تیوال نمایش نمایش " نوشتن در تاریکی "
S3 : 06:08:22
  ۰۹ آبان تا ۰۲ آذر ۱۳۸۹
  ۱۹:۴۵
 بها: ۷۰,۰۰۰ تومان


در این نمایش بازیگرانی چون علی سرابی، آیدا کیخایی، مهدی پاکدل، ، مسعود میرطاهری، مژگان خالقی، معصومه رحمانی، محمد عسگری و اشکان خیل نژاد ایفای نقش دارند. علاقه مندان به تماشای این نمایش می توانند از یکشنبه نهم آبان ماه، هر روز به غیر از روزهای شنبه، ساعت ۱۹:۴۵ به مدت ۹۰ دقیقه در تالتار چهارسو مجموعه تیاترشهر به تماشای این نمایش بنشینند.

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیر هنگام لیکن برای ثبت در تاریخ!!!
(از این تشبیه متنفرم)کاش "تماشای تاتر" یک کتاب راهنما داشت.
کاش ...
کاش "دامنه و کارکرد" هر اثر در نطر گرفته میشد
(کلا)کاش برای آموختن سخن بگوییم نه تاختن.
و... کاش قدری برای آموختن بیاییم نه تاختن...
سپاس از همه دوستان "دلسوز"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر بخوام محمد یعقوبی رو تعریف کنم میگم مثل جویباری می مونه که راهشو از لای سنگ ها پیدا میکنه و بالاخره جاری میشه...
.
.
کار شما آقای یعقوبی همیشه زنده ی زنده باقی خواهد موند...
fahimeh moussavi این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام من چند روز پیش چندین بار نظرم رو نوشتم اما متاسفانه ثبت نشد نمیدونم اشکال از چی بود که ثبت نمی شد !!انگار در تاریکی نوشتم!شاید!!!!خود به خود 25 می شده !!اما دیگه خلاصه نظرم رو می گم که نمایش خیلی خوب بود اما کاش با موضوع دیگه ای به جز بحث کشدار در مورد چه ساعتی حرکت کردن دموکراسی رو بیان میکرد! به تمام اعضای گروه خسته نباشید میگم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با عرض پوزش "نمایشی" و "نصیبشان" صحیح است.

پیروز باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و درود به تمامی هنردوستان

اول از همه از تمامی دوستانی که متن بنده را می خوانند تمنا می کنم، التماس می کنم تنها چند دقیقه تعصبات خود را کنار بگذارند و بدون کینه و دشمنی متن بنده را بخوانند.

اول از همه سوال بزرگی را از شما می پرسم که از لحظه ای که خود را شناختم ذهن مرا درگیر خود کرده بود:

چرا در شهر من همه سعی دارند آزادی را از انسانها بگیرند؟ آزادی عقیده، آزادی سلیقه، آزادی اظهار نظر، آزادی لباس پوشیدن، آزادی تفریح، آزادی انتخاب اصول زندگی، آزادی انتخاب راه، آزادی زندگی...

چرا این واژه های باید در لغت نامه ما کمرنگ باشد؟

به راستی بر پایه کدامین استدلال منطقی نمایش یعقوبی را تنها به این دلیل که مخالف افکار شماست زیر سوال می برید؟

قرآن میخوانید و می گویید به دلیل اینکه در قرآن آمده است. آگاه هستید که در همان قرآن اختیار و آزادی هم به انسان داده شده؟ یا این قسمت از قرآن را هم به این خاطر که مخالف افکار شماست نخواندید؟

چرا باید اینگونه در مورد نمایشی سخن بگویید که خلاف افکار شماست؟
اگر ... دیدن ادامه » آن را نمی پسندید حداقل به آن احترام بگذارید.
اگر برای نمایش هم احترام قائل نیستید حداقل برای تلاش های چندیدن ماهه هنرمندان و هزینه هایی که برای این نمایش صرف شده است احترام بگذارید. اگر برای زحمت و تلاش انسان ها هم احترام قائل نیستید به راستی شما برای چه چیزی احترام قائلید؟

در کدام خط و کدام آیه و کدام سوره قرآن آمده که به هم نوعان خود توهین کنید و اگر با شما مخالفت کردند آنها را محکوم کنید و کاری کنید دیگر جسارت مخالفت با شما را نداشته باشند؟ در کجای دین اسلام آمده که زحمات انسان ها را تحقیر کنید آن هم به این دلیل که مخالف شما هستند؟

به راستی معنی انسانیت و عشق به همنوع این است؟
اگر اینگونه است که شما میگوئید پس ریشه تمام جنگ های دنیا این افکار مخالف زدایانه شماست.

خلاصه کلام همه مخالفان نمایش یعقوبی این است:

مخالفی وجود ندارد. تنها ما هستیم تنها ما درست میگوییم و هرکس مخالف ما باشد به شدت متهم می شود.

چرا مدت نمایش یعقوبی باید کمتر از بدترین نمایش های اجرا شده در تئاتر شهر و یا هر سالن نمایش دیگری باشد؟

چون مخالف است؟
به راستی چون مخالف است نباید وجود داشته باشد؟
استدلال شما این است؟
خودتان در مورد خودتان قضاوت کنید.
یعقوبی نمایش را به تئاتر شهر آورد که اگر مدت زمان بیشتری بر پرده بود یقینا رکورد فروش تاریخی از خود به جای می گذاشت. پس اینان که هستند که هرروز در صف های طویل بلیط نوشتن در تاریکی آن هم با اطمینان کامل از اینکه بلیطی نسیبشان نخواهد شد می ایستند؟ آیا از اروپا آمده اند؟ آیا مهاجران آمریکایی هستند؟
خیر. اینان همه ایرانی اند و افکار خود را نزدیک به نمایش یعقوبی دیده اند و به گیشه آمده اند.
پس ای کاش به احترام هم وطنان خود اینگونه توهین آمیز در مورد نمایش یعقوبی اظهار نظر نمی کردید.
آیا شما برای هم وطنان خود نیز ارزش و احترام قائل نیستید؟
به راستی چه جیزی شایسته ارزش و احترام شماست؟ چه معنای متعالی تری از وطن، از عشق به همنوع، از آزادی؟

چه معنایی برتر از اینکه واژه مقدس "هنرمند" را با قیچی عقاید خود تکه تکه میکنید و حتی فرصت دفاع را هم از او می گیرید؟

تمنا می کنم خواهش می کنم التماس می کنم شما را به تمام مقدساتتان دست از تحمیل عقاید خود بردارید.
بگذارید من هم مخالف باشم تا به واسطه همین مخالفت هم من و هم شما پیشرفت کنید. نگذارید واژه هایی مانند هنرمند، احترام و آزادی معنای خود را از دست بدهند. به تمام مقدساتمان قسمتان می دهم نگذارید.

با تشکر از اینکه متن حقیر را بدون تعصب و بدور از کینه خواندید.

با آرزوی موفقیت برای تمام انسان ها با هر فکر و اندیشه ای که دارند.

حقگوئی
علی فرح راد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افراط از هر کس با هر طرز فکر و عقیده ای که باشه چه راستی و چه چپی ناپسنده.


دوستان از اول خواننده ی پیگیر حرف ها و نظراتتون بودم. در عجبم چرا وقت خودتون رو صرف بحث کردن با کسایی می کنید که همه چیز رو از دین گرفته تا خدا و اعتقاد و چه چه در انحصار خودشون می دونن و پاسخ بقیه رو صرفا با چند جمله تحقیرآمیز و آمیخته به غرور و سرکوب می دن و نه استدلال.

دست بردارید چون با ادامه بحث فقط روحمون بیش از پیش فرسوده و آزرده میشه.

خدا همه رو به راه راست هدایت کنه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض سلام و درود به محضر سرور عزیزم جناب آقای یعقوبی

" ما رَایت اِلا جَمیلا {بجز زیبایی ندیدم}"

سرورم خسته نباشید . همچنان که انتظار می رفت همه فرزندان برومند ایران را بطور یکسان مورد لطف ودلجویی قرار دادید."سپاس"
بشما اطمینان می دهم نه در این فضا ونه در نمایش شاهد ستیز نبودم . اگر شائبه ای از ستیز بود با اصلاحیه دوستان مرتفع شد. حتی باید بگویم فضای پر نشاط اینجا شائبه ستیز در نمایش را تحت الشعاع خود قرار داد.
درود بر فرزندان ایران که با ایجاد فضای دوستی و همگرایی گمان ستیز وفاصله را همچون همیشه بی اثر ساختند . دوستتان دارم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد یعقوبی
مردی واقعا دوست داشتنی
.
.
.
درود برشما
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
:O
وای خدا چه شباهتی بین قلم این دوستانه دقیقا مثل هم
نمی دونم والا عجیبه ولی باید یکی قضیه رو اینجا مطرح کنه P:

آقای یعقبوی قدم رنجه فرمودید این جا اومدید ...بی صبرانه منتظر کارهای بعدیتونم
@};-
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
خدمت دوست دوست داشتنی محمد محمدنیا
منم همه ی حرفم همینه که چقدر از دیدنتون تو تئاتر شهر و این فرومها خوشحال شدم.گفتم که چقدر دوست دارم تو همه ی اجراها و فرومهای تئاتری ببینمتون.گفتم با اینکه خیلی سخت بلیط گیر اومد اما همین کشمکش ها باعث شد مجاب بشم هرجور شده کار ببینم...دوست ندارم لبخند الکی به هم تحویل بدیم اما هرگز به خودم اجازه نمیدم به تو دوست نازنین تئاتر بینم جسارتی بکنم و به قول خودت کسی مورد تمسخر قرار بدم اگه چنین سوء برداشتی(پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ)هست بگو تا توضیح بدم.
دوست دارم رفیق.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی تلاش کردم. اما نتونستم بلیط رو گیر بیارم.
حیف شد واقعاً حیف. می‌دونم چند وقتی آه حسرت می‌کشم. تا من باشم روز اول کار آقای یعقوبی رو برم ببینم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد یعقوبی عزیز
دروووووووووووووووووود بر تو!
دور باد خشکسالی و دروغ از این مرز وبوم
نوشته هایت پر نور..........!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنونم آقای ایرجی عزیز...کامنت ایشون رو که خوندم خیلی فکرم درگیر یک جواب مناسب بود ولی شما خیلی بهتر و با درک کامل تری ژاشخ دادید...خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض سلام محضر سرورم عزیزم جنای آقای مسعود تارانتاش
دوست خوبم اما ما دوست داریم درکنار شما به یکی از وجوه مشترکمون که دیدن تئاتر بیایم حتی اگه داستان باعث بشه با این که در کنار هم هستیم ناخواسته مورد تمسخر شما واقع بشیم یا آنچه شما در مورد دست دادن فرمودید (البته...دستی که بخواد به دست شما آسیب بزنه)
دوستتان دارم . هرچه می خواهد بگوید هرکه می خواهد تلخ یا شیرین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در کمال تاسف (قابل بیان با کلمات نیست) حتی با وجود اینکه خودم یک روز برای گرفتن بلیت روزانه مراجعه کردم و امروز هم با تمدید شدن کار و اینکه یه دوست خوب به خاطر گرفتن بلیت برای من مدت زمانی توی صف ایستاد بلیت قسمت ما نشد و من موفق نشدم کار جناب یعقوبی رو ببینم... به هر حال من هم تاریخی فرصت یافتم که دیگه بلیت این نمایش نبود. جدا نمی تونم بگم چقدر دوست داشتم این کارو ببینم و نمیتونم بگم چقدر متاسفم.
کاش این کار در تالار اصلی اجرا میشد و خرید اینترنتی داشت که آدمای گرفتار هم بتونن بلیت تهیه کنن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
با اینکه خیلی سخت بلیط گیر میومد اما به همت یکی از دوستانم ( خیلی ازش ممنونم) این کارو دیدم...از یعقوبی و تیمش سپاسگزارم...بازی سرابی واقعا خوب بود اما بنظرم پاکدل خیلی مجذوب صداش شده و دلم می خواست بیشتر ازش بازی صورت و حرکت می دیدم...این فضایی که تو کامنتا ایجاد شده واقعا دوست داشتنیه و امیدوارم دوستانی که کمتر تو کارای قبلی ازشون نظری ثبت می شد بازهم همراهمون باشن(راستش بخواین اصولا آدم تنبلی هستم ولی این چالشها مجابم کرد که هر جور شده کارو ببینم)...می خوام بگم یه وقتی هست که داریم راجع به بودن یا نبودن موسیقی حرف می زنیم اما یه وقتی داریم راجع به کیفیت و نشون دادن یا ندادن سازها حرف می زنیم این دوتا بحث خیلی تفاوت دارن...خوشحالم که هم اونا و هم ما تئاتر می بینیم.دوست ندارم ما و اونا یکی بشیم یا باهم دوست باشیم و جلوی عکاسا در حالی که لبخند ... دیدن ادامه » می زنیم دست همو خرد کنیم...تضاد طرز فکر اونا و ما همیشه تو هنر همه جای دنیا بوده و اصلا همین تفاوت اونا و ما...
حمید نخعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گرگ شنگول را خورده است
گرگ منگول را تکه تکه کرده است
بیدار شو پسرم ...
این قصه برای نخوابیدن است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خیلی خوبی بود.خیلی خوشحالم که تونستم ببینم.من از ساعت 12 تو صف بودم و بالاخره تونستم بلیت گیر بیارم.
در مورد بازی ها:بازی علی سرابی،مهدی پاکدل و مسعود میرطاهری خیلی خوب بود بقیه هم خوب بودند و شاید به نظر عده ای معمولی که البته به نظرم اندازه نقش آنها همین مقدار بود به همین خاطر نمی تونیم انتظار داشته باشیم که آیدای نوشتن در تاریکی همون آیدای خشکسالی باشه وگرنه آیدا مثل همیشه باانرژی و دوست داشتنی بود بقیه دوستان هم همین طور.
در مورد کارگردانی:20 مثل همیشه عالی و فکر میکنم که یه تشکر به محمد یعقوبی بدهکارم. درسته که به قول بعضی دوستان داغ دل مونو تازه کرد اما من جوون باامید و انرژی از سالن بیرون اومدم به دو دلیل اولا هنوز کسانی هستن که با شهامت حرفشونو بزنن شاید هنوز باورم نمیشه که انقدر رو این حرفا گفته شد ثانیا هیچ چیز غیر ممکن نیست پس میشه ... دیدن ادامه » به یه فردای روشن امید داشت.
اما یک انتقاد هم در مورد استفاده از ویدئو پروجکشن دارم.در مورد صحنه های نیما و محمد خیلی به جا بود اما چه لزومی داشت که این کار تیتراژ تصویری داشته باشه؟تمام اسامی توی بروشور نوشته شده بود به نظرم باید مرزی بین کار تصویر و تئاتر وجود داشته باشه.نمی دونم شاید این سلیقه آقام یعقوبی و زیبایی شناسی ایشون باشه.در هر صورت گروه این روزها و استاد عزیزم یک دنیا ممنون خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ووووووووووووووای.......بحث به کجاها کشیده....
به نظر من نظر هر کس برای خودشه.... و با توجه به سواد و سطح فکری و تجربه خودش نظر میده....

پس بدون توجه به نظرات قبلی : چند روز پیش نمایش رو دیدم... باید بگم خدا دوستم داشت که از دست ندادمش....
دلم می خواست گریه کنم .... نتونستم ... انگار درد چیزی فرا تر از این بود که توی گریه خلاصه بشه....
.
.
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش فکر میکنم این همه هیاهو و جنجال و مجادله و بعضا مناظره پیرامون نمایش نوشتن در تاریکی بیشتر از اینکه برگرفته از اصل نمایش و مفاهیم عرضه شده در این اثر باشه ، از همان چیز هایی آب میخورد که محمد یعقوبی آن را نقد میکند . نمایش نوشتن در تاریکی اشاره داره به مشکلات درونی و شخصیتی جامعه ایرانی در پذیرش و تن دادن به دموکراسی و با توجه به دیدگاه جاری در نمایشنامه ، این مشکل تنها مربوط به قشر خاصی نمی شود . در این کار از روشنفکر گرفته تا خشک مذهب و از منتقد ادبی و وکیل و روزنامه نگار و ... تا بازجو هر کدام به شکلی در موقعیت های مختلفی که در آن قرار دارند درگیر این منش دیکتاتور گونه شخصیتی هستند . در این اثر جمعی 6 نفره که نماینده قشری خاص از جامعه هستند بر روی یک امر ساده ( زمان بیدار شدن و رفتن به لنگرود ) با رعایت تمام اصول دموکراتیک باز هم به دلیل از بین ... دیدن ادامه » رفتن خواسته های شخصی با تن دادن به رای اکثریت مخالفت میکردند . در واقع جامعه در حال گذار ما از سنت به مدرنیته کماکان درگیر تناقض میان فرد گرای موجود در مدرنیته و تن دادن به نظر اکثریت در جامعه مدنی و دموکراتیک است . و همین تناقض است که عده ای دموکراسی را ، دیکتاتوری اکثریت معنی کرده اند . و متاسفانه در موارد پر اهمیت تر و انتخاب های سرنوشت ساز بروز این بیماری درونی تاریخی حوادثی میافریند که به قیمت ازبین رفتن جان انسان ها تمام میشود. و در پایان نیما همچون الی در فیلم درباره الی.... به نمایندگی از تمام انسان هایی که در این جامعه زندگی میکنند قربانی میشود تا تلخی و سیاهی و شومی این تناقض ها را در بستر جامعه فریاد زند. و شاید همین ویژگی ها است که نمایش نوشتن در تاریکی من را به یاد فیلم درباره الی.... انداخت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید