تیوال نمایش وانیک
S3 : 04:53:47
  ۰۸ شهریور تا ۱۷ مهر ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: واسلاو هاول
: علی امینی نجفی
: سهراب سلیمی
: احمد ساعتچیان، رضا مولایی، شیوا اردویی
: کمپانی تیاتر باران

: کامران امید
: نوید به تویی
: نگار نعمتی
: خسرو اشتری
: فرانک حیدریان
: سید فرشاد هاشمی
: مانا یزدانی امیری
: وحید لک
: سحر صنیعی
: حمیده صمدی
: مصطفی پیرهادی

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش وانیک / عکاس: علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» استقبال گسترده ی چهره های سینما و تئاتر از نمایش وانیک

» بزرگان موسیقی ایران به تئاتر باران آمدند

» شب گذشته در تیاتر باران نمایش «وانیک» میزبان قاسم زارع و حسن رونده شد

» نمایش «وانیک » شب گذشته در تئاتر باران میزبان دکتر محمد رضا خاکی و مسعود دلخواه شد

» نمایش «وانیک » به «بهروز غریب پور» تقدیم شد

» شب گذشته در تماشاخانه باران گروه اجرایی وانیک میزبان جعفر والی شد

» حضور جعفر والی در دومین روز نمایش " وانیک "

» نمایش «وانیک» میزبان بهروز غریب پور می شود.

» افتتاح نمایش وانیک با سخنان ایرج راد در تئاتر باران

» شب گذشته در تماشاخانه باران آغاز اجراهای وانیک با سخنرانی ایرج راد

» نمایش «وانیک» میزبان جعفر والی می شود.

» احمد ساعتچیان: متن اسلاو هاول، شخصیت های وسوسه برانگیز برای یک بازیگر دارد.

» نگاهی متفاوت به نمایش «وانیک»

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
وانیک رو دوست داشتم برای تمام فشارهایی که از دو جناح دوست و غریبه در دنیای امروز به افراد وارد می شه... و انزوای نسبی و دعوت به سکوتی درونی برای توضیح اضافی ندادن...

وانیک برای من آشنا بود چون آدمهایی دوست داشتنی رو در زمان حال می شناسم که فکر دارند... ارزش ها را دارند... اما تا حدود زیادی تنها هستند... سکوت دارند و گاها سکوتشان را مساوی با افسرگی درونی این افراد می گیرند که در واقع اینطور نیست...

و در آخر از بازی ها و اجرای خوب شان ممنونم

والبته از تاتر باران که طی دو هفته گذشته دو تاتر خوب دیدم و لذت بردم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رحمانیان ( کارگردان، نمایشنامه نویس و مدرس تاتر) بعد از تماشای وانیک :
سابقه ی طولانی سهراب سلیمی از کارگردانی بازیگری تدریس توقع بزرگی را در آدم ایجاد میکند حضور آدم های حرفه ای که در کارهای سهراب هست جلوی صحنه و پشت صحنه یک انرژی مضاعف قبل اجرای کار میدهد که در واقع با یک کار حرفه ای مواجه هستی...که این در وانیک اتفاق افتاده متن درخشان هاول ترجمه بسیار خوب علی امینی نجفی موسیقی خوب کامران امید و مجموعه بازیگرانش... در واقع یکی از دیگری بهتر بودن... جز اتفاق های خوبی که در تاتر ایران می افتد و به ندرت نمایشهایی از این دست میبینیم... سهراب سلیمی در ذات خودش آدم اصیلی است...کارهایی که کار میکند بازی که ارائه میدهد با آدم هایی که کار کرده از قدیمی ترین که رکن الدین خسروی و دیگر کسانی که با ایشان کار کرده اند...و گروهی که بعد از انقلاب به وجود آورد یک ... دیدن ادامه » عالمه ستاره که آن زمان ستاره نبودند و با اجرایی مثل ننه خزیره ستاره شدند و این مجموعه آدم ها و کارها این سالهای طولانی تدریس چه در تهران و چه در جاهای دیگر..استفاده از عناصر کم تعداد و استفاده از بازیگرانی که در شرایط مختلف بتوانند اجراهای مختلف داشته باشند استفاده از دکور محدود استفاده از حرکتهای محدود و همه این محدودیت ها که انها را تبدیل به حسن کند و در خدمت تاتر قرارا بدهد ... همه اینها اتفاق خوبیست که در نمایش وانیک دیدیم...
محمد رحمانیان مهر ماه 1394
« به یاد ِ رفتگان و از یاد رفتگان »

بزرگان و پیشکسوتان در عرصۀ تئاتری که ما را اینجا گرد هم آورده است، عمری ست بر روی صحنه استخوان ترکانده اند تا اکنون پس از تمام مشقاتشان آنچه به دشواری تحصیل نموده اند را به نسلهای بعد روا دارند، باشد که چراغ صحنه همچنان بدرخشد.
هنوز هفت روز نگذشته از سحرگاهی که یکی دیگر از اساتیدمان ما را ترک گفت و به جمع یارانش پیوست. در گرامیداشت بانو روستا سخن ها راندیم و در غم هجرش مرثیه ها سرودیم.
نمی دانم اگر همای سعادت هنوز سایه افکن سالن های نمایشی بود با چه میزان استقبال مواجه می شد اما امشب نمایشی را می بینم که مرشدی زبردست با مهارت تمام آنرا همچون نگینی خوش تراش، پرداخت نموده است ولی افسوس که طی یک ماه روزانه 5 نفر تیوالی هم در کلاس درسش حاضر نشده اند!
نمایشی که آنرا می توان جزء بهترین های حال حاضر دانست و صرفنظر از ... دیدن ادامه » بحث سلیقه، کمتر ایراد فنی در آن می توان یافت آیا باید از سوی داغداران هنر اینگونه مغفول بماند؟
استاد پای تخته و صندلی ها خالی.
روحش شاد هما روستا.
جناب کیان عزیز ...ممنون از اینهمه مهری که به تاتر دارید و چه صمیمانه حرف دل ما رو زدید ...منم به عنوان یک تماشگر و مخاطب علاقمند به تاتر با شما همدردم...در این وانفسای روزگار چه خوب که شما دوستان هستید مایه دلگرمی و امید به آینده... مانا باشید...دوست عزیزی که ... دیدن ادامه » گرچه از نزدیک شما رو ندیدم اما انگار آشنای سالهای دورید...
۱۱ مهر ۱۳۹۴
خانم صمدی عزیز توجه من به تئاتر و در این بین به نمایش های خاصی در واقع لطف و ترحم به خودم است و به آنچه بالندگی خودم در پرتوی آن محقق می شود. پس منتی بر این اریکه و متصدیان فکورش نیست بلکه این منم که وامدار صحنه ام.
دوست عزیز آیا امکان تمدید نمایش شما وجود ... دیدن ادامه » دارد؟
۱۵ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«وانیک» به حسین علیزاده تقدیم شد

تئاتر باران شب گذشته پذیرای بزرگان موسیقی و تئا‌تر بود و دو نمایش «آتن مسکو» و «وانیک» به بزرگان موسیقی ایران لوریس چکناوریان و حسین علیزاده تقدیم شدند.

نمایش «وانیک» شامگاه گذشته درحالی به صحنه رفت که ازدحام تماشاگران برای ورود به این مجموعه اجرای نمایشرا با کمی تاخیر مواجه کرد. سهراب سلیمی کارگردان این نمایش گفت: امشب هنرمندان بزرگی در این سالن حضور دارند و من با احترام به همه این عزیزان، اجرای امشب را به یار همیشگی و وفادارم "حسین علیزاده"تقدیم می کنم.

حسین علیزاده بعد از تماشای این نمایش گفت: بسیار تحت تاثیر این نمایش قرار گرفتم، با تخیل جاری در این نمایش و به کمک اجرای خوب بازیگران فراموش می کنید که روی صندلی نشسته اید و نمایش می بینید. این نمایش واقعیت تلخی است که کمابیش در زندگی افراد تجربه شده است.

وی در ادامه افزود:موضوع این نمایش خیلی آشناست به خصوص برای جامعه ایران که همه چیز در ظاهر می گذرد. خوشحالم که در این وانفسای تئاتر هنوز آثاری نظیر"وانیک"روی صحنه می روند تئاتری که تنها با عشق ادامه حیات می دهد.

هنرمند بزرگ موسیقی ایران در پایان گفت: سهراب سلیمی هنرمند عزیز و دوست قدیمی من است که من به عشق و شرف او قسم می خورم.

در میان تماشاگران این نمایش می‌توان به حضور هنرمندانی همچون رویا افشار،محمد رحمانیان،بهرام ابراهیمی،بهناز جعفری،سیاوش طهمورث،آزاده انصاری،جهانبخش سلطانی،عباس جهانگیریان و...می توان اشاره کرد

نمایش «وانیک» نوشته‌ واسلاو هاول، ترجمه‌ی علی امینی نجفی به کارگردانی سهراب سلیمی از ۸ شهریور ماه هر شب به جر شنبه‌ها ساعت ۱۹ در تئاتر باران روی صحنه می‌رود.

در ... دیدن ادامه » این نمایش احمد ساعتچیان، رضا مولایی، شیوا اردوئی به ایفای نقش می‌پردازند. علاقه‌مندان می‌توانند برای خرید اینترنتی بلیت این نمایش به سامانه فروش بلیت تیوال مراجعه کنند.

انتهای پیام/
مجتبی مهدی زاده این را خواند
کیان، سارا_ز، محمد رحمانی، حمیده صمدی و شیوانا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند این نمایش تا ۱۷ مهرماه تمدید شد.
کیان، سارا_ز و ذوق زده این را دوست دارند
همیارى جان آیا امکانش هست که کالیگولا هم تمدید بشه ؟
۰۷ مهر ۱۳۹۴
درود بر شما
نمایش کالیگولا تمدید شده‌است.
۰۹ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3234238


جادوی پرسش های هاول
گفت وگو با سهراب سلیمی، کارگردان نمایش «وانیک»



وانیک، کاری از سهراب سلیمی است که هر شب ساعت ١٩ در تالار باران روی صحنه می رود. این نمایش برای نخستین بار سال ٨٣ در تالار چهارسو با اقبال عمومی و منتقدان مواجه شده بود. نمایش این بار با همان ترکیب بازیگران یعنی رضا مولایی، احمد ساعتچیان و شیوا اردویی اجرا می شود. البته در دوره قبلی سه اپیزود داشت به نام های احضار، گشایش و اعتراض که اکنون اعتراض را نمی بینیم. این متن ها نوشته واتسلاو هاول است که بعدها بعد از استقلال از بلوک شرق کمونیستی، توانست اولین رئیس جمهور این کشور هم بشود. با سهراب سلیمی درباره این رویداد هنری به گفت وگو
نشسته ایم:
مجتبی مهدی زاده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آروم باش... طبیعی باش..
درود مرضیه ی عزیز مشتاق دیدار
تاتر وانیک رو دوست داشتی؟ :)
۰۵ مهر ۱۳۹۴
خوشحالم دوست داشتی مرضیه جان :)
دلتنگتیم دوستم ..به امیددیدار
۰۶ مهر ۱۳۹۴
ممنونم :)
منم همینطور خیلی...
برای اجرای روز واقعه میبینمتون به زودی زود :)
۰۶ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش اول میخواستم بذارم تو نقد کاربران بعد گذاشتم اینجا نمیدونم جای درستش کجاست
من همین الان از تماشای این نمایش برگشتم
در اینکه واقعا تءاتر خوبی بود که شکی نیست
ولی من نیومدم این نمایش رو نقد کنم چون اولا تازه به دیدن تءاتر روی آوردم و ثانیا نقد های بسیار بسیار زیبا و موشکافانه ای در همین بخش وجود داره که حرفی رو برای گفتن نمیذاره!
برای منی که تازه وارد حساب میشم نمایش سنگینی بود. واقعا خیلی جاهاش رو نفهمیدم. توصیه میکنم به تازه وارد هایی مثل خودم که حداقل گزیده ای از نقد هارو بخونن و برن ببینن (البته نمیدونم چقد این کار درسته). البته نه این که چیزی نفهمیدما ولی اون چیزایی که فهمیدم مطمءنا خیلی چیز پیش پا افتاده ای بود که پیام نمایش حساب نمیشه! در بهترین حالت شاید بشه گفت دیالوگ نمایش!!
ولی به هر حال خیلی به فکر فرو رفتم و نتیجه ای نیافتم! شاید ... دیدن ادامه » به خاطر این که قسمت هایی از داستان نمایش تفکر منو شدیدا به بن بست های چالش برانگیز یک سری مساءل حل نشده در ذهنم که الان جز خط قرمز من حساب میشه سوق داد. خلاصه سعی کنید اگه مثل من این چیزا براتون حل نشده است مثل عموم مردم فکر کنید و نتیجه گیری کنید!
تنها چیزی که میتونه منو در این حالت دلگرم کنه اینه که به گفته خود آقای ساعتچیان (امیدوارم اشتباه نکرده باشم اسمشونو) خانم هما روستا (که به تازگی فوت شدند روحشان شاد یادشان گرامی) در سال ۸۳ مهمان این نمایش بودند. ینی اینکه حداقل این نمایش ۱۱ ساله داره میره روی پرده! این دو حالت داره. یکی اینکه عمده مردم پیام واقعی داستان رو متوجه نشدند و جامعه همچنان به تکرار همچین پیامی نیاز داره و دیگری اینکه عمده مردم فهمیدند پیام نمایش رو ولی نتونستن اونو عملی کنن تو زندگیشون که باعث شده دوباره بخوان براشون مرور بشه!
منم اول راهم و تقریبا بک گراند ذهنیم از تءاتر صفره! البته میدونم جای خوبی پا گذاشتم بالاخره منم یه کمبودی تو زندگیم حس کردم که اومدم اینجا! تا الان که دیدم نسبت به همه چی و از همه مهمتر زندگی یه دید کاملا مهندسی بوده ینی تک بعدی! دارم سعی میکنم اونو تعدیلش کنم!
من همیشه وارد سالن تءاتر که میشم سعی میکنم همه اتفاقات زندگی رو همون دم در بذارم که بتونم با تمرکز کامل و دیدی باز از نمایش استفاده کنم! ولی خوب پیش میاد دیگه!! بالاخره منم یه احساس نیازی کردم اومدم تو این عرصه وگرنه نه پول اضافی دارم نه وقت اضافی :D
جناب مهرداد گرانقدر، چه عالی که به مخاطبان تاتر ملحق شدید.
البته بنده حقیرتر از اینم که در خصوص برداشت شما نظر بدم، اما دوست خوبم به نظر من بعد از دیدن هر نمایشی، قطعا نباید تحلیل و نقد موشکافانه داشت... گاهی تماشای یک نمایش؛ هرچقدر هم سنگین و معناگرا ... دیدن ادامه » باشه، چنان لذت ساده ای رو به روح هدیه میکنه که شاید منتقدین حرفه ای از نقد و تحلیلش چنین حظی رو نبرند... پس اگر به دل و جانتون نشسته گوارای وجودتون...
اما در خصوص دو حالتی که متصور شدید، به نظر بنده حقیر حالت سومی هم وجود داره؛ اینکه این نمایش اینقدر زیباست و دلنشین که اگر سالها هم اجرا بره، حق مطلبش ادا نشده...
سلامت باشید و سبز
۰۵ مهر ۱۳۹۴
سلام جناب مهرداد گرامی خیلی خوش آمدید به این جمع امیدوارم که لحظات خوش و مفیدی رو در سالنهای تاتری بگذرونید ممنون از یادداشتی که وقت گذاشتین و نوشتید مطمئنا در سالهای آتی از تماشاگران حرفه ای تاتر خواهید بود... میخواستم توضیحاتی در مورد نمایش بگذارم ... دیدن ادامه » بعد دیدم دوستان عزیزی خیلی کاملتر نوشتن و قطعا شما اونها رو خوندید دوستانی مثل خانم نیلوفر ثانی یا جناب کیان و .... دیگر دوستان عزیز که قطعا اگر اونها رو مطالعه کرده باشید خیلی از مسائل نمایش براتون حل میشه... ضمنا این نمایش یازده سال نیست که اجرا میشه یازده سال بیش هم یه مدت یکماه اجرا شد و جزو نمایشهای شایسته همون سال اعلام شد و دو بازیگر اون به عنوان بازیگران برگزیده انتخاب شدند و حال بعد از گذشت یازده سال دوباره با تغییراتی اجرا شد که اکثرا منتقدان هم نظرشون این هست اگر اجرایی بعد از مدتها تکرار میشه باید رو به جلو باشه باید تغییراتش مثبت باشه و نسبت به اجرای قبلی خیلی بهتر باشه در این صورت تکرارش بی معناست که خدا رو شکر همگی تا الان بعد از دیدن نمایش همین دیدگاه روداشتند که نسبت به اجرای یازده سال پیش اجرای بهتری و تغییرات مثبتی داشته...به هر حال ممنون که به اجرای این اثر نشستید... این نمایش برشی از زندگی واتسلاو هاول درام نویس بزرگ چک هست که مبارز سیاسی هم بوده و بعد از آژادی از زندان این نمایش رو نوشته ایشون بعدها هم به مدت ده یا دوازده سالی رییس جمهور چکسلواکی میشه...
۰۶ مهر ۱۳۹۴
ممنون از خانم محمدی و خانم صمدی که وقت گذاشتند و نظر منو خوندند.
خانم محمدی در اینکه این نمایش بسیار زیبا بود حرفی نیست. من خیلی اون رو دوست داشتم مخصوصا با بازی بازیگران حرفه ای بنابراین حالت سومی رو که گفتید واقعا وجود داره چون اثر زیبا هیچ وقت کهنه ... دیدن ادامه » نمیشه
ممنون از اطلاعات مفیدتون خانم صمدی با اینکه من اثر یازده سال پیش رو ندیدم ولی از اشتیاق دوستان برای تماشای دوباره میشه فهمید این اثر رو به جلو بوده و ممنون از اطلاعاتتون در مورد شخصیت اصلی نمایش
۰۶ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید



نگاهی به نمایش ˝وانیک˝ به کارگردانی سهراب سلیمی

کاظم هژیرآزاد: ˝وانیک˝ نام شخصیت اصلی دو نمایش به نام‌های ˝احضار˝ و ˝گشایش˝ است که به اختصار، زیرنام ˝وانیک˝، در سالن تماشاخانه ˝باران˝ به کارگردانی سهراب سلیمی با بازی‌های رضامولایی، احمد ساعتچیان و شیوا اردویی هرشب در حال اجراست.
http://www.honaronline.ir/Pages/Printable-News-61979.aspx
elahe kazemi و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استادحسین علیزاده میهمان "وانیک"می شود

تئاتر باران میزبان استاد حسین علیزاده، آهنگساز و ردیف دان برجسته ی موسیقی ایران و گروه هم آوایان می شود.
به گزارش روابط عمومی تئاتر باران؛نمایش "وانیک" تازه ترین اثر نمایشی" سهراب سلیمی" است که از 8 شهریور ماه ماه در تئاتر باران در حال اجرا است و روز سه شنبه 7 مهر ماه میزبان استادحسین علیزاده خواهد بود.
حسین علیزاده پیش از این ساخت موسیقی نمایش «مهمانسرای دو دنیا»به کارگردانی سهراب سلیمی را بر عهده داشته است.
این نمایش با توجه به اعلام سه روز عزای عمومی در پی فاجعه انسانی منطقه «منا» که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از زائران ایرانی و کشورهای دیگر شد روز جمعه سوم مهر ماه روی صحنه نرفت و از روز یکشنبه پنجم مهر اجراهای این نمایش از سر گرفته می شود.
نقره و سلاله * این را خواندند
کیان، حمیده صمدی، elahe kazemi و هاشمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
لیلى شجاعى این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«وانیک، سازه ای هندسی بر پایۀ بن مایه ها»

سعادت بشری و رهایی انسان را می توان از دیرینه بعنوان مهمترین دغدغۀ اندیشمندان، فلاسفه و تئوریسین های اقوام مختلف برشمرد همانگونه که در طول تاریخ از هرگوشۀ جهان، مکاتب فکری متنوع و گاه متضادی داعیۀ آنرا سر داده اند و اینگونه شد که از افلاطون تا فارابی، و مارکس و انگلس تا مور و بیکن؛ هر کدام ناکجاآباد ها ، مدائن فاضله، جوامع آرمانی و اتوپیاهایی با مختصات گوناگون را کعبۀ آمال خود ترسیم نمودند. در این میان اهل ادب نیز به محاکات برخاستند. چارلز دیکنز دختری به نام نل را به جستجوی پارادایس رهسپار کرد و بزرگان شعر فارسی به کرات با بهره از آرایه ها به ابعاد زیبایی شناختیِ کمال مطلوبشان افزودند.

"پارادایس" (پردیس در فارسی و فردوس در عربی) به استعاره از آرمانشهر، بن مایه ای ست که اشعار، افسانه ها و داستان های فراوانی مضامین خود را به مدد آن استوار کرده اند.
فردیناند وانیک روشنفکری ست که فرای "خود" می اندیشد. رابطۀ زناشویی اش برای ناظر
بیرونی عجیب به نظر می رسد و بی علاقه به ظواهر زندگی، در پی اهداف والاتری ست. او در نمایشنامۀ هاول با پرداخت دقیق سلیمی به گوشۀ رینگ رانده شده است و توسط نمایندگانی از دو قشر جامعه با افکاری متضاد، در مظان اتهام و تخطئه است و دائماً مورد سوأل و بازخواست قرار می گیرد. فردیناند در قبال چنین هجمه ای تنها به ارائۀ پاسخ های کوتاه و منفعلانه همچون بله و خیر اکتفا می کند و چنین وضعیتی جز یک مورد استثنا در طی تمامی دو اپیزود گریبانگیرش است. رئیس که تا چندی پیش شبانه روز شغل سختی در انبار داشته است، توسط حامیان طبقۀ کارگر کمی ارتقاء یافته و هماکنون در سر دیگر میز ِ دیوانسالاری در مسندی مضحک تکیه زده است. وانیک تنها سوأل جدی و کنجکاوانۀ خود را خطاب به رئیس بروکراتش، به کرات چنین می پرسد:
«چرا به پارادایس نرفتید؟»
از اصرار روشنفکر به این سوأل دو نتیجه اتخاذ می شود. اول اینکه وانیک به آرمانشهر تعلق خاطر دارد و دوم اینکه سیستم حاکم نتوانسته است به پارادایز نائل آید و حال با پرسش از چرایی، طعنه ای به مخاطب ِمسخ شده و تلنگری به خود ِآرمانگرایش می زند.

صندلی از دیگر بن مایه های نمایش سهراب سلیمی ست. مسند قدرتی که رئیس بر آن مستقر شده با روکش سرخ و تکیه گاهی بلند غبار تاریخ رویش نشسته و خبر از قدمتش می دهد. صندلی ریاست که با دو چرخ در طرفین؛ ناتوانی، معلولیت و ملعبه گی اش را در یک سیستم بروکراتیک یادآور می شود، در اپیزود دوم نیز به شکل دیگر کاربرد می یابد. دوستان وانیک صندلی با روکش سرخ و تکیه گاه بلند را از یک کلیسا که دارایی اش به حراج گذاشته شده بود خریداری کرده اند.
تغییر مالکیت صندلی در جهت عکس ِنمایش از کلیسا به سرمایه دار بخش خصوصی و از آنجا به فرومایه ای که در سیستمی جبّار به قدرت رسیده را می توان استعاره از انتقال قدرت فئودالیسم کلیسای قرون وسطایی، به کاپیتالیسم عصر روشنگری که انقلاب کبیر فرانسه را پایه ریخت و از آنجا به سوسیالیسم که در تعارض با سرمایه داری، تحولات سیاسی و اجتماعی گسترده ای را کلید زد، دانست. البته این تنها نشانۀ نمایش نیست که انقلاب ها را یادآور می شود.

توقف ِزمان، دَوَران و تکرار رخدادها در نمایش سلیمی صرفاً بُعد تکنیکی رایج را پوشش نداده است بلکه آنها در نمایش وانیک عناصری تأکید شده و تشخص یافته هستند. این مهم از شروع گفتگوی وانیک و رئیسش در مورد ناهار، مادام بودوا و ... تا نقطۀ عطف ِ قضای حاجت رئیس و صدای حرکت بطری ها روی تسمه نقالۀ خط تولید در اپیزود اول و شروع ابراز علاقۀ دوستانش و نبوغ فرزندشان در غرق شدن قورباغه ها و سپس نصیحت تا رسیدن به چرخشگاه موزیک سوئیسی و صدای کوکوی ساعت، جملگی یکی دیگر از بن مایه های کلیدی نمایش را در خود جلا بخشیده اند. یکی از مصادیق این ادعا کلیدواژه هایی ست که در تکرار برخی دیالوگ ها به دست می آید.
آنطور که گفته شد حرکت جوامع از فئودالیسم تا سوسیالیسم با هدف تحقق آرمانشهرهایشان، انقلاب های متعددی را در تاریخ ملل رقم زده است. یکی از مهمترین کدگذاری های نمایش در دیالوگ رئیس مُفَتِش نهفته است، آنجا که با تجسس و سماجت در چند نوبت از وانیک راجع به کارش می پرسد: "چه کار می کنید؟ قِل می دهید؟"

انقلاب ... دیدن ادامه » در لغت به معنای زیر و رو شدن است. در قِل دادن نیز عملاً با زیر و رو کردن از نقطه ای به نقطه دیگر فعل انتقال صورت می گیرد. اما پاسخ وانیک چیز دیگری ست. او در جواب تأکید می کند که: "جابجا می کنم" آنچه وانیک انجام می دهد جابجایی ست. عملی که منجر به دگرگونی نمی شود بلکه اصلاح را به ذهن متبادر می سازد.
رئیس به دیدۀ تردید به فردیناند می گوید:" اما دیروز قِل می دادید! خودم دیدم که داشتید قِل می دادید!" و این را می توان اشاره ای به فعالیتهای انقلابی وانیک در گذشته که منجر به حبس او گردید دانست. نکته جالب توجه در تکرار این گفتگو، چرخش دیدگاه رئیسی ست که با انقلاب کارگری به قدرت رسیده است اما اکنون در اتصالش به استبداد دیگر دگرگونی را بر نمی تابد و اینگونه به وانیک توصیه می کند که : "امممم.. خوبه! جابجا کردن بهتر از قِل دادنه، مگه نه؟"

توقف زمان، دَوَران و تکرار در نظریات اندیشمندان عرصه های مختلف مورد توجه قرار گرفته است.
تئوری "ترمیدور" یا همان "چرخش انقلاب ها" یکی از همین گونه هاست که حاصل تحقیق و تحلیل استقرایی برینتون بر روی چهار انقلاب مهم در تاریخ روسیه، فرانسه، انگلستان و امریکا است و در علوم سیاسی مورد توجه بسیار قرار گرفته است.
او مطرح می کند که بطور قابل تأملی روند ثابتی طی چهار انقلاب مذکور با مکاتب و ایدئولوژی های متفاوت، پیموده شده است. وی با پیش ِرو گذاشتن تاریخ چهار کشور، دوران پس از استقرار حکومت جدید را به سه دوره تقسیم کرده است که ابتدا ائتلافی میان احزاب و گرایش های مختلف سیاسی حکومتی میانه رو را تشکیل می دهند که پس از مدتی توسط گروه های تندروی تضعیف شده و دوران توتالیتر اصولگرایان در فضایی غیررقابتی و تک قطبی آغاز می شود که طی آن هرگونه مخالفت محتوم به حذف است و خودکامگی تا آنجا ادامه می یابد که بازگشت به نظام پیشین چه نزد روشهای حاکمیت و چه ارزش ها و ایده آل های تودۀ سرکوب شده نمایان می گردد و شرایطی را رقم می زند که اگر از آرمان های پیش از انقلاب فاصله اش بیشتر نباشد، کمتر هم نیست و دوران ترمیدور نامگذاری شده است.

چنین چرخشی در نمایش وانیک بطور استادانه با پیش کشیدن رختکن و اتاق گریم و تغییر و تحول رئیس پرولتاریا به دوست بورژوا و سپس "رئیس" خطاب شدن میشائیل توسط فردیناند، هویدا گشته است و ضمن اشاره به تحول آرمان ها در جابجایی طبقات اجتماعی به مضامین مورد نظر برینتون نیز خود را نزدیکتر کرده است و باعث شده تا وانیک با نگاهی به گذشته و برآوردی از آینده در خود فشرده شده و با تردید و خستگی بگوید:
"فکر میکنم توی این روزگار وانسفا همه چیز بی فایده ست"

نمایش وانیک از آن اتفاقاتی ست که چندان تکرارپذیر نیست. از آن گونه آثاری که فکر می کنم به ازای هر بار تماشا، پرده ای از پیش چشم تماشاگرش کنار می زند. بسیار راغب بودم قبل از ارسال مطلب برای بار دوم به تماشایش نشینم که متأسفانه تاکنون میسر نشده است لذا بابت شتابزدگی حاکم بر نوشتار پوزش می طلبم.

به آن عده از عزیزان که تاکنون موفق به دیدن وانیک نشده اند توصیه می کنم فرصت باقیمانده را غنیمت شمارند.
کیان عزیز لذت بردم، سپاس
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
کیان عزیز بسیار جامع و با نگاهی ریزبینانه نوشتید لذت بردم دوست من...
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
از لطف دوستان عزیزم سپاسگزارم.
آنچه عرض شد دریافتم از آفریدۀ سهراب سلیمی در صحنه است و دست استاد بوسیدنی ست.
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منوچهر اکبرلو ( منتقد ) برای نمایش وانیک:

در میانه انبوه نمایشهای " چهره نما" و بی هدف و فخر فروش و پرادا و از جنس " جرات داری بگو نفهمیدم" که بسیاری از سالنهای ما را اشغال کرده اند. نمایش "وانیک" غنیمتی است ... ترکیب متعادل اندیشه و جذابیت...
منوچهر اکبرلو شهریور 94
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وانیک "هریک از انسان ِامروز"
(به بخش هایی از داستان اشاره شده ست)

وانیک نمایشی امروزی ست که توانسته ست با استفاده ی کامل از ظرفیت های نمایشی و اِلمانهای ِدخیل در آن،اعم از متنی خوب ، بازیهای قوی و باورپذیر، دکور ، اکسسوار ، آواهای متنی ، گریم ، لباس ونور، کارکردی موثر ایجاد کند و ذهن مخاطب را درگیر تحلیل هایی مرتبط با مفاهیم عمیقی نماید که به شکل های مختلف ِدرجهان سیاست کنونی نیز،قابل نمود ست
هاول با نگارش چنین متنی از سویی برشی از زندگی یک انسان معاصر آزاداندیش (وانیک) را پیش روی تماشاگر تصویر میکند که میتواند داستان بسیاری از انسانهای امروز باشد و از سویی با اشارات بصری و مفهومی خود سیستم فکری غالبی که میخواهد انسان را تحت سلطه ی خود درآورد را ارائه میدهد ، انسانی که بی انکه بداند در دایره ای قرار میگیرد که تمام تلاشش تغییر سیستم فکری آزاداندیشی او ،حذف ِجسارت نقد و تفکر ست
او در دو نمایشنامه ی" احضار و گشایش" با دونگاه کاملا ایدئولوژیکی ، هراس حکومت ها را از افرادی که استقلال ِفکری و ذهنی اشان فراتر از روند سیستمی ِتحمیلی وتلاش آنها برای به تابعیت کشاندن این افراد ست نشان میدهد
سهراب سلیمی با کارگردانی هوشمندانه ی خود با حذف اضافات و بکارگیری آنچه لازم ست تا مفاهیم متن را با تسلط ،نوآوری و ملموس به تماشاگر منتقل کند و در راستای خط سیری ِنویسنده و درامدن ِتفکرات او پیش برود ، عمل میکند
در اپیزود اول وانیک انسان معاصر و صاحب تفکری مستقل و مردکارخانه دار نمادی از نظریه های کمونیستی و مدافع قشر کارگر که خود را نیز منتسب به انها میداند والگوی مشخصی از نظامهای توتالیتاریستی ست، تجسس و پیگردهای مخفیانه تا کنترل و انحصار توده ی جامعه
*اونها دیدن که تو با چه افرادی ملاقات میکنی*
در ظاهر بر صندلی چرخ داری نشسته ست که اگرچه ماهیت قدرتی دارد اما درموضع ضعف خودرا نشان میدهد تا با استفاده ازهم سطحی و هم پیالگی با مردنویسنده ی کارگر(وانیک) ، طرح رفاقت و دوستی ،بتواند بر ذهنیت او مسلط شود و آنچه از بالا به او دستور میدهند اجرایی کند او با بخشیدن ِشرایطی رفاهی در صدد ِکنترل ورضایتی ست که شکل دیگری از انحصارست
* من مثل یه کرم خاکی تو چنگشونم هروقت بخوان میتونن لهم کنند *
باز کردن مکرر بطری های آبجو ، و تخلیه ی آن بشکل فضولات انسانی ، روایت ِ مصرف گرایی دراین پروسه و انحصار طلبی و برتریت ِحزبی وگروهی ست آنچنان که اگر کسی در زمره ی آنها قرار نگیرد محتوم به حدف ست
در اپیزود دوم وانیک و زوجی که نماد بارزی از جامعه ی بورژوایی هستند که جهان را برمحور خود میبینند
و با روشی به ظاهر مدرن ، درتلاشند انسانهارا در حیطه یِ" برده داری نوین" دراورند
آنان وانیک را بر صندلی قرمز ِاعتراف گیری مینشانند و طبق تفتیش عقاید ِقرون وسطی به او نظریه های خودرا القا میکنند و شتشوی مغزی میدهند آن چیزی را ارزش میدانند که به منفعت و بهره کشی توده هاست، رواج توحش ،دورکردن از مذهب به جهت ِنزدیکی بیشتر با خود و استثمارشان ،سرگرم کردن ِآنان به زایش و بچه داری و سکسچوالیتی های افراطی ، زرق و برق های مادی و حفظ ِاختلاف طبقاتی...
*ما ... دیدن ادامه » میدونیم تو درباره ی این چیزا راحت حرف نمیزنی ، اما ما دوست تواییم ، دوستت داریم ، مااین اواخر زیاد درباره ی تو حرف میزنیم *
وصدای ساعت دیواری کوکی که انتشار رویدادها و زمان را در برهه های متوالی حکایت میکند
اما دراین میان وانیک و انسان ِمحصور دراین تفکرات ِسیاسی چه میتواند بکند؟احاطه ی ِنظام مندی که برای رهایی از انها کار دشواری پیش روست ..
این پاسخی ست که مخاطب میتواند در ذهن خویش به آن برسد ...

با سپاس از جناب سلیمی و گروهشان برای ایجاد دقایقی به تفکر و تحلیل آنچه که برای انسان معاصر کارکرد موثر دارد و آرزوی موفقیت های بیشتر و آثار خوب آتی شان
و یک تحسین ِاختصاصی به رضا مولایی برای انتقال ِحس بازی ِبی نظیرش
نیلوفر ثانی
27شهریور94
*..* گزینشی از دیالوگها
ممنون از تحلیل زیبا و نکته سنجی تون سرکار خانم ثانی عزیز ... من همیشه نظرات شمارو قبل از دیدن هر اجرایی میخونم...بازهم سپاس
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
ممنونم خانم صمدی عزیز سپاس از وقت وتوجهی که به نقدهای نمایشتان دارید امیدوارم شما وگروهتون موفق و پیروز باشید
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
ابرشیرعزیز بسیار ممنونم شما و دوستان دیگر بقدرکفایت و کامل درمورد این نمایش خوب نوشتید جسارت اشاره به چندنکته ی باقی مانده را داشتم
سپاس که همراهی دوست ارجمندم
۲۹ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا تئاتر خوبی بود

محتوای نمایشنامه حرفی برای امروز جامعه ما داشت و میتواند شرایط روشنفکران امروز ایران را نیز به نوعی بازنمایی کند. پیچیدگیهایی و فشارهایی که آنها با آن دست به گریبان هستند تا دست از تلاش و کنشگری بردارند کارفرمایی که سعی میکند از در رفاقت وارد شود و وانیک را به مصالحه ترغیب کند و دوستان بورژوایی که از لذت زندگی مرفه اما فارغ از اندیشه، رسالت و دغدغه مندی میگویند و میخواهند روشنفکر و کنشگر مدنی امروز جامعه ما را وادارند تا سرش را پایین بیندازد و مثل بچه آدم زندگیش را بکند

در اجرا از بازی بازیگران گرفته تا میزانسن، نور، دکور کاربردی و چند منظوره، طراحی لباس و گریم و غیره همه چیز حساب شده و هوشمندانه بود و در راستای پرداخت پرجزئیات محتوای اثر و دادن ابعاد مختلف به این تئاتر

اجرای خوبی بود که میشود ساعتها درباره جزئیات ... دیدن ادامه » متن و اجرای آن حرف زد

سپاس ویژه از کارگردان کاربلد و گروه اجرایی که حتما وقت و حصوله و انرژی زیادی را برای ساخت و پرداخت این تئاتر صرف کرده اند آن هم در این زمانه تئاترهای شتابزده و سرهم بندی شده
بابک ارجمند خوشحالم که می خوانمتان
با شما گرانقدر بسیار همدلم
۲۸ شهریور ۱۳۹۴
ارادت دارم ابرشیر جان
درباره پرسشت هم فکر کردم فکر میکنم چکوسلواکی آن زمان آنچنان هم جامعه ای یکدست نبوده و حداقل وجود قشر بورژوایی مرفه تا حدی محتمل هست مگرآنکه شواهد و قرائنی وجود داشته باشد که به ما ثابت کند درست مثل شوروی در دوران اوج اقتدار استالین ... دیدن ادامه » جامعه کلا یکدست شده بود و سبک زندگی بورژوازی حتی در خفا نیز امکان بروز نداشته

فکر میکنم نویسنده و کارگردان میخواستند مفاهیم متن کمی تعمیم پذیر باشد و با نمایش دادن تفریحات قشر بورژوا نشان دهند که این نوع زندگی بسیار زیبا، لذتبخش و مفرح هست اما روشنفکران و کسانی که دغدغه اصلاح جامعه و برقرای دموکراسی و جامعه مدنی را دارند آگاهانه تصمیم گرفته اند رفاه و آسایش زندگی خود را قربانی آرمانهایشان کنند
اگر هرکدام از تماشاگران پس از پایان این اجرا از خود بپرسند ما برای بهبود وضع جامعه مان چقدر حاضریم مقاومت کنیم و از رفا و آسایش خود مایه بگذاریم؟ این تئاتر کاری مهم و ارزشمند انجام داده
۲۸ شهریور ۱۳۹۴
ممنونم بابک گرانقدر و خوش فکر...از همصحبتی و هم اندیشی با شما بسیار استفاده می کنم.. دقیقا درست می فرمایید و فکر می کنم این نمایش در طرح سوالات و تداوم اندیشیدن به آنها در ذهن مخاطب موفق عمل کرده
۲۸ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رحمت امینى بعد از تماشاى نمایش وانیک عنوان کرد:

همانطور که از آقاى سلیمى انتظار میرفت دوباره
کارى را آماده ى اجرا کردند که
(البته من ورژن قبلى این اجرا رو ندیده بودم)
ما را به تفکر و تعمق فرو مى برد.
یعنى در این وانفسایى که
ما به هر حال مایلیم کارى
را ببینیم که اندیشه ى ما را تحریک کند،
این کار از این دست کارهاست.
هم متن با حساب و کتاب نوشته شده،
هم با حساب و کتاب انتخاب شده و
هم با حساب و کتاب کارگردانى شده
و من دقایق خوبى را گذراندم
و امیدوارم تماشاگران ما،
یعنى ... دیدن ادامه » آنهایى که دوست دارند
به معناى واقعى کلمه تئاتر ببینند
بیایند و تماشا کنند.
مجتبی مهدی زاده و پرند محمدی این را خواندند
شیوانا، نیلوفر ثانی، محمد روشن و گلناز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صمد چینی فروشان(عضو کانون ملی منتقدان)
تماشای نمایش وانیک اثر واتسلاوهاول به کارگردانی سهراب سلیمی در تماشاخانه ی باران واقع در اول فلسطین جنوبی را به همه ی هنرمندان ، اساتید و دانشجویان وعلاقمندان تئاتر توصیه می کنم.

نمایش وانیک، به کارگردان سهراب سلیمی، به نظر من، یکی از بی ادعاترین،موفق ترین و هنرمندانه ترین اجراهای سال های اخیر درکشور و بخصوص در تهران و نمونه ی آموزنده و مثال زدنی از کارکرد تحلیل درست یک متن و نقش آن در موفقیت اجرای آن است.گذشته از زیبایی و جذابیت فضای تماشاخانه ی باران و بویژه صحنه ی به خوبی طراحی شده و کار بردی آن، که مطابقت محسوسی با فضای نمایشنامه ی انتخاب شده دارد، اجرای وانیک، الگوی مثال زدنی موفق و آموزنده ای از چگونگی تاثیر درونی شدن مفاهیم و دقایق معنایی و زیبایی شناختی یک متن در انتخاب لوازم و تمامی دقایق فنی ... دیدن ادامه » و زیبایی شناختی اجرای صحنه ای آن ست.ازعوامل جدی موفقیت اجرای وانیک، علاوه بردرک درست وعمیق موقعیت، بازی های ریزپرداخت شده ، ریتم موزون و موسیقایی کلیت اجرا، پرداخت دقیق و پر احساس و درک شده ی مناسبات میان شخصیت ها، بهره گیری بجا ومعنادار ازمکث وسکوت درگفت و گوها و درتمامی لحظات اجرا و طراحی صحنه ی کاربردی و شاعرانه ی آن است که درمجموع، نه تنها به دقیق ترین نحوممکن در خدمت انتقال مفاهیم متن قراردارد که درخوانشی موزون با درونمایه و جهان ذهنی قهرمان نمایش، به نحوی موثر، درخدمت انتقال ایده ی درونی متن به مخاطب قرارگرفته است.
نمایش، بازگوکننده ی گوشه ای از زندگی شخصیتی به نام وانیک( بخشی ازتجربه ی شخصی خود نویسنده) است که به تازگی از زندان کمونیست های چک (دوران امپراطوری شوروی) آزادشده و برای امرارمعاش به کار در یک کارخانه ی آبجو سازی مشغول شده است(اپیزود اول). دراین اپیزود، بخشی از معضلات روشنفکران متعهد در مناسباتشان با جامعه ی سراسر خودباخته ی آلوده به نمایش گذاشته می شود و در اپیزود دوم(گشایش) موقعیت دشواراین قبیل روشنفکران درجامعه ی مصرفی حقیری تصویر می شود که دران، اخلاق و حقیقت، به آسانی، قربانی مظاهر پوچ زندگی بورژوایی می شود.
به سهراب سلیمی، بخاطر انتخاب بجای این متن در دوران معاصر و خوانش روزآمدتر آن تبریک می گویم و ازجامعه ی مطبوعاتی و منتقدان تئاتر، بخاطر کم توجه ای به این اثر اخلاقی و آموزنده و زیبا، به شدت گله مند هستم.
مجتبی مهدی زاده این را خواند
کیان، شیوانا، محمد روشن و گلناز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واسلاو هاول درنیمه دهه 1930 درخانواده ای فرهنگی وروشنفکردرپراگ به دنیاآمد.سنت فرهنگی خانوادگی وعلایق شخصی وپویایی ذهنی اش اورامدام به حیطه علوم اجتماعی وهنرمی کشاند.وقتی نخستین نمایشنامه اش باعنوان<مهمانی درباغ>روی صحنه رفت موردتحسین قرارگرفت امانوشته هایش زمانی توجه برانگیزشدکه درجریان تحولات اجتماعی موسوم به بهارپراگ به اثرگذاری سیاسی روی آورد...سهراب سلیمی باکوله باری ازتجربه ودانش تاتری خودبه شیوه ای واقعگراودورازهرگونه کلیشه سازی به خوبی ازپس این نمایشنامه دردواپیزودمجزاباتیمی ازبازیگران خوب وکاربلدبرآمده وموفقیت خودراهم مدیون کارگردانی خوب سهراب سلیمی میداند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا بابک بعد از تماشای واینک:
نمایش وانیک کاری بسیار زیبا بود متنی هوشمندانه که خیلی خوب نوشته شده بود. به هر حال واتسلاو هاول نویسنده بزرگی است و به زغم من امتیاز بعدی انتخاب خوب سهراب سلیمی است که استادانه از پس این متن بر آمده است..
شخصیت پردازی سنجیده، میزانسن خوب و اجرای زیبایی که در وانیک شاهدش بودیم بسیار تاثیر گذار است این نمایش با ریتم زیبا و سنجیده را حتما ببینید... گاهی وقت ها کارهای هم نسلانم را که میبینم شرمنده میشوم اماسهراب سلیمی از آن دسته آرتیست هایی که همیشه وقتی به تماشای آثارش می روم سرم را بالا میگیرم. خوشحالم که هم نسل های ما هنوز خلاقیت در آثارشان موج می زند.. در آخر لازم میدانم از بازیهای هوشمندانه این نمایش صحبت کنم...
رضا بابک... شهریور ماه 1394