تیوال نمایش اتاق فاستوس
S3 : 19:08:06
  ۰۹ تا ۲۵ آبان ۱۳۹۵
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: علیرضا شیخان
: فربد فرهنگ، آوا شریفی، میلاد رحیمی، میلاد شجره، جاوید قایم مقامی، متین گودرزی

: امیر شعبان پور
: باران کوثری
: بهزاد نعلبندی
: متین گودرزی
: پوریا اکبری
: سحر فداییان، سلما پورامین
: سمیه دلخواسته
: حمید صدری
: آزاده ملک زاده
: بازار تیاتر
: تماشاخانه موج نو

شماره رزرو و اطلاعات: ۰۹۳۳۲۲۳۲۶۵۲

داستان آخرین شب «فاستوس» نویسنده ای است که روح خود را در ازای یک زندگی نبوغ آمیز ۲۴ ساله به شیطان فروخته است و حالا که مهلت قرارداد به سر رسیده منتظر سحرگاه است تا به دوزخ سقوط کند. او برای رهایی از این انتظار و لحظه ای خواب نوکرش «واگنر» را وادار می کند تا برایش قصه‌ای را تعریف کند. واگنر برای او «قصه فاستوس» را تعریف می کند.

گزارش تصویری تیوال از نمایش اتاق فاستوس / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» هانسورتس به تبعیت از فاوست

» عباس مخبر درباره "اتاق فاستوس" می گوید

» "اتاق فاستوس" در تماشاخانه موج نو

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

 
گفتگوی تیوال با میلاد شجره
برای بازی در این اثر باید احساس را سرکوب کرد
 
گفتگوی تیوال با علیرضا شیخان
فاستوس ما می خواهد یک اسطوره امروزی را از خود بسازد

مکان

خیابان شریعتى، خیابان میرداماد، خیابان رودبار شرقى(شمالى)، بعد از خیابان فلسفى، پلاک ٥٧
تلفن:  ۲۲۲۲۴۵۱۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
علیرضا شیخان و گروه عزیز بازیگران
هنر باید داشت که مرا نزدیک به دو ساعت در گرما بر روی یک نیمکت بدون تکیه گاه بنشانید تا به صحنه ای خالی از دکور و اکسسوارِ خاص خیره شوم درحالیکه عمداً یا سهواً حتی کوچکترین تغییر و تنوعی در نورپردازی صحنه به یاری بصری ام نگماشته اید و با همۀ این احوال همچنان پس از اتمام نمایشتان احساس خوشایندی داشته باشم و با لبخندی بر لب و فکری در سر سالن را ترک نمایم. چه رسد اگر از همراهی که دومین تئاتر عمرش را دیده است جملۀ "مرسی خیلی جالب بود" را بشنوید.
هنرتان را ارج می نهم و سپاسگزارم.
من هنوز بعد از یک هفته ازین نمایش سرشارم. خوشحالم که موفق به تماشایش شدی کیان عزیز.
۲۴ آبان ۱۳۹۵
در مورد کَستینگ عالی این نمایش هم باهات موافقم کاملن.
۲۹ آبان ۱۳۹۵
ممنونم از شما جناب کیان.امیدوارم
۲۹ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه اجرای پایانی نمایش «اتاق فاستوس»

«اتاق فاستوس» روز سه شنبه ۲۵ آبان ماه پایان خواهد یافت و امکان تمدید نمایش به علت «جدول برنامه شش ماهه ی موج نو» امکان پذیر نمی باشد. خوشحال میشیم در سه شب باقیمانده میزبان مخاطبان و علاقمندان باشیم.

باتشکر
روابط عمومی «آف استودیو»
ذوق زده، مهدی و محمد لهاک این را خواندند
مهفام و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که دیشب از تیوال بلیت تهیه کرده بودن و به علت باران و ترافیک به اجرا نرسیدن، با شماره ۰۹۳۳۲۲۳۲۶۵۲ تماس بگیرن تا برای تماشای نمایش در شب های دیگر هماهنگی های لازم صورت بگیرد.
من که جز اون دسته نبودم اما واقعا چقدر خوبید شما シ
۱۸ آبان ۱۳۹۵
عذر می خوام خانم ملک زاده شنبه هم این امکان نیست؟
۲۰ آبان ۱۳۹۵
خانم امینی عزیز شنبه هفته گذشته یه اجرای فوق العاده داشتیم. متاسفانه این شنبه دیگر اجرا نخواهیم داشت و سه شنبه آخرین اجرای «اتاق فاستوس» خواهد بود.
۲۱ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت "احمد ساعتچیان " درباره نمایش "اتاق فاستوس"
.
روایت علیرضا شیخان از داستان "فاستوس" را بسیار دوست داشتم. آنچه که بیشتر من را حین دیدن نمایش به وجد آورد روایتی بکت گونه از فاستوس بود. گویی کلاو، هم، لاکی و فاستوس برای بیرون آمدن از جهنم خود در تلاشند. اما بقول "هم" در نمایش دستِ آخر (پایان بازی) پشت این دیوار آن جهنم دیگر است. و گودویی که طبق یک قرار داد قرار است در پایان بیاید و در نهایت به دلیل حضور در یک جلسه مهم نمی آید. و همه شخصیت ها دست آخر را که از ابتدا بازنده بودند را بازی کردند و باختنی را باختند.
در این اجرا، جدال خیر و شر که زیر بنای ماجرای فاستوس است با حضور چند شخصیت دیگر پر رنگ تر می شود. زنی که گاهی اغواگر می شود، کشیشی که تزلزل در باورهای دگماتیزش به خوبی نمایش داده شده به ویژه لحظه ایی که دامن لباسش را بالا ... دیدن ادامه » زده و بلافاصله وارد صحنه می شود و پزشکی که گویی در عصر حاضر مشابه او را بسیار داریم. روایت گر ماجرا "واگنر" است که بیننده از دریچه ی کلمات او داستان را تصویر سازی می کند. اما همین روایت گر نیز در چرخه ی اتاق فاستوس گرفتار شده به مانند "کلاو" در "دست آخر".
اتاق فاستوس نمایشی است که زحمت بسیار برای آن کشیده شده است. ریتم منظمی دارد. به واسطه ی فضای محدودی که سالن اجرا دارد اما بسیار میزانسن های چشم نوازی دارد. ( تابلوی سیگار کشیدن در عمق صحنه بهترین آن بود) .طراحی لباس و استفاده از ابزار صحنه به زیبایی اجرا شده است. و بازی هایی در خور تحسین. وجه دیگری از "فربد فرهنگ" را دیدم. بسیار دوست داشتم فرمی را که در بدن داشت و گفتارش کاملا با شخصیتی که بازی می کرد متناسب بود. "فربد فرهنگ" از معدود بازیگرانی است که بیان بسیار خوبی دارد. "میلاد شجره "بازیگری که جدیدا در نمایش "دوشس ملفی" افتخار همکاری با او را داشتم، یک پدیده است و همین و بس. "میلاد رحیمی" نیز درخشان نقش واگنر را بازی می کند. نقشی است لبه ی تیغ و رحیمی کاملا آن را به اندازه بازی می کند. "آوا شریفی" با آن حضور خوب بر روی صحنه بسیار قابل تحسین است.‌ همیشه از بازیگرانی که بر روی صحنه به اندازه بازی می کنند و آن میزان حدی که نقش طلب می کند را اجرا می کنند لذت میبرم. "جاوید قائم مقامی" و "متین گودرزی" از آن دسته هستند.
"علیرضا شیخان" بیننده را به اتاق فاستوس می برد و روایتی چشم نواز از آن را نشان می دهد‌. روایتی زیبا اما پرمعنا.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت «نیما عیسی‌پور» درباره نمایش «اتاق فاستوس»


از بدو پیدایش افسانه‌ی فاوست در اواخر قرن شانزدهم تا به امروز، فاوست دست‌مایه‌ی آثار نمایشی، موزیکال و ادبی بسیاری قرار گرفته است. از این‌رو، اطلاق صفت «فاوستی» Faustian به این دسته از آثار توسط برخی منتقدان به‌منظور ساده‌سازی یا یکدست‌سازیِ سویه‌های مختلف و بعضاً متناقض این آثار نیست، بلکه عمدتاً مؤیّد یک سنت چند صد ساله‌ی ادبی ـ نمایشی است، سنتی که تا اطلاع ثانوی مادامی‌که روح فاوستی بر جهان حاکم است تداوم خواهد داشت. نمایش «اتاق فاستوس» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا شیخان نیز بی‌تردید ما را پرتاب می‌کند به هزارتوی تاریخی این سنت، هزارتویی که آکنده است از تفسیرها و بازتفسیرهای مختلف.
در مواجهه‌ی با این نمایش، نخستین پرسشی که به ذهن مخاطب خطور می‌کند تفاوت این فاستوس با دیگر ... دیدن ادامه » فاستوس‌هاست، یعنی وجوه ممیزه‌ی این نمایش با دیگر آثار فاوستی، از نمایش‌های عروسکی دکتر فاوست (که گوته در کودکی به تماشای‌شان می‌نشست) گرفته تا «دکتر فاستوس» کریستوفر مارلو، فاوستِ گوته و «مرشد و مارگریتا» ی بولگاکف. به نظر می‌رسد، نمایشِ «اتاق فاستوس» در بهره‌گیری‌اش از عناصر متنی و فرامتنی بیشتر وام‌دار نمایش‌های عروسکی کمیک قرن هفدهم و هجدهم آلمان است که در آن‌ها مفیستوفلس و فاوست به شخصیت‌هایی کمیک بدل می‌شوند: در کار شیخان هم این عناصر کمیک حضوری پررنگ دارند، مثل گم‌کردنِ متن قرارداد توسط مفیستو، وسواس بیمارگونه‌ی فاستوس در روایت قصه‌ی خودش توسط واگنر و ... همچنین حضور آن عروسکِ خاموش بر صحنه نیز جدای از دربرداشت‌های معنایی و استعاری شاید ردّپایی است از همان نمایش‌ها که بی‌سر و صدا راه خود را به متن «اتاقِ فاستوس» یافته است. کاراکتر مهم دیگر در این نمایش‌ها هانسورتس خدمتکار دکتر فاوست است که او نیز با شیطان قراردادی دارد و در پایان دکتر فاوست می‌کوشد برای رهایی از دستِ شیطان او را فریب دهد و جایگزین خود کند (در «اتاق فاستوس» نیز صحنه‌ای مشابه دیده می‌شود). هانسورتس در اثر شیخان به تبعیت از فاوست گوته واگنر نام گرفته است.
شاید بد نباشد در ادامه به نکاتی اشاره شود که اقتباس نمایشی ـ ادبی شیخان را روشن‌تر سازد. برخلاف فاوست گوته، دکتر فاوستِ نمایش‌های عروسکی قرن 17 و 18 عمدتاً دل‌مشغول magia innaturalis یا جادوی غیرطبیعی بودند، جادویی که در نقطه‌ مقابل آن جادوی طبیعی magia naturalis قرار دارد، که منظور از آن همان علم فیزیک و شیمی است. در آن روزگار، خط فاصلی وجود داشت بین مفهوم جادوگر و دانشمند: جادوگر با شیطان هم‌پیاله بود، ولی دانشمند فردی محترم شمرده می‌شد. این تمایز بعدها برای گوته اهمیت پیدا می‌کند. به هر حال، بین نمایش‌های عروسکی قرن 17 و فاوست گوته دویست سال فاصله است، در این بین زمینه و زمانه هر دو دگرگون گشته‌اند و گوته نیز به همین دلیل می‌کوشد تا در قصه‌ی فاوست طرحی نو دراندازد. به‌قول مارشال برمن، نیروی حیاتی‌ای که به فاوستِ گوته جان می‌بخشد میل به رشد و توسعه است، نه تمنای زندگی جاودان. از این‌رو، می‌توان ادعا کرد که فاوستِ گوته در مقایسه با اسلاف‌اش مدرن‌تر است. دکتر فاوستِ نمایش‌های عروسکی فردی است عجیب که از روی طمع روح خود را به شیطان می‌فروشد، هدف او از دستیابی به جادوی غیرطبیعی یافتن کیسه‌های پر از پول، غذاهای گران، سفر به نقاط دور دست و طلب امور دست‌نایافتنی است (همچون فانتزی دست‌یابی به زندگی جاودان در «اتاق فاستوس» شیخان).
افزون این‌که فاوستِ گوته، برخلاف فاوستِ قدیمی که خود شیطان را فرا می‌خواند، توسط شیطان (شما بخوانید همان میل به توسعه) اغوا می‌شود و قراردادی با او می‌بندد، قراردادی که بر اساس آن او در ازای فروختن روح‌اش قرار است جملگی رازهای طبیعت (علم و نه کیمیاگری) را فراچنگ ‌آورد. فاستوسِ شیخان نیز همچون فاوست گوته توسط شیطان اغوا می‌شود، اما موضع‌اش نسبت به فاوستِ گوته پیشامدرن است: یعنی سودای او غلبه بر میرایی انسان است (فاستوس: و بشر نمی تونه نجات پیدا کنه چون مجبوره که یک روز بمیره.. راست... بنابراین هیچ نجاتی در کار نیست.. پایین.. پایین تر... هیچ کس در این قصه نجات پیدا نمی کنه ....). در پایان‌بندی نیز، شیخان چندان به فاوست گوته وفادار نیست (البته قرار هم نیست که باشد). در پایان‌بندیِ «اتاق فاستوس»، ما شاهد این هستیم که عقوبتِ فاستوس سرکردن در اتاقی است که حضور نفرین‌شده‌ی شیطان را انتظار می‌کشد؛ در حالی‌که، در کار گوته، فاوست بخشیده می‌شود و فرشتگان او را از دست شیطان می‌رهانند. اگر گوته شاهکار خود را با قسمی خوشبینی به پایان می‌برد، در «اتاق فاستوس» ما با گونه‌ای بدبینی مواجه‌ایم، توگویی دیگر رهایی‌ای در کار نخواهد بود، فاستوس در گروگان شیطان است، و جهان نیز خود توسط نیروهایی شیطانی به تسخیر درآمده است. مفیستو تاجری است که دائم در جلسه است، آن‌هم احتمالاً با فاستوس‌های نوکیشِ دیگر. فرجام فاستوسِ شیخان قسمی انتظار گودویی است برای آغازی که خود پایان است. جدای از موضع نویسنده در پسروی از فاوست گوته به فاوست نمایش عروسکی، نمایش در اجرا موفق است، صحنه‌های مربوط به آماده‌سازی فاوستوس برای حضور لوسیفر جذاب و گیرا هستند و از حیث فرمال به کار قوام بخشیده‌اند. بازی بسیار خوب میلاد شجره، میلاد رحیمی و فرید فرهنگ به ترتیب در نقش‌های مفیستوفلس، واگنر و فاستوس نیز به گیرایی و جذابیت اثر افزوده است.
ابرشیر و محمد لهاک این را خواندند
رضا تهوری، محمد رحمانی، ذوق زده و Marillion این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت «پرویز جاهد» در مورد نمایش «اتاق فاستوس»

اتاق فاستوس، نمایشی است که علیرضا شیخان بر اساس افسانه مشهور دکتر فاستوس اثر کریستوفر مارلو نوشته و در تماشاخانه موج نو به روی صحنه برده است. نویسنده با استفاده از کاراکتر «واگنر»، نوکر فاستوس، بیست و چهار سال از زندگی او و معامله اش با شیطان بر سر روحش را در آخرین لحظات زندگی فاستوس و در آستانع سقوط او به قعر جهنم و چالش او با مفیستوفیلیس، دستیار شیطان را بر سر مرگ و زندگی روایت می کند. نمایش جذاب و به شدت معاصر با بازی های پر انرژی، طراحی صحنه و لباس ساده و نورپردازی دراماتیک که بیانگر فضای دوآلیستی نمایش و جدال خیر و شر و نور و ظلمت است. بازی «فربد فرهنگ» در نقش فاستوس عالی است. کاش، شیخان در زمان بندی نمایش خست بیشتری به خرج می داد و از مکث های زائد و زمان های مرده می کاست و تحرک بیشتری به نمایش ... دیدن ادامه » می داد. دست مریزاد.
دو هفته ای هست که ایران هستن و لطف کردن دعوت ما رو برای دیدن اجرا قبول کردن.
۱۷ آبان ۱۳۹۵
خواهش می کنم
۱۸ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«اتاق فاستوس» تمدید نخواهد شد

نمایش «اتاق فاستوس» به نویسندگی و کارگردانی «علیرضا شیخان» در اولین هفته اجرای خود با استقبال مخاطبین روبرو شد و میزبان اساتید، منتقدین و هنرمندانی چون عباس مخبر، پرویز جاهد، رضا بهبودی، شاپور پورامین، فیروزه خسروانی، سعید چنگیزیان، ارسلان ریحان زاده، نیما عیسی پور، محسن قرائی، هومن کیایی، پدرام شریفی، ابراهیم عزیزی، سینا کرمی، جابر رمضانی، آزاده گنجه، مرجان اندرودی، هیرش خیرآبادی و… بود.
به گزارش روابط عمومی این نمایش، «اتاق فاستوس» تولید جدید گروه «آف استودیو» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا شیخان است که از یکشنبه ۹ آبان ساعت ۲۰:۳۰ در «تماشاخانه موج نو» به روی صحنه رفت و تنها به مدت ۱۵ شب اجرا خواهد داشت و تمدید نخواهد شد.
در این نمایش؛ فربد فرهنگ، آوا شریفی، میلاد رحیمی، میلاد شجره، جاوید قائم مقامی ... دیدن ادامه » و متین گودرزی ایفای نقش می کنند و باران کوثری به عنوان «طراح لباس»، بهزاد نعلبندی «طراح پوستر و ساخت تیزر»، سحر فدائیان و سلما پورامین «عکاس»، متین گودرزی «طراحی و ساخت عروسک»، امیر شعبان پور «مشاور کارگردان»، حمید صدری «دستیار کارگردان» و آزاده ملک زاده «روابط عمومی» از دیگر عوامل این نمایش هستند.
«اتاق فاستوس» داستان آخرین شب «فاستوس» نویسنده ای است که روح خود را در ازای یک زندگی نبوغ آمیز ۲۴ ساله به شیطان فروخته است و حالا که مهلت قرارداد به سر رسیده منتظر سحرگاه است تا به دوزخ سقوط کند. او برای رهایی از این انتظار و لحظه ای خواب نوکرش «واگنر» را وادار می کند تا برایش قصه ای را تعریف کند. واگنر برای او «قصه ی فاستوس» را تعریف می کند. به بهانه ی این قصه آنچه که بر فاستوس گذشته و می گذرد بر صحنه نمایش داده می شود.
حامی این نمایش «تماشاخانه موج نو»ست که هر شب ساعت ۲۰:۳۰ میزبان علاقمندان و مخاطبین این اثر است. برای تهیه بلیت «اتاق فاستوس» می توانید به سایت تیوال مراجعه نمایید و یا با مراجعه به گیشه تماشاخانه واقع در خیابان شریعتی، خیابان میرداماد، خیابان رودبارشرقی(شمالی) بعد از کوچه فلسفی، پلاک ۵۷، از تخفیف گروهی بهره مند شوید .

عالیا و ذوق زده این را خواندند
محمد لهاک این را دوست دارد
نمایش با توجه به زمان حدودا 2 ساعتی، احتمال تاخیر در شروع و محل سالن موج نو ،چقدر دیرهنگام است
۱۶ آبان ۱۳۹۵
متاسفانه به علت دو اجرایی بودن سالن امکان تغییر ساعت اجرا رو نداریم.
۱۶ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر «هیرش خیرآبادی» درباره نمایش «اتاق فاستوس»

اولین سوالی که همیشه در لحظه مواجهه با یک «اثر هنری» برایم پیش می آید، ضرورت تولید آن و نسبتش با وضع موجود است. «اتاق فاستوس» علیرضا شیخان اثریست انتقادی که نه تنها با ظرافت های نمایشی، میزانسن های پر انرژی و بازی های درخشان مخاطب را با خود همراه می کند، بلکه آدم معاصر را با وضع موجود در نسبتی چالش برانگیز قرار می دهد. خیل آدم هایی را که از هر تلاشی برای فشردن دست شیطان فروگذار نمی کنند. برای دیدن این نمایش اصلا شک به دلتان راه ندهید.
محمد رحمانی، ذوق زده و محمد لهاک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت «مرجان اندرودی» درباره نمایش «اتاق فاستوس»

«برای تاریکی گریستی،
و حالا در ظلمت، گریه کن»
اتاق فاستوس اینگونه خاتمه می یابد. در ظلمت. ما چند ثانیه ای در تاریکی با خودمان تنها می شویم در حالیکه به هیچ وجه تنها نیستیم و جناب لوسیفر، سایه ی سترگش را بر سرمان گسترانده. او دارد فاستوس بیچاره را با خود به قعر دوزخ می برد، اما تو گویی دستان ما، مثل حلقه های زنجیری گسست ناپذیر، به دستان او گره خورده. همگی، با هم و با نیرویی که یارای مقابله با آن را نداربم سقوط می کنیم در آن «گودال » دهشتناک اجتناب ناپذیر.
نمایش اتاق فاستوس، دومین اثری ست که از علیرضا شیخان می بینم. نمی گویم دیده ام، چون انگار پروفسور بینوا، هنوز رو به رویم دراز کشیده و در انتظار روز رستاخیز است. می توانم بدون هیچ اغراقی اعتراف کنم در تمام طول تماشای نمایش، یک واژه مدام یقه ام ... دیدن ادامه » را می گرفت:«برزخ». شیخان و گروهش، توانسته بودند به خوبی و با دقت و وسواس هرچه تمام تر، ما را در مرحله ای پیشادوزخی قرار دهند؛ جایی که «میان دوچیز حایل می شود» . میان بیست و چهار سال، (شاید به کنایه از ساعتهای مدام تکرارشونده ی شبانه روز) زندگی بدون حضور روح انسانی، روحی که در ازای هیچ و پوچ، در ازای روشنایی دروغین، در اختیار شیطان قرار گرفته و دوزخی که هیچ قهرمان پوشالی ای نمی تواند از زبانه های آتشش بگریزد. مگر آنکه به خیال خام رهایی بردگان، با اربابان معامله نکرده باشد و بر خدایان، شوریده و به شیطان پشت کرده باشد.
نکته ی بسیار قابل توجه دیگر در این نمایش، بحث اقتباس، و شاید بهتر است بگوییم «از آن خود کردن» افسانه ای ست که بارها دستمایه ی آفرینشهای ادبی و دراماتیک بسیاری قرار گرفته. نویسنده و همان کارگردان اثر، توانسته اثر اصلی را به خوبی در زمینه جاگذاری کند و با رویکرد و هدفی که ویژه ی خود اوست، سنگ روی سنگ گذاشته و بنایی تازه بسازد که منطبق با اصول از آن خودسازی، هم متعهدانه، یادآور قصه ی آشنای اولیه است و هم مخلوقی تازه است که به معنای واقعی کلمه، معاصر ماست. وضعیت کنونی مان را در نظردارد و آگاهانه با سوژه ی نمایش پیوند می زند و نورافکنش را، در آن ظلمات محض، روی اتاقی می اندازد که هر پرنده ی سبکبالی را به آسانی، در دام خود گرفتار می کند.
ابرشیر این را خواند
محمد رحمانی و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت "هومن کیائى" درباره نمایش "اتاق فاستوس"
.
نور صحنه می آید و با پایان نمایش می رود و این جسارت کارگردانی (قطع نکردن نور به مدت دوساعت) تا پایان نمایش ادامه دارد.
فاستوس (با بازی فوق العاده فربد فرهنگ) با پافشارى دوباره و شاید صدباره بر مرور قصه خود، در تسلسلی باطل پی بزرگی و جذابیتى افسانه ای و شاید راهى براى بازگشت در روایتش می گردد و بار این تسلسل تهی را بر دوش واگنر (با بازی متفاوت و تحسین برانگیز میلاد رحیمی) مى اندازد، اما تلاش واگنرِ وفادار بیهوده است. او گرچه در اکثر موارد با تمام وجود سعی در رعایت همه جوانب مورد اهمیت ارباب دارد اما راه به جایى نمى برد، چرا که این مضحکه تراژیک جز جنون هیچ چیز در پی نخواهد داشت. چرا که پرومتئوس هم در سقوطی تلخ اما باشکوه از ابتدا به سمت جنون میرفت. چرا که حقیقت در اوج زیباییش (تلخ یا شیرین) سرشار ... دیدن ادامه » از جنون است و همه ما محکوم این سرنوشت محتوم هستیم .
روایت تاثیرگذار علی شیخان از افسانه فاستوس "اتاق فاستوس" یا شاید بهتراست بگوییم "اتاق ذهن فاستوس" تصویر آخرین لحظات زندگی اوست. همان ذهنی که او را به انتهای این مسیر رسانده اکنون برای نقد همه ى آنچه که گذشته (پیش از سقوط به قعر جهنم ابدی) گردابی بیرحم را آغاز کرده چرا که فاستوس هنوز در پی بزرگی سرنوشتی ست که خود آنرا رقم زده.
فاستوس در خلوت خود به انتهای باشکوهی رسیده است و طراحى صحنه و نور به شکل جالبی با اتکا به اختصار و بی چیزیِ هوشمندانه ای، خود در به تصویرکشیدن طغیان هاى ذهن فاستوس و هجمه حضور دیگران به شدت کاربردی و عاری از اضافات است. ابعاد کوچک صحنه هر چند شاید برای نمود تنگنای ذهن فاستوس به کمک شیخان آمده اما نمیتوان منکر خلاقیت کارگردان و بازیگران در ایجاد صحنه های بدیع و تاثیر گذار در این صحنه محدود شد. تاثیری نه صرفا "برای تاثیر" که بستری برای تفکر... بارها مردن و زنده شدن...
طراحى لباس باران کوثری در خدمت قصه و کاراکترهاست و به شکلى عجیب تلاطم آستانه زندگی و آستانه مرگ را در پوشش آنها تداعی می کند. تلاطمى که در رنگ و لعاب صورتهاى آنها نیز دیده مى شود.
مفیستوی موقر اما رنگ پریده و عصیان زده (با بازی خاص و با ظرافت میلاد شجره) در برزخی از اطاعت و شکایت و حسرت، این دریا را متلاطم تر میکند.
علم و مذهب در اصیلترین شکل ممکنشان در لباسهای فرم کشیش و پزشک (با بازی های جذاب و اندازه جاوید قائم مقامی و متین گودرزی) درمانى براى دردهای فاستوس ندارند .
حتی عشق گرتشن (با بازی خوب و اندازه آوا شریفی) هم مثل رگباری ست که شروع نشده تنها خاطره مبهمی از لذت و حسرتی شاید حتی تجربه نشده باقی میگذارد. عروسک دوست داشتنی (ساخته متین گودرزی) معماگونه خیره است.
موسیقی به جا و زیبا فضا را پر میکند... همه ما در انتظار ورود عالیجناب لوسیفر هستیم... اما واگنر راست می گفت... "این عروسک فقط یه عروسکه"...عروسکی که همیشه دنبال جای مناسبش میگردیم...
و اکنون..." برای تاریکی گریستی. نازل می شود. اینک در ظلمت گریه کن."
ابرشیر این را خواند
farhad riazi، محمد رحمانی، ذوق زده و محمد لهاک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاستوس : جهنم کجاست؟
مفیستوفلس: هر کجا شما باشید جهنم همانجاست.

*
به فاستوس: دلت میخواد روحت رو دود کنی و به هوا بفرستی؟
ابرشیر عزیز درود
و حقیقتاً هیچ دوزخی جهنمی تر از این نتواند بود که باشند شیاطین پشت میز نشینی مشغول نگارش کتاب نجات نوع بشر در حالیکه در خلوتشان تا انتهای تاریکی را درنوردیده اند و هیچ انسان و انسانیتی از گزند دندان کثیف هیولای خبیثشان در امان نباشد.
۲۵ آبان ۱۳۹۵
دقیقا کیان گرامی....درود
۲۵ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر «سوگل رضوانی» درباره نمایش «اتاق فاستوس»

به نظرم اتاق فاستوس نمایش رادیکالی است که تجربه ای دشوار برای تماشاگرانش رقم می زند. اما ارزش کار زمانی برایت آشکار می شود که سازندگان با پافشاری فکر شده بر فرم سختی که برای این کانسپت دردناک و سنگین در نظر گرفته اند سرانجام موفق می شوند تو را وارد چرخه‌ی ابزوردشان کنند. این گونه است که از نیمه‌ی دوم کار به خودت می آیی و می بینی تو هم آلوده‌ی قواعد همان روایت رادیکال شده ای.
ابرشیر این را خواند
محمد رحمانی و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت «بامداد موجانی» درباره نمایش «اتاق فاستوس»

اتاق فاستوس را ببینید
من تئاتری نیستم. سینما خوانده‌ام. کارم گرافیک است. اما می‌فهمم «اتاق فاستوس» تئاتر است، فکر شده است، تمرین شده است. می‌بینم که 2 سال فکر پشتش خوابیده، 9 ماه تمرین. می‌فهمم که اجاره‌بهای نمایش ستاره از من نمی‌گیرد؛ دستمزد شرافتمندانه‌ی تئاتر بودنش را پرداخته‌ام- با تخفیف.
داستان فاوست است و داستان ما؛ من و شمایی که در اندیشه‌ی چیستی هستی و بودنمان در دنیا غرق شده‌ایم، خوابیده‌ایم، بیدار شده‌ایم، دوباره مرده‌ایم و باز بازگشته‌ایم. برای ماست که تصنع مزورانه‌ی نمایش‌های ستاره‌دار و جز این هیچ‌ندار برایمان عذاب است؛ برای ما که حالمان از کلیشه‌ها به هم می‌خورد. برای منی که زیاد می‌پرسم توی دلم: نمی‌شد این داستان را جذاب‌تر تعریف کرد؟ نمی‌شد آن یک وجب خاک ... دیدن ادامه » را از روی این مفهوم پاک کرد؟ این شخصیت را اگر می‌تکاندند هیچ چیز دیگری ازش در نمی‌آمد؟ از آن کسالت فرسوده‌کننده نمی‌شد نقبی به شگفتی زد؟ برای مایی است که در ساختار پدیده‌ها دقیق شده‌ایم، به ریتمشان گوش کرده‌ایم، چیدمان اجزایی که کلیتی می‌سازند را رصد کرده‌ایم و ناگهان با واژه‌ها غریبه شده‌ایم. مایی که گاهی حس می‌کنیم یک نفر دیگر هم توی سرمان فکر می‌کند، به ارتباطی که این همه را به هم وصل می‌کند اندیشیده‌ایم و در یک آن به خنده افتاده‌ایم یا اشک ریخته‌ایم؛ چون به چیزی از جنس طنز در پس اینها پی برده‌ایم. «اتاق فاستوس» سومین تئاتری است که از علیرضا شیخان دیده‌ام و به نظرم دلم نمی‌خواهد کسانی که می‌فهمند از چه حرف می‌‎زنم از محصول پربار این دیوانه‌ی خلاق و بازیگران فوق‌العاده‌اش بی‌نصیب بمانند.

بامداد موجانی
عالیا و Arad Gholami این را خواندند
محمد رحمانی، ناهید حدادی و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت «عباس مخبر» درباره نمایش «اتاق فاستوس»

به لطف آزاده ملک زاده نماشنامه ی "اتاق فاستوس" را در تماشاخانه موج نو دیدم. سرگذشت دکتر فاستوس که در اصل یک قصه‌ی عامیانه‌ی آلمانی بوده، دستمایه‌ی خلق آثار فراوانی در حوزه های مختلف هنر از جمله رمان نمایشنامه، سینما، موسیقی، و نقاشی بوده است.
نمایشنامه‌ی "تاریخ تراژیک دکتر فاستوس" اثر کریستوفر مارلو (۱۶۰۴) و نمایشنامه‌ی "فاست" اثر یوهان گوته از جمله‌ی مهم ترین و الهام بخش ترین این آثارند. ماجرا به اختصار از این قرار است که دکتر فاست (دکترای الهیات) در ازاء کسب قدرت هایی جادویی روح خود را برای مدت ٢۴ سال به شیطان می فروشد. او طی این مدت به هر صورتی که مایل است از این قدرت شیطانی استفاده می کند و در پایان هنگامی که دچار شده به لعنت ابدی، در آستانه‌ی مرگ قرار می گیرد، در پی فسخ معامله‌ی ... دیدن ادامه » خود با شیطان برمی آید. اقدامی که در روایت گوته به لطف معصومیت معشوق فریب خورده اش گرتشن (الهه باکره) موفق به انجام آن می شود، اما در روایت مارلو، ناتوان از انجام این کار، مثله می شود و به جهنم می رود.
نویسنده و کارگردان این نمایش، علیرضا شیخان، بیشتر به روایت مارلو متمایل است. شیخان با نگاهی روانکاوانه، لحظات پایانی زندگی فاست را در قالب جدال نیروهای درونی و متضاد او بر پرده می آورد. جدالی که در نهایت با پیروزی مفیستوفلس (وجه شیطانی شخصیت فاست) به پایان محتوم خود می رسد. فاستِ علیرضا شیخان، خود را قهرمانی می داند که برای کشف رازهای زندگی به دل تاریکی گام نهاده و با خداوند تاریکی (شیطان) پیمان بسته است. او خود را با پرومته مقایسه می کند که آتش را از خدایان ربوده و به انسان ها داده است تا ظلمت را از زندگی انسان بزداید. اما مفیستوفلسِ دورن به او یادآور می شود که پرومته، برای آزادی بردگان هرگز با اربابان ستمکار وارد معامله نشده است. روایتی در اسطوره های ایرانی که اهورامزدا با اهریمن پیمان متارکه ی موقت می بندد تا در زمان مقتضی به نبرد نهایی با او برخیزد و شواهد تاریخی متعدد دیگر، روایت شیخان را در این مورد تأیید نمی کنند. اما نکته ی مهم دیگر روایت شیخان تأکید بر این نکته است که با استفاده از وسیله‌ی نادرست نمی توان به نتیجه ی درست رسید. نکته ای که درستی آن دست کم در شواهد تاریخی متعدد به اثبات رسیده است.
به "آف استودیو"، آقای شیخان و بازیگران این نمایش به خاطر کار خوبشان تبریک می گویم و برایشان موفقیت آرزو می کنم.
عالیا این را خواند
محمد رحمانی، ابرشیر، ناهید حدادی، ذوق زده و هاشمی این را دوست دارند
خانم حدادی عزیز و نازنین. جاتون خیلی خالیه که اجرای جدیدمون رو ببینین. دلتنگ شما و خواهر گرامیتون هستیم و امیدوارم به زودی دوباره ببینیمتون. از طرف بچه های «آف استودیو»
۱۷ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت این نمایش فراهم شد.
بلیط برای امروز یکشنبه موجود نیست؟
۰۹ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید