تیوال نمایش قرار
S2 : 22:39:55
  ۲۳ مهر تا ۲۸ آبان ۱۳۹۲
  ۱۸:۳۰ و ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: طلا معتضدی
: سیامک احصایی
: هانیه توسلی، علی سرابی
تلفن:  09364144060-09109097181

فروش اینترنتی بلیت: http://www.theaterticket.ir

گزارش تصویری تیوال از نمایش قرار / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آیا می‌شه نمایشنامه‌ی این نمایش رو داشت؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها نمایشی که دو بار دیدم
برای همیشه ثبت شد در من
چیزی نمیتونم در موردش بگم ، سکوت میکنم به احترام حس کار
به نام یگانه هنرمند

"قرار"

چند روز بعد از تماشای آخرین اجرای قرار...

نه پای باد صبا در میان بود و نه کبوتر نامه رسان
این بار قاصد غم ها و شادی ها،عشق ها و خشم ها،آسودگی ها و دغدغه ها،همه و همه،تکنولوژی بود و بس که چه زیبا تنهایی ها را پر کرد و رد پایی از عاطفه و مرهم به جای گذاشت.
تکنولوژی این بار هدایت گر موازی هایی بود که در بی نهایت،به بهانه ی "قرار"،به "قرار" رسیدند.
"قرار" شجاعانه ساختار شکنی کرد و جلوه ای دیگر از کاربرد تکنولوژی در ارتباط انسان ها با یک دیگر را به تصویر کشید،در مقابل نگاه کلیشه ای و منفی و نامطلوب امروز.
کارگردانی این اثر مطلوب بود و بازی علی سرابی تحسین برانگیز.
دکور و موسیقی هر دو مناسب بودند
و پایانی بس دل انگیز و سرشار از هنـــــــر
نهایتا همه و همه دست به دست هم دادند تا اثری نو به یادگار بماند.
سپاس

یا ... دیدن ادامه » حق./
کاوه ت و بهرنگ این را خواندند
آریا میامی، تایماز موسی زاده و نینا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش قرار رو دوست داشتم. اینکه دو زندگی به صورت موازی نشون داده می شد برام جالب بود...اینکه اوایل نمایش از چیزی سر در نمی آوردم و توی ذهنم سوالاتی رو پیش آورده بود باعث می شد با علاقه بیشتری ادامه نمایش رو دنبال کنم...بر عکس نظرات برخی از دوستان که این امر موجب کسالتشون شده بود...
رابطه از این نوع رو چون تجربه کرده بودم...اینکه الان جلوی چشمهای خودم هر دو فرد رو می دیدم و حرفاشونو کاملا حس می کردم برام دلنشین بود.
هم زمانی اتفاقات، صحبتها...سوالات...اینکه آیا مرد نمایش جواب تلفنهای زن نمایش رو نمی ده یا جواب شخصی دیگه؟ خرمالو ها رو کی فرستاده بود و ابراز احساسات هانیه توسلی به کی بود؟ قرار اون دوو نفر چی بود؟ چه سفری بود که هر کدوم از این دو نفر گربه ها و گیاهان خود را به دیگران سپرده بودند و خیلی سوالات دیگه که همگی به جا و زیبا جواب داده شدند از نقاط ... دیدن ادامه » مثبت نمایش بود...
حسی که به من داده شد در طول نمایش لذت بخش بود و پایان نمایش و صحنه ای که جلوی چشمانت می دیدی زیبا طراحی شده بود.
نمایش رو دیدم و تمام تاسفم به خاطر این بود که بر اثر بی احتیاطی داستان نمایش رو در این صفحه خووندم و متاسفانه با پیش زمینه، اجرا رو دیدم. در کل راضی ام. تنها چیزی که به نظرم جالب نبود ردیف وی آی پی بود که درست مقابل ردیف اول چیده بودند و باعث شد نمایش رو از پس سدی از سرهای برافراشته تماشا کنم!
خوشبختانه روزی که ما بودیم 30 مهر خبری از vip نبود ما هم ردیف اول کیف کردیم و البته داستان رو نمیدونستیم (:
۲۹ آبان ۱۳۹۲
بعضی ها چقدر راحت دل بعضی های دیگر را کباب می کنند...
نکن آقا اون دنیا باید جواب پس بدید هاااا...
:دی
۲۵ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام

من برای قرار امروز یه بلیت باکس B ردیف آخر دارم، کسی اگر خواست به من ایمیل بزنه:
ineptant@gmail.com
اجرای اول. فراموش کردم بگم. ساعت 18:30
۲۹ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز نمایش رو که دیدم خیلی تو ذوقم خورد. شاید به خاطر اینکه انتظارم زیاد بود. به نظر من که بازی علی سرابی اصلا خوب نبود. متن هم که چیز خاصی برای گفتن نداشت. تا نزدیک های آخر نمایش هم که من عملا داشت خوابم می برد. به هر حال متشکرم از اینکه عصرمون رو پر کردید (در همین حد واقعا) ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز دیدم...
نه میتونم بگم خوب بود نه بد... همین وسطااا.. :دی
به نظر من کمی متن قوی تری بود بهتر میشد اما اجرا خوب بود
البته به شخصه علی سرابی روایت ناتمام بیشتر دوست داشتم...
اگر نمیدیدم هم فکر میکنم چیزی رو از دست نمیدادم.!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه می دونستم یه روزی کار به اینجا میرسه
.
.
.
.
هیچ وقت این قانونای مزخرف رو نمیذاشتم
از اون دیالوگ های heartbreaking بود به قول خارجی ها :(
نمایش را دیدم و راضی از سالن بیرون آمدم و خوشحالم. داستان با ضرب‌آهنگ کندی شروع می‌شود ولی در حرکات بدون دیالوگ نشانه‌های شخصیتی هرکدام روشن می‌شود. پرتاب شدن اشیاء معمولی توسط مرد، شلوغی وسایل و ... حاکی از مشوش بودن ذهن او دارد. زن آرامتر است. طراحی دو فضای موازی و توجه به جزییات آن قابل توجه است. اطلاعات از گذشته فقط در حد مکالمات کوتاه زن و مرد به‌دست می‌آید ولی کافی نیست، مشکل جدایی زن، شغل زن و ... معلوم نیست و بیننده نمی‌تواند شخصیت‌ها در حین نمایش تحلیل عمق‌تری کند و باید آنچه که به او ارائه می‌شود را بپذیرد.
انحرافی که در مدتی از نمایش در ذهن بیننده ایجاد می‌شود جالب است، شاید تا مدتی فکر می‌کنیم زن نمایش همان زن تنهای طبقه بالا است. داستان با بار دراماتیک جلو می‌رود ولی پایان نمایش نسبت به بدنه اصلی داستان کمتر باورپذیر است، گرچه ... دیدن ادامه » من منتظر یک پایان خوش نبودم.
بازی علی سرابی یک بازی تأتری با ویژگی‌ها و هوشمندی‌های او بود در لحن، مکث، حرکات و ...
ولی بازی خانم توسلی فقط در لحظات دیالوگ‌دار خود را نشان می‌داد، یک بازی کاملا سینمایی.

دیدن نمایش را به همه دوستان پیشنهاد می‌کنم.
امیدوارم خانم توسلی هم همون راه خانم کوثری رو برند...چند کار قدیمی تر خانم کوثری بیشتر سینمایی بود ولی این کار روایت نا تمام ...
خیلی بیشتر و بهتر تاتری بود...
منم اندکی بازی سینمایی خانم توسلی تو ذوقم زد!!
۲۵ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همذات پنداری عجیبی داشتم که باعث شد بیشتر لذت ببرم، کار فوق العاده ای نبود، ولی دلیل اصلی لذت بردن من همذات پنداری بود و داشتن حس و تجربه مشترک...‏

آخر نمایش هانیه توسلی هنوز هدست رو برنداشته بود، رفت پشت صحنه، یه صداهای نامفهومی میومد، ملت هم آروم در حال ترک سالن بودن، که یهو هانیه توسلی یه جیغ بنفش کشید و بلند گفت یا اباالفضل!! همه میخکوب شدن، هاج و واج مونده بودیم، فکر می کردیم جزوی از نمایشه که یکی گفت سوسک دیده لابد، همهمه داشت بالا میگرفت که عوامل نمایش به تاخت رفتن پیش خانم توسلی و کاشف بعمل اومد که سوسکی نگون بخت بوده که به تاریکی اونجا پناه آورده بوده و البته چقدر خوشبخت بود که در آخرین لحظات عمرش تو همچین فضای هنری ای بوده است..
:)))))
چهارشنبه گذشته این نمایشو دیدم ...بعد از 45 دقیقه تاخیر که به خاطر دیر تموم شدن نمایش قبلی بود .(اینکه که 1 نفر توی دو نمایش متفاوت پشت سر هم بازی کنه شاید باعث این موارد بشه)ولی آقای احصایی اومدند و عذرخواهی کردند و این جای دلخوری نذاشت البته برای من.....
نمایش و روایت جالبی بود که دوست داشتم اشاره ئ بیشتری به رابطه ئ 2 نفر میکرد . اینکه زمان تقریبا زیادی گذشت تا اصل داستان مشخص بشه جالب بود . از اون نمایشهایی بود که بعد از اتمامش هم ذهن درگیره .. یک هفته گذشته و من هنوز دارم فکر میکنم "" آخ که لعنت به یه سری از این خاطرات مزخرف که چه جور میشه از ذهن پاکشون کرد...........""(نقل یه مضمون)
دوشنبه شب این اجرا رو دیدم به نظرم کار متوسطی بود
بازی علی سرابی و هانیه توسلی را دوست داشتم و بازیشون باورپذیر بود اما بازی علی سرابی بهتر از خانم توسلی بود
موسیقی ، نور ، طراحی صحنه همگی به روند روایت کمک میکرد اما کار اون طور که باید نشد
به نظرم نمایشنامه در جاهایی لنگ میزد و باعث میشد کار تماشاگرشو اسیر خودش نکنه و همینطور کارگردانی هم به همین منوال دچار کاستی هایی بود وگرنه با این موضوع و این نحوه روایت و پایان نمایش واقعا میشد با یک نمایش سنگین از نظر فضا سازی روبرو بود که اینطور نشد

یه نکته این موردو برای اجرای تیغ استخوان هم نوشتم در این نمایش هم رخ داد و باز میگم : بعضی افراد واقعا مجبورا بیان تئاتر؟ نمیشه برید سینماخواهشا؟
جلو بنده در ردیف مثلا VIP طرف از اول تا آخر کار داشت یا با بغل دستیش حرف میزد یا بش ور میرفت خب برادر من پاشو برو ... دیدن ادامه » سینما چرا دید ما رو مختل میکنی
چرا بعضیا به این فکر نمیکنن در مکان عمومی باید حقوق جمع رو رعایت کنن طرف اومده تئاتر ببینه نه اینکه ورجه وورجه های جنابعالی با بغل دستیه محترمه باعث از بین رفتن تمرکزش بشه
حامدجان
در مورد نکته ای که گفتی باهات موافقم و دقیقا جالبیش به همینه که در تجربه ای که من هم داشتم دیدم که صداهای اضافی از طرف افرادی بود که آخر نمایش ازشون تقدیر و تشکر شد (البته توی یه تئاتر دیگه) .....
۲۲ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پریشب این تئاتر رو دیدم، در کل به خاطر سوژه جالب ، نحوه پردازش و شیوه روایت موازی، نمایش راضی کننده ای بود. البته وقتی آخرین روزهای اجرا رو انتخاب می کنی و تمام نقدها و عکس ها رو خوندی و دیدی و می دونی آخر نمایش چی میشه از جذابیت کار کاسته میشه....
بازی آقای سرابی خیلی بهم چسبید. درد ،استرس، نفرت، حمایت، عشق و جسارت، همه اینها رو به خوبی می شد در بازی ایشون دید. خانم توسلی انگار خودش بود نمیدونم انگار یجورایی بازی نمی کرد و در بعضی اوقات در لحظاتی که میخواست تشویش و سردرگمی و یا درد خودش رو نشون بده تصنعی به نظر می آمد.

موضوعی که کمی برای من آزاردهنده است اینه که این دونفر چطور در روزی که قرار بود یک پایان غیر عادی داشته باشند تمام روز رو عادی رفتار کردندو حتی تا دقایقی قبل از اتفاق با هم شوخی میکردند یعنی می خوام بگم تمام نمایش روی یک خط مستقیم ... دیدن ادامه » پیش می رفت و ودر پایان یکدفعه بوم..اول فکر میکردم چون من داستان رو می دونستم برام اینطوریه ولی بعد از پایان نمایش وقتی دیگران رو نگاه می کردید هیچ کس بهت زده نبود....
در مورد دیالوگ ها هم باید بگم شاید جا داشت پر مغزتر نوشته می شد.
ولی در کل به عنوان یک نمایشنامه ایرانی کار خوب و منحصر به فردی بود. به دست اندرکاران این نمایش تبریک می گم.
اگه می دونستم یه روزی کار به اینجا میرسه... هیچ وقت این قانونای مزخرف رو نمی ذاشتم!
آخی...خیلی غم انگیز بود این قسمت
۲۲ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی جذاب و دیدنی بود. شروع کسل‌کننده‌ای داشت، اما رفته‌رفته دیدنی و لذت‌بخش شد.
احسنت به آقای احصایی و علی سرابی و هانیه توسلی.
من تو رو با چشمای بسته دیده بودم...وقتی سکوت از جرز دیوارا نفوذ کرده بود...
گفتی بشمار یک...شمردم...
تو هنوز اینجایی؟بلند داد کشیدم...
یه صدا میومد میون اون همه همهمه....من صدای تو رو تشخیص دادم...
بشمار..دو...
چه قدر با تو خندیدم...گریه نکن...
بشمار...جادوی این عشق رو بشمار...

هانیه توسلی-تیزر تئاتر
دوستان من برای 28 ام بلیط از همین سایتی که تیوال معرفی کرده خریداری کردم اما متاسفانه کد پیگیری رو نداد یا من متوجه نشدم. در هر حال فقط میدونم بلیط خریدم اما حتا یادم نمیاد کدوم سانس رو خریداری کردم و این شماره تلفن ها هم هیچ کدوم جواب نمی دهند. کسی می تونه راهنمایی کنه که من چطور می تونم مشکل رو حل کنم.
ضمن اینکه تیوال جان چرا آخه شما خرید اینترنتی این نمایش رو انجام نمی دید که ما دچار مشکل نشیم؟! :(
علی سیمایی این را خواند
صبح هم برای من همین اتفاق افتاد، ولی به شماره ای که با 936 شروع میشد زنگ زدم، و یه آقایی برام شماره پیگیری مو خوند و گفت ایمیل به علت اشکال سیستمی حتما ارسال شده. بازم سعی کنید همون شماره رو بگیرید. بعد با دریافت کد رهگیری و شماره ملی تون میتونید برید تو پیگری ... دیدن ادامه » خرید، اطلاعات بلیطتتون رو ببینید.
۱۸ آبان ۱۳۹۲
خواهش می کنم
۲۰ آبان ۱۳۹۲
من هم خریدم هیچی نیومده متاسفانه
نمیدونم کی جوابگو هستش و باید چیکار کنم
۲۴ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای تاریخ سه شنبه 28 آبان سانس شش و نیم، یه بلیط اضافه دارم، جایگاه A، ردیف 2، صندلی 6، اگر کسی خواست لطفا پیغام بزاره.
اگه هنوز دارینش من میخام
۱۹ آبان ۱۳۹۲
فک کردم چون اول بنده اعلام آمادگی کردم به من میدین بلیط رو
ولی مثل اینکه ...
چون زمان زیادی هم تا اجرا مونده ,فوری پیگیری نکردم.
البته چک کردم دیدم صندلی خالی هست ولی شماره صندلی و روز بلیط شما برام عالیه دیگه بلیط نگرفتم.
باشه ایرادی نداره
به هر حال بلیط ... دیدن ادامه » مال شماست و اختیارش هم با خودتونه

ولی اگه نظرتون عوض شد sajjad.shz@gmail.com یه ایمیل به بنده بزنین
چون هنوز بلیط نگرفتم و رو بلیط شما حساب مبکردم.نگران جابجایی بلیط هم نباشین ما تو این سایت با کلی از دوستان انواع تبادل بلیط داشتیم
۲۲ آبان ۱۳۹۲
مرسی دوستان، فروخته شد. :)
۲۵ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قرار / کارگردان: سیامک احصایی / بازیگران: هانیه توسلی - علی سرابی
اخطار: این مطلب داستان ِ نمایش را بیان می کند
در این نمایش دو شخصیت داریم، اولی زنی است که از همسرش جدا شده، همسر و بچه اش از ایران رفته اند، همسرش حتی اجازه نمیده که بچه با مادرش صحبت کنه و از طرفی این زن میدونه که همسر سابقش با دوست صمیمی اش روی ِ هم ریخته و رفته از ایران...در نتیجه این زن جامعه گریز شده و خسته از آدم ها در نتیجه...( I )
شخصیت دوم مردی است که قبلا استاد دانشگاه بوده اما به خاطر تهمت ناروایی که یکی از دانشجویان ِ دختر بهش می بنده از دانشگاه اخراج میشه، در نتیجه این مرد نیز جامعه گریز میشه در نتیجه....( II )
از I و II نتیجه می شود که این دو با دردی مشترک به دنیای مجازی ( اینترنت ) روی میارن.از طرفی این دو مبتلا به سرطان هستند و سرطان در این نمایش نمادی از اون درد ِ مشترک بین آدم های ... دیدن ادامه » ِ زخم خورده از جامعه است
در نهایت این دو برای اینکه بدست ِ سرطان ( درد مشترک جوامع انسانی ) کشته نشوند و به قول معروف زیر ِ پا له نشوند، تن به خودکشی می دهند، آنهم خودکشی فوق العاده تراژیک ( رفتن در وان حمام و وصل کردن برق به آن ) که برای ساعت ها ذهن بیننده را درگیر ِ خود می کند.
بازی های موازی جذابیت خاصی رو برای بیننده ایجاد می کنه.تاکید کارگردان برای نشان دادن ساعت، حس تعلیق و کشدار بودن ِ زمان رو به خوبی القا می کنه.متن ِ این کار متنی روانشناسانه است که از ابعاد مختلف قابل بررسی است، اما شاید رو ترین تحلیل ِ اون، علت ِ رواج ِ دوستی های اینترنتی باشه که هیچوقت واقعی نمیشن و همیشه مجازی میمونن...
کاملا حق با شماست، ممنونم از تذکر بجاتون...
۱۷ آبان ۱۳۹۲
خیلى خوب بود برایم سوال بود که جرا این دو نفر خود کشى کردند
۱۷ آبان ۱۳۹۲
@فاطمه شیوایی
دو دلیل
دلیل اول: پوچی و تنهایی بود که این دو نفر تجربه می کردند و هیچ کسی رو نداشتند و حتی دلیلی برای ادامه زندگی نمی دیدند
دلیل دوم : این بود که نمی خواستند قربانی ِ سرطان و مرگ برخاسته از سرطان باشند بلکه ترجیح می دادند خودکشی کنند تا توسط ... دیدن ادامه » سرطان کشته شوند
۱۸ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید