تیوال نمایش پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد
S2 : 06:10:50
  ۱۲ آذر تا ۱۵ دی ۱۳۹۱
  ۱۹:۳۰
 بها: ۸,۰۰۰ تومان


: علیرضا نادری
: اشکان خیل‌نژاد
: نوید محمدزاده، محمدهادی عطایی، مهدی فریضه، حمید رحیمی، سینا بالاهنگ، امیراحمد قزوینی، کیوان ساکت‌اف و محمد اشکان‌فر
: آرمان کوچکی

خرید بلیت:
http://www.jaajim.com 

شهر:
تهران

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

علیرضا(نوید محمد زاده) : من می ترسم....

باقر : این حرفا یعنی چی ؟ مگه بار اولمون آماده باش میدن ؟

علیرضا(نوید محمد زاده): قدم آخرش چیه؟ مُردن؟ من تا تَه ش هستم! فقط........ فقط دلم داره مثل سیر و سرکه می جوشه. می ترسم مسخرم کنین ولی... ولی دارم می ترسم... ترس من از روزیه که بچه مدرسه ای ها رو عکسم سیبیل چنگیزی بکشن، هیچ کی هم نفهمه علیرضا کی بود؟، چی بود؟، کجا بود؟؟؟؟... . . .


به بهانه پخش فیلم تآتر "پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد" (نوشته علیرضا نادری کارگردان اشکان خیل نژاد)
این صحنه ی آخرش که شام آخر داووینچی رو درست کردن واقعن به نظرم شاهکار خیل نژاد بود!
۲۳ مهر ۱۳۹۳
هنوزم یادش میوفتم عشق میکنم.
چقدر زیبا بود اینکار و چه متن بینظیری...:))))
(ابتدای این نمایشنامه بلک لیست شده نوشته بود:
صدای هر سوت قطار جنوب یک روز از عمر مادرم کاست
تقدیم به آنها
که هیچ
خیابان
و کوچه ای
به نامشان نیست(علیرضا نادری)








۲۴ مهر ۱۳۹۳
و چقدر حیف که روز آخر رفتمو کلی اسیری کشیدم که ببینمو نشد . الان اینو گذاشتید دلم سوخت
۲۶ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود. واقعا عالی.
اساسا جنگها امور خیر و نیک و دوست داشتنی نیستند اما در شرایطی که در یک جامعه جنگ شکل میگیره یک فضای روانی خاصی شکل میگیره که هم میتونه وجوه مثبت داشته باشه هم وجوه منفی یه جنبش یه جور اتحاد و هم دلی هست که بین مردم شکل میگیره و راستش انگار آدما بیشتر هم دیگرو دوست دارن بیشتر به هم احترام میذارن بیشتر با هم هم دل و همراه میشن از اونطرف هم یک ترسی وجود داره که نمیتونیم انکارش کنیم ترس پیرامون زنده ماندن و زندگی کردن اما جنگها هیچ رحم و مروتی ندارن این ترس از مرگ رو آقای محمد یعقوبی توی " زمستان 66" خیلی خوب توصیف کرده بود اما پچ پچه های پشت خط نبرد بخشی از تاریخ ایران پشت این کار ثبت و ضبط شده ما هر وقت بریم سراغش و اجراش بکنیم انگار داریم فرازی از تاریخ ایران رو ورق میزنیم و آدمایی رو توش میبینیم که اون تاریخ رو ساختن البته فکر میکنم آقای خیل نژاد بیش ... دیدن ادامه » از هر چیزی ارزشهای تکنیکی و ظرفیت های ادبی این نمایشنامه بوده که ترغیبش کرده بره سراغش و اجراش بکنه وگرنه فضای جامعه ما توی این سالها به شدت تغییر کرده و آدمایی که تو این نمایشنامه هستند رو دیگه مصداق عینیش رو توی جامعه پیدا نمیکنیم .
بخصوص در ساختار های نمایشی آدمای قصه آقای نادری شخصیت هایی هستند که یک رو بنا و ساختار های بیرونی واقع گرایانه داره اما به شدت از درون نماد گرا هستند و سعی میشه از طریق خلق شخصیت های نمادین یه جهانی رو که تجربه کرده در جبهه جنگ به مخابش نشون بده آدمایی که تو این نمایش هستند فارغ از هر دیدگاهی که دارند هر کدومشون به شدت آرمانگرا هستند و بر مبنای آرمانهاشون با هم دیگه گفتگو میکنند ولی وقتی نگاه به جامعه امروز و الان خودمون میکنیم میبینیم آرمــــانگـــرایی امروز کمتر تو جامعه ما بخصوص توی قشر جوان دیده میشه جوانانی که امروز شاید هدف مشخصی توی زندگیشون ندارن و یه جور دچار تکثر خواسته هستند دچار یه جور سرگشنگی هستند از این منظر بنظرم نمایشنامه آقای نادری شاید تلنگری باشه به نسل امروز ی که این اثر رو میبینه و درک کردن اینکه چه کسانی بودند در جبهه ها چه کسانی رفتند و جون خودشون رو به خطر انداختند که دفاع کنند از این سرزمین .
در مجموع به تماشای کار قشنگی نشستیم که الحق اجرای بچه ها هم بی نقض نمیشه گفت ولی من خوب دیدم فقط و فقط یه مشکل که اونم تالار مولوی که نمیدونم چرا اصلا بهش توجهی نمیشه الان از لحظ صندلی از نصف کمتر ظرفیت داره استفاده میشه بهد سه ردیف باید نشسته روی زمین شاهد اجرا باشن صندلیها و تشک ها در وضعیت بسیار زننده توی ردیف آخر که میشینی اصلا احساس امنیت نداری گذشته از اینکه کیف و شال و کلاهت تا انتهای نمایش از اون بالا سقوط آزاد کردن پایین خودت هو با یه حسی میشینی رو صندلی ها که انگار کل وزنت رو انداختی رو یه خال جوش و این امادگی رو توی فرمت باید تا انتهای نمایش حفظ کنی که اگه این خال جوش از اون ارتفاع یه موقع شکست تو چیکار کنی که حداقل از اون ارتفاع به پشت سقوط نکنی و از جبهه اینطرف هم نه به سرمای سالن های تاتر شهر نه به گرمای بیش از حد سالن مولوی آخ کجایییییی خانوم" صــــابــــری " ببینی با تالارت چه کردنــــد!!!
سلام به همگی دوستان.
دیشب مورخ 12 دی ماه این اجرا رو رفتم دیدم. اول از هر چیزی بنظرم این یه اجرایی بود کـــــاملاً مردونه ی مردونه (بخاطر بعضی دیالوگها و رفتارها) ... اما با یه داستانِ تراژدیکِ طنز دوست داشتنی که واقعاً انصافاً خیلی قوی بود هم بازیهاشون و هم ابراز حسّشون، اصلاً نمیشه اسمی رو از بِینشون نام برد، همشون عالی بودن. با اینکه خیلـی دیـــر تموم شد اجرا و بخاطر ترافیک خروج جمعیت سالن بنده بسیار بسیار بسیار دیــــــر (ساعت 11 شب) تک و تنها (با موسیقی متنِ صدای واق واق سگها) رسیدم خونه s-:... ولی خوشحالم که واقعاً ارزششو داشت و یه تئاتر با بازیهای قوی دیدم. :-)). چقدر پایانش خوب تموم شد!!!.. نورپردازی و موسیقیش رو هم پسندیدم.
...و خوشحالم ازینکه این چندوقتِ اخیر (گوش شیطون کَر) تئاترهای بی نقص و امیدوارکننده ای دیدم. مثل: تا یک بشمار/ نویسنده مرده است/ ... دیدن ادامه » وُیتسِک (فوق العاده عالی) / پچ پچه ها..
امیدوارم باز هم (گوش شیطون خیلی خیلی کَرتَر) شاهد اینگونه اجراهای قوی و بی نقص باشیم در آینده.:)
مثلِ من.
۱۳ دی ۱۳۹۱
;))
۱۳ دی ۱۳۹۱
اره رعنا جان خیلی خوب بود و کاملا 2 ساعت رو احساس نمیکردی
۱۶ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسئولین عزیز سایت

نمایش برای یک هفته دیگر تمدید شده است . تا پانزدهم دی ماه
تصحیح بفرمایید که از بخش نمایش های پیشین خارج شود .

ممنون
الهام حصاری، مسعود حری و سیاف این را خواندند
رعنا جمالی، کیانا اعتمادی و hoda sarraf این را دوست دارند
چقدر خوب کلی داشتم غصه میخوردم که از دستش دادم
۰۹ دی ۱۳۹۱
با اینهمه تعریفات و تمجیداتی که شنیدم آخرسر واسه فردا سه شنبه شب (با هزارویک استخاره) رزرو کردم این کار رو... حالا فقط ناراحت اینم که شب خـــیـلـــی دیـــر میرسم خونه:(((... ولی شاید این ریسک کردن واقعاً ارزششو داشته باشه. امیدوارم.
۱۱ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید بهترین نمایشی بود که امسال دیدم .
شروعی خوب و پایانی که هیچگاه نمی شود فراموش کرد . صحنه تعریف لطیفه با بازی قوی نوید محمدزاده
دیالوگ های قوی
بازی های بی نقص
و نمایشنامه ای از استاد علیرضا نادری
و کارگردانی جوان که از عهده کار بر آمده است . . .

اینکار آدم را دیوانه می کند . می خنداند ، می گریاند و به فکر فرو می برد که آیندگان با عکس ما چه می کنند که نمی فهمند ما کی بودیم و چی بودیم . . .
خدایا مصلحتت رو بنازم
یهودی میره دعای کمیل ٬ توده ای فالگوش وامیسته !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضا : من می ترسم
باقر : این حرفا یعنی چی ؟ مگه بار اولمون آماده باش میدن ؟
علیرضا : به خدا قسم من از مرگ نمی ترسم . من از بچه هایی می ترسم که چند سال دیگه روی عکسم برام سبیل می کشن ٬ که نمی فهمن علیرضا کی بود ٬ چی بود . . .
ﻣﻦ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺭﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﺎﺗﺮﻫﺎﯼ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﻮﺩ. ﺑﺎﯾﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﯿﭻ ﻭﺟﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ. ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ.
اولین بار به تالار مولوی رفتم برام جالب بود. جالبتر نمایش بود. با اینکه کمی طولانی بود 2 ساعت . اما عالی بود . مخصوصا نقش شهریار.
دوست داشتم نمایشو.
چی میشه گفت؟
که این نمایش عالی بود و حیف که دوباره نمی شه رفت.
از دوستان کسی اسم موسیقی لاتینی که لحظه ی عکس گرفتنشون پخش شد رو می دونه؟
سلام میثم جان،
اسم ترانه هست "besame mucho" که در اصل یک ترانه اسپانیاییه ولی خواننده های زیادی اون رو دوباره خوانی کردند. اون ترانه ای که در نمایش پخش میشد ورژن انگلیسی شده ترانه اثر Dean Martin بود که در زیر لینکش رو گذاشتم:
http://beemp3.com/download.php?file=523687&song=Besame+Mucho.
در ... دیدن ادامه » ضمن توصیه میکنم همین کار رو با صدای Andrea Bocelli هم بشنوی:
http://mp3skull.com/mp3/andrea_bocelli_besame_mucho.html
۰۸ دی ۱۳۹۱
ممنون از معرفی ترانه ها آقای اژدری :-)
۰۹ دی ۱۳۹۱
علی اژدری عزیز
الان کامنتت رو دیدم.
راستش خیلی دنبال اسم این کار گشته بودم،
و وقتی کامنتت رو دیدم نمی دونی چقدر خوشحال شدم.
ممنون ازت،
ممنون.
۲۲ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد

فقط می تونم بگم که حتماً ببینین...

ارزش داره به خاطرش گرمای سالن و ناراحتی صندلی ها رو تحمّل کنی...

من که دو بار دیدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من تا حالا سالن مولوی نرفته بودم واقعا برام دور از ذهن بود که صندلیهاش انقدر بد باشه تا 2روز کمر درد داشتم واقعا اگه بهترین نمایش سال هم اونجا اجرا بشه دیگه نمیرم سالن بیش از حد هم گرم بود متاسفانه اصلا نتونستم از نمایش لذت ببرم همش دلم میخواست زودتر تموم بشه ولی با همه این حرفا صحنه جوک گفتن علیرضا محشر بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدیران محترم سایت

این تئاتر هنوز روی صحنه است ولی در سایت جزء تئاترهای گذشته قرار دارد. لطفا اصلاح شود

سپاس از توجه شما
اصلاح انجام شد
سپاس از شما.
۳۰ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو دیدم و همونطور که حدس می زدم فوق العاده بود . باز هم تشکر از همه دوستان
خیلی فکر کردم که درباره این نمایش چی بنویسم که حسم رو بتونه بیان کنه ولی هیچی به ذهنم نرسید غیر از این چهار جمله:
پاشین برین تالار مولوی
پاشین برین تالار مولوی
پاشین برین تالار مولوی
پاشین برین تالار مولوی...
موافقم باهات. :)
زمستان هم خوبه...
اگه بشه دوباره این دو کارو می بینم.
۲۴ آذر ۱۳۹۱
:)))
۲۵ آذر ۱۳۹۱
پچ پچه ها کار خوبی بود اما زمستان کار راضی کننده ای نبود
۲۶ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان باید حتمن رزرو کرد؟
اگر موقع اجرا بریم بلیط گیر نمیاد؟
به نظر ِ من بهتره بخرید و حتمن ساعت 6و45 اونجا باشید تا صندلی های ردیف ِ جلو بهتون برسه. البته موقع ِ اجرا هم بلیط میفروشن. ولی خیلی ها روی زمین نشسته بودند و یا عقب های سالن بودند.
۲۴ آذر ۱۳۹۱
ممنون از راهنماییتون
۱۳ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
تالار مولوی کجاست ؟
سلام برشما
میدان انقلاب/خ16آذر/جنب کلینیک 16آذر/روبه روی دانشکده داروسازی دانشگاه تهران

موفق باشید.
۲۲ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند شب پیش در سالن افتضاح مولوی شاهد نمایشی بودم که صادقانه من را تحت تاثیر قرار داد.
بعضی صحنه ها که بسیار عالی بود مثل آن لطیفه گفتن علیرضا در آخر نمایش که میشد فشار و زحمتی که بازیگز متحمل شده بود را بعد از نمایش به وضوح دید. از همه شون ممنونم
نمایش بسیار خوب و متن بسیار قوی بود.بازیگران خیلی خوب از عهده اجرا بر آمده بودند.من بسیار لذت بردم و دیدنش را به همه توصیه می کنم
۲۳ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوید محمدزاده، محمدهادی عطایی
این دو تا اسم کاملا آدم قانع میکنه که هر چی سریعتر برای دیدن این تئاتر اقدام کنم :)
هنوز هم میتونم بگم که "این زندگی مال کیه؟" بهترین تئاتری بوده که تا حالا دیدم، تشکر از اشکان خیل نژاد
۱۹ آذر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید