تیوال نمایش نان
S2 : 02:26:47
  ۱۰ تا ۲۲ آذر ۱۳۹۲
  ۱۸:۰۰ و ۲۰:۰۰
  ۴۵ دقیقه
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان

: نصیر ملکی‌جو
: مهدی طاهری، مهدی تشکری، پگاه کاظمی، نفیسه ملکی جو، پوریا گل شناس

: خیام وقار کاشانی
: نیما محبی
: نصیر ملکی جو
: هادی عرب نرمی
: مریم معتضدی, ابراهیم صدیقی، مصطفی بیاتی, نگین حاتمی
: سارا حشمتی
: الهام معین
: سعید فرهنگی ثابت و علی رضا تبریزی
: نوید سیم بر
: اکبر جلیلی
: میثم راییجی
: عاطفه ملکی جو
: مهدی آشنا ، علی حدادی اصل ، مصطفی قاهری
: سارا حدادی 

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، سالن اصلی باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰

گزارش تصویری تیوال از نمایش نان / عکاس: نیلوفرعلمدارلو

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش نان / عکاس: مهسا صفاری‌پور

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» " نان " جمعه به پایان رسید

» " نان " با استقبال بی نظیر تماشاگران و میزبانی هنرمندان رو به رو شد

» " نان " جلوی دوربین رفت


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
*بسته به جایگاه اجتماعی نان توزیع می گردد*

(طنزِ تلخِ کاریکاتورگونه اَش رو شدیدا دوست داشتم )

خیلی خیلی خیلی دوست داشتم :)

پ.ن
.مرسی رعنا جمالی عزیز که پیشنهاد دادی با هم ببینیم وگرنه نمیرفتم و از دستش میدادم.

.در تمام مدت نمایش دلم میخواست نوازنده هارو میدیدَم ولی خب ردیف اول نشسته بودند و پشت به ما،اینقدر هم شلوغ بود که دیده نمیشدند، البته به جز نوازنده ی ویولون ، یعنی دوست داشتم جایی در صحنه ی نمایش حضور داشتن که اینطور نبود ...

.آواز پایان نمایش رو هم اصلا دوست نداشتم به ریتم نمایش نمیومد.

از صندلی و ردیفی هم که نشسته بودم اصلا راضی نبودم گردنم درد گرفت :(،چون شلوغ بود ،2 ردیف هم جلو اضافه کرده بودن که باعث شد ،صحنه هایی که بازیگران مینِشینَن، درست نبینم یا از لابه لای تماشاگرا سَرَک بِکشم :))

ولی ... دیدن ادامه » جدا از این صحبتها خوشحالم دیدم و راضی بودم ، خسته نباشید .

آره صندلیهاش اصلا راحت نیست ، چقدر خوب که از نمایش راضی بودید فردا احتمالا ببینم .
۲۱ آذر ۱۳۹۲
تینای نازنین.. خواهش میکنم و منم ممنونم.:) خوشحالم که تو هم از تماشای این نمایش لذت بردی:) در مورد بد بودن موقعیت صندلیمون هم تقصیر از من شد که دیر رسیدم به سالن. من عذر میخوام.:)
امیدوارم از تماشای بقیه‌ی تئاترها هم همینجوری کیفور بشی:)
۲۳ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار جالب و خلاقانه ای بود
ولی از نوع کارهایی که علاقه دارم نبود
با این حال ناراضی از سالن بیرون نرفتم و به نظرم گروه تا حدودی به هدفشون در موضوع اجرا رسیده بودند
خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان این لینک کاریکاتورهایی هست که قبلا در موردش گفته بودم. متاسفانه یکیش قابل آپلود نبود.

http://www.8pic.ir/images/86033917759540082986.jpg

http://www.8pic.ir/images/59428859272927303637.jpg

http://www.8pic.ir/images/02788044561353471336.jpg
ممنونم از شما. کاریکاتورهای قابل تاملی هستند. خصوصا دومی رو خیلی دوست داشتم.
۲۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا جمعه فقط... 2 روزتمدید شد
سارا حدادی این را خواند
بهرنگ و عمو فرهاد قصه ها این را دوست دارند
عذر می خوام آقای کاشانی تلفن رزرو نداره؟
۲۱ آذر ۱۳۹۲
88900780
۲۱ آذر ۱۳۹۲
مرسی
۲۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از دوبار تلاش ،موفق به دیدن این کار شدم ولی نمایش را دوست نداشتم.هرچقدر فکرمیکنم که در آن نقطه ای شاخص را به خاطر بیاورم، نمیتوانم.
گرچه باید این که دوست داشتن و نداشتن امری فردیست و غیر قابل تعمیم را باور داشت.
فکر میکنم اگر بخواهیم داستان را خلاصه کنیم، در دو یا سه خط هم میتوان کرد.حال آنکه تمام حرفها و نکات ریز نمایش در حرکات و جلوه های بصری گنجانده شده بود که در برخی لحظات در اجرای آنها افراط شده بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوارم بتونم قبل از اینکه تموم بشه ببینمش
خوشحالمون می کنید :)
۱۸ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر چند به نظرم دو کار قبلی که از آفای ملکی جو دیده بودم بهتر بودند اما این کار را هم دوست داشتم مخصوصا رفتار دوستانه آقای محبی دستیار کارگردان که باعث شدن ما که به خاطر ترافیک بلیطمون رو از دست دادیم یک روز دیگه کار رو ببینیم و این برای من خیلی خوشایند بود. موسیقی کار زیبا بود و در کل امیدوارم کارهای بعدی این گروه بهتر و بهتر باشد.
با اینکه نمایش بدون دیالوگ بود و فقط راوی چند جمله در طول نمایش می گوید ولی بسیار دلنشین بود
گروه موسقی بیشترین کمک را به این نمایش کرد
ابی صدیقی به عنوان گیتاریست در این گروه خوش درخشید
می تونم بگم بعد مدتها از تماشای یک تئاتر از صمیم قلب لذت بردم
خسته بودم از نمایش هایی که پر از اسم های گنده بود ولی هیچ حسی رو در من زنده نمی کردم
دیشب کودک درونم همراه تکت تک اعضا نمایش و گروه موسیقی خوبتون رقصید.
متشکرم
دوستان دست اندرکار!مساله ی مهم برای من در این شبی که این اجرا رو دیدم این هست که چطور لزوم روی صحنه بردن چنین کاری رو حس کردید؟آیا این اثر اپیزودیک با گزاره هایی از پیش معلوم (از قبیل چیدن دیوار،طبقه ی حاکم،متوسط،ضعیف با نشون دادن حجم شکم و قدرت بدنی،بلعیده شدن آدم ها توسط دهان یک تمساح و ... )نمی تونست در مدیوم اننیمیشن د ر معرض دید قرار بگیره؟هیچ گونه آشنایی زدایی در اثر دیده نمی شد.البته به لحاظ بصری چند مورد بود و لی اون چیزهایی که تئاتر بطلبه خیر.فکر می کنم الهام اولیه از کنسرت دیوار راجر واترز گرفته شده .خب معلومه این معرکه ست .اما کاش وقتی الهام گرفته می شه یکی دو قدم از اون اثر جلوتر بریم و اون اثر رو به عنوان ماده اولیه حفظ کنیم.
در واقع تیر خلاص وقتی به من اصابت کرد که وسط یه اثری که به عنوان کار فرم معرفی و تبلیغ شده ناگهان یه گوینده یه جمله ... دیدن ادامه » میگه.یه جمله گزارشی.چیزی که قبلتر از دیدن این نمایش هم در مغز ما حک شده.فکر می کنم اثر هنری باید حقیقتی را از حجاب بیرون بیاره
خب من هم امشب این کار را دیدم ، کار نسبتا متفاوتی بود ! و زحمت هم کشیده شده بود ! و همه بازی اشاره ، ولی من عاشق دیالوگ تئاترم ... ! و چهره ها همه نقاب ... !؟
با اینکه موضوع این نمایش نان بود ولی احساس کردم در اجرا حرمت نان نگه داشته نمی شود و استفاده از انواع نان واقعی و کشیدن و قرار دادن آن روی اشیاء مختلف مثل گوشی تلفن و ... اصلا خوب نبود ... و حس خوشایندی نداشت ... چه کنیم که به ما آموختن حرمت نان را نگه داریم و اگه یک تکه نان رو زمین افتاد بود برداریم پاکش کنیم و ...
به نظر که فضا هم برای این نمایش کوچک بود ...! ولی اما چقدر آکسسوار از اون پشت در می اومد ... !؟ و به نظر بنده بهترین لحظه و تصویر از این کار، دیوار بلند آجری !! ساخته شده و لامپ تیر چراغ برق در انتهای نمایش بود که آدم را یاد گذشته و کوچه های قدیم می انداخت ... ! بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ...
بر عکس اکثر تئاترهایی که دیدم اطلاعات دقیقی در مورد این نمایش نداشتم و به انتخاب دوست عزیزم روجا و البته دونستن این موضوع که در تالار مولوی اجرا میشه، امشب موفق به دیدن شدم.
همونطور که برخی دوستان اشاره کردن برخی نواقص در اجرا وجود داشت که این نمایش زیبا که ایده پردازی خاصی داره رو تحت الشعاع قرار داده بود.
از اجرا یکی از بازیگرای خانم بیشتر از بقیه راضی بودم .
در کل خیلی از نمایش خوشم اومد و دوست دارم یک بار دیگه این تئاتر رو که داستان پردازی خوبی هم داشت تو یه محیط قویتر ببینم تا حسش برام ملموس تر باشه...

