آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش رقص زمین
S3 : 04:22:02 | com/org
۰۸ دی تا ۰۲ بهمن ۱۳۸۸
۱۹:۳۰
بها: ۶,۰۰۰ تومان

عکس‌های پایه

نمایش رقص زمین | عکس نمایش رقص زمین | عکس

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
درود
اجرای بسیار زیبایی بود . به جرات میتوان گفت "رقص زمین" از جمله نمایشهایی ست که ترکیب قوی و درستی از دیالوگ و انواع مونولوگ (درونی و بیرونی) را در بردارد . همان طور که میدانید تک گویی جزء ادبیات اکسپرسیونیستی و نئواکسپرسیونیستی به شمار می‌رود که از اواخر قرن 19 به عرصه نمایشنامه‌نویسی و داستا‌ن‌نویسی راه یافته است و هدف در آن ، وانمایی درون آشفته آدم‌هایی ست که در شرایط غیرعادی و بیمارگونه ای به سر میبرند. حقیقت آن است که برای رسیدن به اهداف شیوه تک گویی و اجابت ویژگی های آن ، هنرمند راه دشواری را پیش رو دارد که به گمانم نویسنده این اثر توانسته به طرز شایسته ای به آنها بپردازد ؛ به طور مثال :
1. از ویژگی های مونولوگ‌ آن است که شخص‌ تنها در صدد بیان حرف‌های خود نیست، بلکه به جهانی که بر او فشار وارد میکند نیزپاسخ می‌دهد. بنابراین هنگامی که مونولوگی اجرا می‌شود، باید برای مخاطبین هم میزانسن مناسبی طراحی شود تا ارتباط شخصیت با مخاطب همواره حفظ شود و تماشاگر، سردرگم از خود نپرسد که این مطالب چه ارتباطی به او دارد . در این اجرا کارگردان به هنگام تک گویی های مهدی سلطانی با فرستادن پیام دهکردی به میان مخاطبین (به عنوان نماینده تماشاگران که نهایتا مونولوگ را به دیالوگ تبدیل میکرد) ، تا حدود زیادی توانسته ارتباط میان شخصیت و مخاطب را برقرار نماید .
2. مونولوگ با دو رویکرد بیرونی و درونی ارائه می‌شود که هر دو را در اجرای این نمایش میتوان شاهد بود. در تک گویی درونی، شخصیت به آنچه در خلوت و تنهایی خویش می‌گذرد، میپردازد و مخاطب را شاهدی بر خویشتن خویش قرار میدهد (مونولوگ های پیام دهکردی و عاطفه رضوی) . تک گویی بیرونی، نوعی برون‌افکنی احساس و حوادث است که با صدای مشخص برای یک یا چند مخاطب روایت می‌شود (مونولوگ های مهدی سلطانی و مرتضی آقاحسینی یا صحنه ای که سه شخصیت در برابر صدایی که شرح روزگارشان بود ، تک گویی میکردند.)
3. ... دیدن ادامه ›› در مونولوگ ، تا حد زیادی نظم معمول در گفتار و ظاهر فرد بر هم ریخته ، انسان نامتعادل وبا خود در چالش است. روان او آن قدر متزلزل شده ‌که دیگر توان مجادله و کشمکش با دنیای خارج از خود را ندارد. (چیزی که در شخصیت مهدی سلطانی قابل مشاهده است . رها کردنِ آنچه روزگاری مهم بوده است حتی فرزندش )
4. در شیوه تک گویی ، نوعی چرخش و دور باطل که حاصل جدال شخصیت با خود است ، ملموس خواهد بود . در این اثر نیز به وضوح عدم پیروی داستان از یک منطق روایی خطی و معمول ، قابل مشاهده است ؛ داستان سیر دایره‌ای شکل با فیدبک های بسیار دارد . مونولوگ‌های نمایشی در صدد انتقال احساس آشفته شخصیت به مخاطب هستند از این رو تکرارها ، فریادها ، حرکات هیستریک و پیچ و تاب خوردن ها بروز میکند ، آرامش مخاطب را دچار مخاطره کرده و عرصه را بر او تنگ میکند تا جایی که این وضعیت به هیچ وجه برای او قابل تحمل نیست و مخاطب هم مانند شخصیت در صدد خروج از این وضعیت برمیآید؛حال گریه میکند، میخندد و یا سرش را از شدت فریادها دو دستی میچسبد و این همان چیزی ست که در تمامی طول داستان با مونولوگ های پُرتنش مهدی سلطانی و همچنین لحظات پایانی با اجرای پیام دهکردی برای مخاطب رخ میدهد . پس ماهیت این گونه روایت ها ، بار اصلی را بر دوش بازیگر میگذارد (و این همان است که باید باشد )و اگر هر جایی بشود از کم رنگ بودن ابزارهای دیگر(موسیقی،نور و ...) گله کرد ، در این دست نمایشها نمیتوان . پیچ و تاب خوردن بازیگر ، عرق ریختن او ، فریادهای گاها گوشخراش و آزاردهنده ، همگی از اصلی ترین ابزارهای رسیدن به هدف در مونولوگ است .
با سپاس فراوان .

علی عبدالرحیم و مرضیه این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چهار شنبه ساعت 5 برای تماشای این نمایش رفتم. به قدری مونولوگ ها قوی بود که برای لحظاتی از خود بی خود می شدم. اصلا انتظار همچین موضوعی رو نداشتم. رقص زمین عنوان خیلی جالبی برای این نمایش بود. رقص = زلزله یا ...
بازی آقای سلطانی محشر بود. به حنجره ی ایشون باید غبطه خورد، توی یک روز برای دو اجرای پشت سر هم این همه با احساس اجرا کنی و از تمام وجود مایه بزاری، واقعا کار هنرمندانه، که این گروه این کار رو با تمام وجود اجرا کردن.
از همه برام جالب تر اینکه شب که رسیدم خونه دیدم توی هائیتی زلزله اومده و چه فاجعه ای رخ داده. اونجا بود که تمام کلمات نمایش توی ذهنم مرور شد. جناب آقا حسینی هم که معرکه بود. در کل شب به یاد ماندنی برام بود. از همه ممنمون
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چهار شنبه ساعت 5 برای تماشای این نمایش رفتم. به قدری مونولوگ ها قوی بود که برای لحظاتی از خود بی خود می شدم. اصلا انتظار همچین موضوعی رو نداشتم. رقص زمین عنوان خیلی جالبی برای این نمایش بود. رقص = زلزله یا ...
بازی آقای سلطانی محشر بود. به حنجره ی ایشون باید غبطه خورد، توی یک روز برای دو اجرای پشت سر هم این همه با احساس اجرا کنی و از تمام وجود مایه بزاری، واقعا کار هنرمندانه، که این گروه این کار رو با تمام وجود اجرا کردن.
از همه برام جالب تر اینکه شب که رسیدم خونه دیدم توی هائیتی زلزله اومده و چه فاجعه ای رخ داده. اونجا بود که تمام کلمات نمایش توی ذهنم مرور شد. جناب آقا حسینی هم که معرکه بود. در کل شب به یاد ماندنی برام بود. از همه ممنمون
لبخندها فسرد
پیوندها گسست
آوای لای لای زنان در گلو شکست
گلبرگ آرزوی جوانان بخاک ریخت
جغد فراق بر سر ویرانه ها نشست
از خشم زلزله-
پوپک،شکسته بال بصحرا پرید و رفت
گلبانگ نغمه در رگ نای شبان فسرد
هر کلبه گور شود
عشق و امید،مرد
(مهدی سهیلی)

سلام. از تماشای این نمایش خیلی لذت بردم. من رو یاد فیلم نسل سوخته انداخت، ... دیدن ادامه ›› نسلی که نوجوانی و جوانیش در بحبوحه انقلاب و جنگ گذشت و شاهد از دست رفتن خیلی از آدم های اطرافش بود.
آدم هایی از این نسل می خوان مردم رو برای یک زلزله آماده کنن، اتفاقی که می خواد در یک شب تبعاتی رو داشته باشه که این آدم ها در طول زندگی بدترش رو گذروندن و می دونن از چی حرف میزنن.
بار اصلی نمایش رو بازیگران با مونولوگ های طولانی که در طول گفتنش باید حالت های روحی مختلفی رو پیاده می کردن به دوش کشیدند. اوج کار زمان هایی بودند که هر بازیگر به تنهایی بازی می کرد و بازیگران رو در روی هم افت می کردند.
علیرغم وجود تعداد زیادی بازیگر که قرار بود با ایجاد حرکت به دیالوگ ها و بازی کلامی بازیگران اصلی حس بدهند متاسفانه این حرکات از تنوع و انسجام لازم برخوردار نبود و جز چند مورد کمکی به این کار نکرد. طراحی صحنه خیلی ساده بود و می شد روی جزئیاتش
بیشتر کار بشه. در جاهایی که می شد، موسیقی در خدمت ایجاد فضای رعب و وحشت قرار نگرفت و تمام این ها صرفا روی دوش بازیگر بود که فریاد می زد و پیچ می خورد. سپاس فراوان
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
khob chera in namayesho baraye aza nemizarid?
رقص زمین هم از لحاظ اجرا و هم از لحاظ محتوا اثری قابل تامل بود.نگاه اجتماعی و سیاسی اثر به روند تاریخ معاصر ایران یک نگاه مصلحانه بود و احساس جاری در اثر آرام کننده شرایط نه چندان مطلوب این روز های مخاطب است .در این نمایش ما با محوریت پدیده ای مهم به نام بحران و همچنین چگونگی برخورد با این پدیده روبرو هستیم . بحرانی که آنقدر جدی است که حتی میتواند عمیق ترین شکاف ها را در بستر زندگی یک خانواده ایجاد کند و منجر به تکه تکه شدن جامعه ای شودکه در آن کم کم و به مرور زمان باد کرده و بزرگ شده تا اینکه در آستانه انفجار قرار گرفته است .
رقص زمین در استفاده از صدا و نور هم تا حدودی موفق است و بازی هر چهار بازیگر اصلی هم بسیار خوب است به خصوص در مونولوگ گویی های بسیار طولانی .
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید