واقعا به این هدف هم میرسه
و شاید کمدی خوبی باشه
ولی اگه به دنبال محتوای منسجم و مستحکم هستید
این فیلم راضیتون نمی کنه البته اصولا ژانر کمدی هدفش محتوا نیست؛
فیلمبرداری، جلوه های ویژه و موسیقی کمک زیادی به جمع و جور شدن قصه ی درهم و برهم فیلم کردن اما کافی نیستش وقتی ساختار داستان چفت و بَست خوبی نداره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین واژه ای که میتونم برای این فیلم پیدا کنم "چپاندن" هست. که اگر کمی بهتر انجام میشد جایگزین های بهتری مثل جا دادن هم میتونست باشه. اما اینجا قطعا چپاندن واژه بهتریه.
از پوستر شروع میکنم که برای دوستانی که فیلم رو ندیدن ملموس باشه. چپاندن تصویر دلقکی که کلا ده دقیقه در فیلم بازی میگنه برای جلب مخاطب کمدی پسند از نوعی هست که بدونه فیلم برای خودش ، خانم ، بچه ها و همه همراهان مناسبه.
و جهت اطلاعتون اضافه میکنم که عزیزان موجود در فیلم شامل هادی کاظمی و سروش صحت هم جمعا بیست دقیقه بازی دارند.
متاسفانه یا خوشبختانه به دلیل قطع و وصل شدن فیلم در حال اجرای روز گذشته پردیس چارسو که چیزی بالغ بر هفت بار بود مجبور به ترک سالن شدم و دیگه هنرنمایی خود رامبد جوان رو ندیدم. چون گویا خودش رو هم در صحنه های اخر فیلم چپانده. ولی تا همونجا که دیدم می تونم ... دیدن ادامه » بگم یک تشت پلاستیکی مدرن دیدم که از صحنه های مختلف ماشین و دزد و پلیس بازی تا هنرنمایی فیلمبردار با مونوپاد و شوخی های تکراری مست خوردن و چت زدن و عرق کردن و دقایقی از رقصیدن سیروس گرجستانی... در فیلم "چپانده" شده.

در نظر بگیرید اینجا هالیوود نیست و شما میخواید یک فیلم به اون سبک بسازید. کمی عناصر مختلفه مانند موزیک و ماشین اسم و رسم دار و فیلتر رنگ و دو بازیگر جوان را با هم آمیخته و صحنه های اکشن تولید میکنید. حالا قصه چیه؟ دو تا پلیس در حال تعقیب یک دزد با ساک هستن که به شکل عجیبی از ماسک رنگارنگی استفاده کرده با دلیل نامشخص، و حتی نشسته سر فرصت صورتش رو هم سفید رنگ کرده! در حالیکه من بدون تجربه دزدی یا فیملسازی و با دیدن همون فیلم هایی که بچها های سازنده این فیلم دیدن میتونم حدس بزنم ماسک باید بتونه با یک حرکت در زمان مناسب برداشته باشه و جلب توجه نکنه!
در جایی دیگر صحنه های تعقیب و گریز به بازار محلی میکشه و فیلمبرداری هوایی خوبی داریم. که یه دفعه کارگردان محترم تصمیم میگیره حالا که مونوپاد اون بالاست یک تصویر لند اسکیپ از محوطه دریای شهر مزبور شمالی هم به بیننده بده! ( تصور کنید وسط تعقیب و گریز ) و بعد با یگ کات ناشیانه یکباره دو پلیس محترم رو در حال دویدن در جنگل میبینیم... اینم بگم که این دو تا پلیس مثلا حرفه ای ( یا شایدم خنگ که دلیل اخراج شدنشون همینه) در همه زمان تعقیب و گریز با هم و از یک مسیر شخص فراری رو دنبال میکنند! حالا شایدم درستش اینه و فیلم های آمریکایی مبتدیانه عمل میکنند که پلیس ها از جهت های مختلف دزد رو دنبال میکنند..

نتیجه ای که من گرفتم این بود که ما آدم کار بلد زیاد داریم. اما متاسفانه هنوز قصه خوب نداریم. نویسنده صبور و با سواد و کمی منطقی!
یه جاهایی از دیدگاه‌هاتون اختلاط فضای کمدی با جدی هست..ولی عمدتا در مورد کات‌ها و ناموزون بودن ترکیب تکنیک‌ها درست می‌فرمایید..گرچه همه جا بی‌ربط نبود
۱۵ دی ۱۳۹۷
فیلمی نبود که بشه تحلیل کرد. فقط واسه سرگرمی و مقداری خنده خوب بود.
مونوپاد نه، تصاویر هلی شات که معمولا با کوادکوپتر گرفته میشه، مونوپاد کاربرد متفاوتی داره
۲۵ دی ۱۳۹۷
مرسی آقای محمودیان
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اینکه تو حالت عادی اصلا نمی‌رفتم ببینم این کار رو احتمالا شکی نیست ولی وقتی بلیط رو دم چارسو دادن دستمون که نسوزه دیگه رفتیم :) دم چارسو هم بودیم، یعنی نقل مکان هم نکردیم به خاطرش :)
خود آقای جوان هم اومد یه صحبتی کرد راجع به کار و گفت اگر راضی بودین حتما به بقیه بگین ولی راضی نبودین هیییچی نگین :)) به شوخی گفت ولی حالا دیگه ما یه مختصر چیزایی می‌گیم ایشالا به کارشون لطمه نخوره..اینکه اشاره کرد کار از لحاظ کارگردانی دقیق ه رو خیلییی قبول داشتم

از لحاظ کارگردانی کاملا یه کار رو به جلو بود برای رامبد جوان..
فیلمبرداری خوب (در کمدی ایران که تقریبا بی‌نظیر بود این طرز فیلمبرداری، در سینمای ایرانم کم بشه دید)
صحنه‌های اکشن خوب، پیشرفتش محسوس بود نسبت به "نگار"
تیتراژ خوب و جالب
داستان تقریبا نداشت..مسیر داستانی هم خیر
یه سروش صحت و هادی کاظمی ... دیدن ادامه » بی استفاده
خیلی مثه بعضی کمدی‌ها سخیف نبود ولی خنده‌دار هم نبود (گرچه واضحه که چقددددد ملت خندیدن)..تو پرانتزی جدی: واقعا جلوی هزارپا می‌ذارم رو سرم اینو
امیر جدیدی می‌تونست کلا ناامیدمون کنه به طرزی که دیگه نخوایم ببینیمش ولی بد نبود خداروشکر و نسوخت تو ذهنم کامل

خلاصه رفتید ببینید زیاد جدی نگیرید
موفق و مؤید باشید :)
هاها..وِلکام توو دِ سابکانشِس خز کلاب!
۱۵ دی ۱۳۹۷
ولی عوضش رحمان !!
مسلمان نشنود کافر نبیند :))))
۰۹ خرداد
خدا به دور :)
۱۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید