تیوال فیلم نفس
S3 : 07:59:09
خـریــــد
۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۲,۵۰۰ تومان
 بها: ۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۲,۵۰۰ تومان
: نرگس آبیار
: مهران احمدی، پانته‌آ پناهی ها، گلاره عباسی، سیامک صفری، شبنم مقدمی، سیامک عبادی زاده، ساقی زینتی، محمدرضا شیرخانلو، سیده ساره نورموسوی، علی خانبابایی، جمشید هاشم پور
: محمدحسین قاسمی، ابوذر پورمحمدی و شرکت نور تابان
: ساعد نیک‌ذات
: عباس رستگارپور
: بهزاد هاشمی
: مهرداد میرکیانی
: اصغر نژادایمانی
: روزبه سجادی حسینی
: سجاد پهلوان زاده
: آرش قاسمی
: پریسا دانش
: امیر یمینی
: حمید جانی پور، بهنوش منصوری
: محمدحسین قاسمی، ابوذر پورمحمدی و شرکت نور تابان
"نفس" قصه زندگی یک خانواده یزدی بین سال های ۵۷تا ۶۲است.روایتی از زندگی چهار کودک با نامهای بهار، نادر، کمال و مریم است که همراه پدرشان غفور (با بازی مهران احمدی) و مادربزرگ (با بازی پانته‌آ پناهی‌ها) در دهه۵۰ خورشیدی نفس می‌کشند! دنیای این کودکان دنیایی است پر از رویاهای زیبای کودکانه که قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد.

کیفیت ۴۸۰: ۱.۵۰۰ تومان
کیفیت ۷۲۰: ۱.۸۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰: ۲.۰۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰ (HQکیفیت بالا): ۲.۵۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم نفس / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم نفس / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» در نشست نقد و بررسی «نفس» عنوان شد: قرار نبود«نفس»انیمیشن هالیوودی داشته باشد

» عارف به تماشای «نفس» نشست/جشنواره سی و چهارم فارغ از مسائل سیاسی است

» عوامل فیلم سینمایی «نفس» بر روی فرش قرمز


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
.
■■نگاهی به فیلم «نفس» در گفتگو با «نرگس آبیار»(بخش نخست)
از شیار 143 تا فیلم نفس همراه با صحبت های نرگس آبیار

■در کانال ابدیت و یک شمارۀ بیست و نه را بشنوید :
https://telegram.me/EternityAndADay

■در بیست و نهمین برنامه از مجموعه پادکستهای «ابدیت و یک روز» به سراغ فیلم «نفس» و کارگردان آن، خانوم «نرگس آبیار» رفته ایم.
فیلمی که تا چندی پیش در سینماهای ایران به نمایش درآمده و از طرف بخش عمده ای از مخاطبان و منتقدان مواجه شده بود.
در این برنامه جدا از صحبتهای کارگردان اثر،
آقا «علیرضا حسن خانی» (نویسنده مجلات ماهنامه فیلم، هنر و تجربه و روزنامه هفت صبح) و
خانوم «نزهت بادی» (نویسنده مجلات فیلمنگار، زنان و سینما و ادبیات) نظرات شان درباره این فیلم با مخاطبان درمیان گذاشته اند.


■مجموعه پادکست هایی درباره هنر سینما
https://telegram.me/EternityAndADay
farid beyranvand این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
good enough
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم نفس فیلمی با ایده بسیار قوی و شاعرانه است از یک زندگی با رویاهای پاک که در اثر جنگ نابود می شود ، اما متاسفانه با یک فیلم نامه ضعیف رنگ می بازد. چرا باید به بعضی مسایل سیاسی در فیلم اشاره می شد؟
بازی کودک فیلم بر خلاف بازی ضعیف مهران احمدی بسیار قابل اعتناست اما نکته بسیار تامل برانگیز نادیده گرفتن بازی فوق العاده پناهی ها در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر است. خانم مقدمی از همین فیلم برنده سیمرغ نقش مکمل شد اما رویکرد جشنواره در ارایه سیمرغ بازیگری واقعا جای شگفتی دارد.
فیلم نامه های ضعیف و انتخاب عجیب بازیگران نقشها ی اول توسط کارگردانان و تهیه کنندگان و به طور کلی روند عجیب ظهور ستاره ها در سینمای ایران به اندازه کافی باعث هدر رفتن پتانسیل بازیگری در ایران شده است، دیگر واقعا نیازی بر زخم زدن دیگری توسط جشنواره بر این پیکر ضعیف نیست ! بازیگران ... دیدن ادامه » اول ستاره می شوند، بلافاصله کاندید سیمرغ شده و یا سیمرغ می گیرند بعد از آن یا مثل خانم تهرانی، کریمی،حاتمی،افشار و... همانطور بازیگران یکسان و سردی برای هر نقش می مانند و یا نهایتا تبدیل به بازیگران کاملا معمولی مثل کوثری، علیدوستی، جواهریان، طباطبایی و... می شوند.همین شرایط برای بازیگران مرد نیز کمابیش حاکم است. واقعا شان بازیگری ایران این است که هدیه تهرانی دو سیمرغ داشته باشدیا باران کوثری چهار نامزدی و دو سیمرغ ؟ ان نقش ها ماندگارند؟معدود جوایز قابل اعتنای بازیگران ایران در جشنواره های بین المللی نظیر جایزه اقای ناجی در برلین یا شهاب حسینی در کن عموما به عدم شناخت داوران بین المللی از روند کلی این بازیگران و توهم خلق یک شخصیت توسط ان ها صورت گرفته. امیدواریم حداقل جشنواره فجر محک منصفانه ای برای بازیگری ایران باشد.
خانم ابیار مثل اقای مهرجویی توان خلق شخصیت در فیلم خود و استفاده از پتانسیل بازیگر را دارد و مثل یک کارگردان قوی دارای ایده های قابل احترام.
نوبادی و shadowofdream این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از طرف خیلی ها تشویق شدم این فیلمو ببینم و با سطح انتظار بالایی رفتم که البته پایین تر از حد انتظارم بود...
منکر فضای خوب فیلم و دنیای کودکانه بهار نمیشه شد خصوصا اینکه خودم به شخصه در شهرستان زندگی کردم و شخصیت ننه آقا رو به خوبی لمس کردم و جا داره به خانم پناهی ها خسته نباشید بگم به خاطر بازی فوق العادشون ...و خیلی جزییات و دیالوگ هایی که منو برد تو کودکیم و برخی از سکانس ها احساس کردم خودم اونجام...اما طولانی بودن فیلم،اضافی بودن سکانس ها، جابجایی تو فیلم بدون اطلاع درست، شخصیت های متناقض برخی از کاراکترها(معلم مرد یه روز بهارو تحسین و تمجید میکنه به خاطر کتاب خوندن یه روز وحشیانه کتکش میزنه...) نکاتی بودن که تو ذوقم زد و به نظرم فیلم متوسط متمایل به سطح خوب است ولی عالی و درجه یک نیست....
shadowofdream و محمد لهاک این را خواندند
رضا تهوری و شیوا الف این را دوست دارند
برخوردی که در آن زمان ناظم ها و بسیاری از معلم ها با شاگردان انجام می دادند دقیقاً به همین گونه بود. آن خشونت ها بر اساس حقایقی که در رفتار اجتماعی آن زمان بود نمایش داده می شود.
۱۰ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار فیلم زیبایی بود....زیبا مثه دنیای پاک کودکی.....زیباترین فیلم ضدجنگی که دیدم....
بازی دختر کوچولوی فیلم بی نظیر بود....به طرز ناجوانمردانه ای با اشکهاش اشکت رو در میاره و با خنده هاش شادت می کنه....
و سر آخر.....
دوست داشتم اونقد بشینم تا شاید فیلم برگرده به صحنه تاب سواری و جور دیگه ای تموم شه...
دیدن این فیلم زیبا رو نباید از دست داد....
عمو فرهاد قصه ها و محمد لهاک این را خواندند
صادق این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نـفـس _ دنیایی به وسعت ذهن زیبای یک کودک

بهار؛
دختری است خردسال،باهوش، خونگرم و عاشق و نگرانِ پدر...
دختری با موهای ژولیده_گولیده(به قول خودش) که این آشفتگی را به ذهن خلاق و کودکانه اش نیز تعمیم داده؛
گویی بین موها و ذهنش ارتباط خاصی وجود دارد...
هربار که موهایش ژولیده_گولیده است، ذهنش نیز مشوش و شلوغ میشود و هربار که موهایش مرتب و بافته میشود ، ذهنش هرآنچه را که میشنود مرتب تر از موهایش ترسیم و تجسم میکند.
ونرگس آبیار؛ چقدر زیبا این دنیای ترسیم شده و مجسم را که پر از حرف و نشانه و کلام است،از ذهن کوچک و خلاق بهار بیرون کشیده و در مقابل چشمان مشتاق مخاطب به رقص در می آورد.
بهار ؛
اینقدر عاشق و نگران پدر است که با هر نفس تنگی پدر ""نفس"" میدهد و باز زنده میشود؛
این را؛
از دو گوی نگران چشمانش میتوان لمس کرد،
و از زبان گویایش که هربار تاکید میکند دکتر نفس میشوم تا پدرم را خوب کنم، میتوان شنید،
و از نجات ماهی قرمزی که به دور از آب مانده و بهار با دستانش در آب رهایش میکند تا باز نفس بکشد و مثل پدر خِس خِس نکند، میتوان دید و نظاره کرد...
گویی،رها کردن ماهی قرمز در آب برایش حکم پاف کردن اسپری تنفسی پدر را دارد...
بهار؛
آرزو ... دیدن ادامه » میکند،
خلق میکند،
مجسم میکند،
حتی راز و نیاز میکند...
اما سرآمد همه اینها؛
"" دکـتـرِ نـَفـَـس "" شدن است،
حتی اگر "" دکـتـرِ نـَفـَـس "" شدن برای ""مـُـرده ها"" باشد....
بهار؛
به آرزویش رسید....

پ.ن: ""نفس"" را ببینید، بشنوید و لمس کنید...
دنیای ""نفس"" زیباست...
زیبا بود هم نفس هم وصف شما!!!!!
۰۲ دی ۱۳۹۵
"گویی بین موها و ذهنش ارتباط خاصی وجود دارد..."
نفس را ندیدم اما نفس ِ تو را خواندم، لطیف و زیبا بود پرند جانم:)
۰۹ دی ۱۳۹۵
مریم مهربانم، ممنون از حضور و همراهی پرمهرت بانو.
۱۰ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی پانته‌آ پناهی جذاب بود بازی نقش اول فیلم قشنگ بود ولی در کل داستان نداشتن این فیلم یکی از معضلاتی بود که مخاطب با ان در گیر بود... ولی در کل فیلم خوبی بود میتوانست بهتر هم باشد
دقیقا تعریف شما از داستان چیه که این فیلم رو فاقد اون می دونید؟؟...
۰۵ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشته یک دوست : فیلم منو به دوران کودکیم برد، نمی دونم چند سالم بود ولی چراغی که برای روشنایی از اون استفاده می شد رو توخونه عمه ام در شمال دیده بودم. تابستونا وقتی ابتدایی بودم شاید کلاس دوم، اونا برق نداشتن وشبها با کلی ذوق و شوق منتظرمی شدم هوا تاریک شه دختر عمه ام چراغها رو روشن کنه و توایوان بذاره، اولش خوب بود ولی بعد پشه ها دورش جمع می شدن، تازه اونوقت بود که سوزش نیششونوحس می کردی، فضای دلنشینی بود مجبور بودیم زود شام بخوریم و کیفش اونجابود که بریم توی پشه بند بخوابیم آی کیف می داد توی سر و کله هم می زدیم. تا امروز آرزوهای کودکی خودمو مرورنکرده بودم، منم دلم می خواست دکترشم ولی وقتی خوب فکرشو می کنم از هرکسی خوشم می اومد خودمو جای اون می ذاشتم معلم دکتر... دوران کودکی خوبی بود با کلی خاطره، مادربزرگای خوب آدمای یه رنگو زحمت کش، شیطنتهای ... دیدن ادامه » خودم برای کولی گرفتن ازاونا، واسه نخوابیدن بعدازظهرها چقدر کیف می کردیم برای خوردن یه یخ در بهشت تو تابستون، چقدر دلم تنگ شده واسه کودکیم واسه سادگیم واسه مهربونی اون آدما، برای کفش ملی پوشیدن برای بافتن موهام به دست بابا برای ناز کردنام برای مامان برای انتظار کشیدن سر هفته و خرید محصولات مینو، آخه برای ما هفتگی خوراکی می خریدن و تو کیسه می ذاشتن تا پنج شنبه بعد، چرا من تاحالا بچه گیهامو مرور نکرده بودم درس نخوندنامو چقدر زود گذشت چقدرزود بزرگ شدیم جنگ بمباران نرفتن به پناهگاه، کوپنها صفهای طولانی واسه مایحتاج زندگی یادم رفت شهید شدن پسرعمه ام .... چقدر دلتنگ شدم
آرزوهای بهارو موشک دودکرد ولی ما خودمون ارزوهامونودفن کردیم بی دلیل قدر داشته هامون رو ندونستیم چقدر مغرور بودیم کجایی کودکی قایمباشک بازی هفت سنگ ...
حسین پوریعقوب این را خواند
پرند محمدی و ندا ناصری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در حد خودش مورد قبول است ولی مهم ترین مشکل عدم وجود داستان در فیلم است.
فیلم برای مخاطب عام کشش ندارد و تنها دلیلی که باعث میشود مخاطب عام راضی از سالن سینما بیرون بیاید پایان سنتی منتال آن است. البته بازی خانم پناهی ها هم در جذب مخاطب بی تاثیر نبوده است هرچند به شخصه معتقدم بازی نقش بهار از همه واقعی تر است.
جدا از معضل داستان، کارگردانی خانم آبیار قابل تحسین است. در وهله اول بازی گرفتن از بازیگران به بهترین نحو انجام شده است(مشخصا نقش های کوتاه شبنم مقدمی و سیامک صفری). در وهله دوم تصاویر گرفته شده ما را با فیلمی به نسبت متفاوت از سینمای ایران مواجه میکند این تفاوت با وجود کم و کاستی هایی که دارد به دل مینشیند و در وهله سوم باید گفت که استفاده از انیمیشن هوشمندانه بوده است.
متاسفانه فیلم با تمام تلاشی که کرده است تا دنیا را از چشمان کودکی معصوم ... دیدن ادامه » و بی طرف به تصویر بکشد، ولی مخاطب با جهت گیری خاصی از سوی نقش های بزرگسالان مواجه است. به گونه ای که شاید بتوان گفت اگر پایان درامتیک فیلم نبود، در نظر دادن در مورد نقش اول فیلم به مشکل برمیخوردیم.
Positron، سارا و Mehrad Montazeri این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این میل مبهم کودکی....

آبیار در سه فیلمی که ساخته نشان داده کارگردان جاه طلب و سختکوشی است. سعی دارد در فضاهای متفاوت تری با چالشهای بیشتری فیلم بسازد. اما تا قبل از فیلم نفس تلاش هایش چندان ثمربخش نبود، اگرچه فیلم شیار 143 مورد توجه نسبی قرار گرفت اما تبدیل به فیلم بلاتکلیفی شد که زوایه دید فیلمساز در آن گنگ بود و مشخص نبود با توجه به رفتارهای شخصیت اصلی ما صرفا با فیلمی درباره عشق جنون آمیز یک مادر به پسرش طرفیم یا با آن سکانسهای نچسب مصاحبه ها و پایان زیادی نمادین و احساساتی با فیلمی درباره ایثار و رنج مادران شهید؟
اما آبیار در فیلم نفس فیلمساز پخته تریست و نشان میدهد که باید او را در سینمای ایران جدی گرفت. کار سختی که باید در این فیلم شخصیت محور و روایت شونده از سوی کودکی خردسال با ذهنیتی جستجوگر و فانتزی گونه انجام شود در آرودن امتسفری شیرین ... دیدن ادامه » و کودکانه با روایتی نرم و سیال است که عینیت وذهنیت کودک را در هم بیامیزد و رویدادها را با عبور از فیلتر راوی کوچک از دسته بندی و خط کشی مرسوم دور کند. آبیار تا حدی موفق عمل میکند با تمهیداتی همچون دوربین روی دست که همتراز با زاویه دید کودک است، بهره بردن از تمهید قصه گویی و قصه خواندن که از اصلی ترین دلمشغولی های کودکانه است با تصویر کردن انیمشینهای بامزه و آماتوری که از ذهنیت راوی سرچشمه میگیرد، بهره گیری بازیگوشانه از لوکیشنها، افکت صدا و عناصر صحنه و کنشهای کودکانه همچون تاب سواری و بالشت بازی و پرهیز از جدیتی صریح در مواجهه با وقایعی همچون انقلاب که با درک مبهم دختری کوچک همخوانی داشته باشد.
اما دو اشکال مهم در فیلم است که آن را به اثری ممتاز تبدیل نمیکند. اول اینکه درست است که با سبکی از سینما طرفیم که نباید انتظار قصه گویی به شیوه مرسوم با اوج و فوردهای داراماتیک وجود داشته باشد اما به هر حال باید ارتباط منسجم و پیش برنده بین سکانسها، فصلها و شخصیت ها باشد اما این ارتباط در فیلم کم رنگ است در واقع پرهیز از شیوه مرسوم روایت علت و معلولی نباید منجر به غافل شدن از ترتیت بندی جلوبرنده سکانسها در رسیدن به کلیتی واحد شود. اگر به درستی کلیت واحدی شکل نگیرید، میتوان جای چندیدن سکانس را با هم عوض کرد یا بعضی ها را هم حذف کرد و یا به تعداد سکانسها افزود و میشود فیلم را در چنین شرایطی تا ابد ادامه داد. وقتی فیلمی تا ابد ادامه یابد چگونه باید به آن پایان داد؟ و اینجاست اشکال دوم فیلم نفس ایجاد میشود یعنی پایان بندی ضعیف. فیلمساز در پایان مجبور میشود شخصیت اصلی را حذف کند تا از لحاظ ظاهری فیلم را به پایانی مشخص برساند آن هم با تمهیداتی که خارج اصول فیلم تا به اینجاست. مرگ کودک و ویرانی خانه، پایانی بیش از اندازه جبرگرایانه و تراژیک است که همخوانی با لحن نرم و با طراوت فیلم ندارد و همچنین نشان دادن آن قایق کوچک دختر در بین خرابی ها و پخش نقاشی او در تلویزیون بعد از مرگش زیادی نمادگرایانه و خارج از اتمسفر بی آلایش فیلم است.
در مجموع نفس با فضایی که آدم را به کودکی وصل میکند، تماشایش در سینما؛ حس دلچسبی از دوری از روزمرگی ها و چالشهای های بزرگسالی دارد.
با سلام و احترام
با شما موافق هستم نفس فیلم متفاوت و فوقالعاده ای بود
۰۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به دیدن این فیلم رفتم و خاطرات بسیاری از چیزها در زمان کودکی برام زنده شده وقعا نوستالژیک بود برام ، فرش شستن های شب عید ، کل کل های خواهر و برادری ، زیر نیمکت کتاب خوندن یواشکی، وقتی بمب باران میشد و به شوفاژ خونه میرفتیم همون ترس و دلهر ها، درست مثل بهار غرق در دنیای کودکانه خود و بی خبر از همه جا که ممکن بود لحظه ای دیگه نباشیم ، داستان بچه های بی گناه که خیلی هاشون الان دیگه نیستن و سرنوشتی مانند بهار داشتن شاید اگه الان بودن ...................ممنون خانم آبیار خیلی عالی بود معلوم بود این فیلم رو کسی ساخته که این فضاها رو تجربه کرده، خسته نباشید
الهه الف، Positron و پرند محمدی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت زندگی یک دختر در طول چندین سال تکراری و خسته کننده است....مدت زمان فیلم بر این خسته کنندگی می افزاید و تماشاگر خوابش می برد !
تصویربرداری فیلم قوی است....
موسیقی فیلم ضعیف است و به عبارتی موسیقی ندارد حتی !
ریتم فیلم کند، بیش از حد آرام و تقریبا خالی از افت و خیز است...
تکنیکی که از فیلم "طعم شیرین خیال" کمال تبریزی گرفته شده است و آنچه در ذهن کودک می گذرد را با حالتی انیمیشن وار به نمایش در می آورد هم با یادآوری آنکه تقلیدی است زیباییش را از دست می دهد !
الهه الف، علیرضا و نیلوفر ثانی این را خواندند
آزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با خوندن نقدهای این صفحه داشتم کم کم از خرید بلیط پشیمون می شدم اما بازم با خودم گفتم حتما چیزهای خوبی هم داره ...وقتی نشستم تو سینما هم تو فکر این بودم اگر اینقدر بد و حوصله سربر باشه چجوری بلند شم و برم چون سالن پر بود .با شروع فیلم شیوه ی روایت خیلی جذبم کرد و حس خوبی در من بوجود آورد چون یه دختر کوچولو شروع کرد به حرف زدن که خیلی دلنشین بود.و خلاصه اینو بگم که در کل فیلم خوش ساختی بود .فقط از شروع جنگ کلا بنظرم ساختار فیلم بهم ریخت و پایان خوبی هم نداشت خیلی الکی و بزور میخاست اشک آدم و دربیاره.انیمیشن های کار زیبا بود و بازی دختر بچه فیلم و خانم پناهی خیلی خوب بود.ممنونم از خانم آبیار بخاطر احساس قشنگی که بهم دادن.
الهه الف، پرند محمدی و نیلوفر ثانی این را خواندند
علیرضا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لعنت به جنگ که تمام لحظات زیبای کودکی ما را بر هم زد ، تمام خاطرات زمان ما با صدای آژیر ، بمب ، موشک ، ترس ، وحشت و شهید گذشت ...
تمام لحظات فیلم قابل لمس بود ، یه احساس پاک کودکانه
سکانس پایانی فیلم وقتی که بهار تو حیاط در حال تاپ بازی بود و می چرخید و می چرخید ، صدای فروغ توی گوشم زنگ می زند ، می خوند و می خوند آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد ؟
آیا دوباره باغچه ها را بنفشه خواهم کاشت ؟
و شمعدانی ها را
در آسمان پشت پنجره خواهم گذاشت ؟
آیا دوباره روی لیوان ها خواهم رقصید ؟
آیا دوباره زنگ در مرا بسوی انتظار صدا خواهد برد ؟
به مادرم گفتم : " دیگر تمام شد "
گفتم :" همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق میافتد
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم "
و تمام شد با صدای "بمب " بهار هم رفت با تمام آرزوهای زیباش

چقدر حیف که نتونست نقاشیش رو تو ... دیدن ادامه » تلویزیون ببینه ...

لعنت به جنگ ...
» تا ۴ پاسخ




علیرضا، Nima Roozbeh و amdgh این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی با خودم فکر کردم که نظرم رو بگم یا به همان گزینه دوست نداشتم و کلیک روی اون بسنده کنم. ولی بالاخره تصمیم گرفتم که نظرم رو بیان کنم و اون اینکه با عرض تأسف «نفس» بدترین فیلمی بود که تا به الان دیده ام و این برای کارگردانی با سابقه ساخت فیلمی مثل شیار... جای تأسف داشت.
اصلا هدف اصلی از ساخت اون رو نفهمیدم و اینکه فیلم چه چیزی برای گفتن داشت. همه چیز بیش از حد بود در این فیلم و این کار رو خراب میکرد.
در هر حال با آروزی دیدن فیلم هایی بهتر از این کارگردان.
الهه الف، اوا.ت و ستار محمودی این را خواندند
مینا &۱۲، میثم خوئینی و Positron این را دوست دارند
بدترین فیلم؟!!
۰۲ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکران چهارشنبه - 94/11/21

" میانه "

با شروع فیلم و آغاز روایت از زبان راویِ داستان [بهار] می توان فضای کلی فیلم را پیشبینی نمود. از دیدگاه برخی کارشناسان، فیلم های دارای راوی که بصورت مستمر در طول فیلم به بیان موضوع ، شرایط و حالات می پردازند فیلم هایی ضعیفی محسوب میگردند چرا که نویسنده و کارگردان با کمک راوی قصد در راحت تر کردن کار خود در پیشبرد داستان و فضاسازی ها دارند. این فیلم نیز از این نقد مستثنی نیست، چرا که وجود راوی [بهار] کمک بسزایی در پیشبرد و روشن کردن شرایط داشته و در برخی سکانسها کار را برای بازیگران و کارگردان راحت تر کرده است.

در طول فیلم، بیننده به مدت یک ساعت و اندی ، با افکار کودکی باهوش که نگاهی متفاوت به زندگی داشته همراه میگردد و در دنیای رنگارنگ و عجیب او غرق می شود. از این لحاظ کارگردان و نویسنده کار خود را به خوبی انجام ... دیدن ادامه » داده و می توان گفت ، در طول فیلم بیننده را قادر میسازند تا به کمک تصویرسازی ها و انیمیشنها و راهنمایی های راوی، خود را در موقعیت مورد نظر قرار دهد.
نکته ی قابل توجه فیلم برداری خوب این فیلم بود که از دیدگاه من جزو نقاط قوت بحساب می آمد. اما طولانی شدن برخی سکانسها و معلق ماندن داستان به مدت نسبتا زیاد، از نظر من چندان جالب و حرفه ای محسوب نمیشد بخصوص در سکانس پایانی و تاب خوردن طولانی و موسیقی تند که البته قصد در آماده کردن بیننده برای یک اتفاق را داشت اما گاه از حوصله خارج می شد.
استفاده از سیمرغ در سکانسی از فیلم و همچنین مانور بر روی برهه زمانی خاص (دهه فجر 57) شاید به نوعی ذهن را به آن سمت سوق دهد که به تماشای فیلمی با مصرف خاص نشسته است که در پایان اثر عمیقی بر ذهن و روح تماشاگر نخواهد گذاشت.

در نهایت فیلم از نظر من معمولی و یا به نوعی " میانه" بحساب می آمد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفس رو دوست داشتم.اما به همه کسانی هم که دوست نداشتند حق میدم.چون همه افراد در دوران کودکی چنین فضایی رو تجربه نکردند‌.من به شخصه این نوع فضا رو در فیلم دوست دارم.یاد دوران کودکی خودم می افتادم.اگر در دوران کودکی خودتون بچه ای بودید که از کوچکترین اجزای اطراف خودتون تصورات شخصی خاص خودتون رو داشتین حتما از دیدن این فیلم لذت می برید.این فیلم منو به زمانی از کودکی خودم می برد که حتی برای میوه ها و یا لوازم تحریرم داستان می ساختم و لذت می بردم.نشون دادن بی گناهی و پاکی دوران بچگی که هیچ نقشی در کارهای بزرگتر ها ندارند ولی در نهایت قربانی دنیای همین آدم ها می شوند در پایان فیلم خیلی غمگینم کرد.این دختربچه چه نقشی در اتفاقات دنیای بزرگترهایش داشت که در نهایت اینگونه قربانی شد؟ هیچ.در کل مشکل فیلم به نظرم یک مقدار طولانی شدن داستان بود که باعث شد خیلی ... دیدن ادامه » ها ازش متنفر بشن.به نظرم باید مدت زمان فیلم رو کمی کوتاه تر می کردند تا همه لذت ببرند.
بیژن وکیلی و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
سپهر امیدوار، پرند محمدی و مهراد الف. این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فضای فیلم دوست داشتنی بود
مجتبی مهدی زاده این را خواند
میسا طبرزدی و پرند محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" نفس " ساخته نرگس آبیار بی شک از آن دسته فیلم هایی خواهد بود که بعضی از مخاطبان آن را خیلی دوست خواهند داشت و برخی دیگر آن را اصلا نخواهند پسندید. به عقیده من مخاطب بین این دو دسته، شاید برای این فیلم وجود نداشته باشد! و اما من از آن دسته مخاطبانی هستم که بی اندازه این فیلم را دوست داشتم و تا پایان ، مشتاقانه به تماشای این فیلم نشستم. "نفس" شاعرانه ای آرام است که از دیدگاه یک کودک با بازی بسیار درخشان سیده ساره نور موسوی روایت می شود. روایتی از دنیای بی آلایش،ساده،بی پروا،معصوم و دوست داشتنی دختر نقش اول فیلم. کودکی که در مواجهه با جهان پیرامونش ،داستان می سازد، روایت می کند و تصاویر ذهنی برداشت های خود را برای مان با انیمیشن های بدیع،به تصویر می کشد. درست انگار شما سوار به ماشینی شده اید و وارد مغز کوچک اما پر هیاهوی نقش اول داستان می ... دیدن ادامه » شوید. سفری خیال انگیز و بدیع .گمان می کنم این تجربه شخصی دوران کودکی خود خانم آبیار در مواجه با جهان باشد. جهانی پر از تصویر های خیالی و روایت گونه. بسیاری از نویسنده ها و شاعران ها در دوران کودکی خود چنین تصاویری را تجربه کرده اند. و اصولا اکثر ما کودک هایی این چنین که برای خودشان داستان می سرایند و از هر تصویر و جسم کنار خود ،موجودی برای روایت گری و قصه پردازی درست می کنند، را جایی دیده ایم. کودکانی متفاوت که اگر استعدادشان شناخته شود،می شوند خانم آبیار ،که به شیرینی روبروی مان می نشینند و شاعرانه شان را برای ما تعریف می کنند تا ما لذت ببریم.
از سوی دیگر شاید خیلی از دوستان نداشتن قصه و خط داستانی را از مهمترین نقاط ضعف این فیلم بدانند اما به عقیده بنده این موضوع کاملا نقطه قوت اثر می باشد. شما بدون اینکه با یک داستان خاص روبرو باشید بیش از دو ساعت روبروی دغدغ های فکری یک کودک هفت ساله می نشینید و با آن در جهان خیالیش سفر می کنید بی آنکه خسته شوید و بی انکه به قول شهرزاد بپرسید : " خوب که چی؟" .هرچند فیلم نقاط ضعف هایی هم دارد . مثلا می شد بعضی از سکانس ها را حذف کرد( نه به این خاطر که بدون آنها هم می شد این فیلم زیبا و اثر گذار باشد ) بلکه فقط به خاطر کوتاه کردن زمان فیلم .البته چون من کل سبک کار را دوست داشتم زمانش اصلا برای من سخت و غیر قابل تحمل نبود.
این نکته را هم باید اضافه کنم که کلیت کار و نگاه کودک ماجرا مرا یاد نوشته های شل سیلور استاین شاعر و تصویر گر بزرگ کودک انداخت. در تمام طول فیلم بعد از اینکه خط ماجر را فهمیدم ،می ترسیدم که نکند چون این کار توسط یک آدم بزرگ نوشته می شود دیدگاه و روایت ها از آن حالت کودکانه خارج شود و شعار گونه در فیلم جای بگیرد ،که خوشبختانه اصلا اینگونه نبود. به همین دلیل فکر می کنم که بخش زیادی از این روایت ها ،تجربه ذهن خود خانم آبیار باشد که اینگونه زیبا قلم زده شده است. و شاید هم نباشد که آنوقت صد برابر آفرین و مرحبا می بایست نثار نویسنده کار نمود.
در مجموعه برای کسانیکه دوست دارند خط داستانی را دنبال کنند و اتفاق های و روایت های پیچیده برایشان جذاب است توصیه می کنم که سراغ این فیلم نروند و برعکس برای کسانیکه به دنیا،آرام ،شاعرانه همراه با تصویر پردازی های خیال گونه نظر می کنند توصیه می کنم حتما این فیلم را ببینند.
به عقیده من " نفس " یک فیلم قابل ستایش است . فیلمی که در آن یک کودک هفت ساله شما را پای پرده بزرگ سینما می نشاند و شروع می کند به روایت سازی برای شما از مواجه شدن خود با پدیده ها و اتفاقات پیرامون. و همینجور شما را دوساعت اسیر خودش می کند ...
و در پایان امیدوارم تقدیر شاییسته ای از این کودک با استعداد سینمای ایران شود.
جناب علیزاده گرانقدر،
من هم مانند شما به شدت فیلم رو دوست داشتم و در خصوص قابل ستایش بودن فیلم با شما هم عقیده هستم. این فیلم یکی از بهترین و لطیفترین فیلمهایی بود که دیدم. به بهترین شکل دنیا و دغدغه های ذهنی یک کودک رو به نصویر کشید.
۳۰ آذر ۱۳۹۵
ممنون خانم محمدی عزیز
خوشحالم که فیلم رو دوست داشتید و ازش لذت بردید و ممنون از این که وقت گذاشتید و یاداشت بنده را مطالعه کردید. واقعا یکی از لطیف ترین فیلم هایی بود که من هم تا به حال دیدم.
۰۱ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بسیار جالبی از سرکار خانم آبیار

هم با دید فرم ، هم با دید داستان ، هم با دید سیاسی ، اجتماعی.

فیلم را می توان به دو قسمت پیش از انقلاب و پس از انقلاب تقسیم کرد .

در قسمت پیش از انقلاب وضع عمومی در نقاط محرم و آمادگی و پذیرش مردم برای دگر گونی کاملا قابله مشاهده است . مشابه آنچیزی که در فیلم "ربان سفید" مشاهده می شود . در همان نیم ساعت اول دلم می خواست که فیلم به سال های آتی نرود و در تا پایان سال 56 تمام شود ، چون آنچیزی که باید انتقال داده می شد ، انجام شد .

در قسمت دوم بیشتر بر روی جنگ ایران و عراق فوکوس شده است تا انقلاب ، هر چند که این نیمه باب میل من نیست ولی از آنجایی که کارگردان در فیلم قبلی خود نیز ثابت کرد که فردی است که جنگ را نکوهش می کند و آثار او در نقد جنگ است . باز هم می توان ریشه ی جنگ را در وضع عمومی جامعه در نیمه قبل مشاهده کنید . افراد جامعه فقیر و محدود سربازانی جان به کف خواهند بود.

کلید اصلی از دید من این است که بسیاری از مشکلات روحی هر فرد به دوران کودکی ، عقده ها و حقارت های آن باز خواهد گشت ، از تبیه های مادر بزرگ ، فقر ، تا برخورد ناظم و معلم کلاس . تازه در دورانی که به روایت مادر بزرگ اوضاع کمی بهتر شده است و می گوید "کتک های الان که کتک نیست" .
انسان در هر زمان برای بهبود اوضاع تلاش خواهد کرد . "تلاش" . خواه نتیجه بخش و خواه بی ثمر.

فرم روایت فیلم سوم شخص است که این کار بسیار سخت است و کارگران با انتخاب این نوع روایت می تواند خود را در خطر از دست دادن مخاطب قرار دهد . در برخی مواقع حتی سعی شده بود تا از سیلان ذهن و بازی با لغات نیز استفاده شود به خصوص زمانی که باغ پنبه در حال خواندن کتاب بود. البته گمان می کنم این فیلم در نوع روایت و انتخاب سوم شخص بسیار موفق عمل کرد.

در ... دیدن ادامه » طول فیلم شاهد نمایش بیش از 10 پاساژ به موقع ، زیبا هستید که هم تحمل فیلم را برای شما آسان تر خواهد کرد هم فاصله گذاری می کند و هم در امتداد فرم روایت و سوم شخص است و هم به نوعی موتیو محسوب می شود.

بر عکس دوستان بر این باور هستم که دکوپاژ و میزانسن فیلم کاملا کار شده و از پیش تعیین شده بود . گمان نمی برم فیلمی که فیلم برداری هوایی داشته باشد به همراه سیاهی لشکر هزار نفری . دکوپاژ سر صحنه داشته باشد.

بازی فوق العاده پانته آ پناهی ها قوت دو چندان به بسیاری از صحنه ها بخشیده است . از دیگر موفقیت های کارگردان گرفتن بازی بدون نقص از چهار کودک است.

در مجموع عرض خسته نباشید خدمت تمامی عوامل