آرزوی موفقیت روز افزون برای این گروه رو دارم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خیلی خوبی بود ، با زبان بی زبانی و موسیقی زیبایش خیلی حرف ها رو زد.. فقط اشکالات فنی داشت که جناب کرمی بیان کردند ، پیشنهاد می کنم این نمایش رو حتما ببینید
اقا پوریا قیافه ات خیلی اشناست ! نکنه شما همونی هستی که تو دکور جا موندی ؟ :)) ...
همه ما متوجه کوچکی محیط اجرا شدیم ولی بعضی کارها دقت میخواد که زیبایی کار را تحت تاثیر قرار نده ...
لطفا فکری هم به حال صدای گوینده واسه اجراهای بعدی داشته باشین ، رک بگم رو مخ ... دیدن ادامه » بود ...

منم مثه بقیه دوستان پیشنهاد میکنم که این نمایش را حتما ببینین ...
۱۳ آذر ۱۳۹۲
من امشب ساعت 6 رفتم ایراد فنی موجود نبود
دسته تک تک تون درد نکنه ..همه گی خسته نباشین.. نمایش محترمی بود ;)
۱۳ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش اونطوری که انتظار داشتم نبود ...
اگر به عنوان تاتر دانشجویی نگاه کنیم تاتر خوبی بود ( چون اصولا تاترهای تالار مولوی منو یاد تاترهای دانشجویی میندازه ) ...
یجورایی به دلیل جنب و جوش زیاد تاتر حس میکردم همه چی باهم قاطی میشه !!! بخصوص عوامل پشت صحنه !!!
شاید این نمایش در جای دیگری غیر از این سالن اجرای بهتری میشد ...
مثلا تو صحنه تمساح ، فردی که اون پشت بود بازیگرها را به داخل میکشید پیدا بود ! یا باورتون میشه تو یکی از پلانها ، موقع چرخوندن صجنه یکی از عوامل هنوز تو دکور بود !!!! که سالن از خنده ترکید !!!!
صدای گوینده بسیار بلند بود و نامیزون و صدای خواننده اخر اجرا بسیار ضعیف ...
بازیگران و گروه موسیقی از ابتدا تا انتهای نمایش پرانرژی بودند و خسته نباشند ...
در مجموع نمره 6 از 10 میدم ...

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوبی بود. یکی از بازیگران (که ظاهرا خانم هست) بیش از حد حرکت می کرد! یعنی حرکات اضافی زیاد داشت. آقای که جاهایی از کار رو نریت می کرد گاهی صداش یک مرتبه بلند می شد و گاهی به زحمت شنیده می شد که البته نمی دونم این مشکل شب های پیش وجود داشته یا نه ولی اجرای امشب یه کم مشکل صدا داشت. دکور و طراحی صحنه خوب بود و از حداقل فضا بهترین استفاده رو برده بودند.
در نهایت کار قابل قبولی بود که به نظر من بیشتر شبیه یک سری کاریکاتور بود که تند تند از جلوی چشمتون رد بشه. کاریکاتورهایی که مفاهیم تلخ و گزنده دارند مثل آنهایی که در مورد محیط زیست و آلودگی هوا و قطع درخشتان هستند (نمونه اش عکس پروفایل بنده).
خسته نباشید به همه دوستان و آن آقای مو بلندی که عینک داشت و یک دسته از موهایش را مثل جک اسپارو بافته بود و تویش مهره انداخته بود.

بنده 4 تا کاریکاتور تلخ دارم که ... دیدن ادامه » به شدت به موضوع نمایش نزدیکه. کاش می شد با شما به اشتراک بذارمشون. یک جورهایی توی پوستر یا بروشور (که ندادند) یا تبلیغات از این تصاویر استفاده می شد مفهوم نمایش با یک تصویر رسونده می شد.
خانم الف ارجمند
میتونید کاریکاتورهاتون رو در سایت های بارگذاری عکس مثل این:
http://www.8pic.ir/
بارگذاری کنید تا ما رو هم در دیدنشون شریک کنید.
من به شخصه با توصیفی که کردید مشتاق شدم.
۱۵ آذر ۱۳۹۲
جناب بهرنگ عزیز.. ممنون بابت لینکی که برای آپلود عکسها گذاشتید.
عکس ها آپلود شد. در برگه مربوط به نمایش می تونید عکس ها رو ببینید.
باید ببخشید که دیر شد :)
۲۱ آذر ۱۳۹۲
خواهش می کنم الهه خانم، من ممنونم از شما به خاطر عکس های جالبی که با ما به اشتراک گذاشتید :)
۲۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نان

از پی شکار قرص نان
می دوم چنین می پری چنان

کشف او به هر کجا خوش است
در زمین و آب و آسمان

ما همه شبیه هم شدیم
برق سکه نور چشممان

گردنم کج و به دست بوسه زن
نام من چراست پهلوان؟!

آب خوش برای این گلو
کو ... دیدن ادامه » در این کویر بیکران؟

آن زمان مباد منتی
سرو قامتت کند کمان

شکر کن که با نان حاضر است
مغز خر و آش دمبلان!!!

پند پتک مهربان چه بود؟!
((در کشی به کام خود زبان))

ورنه سرخی زبان تو
می رسد به تیغ و شوکران

پس بیا و این شبانه را
با صدای بیصدا بخوان

می کشد زبانه در دلم
شعله های رویایی نهان....

پیش سارقان بی نقاب
پای خود و رویایت بمان

بعد از اجرای 11 آذر تئاتر نان که با فضای کوچک و ممیزی های احتمالی( بخاطر زمان کم) باز هم صمیمی بود و به دل نشست و نواقص کمی اگه بود دیده شد ولی زود پاک شد از ذهن
با موزیک آخر نمایش قالب این شعر ریخته شد
امید رستگار و sanaz m.barin این را خواندند
امین میرزاباقری و حسین سرو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من نمایش خوبی بود با یک موسیقی خوب
هرچند که می تونست خیلی خیلی بهتر باشه.
صدایی که جریان نمایش رو هرازچندگاهی توضیح می داد اصلا مناسب نمایش نبود و اگر هم این صدا نبود هیچ خللی در روند نمایش ایجاد نمی کرد و به اندازه کافی مفهوم بود.
حرکت بازیگران چندان حساب شده نبود و گاهی خیلی زاید بود.
هرچند که جزئیات نمایش رو دوست داشتم ، صورتک ها پول های از جنس نان و ... ولی صحنه و دکورش و صحنه پردازی ها رو اصلا نپسندیدم. شاید این موضوع چون تو یک سالن کوچیک هم بودیم بیشتر خودش رو نشون می داد.

در کل نمایش خوبی بود اما ای کاش بهتر بهش می پرداختن.
خیام وقار کاشانی این را پاسخ داده‌است
خواندم
۱۲ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
خیلی کار خوبی بود دوستش داشتم
کسی اسم گیتاریست این کار رو میدونه آیا؟ خوشحال میشم بهم بگید!
حسین سرو این را خواند
عمو فرهاد قصه ها این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. مشکل سانس 18 امروز حل می شه یا نه؟ اگه نمی شه بگین که هی نیام اینجا سر بزنم. برم واسه خرید حضوری
درود بر شما
همچنان در حال بررسی و ریشه یابی این مشکل عجیب هستیم، اگر تا ساعت ۱۳‌ مشکل حل نگردد، شماره ایی اعلام خواهد شد تا شما بتوانید به صورت تلفنی رزرو خود را برای امروز انجام دهید.
سپاس از شکیبایی شما
۱۲ آذر ۱۳۹۲
درود بر شما
مشکل برای سانس ساعت ۱۸ روز سه شنبه حل شد.
شما می توانید در حال حاضر برای سانس مورد نظر اقدام نمایید.
سپاس از شکیبایی شما
۱۲ آذر ۱۳۹۲
خیلی خیلی ممنون از رسیدگیتون.
۱۲ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دلایل متعدد نمایش خوبی بود هم بخاطر ایده و موضوع که تا حدودی جنبه مارکسیسم سوسیالیسم در آن دیده می شد که البته این پیام برای من خیلی هم محترم است و هم بخاطر فرم اثر که کمتر با چنین ژانری در نمایش های امروزینمان مواجه هستیم و بیشتر آثار در تئاتر امروز ما دارد بهم شبیه می شود، اتفاقی که در سینمای ما افتاده و امیدواریم که در تئاتر رخ ندهد.
ولی فکر میکنم که این اثر از ممیزی و جرح و تعدیل های آن بی نصیب نمانده هم بخاطر مدت اجرا و هم بعضی صحنه ها که حداقل به زعم من نامفهوم جلوه می کرد ولی صحنه پردازی خوب و تلاش بازیگران قابل تقدیر بود.