تیوال نمایش ناتمام
S3 : 11:32:03
  ۰۵ شهریور تا ۲۶ مهر ۱۳۹۲
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان

: هاله مشتاقی نیا
: سیما تیرانداز
: امیر کاوه آهنین جان، محمودرضا رحیمی، رویا جاوید نیا، شایسته ایرانی، عرفان ابراهیمی، پردیس احمدیه

: سیامک احصایی
: رویا جاوید نیا
: میثم کزازی
: یمین آتشی
: احسان نقابت
: مهدی بهزادی ، پژمان شفیع پور ، هانا حواری نسب
: یمین آتشی ، هانا حواری نسبتلفن رزرو :  ٠٩٣٣٧٣٨٨٥٧٦

گزارش تصویری تیوال از نمایش ناتمام / عکاس: علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس ها »

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

حالا که چندین روز از پایان نمایش گذشته .. خواستم مطلبی را عنوان کنم .. من شب آخر در این نمایش حضور داشتم و خانم سیما تیرانداز با نهایت ادب مقابل در ورودی سالن ایستاده بودند و به تک تک تماشاگران نمایش هنگام ورود خوش آمد میگفتند :) ... و هیچ جای خالی در سالن موجود نبود .. بعد از اینکه همه در جایگاهها نشستند و نزدیک به شروع نمایش .. ایشون را دیدم که از کنار در ورودی نگاهی کوتاه و به نوعی زیر چشمی به سالن و تمامی تماشاگران انداختند .. در این نگاه کوتاه بدون هیچ کلامی .. احساس غرور و رضایت ایشون را که حاکی از رضایت و استقبال تماشاگران بود .. مشاهده کردم که هیچوقت فراموش نخواهم کرد ...

اجرا به بهترین شکل با بازی عالی همه بازیگران پایان رسید و خاطراتی که شکل گرفت از یک واقعه بسیار خوب ..

از تمامی عوامل تشکر میکنم و با آرزوی موفقیت در کارهای بعدی :)

الحق کارگردانی کار حساب شده و خوب بود و بازی بازیگران هم درآمده بود. سپاس از دقت نظر شما که لحظه جالبی رو برای روایت شکار کردید. :)
۱۴ آبان ۱۳۹۲
:)
۱۴ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب اخر با تخفیفی که تیوال گذاشته بود با توجه به شرط تیوال به حضور یکساعت قبل از نمایش ٬ به همراه خانواده دوساعت و نیم زودتر به گیشه تاتر شهر مراجعه کردیم اما مسول گیشه با برخورد تند علاوه بر اینکه گفت بلیط تخفیف دار ندارد گفت فقط بلیط بدون صندلی موجود است ٬ توجیه ایشون هم این بود امشب عوامل تاتر سهمیه بلیطهای مجانی و تخفیف دار استفاده کرده اند و این سایتها خصوصی هستند و ارتباطی با تاترشهر ندارند !!! و منهم بسیار قانع شدم!
برای من که مهم نبود٬ لذت تاتر به همین روی زمین نشستن هاست اما تصور کنید که خانواده ام را بعد از مدتها به تاتر دعوت کرده ام انهم روی زمین ! خلاصه ۴۸۰۰۰تومن ناقابل دادم و لذت دیدن این تاتر با خانواده ام شریک شدم ! البته پشت دستم را داغ کردم که دیگر خانواده را درگیر تخفیفهای رزوی تیوال نکنم.
خودم تنها باشم یه کاریش میکنم ولی با چندنفر ... دیدن ادامه » ... قبول کنید سخته !!
خانم تیرانداز خسته نباشید ٬ تاتر ساده و روانی بود ٬ امیدوارم همیشه در عرصه هنر فعال باشید ... بازی خوب بازیگران بخصوص اقایان آهنیان جان و ابراهیمی بدلم نشست ٬ کل کل های خانوادگی را خوب نمایش دادند ( وسط تاتر زیرچشمی یه نیگا به بابام هم مینداختم :)))) ) ...تلفیق فیلم و نمایش هم بسیار عالی بود ...
منکه خانم مشتاقی نیا را تا قبل از این نمایش نمیشناختم با اینکه عدالت را در مورد مردان رعایت نکرده بود ولی در مجموع بابت نویسندگیشان خسته نباشید و دستمریزاد میگویم ...
و در پایان نمایش من خوشحال ازینکه خانواده ام هم از تاتر راضی بودند و با تمام انرژی تشویق میکردند...
مساله دیگه که به ذهنم رسید که باید میگفتم:
وقتی وارد سالن شدیم حدود ۱۰-۱۵ صندلی خالی وجود داشت که افراد بدون صندلی از انها استفاده کردند این یعنی اینکه یا مهمانهای عوامل تاتر نیامده بودن و یت مسول گیشه صندلی ها را برای دیگران نگه داشته بودند که فرصت فروش ... دیدن ادامه » پیدا نکرده بود هرچه جای بسی تامل و تفکر دارد ...
۲۷ مهر ۱۳۹۲
دوستان تیوال

مثل اینکه این قضیه تخفیف و ... یا درست اجرا نمیشه و یا به هر دلیل دیگه ای باعث ایجاد دلخوری میشه. من به نظرم یا کلا قضیه تخفیف رو بی خیال بشیم و یا سازواکار درستی براش تعریف کنیم


ممنون از توجهتون
۲۷ مهر ۱۳۹۲
درسته، واقعا بهتره تخفیفی در کار نباشه تا اینکه چنین وضعیتی برای کسی پیش بیاد. من هم خواهش میکنم که هر چه سریعتر در این مورد پیگیری بشه
۲۷ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای این تئاتر رفتم .... خوب بود ، و به دلم نشست چون قابل لمس بود، هم داستان و هم بازی ها ... در مورد داستان میتونم بگم:
تحمل روزمرگی های رنج اوری که به مرور مجبور میشیم بهش عادت میکنیم...و بجایی میرسیم که حتی ترک این رنج هم زجراورتره... روزهایی که فقط میگذره بدون اینکه بدونی چطور...زندگی هایی که اساس هیچ چیز سرجای خودش قرار نگرفته، حتی زوجهاش ...
نکات قابل توجه این نمایش بازی بسیار خوب اقای اهنین جان و دیالوگهای خوبه داستان بود ... شاید یک شاهکار هنری نباشه این نمایش اما بسیار خوب و روان بود و حس داستان به خوبی به تماشاگر منتقل میشد.
به خانم تیرانداز خسته نباشید میگم و امیدوارم کارهای خوب و قویتری رو هر روز ازشون شاهد باشیم.
امید رستگار و مهدی شارعی این را خواندند
وحید عمرانی، Clepsydra، حاج حسام، رضا شفاخواه و بهرنگ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال عزیز بهتر نبود که تذکر میدادی در مواقع رزرو بدون پرداخت بلیط می بایست 2 ساعت قبل از اجرا (نه 30 دقیقه که توی رسید قید شده) بریم بلیط بگیریم تا ما مجبور نباشیم بعد از کلی صف وایسادن با برخورد تند گیشه مواجه شیم که بلیط های ما رو فروخته و بعد دوساعت التماسش کردیم که یه جا روی زمین اونم با نرخ کامل بهمون بده؟(امیدوارم لحنم تند نبوده باشه اگه هست خودت حذف کن کلش رو چون تو این یک کار حداقل استادی!)
رضا ندایی این را دوست دارد
حاج حسام ما دوساعت و نیم زودتر هم رفتیم همین مشکل بود ... امیدوارم تصور من اشتباه باشه ولی فکر کنم عوامل تاتر ( حالا هرکی مسولش بوده !!! ) ازین تخفیف تیوال جهت تبلیغ نمایش خود استفاده کرده بودند !
دوستان اگه کسی از تخفیف هفته اخر نمایش استفاده کرده بیاد بگه ... دیدن ادامه » که حداقل این تصور از ذهن ما پاک بشه !
۲۷ مهر ۱۳۹۲
متاسفم
۲۷ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود

همه چی تکراری می شه حتی رنج کشیدن . . .

نمایش خانواده ای امروزی را با وضعیت مالی مناسب و پدر و مادری تحصیل کرده و تک فرزندشان نشان میدهد که دچار روزمرگی شده و اختلافات معمولی بینشان وجود دارد که با ورود غریبه ای آشنا دچار بحرانی عمیق می شوند طوریکه تا آستانه فروپاشی خانواده پیش می رود.زن هنرمند است و مرد با اینکه تحصیلکرده رشته حقوق است ولی شغلی آزاد با درآمدی مناسب دارد.وضعیت پسر نیز خوب است او معلم خصوصی دارد ، کلاس موسیقی می رود و . . .
به نظر من نمایشنامه عدالت را در مورد مرد خانواده رعایت نمی کند و طوری پیش می رود که می خواهد نشان دهد مرد خانواده مسبب و مقصر اختلافات خانوادگی و از هم پاشیدگی آن است و زن را دارای قریحه هنری که مرد و ازدواج آنرا سرکوب کرده اند نشان می دهد.سوالاتی به ذهن می رسد که پاسخ روشنی در نمایشنامه برای آنها وجود ندارد ... دیدن ادامه » : 1-چرا زن هنرمند با این مرد ازدواج کرده است؟ 2-چرا بعد از ازدواج کارهای هنری خود را جدی تر پیگیری نکرده تا الان دچار سرخوردگی شود؟ (اینکه دیگر نمی نویسد ، نقاشی نمی کند و . . .) 3-آیا نمایش در پی القای این مساله است ازدواج مانع پیشرفت یک هنرمند می شود؟ (در این نمایش دو فرد مجرد یکی زن و دیگری مرد وجود دارد که هر دو تقریبا بسیار مثبت و عاری از مشکل نشان داده می شوند و جالب اینکه اینها سعی در حل مشکلات این خانواده دارند بدون اینکه هیچکدام تجربه زندگی مشترک را داشته باشند!) 4- چرا زن خانواده از طرف دیگر اعضای خانواده درک نمی شود؟آیا خود وی تلاشی در جهت رفع مشکل کرده است؟آیا سعی کرده خود را به دیگر اعضای خانواده به قدری نزدیک کند که دیگران نیز وی را درک کنند؟(در قسمتی از نمایش مرد درخواست غذایی را می کند که زن به شدت از آن متنفر است و هیچ تلاشی برای برآورده کردن خواسته شوهر نمی کند.) آیا جز این است که انسانها بخصوص زن و شوهر می بایست به سلائق یکدیگر احترام بگذارند؟ پس چرا زن به خواسته شوهر اعتنایی نکرد؟ و در نهایت نیز زن خانه را به نشانه اعتراض ترک می کند بدون اینکه تلاشی در خور توجه برای بقای آن انجام دهد.(آیا فقط تمیز کردن خانه و روزی چند بار زنگ زدن به فرزند کافیست؟)

بدرود
امید رستگار، سعید زادمهر و رضا شفاخواه این را خواندند
m.rafie، بهرنگ و Zina Ioseliani این را دوست دارند
سوالاتی رو که در انتقاد به نمایشنامه نوشتید، بسیار دوست داشتم جناب شارعی.
۲۶ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقش آفرینی: به نظرم بازی آقای آهنین جان صرفا به خاطر اینکه خود نقش بیشتر بار طنز نمایش رو به دوش می کشید و در کل نقش برون گرا و دارای اکت زیادی بود اینقدر در قیاس با سایر نقش ها به چشم آمده و گرنه بازی ها در یک سطح و نسبتا خوب بود. در ارتباط با بازیگران فقط یک نکته می مونه که اون هم تاسف بابت اینکه چرا بابت نقش پسر خانواده یک بازیگر واقعا نوجوان انتخاب نشده!؟ البته منکر بازی قابل قبول بازیگر کار و تلاشی که برای به ثمر نشاندن این نقش صرف کرده بود نمیشم ولی یک سری لحظات و کنش ها و واکنش ها از این نقش سر می زد که صرفا از بازیگر نوجوان سال قابل پذیرش بود و فیزیک بازیگر ناخواسته مانعی بین پتانسیل های نقش و مابه ازای واقعی بود.
متن و اجرا: نیمه اول نمایش سرعت تبادل دیالوگ خیلی بالا بود و جو غالب هم خشن و پرخاشگرانه بود. که به نظرم چون زمینه سازی خوبی به لحاظ ... دیدن ادامه » داستانی انجام نشده بود. دلیل این کار برای تماشاگر مشخص نبود. اما از نیمه به بعد فضا منطقی تر شد.
یکی از مشکلاتی که شخصا با اکثر نمایش ها دارم و این یکی هم مستثنا نیست، مساله فیل هوا کردنه. اینکه کارگردان و نویسنده (با نیت خیر) می خوان توانایی هاشونو اثبات کنن و برای این کار اثر رو از انواع و اقسام ایده ها و معضلات و مباحث مختلف انباشته می کنند و نتیجه این میشه که اثر به جای تمرکز بر چند ایده و مضمون اصلی در بین ایده ها و معضلات متعدد شخصیتها غوطه ور می شه و سر رشته کار از دست صاحب اثر خارج میشه. و رشد عمقی و عمودی جای خودش رو به گسترش افقی و پراکندگی میده. مثلا مشکلاتی که شخصیت زن داستان باهاش روبرو بود: اعتقاد به خرافات، دهن بین بودن، مشکلات در برقراری رابطه با فرزند نوجوان و همچنین همسر، مشخص نبودن موضع کاراکتر در قبال هنر و آینده هنری اش. تازه این ها مربوط به قبل از ورود شخصیت مرد مهمان بود. یا مساله تصاویر ویدئویی که بر پرده ها پخش می شد. اینکه استفاده از مدیوم های دیگر در تئاتر امکان اتفاق های بدیعی را بوجود می آورد شکی نیست ولی بباید بجا و موجه نیز باشد. در همین تئاتر نیمه تمام این فیلم ها تقریبا هیچ اطلاعات یا بعد خاصی بیشتر از دیالوگها و متن روایی اثر به تماشاگر عرضه نمی کرد و به همین دلیل به نظرم کاملا اضافه بود.
اما در کل باید به همه ی اعضای گروه بابت تلاشی که کرده بودند تا درام خانوادگی-اجتماعی شریفی به مخاطب عرضه کنند تبریک گفت. حقا می توان به خانم تیرانداز بابت کارگردانی اثر نمره قبولی داد.
سعید زادمهر، مهدی شارعی، سعید نوری و رضا شفاخواه این را خواندند
Clepsydra و Zina Ioseliani این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در کل نمی تونم بگم خوب بود نمی تونم هم بگم که بد بود فقط می تونم بگم که بازی آقای امیرکاوه آهنین جان فوق العاده بود...
manimoon، سعید زادمهر و مهدی شارعی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری یاری٠٠٠ فردا که عید قربانه این تئاتر اجرا خواهد شد آیا؟
نیلوفر ثانی و manimoon این را خواندند
مازیار مجد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناتمام...یا بی پایان؟!...داستان روزمرگی...هرروز هست وهمه جا...صاف بدون پستی و بلندی
زهرا غیاثیان و پریسا شکوهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناتمام...
روایتی از زندگی روزانه همه ی ما...
با متن بسیار عالی هاله مشتاقی نیا...
کارگردانی خلاقانه سیما تیرانداز عزیز...
بازی های خوب بازیگران..
موسیقی به جا...
طنز تلخ...
حرف های ناتمام...
و به قول خود متن :
از فرامرزها ، تو پاورقی ، حاشیه، و ... چیزی نوشته نشده ...
این روان شناسی مدرن ریده به زندگیمون...
مجید مرادی، ابراهیم برزگر و مریم آقاجانی این را خواندند
m.rafie، پریسا شکوهی و baharinbahar این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آئیــنه بازها ، آدمهــای تنهایی هستند ......
یک تیاتر ایرانی مدرن با متن عالی...
که می توان به روزمرگی هایت بخندی و بر احوالت زار، گریستن آغاز کنی...
۲۰ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم تنگه برای داشته هام ....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نا تمام همه چیز تمام!

اول که وارد میشی یک بروشور قشنگ دستت میدن،بروشوری که تو رو به فضای نمایش می بره،چند تا آدم که هر کدوم به یک سمت نگاه میکنن،کنار همدیگه هستند اما انگار فرسنگ ها از هم دورند، و در جلوی تصویر خانم جاوید نیا پشت میزی نشسته اند که رویش یک دفترچه سفید، و چندین تکه ریز و درشت آیینه است،تکه های از زندگی که با شکستن وجدا شدن از همدیگه هر کدوم تصویر تازه ای از زندگی رو منعکس می کنند.
نا تمام چیزهای واقعا خوبی داره شاید چیز خیلی خیلی عجیب و غریبی نداشته باشه اما یک رئال کاملا باورپذیر و دلنشینه،
نقشها رو ته دلت قبول میکنی انگار که به تماشای یک خانواده واقعی نشستی و داری زندگیشون رو با دوربین دید میزنی
اتفاقات درونی روی صحنه بازی میشن و اتفاقات بیرونی که نقش ها رو ملموس تر و نزدیکتر میکنه به صورت فیلم به تصویر در می ایند٠
از چند موضوعی بودن این نمایش خوشم میاد،اینکه هم سر از داستان مستانه و فرامرز و هومان در امروز و گذشته درمیاری هم رابطه شروین و سونیا رو نظاره میکنی٠٠٠حتی یک جا توی فیلم دیالوگهای یک زن و شوهر رو میشنوی و فکرت میره پی مشکلات ساده اما مهم زندگی ها٠٠
بازی ها صمیمانه و خوب بودند ، هر کس به نقش خودش میومد.
دکور با فضای داستان و شخصیت ها همخونی داشت،
لباس ها به خصوص لباس های خانم جاوید نیا خیلی زیبا بودند
خلاصه اینکه تئاتر خوبی بود:)
٠
٠
پی نوشت ١: قشنگ ترین جای نمایش به نظر من فیلمی بود که توش دست های خانم تیرانداز رو می دیدم
٠
٠
پی ... دیدن ادامه » نوشت ٢: باز هم میرم این تئاتر رو میبینم 8)

خانم تیر انداز و گروه خیلی خوب نمایش دستتون خیلی درد نکنه
وقتی که جدا از کاردانی خانم تیر انداز و بازیگران خوب کار، استادی همچون محمودرضا رحیمی در این کار ایفای نقش می کند کمتر از این نباید از آن در جذب مخاطب انتظار داشت. کاملا باهاتون موافقم خانم سیارگان.
۱۲ مهر ۱۳۹۲
همشون خویند، حس خوبیه که میدونم خانم تیرانداز این نمایش رو رهبری کرده
۱۲ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب (3 شنبه - 09 / مهر / 92) به تماشای این تئاتر نشستم .
با توجه به نقدهایی که قبلاً در مورد این نمایش خونده بوده بودم، انتظار یک اثر متوسط به بالا رو داشتم؛ اما بهتر از اونی بود که انتظار داشتم (البته عالی نبود!)؛ احساسم اینه که زمانم رو هدر نکردم و هونطور که همیشه مورد نظرم هست، نکته‌هایی برای تأمل و بفکر وا داشتن داشت .

در مورد نقش‌آفرینی‌ها، بزعم من :
بازی آقای آهنین جان، تحسین برانگیز و بنوعی وزنه‌ای بود که بیشتر بارِ قابل قبول واقع‌شدن رو به دوش می‌کشید؛
بعد از اون بازی حسی خانم جاویدنیا رو پسندیدم (ویژگی‌های شخصیتی این کاراکتر، با فیزیک چهره و شرایط جسمی ایشون هم‌خونی داشت و نقش رو باورپذیرتر می‌کرد)؛
بازی خانم ایرانی و آقایان ابراهیمی و رحیمی تقریباً در یک سطح و قابل قبول بود؛
نقش‌آفرینی خانم احمدیه، چندان چنگی بدل نمی‌زد .

یکی-دو ... دیدن ادامه » مورد رو هم از اِشکالات این تئاتر می‌دونم :
یکی: توی چند دیالوگ انگشت‌شمار - در اواخر اجرا - رگه‌های - نه‌چندان پر رنگی - از فمنسیم و تعصبات زنانه مشاهده کردم و می‌شد احساس کرد که این اثر رو یک خانم نوشته و خانم دیگری کارگردانی کرده (افراط، نه در نوع مردسالاری زیباست و نه در قِسم زن‌سالاری!)
دوم اینکه: از اونجا که تا حدی (نه افراطی) ناسیونالیست هستم و ترجیح می‌دم داشته‌ها و ناداشته‌های کشورم رو توأمان ببینم، اینکه اینطور القا کنیم که حتماً یه شخص فرنگ رفته این تلنگر رو در مورد روزمرگی به زندگی این خانواده وارد می‌کنه و احتمالاً چون توی یه کشور اروپایی یا آمریکایی زندگی کرده، از ما بیشتر می‌فهمه، عمیق‌تر فکر و تحلیل می‌کنه و می‌تونه یک مراد باشه برای وارد کردن تلنگر مزبور به یک خانواده ایرانی، مورد قبولم نیست و این رو یک‌نوع اجنبی‌پرستی می‌دونم و ناشی از کمبود اعتماد بنفس و خودباور نبودن بعضی .

با همه اینها؛ تلاش این گروه قابل تقدیر بود و بهمشون خسته نباشید می‌گم .
گروه همیاری ارجمند، تئاتر ناتمام مجددا اجرای خودش رو از سر گرفته و تا 22 مهر همچنان ادامه داره. لطفا به لیست نمایش های در حال اجرا دوباره برگردونیدش.

http://theaters.teatreshahr.com/natamamm.html
جناب بهرنگ
دوره اجرا نمایش بروز شد.
با سپاس از توجه شما.
۰۳ مهر ۱۳۹۲
سپاس از شما
۰۴ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای این تئاتر در تاریخ 22 شهریور بطور موقت پایان یافته و پس از برگزاری جشنواره تئاتر مقاومت مجددا به اجرای خود در تالار چهارسو ادامه خواهد داد.

لینک خبر:
http://www.teatreshahr.com/news/vahedhamhangi.html
بهنام دارابی و محمدجواد لشگری این را خواندند
ایلیا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ناتمام اجرایی به مانند نامش
اجرایی که دیدم اجرایی تأثیر پذیرفته از نوشته های یاسمینا رضا بود که کمی هم افزودنی فمنیست گونه داشت که برای من به شخصه قابل پذیرش نبود
در اجرایی که دیدم به دو نیمه تقسیم میشد کار به مانند کارهای خانم یاسمینا رضا اما در کارهای یاسمینا رضا شما در این تغییر حالت برون به درون بسیار فکر شده کار میکند که خواننده ش را همراه می کند اما در این اجرا میتونم بگم که دو نیمه بود مثل فوتبال و یک استراحت بین دو نیمه انتقال از نیمه اول به نیمه دوم از اون حرکت خیزشی خبری نبود و حرکت بسیار ناگهانی بود که در نتیجه در ابتدا کنش ها و واکنشهای شخصیتهای اجرا قابل باور نیست اما کم کم احوالات درونی آنها برای شما قابل باور می شود اما دو شخصیت رکسانا و هومان برایتان باور ناپذیر می مانند
رکسانا شخصیت یک زن مجرد بود که سرگرمیش فال قهوه و چشم هم چشمی ... دیدن ادامه » های خاله زنکی و این تیپ رفتارا بود اما همین شخصیت در اجرا برای ما طوری نمایش داده میشه که به دیگران پند و اندرز میده و میخواد راه رو نشون بده نه به اون صورت که فکر میکنه همه چیز دان هست و حرفاش غلطه نه، کارگردان طوری نشون داد که این شخصیت داره درست ترین کار و درست ترین روش رو بیان میکنه
شخصیت دوم هم هومان که شخصیتی ست بدون ثبات که به دلیل عدم ثباتش شکست های بسیاری هم خورده بود اما در وقایع دوم مثلا داشته ناصح و ناجی مردان اجرا میشد که به نطرم درست نیومد

شخصیت فرامرز درست از این که رفتارهای غلطی با اطرافیانش داشت اما امثال هومان نمیتوانست در این وادی جایی داشته باشه برای من مخاطب بحث بر سر این نیست که دنبال ناجی بدون خطا باشیم نه بحث بر سر نوع تفکر و فلسفه زندگی تک تک کاراکترهاست ، کاراکتر هومان نمیتونست اون کمکی که میخواست رو بکنه چون حرفاش متضاد با رفتار خودش بود همچین کارکتری همچین نظری نمیتونه داشته باشه

در کل اجرایی بود که مسئله داشت و روی مسئله فکر کرده بود و مسئله را در حد بضاعت خودش نشون داد و تا حدودی هم روشهایی برای رفع مسئله بیان کرد این برای من به شدت قابل احترام هست و یه این هنرمندان که مسئله جامعه براشون اهمیت داره بسیار تبریک میگم امیدوارم که موفق باشند
به دلیل طولانی شدن باقی نظرمو همینجا کامنت میکنم

شخصیت مادر و یا به قول فرزندش مستانه به قول فرزندش !!!
آنچه در این شخصیت نمایش داده شده بود روح سرشار از احساسی بود که آگاهانه به صورت ناخودآگاه خود را به وادی زندگی مشترک پرتاب کرده بود و الان در یک تضاد قرار می گیره با حضور کسی که مستانه پرتره سومش بوده!!!
زنده شدن شور و هیجان زیر خاکستر ، به یاد آوردن رویاهای ایده الیستی دوران جوانی و و و همگی شخصیت رو به چه سمتی میبره ؟؟؟ نمیدونم باید پرسید که به تفکر یا که نه بُرید؟؟؟ و چقدر متناقض رفت و چه قدر بی آنکه بدانی چرا رفت ؟ و چرا رکسانا در خانه ای بود که رفیقش آنجا نبود؟ و چراهای بسیار؟

نمایش اما دو نکته دوست داشتنی داشت
اول مستانه گفتن پسر به مادر که نمایش فقط در همین تک کلمه گوشزد میکرد که این مادر در مسیرش اشتباه رفته بود
دوم پایان کاملا به موقع و ناتمام گذاشتن ناتمام

این ... دیدن ادامه » اجرا را دیدم و ناراضی بیرون نیامدم چون ذهنم درگیر مسئله ای شد که میخواست این تئاتر بگوید و وظیفه تئاتر همین است تفکر و بازنگری ، تفکر و بازنگری همین
اما به دلیل کاستی هاش دوست داشتم را انتخاب نخواهم کرد اما منتظر دیدن سایر اجراهای این گروه می مانم
۲۲ شهریور ۱۳۹۲
اقای امیدی باشما موافقم و به نکات خوبی اشاره کردید
۱۹ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از میان انبوهی از اتفاقات ریز و درشت روی صحنه که زمانی برای پرداختن به آنها نبود و قوام نیامدند و ناتمام ماندند، من دست خالی بیرون آمدم. چیزی دستم را نگرفت و اصلا نفهمیدم کدام قسمت داستان قرار بود یقه تماشاگر را بگیرد. آدم ها شبیه نقش شان نبودند و ارتباط برقرار کردن با این کاراکترها سخت بود. تغییر مودها، عصبانیت ها، خوشحالی، به نظرم منطق رفتاری نداشتند، یعنی من باور نمیکردم. نمیخواهم وارد جزئیات بشوم ولی یک جمله همیشگی دراین موارد دارم که وسواس کارگردان است. این وسواس باید باشد از انتخاب بازیگر تا المان های روی صحنه - مثلا چایی ای که قراراست دقیقه 50 نوشیده شود نباید از مدت ها قبل زیر تخت دیده شود.
سپاس از زحمت همه دوستان
من میخواستم به دو نکته اینجا اشره کنم . یک اینکه مجموعه ی تئاتر شهر اخیرا سیستم انتخاب صندلی رو اضافه کرده که فکر میکنم یه چیز فرمالیتست من خودم از ردیف اول از تو سیستم خریداری کرده بودم ولی گیشه به من ردیف سوم داد توجیهشون برای این کارم اینکه هرکی زودتر بیاد. نکته ی دوم درباره ی خود نمایشه. ناتمام زندگیه امروزی خیلی خانواده ها تو این شهر شلوغه اون کش مکشهایی که بین اکثر خانواده ها است ولی موضوع نمایش جدید نبود یه سوژه ی تکراری. بازیا به جز آقای آهنین جان همه متوسط رو به ضعیف در کل خود من انتظار خیلی بیشتری داشتم
ایلیا، زینت ارسطو، بهرنگ، شکوه حدادی و نیلوفر ثانی این را خواندند
اروین کالستیانس این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان حتماً حتماً راس ساعت اونجا باشید چون وقتی در سالن رُ ببیندن حتی یک دقیقه هم دیر کرده باشید بلیتتون باطل می شه ، متاسفانه من با این مشکل مواجه شدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید