تیوال نمایش P2
S3 : 19:26:57
  ۱۰ شهریور تا ۲۵ مهر ۱۳۹۳
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان

: عباس جمالی
: مرتضی میرمنتظمی
: عباس جمالی، آزاده صمدی، احسان کرمی، حسین امیدی، فرزانه سهیلی، آیدا صادقی، ، بیژن سراجی، محمد موذنی، رشید آقایی ومحمد الله دادی/تیام کریمایی

: دپارتمان تیاتر پارت، محمد قدس
: سیدمرتضی میرمنتظمی
: سیدمرتضی میرمنتظمی، شهرزاد شفیعی
: رضا حیدری
: ملینه مارکاریان
: آرش طراقی
: کارگاه سایه
: آیدین الفت
: موسیقی یزدان زنــد
: وحید ملکی
: لیلا جعفـری
: رضا درویش
: مهسا سلیمان پور
: حامد سلطانی
: مهدی گلزار، محمد امین توکلیان پور
: مهدی آشنا
: گروه مشاوره و بازاریابی پارت
: سارا فرجی
: کاوه مرحمتی
: لیلا جعفری/ حامد سلطانی
: ماهرخ سلیمانی پور
: طرح دپارتمان تیاتر پارت



- نامزد دریافت جایزه بهترین نمایش، بهترین متن و بهترین طراحی صحنه در سی و دومین جشنواره بین الملی تیاتر فجر

به آگاهی می‌رسد که هر روز تعدادی بلیط برای فروش در گیشه تالار حافظ اختصاص داده شده است.

 هر روزه از ساعت ۱۹ تا ۲۰ امکان خرید بلیت به صورت حضوری از گیشه

لطفا از آوردن کودکان زیر ۱۰سال خودداری فرمایید

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود


دو باکس میانی روبرو: ۳۰.۰۰۰ تومان
دیگر باکس ها: ۲۵.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش p2 / عکاس: یاسمن ظهورطلب

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی نمایش p2 / عکاس: روزبه فولادی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش p2 / عکاس: مهسا باقری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش p2 (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش p2 (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از تمرین نمایش P2 / عکاس: شبنم یزدان پناه

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش P2 (سری دوم) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش P2 (سری نخست) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» هوشنگ گلمکانی: مبهم‌گویی آفت جدید هنر تئاتر کشورمان شده است

» معاون هنری وزیر ارشاد میهمان p2 شد

» کارگردان خشکسالی و دروغ: تماشاگران ما به زبان آرکائیک برای متون قدیمی معتاد شده‌اند

» مدیر عامل خانه هنرمندان: «p2» یک نمایش جسارت‌آمیز است

» «p2» رکورد فروش تالار حافظ را شکست

» رحمت امینی: در «p2» آشنایی‌زدایی به شکل موفقی اتفاق افتاده است

» تغییر ساعت اجرای p2 در روز پانزدهم مهرماه

» نشست نقد و بررسی p2 برگزار میشود

» نشست خبری عوامل پی تو با خبرگزاری ایلنا به همراه نقد

» حبیب رضایی: ضحاک p2 بخش نامفهوم نمایش را جبران می‌کند

» «p2» تمدید شد

» نگاهی به نمایش پی2 در روزنامه روزان

» نگاهی به نمایش P2 در روزنامه آفتاب یزد

» اجرای «p2» دوبره از سر گرفته می‌شود

» نقد نمایش«P2»به کارگردانی«سیدمرتضی میرمنتظمی»؛در روزنامه ابتــکار

» نگاهی به نمایش P2 به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی / روزنامه ایران

» محمدرضا خاکی: مراقب حافظه تاریخی تماشاگر باشیم

» فرشته صدرعاملی: از بازیگران سینما و تلویزیون درتئاتر استفاده ویترینی نکنیم

» توقف یک هفته ای اجرای p2

» همه اجراهای p2… به محمد چرمشیر تقدیم شد

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلم-تئاتر "P2"
برای دوستانی که این اجرا رو ندیدن یا دوباره میخواین ببینن. خوشحال میشم نظراتتون رو بعد از دیدن فیلم-تئاترP2 بخونم

فروش در کلیه کتابفروشی های معتبر، شهر کتاب ها و فروشگاه های محصولات فرهنگی سراسر کشور
پخش: مرکز موسیقی بتهوون/ کریمخان زند، خیابان سنایی، شماره23(نبش کوچه اعرابی)..
شماره تماس: 88313867-88313868..
نویسنده: عباس جمالی
طراح وکارگردان: سید مرتضی میرمنتظمی

بازیگران: عباس جمالی، آزاده صمدی، احسان کرمی، فرزانه سهیلی، آیدا صادقی، حسین امیدی، بیژن سراجی، محمد موذنی، رشید آقایی، محمد الله‌دادی، تیام کریمانی، پارسا مهردادیان و با حضور افتخاری باران کوثری

کارگردان تلویزیونی: سینا پاکدل
مدیر تصویربرداری: فرشید فرجی
تدوین: مهدی ایروانی
تهیه‌کننده نمایش: دپارتمان تئاتر پارت، محمد قدس

سلام بین فیلم تئاتر ها کامل ترین مجموعه تا الان همین بوده استاد تنها مشکل صدابرداری ضعیف تو بعضی صحنه هاست موفق باشین
۱۳ دی ۱۳۹۳
فکر می کنم برای گفتن این جمله در این مکان خیلی دیر شده باشه ، ولی :

ما شماها رو می پرستیم جناب
همین
۱۲ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد خانم ارغوان دهقان در روزنامه روزان در رابطه با نمایش p2
آدم هایی که روی تخت های جداگانه به خواب رفته اند در همان ابتدای نمایش ، کمای مغزی انسان های به ظاهر بیدار را نشان می دهد. ریتم تند نمایش ، حتی در تعویض صحنه ها در کنار موزیک نمایش همپوشانی قوی ای را ارائه می دادند که در لابه¬لای کار نشان دهنده زندگی ماشینی خارج از اراده ی کارگران تحت جبر است . کارگری که در دایره ای جهت تامین برق محبوس شده بود و در دوری باطل سال ها می چرخید این جبر را با دویدن مدام و بی وقفه بیشتر و بهتر بیان می کرد.
نمایش به شیوه ای کاملا مدرن یکی از قدیمی ترین نمایشنامه های ایرانی را به روی صحنه برده است. فرم ، اساس اصلی کار را تشکیل می دادند که در کنار دیالوگ های عمیق و موزیک تند ، قوت خوبی به کار بخشیده بود. روایت تاریخی به شیوه ای کاملا هوشمندانه روی کار سوار شده بود که شما ... دیدن ادامه » به عنوان مخاطب در عین دیدن نمایشی بدیع و فیزیکال ، اصالت و روایات تاریخیِ محتوای کار را به خوبی درک می کنید.
کارگردان P2 ، سید مرتضی میرمنتظمی با بهره¬برداری از شیوه ای نو در اجرای تئاتر ، داستان های اساطیری و فرهنگ غنی ادبیات کهن ایران را به خوبی بیان کرده که ظرفیت های بالقوه ی جدیدی را به نمایش می کشد. پوسته ی پیشین تئاتر را می شکافد و فرمی نو ارائه می دهد و با معرفی شخصیت ها و قهرمان های ایرانی به زبانی فراملیتی در این شکل جدید می تواند معرف تئاترِ نو ایرانی باشد.
سخن کارگردان در مورد اثر چنین بیان شده که : « برای فهمیدن و شناختن هر پدیده ای تنها به دانستن آن نمی شود اکتفا کرد. تاریخ که مجموعه ای از تجربه های بشری است نه دانسته هایش ، به ما می گوید تجربه کنید ، مشق کنید تا مشی و روش خود را پیدا کنید. در این گروه همین کار را می کنیم ، پشت به مولف بودن. ما مولف بودن را فدای مشق کردن و بازیگوشی خود در عرصه اجرا میکنیم و شاید مولفه ی ما همین بازی کودکانه باشد. از کشف آتش هم شروع نمی کنیم ، سعی می کنیم با دقت به تجربه های دیگران در عرصه هنر نگاه کنیم و برای فهم دیده هایمان و فهم تجربه های اجرایی که در ذهن گروه است به مکان تمرین بیاییم ، در نهایت بهتر است بگوییم روی ویژگی ای مثل متفاوت بودن هم اصراری نداریم ، تمام سعی مان این است که در مقابل چشمانمان خود را بکشنیم یا به هم بریزیم و از خود موجودی متفاوت بسازیم ، اما ادعایی بر متفاوت بودن و یا سد شکن بودن برای تماشاگران در عرصه اجرا نداریم. »
وی که همین کار را در جشنواره فجر با گروه ارمنستانی اجرا کرده بود با تغییراتی در قصه و اجرا و حضور کامل عوامل ایرانی اکنون روی صحنه برده است. و در خصوص نام نمایش بیان کرده : « در واقع p2 یعنی پارکینگ دوم و اتفاقات نمایش نیز در این پارکینگ رخ خواهد داد. »
در این پارکینگ بزرگ مبارزانی دربند را می بینیم که به زندگی ای ماشینی دچارند و خود را از عشق و هرگونه لذتی محروم می کنند و تنها برای راحت زیستن حاکم جبار در این دور اسیرند. کارگران یا مبارزانی که که گمان می برند برای نجات انسان ها آمده اند و در نهایت خلاف ماجرا ثابت می شود. ارنواز ( که نقش آن را آزاده صمدی ایفا می کند ) خلاف جریان آب حرکت می کند و با تلاش خود را مستثنی می کند و می خواهد با عطر زدن می خواهد زن بودن خود را فراموش نکند ولی شهنواز ( با بازی خوب فرزانه سهیلی ) خود را از هر چه آلایش به دور کرده و به گنداب پیش چشمش تبدیل شده است. و می بینیم هر کدام به شیوه ی خود راه انتقام پیش گرفته اند. گرچه در نهایت بر خلاف داستان اصلی ، ظلم ظالم پایدار می ماند. و با تاکید بر اتفاقات جاری در طول نمایش این قضیه تثبیت می شود که « دستانت چیزی را لمس می کنند که نمی خواهند و چشمانت چیزی را می بینند که دوست ندارند.»
نمایش به خوبی جبر حاکم را به تصویر می کشد و طبقه ی مظلوم را نشان می دهد که با دیدن همه ی این ها مجبور به فداکاری و ایثار برای رفاه ظالم است. انسان هایی که قدرت تفکر ندارند و زیر تمام فشارها باز لب به شکوه نمی گشایند. چنانچه خود باور دارند « ما بیشتر از یک دستمال چرک نیستیم و بهترین وضعیت آن است که بیش از این چرک نشویم و باور کرده ایم بهترین جا ، همین جایی است که زندگی می کنیم. » و حاکم زورگو می گوید « این مردم در قبال همه ی کارهای ما سکوت کرده اند و هر چه به آنها بگویی قبول می کنند. هر کاری هم که با آنان بکنیم باز هم دوستار ما هستند. »
احسان کرمی بازیگر نمایش در خصوص این داستان می گوید : « ‌داستان ضحاک همین الان در بسیاری از کشورهای جهان در سطوح مختلف اتفاق افتاده است. »
وی در ادامه‌ بیان کرد : « p2 یک بار دیگر نشان خواهد داد که شاهنامه چه قابلیت‌هایی دارد و برداشت به روز از قصه‌ی ضحاک شاهنامه شجاعت و سلیقه می‌خواهد. ‌ شاهنامه فقط شاهکار ادبی نیست بلکه شاهکار دراماتیک است و همانطور که جهان نمایشنامه ی شکسپیر را به روز می‌کند برای فردوسی هم باید این اتفاق بیفتد. »
کرمی تصریح کرد: « به نظر من فردوسی نه تنها شاعر بوده بلکه نمایشنامه نویس هم است اما نمایشنامه‌هایش را به طور منظوم نوشته و از دلایلی که باعث شد من این کار را قبول کنم استفاده از ظرفیت شاهنامه و متن جذاب بود. »
بهره برداری درست و هوشمندانه میرمنتظمی از فرم اجرایی نمایش ، موزیک هماهنگ با ریتم تند کار ، طراحی صحنه و نور خوب و همینطور بازی قوی بازیگران ، مخاطب را در طول نمایش مجذوب و میخکوب بر صندلی نگه می دارد.
نمایش P2 به کارگردانی سید مرتضی میرمنتظمی با بازی عباس جمالی ،‌ احسان کرمی ، ‌آزاده صمدی ، حسین امیدی ، فرزانه سهیلی ، آیدا صادقی ، محمد الله دادی ، بیژن سراجی ، محمد موذنی و رشید آقایی که از 10 شهریورماه در تالار حافظ هر روز ساعت 8.30 روی صحنه است.
به آگاهی علاقه مندان می رسانیم که امکان خرید ۳ روز پایانی این نمایش که تا ۲۲ مهرماه است همینک برروی تیوال فعال شده است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(بعد از حرفای ارنواز به ضحاک)

دکتر : نمایش خوبی بود!
ارنواز:نمایش نبود واقعی بود!!
ضحاک:دیگه سالهاست که واقعیت و نمایش برای ما فرقی نمیکنه!!!
** جلسه نقد و بررسی تیوال برای نمایش p2 **

از سوی تیوال و گروه محترم نمایش p2 با توجه به وجود پرسش‌ها و گفتگوهای بسیار درباره این نمایش در تیوال، نشست نقد و بررسی حضوری آن برگزار می شود. در این برنامه مرتضی میرمنتظمی کارگردان و عباس جمالی نویسنده این اثر نظرها و پرسش های مخاطبان را درباره این نمایش شنیده و به گفتگو خواهند پرداخت.
از همه تماشاگرانی که تا روز برگزاری این جلسه به دیدن نمایش نشسته اند دعوت می‌شود تا در این جلسه نقد حضوری شرکت کنند.

زمان: چهارشنبه 16 مهرماه ساعت 16
مکان: تالار حافظ

+ همچنین از طرف گروه محترم این نمایش به عنوان یک هدیه برای شرکت کنندگان در این جلسه نقد که مایل به دیدن مجدد این اثر هستند تخفیف 20% به صورت حضوری در نظر گرفته شده است.

+همچنین برای پر کردن مناسب فاصله زمان پایان نشست تا آغاز اجرای نمایش p2 به لطف گروه نمایش ... دیدن ادامه » شماره 91913 برای شرکت کنندگان این جلسه در همین روز تخفیف 30% به صورت حضوری در نظر گرفته شده است.

برگه رزرو این نشست :
http://www.tiwall.com/store/p2-interview
با درود

لطفاً تاریخ را اصلاح فرمایید

با سپاس
۰۹ مهر ۱۳۹۳
چقدر عالی. من از همه دوستان دعوت می کنم حتما در این جلسه شرکت کنند تا شروعی بشه برای ارتباط مستقیم با گروه های نمایشی مختلف
۱۰ مهر ۱۳۹۳
امیدوارم گزارشی از این نشست در دیوار این نمایش در اختیار علاقه مندانی که امکان شرکت حضوری را نداشتند فراهم گردد.
۱۷ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"مسخ"

P2 در ابتدا آمیخته ای است از حکومت دیکتاتوری فاشیسم و مردمان در توهم آرمان کمونیسم (یکسان سازی پوشش این مفهوم را پر رنگ تر می کند) که برای خلق و نجات خود و دیگران در تلاش اند و این قربانی کردن خویش برای نجات بی گناهان رویه شان است. هر کس خود را در حال مبارزه و فداکار می داند، تا جایی که فریب خلق بر خلق آشکار می شود و دیکتاتوری ذاتی هر فرد نمایان، بجز ساده دلانی که در ادامه نمایش قربانی خواهند شد. ضحاک اما از ابتدا برتری جویی خود و حکومت ناعادلانه اش را قبول دارد و هیچ ادعایی بر مردم دوستی نداشته و این مردمان حقیر سرزمینش هستند که درمبارزه ای ساختگی درگیر مانده اند. تعجب و درماندگی ضحاک از بی تفاوتی انسان ها سوالی است که در اعترافات پایانی اثر پاسخش یافت می شود. وی از سنگینی بر دوشش خسته است و صندلی اش را به راحتی تعارف میکند اما مردمانش ... دیدن ادامه » از تکیه بر تخت وی در هراس اند و کسی را یارای تحمل این مسند نیست.
عناصر معاصر سازی اثر نه به طور کامل اما در بخش هایی دیده می شوند. بنده ای که به نمایندگی از مردمان زحمتکش در سراسر اجرا می دود و این تلاش مداوم اوست که چرخ های روشنایی این ساختمان را زنده نگاه داشته، نه شکایتی دارد نه وقفه ای، ماشینیزه شدن مگر غیر این است!
حضور مداوم شخصیت دکتر به عنوان مشاور قدرت در پادشاهی جمشید و ضحاک، نشان از منفعت طلبی و بی تفاوتی وی است تا جایی که نسبت به عشق، ظلم، مرگ جوانان به هیچ چیز واکنش نشان نمی دهد و شاید مشغولیت همیشگی اش با گوشی موبایل، کنایه ای است بر این بی تفاوتی معاصر و سرگرمی ای که چقدر جایگزین عمل است و تحرک. دکتر حتی در صحنه های پایانی ، تحریک کاوه برای شورش را نیز با بی خیالی به بعد موکول کرده و همچنان سرگرم است و بی تفاوت. شورشی که اعلامش از سوی ضحاک کنایه ای است به کنترل حاکمان بر همه چیز حتی رویدادی بر علیه خود!

در صحنه های پایانی و بازسازی کابوس ضحاک با اجرای یک نمایش، ارنواز با صورتک گاو فرصت رویارویی را که مدت ها در انتظارش بود میابد و همه منتظر عملی شدن انتقامجویی دختر جمشید به انتظارند حتی خود ضحاک، سه فرصت به وی داده می شود و نتیجه تنها مرگ مردمان عادی است، چیزی که پیش از این نیز روال بوده و اوج عصبانیت ضحاک شده، ارنواز فرصت طلایی از بین بردن وی و پایان این پادشاهی فلاکت بار 900 ساله را از دست می دهد. انسان مسخ شده ای که با جملات پایانی نشان می دهد پوسته گاو برمایه بر چهره زدن نیز بی فایده است و به انفعالی که سراسر وجود همگان را در بر گرفته اعتراف میکند:
ما ها هممون باور کردیم، همینجای که وایستادیم، نشستیم، خوابیدیم، بهترین جاست
ما باور کردیم ...
.........................................................................................
بازیگران پی دو ، با کمی بالا و پایین سطح قابل قبولی از اجرا را به نمایش گذاشتند و عناصر کمکی هوشمندانه دکور صحنه، نور و موسیقی از نکات قابل توجه اثر بود. فضاسازی تیره ایجاد شده و استفاده از گردوها به جای مغز انسان، انتقال مفهوم و خلق مکان را تسهیل کرده و طراحی لباس یکسان که مدام یاداوری می کند، تفاوتی بین این بندگان نیست هر چند برخی چیز دیگر گفته و ادعای گزاف دارند، همه مسخ اند و مکتوبشان است زیستن در این اریکه منفور متهوع!
خانم خیابانی گرامی اشاره تان به کنایه بی تفاوتی معاصر و جایگزینی سرگرمی تکنو لو‍یکی به جای عمل و حرکت بسیار خوب و عالی بود. مرسی از نوشته اتون
۰۷ مهر ۱۳۹۳
جناب بهراد و مصی طفی گرامی سپاس از خوانش شما

آذرنوش عزیزم، ممنون از توجه و لطفت
۱۵ مهر ۱۳۹۳
خانم خیابانی بسیار از قلم و نقدتون استفاده کردم...ممنون
۲۱ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارکینگ طبقه دوم

چو ضحاک شد بر جهان شهریار ................. برو سالیان انجمن شد هزار
نهصدمین سال فرمانروایی ضحاک است، هنوز کاوه آهنگر با درفش کاویانی اش و فریدون با حمایت مردمان ایران زمین در کار نیستند که به پا خیزند و به جنگ ضحاک روند. حضرت نوح نیز چیزی در حدود نهصد سال مردمان عصر خود را به خداپرستی دعوت میکرد ولی سخنان او تاثیری بر انکار مردمان زمانه خویش نداشت. ضحاک نیز از نهصد سال خواب زدگی قومی که صدای ستمدیده گی شان را ابراز نمیدارند به ستوه آمده است. مردمان بیخیال! مردمان بی غیرت! مردمان گاو نما! بومیانی که نهصد سال تنها در خلوت خود علیه این پادشاه تازی مبارزه کردند و ستوه خود را با صدای خفه شده ابراز میکردند و چه جالب که درست نهصد سال بعد از انقراض سلسله ساسانیان ( آخرین دودمان پیش از دوره اسلامی ایران ) ، سلسله صفویان پادشاهی متمرکز ... دیدن ادامه » را در ایران بر پا کرد. نهصد سال!
ولی ضحاک P2 از بیتفاوتی مردمان تحت سلطه خود و از بی پاسخ بودن ظلمی که به آنها روا داشته، کلافه، نگران و خشمگین شده است. اینبار برخلاف واقعیت افسانه آنچه که بر ضحاک اوستا گذشته، او به دنبال گواهی گرفتن از بی عدالتی و نابخشنده بودن خویش است ولی مردمان بر دادگری او صحه میگذارند. مردمان سرگرم با موبایل های خویش! به راستی که خردمندی نهان گشت ...
مردمان فرمانبردار یکپارچه لباس زرد کار پوشیده اند. لباس توانشی و اندیشه ای که برای نشان دادن حرفه ملی و در عین حال نمایانگر صنف ایرانیانی که نشانه هایی از یاس، نامیدی و تنفر را همیشه در زندگی خود دارند. رنگ زرد در این نمایش بر خلاف ماهیت خود سمبل هوش و تفکر بالای افراد محسوب نمیشود و بیشتر بر ترسو بودن آنها ( و شاید مطیع بودن ) دلالت دارد.
شغل ساکنان این فرمانروایی شکستن گردو ست. از درخت گردو به عنوان خرد مکتوم، زایش، افزایش عمر و مظهر استقامت در زمان بد اقبالی یاد میگردد. شکستن همه اینها به دست خودشان! استفاده استعار گونه از مغز گردو به عنوان مغز انسان و خارج کردن آن از پوست سختش با استفاده از گردو شکن ( جمجمه و مغز ) جز نشانه شناسی های پر معنای نمایش "P2" به حساب می آید که با هر باره آن جان ( شعور ) انسانی گرفته میشود ( گردویی که باعث کارکرد بهتر مغز آنها نمیشود)، آنچنان که پادشاه از بیشعوری مردمان رام سرزمین خود مینالد. زبان خاموش، نماد گرایانه و رمز آلود گردو را میتوان در حوزه زیبا شناسی اثر گنجاند که هم معیار های عقلی را درگیر میکند و هم احساسی.
وجه تسمیه خواب دیدن های ضحاک و عینی شدن آن، روشنگر فرضیه ابتدائی نمایش است که جدال بطالت آمیز با مردمان گاونما که از وحشی بودن آنها در عالم کابوس کاسته شده و حتی اهلی بودن آنها در بیداری پادشاه نیز او را آرام نمیکند و ضحاک در وضعیتی معکوس همچنان از سکون مردمان خشمگین است و به همین علت است که از آنها کینه دارد. میداند آنها بیگناهند ولی نمیداند چرا به فکر چاره نیستند! این است که او را آشفته کرده است! حقیقتا که عباس جمالی استعداد "ضحاک" شدن را با تمرکزی که از خود در حین نمایش و با تحلیل جامع که از نقش پرورش یافته ( نگاشته شده ) در نمایشنامه خویش نشان میدهد ، داشته است.
پارکینگ طبقه دوم میزانسی است انتزاعی که باور تماشاگر را تحریک میکند که بالاخره مرگ با خورده شدن مغز است که رستگاری به بار می آورد ( دریچه نورانی مرگ ) یا در انتظار مرگ بودن بر اریکه ( دریچه بویائی مرگ ). بالاخره طبقه P2 را باید از بالا به پائین خواند یا برعکس؟
در بعضی از دقائق نمایش دیالوگ به صورت یک کشمکش سطحی و صرفا بیانیه مانند تبدیل میگردد، از جمله مونولوگ های گرمایل که با بکارگیری الفاظ زیبا سعی در ایجاد موقعیت های عاطفی و اثرگذار بر تماشاگر دارد، بی مایه و کسالت بار جلوه میکند و ساکن است.

ضحاک : تو رویای منی، نباید نقش کابوس من را بازی کنی.
آریوی عزیز!
چون نمایش را ندیدم گزینه خواندم را زدم.
از تحلیل و متن این مطلب استفاده کردم.
سپاس
۰۷ مهر ۱۳۹۳
آریو ی عزیز مثل همیشه از نقد و قلمت استفاده کردم.ممنون به نظرم در کنار نقاط قوت زیاد کار بازی بعضی از بازیگران در بعضی از لحظات خوب نبود و حتی یکی از بازیگران در امشب که کار رو دیدم حتی در برخی لحظات قادر نبود صداش رو به تماشاگر برسونه ولی بازی ضحاک که اگر ... دیدن ادامه » اشتباه نکنم عباس جمالی آن را بازی کرده بود یک سر و گردن از بقیه بهتر بود
۲۱ مهر ۱۳۹۳
فرزام عزیز، همیشه لطف داشتی به بنده و ممنونم ازت برای خوانش این متن. با نظر شما در خصوص بازی عباس جمالی در نقش ضحاک موافقم. به واقع که ایشان تحسین برانگیز بودند.
۲۲ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به دیدن این نمایش "" زیبا و پر از حرف و کنایه های دلنشین و هوشمندانه "" نشستم...
حقیقتا لذتی که نصیبم شد از، پیش ذهنیتم بیشتر بود.
نمایش P2 به گفته آقای احسان کرمی "" برداشتی آزاد از شاهنامه بود. برداشتی آزاد که کمی سلیقه و شجاعت می خواهد تا به روز شود.""
دقیقا برداشتی آزاد که با سلیقه خاص و زیبای نویسندگان نمایش، مخاطب تطبیقی ملموس و زیرپوستی از وقایع معاصر با داستانی زیبا به قدمتی به درازای چند قرن در ذهنش ایجاد شده و خط به خط و ثانیه به ثانیه نمایش نا خودآگاه دهنش را درگیر این تطبیق میکند.
نورپردازی، موسیقی، دکور، بازی زیبای بازیگران، همه و همه لذتی را نصیب مخاطب میکند که بیراه نیست اگر بگویم لذتی که ردپایی از تلخی در ذهن و قلب باقی میگذارد.
خاصه زمانی که ارنواز (آزاده صمدی ) با تالمی عمیق ادعان میدارد:

دستات چیزهایی رو لمس میکنن که نمیکنن،
چشم هات چیزهایی رو میبینن که ازشون متنفری،
دماغت بوهایی رو بالا میکشن که دوستشون نداری،
یه مشت چرک به هم جمع شده ای که نمیتونی خودتو پاک کنی،
وقتی بخوای چرکا رو از رو تنت بشوری، دیگه هیچ چی از خودت باقی نمیمونه،
ما رو اینجوری میخوان ...
ما رو اینجوری دوست دارن ...
که هروقت که بخوان، مثل یه دستمال چرک دورمون بندازن...

پ.ن ... دیدن ادامه » : از تمامی اساتید و صابنظران بابت نگاه و نظر حقیرانه خود عذرخواهی میکنم . "" پرند""
سلام، پرند عزیز نگاشته شما ناقص نیست ؟
۰۴ مهر ۱۳۹۳
پرند جان عالی بود .
۲۱ مهر ۱۳۹۳
ممنون از توجهتون جناب آریان
۲۱ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1. طراحی صحنه ی خلاقانه، ایده های اجرایی مبتکرانه، کنایه گویی های هوشمندانه، انتخاب موسیقی به جا، بازی بسیار خوب عباس جمالی و آزاده صمدی، درک درست روح حاکم بر داستان شاهنامه و تغییر زاویه دید ماجرا و امروزی کردن فضاها و دیالوگ ها، نمایش p2 را به اثری قابل قبول، تماشایی و تامل برانگیز تبدیل کرده است!
2. در این نمایش و صد البته در دنیای حقیقی با چند گروه مواجه هستیم :
نخست مبارزان احمق، کنش گرانی منفعل که یا به گمان خویش مسیر نجات آدمیان از مرگ و رنج را پیموده اند و یا دست در دست عمال ستم راه حاکمان را هموارتر نموده اند و هم چنان شعار های دست مالی شده سر می دهند،
دوم، خدمت گذاران همواره صادق به قدرت حاکم، منادیان خدمت صادقانه به هر که بالاتر نشیند
سوم مردمان همیشه در صحنه ی منفعل که نه حال اعتراض دارند و نه باور به اطاعت، فقط زبان تملق دارند ... دیدن ادامه » و ترس جان و نفرت انباشته در درون
و نهایتا حاکمانی خسته و به ستوه آمده ، نه از ظلم خویش ، بلکه از بی عملی مردمان و ترس و خیانت مبارزان و چه طنز تلخی است آن گاه که ضحاک برای پایان بخشیدن به کابوس های شبانه اش دست به دامان کاوه می شود...
و.این چنین است که فرصت های تاریخی از دست می روند ...

3. فقط به نظرم بازی احسان کرمی و.نقش دکتر چه در اجرا و قبل تر از اون در متن جای کار بیشتری داشت
4. دلم واسه اون پسره که کل هفتاد دقیقه رو پا زد و درجا دوید سوخت! هلاک شد بنده خدا!
5. کسی میدونه نام موسیقی ای که در هنگام تغییر صحنه و در یک سوم پایانی نمایش استفاده شد چی بود!؟
6. خسته نباشید به اعضای گروه که کار تر و تمیزی و خوبی ارایه دادند!
محمدمهدی عزیز اولا ممنون از نوشته ات...
درمورد دسته بندی بند2 موافقم باهات ضمن اینکه واقعا فکر می کنم گاهی نباید فراموش کرد که قدرت می تونه انعکاس ویژگی های مردم تحت انقیادش هم باشه
در مورد بند4 به شدت با شما هم نظرم ....چه انرژی تو 70 دقیقه ازش گرفته شده ... دیدن ادامه » !
۲۳ شهریور ۱۳۹۳

آقای حقانی در پستشون نوشتن که موسیقی پرده پایانی نمایش شاهکار فوق‌العاده‌ی گروه The Evpatoria Report یعنی Tyjin Kyfusho است. ببینید همون قطعه ای هست که شما میخواستید یا خیر.
۲۳ شهریور ۱۳۹۳
تشکر از توجه و نظر شما
۲۷ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای نمایش P2 در روز چهارشنبه ۲ مهرماه لغو شد، خریداران عزیز می‌توانند برای جابجایی به روز دیگر با پشتیبانی تیوال به شماره ۶۶۰۳۰۰۵۶ تماس بگیرند.
همچنین دوستانی که امکان یا تمایل حضور در این روز را ندارند می توانند با ایمیلی به پشتیبانی تیوال به نشانی support@tiwall.com (دربرگیرنده شماره پیگیری، شماره کارت و نام صاحب کارت) خرید خود را لغو فرمایند.
با تشکر از گروه همیاری
به دلیل مقارن شدن روز چهارشنبه با شب شهادت امام محمد تقی (ع) تالار حافظ تعطیل میباشد
۲۳ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسانیم امکان خرید روز 1مهر تا 4 مهرماه این نمایش همینک فعال می باشد
manimoon و طاها این را خواندند
آنا ع و علی کریمی( کاکتوس ) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دستات چیزهایی رو لمس میکنن که نمیکنن
چشم هات چیزهایی رو میبینن که ازشون متنفری
دماغت بوهایی رو بالا میکشن که دوستشون نداری
یه مشت چرک به هم جمع شده ای که نمیتونی خودتو پاک کنی
وقتی بخوای چرکا رو از رو تنت بشوری، دیگه هیچ چی از خودت باقی نمیمونه
ما رو اینجوری میخوان ...
ما رو اینجوری دوست دارن ...
که هروقت که بخوان، مثل یه دستمال چرک دورمون بندازن
ما ها هممون باور کردیم، که بیشتر از یه دستمال چرک نیستیم
ما ها هممون باور کردیم، که هروقت به ما نیاز دارن باید ما رو صدا بزنن
ما ها هممون باور کردیم، که هیچ راهی برای تمیز شدن وجود نداره
ما ها هممون باور کردیم، بهترین وضعیت برای ما اینه که بیشتر از این چرک نشیم
ما ها هممون باور کردیم، همینجای که وایستادیم، نشستیم، خوابیدیم، بهترین جاست
ما باور کردیم ...
ما هممون باور کردیم ...

متافور ... دیدن ادامه » (metaphor) یعنی استعاره. استعاره نوعی تشبیه است که در آن از ادات تشبیه استفاده نشده باشد. در برخورد با استعاره ها، از دید معناشناسی، آیا باید معنای ظاهری آنها را بررسی نمود یا باید معنای باطنی شان را در نظر گرفت؟

پاسخ: هر دو!
فراموش نکنید که معناشناسی دقیقا بررسی همان چیزی است که در ذهن انسان نقش می بندند. هنگامیکه شما به یک استعاره بر می خورید، ابتدا معنای ظاهری و سپس معنای باطنی آن، شما را متوجه خود می کند و این ارزش کار استعاره است.

برخی مترجمان و یا نویسندگان غیرحرفه ای متاسفانه در ترجمه استعاره ها معنا یا تفسیر خود از آن را بیان می کنند و این بزرگترین خیانت به اثر نویسنده ، نوشتن و بازگردانی داستان های نمادین و یا اشتباهی بزرگ در ترجمه است.

اما عباس جمالی و مرتضی میرمنتظمی در ...P2 به مدد بازی بسیار خوب بازیگران، طراحی صحنه و موسقی مناسب، از استعارات به درستی، بسیار ظریف و به جا استفاده کرده اند. به صورتی که نه فقط به زعم و برداشت خود، بلکه با شناخت وضعیت جامعه کنونی و شناخت خوب داستان اصلی، اسطوره را خوانش معاصر کرده اند.

و این، ثمره ی هنر ِ زندگی بخشیدن به استعاراتی است که من و شما میشناسیم و درک میکنیم. استعاراتی که این نمایش را ملموس، روان، خوش ساخت و لذت بخش کرده است.

با تبریک به این گروه حرفه ای و هنرمند، تماشای نمایش ارزشمند و دیدنی ...P2 رو به همه دوستان عزیزم پیشنهاد میکنم.
چشم هات چیزهایی رو میبینن که ازشون متنفری ..
۲۱ شهریور ۱۳۹۳
سپاس فراوان از توجه و نکته سنجی شما جناب احسان هدایت گرامی؛

فرمایش شما متین و کاملا قابل پذیرش است. از تعاریفی که از استعاره میشناسم، میتوان هر دو نظر رو صحیح دونست؛

در تعاریف ادبای غربی که گفته میشود، بسیاری استعاره را همان تشبیه می‌دانند که ادات آن حذف شده باشد. اما از دید ادبای دوره اسلامی با جزء بندی تشبیه به تشبیه تام و محذوف، استعاره همان تشبیه محذوف نامیده شده که فقط مشبه‌ به در آن ذکر می‌شود.

البته به دور از بحث در این موارد هدف بنده بیان مغز کلام بود و منظور از بیان موارد فوق اشاره به هدف و مقصود استعارات در نمایش بود و قصد ارائه تعاریف ادبی نداشتم.
و این مقصود من نشات گرفته از این قول بود که "استعاره نامیدن چیزی است به نامی جز نام اصلی‌اش، هنگامی که جای آن چیز را گرفته باشد"

موضوعی ... دیدن ادامه » که به ظرافت در نمایش P2 مشاهده شد.

سپاس مجدد از حسن توجه و تذکر شما
۱۹ مهر ۱۳۹۳
محمد مهدی جان کاملا باهات موافقم در اکثر لحظات نمایش کاملا بجا و درست از استعاره استفاده شد و از دادن شعار پرهیز شده.واقعا لذت بردم از نمایش
۲۱ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوانش معاصر اسطوره؟
نمایش ...p2 با تخیل تازه ای از داستان اسطوره ای ضحاک شاهنامه فردوسی نوشته شده است.این نمایش البته شیوه اجرایی مدرن و فرمالیستی دارد و خود گروه، اجرایشان را اکسپرسیونیستی می دانند. اما متن(نمایشنامه) ...P2 ضمن اینکه در نوعی بی زمانی و بی مکانی به سر می برد ،به نظر خوانش معاصر و مدرنی از این متن اسطوره ای ارایه نمی دهد .
کل متن به نوعی در جستجوی پاسخی به این پرسش مهم است که چرا زمامداری ضحاک با وجود همه ظلم و سیاهی اش ،هزار سال طول کشیده است؟ پاسخ به نوعی دربی عملی و غیرانقلابی بودن و حقارت مردمان خلاصه می شود. به طوریکه صدای اعتراض شخص ضحاک هم بلند می شود که چرا مردم اینقدر حقیر هستند و فقط در خلوتشان از ظلم انتقاد می کنند؟! ضحاک... P2 گویی منتظر سقوطش توسط مردم فریبکار و ترسویش است!!
متن واجد پیامی رمانتیزه شده انقلابی و در عین حال ... دیدن ادامه » نوعی پوپولیسم است و علی رغم درست بودن،همه جانبه و عمیق نیست.البته گفتمان انقلابی و رادیکال ارزشمند و اتفاقا برای بسیاری از مخاطبان امروز،دست کم درسطح نظری، می تواند رویکرد جذاب و داغی قلمداد شود. اما فراموش نکنیم در طول تاریخ همیشه کسانی بوده اند که به هر بهانه ای (قدرت طلبانه و یا عدالتخواهانه) ساکت و بی عمل ننشسته اند و ارکان قدرتی را فرو ریخته اند،اما آیا در همان حیطه عمل شان ظلم را پایان داده اند؟ تجربه های بسیار تاریخی( و نه اسطوره ای) در جای جای این کره خاکی نشان داده است که معمولا زورگویی از شکلی به شکل دیگری نقل مکان کرده است!اما از بین نرفته... توجه به نقد "دال" قدرت و نه مدلول (افراد - ظالم و مظلوم) مهم است.
اگرچه مسولیت فرد مظلوم در بقای ظلم ظالم بسیار حایز اهمیت است اما در عین حال باید به این پرسش هم فکر کرد که آیا حکومت ها آینه مردمانشان نیستند؟ تداوم هزارساله حکومت ضحاک به صورت نمادین ، تداوم تبادل حکومت ضحاک ها است.هر فردی به نوبه خود می تواند به محض نشستن بر کرسی قدرت(دال قدرت) خود به ضحاک دیگری بدل شود!! هر یک ازما شهروندان عاشق و تشنه دموکراسی (در گفتار)، در زندگی شخصی و تصمیمات و قضاوت های روزمره مان چه اندازه دموکراتیک عمل می کنیم؟ تجاوز به حقوق دیگران در رانندگی،مصرف بی رویه آب و برق و...ایجاد آلودگی های صوتی و زیست محیطی در این شهر تنها کوچکترین نمونه های ظلم ضحاکی معاصر است ! سکوت ، سانسور و انکار در برابر تضییع حقوق زنان توسط اکثریت جمعیت مردان (احتمالا دموکراسی خواه)چه نسبتی با دموکراسی خواهی آنان خواهد داشت؟آیا حتما باید ضحاکی نباشد که هر کدام از ما در زندگی شخصی دموکرات باشیم؟
(( آیا متن ...p2 خود بسنده است؟))
آیا این نمایشنامه، مستقل از پیش آگاهی نسبت به شخصیت ها و متن ضحاک فردوسی به عنوان متنی جداگانه قایم به ذات می باشد؟ اگراحتمالا چنانچه تعداد هر چند کمی از تماشاگران در جریان داستان ضحاک و شخصیت های دیگرش نباشند ، به غیر از لذت بصری احتمالی که از اجرای مدرن و نو آورانه آقای میرمنتظمی کسب می کنند، آیا قادر به کشف و درک روابط و شکل گیری یک درام از متن آقای جمالی هم خواهند شد؟ با توجه به اینکه متن چندان خودکفا به نظر نمی رسد شاید چنین اتفاقی برای تماشاگر نیفتد! متن بسیار تغییر کرده است و مدعی است اسطوره را تا جهان معاصر کشانده است.اما در شخصیت پردازی خوانش معاصری دیده نمی شود و قاعدتا فاقد وجه رهایی بخشی است که معمولا از گفتمانی مدرن انتظار می رود!!
+ + گرمایل و ارمایل : دو جوان گرانمایه پارسا که برای رهانیدن جان نیمی از جوانانی که مغزشان خوراک ماران ضحاک می شود به آشپزخانه دربارش راه می یابند.. در نمایش ...p2 آنها به زن و مردی، دلداده به هم بدل شده اند با همان روابط ضدزن کلیشه ای. زن ساده دل و نادان و عاشق است که از گرمایل عالم، کتاب می گیرد و می آموزد و سر آخربا بی وفایی گرمایل بعد از اینکه مشخص می شود اساسا نجاتی برای هیچ جوانی اتفاق نیفتاده ، کشته می شود. این باز تولیدی کم رمقی است از نگاه زن ستیز مستتر در شاهنامه و نه نگاهی معاصر و فرارونده !
++ ارنواز و شهرنواز : خوانش نویسنده... p2 از دختران(در منابعی همسران) جمشید شاه اسطوره ای ایران هم قرایتی جدید و فراتر از متن نیست! این دو خواهر بعد از کشته شدن جمشید شاه ،هزار سال در نقش همسر(خدمه جنسی )ضحاک در می آیند و بعد از پیروزی فریدون بر ضحاک به درگاه او می شوند و این بار چون فریدون اهورایی است این زنان تطهیر شده !!و از وی صاحب فرزندانی می شوند. ارنوار، ایرج و شهرنواز ، سلم و تور را میزاید.در این نمایش نقش این خواهران ، از نقش دو رقیب (یکی خوش بو و مکار و دیگری بد بو و پرحرف)برای بستر ضحاک فراتر نمی رود و همه ساز و کارهای متن برای نشان دادن تفاوت عمل شهرنواز برای انتقام پدر و ارتباط عشقی اش با دکتر ابتر و بی معنا باقی می ماند.فکر نمی کنم تعویض نقش های مثبت به منفی و تلاش برای ترسیم تصویری تقریبا ترحم آمیز از ضحاک لزوما ربطی به معاصر سازی آن داشته باشد.
*****
طراحی صحنه نمایش متشکل از اجزا فلزی متحرک در ابعاد متنوع و پرسر و صدایی است. بسیار متناسب با متن و کارکردی است اما گاهی حرکتشان باعث می شود بعضی از دیالوگهای بازیگران شنیده نشود...فضا قرار است پارکینگ منهای2 زیر زمین را نشان دهد و در سطح بالایی تخت شاهی ضحاک نظاره گر است .پله های متحرک دوطرف جایگاه ضحاک علاوه بر تمامی کارکردهای حرکتی اش تصویر دو مار شانه ها را هم به ذهن متبادر می کند. در متن اشاره می شود به طبقات بیشمار دیگری در این ساختمان که جایگاه سلسله مراتبی تخت شاهی را در جای فعلی طراحی آن زیر سوال میبرد.
طراحی لباس با فرم لباس های کار یکسره متحد الشکل زرد رنگ ایده کار هماهنگ گروهی برای یک ارگانیسم را به خوبی منتقل میکند. رنگ زرد بر ترس و فریبکاری دلالت دارد و منتقل کننده ایده نمایش بر منش این افراد هم هست.
**
در آخر از گروه تشکر بسیاری دارم بابت یاد آوری لزوم خوانش های متفاوت از اسطوره ها و داستانهای بی نظیر و کهن اما بسیار تفسیرپذیر و ضروری برای امروز
آیا حکومت ها آینه مردمانشان نیستند؟

پرسش بسیار خوبی بود ابرشیر عزیزم .
۱۹ شهریور ۱۳۹۳
بسیار خوب بود ... :)
۲۱ مهر ۱۳۹۳
تشکر
۲۱ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید







یادداشتی بر نمایش« p2 » نوشته « عباس جمالی » و کارگردانی« مرتضی میرمنتظمی»
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=110






"شما تا ابد محصور می مانید و
دست و پا می زنید و نمی میرید
و چون موش گرفتار در چرخ
فقط بیهوده می جنبید
و زمان را
شکنجه گر خویش می یابید"

محمد جان قلم شیوایت حق مطلب را درباره فحوای کلام P2 ادا کرد. ممنون از این همه نکته بینی و زلالی اندیشه ات.
مانا ... دیدن ادامه » باشی...
۱۸ شهریور ۱۳۹۳
بله همانطور که ظالم بودن بد است مظلوم بودن هم نکوهیده است و باید تا آنجا که میتوان از مبارزه با ظالم دست نکشید...
لذت بردم از قلمت محمد رحمانی عزیز...
۲۱ مهر ۱۳۹۳
فرزام عزیزم
مرسی از لطفت
۲۳ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره نقد «p2…» برگزار می‌شود
تماشاگران نمایش «p2…» اجراهای روزهای شانزدهم، هفدهم و هجدهم شهریورماه، این نمایش را نقد می‌کنند.
به گزارش روابط عمومی نمایش «p2…»؛آثار شرکت‌کنندگان در این جشنواره سه روزه نقد «p2…»، پس از این سه روز مورد بررسی هئیت داوران این جشنواره قرار می‌گیرد و به بهترین نقدها جوایز نفیسی اهدا می‌شود.
همچنین در پایان این سه روز، نمایشگاهی از نقدهای تماشاگران «p2…» در سالن تالار حافظ برگزار می‌شود و مخاطبین این نمایش می‌توانند در جریان نقد وبررسی کسانی که این نمایش را در شب‌های قبل دیده‌اند قرار بگیرند.
گفتنی است که تماشاگران این نمایش،‌می‌توانند بلیت «p2…» را در روزهای یکشنبه و دوشنبه (شانزدهم و هفدهم) شهریورماه با تخفیف 20 درصدی از سایت تیوال خریداری کنند.
«p2…» کاری است از مرتضی میرمنتظمی با بازی عباس جمالی،‌احسان ... دیدن ادامه » کرمی،‌آزاده صمدی، حسین امیدی، فرزانه سهیلی، آیدا صادقی، محمد الله دادی، بیژن سراجی، محمد موذنی و رشید آقایی که از دهم شهریورماه هرشب ساعت 20.15 در تالار حافظ اجرا می‌شود و تا یازدهم مهرماه هم ادامه دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به اعضای تمام این گروه خسته نباشید میگم به خصوص به عباس جمالی نازنین واحسان کرمی عزیز که امشب با بازی های عالیشون یه شب خیلی خوب و برای من ساختن
با سلام و خسته نباشید ....
واقعا با اینکه اجرای شب اول این نمایش بود تمامی هنرمندان عزیز بسیار عالی و مسلط بودند ....متنی فوق العاده تاثیرگذار و تامل برانگیز ....کلیت ذهنی کارگردان و ارتباط ضحاک!با شرایط فعلی...و متاسفانه خواب و غفلت مردم ... و خو گرفتن به شرایط بد.. و منجلابی !که انسانها درگیرشن و با همون هم کنار میان.....(بعضا چون مجبووورن به خاطر شرایط فعلی و ...:(
....کلا خیلی پرمفهوم بود امیدوارم مردم عزیز به تماشای این تئاتر با نویسندگی قوی و جذذذذاب و کارگردانی بسیار خوب ...طراحی صحنه و ایده پردازی که دقیقا تماشاگرو به فکرکردن وادار می کرد...و بسیار هنری و حرفه ای بود المانهای کوچک(میزها) و تغییر المانهای کوچک در گوشه ای از سالن (تحت سلطه بودن و زیر دست بودن آنها به وسیله یک قدرت بالادست!)و همزمان به ساز بالادست زورگو رقصیدن و تغییر دکور(میزهای بزرگ )که ... دیدن ادامه » در طراحی صحنه به کار رفته بود همزمان با تغییر المانهای کوچک به خوبی 1 مفهوم اصلی!!!رو میرسوند
....شرایط بد و همیشه یک عده بازیچه و به فرمان یک سلطه گر...جبار...چپاول گر یا صفات دیگری که نمیخوام بگم..!هستند رو به خوبی نمایش دادند.. ایده ی گردو:مغزها!بسیار جالب بود وطراحی فوق العاده دو طبقه ای (پلکان و قشر متفاوت و جایگاه هرکدام بالادست و پایین دست.....و معانی ای که در این طراحی نهفته بود امیدوارم همه به خوبی درک کرده باشند:)) و عمیق به تک تک دیالوگها و طراحی ناب صحنه توجه داشته باشند .از تهیه کننده و دست اندرکاران محترم سپاسگزار به خاطر این مجموعه خوبی که با هنر تمام و خیلی تاثیر گذار در کنار هم جمع شده بودند ....دیالوگ خوب و تحححسین برانگیز خانم صمدی وقتی نقاب(ماسک نماد گاو!رو در دست گرفتند و رو به سمت تماشاگران تلنگرهای خوبی به تماشاچی زدند!امیدوارم از خواب غفلت بیداررر شوند بعضی از هموطنان گرامی :))...
و من به شخصه خیلی این اثرو با شرایط اجتماعی فعلی مشابه دیدم و شرمساااار شدم به عنوان عضوی از جامعه که دیگه صدای خودِ ضحاک ستمگر و نه دادگر!بلند شده بود از بی حس و حالی مردم...
.و خسته نباشید میگم به هنرمند عزیزی که نمادی از اقشاری از جامعه بودند که زیر طبقه بالادستان و زورگویاند و گرچه خواب نیستند و در بیداری و هوشیاری! در حالت تلاشند - و همواره بدون توجه به خواب غفلت دیگران به تلاش خود در این مسیر، حتی دشوار!ادامه می دهند- ولی درجا زدن در یکجا و به نتیجه نرسیدن این دویدنها( برداشت شخصی من با توجه به صفحه-دورِ گردانی!که به نقطه آغاز خود بازمیگشت!) باز هم به خاطر شرایط حاکم و نبود هوشیاران و بیداران دیگر!متاسفانه دقیقا در یکجا ثابت دویدن و باز به همان نقطه برگشتن هست......
اما مهم غیرت و همت و تلاش این هنرمند عزیز به عنوان یک عضو جامعه که نمی خواااد اشتباه دیگران رو انجام بده و دست از تلاش بر نمیداشت تحسین برانگیز بود.
.شرممون باید بیاد که دیگه ضحاک هم افسوس خورد به حال ما ...و ای کاش خانم صمدی عزیز در چند جهت سالن می چرخیدند و اون دیالوگ تاثیر گذار رو رو به همه ی مردم میگفتند(وقتی نقاب رو برداشتنتد...بلکه بعضیهامون بیشتر بیندیشیم به عملکرد خودمون! اینکه ما هرکدوم چه جوری ایم ...کجای این قصه جاا داریم؟؟؟چرا باید به جائی رسیده باشیم که عادت کنیم به خو گرفتن با وضعیتهای نا بهنجار و حتی بیشتر فرو رفتن در منجلابی که گیر افتادیم . تحملشم می کنیم و تلاش و مبارزه برای رهائی از این وضعیت انجام نمیدیم ...:(
عالی بود ممنون این کار ارزش دیدن مجدد رو داره پیشنهاد می کنم ببینید عزیزان...
از هنر خاص و متفاوت جناب آقای کرمی عزیز و ضحاکِ!عزیز:))) سپاسگزارم خیییلی زیبا و متفاوت بود ایفای نقششون و همچنین بقیه هنرمندان گرامی این نمایش...دست مریزاااااااد به این متن فوق العاده و کُل گروه هنرمند و با پشتکار و زحمتکش:)
با سپاس ...من که دلم میخواد باز هم ببینم:)
به آگاهی علاقه مندان می‌رسانیم روز یک شنبه ۹ شهریورماه ساعت ۲۰:۱۵ مراسم ویژه‌ی افتتاحییه این نمایش در سالن حافظ برگزار خواهد شد.
رضا قاسم پور و آرمین محفوظی این را خواندند
نینا، ucyousef، saayaa و علی اصغر شیرازیان این را دوست دارند
ﻫﻤﻴﺎﺭﻱ ﺟﺎﻥ ﺑﻠﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﺻﻨﺪﻟﻲ ﻛﻨﺎﺭﻱ و اﺯ ﻛﺠﺎ ﺧﺮﻳﺪاﺭﻱ ﻛﻨﻴﻢ?
۰۳ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام مرتضی جان،أیشا له همىنجور موفق باشی ؛) .مصطفی
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید