تیوال فیلم رگ خواب
S2 : 11:30:56
: حمید نعمت الله
: معصومه بیات
: لیلا حاتمی، کوروش تهامی، الهام کردا، لیلا موسوی، حسین عرفانیان، خسرو بامداد، بامداد نعمت‌اله و حمیدرضا آذرنگ
: سهند ترابی
: فرشاد محمدی
: مهدی سعدی
: بابک اردلان
: آزاده قوام
: سهند ترابی
: سعید براتی، حسن لشکری، مهدی براتی، سجاد براتی، امیر نامنی
: امیر عاشق حسینی، بردیا اردلان
: محمدرضا میرزا محمدی
: بابک تکریم سیف‌آبادی، سعید بیات
: فاطمه امیری
: لیلا ثانی، مهدی صیاد
: وحید قطبی‌زاده
: سینا قویدل

 خلاصه داستان: اوج و فرود رابطه میان یک زن و مرد را به نمایش می‌گذارد...

 

 

 

 

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم رگ خواب / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از مراسم تجلیل از حمید نعمت الله / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست فیلم رگ خواب / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نشست «رگ خواب» در برج میلاد / فیلمی که ضدمرد نیست

» حمید نعمت‌الله: قصه «رگ‌خواب» ویژه بود


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شب بیداری های من قصه ای نیست که به خواب خوش روزانه ختم بشه..........
رگ خواب
اول از خوبیش بگم،
سکانس تلاش برای اجاره آپارتمان فوق العاده بود، پیرزنی که نماد همه ما بود به عنوان اجتماعی سرد، بی اعتنا و قاضی!
"اگر اینقدر قابل اعتماد بود چرا ازش جدا شدی؟!"
جامعه ابلهی که با یک پیشفرض غلط به گمان خودش بسیار هوشمندانه مچگیری کرده و بلافاصله حکمش رو صادر میکنه و تو میمونی بر سر دوراهی، یا محکومیتت رو بپذیر و یا وارد یک بازی تحقیرآمیز شو و توضیح بده، آخرش هم قرار نیست حکم اولیه عوض بشه، فقط تو خسته و تحقیر شدی.
و مینا سکوت کرد و گذشت
اما طنز تلخ داستان؛ مینای اول قصه که حتی ادبیات دنیای پیرزن رو هم نمیشناخت اواخر این داستان هم معتاد بود، هم با مرد رفت و آمد داشت و هم از لحاظ مالی قابل اعتماد نبود.
فیلمنامه این ویژگی مثبت رو داشت که هرجا میخواست جلو پرسشگری و پرسه زنی های بی ارتباط تماشاگر رو ببنده، پاسخهایی قاطع و قوی و بی نقص داشت که در اولین فرصت اعلام میکرد؛
مادرت کجاست؟ قبل از ٥ سالگیم مرد
چرا با پدرت رابطه نداری؟ چون شخصیت قضاوتگر و سرزنش کننده ای داره.
تاحالا چکار میکردی؟ شوهر داشتم.
شوهرت چی شد؟ طلاق گرفتم.
چطور؟ طلاقمون توافقی بود
چرا؟ علایم حیاتی اش از یک دیوار کمتر بود، تمام سلولهاش بوی مواد مخدر میداد...
به ازای این چند سال سه برگ چک بهم داد با مبالغی نه چندان هنگفت.
-چطور؟
-چی ... دیدن ادامه » چطور؟
-آدمی که علایم حیاتیش به اندازه یک دیوار بود،چطور تونست خرج زندگی عادی خودش، زندگی عادی همسرش و مصرف موادش رو بده دست آخر هم سه تا چک بده؟!
- خب مَرده!

اشتباه نشه، من میفهمم که هزار راه هست که یک آدم معتاد پول داشته باشه ولی سیلی که تو صورت من خورد بخاطر این بود که حس کردم مینای این فیلم "فلرتیشیا"ست. یک لی لی پوتی زیبا خوب و باهوش!
یک آدم(مرد) معتاد که هیچ، حتی تو بستر مرگ هم از یک لی لی پوتی(زن) جوان، سالم، زیبا و تحصیلکرده قوی تره! اصلا قرار نیست یک لی لی پوتی/ قناری/ گل/ ریحانه/ بانو/ زن/ ضعیفه/ ناقص العقل، با یک آدم مقایسه بشه!
تمام فیلم رو تحمل کردم به امید اینکه بهم ثابت بشه قضاوتم تو چند ثانیه اول اشتباه بوده اما متاسفانه پاسخ قاطع و کوبنده همه سوالها همین بود؛
"خب زنه"/ "خب مرده"
طنین پژواک این پاسخ در هر سکانسی شنیده میشد.
چرا از گربه میترسه؟ خب زنه
چرا پول دندونپزشکی شو خودش نمیده؟ خب زنه
چرا نمیتونه جاپارک پیدا کنه یا ماشین رو بجایی نکوبه؟ خب زنه
چرا عرضه نداره از یک گربه نگهداری کنه؟ چرا از توفان(در مقیاس جهانی، گرد و خاک) اینقدر وحشتزده و مچاله میشه؟ چرا وقتی درونش آشوبه، هیکل هرکسی که میخواد کمکش کنه رو به گند میکشه و یک ببخشید هم نمیگه؟... جواب همه این چرا ها و چراهای بسیار دیگه، ساده است، خب زنه!
اگر بجای لیلا حاتمی، الهام چرخنده یا آزاده نامداری یا هر آدم دیگه ای که به حق یا ناحق بدنام شده بود بازی میکرد و خبری از همایون شجریان نبود به راحتی از کنارش میگذشتم چون اون وقت چنین تحقیرهای عمیقی با توفانی از انتقاد مواجه میشد اما متاسفانه لیلا حاتمی(شاید بخاطر ژن خوبش) صاحب لباس پادشاهی هست که خیلی ها حاضرن به خودشون شک کنن و نه به ایشون!
ایکاش پیام فیلم این بود که فقر فرهنگی یعنی دندون خراب داشته باشی اما تا قرون آخر پولت رو خرج کنی تا مادرشوهر احتمالی بپسندت!

شاید فکر کنیم زود قضاوت کردم، داستان رستاخیز ققنوس وار یک زنه که وقتی به انتهای خفت میرسه قیام میکنه! این خوبه اما چه قیامی؟ چمباتمه زدن سر قبر پدرش و قول اینکه "بهم افتخار میکنی" و رها کردن رویای همیشگیش؟
چرا باید رویاش رو رها کنه؟ چرا آخر داستان تو یک آژانس مسافرتی، داخل هواپیما به عنوان مهماندار یا حتی بلیت فروشی ترمینال بیهقی مشغول کار نبود؟

از فیلمنامه که بگذریم، حکایت بازی ها و کارگردانی هم خیلی فراتر نبود،
از نظر بعضی از دوستان صحنه ای مثل قهقهه های کامران برای تحقیر مینا، شاهکار بود
موافقم که حالت مینا عالی بود که نمیدونست بهتره خودش رو به حماقت بزنه و با این قهقهه درهم شکننده همصدا بشه یا اینکه گریه کنه یا اعتراض کنه. اینهمه تضاد رو به زیبایی تو صورتش منعکس میکرد .
اما اصلا چرا باید این قهقهه میبود؟ چرا کارگردان بجای اینکه مثل سکانس اجاره خونه، کوتاه و گذرا و ماندگار این حجم درد رو به تصویر بکشه، تصمیم گرفت همه دردها رو به اغراق آمیزترین شکل ممکن نشون بده؟
قهقهه بی پایان کامران، تهوع طولانی مینا، تلوتلو خورنش تو خیابون و گریم هنرمندانه ای که بیشتر یک بیمار محتضر بعد از سالها درد سرطان رو نشون میداد تا زنی که سقط کرده
اینهمه اغراق برای چی بود؟ یا مخاطبش رو به قدری خالی از ادراک فرض کرده که نمیتونه مثلا از یک پوزخند یواشکی کامران که مینا میبینه این حجم تحقیر و توهین رو درک کنه و یا کارگردان خودش و تمام عواملش رو ناتوان از این دیده که بدون اینهمه دست و پا زدن بتونه مفهومش رو منتقل کنه.

و اما در پایان، یک حدس:
هیچ دلیلی برای این حدس ندارم اما وقتی مینا گفت: میزنه تو سرم، تو صورتم، لپمو میکشه... حدس زدم شاید داستان نارضایتی مینا از رفتارهای سادیسمی کامران در رابطه خصوصی شون باشه. تلاش یک زن برای خارج شدن از یک عشق آسیب زننده، زنی که عاشق تک تک سلولهای یک مرده اما درون این مرد، درنده خو و ستمگره. اگر این حدس درست باشه(که خیلی بعید میدونم) اونوقت باید از زاویه دیگه ای به کل داستان در کنار محدودیتهای فضای سینما، نگریست
طیبه عزیز
فیلمنامه نقصان هایی داشت ... برداشت من ولی چیزی فارغ از جنسیت بود ... آدم های فرصت طلبی که خیلی خوب ادای عاشق پیشه و "گلو گیر کرده" و مهر-بدل-افتاده را در میاورند ، در مقابلِ آدم های ساده و بی شیله پیله ای که از تنهایی خسته شده اند، باور میکنند، ... دیدن ادامه » حقیقتا عاشق می شوند و حتی وقتی نشانه های بی صداقتی را می بینند ندیده می گیرند و نمی توانند به این زودی دل بکَنند ... قهقهه طولانی شاید هدفی جز عصبی کردن تماشاگر و البته لمس این خجالتزدگی نداشت ، کسی این اندازه تحقیر می شود و هنوز به طرف مقابل احترام میگذارد و از او توقع دارد...
اگر ماجرا ی فیلم برعکس بود باز خانم ها می توانستند مدعی شوند" این کلیشه ی فرصت طلبی زنان و پاک باختگی مردان کی تمام می شود؟"
چرا باید کارگردان پایان خوشی با شاغل شدن مینا تدارک میدید؟ از این فیلم ها کم ساخته شده؟ شاید قصد این بوده که بگوید زمان می برد تا این دل و تن شکسته ترمیم شوند ... شوخی که نیست ...

۰۸ بهمن ۱۳۹۶
ااول عذرخواهی میکنم که اینقدر دیر به تیوال سر زدم.
اعظم جان حتما دخترهای زیادی هستن که باهاشون دوستید و دوستشون دارید، حالا اگر یکی شون به شما بگه بیا پول دندونپزشکیم رو بده شما چی میگید؟
فرض کنید این فیلم داستان دو تا دختر بود که تو محیط کار با هم دوست ... دیدن ادامه » میشن، یک دختر به کارمند دست و پاچلفتی تازه وارد کمک میکنه و ازش حمایت میکنه و هر دو به هم علاقمند میشن. بعدش یک نفر مدام تقاضاست (منو ببر بیرون، پول دندونپزشک رو بده، بمون، پول بده، بیا پیشم من میترسم...) و اون یکی عرضه.
وقتی دوستیِ دو تا آدم شکل عرضه و تقاضای مداوم رو پیدا میکنه طبیعی یه علاقمندی بینشون کم میشه.
اما رگ خواب هیچ شباهتی به دوستی دو تا آدم نداره چون رابطه عاشقانه معادله ها رو به هم میزنه و وقتی با ذهنیت ما از نقش کلیشه ای زن و مرد جمع میشه جای "عرضه و تقاضا" و "ظالم و مظلوم" عوض میشه.
اینجاست که پررنگی اون کلیشه ها معلوم میشه و ناراحتی من از همین کلیشه هاست که آویزون و بی عرضه بودن زن توش پذیرفته شده است و سکس یعنی مفعول بودن زن.
ناراحتی من از اینه که چرا تو این کلیشه ها زن وظیفه نداره خودش رو خوشبخت کنه و البته اینکه چرا لیلا حاتمی و همایون شجریان به تقویت این کلیشه کمک کردند.
۰۶ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان پردازی و کارگردانی و بازی های خوب و از همه مهمتر بازیِ عالیِ لیلا حاتمی که بسیار باورپذیر و به دور از اغراق بود..
امیرمسعود فدائی و فرزاد جعفریان این را خواندند
*مریم*، مریم زارعی و مژگان عراقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اصولا اهل این سبک فیلم ها نیستم به اتفاق خانواده که به تماشای فیلم رفتم حقیقتا اولش به زئر بئد ولی بعد از دیدن فیلم کلا نظرم عوض شد و حتی قسمت هایی از فیلم به مرز گریه کردن رسیدم خیلی زیبا و دارای موضوع خوبی بود و حتما پیشنهاد میکنم به تماشای ان بروید
فیلم سیاه ولی بی نظیر تو موضوع خودش بود.بازی خانم حاتمی بسیار تاثیر گذار بود
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رگ خواب برای من تماماً پیرامون مینا می چرخه. مینا و احساس گناهش. مینا و گرفتاری ش در احساساتی که سالهاست باهاش جلو اومده ن و در تصمیمات زندگی ش لحظه به لحظه خودشونو نشون میدن .. در رفتن ها، در موندن ها، در سکوتا ها، در غرش ها .... کامران و نوع رابطه ای که با مینا داره چیزی نیست که فکر کنم کسی مثل نعمت اله میخواد روی قصه ش مانور بده .. نعمت اله کسی نیست که بخواد روی این داستان های کلیشه ای تکراری مانور بده .. اما به خوبی، اصلاح می کنم: به شکلی بسیار زیبا، مینایی رو به تصویر می کشه که احساس گناهش دست از سرش بر نمیداره. و تنها زمانی که در آستانه مرگ، با پدرش روبرو میشه، این احساس گناه محو میشه .. وقتی با منشا و سرچشمه احساساتت روبرو میشی، اونا به تعادل میرسن. مینا بعد از سالها دودو کردن و تردید برای اینکه به سراغ پدرش بره یا نه، بعد از سالها زندگی در فضای توهمی ... دیدن ادامه » که احساس گناهش براش خلق کرده بود .. نهایتاً زمانی که هیچ چیزی برای از دست دادن نداره، میره و با پدرش روبرو میشه و احساس گناهش دود میشه توی هوا و آماده ی زندگی حقیقی میشه .. "میخوام دیگه بیدار باشم" ...... این فیلم تجربه ای بیش از چیزی که انتظار داشتم به من هدیه داد ..
تایماز موسی زاده، کاوه علیزاده و شایان اعتمادی پور این را خواندند
ف کیوان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وضعیت زرد

خیلی کم پیش می آید که در تماشای دوباره یک فیلم احساس آدم به طور کل در مورد آن عوض بشود اما در مورد فیلم رگ خواب چنین حالتی برایم پیش آمده و بار اول در جشنواره این فیلم را دیدم اگرچه فیلمنامه اش ضعف داشت اما فرم بصری فیلم جذبم کرد اما چند روز پیش که دوباره فیلم را دیدم بیشتر زرق وبرق کارگردانی نعمت الله به علت فیلمنامه ای که ایرادات اساسی دارد در جلوی چشمانم رنگ باخت. نعمت الله کارگردان مورد علاقه ام است اما رگ خواب قطعا از لحاظ ساختاری کم مایه ترین فیلم اوست.
نعمت الله استاد خلق فضاهای است که در عین حال که رنگی از واقعیت پیرامون را در خود دارند اما ویژه و فانتزی نیز مینمایند که شاید اوج چنین فضاسازی را میتوان در سریال درخشان وضعیت سفید دید این نکته در کاراکترهای فیلمهای او هم وجود دارد کاراکترهایی که اگرچه آشنا مینمایند اما منحصربه ... دیدن ادامه » جهان فیلم هم هستتند در واقع نعمت الله کاری می کند که مخاطب در عین حال که با واقعیتها مواجه است فراموش نکند که دارد فیلم می بیند و باید از ذات سینما یا این فانوس خیال لذت ببرد. قاعدتا در درک و لمس آثار او نمیتوان همواره روی منطق بیرونی دودوتا چارتایی حساب کرد اما نعمت الله معمولا موفق شده است که منطق دورنی و ویژه خود را در طول روایت به مخاطب القا کند تا موجب همذات پنداری تماشاگر با جهان خاصه خود شود. اما در فیلم جدیدش رگ خواب این استراتژی او ناکام میماند و در نهایت نه منطق بیرونی و نه منطق درونی قابل اتکایی در درک دنیای فیلم شکل نمیگیرد و جهان او این بار نه ویژه بلکه قلابی است. شاید چون این بار فیلمنامه را شخص دیگری جز تیم نعمت الله و هادی مقدم دوست نوشته است.

در فیلم قرار است شخصیت تنها و عاشق پیشه مینا مسیری شیبدار را تا سر حد اضمحلال طی کند و در نهایت همچون ققنوسی از خاکستر بلند شود. در چنین روایتی همواره موقعیت ابتدایی که کاراکتر در آن قرار دارد باید در راستای مسیری که قرار است طی شود، باشد. اما نمای ابتدایی فیلم و معرفی کاراکتر مینا (زنی چهل ساله با ظاهری آراسته در حالی که از دادگاه بیرون آمده و طلاقش را از شوهری که به قول خودش به اندازه دیوار هم احساس نداشت گرفته) موقعیت قانع کننده ای برای افتادن مینا در مسیری رقت بار نیست. آن تلاش موفق برای خلاص شدن از زندگی با مرد معتاد که شوهرش بوده با این آویزان بودن از سر خامی به مردی(کامران) که خلاص شدن از دستش حتی نیازی به طلاق هم نیست نمیتواند در آن واحد در یک کاراکتر نمود داشته باشد. خوب شاید پاسخ این باشد که مینا عشقی مجنون وار به کامران دارد اما این ویژگی هم در طول روایت چندان قابل استناد نیست چرا که این عشق نه سر خودآگاهی و اراده درونی بلکه از سر خامی (مثلا ذوق زدگی از نیمرو درست کردن مرد یا فرانسه حرف زدن مرد) یا سر از بی پناهی( نداشتن شغل و خانه و پناه بردن به خانه زوار در رفته کامران) یا از سر محتاج بودن به شادی و تفریح روزمره ( مثل آنجایی که با کامران به اسکی میرود و در نریشن از شادی این تجربه میگوید) شکل گرفته است. بنابراین وقتی فیلمنامه نویس علیت رابطه را تا این حد روی عوامل بیرونی و خارج از اراده درونی شخصیت پایه گذای می کند پافشاری افراطی مینا به رابطه با مرد پس از خراب شدن این رابطه که به رنچ و اندوه فراون و نوعی خودآزاری میرسد معنای چندانی ندارند چرا که چنین احوالاتی حتما از یک خودآگاهی درونی شکل میگیرد همچون کاراکتر دختر عاشق فیلم "داستان آدل ه". حتی عوامل بیرونی هم مثل خامی، بی پناهی و عدم اعتماد به نفس در روایت فیلم به خوبی بسط پیدا نمیکنند و تحمیلی به نظر می رسند چرا پیش زمینه زندگی مینا و ارتباط با پدرش تا این حد گنگ است وقتی که قرار است این رابطه در کل فضای فیلم به واسطه گفتگوی درونی مینا با پدرش و پایان متحول کننده این کاراکتر، تاثیر گذار باشد. وقتی این رابطه در فیلم جا نمی افتاد تمام نریشنهای مینا خطاب به پدرش اضافی است و و تحول پایانی او تحت تاثیر مرگ پدر باسمه ای است. مشکلات خانه و شغل مینا هم قابل باور نیست. چرا او شغل آرایشگری نزد دوستش را نمی پذیرد که با روحیات او بیشتر سازگاری دارد. چرا پس از فقط یک بار تلاش برای اجاره خانه دوباره تلاش نمیکند؟ میتوان این سوالت ابهام بر انگیز را همچنان در مورد مینا و حتی کامران و فاز عوض کردن یک مرتبه ای اش ادامه داد.

شاید من زیادی دارم با منطق عقلانی فیلم را قضاوت میکنم اما فیلمنامه نویس وقتی نخ کاراکترهایش را خارج از اراده خود آنها و دنیای پیرامون خود فیلم گرفته و در مسیری که نقشه اش را کشیده پیش میبرد پس فضای درونی فیلم ریشه نمیگیردو منطق درونی خودش را پایه گذاری نمیکند. و ما چاره ای نداریم که فقط با منطق بیرونی خودمان فیلم را بسنجیم و به همین دلیل این بار نعمت الله با همه مهارتش در بازیگیری حسی از بازیگرانش و رنگ آمیزی و استیلیزگی نماهایش در ملموس ساختن دنیای ویژه خود ناکام می ماند و فیلمی که قرار بود رگ خواب (خیال) مخاطبش باشد فیلمی شده است بی رگ و ریشه.

من از فیلم خوشم اومد . این متن، متن شما دقیق و درست بود . پاراگراف آخر خصوصا به جز یکی دو جمله آخر...همون چیزی که باعث میشه هیچ وقت مثل بی پولی یا بوتیک موندگار نشه.
اما فکر کنم میشد رها شد از این منطق و لذت برد، منطورم اینه که فیلم این قابلیت رو داره که برای ... دیدن ادامه » یه مدت کوتاه ما رو مجذوب این چینش و خط کارکترهاش بکنه. این خوبه به نظرم..
مسیرش با افت بوده اما این فیلم نشون داد بعنوان یه کارگردانی که منتظر باشیم فیلم جدیدش بیاد بیرون ، خودش رو مطرح کرده
۱۵ تیر ۱۳۹۶
مسلما کارگردانیش سر بود از فیلمنامه، بدون شک
من حرفم اینه این ضعف فیلم رو نابود نکرده بود. میشد لذت برد و بهش فکر کرد. بلافاصله بعد از بیرون اومدن از سینما یادت نمیرفت
۱۵ تیر ۱۳۹۶
البته من نعمت الله را با خود نعمت الله می سنجم واگر نه مشخص است که کم مایه ترین فیلم او هم از خیلی از فیلمهایی مثل زیر سقف دودی بهتر است و حتما با خلاقیت نعمت الله در کارگردانی چند سکانس جزئی زیبا مثل سکانس پشت چراغ قرمز شکل گرفته اما در کلیت و مسیر روایت ... دیدن ادامه » حفره های بزرگی وجود دارد که این شخصیتها و فضای پیرامونیشان را زنده نمی سازد.
۱۵ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر چند مرزهای هنرهای دراماتیک دست نخورده باقی ماند، ولی نمی توان بی اعتنا از کنارش گذشت، خاصه بلحاظ بصری.
_______________________________________
پ.ن: فیلمنامه با فاصله زیادی از کارگردانی عقب است
فیلمنامه با فاصله بسیار بسیار یسیار زیادی از کارگردانی عقب هست......و حیف که اگه یه فیلمنامه قوی بود میتونست به یه اثر ماندگار تبدیل شه
۱۰ تیر ۱۳۹۶
دقیقا محمدرضا جان،
گاهی تاسف خوردم که اینهمه تصویر سازیهای بی نظیر و میزانسنهای سنجیده و بازی کم نظیر با رنگ و نور (مثل سکانس درخشان بازی با تصویر چراغ راهنمایی روی شیشه جیپ، حضور نمادین پرشین کت، مستندسازی بجا از طوفان شدید تهران و...) خرج فیلمنامه ای ... دیدن ادامه » شده که سرش با تهش بازی می کنه.
۱۱ تیر ۱۳۹۶
سکانسی که اشاره کردین خیلی خوب کارگردانی شده بود....حیف....حیف ..که این روزها تو سینما و تاتر ما نویسنده ها همین که سوژه او ایده ای به ذهنشون میرسه انگار ذوق زده میشن و تصمیم به ساختش میگیرن و دیگه حوصله تمام کردن و پرداخت کامل و ویرایش های متعدد رو کسی نداره....شاید ... دیدن ادامه » هم ایراد از تکنولوژی و اینترنت و تلگرام باشه که زمان و فرصت ها رو محدود کرده....ا
۱۱ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قابل کتمان نیست که فیلمنامه این فیلم نسبت به آرایش غلیظ و بی پولی ضعیف تر بود. داستان قابل حدس بود و کلیشه ای. اما چیزی که ممکنه کمی با وجود داستان تکراری، متفاوت باشه و ایجاد تمایز کنه، بازی و کاراکتر بسیار خوب از کار در آمده خانم حاتمی و آقای تهامی بود و این امر باعث میشد که نقطه اوج و سقوط داستان بسیار خوب و ملموس به تصویر کشیده بشه. موسیقی خوب بود. اما امیدوارم این شیوه استفاده از خواننده در متن فیلم در فیلم های بعدی آقای نعمت اله تداوم نداشته باشه، صرفا از جهت اینکه تنوع در جهت القای حس به تماشاگر بهتره در فیلم های مختلف حفظ بشه. و از نظر من معمولا فیلم هایی با انتقال حس های سنگین ااز موسیقی بی کلام بیشتر بهره میبرن. نمونه ش را در فیلم های بهرام توکلی زیاد دیدیم. احساس میکنم تدوین کمی مشکل داشت. نمیدونم با وجود اینکه به تصویر کشیدن آرایشگاه های ... دیدن ادامه » بانوان در فیلم ها دچار محدودیت هست و داشتن روسری در آرایشگاه بسیار تصنعی هست، در این فیلم چه الزامی به نشان دادن آرایشگاه بدین صورت بود؟ در مجموع کارگردانی و بازی ها خوب بود، به خصوص بازی خانم حاتمی و آقای تهامی و من فیلم رو دوست داشتم اما
واقعا حجم حزن فیلم بیشتر از ظرفیت یک انسان بود. خیلی تلخ بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو خیلی دوست داشتم.نقد فیلم رو دوستان کاملا" به خوبی انجام دادند. من میخوام از بازی ها بگم. لیلا حاتمی که فوق العاده بود و بسیار بازیش در این فیلم رو دوست داشتم و البته همه هم تحسینش کردند. اما چرا کسی از بازی بسیار خوب کوروش تهامی چیزی نمیگه. مدت ها بود که کوروش تهامی رو در فیلم ها و سریال ها ندیده بودیم و در رگ خواب واقعا" خوش درخشید. در تعجبم که چرا در جشنواره فجر به عنوان نامزد بهترین بازیگر مرد انتخاب نشد. امیدوارم در جشن منقدین و جشن خانه سینما تقدیر خوبی از بازیش به عمل بیاد.
امتیاز: 7
نعمت اله فیلمساز محبوب من نیست. حرف فیلمهایش را نمی فهمم. با شخصیت هایش همراه نمی شوم اما نمی توانم از فیلمهایش ایراد تکنیکی چندانی بگیرم و آنها را متهم کنم به شعارزدگی.
رگ خواب یک داستان بسیار تکراری در کل جهان را دستمایه خودش قرار داده و توانسته اثر آبرومندی باشد. اما در انتهای فیلم بزرگترین حفره در ذهن تماشاگر با یک «چرا» ی بزرگ باقی می ماند.
سپهر امیدوار، Positron و تایماز موسی زاده این را خواندند
ساناز پاپروسچی این را دوست دارد
امتیاز ۲
حمید نعمت الله کارگردانی هست که من از دیدن فیلمهاش احساس پشیمونی ندارم و حتی اگه امکانش برام پیش بیاد مجدد سعی میکنم فیلم رو ببینم .

ولی این چرند ترین اثری بود که من تو جشنواره دیدم که هم رده فیلم چرند ومزخرف خفگی قرار داره
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
"چرند" خیلی صفت تندیه برای ابراز احساسات نسبت به یه اثر !
۰۸ تیر ۱۳۹۶
موافق نیستم.هم داستان قابلِ درک بود و دورویی و خیانت و سوء استفاده ی مردِ داستان(کوروش تهامی) و هم سادگی و بی هویتی و عشقِ پاک و موردِ سوء استفاده قرار گرفتنِ زنِ داستان(لیلا حاتمی) باور پذیر بود و هم رفتارِ مردمِ اطراف این دو که با نگاهی کوتاه به اطراف ... دیدن ادامه » مان.می شود نمونه های بسیاری از آن را یافت.
۰۵ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم رو خیلی دوست داشتم کارگردانی نعمت الله عالیه و نحوه به تصویر کشیدن عشق و درماندگی کاراکتر زن فوق العاده تاثیرگذاره . بازی لیلا حاتمی بی نظیره واقعا نقش خیلی خیلی دشوار و پر پیچ و خمی رو به بهترین شکل ممکن ارائه میده از بهترین بازی هایی که تا به حال در سینمای ایران دیدم فکر نمیکنم هیچ بازیگری غیر از حاتمی از پس این نقش بر میومد .
به نظرم فیلم هرگز کلیشه ای نیست شاید موضوع کلی فیلم از دید شخصی که فیلم رو ندیده به نظر کلیشه ای بیاد ولی نحوه قصه گویی و نگاه کارگردان و نویسنده و شکل ورودشون به این موضوع هرگزززز کلیشه ای نیست .
کاملا موافقم. شاید داستان رو برای کسی تعریف کنیم به نظرش کلیشه ای بیاد. ولی نحوه ساخت فیلم خیلی خوب و بدون کلیشه بوده
۱۸ بهمن ۱۳۹۵
کاملا موافقم قربان !
۰۹ تیر ۱۳۹۶
کاملا موافقم. اصلا داستان کلیشه ای نیست
برای خیلی از خانمها اتفاق افتاده ولی هرگز در رسانه ها و فیلم و .... حرفی ازش نبوده!!! یا لااقل من ندیدم
۱۵ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی گه میگویند قصه کلیشه ای است باید توجه کنند که نعمت الله خواسته به نوعی اقتباسی داشته باشد از سرگذشت آدل ه فیلم مشهور فرانسوا تروفو بنابراین قرار نبوده قصه ای تازه در کار باشد. اگرچه ضعفهای در فیلمنامه وجود دار د اما اجرای درجه یک نعمت االله فیلم را برای من لذت بخش کرده است پرداخت خلاقانه و ماهرانه نعمت الله در رنگ آمیزی و نورپردازی سکانسها منجر به فضاسازی های دلنشین و تاثیرگذار در فیلم شده است سرآمد این اجرا را میتوان در سکانس ایستادن در پشت چراغ قرمز دید جایی که مینا برای اولین بار عشقش به کاوه را ابراز میکند و نعمت الله از نورهای چراغ راهنما در شکلگیری این صحنه احساسی که برای شخصیت فیلم رویا گونه می نماید استفاده درخشانی میکند ضمن که هر چه مینا به اضمحلال بیشتر می رسد به درست رنگها از براقی به سمت تیرگی و سردی می گرایند. و میتوان به ... دیدن ادامه » استفاده ظریف کارگردان از عناصر صحنه هم اشاره کرد ( مثل صحنه سرخوشانه ای که یقه لباس کاوه در گردنش گیر میکند و کمک مینا برای درآوردن آن تمهبدی است برای نشان دادنه گرمای عشق مینا) نقطه قوت دیگر فیلم موسیقی و ترانه های فیلم است که ب مکمل مهمی در فضاسازی فیلم و نشان دادن درونیات شخصیت اصلی است. و در راس همه اینها مگر میتوان به بازی درخشان لیلا حاتمی اشاره ای نکرد. بعضی فیلمسازها گویی لذت ناشی از شیفتگی خود به ذات سینما را به خوبی در آثارشان جاری میکنند تا مخاطب هم از آن بهره مند شود نعمت الله جزء این نوع فیلمسازهاست.
ممنون از نقد زیبای شما :-)
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی بود که شخصا دوست داشتم.کلیشه ای بودن فیلم به شدت توی چشم بود و ویژگی شاخصی بود. شاید یه فیلم که برنده سیمرغ شه ندونمش اما فیلم خوبی بود و به خوبی ریختن آوار حقیقت روی سر رویا رو نشون میداد.
هردو بازیگر هم به شدت عالی و مناسب بودن و خودم هرچند به سادگی حدس میزدم که فیلم قراره به کدوم سمت و سو پیش بره اما کماکان دوستش داشتم و هیجان زده میشدم.
وحید هوبخت این را خواند
شیوا الف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم در فاز فیلمنامه قطعا با ضعف های عمده روبرو بود که شاید بشه تحت عنوان کلی «کلیشه ای» بهش اشاره کرد اما در فاز کارگردانی و بازی فیلم موفقی بود
امتیاز 6.5 از 10
علی ابراهیم، بیتا نجاتی و Positron این را خواندند
فاطیما جهانشاهی و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روندی باورپذیر...حقیقتی تلخ و گزنده....اما نه مایوس کننده
اوا.ت این را خواند
فاطیما جهانشاهی و ندا امینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افتضاح!... نزدیک به فاجعه!
سلام. کمی بی انصافی می کنید. فیلم انتظار من هم براورده نکرد ولی مشکل مهمش نیاز مجدد به تدوین برای رفع شلختگی حاکمه و برای اکران به فیلم بهتری تبدیل میشه. قاب های خوب از تهران مستاصل که درونیات شخصیت رو تداعی میکنه و همینطور بازی فوق العاده لیلا حاتمی ارزشمند ... دیدن ادامه » بودند. فیلم خوب نعمت الله نبود ولی فاجعه کمی به نظرم بی انصافیه.
۱۳ بهمن ۱۳۹۵
آقای زادمهر موافق شما هستم.. کل فیلم کلیشه بود..
۱۵ بهمن ۱۳۹۵
چه صفتهای غریب و سنگینی ! "افتضاح" ..."فاجعه" !!!! امیدوارم امشب خیلی تفاوت معناداری با این صفتهای سنگین نداشته باشم !!!
۰۸ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا حمیدرضا آذرنگ از بازیگران این کار بود؟ پس چرا من ندیدمشون؟
لیلی شجاعى، روح اله و Positron این را خواندند
خیر جناب آذرنگ در این فیلم بازی نکرده اند.
۱۲ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم رو باید دید... با وجود کلیشه بودن، جور دیگه باید دید... لیلا حاتمی قطعا نامزد خواهد شد...
پ ن : چقدر کوروش تهامی انتخاب مناسبی بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی با بازی های خوب (خانم حاتمی و اقای تهامی) و فیلمنامه ای کلیشه ای و ضعف در بعضی قسمت ها...فیلمی فمینیستی با دستمایه ی خیانت و قابل حدس...اغراق در بعضی سکانس ها زننده بود به خصوص سکانس طوفان و حرکت در بزرگراه و و داستان تکراری مثبت شدن ازمایش.
در طول فیلم نماد های خوبی بکار رفته از جمله بازی با رنگ و نور در بعضی سکانس ها و سکانس استفراغ وچند مورد دیگه.در کل لرزش یکبار دیدن دارد ولی در نهایت به دلیل داستان کلیشه ای من رو راضی نکرد..
چرا فکر میکنید این فیلم فمینیستی هست؟ من دارم از عصبانیت خفه میشم که چطور تو این فیلم زن رو موجودی تا این حد ذلیل و بی عرضه و آویزون نشون میده. مخصوصا نریشن اول فیلم، یک زن جوون و سالم به نوعی شاکی یه که چرا مردی که تمام وجودش تو اعتیاد فاسد شده فقط سه تا ... دیدن ادامه » چک بهش داده و دیگه حامیش نیست!
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه تیوالی های عزیز
من برای فیلم رگ خواب در جشنواره فجر ۲ عدد بلیت برای روز پنجشنبه ۱۴ بهمن سانس ۲۲:۰۰ ردیف ۶ سینما استقلال دارم متاسفانه به دلیل مشغله کاری نمیتونم در این روز فیلم را ببینم
اگر کسی از دوستان مایل به جابجایی بلیت بنده در سینما استقلال برای فیلم رگ خواب با بلیت همین فیلم در سینماهای چارسو، پردیس زندگی یا آزادی (سالنهای شهر فرنگ و شهر قصه) که در روزهای دیگر جشنواره اکران خواهد شد، دارند لطفا با بنده تماس بگیرند برای جابجایی بلیت (۰۹۱۲۶۳۸۷۹۰۳)
ممنون و روزهایتان خوش
سلام جناب نواصر
منظورتون از یک سری یک صندلیه؟ چون من نیاز به دو صندلی در یک روز و سانس مشخص دارم
اگر دوتا صندلی دارید آیا مایل هستین بلیتهای روز جمعه ۱۵ بهمن خودتونو با بلیتهای بنده برای روز ۱۴ بهمن تعویض بفرمایید؟
ممنون
۱۰ بهمن ۱۳۹۵
روایت اول شخص فیلم، و بردن ما به دنیای رویا و غرق کردن در افکارش، یکی از بهترین ویژگی های فیلم بود، عالم زنانه و تفکرات رویا بسیار بسیار ملموس و دوست داشتنی بود.
در کل فیلم رو دوست داشت، 8 از 10
۱۶ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید