تیوال فیلم پنج ستاره
S2 : 04:55:31
: مهشید افشارزاده تهیه کننده:: شهاب حسینی، همایون ارشادی، بهنوش بختیاری، سحر قریشی، شیرین بینا، لیلا بلوکات، امید روحانی، محمود جعفری، دیبا زاهدی
: علی اکبر قاضی نظام
: فرشاد محمدی
: واروژ کریم مسیحی
: کامبوزیا پرتوی
: منصور شهبازی
: محمدرضا دلنوازی
: صالح جوانغربیخلاصه داستان: این فیلم داستان دختری است که برای رفتن به دانشگاه دچار مشکلاتی می شود، تمام صحنه‌های فیلم طی پنجاه جلسه در تهران فیلمبرداری می‌شود.

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم پنج ستاره‎ / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به نظر من فیلم نامه ی ضعیفی داشت. همین طور که خیلی های دیگه هم اشاره کردن، فیلم پره از شحصیت ها و صحنه های اضافی که میشد حذف بشن.
من دقیقا نفهمیدم دغدغه ی کارگردان و نویسنده تو این فیلم چی بوده و چه چیزی رو می خواستن مطرح کنن. نمی دونم. شاید می خواستن یه کم ادای فیلم های کارگردان های معروفی مثل اصغر فرهادی رو دربیارن. مثلاً تو فیلم تماشاگر سر قضیه ی ساعت گمشده احتمالاً مجبور شده حدس بزنه که دزدی کار چه کسی بوده. فکر کنم فیلم می خواست اینو بگه که نباید زود قضاوت کنیم. این که هر کدوم از اون سه خدمتکار اطاق آمیتا باچان به پول احتیاج داشتن رو همه حدس زدن. ولی اینکه آدم به خودش اجازه بده به همین راحتی در مورد آدما قضاوت کنه و بهشون انگ بزنه، احتمالاً چیزیه که نویسنده خواسته بیان کنه.
به هر حال من نتونستم چیزی جالبی تو این فیلم پیدا کنم!
manimoon، کیمیا و اوا.ت این را خواندند
محسن قربانی، marjan MGP، شیوا الف و دختر مثبت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی خوشم میاد فیلم هیچ دغدغه ای نداشت و هیچ حسی ایجاد نمی کرد اصلا" نفهمیدم چی می خواست بگه عملا" چند دقیقه اول فیلم که سر کار بودیم بعد از کلی نمایش یهو موضوع عوض شد .
بعضی کاراکتر ها هم اصلا" لزومی نداشت بودنشون مثله لیلا بلوکات .
من به آینده تئاتر امید دارم سینما ما خیلی وقته که حرفی برای زدن نداره و تکرار مکرراته متاسفانه وقتی هم که یه فیلم با دغدغه جوانان و جامعه ساخته میشه یا توقیف میشه ( نمونش "گزارش یک جشن" ) یا جوری با فیلم رفتار میشه که نه تنها در دیگر کارگردان ها ایجاد انگیزه نمی کنه بلکه تاثیر منفی هم داره .
به نظر من که سینما تبدیل شده به مکانی صرفا" جهت خوش گذرانی و فرار از ساعات عادی روزمره و مکانی برای دور هم نشینی .
اتفاقا به نظر من هنوز هم تو سینما امید هست ، اما اونایی که بشه بهشون چشم امید داشت خیلی کمتر از اونایی هستن که به راحتی امکان کار دارن . فیلم های جنگولک بازی و دورهمی و مسخره بازی راحت مجوز می گیرن و تند تند ساخته میشن و سریع تر از اون اکران ، اما فیلم هایی ... دیدن ادامه » که حرفی برای گفتن ، ولو در غالب کمدی ، باید به سختی مجوز بگیرن و بعد از چند سال بتونن اکران بشن

درسته این امید بیشتر به تئاتری هاست ، ولی تو سینما هم هنوز هست
۰۸ تیر ۱۳۹۳
بله...حالا موافقم
۰۸ تیر ۱۳۹۳
چ می تونست خوب باشه ولی آیا بازی مریلا زارعی تو فیلم چ با شیار 143 یکی بود؟؟؟ بابک حمیدیان تونست نقشش رو واقعی جلوه بده ؟؟ پور عرب نقشش رو کاغذی بازی کرد به قول فراستی :)
کاملا" موافقم با اینکه فیلم های قیصری می سازن
فیلم پنج ستاره اصلا" جایی برای دفاع ... دیدن ادامه » نداره
۰۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت دوستان
بنده این فیلمو دیروز دیدم ب نظر من میتونیستن بیشتر روی فیلم نامه کار کنن موضوع بدی نداشت ولی روش کار نشده بود باز هم بازی شهاب حسینی عالی بود....
اوا.ت، کیوان جدیری و شیوا الف این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنتوان چخوف نویسنده شهیر روسی در جمله‌ای می‌گوید که اگر در اول داستانتان تفنگی به دیوار آویزان است این تفنگ باید تا پایان داستان حداقل یک بار شلیک شود. این دقیقاً بدان معنی است که باید از هر صحنه و جمله اضافی که هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی‌کند خودداری کنید. اگر در صحنه‌ای تفنگ را نشان دادی باید از آن استفاده کنی وگرنه هیچ لزومی برای نشان دادن اسلحه نیست.
اما «پنج ستاره» فیلمی است پر از صحنه‌ها، شخصیت‌ها و دیالوگ‌های اضافی که هیچ کمکی به پیشبرد داستان و بهتر شدن فیلم نمی‌کنند و معلوم نیست بر اساس چه منطقی در فیلم گنجانده شده‌اند. صحنه‌هایی که اگر تک‌تک آنها را از فیلم حذف کنیم نه تنها هیچ اتفاقی برای فیلم نخواهد افتاد بلکه باعث بهتر شدن آن هم خواهد شد...

نگاهی به فیلم «پنچ ستاره» اولین تجربه کارگردانی مهشید افشارزاده
ستاره سوزی در نخستین ... دیدن ادامه » گام

http://javanonline.ir/fa/news/650082/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%8A%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%85
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنتوان چخوف نویسنده شهیر روسی در جمله‌ای می‌گوید که اگر در اول داستانتان تفنگی به دیوار آویزان است این تفنگ باید تا پایان داستان حداقل یک بار شلیک شود. این دقیقاً بدان معنی است که باید از هر صحنه و جمله اضافی که هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی‌کند خودداری کنید. اگر در صحنه‌ای تفنگ را نشان دادی باید از آن استفاده کنی وگرنه هیچ لزومی برای نشان دادن اسلحه نیست.
اما «پنج ستاره» فیلمی است پر از صحنه‌ها، شخصیت‌ها و دیالوگ‌های اضافی که هیچ کمکی به پیشبرد داستان و بهتر شدن فیلم نمی‌کنند و معلوم نیست بر اساس چه منطقی در فیلم گنجانده شده‌اند. صحنه‌هایی که اگر تک‌تک آنها را از فیلم حذف کنیم نه تنها هیچ اتفاقی برای فیلم نخواهد افتاد بلکه باعث بهتر شدن آن هم خواهد شد...

نگاهی به فیلم «پنچ ستاره» اولین تجربه کارگردانی مهشید افشارزاده
ستاره سوزی در نخستین ... دیدن ادامه » گام

http://javanonline.ir/fa/news/650082/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%8A%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%85
کیمیا TAV و manimoon این را خواندند
پنج ستاره رو هنوز ندیدم
ولی این حرف استادی مثل چخوف توی سینما و حتی ادبیات این دوران
درست نیست
خیلی از معادله‌ها عوض و جابه‌جا شدن.

manimoon..
۲۵ خرداد ۱۳۹۳
این جمله چخوف بسیار تو کلاسای داستان نویسی استفاده میشه. البته به نظر شخصی من چخوف چون استاد داستان کوتاهه این جمله رو هم در همین زمینه گفته. چون مجال کمه و هر جمله و حرکت و اکتی باید پیش برنده باشه. ولی مطمینا در داستان بلند صدق نمی کنه و ممکنه بسیار صحنه ... دیدن ادامه » ای داشته باشیم که صرفا برای فضا سازی باشه.
برای فیلم نمیتونم نظری بدم.
۲۸ خرداد ۱۳۹۳
این جمله چخوف در میان نمایشنامه نویس ها و فیلنامه نویس ها هم جمله معروف، مهم و کاربردی هست. من در دوره کلاسهای فیلنامه نویسی که حضور داشتم و با بعضی دوستان همکاری کردم به شدت روی این مسئله تاکیده شده. کلا باید از هر عنصری که بار دراماتیکی برای فیلم نداره ... دیدن ادامه » و هیچ کمکی به داستان نمیکنه صرف نظر کرد.
مثلا در مورد همین فیلم اگه شخصیت لیلا بلوکات حذف بشه واقعا چه اتفاقی می افته؟؟ واقعا چه لزومی داره صحنه و دیالوگهای مربوط به مرگ مادر بهنوش بختیاری سه بار تکرار بشه؟؟ یا چرا انقدر درباره حضور نامرئی آمیتا باچان تاکید شده؟؟
به نظرم اگه فیلنامه نویس جای پرداختن به این موارد بدون کاربرد به داستانی با گره و عطف قوی فکر می کرد می شد از پنج ستاره به عنوان یک فیلم اجتماعی قوی نام برد
۲۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ب نظر من هنر شهاب حسینی تو این فیلم ها ک هدفی نداره جز گرفتن وقت بیننده ، داره حیف میشه...
هنوزم نفهمیدم هدف کارگردان از اینکه صدای شهاب حسینی صداش گرفته بود چیه!؟

ولی بازی دیبای عزیز عالی بود:))
همینطور شهاب حسینی:)))))
manimoon و اوا.ت این را خواندند
محیا بهرامی و یگانه کربلایی این را دوست دارند
:))))
۱۳ خرداد ۱۳۹۳
قبول دارم اوایل این فیلم داشت مشکللت خانواده ای رو نشون میداد ک در سطح پایین ان ولی هیچ هدفی نداشت فیلم...اینکه یک ساعت رو سحرقریشی برداره اونم بخاطر رضاوحییدی و اینکارو بندازه گردن افراد دیگه و در آخرهم رضا ساعتو تحویل بده و اون ها تبرڻه بشن...
بنظرم فیلم ... دیدن ادامه » هدفش بیشتر ساعت آمیتاپاچان بود و تبلیغ هتل:))
۱۸ خرداد ۱۳۹۳
:))
۱۹ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Sadaf
به نضر من فیلم قشنگی بود مخصوصا بابازی محشر شهاب حسینی و دیبا زاهدی...ولی آخرش مسخره تموم شد...
اوا.ت این را خواند
محدثه9 و mohadese9 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم محشری نبود ولی من ناراحت نشدم که چرا رفتم این فیلم را دیدم چون از هر لحظه بازی آقای شهاب حسینی میشه یه درسی گرفت.فیلمنامه تکراری بود و به تبلیغ هتل پرداخته بود اما بازی شهاب حسینی و دیبا زاهدی که بار اولش بود خیلی قشنگ بود.
الهه الف، manimoon، کیمیا TAV، sarose و اوا.ت این را خواندند
محسن قربانی و محدثه9 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه میخواید فیلمی پر از شخصیتها و دیالوگها و صحنه های اضافی ببینید حتما چیپس و پفک بخرید و به دیدن "پنج ستاره" برید. جاهایی از فیلم رسما به رپورتاژی برای هتل تبدیل میشه.
فیلم از داشتن داستانی که نقطه عطف و گره داشته باشه و بتونه تماشاگر را روی صندلی نگه داره عاجز بود.
نیلوفر ثانی و اوا.ت این را خواندند
یگانه کربلایی، ساینا بیژن زاده، محدثه9 و شیوا الف این را دوست دارند
من هنوز فیلم را ندیدم ... اما از تیزر فیلم همین برداشت شما را کردم . اما انگار تماشاگر زیاد داشته و نسبتا خوب فروخته ! شاید به دلیل حضور شهاب حسینی دوست داشتنی است .
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
خودتون بهتر میدونید با توجه به تجربه اخراجی ها و بعضی فیلمهای مشابه تماشاگر زیاد و میزان فروش ملاکی خوبی برای خوب بودن یک فیلم نیست.هر چند فروش نزدیک به 260 میلیون تومانی در 22 روز رقم بالایی نیست.
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه میخواید فیلمی پر از شخصیتها و دیالوگها و صحنه های اضافی ببینید حتما چیپس و پفک بخرید و به دیدن "پنج ستاره" برید. جاهایی از فیلم رسما به رپورتاژی برای هتل تبدیل میشه.
فیلم از داشتن داستانی که نقطه عطف و گره داشته باشه و بتونه تماشاگر را روی صندلی نگه داره عاجز بود.
الهه الف این را خواند
سعید قدیمی و محدثه9 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای آقااااا... قرار نیست که سینما همیشه برای قشر فرهیخته و متفکر و اندیشمند باشه که!! خب بعضی وقتا آدم از سر کار که داره می ره خونه، یهو هوس می کنه چیپس و پفک بگیره بره یه فیلم نه چندان جدی ببینه که فقط حال و هواش عوض بشه. به نظر من در حد یک فیلم سرگرم کننده خوب بود. :)
manimoon، الهه الف، اوا.ت، آزاده ریاستی و محدثه9 این را خواندند
محمدرضا دانش و یاشار یشمی این را دوست دارند
خب چیپس و پفک بگیرین برین تئاتر!
۰۵ خرداد ۱۳۹۳
آقای یشمی لایک
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
شیوای عزیز ،یک سوال شخصی : پدر شما اهل شیراز هستن؟ فکر می کنم فامیلیم.
۱۰ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمنامه ضعیف بود.
من خوشم نیومد ولی انصافا شهاب حسینی تو فیلم ضعیف هم عالی بازی میکنه.
:)))
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
ولی نباید بازی کنه :( هرچقدر هم عالی باشه!
۰۵ خرداد ۱۳۹۳
قبول دارم
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
bad az 20 daghighe ba fosho bado birah be khodam az salon omadam biron...
کیمیا TAV، mehdi hosseini و الهه الف این را خواندند
کیوان جدیری این را دوست دارد
خب چرا قبلش درباره ی فیلم پرس و جو نمیکنین؟
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
متاسفانه از روی اسم فیلم ها هم میشه فهمید که موضوع جالبی ندارن . هیچ انگیزه ای ندارن . فیلم نامه کنجکاوی آدمو قاقلک نمیده .
تقصیر کارگردان و نویسنده نیستن خود ما مقصریم که فیلم های کمدی و لوس توی سینما میلیاردی فروش می کنند فیلم های معنی گرا تو کمد ارشاد ... دیدن ادامه » خاک می خورن .
۰۸ تیر ۱۳۹۳
in film na komedi bood na mana geraa...
۰۸ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا فیلم ضعیفی بود
از شهاب حسینی و همایون ارشادی بعید بود با بازی چنین فیلم هایی و همبازی شدن با بازیگرانی بی تجربه کارنامه خودشونو خدشه دار کنند..
سحر قریشی ؟؟؟؟؟؟؟ لیلا بلوکاااااات؟؟؟؟؟؟ بهنوش بختیاررررری؟؟؟؟؟ شیرین بینااااااا؟؟؟؟اااااین ور ، آیا این یک سریال است؟؟؟؟؟
شهاب حسینی ؟؟؟؟؟ همایون ارشادی ؟؟؟؟؟؟اون ور، آیا این یک فیلم سینماییست که میتوان رفت سینما و تماشا کرد؟؟؟؟؟؟؟
افتضاحه!
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
چون به نظر من در حد سینمای خانگی هست من میذارم dvd بیاد بگیرم ، واقعا باید یه جایی به دوستان گفت قرار نیس برای حفظ رونق سینما ،آدما بیان هر چیزی رو ببینن
یه چیزی مثل معراجی ها رو نه میبینم نه دی وی دی میخرم
اینم به خاطر گل روی دو بازیگر آخر به احترامشون ... دیدن ادامه » دی وی دیش رو میخرم
دیگه حرفی ندارم ! :)
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
حیف اون دی وی دی خام هایی که این فیلم روشون رایت میشه!
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید قشنگ باشه من تیزرشو دیدم
manimoon، کیمیا TAV و اوا.ت این را خواندند
محمدرضا دانش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمشو دوست داشتم ... به نظرم کاره خوبی بود ، دیدنشو به دوستان توصیه میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا از شهاب حسینی،بهناز جعفری و همایون ارشادی انتظار نداشتم!!!
بشدت ضعیف!
فیلمو ندیدم، با اینکه بازی شهاب حسینی رو می پرستم اما واضح بود که این همه چهره توی یه فیلم فقط برا کشوندن آدم به گیشه ها ست ...
همین و بس
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
نظر من و شما از زمین تا آسمون باهم متفاوته !!!
اما نظر شما برای من فوق العاده محترمه :)
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
متاسفانه خیلی فیلم بدی بود ...
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*۱۰- پنج‌ستاره: لطفن پاپ‌کرنی‌ها را راه ندهید!*
روزِ ۱۴ بهمن، ساعت ۲۲:۳۰

امتیاز من در جشنواره: ۲ از ۵
امتیاز من از ده: ۳ از ۱۰


*خلاصه داستان:*
دختری از خانواده‌ی فقیر در دانشگاهِ آزاد قبول می‌شود از آن‌جایی که خانواده‌ی او پولِ دانشگاه را ندارند دختر مجبور است برای خرجِ تحصیل کار کند. بدین جهت، همراهِ مادر به محلِ کارِ او می‌روند تا در یک هتلِ پنج‌ستاره به عنوانِ خدمت‌کار استخدام شود. او به علتِ پاکی، بی‌عیب و نقصی و فرشته بودنِ فراوان، طبقِ معمول دشمنانِ زیادی در هتل پیدا می‌کند که مخوف‌ترینِ آن‌ها لیلا بلوکات است. این داستان تا آن‌جایی که ادامه می‌یابد که یک روز آمیتاپاچان برای اقامتی چند روزه به آن هتل می‌آید…


——
خلاصه‌ی داستان را که خواندید، لیستِ بازیگران را هم که دیدید! پس واقعن توقع دارید من در موردِ این فیلم قلم‌فرسایی کنم؟ اجازه بدهید من از وقتم استفاده کنم و به چیزهای دیگری بپردازم که شاید مهم‌تر بیاید.

قرار بود در این ساعت طبقه‌ی حساس اکران شود و متاسفانه از آن رو که فیلمِ تبریزی هنوز نرسیده است، برای ما به اجبار این فیلم را پخش کردند. بغل دستی من در اواسطِ فیلم عطای فیلم را به لقایش بخشید و سالن را ترک کرد. کمی آن‌سوتر صدای خر و پفِ یکی از تماشاگرانِ حرفه‌ای سینما، سالن را غرق در خنده کرده بود و من هم کاری جز این نداشتم که یا به ساعت نگاه کنم یا به بغل‌دستی‌ام! این جاست که ذهنِ آدم به کار می‌افتد تا علتِ این همه حال به هم زن بودنِ فیلم را درک کند.

صادقانه ... دیدن ادامه » بگویم، شاید این فیلم به مذاقِ بسیاری از اهالی سینمای دهه‌ی ۸۰ خوش بیاید. همان سینمایی را عرض می‌کنم که سوپراستارش پورمخبر بود و جواد رضویان پای ثابت‌اش. بعد از مدت‌ها فیلمی در آن فضا تولید شده است که بازیگرِ قابلِ قبولی به نامِ «شهابِ حسینی»‌ را در اختیار دارد و تکه‌های بهنوش بختیاری‌ای که ممکن است فضای مفرحی برای دوستان بسازد. این فیلم، ته‌مانده‌ی همان سینماست.

آیا واقعن عصرِ این سینمای درجه‌ی ۳ تمام نشده است که ما بخواهیم یک فیلم از این سینما را واردِ «جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجر» کنیم؟ هر چند «پنج‌ ستاره» بهترین فیلم در نوعِ خودش محسوب می‌شود، چرا که حداقل داستانِ نسبتن سرراست و درستی دارد، اما «تفریح‌کردن» واقعن چه قیمتی دارد؟ من «مدیومِ تفریحی» سینما را به هیچ وجه زیرِ سوال نمی‌برم. سینما، به مثابه‌ی سالنی پر از صندلی و پاپ کرن، همیشه «سینماتک» نیست و اصالت و هویت‌اش به واسطه‌ی «مخاطبان‌ِ بدنه‌ای» است که برای تفریح‌کردن پای به آن می‌گذارند. اما والله، بالله، به پیر، به پیغمبر، این «سالنِ سینما» است که چنین تعریفی دارد و نه «جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم»!

جشنواره‌ی فیلمِ فجر، تفریح نیست که عده‌ای در هنگامِ اکرانِ فیلمِ «چ»، نوزدانانشان را می‌آورند. فیلمی که پر است از صدای گلوله و خمپاره و تفنگ، آن هم با صدای دالبی. آن طفلِ معصوم را چه گناهی است که روان‌اش آزرده شود؟ شمایی که هیچ از فیلم نمی‌دانی، حق نداری بچه‌ی شیر‌خواره‌ای را به سالنِ سینمایی بیاوری که نه تنهای درجه‌بندی سنی نشده است، بلکه خودت هم غیر از نامِ کارگردان و بازیگر هیچ چیز از آن فیلم نمی‌دانی.

در ادامه‌ی دو مطلبِ قبل‌ام پیرامونِ جشنواره سخن می‌گویم: من تاکید کردم که جشن‌واره‌ی فیلمِ فجر، یک «جشن» است که فرم، شرایطِ خاص و در نهایت لذت‌های منحصر به فردِ خودش را دارد، اما این را هم تاکید می‌کنم که «همه» به این جشنواره دعوت نشده‌اند. من شخصن ترجیح می‌دم بلیط‌ها به فک و فامیل‌های مسئولان داده شوند و آن‌ها *نیایند* تا این که مخاطبانِ به اصطلاح حرفه‌ای سینما، ۱۲ روز از سال را صرفِ «تفریح» در سینما بپندارند. چه اصراری است که همه می‌خواهند خودشان را داخلِ این جشنواره کنند؟

کمی تند می‌روم، اما بهتر است این را بگویم که بخشی از ملتِ ما، ملتی عاریه‌ای هستند. روزگاری که می‌گفتند بنزین ۱۰۰ تومان گران می‌شود، احتکارِ بنزین می‌کردند. روزگاری که می‌گفتند یارانه‌ی جنسی می‌دهند، کشته می‌دادند و روزگاری که می‌گفتند «شاید توقیف شود»، به جشنواره هجوم می‌آوردند. طبقاتِ این ملت فرق می‌کند، اما رفتار یکی است. مثال‌های اولی پیرامونِ فقرِ فکریِ قشرِ تحتِ فشارِ اقتصادی است (که شاید هم ایرادی به آن‌ها وارد نباشد واقعن) و مثال‌ِ آخر پیرامونِ طبقه‌ی متوسط به بالایی است که از فقرِ فرهنگی و فکری عظیمی رنج می‌بند (و این یکی بر خلافِ آن یکی اصلن قابل بخشش نیست).

شما را به خدا مطلبِ البرزِ زاهدی +alborz zahedi را بخوانید:http://is.gd/Af36pY
*فقط می‌خندند. کافی است یکی از کاراکترها در آستانه فروپاشی روانی قرار بگیرد، خودش را کتک بزند یا کمی قیافه‌اش از ریخت بیفتد و تراژدی محقق شود تا «اصحاب خنده و کرانچی» کارشان را شروع کنند.*
این مطلب در موردِ یک سینمای عادی با مخاطبانِ عادی نوشته نشده است، این مطلب در موردِ فیلمِ بیگانه‌ای است که سراسر غم است و اندوه. این مطلب در موردِ مخاطبانِ تمیزترین ویترینِ فرهنگی کشور به نگارش درآمده است. روزگاری که در گودر، شوخ و شنگی و کول‌بودن را تبلیغ می‌کردیم، هیچ فکر نمی‌کردیم که شاید آن شوخ و شنگی، شکلِ قلب‌شده‌ای از یک تعفنِ اجتماعی با نامِ «خوش بودن»‌ بوده باشد.

من از طرحِ «سینما سلام» ، هر جا که رسیدم، دفاع کردم. فلسفه‌ی سینما سلام، نه برای قشرِ به اصطلاح روشن‌فکرِ «سینمارو»، بلکه برای مخاطبِ بدنه‌ای بود که قرار است کم‌کم با سینما آشنا شوند. آن‌ها هنوز در اولِ راه هستند و هنوز «فرهنگِ داخلِ سالن‌‌شدن» را فرانیاموخته‌اند؛ لکن وای به حالِ آن‌هایی که ادعا می‌کنند و هنوز «فرهنگِ در سالن نشستن»‌ را نمی‌دانند.

صحبتم طولانی شد و به بی‌راهه رفت. شاید من اگر فیلمِ «پنج‌ستاره» را در خانه و همراه با خانواده‌ام (یا در اتوبوس) می‌دیدم، انقدر حالم بد نمی‌شد که دیشب حالم بد شد. این فیلم برای یک سینمای بدنه است و مطمئن هستم که فروشِ نسبتن قابلِ قبولی هم خواهد داشت. خوشا به حالش و خوشا به حالِ مخاطبانِ خاص‌اش؛ چرا که سطحِ فیلم‌بینی آن‌ها به واسطه‌ی داستان‌گویی درست‌ این فیلم قطعن بالا خواهد رفت. لکن، این فیلم، فیلمی نیست که من از ۳-۴ ماه قبل برای آن برنامه‌ریزی کرده باشم تا بخواهم در «جشنواره» آن را ببینم. این فیلم، حتی در لیستِ فیلم‌های نگاهِ نو۱ نبود و از لیستِ نگاهِ نو ۲، به علتِ نرسیدنِ فیلمِ کمال تبریزی، به پخشِ سودای سیمرغ راه یافته بود. نمی‌دانم هئیت انتخاب با چه آشغال‌هایی روبرو بودند که برای پر کردنِ لیست به چنین فیلم‌هایی پناه آورده‌اند اما متاسفانه مسئولانِ جشنواره،‌ آن‌چنان *مسئول* هستند که…! من Men in Black 3 یا Avengers را فیلم‌های تفریحی و سرگرم‌کننده‌ی دوست‌داشتنی‌ای می‌دانم که هر کدام را چند بار دیده‌ام، اما هیچ کدام از آن‌ها در بخشِ مسابقه‌ی «کن»‌ نمایش داده نمی‌شوند.

در نهایت این که جشنواره یک اتفاقِ هنری-فرهنگی است و نه یک اتفاقِ تفریحی.



پی‌نوشت: احتمال دارد که من فیلمِ پنج ستاره را خوب نفهمیده باشم چرا که بسیاری از شوخی‌های فیلم را من نمی‌فهمیدم. ارجاعاتِ فراوانی به فیلم‌های هندی بود که من آن‌ها را درک نمی‌کردم و بعضی از ارجاعات هم به سریال‌های ترکی بود که فقط به تبعِ خنده‌ی سالنِ سینما می‌فهمیدم که ارجاعی رخ داده است. بنابراین می‌پذیرم که شاید درکِ نادرستی از فیلم داشته‌ام.
همه منتقد سینما شدن این روزا :) نظر شماخیلیی محترمه هاا ولیییی واقعا انتقاد کار هر کسی نیست و واقعا برای انتقاد درست خیلی چیزا رو باید دونست :(
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
خانم یوسفی منتقدهاهم در کنار رعایت استانداردهایی که می فرمائید در نقدهاشون کاملا سلیقه ای عمل می کنند و گاهی یک منتقد از یک فیلم تعریف می کنه و بعدی میاد حسابی میکوبش. اینکه آدم متر و معیار و نظر خودش رو هم در کنار استانداردها به درستی قرار بده خیلی حرکت ... دیدن ادامه » پسندیده ای هست.
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
من فیلم را دیدم ولی دشمن خانم دیبا زاهدی در هتل خانم بلوکات نبودن !!!
۱۰ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس بهناز جعفری دیده میشه، اسمش نه!
طاها این را خواند
مریم آبرون، علی علی اکبری سامانی، نیما اردلان و کیمیا TAV این را دوست دارند
مرحبا به دقت شما
۰۹ بهمن ۱۳۹۲
منم متوجه این ضعف شدم واسه همین کامنت ها رو تا آخر خوندم تا گزینه دوست دارم رو علامت بزنم!
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
:)
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید