تیوال نمایش نمیدونم فردا چی میشه
S3 : 03:41:52
  ۳۰ خرداد تا ۱۵ تیر ۱۳۹۶
  ۲۰:۴۵
  ۱ ساعت
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: تنسی ویلیامز
: بابک تبرایی
: سعید شیشه گر
: مریم طاهری بن چناری، مهرشاد شهسوار حقیقی

: سحر عبداله زاده
: مارال صاره راز
: زهرا تقی تبار
: امیر حسین صمیمی
: حامد هاشمی
: حامد مرادی منش
: مهدی پارسی (گروه هنری پژواک)

یادداشت کارگردان: قطعیت در دگرگونی است ؛ زندگی پدیده ای دگرگون شونده است و از تکرار گریزان. پس تنها؛ کسانی نفس نمیکشند که تغییر نمیکنند. کوشش ما نیز ، برای جریان نفسی تازه؛ در ریه های آجری دیوارهای لرزانی است که همیشه در تکرارند. ما شما رو دعوت میکنیم برای حضور در صحنه و هم بازی شدن ؛ولی در نهایت تصمیم اصلی این سرنوشت را شما خواهید گرفت . تکرار یا تغییر ؟

شهر:
تهران

مکان

خیابان انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن:  ۶۶۹۷۹۴۶۸، ۶۶۹۷۹۴۷۵

گزارش تصویری تیوال از نمایش نمی دونم فردا چی میشه / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش نمیدونم فردا چی میشه / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من در کسوف زاده شدم.
در تردید مضطرب چشم هایت
میان آغوش و خشم
اضطراب و حس ناامنی مرکز ثقل و کلافی است که تمام سرنخ ها در نمایش "نمی دونم فردا چی می شه"، اثر: تنسی ویلیامز، به آن می رسند.
زیستن به تنهایی در "دیار اژدها" که در آن هر کس آن قدر غرق در پیمودن مسیر خویش است که دمی سر برنمی آورد تا دستی از کسی بگیرد، شخصیت مرد نمایش را به جایی کشانده که از فرط لکنت قادر نیست حتی یک جمله اش را به اتمام برساند.
بنا بر باور روان شناسان، حس ناامنی سبب ایجاد اضطراب در فرد می شود و آن گاه که وی نتواند این اضطراب را به کنترل خود درآورد، در درون دچار خشم شده و برای مهار خشم و اضطراب به صورت ناخودآگاه دست به تکرار یا حرکات وسواس گونه می زند تا به گمان خویش حال خود را خوب کند و به طور موقت بر این اضطراب فائق آید غافل از اینکه ناخودآگاه ... دیدن ادامه » بر آن می افزاید و حرکات تکراری و وسواس اش بیشتر می شود و هر روز را به سان روز پیش می سازد. گیر انداختن عمدی خود در دایره ای به ظاهر امن بدون هیچ تغییری چنان که در شکواییه ی زن می بینیم که از هر روز عصر نشستن روی کاناپه ی همیشگی، جامی سرکشیدن، به رو به رو خیره شدن و همان و همان و همان به فغان آمده است. وی به درستی اذعان می دارد که : "تکرار امنیت نمیاره، فقط حسی از امنیت رو به آدم می ده. تو می تونی هر روز از یه خیابون تکراری رد بشی ولی یه روز همون خیابون زیرپات خالی بشه و ببلعدات".
این تکرار حاصل نوعی نگاه فرمی نیز هست. چنانچه دیوید لاج در هنر داستان نویسی در باب همینگوی می گوید: "وی سعی می کرده آن چیزی را روی کاغذ بیاورد که واقعا رخ داده. چیزهای بالفعلی که موجد احساس تجربه شده بوده اند".
و در اینجا نیز شاهد رفتارها، ژست ها، دیالوگ ها و حتی پوشش تکراری کاراکتر مرد نمایش هستیم. چیزی که زن نمایش به شدت از آن گریزان است و بر خلاف مرد آن را دوای اضطراب خود نمی داند. وی تکرار را حتی مفید به فایده برای مرگ و رهایی قطعی از این جهان نیز نمی شمارد. چنانچه با وجود اصرار آشکار مرد بر تکرار تعداد قطرات دارو، خواستار دوز بیشتری از آن شده و با صورت دادن این عمل نامکرر، به جهان دیگر رخت بر می بندد.
مهدیه مطهر
با تشکر از خانم مانلی زندی، روان شناس


پرند محمدی این را خواند
سحر عبداله زاده و mehrshad shahsavar haghighi این را دوست دارند
ممنونم
۱۲ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدوم فردا چی میشه (I Cant Imagine Tomorrow ) از این نویسنده پرقدرت درام هایی از جنس ارتباط و چالش هایی برآمده از حس های دوگانه، تردید و دوست داشتن...و شاید هم عشق. بحران میانسالی شاید درکنار روزمرگی ها و بحران های دنیای امروزمان آن چنان در زیر پوست آدمی جا خوش کرده که به ناخودآگاه درگیرش هستیم و به بهترین حالت، شدت و حدت تجربه اش می کنیم، تجربه ای که بودن را بی معنی و نبودن را بی معنی تر، دوست داشتن را بی معنی و عشق را بی معنی تر، لمس را بی معنی و بوسیدن را بی معنی تر، تیمار را بی معنی و علت مرگ را بی معنی تر و ... می انگارد.

در این نمایش رو به روییم با آنچه ممکن است کمی بعد دیگر برایمان یک نمایش نباشد...

" دوستت دارم...اما...میترسم...
از چی...؟
ار تغییر...
تغییر توی چی...؟
تغییر توی...همه چیز..."

حتما شما را به دیدن این نمایش دعوت میکنم، تجربه ای متفادت از جنس باغ ... دیدن ادامه » وحش شیشه ای ها و تابستان و دودها...
سحر عبداله زاده و samira dehghany این را خواندند
hadi safararab و رضا تهوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه اى کمتر خوانده شده از تنسى ویلیامز، نمایشنامه نویس آثار درخشانى مثل (باغ وحش شیشه اى)، (اتوبوسى به نام هوس) و (گربه روی شیروانی داغ) انتخاب هوشمندانه اى است.
از آثار تنسى ویلیامز بارها در سینما و تئاتر اقتباس شده ولى اجراى (نمى دونم فردا چى میشه) اقتباسى آزاد در عین وفادارى به متن است.
در این نمایش از قطعات موسیقى جذابى استفاده شده، طراحى صحنه خلاقانه است و بازى ها درخشان و تاثیرگذار.
به دوستان هنردوست دیدن این اجراى خوب را پیشنهاد مى کنم.
متشکرم دوست عزیز و نویسنده گرامی.
۰۶ تیر ۱۳۹۶
سپاس از حضورتون و توجهتون به کار .

:)
۰۶ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دونم فردا چی میشه؟

در دنیای صنعتی امروز با وجود فشارهای روانی و استرس های فراوان؛ تنها برای حفظ تعادل روانی ؛دست به دامان مکانیسم های دفاعی می شویم.
فرافکنی شاید یکی از متداولترین راه های گریز باشد .فرافکنی به عنوان یکی از ساز و کارهای دفاعی در برابر نگرانی می باشد و در حقیقت یعنی گرفتن انگشت اتهام به سوی دیگران ،آنجا که فرد؛ هر آنچه در درونش میگذر را به دیگران و محیط نسبت می دهد.

شخصیت زن نمایش با اینکه بسیار آسیب خورده است ،رگه هایی از اختلالات نوروتیک در او دیده می شود .
در روابط روزمره ما انسان ها مثلثی وجود دارد تشکیل شده از سه راس ؛ بالغ؛ والد و کودک که در بسیاری از مواقع ما واردبازی های روانی با همبازی هایی می شویم که اغلب از نزدیکان و اطرافیان ما تشکیل شده اند.

کاراکتر زن ؛ با بالغی آلوده به والدی قوی نقش معلمی دانا و مادری همه چیز دان را به خوبی ایفا کرده و کاستی ها و تشویش های درونی خود را بر روی شخصیت مرد منعکس می نماید.

در این نمایش هر دو نقش مقاومت بسیار بالایی نسبت به تغییرات دارند که در حقیقت این مقاومت در بسیاری زندگی روزمره بسیاری از افراد مشاهده می شود.زیرا انسان ها تمایل به بودن در هر شرایطی که شبیه به شرایظ رحمی و اولیه زندگی آنهاست دارند.به دلیل نزدیک تر بودن به وضعیت تعادل و گریز از نا شناخته ها.
پرسوناژهای نمایش به شدت تمایل به حفظ تهادل و ماندن در شرایط روتین اما آشنای خود دارند ؛ هرچند که در بسیاری از لحظات کلمات متناقضی را بیان میکنند که گویی خسته اند از ماندن در عصرهایی تکراری اتاق همیشگی!
ارزشهای زندگی ما ؛ در واقع مهمترین و گرانبهاترین بخش زندگی ما هستند که به زندگی ما معنا داده و انگیزه ای برای ادامه حیات می باشند.
جملاتی که بر روی کاغذ نوشته می شوند در حقیقت پر رنگترین انعکاس معنای حقیقی زندگی شخصیت های نمایش می باشند.
نداشتن فردایی مشخص؛غیر قابل پیش بینی بودن آینده در حقیقت امنیت روانی فرد را تحت تاثیر قرار داده و باعث سلب آرامش درونی او می شود.



... دیدن ادامه » سولماز عبداله زاده
کارشناس ارشد روانشناسی
سعید شیشه گر و سحر عبداله زاده این را خواندند
mehrshad shahsavar haghighi این را دوست دارد
سپاس از این همه تیزبینی و نکته سنجی شما .
۰۶ تیر ۱۳۹۶
سپاس از این همه تیزبینی و نکته سنجی شما .
۰۶ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون شک از کارهای کم تر خوانده و دیده شده تنسی ویلیامز.
دیدن این کارو حتما پیشنهاد میکنم. نگاهی روانشناسانه به دو شخصیت اصلی کار.
حتما به تماشا بنشینین.
پرند محمدی این را خواند
بهاره ارشدریاحی، رضا تهوری و mehrshad shahsavar haghighi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید