تیوال نمایش روز عقیم
S2 : 16:29:53
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ مرداد تا ۰۳ شهریور ۱۳۹۶
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: حسین کیانی
: (به ترتیب حروف الفبا) فهیمه امن زاده، شایسته ایرانی، الهه شه پرست و رؤیا میرعلمی

: محمد گودرزیانی
: حمید حسینی، اشکان دلاوری، مهلا پاک دامن
: ماریا حاجیها
: فرشاد فزونی
: محمد صادق زرجویان
: علی مطهری
: نرگس کیانی
: سارا حدادی (مکث)
: مریم سالاروند
: مجید محمدی، محمد نوده
: فاطمه عباسی

گروه تیاتر ملی چریکه

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش روز عقیم / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش روز عقیم / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش روز عقیم / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نوستالژى آثار کیانى دلیل جذابیت نمایش هاى اوست

» جسارت و احساس مسئولیت در «روز عقیم»

» نگاه تاریخی «روز عقیم» معطوف به انسان است

» تن‌هایی رنجور از تنهایی

» تماشاگر باید شگفت‌زده شود

» یارتا یاران: نمایشى رئالیستى با پایان بندى سورئال

» نمایشى از نسل نمایش های رو به انقراض

» یادداشت وحید عمرانی عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران بر نمایش روز عقیم

» یادداشت نگار آذربایجانى بر نمایش نمایش روز عقیم

» تخفیف وفاداری برای ۱۲ هزار تماشاگر وفادار

» این نمایش کاری بسیار ارزنده و براساس واقعیاتی بود که در سال‌های دور رخ داده است

» به معصومیت هایی که در آتش سوختند

» «قلعۀ خاموشان»

» زنان قلعه زاهدی در زیرزمینِ خانه‌‌ مردان سلاخ

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ممنونم از کارگردان دوست داشتنی ام, که با تلخ ترین واژگان به تلخ ترین صورت, ریشه ی دردهای امروزمان را بازگو کرد.
خیلی فکر کردم به این که چرا اینقدر تلخ نوشته شده بود,
به نظرم تکرار تمام آن رفتارها و سکوتمان در طول این سالها, تلخی ماجرا را بی نهایت کرده است.
چرا چنین کار قوی، با بازی های درخشان، طراحی صحنه و نور و صوت حساب شده، متن قوی که به واسطه مولف بودن کارگردان، زیر و بمش هم به نحو احسن دراومده، با اقبال اندک رو به رو شده؟
یعنی تئاتر ما تماشاگر رو به سمت اجراهای ظنز/هزل/هجو سوق داده و جز اون رو نمی پسنده؟
یعنی تماشاگر تئاتر فقط و فقط به اسم بسنده می کنه؟ (که اگر این طور باشه، برای دنبال کنندان تئاتر اینجا اسم هایی هست که هر کدوم برای خودشون وزنه ای در تئاتر ایران هستند)

من همیشه با شک و تردید به تماشای اثری می شینم که نویسنده اش ایرانی باشه، متن هاشون به ندرت به دل من می شینه، اما در مواردی که متن بر اساس پیوندی به تاریخ یا فرهنگ داخلی ما نوشته شده، این تردید کمتر می شه. این نمایش، جزو بهترین مثال هایی هست که نشون می ده وقتی نویسنده ایرانی علاوه بر تسلط به زبان و متن، یک متن کاملا -به اصلاح- بومی ... دیدن ادامه » بر اساس خود ما ایرانی ها نوشته، چقدر نتیجه کار قابل تامل و احترام خواهد بود.

امیدوارم در این روزهای باقی مانده از این نمایش، افراد بیشتری فرصت کنند و حظ این کار ارزشمند رو برای خودشون به ارمغان بیارن.
محمد عزیز سپاس از حضورتون
امیدواریم با حضور تماشاگرانی نظیر شما و ترغیب سایرین، استقبال از این نمایش روز به روز بیشتر شود
۲۵ مرداد ۱۳۹۶
نکته مهم دیگه ای که گروههای تاتری در نظر نمیگیرند اینه که افزایش سالنها و اجراهای زیاد همزمان احتیاج به مخاطب جدید داره و بدون تیزر هم نمیشه مخاطب جدید جذب کرد.....از طرف دیگه تا دو سال پیش در صفحات نمتیش ها تعداد بسیار زیادی کامنت گذاشته میشد که از بین ... دیدن ادامه » اونها با جمع بندی میشد به سبک و ویژگیهای کار پی برد که متاسفانه بدلایلی با کاهش شدید کامنتها دیگه چنین راهی وجود نداره
۳۰ مرداد ۱۳۹۶
خانم راد، کاملا با نظر شما موافقم که ساعت نمایش چندان مناسب نیست. البته این روزها -متاسفانه- کم کم اجراهای ساعت 21 در حال باب شدن هست. همین الان در تیوال نمایش های ماتریوشکا، اگه بمیری، اعتراف، هزار شلاق، یک دقیقه و سیزده ثانیه، نمی توانیم راجع بهش حرف ... دیدن ادامه » بزنیم، بوفالوی امریکایی، بانویی از اسلو، نامه های عاشقانه، بهمن کوچیک، شیرهای خان بابا سلطنه، آرسن همین ساعت 21 هستن که من خودم سه تای اول رو تو همین ساعت دیدم. از اجراهای پیشین تئاترهای قبلی از خدای کشتار و شنیدن گرفته، تا سه خواهر و الخ هم که چیزی نگم. اما دو اجرایی بودن اغلب سالن ها کمی محدودیت ایجاد می کنه. اگر ساعت اجرای دوم رو عقب بیارن، باید اجرای اول رو هم زودتر شروع کنن که وارد ساعت های کاری می شه و دردسر خاص خودش رو داره. من چندتایی هم تئاتر ساعت 17 رفتم و واقعا زحمت رسیدن به اون ها برای من بیشتر بوده. حالا شاید به مرور سالن ها کمی در زمان بندی کارهاون مراعات بکنن (که البته زیاد امیدواری بهش نیست).
---------------------------
آقای فدایی عزیز
درباره اون تلخی که خب چندان با شما موافقم نیستم. نه که منظورم این باشه که اجرا تلخ نیست، اتفاقا هست، از این نظر موافق نیستم که هر از گاهی هم اجراهای این چنین بدک نیست و گاهی دیدن اجرایی که تماشاگر به هر بهانه ای توش نخنده هم لذت بخشه. من نمایش در انتظار گودو رو یادم هست که توش دوستان می خندیدن و هنوز که هنوزه در عجبم که آخه چرا !!
درباره صندلی ها هم کاملا حق داری. ولی تئاتر شهر هم همچین صندلی ها بهتری نداره! تئاتر مستقل هم همین طور. سالن 3 پالیز هم به هکذا. امیدوارم این مرازک به راه پالیز و ایرانشهر و سالن های اصلی شهرزاد برن و ارتقای کیفیت بدن، البته نسبت به اوها یک پله جلو بیان و یک کم فاصله بین ردیف هاشون رو بیشتر بذارن!
---------------------------
آقای دانش عزیز
به جز موافقت و موافقت و موافقت هیچ چیزی ندارم که در تایید حرف شما بزنم. تیزر که نیست، به رخ کشیدن توانمندی تکنیک های بصری سازنده و اثبات آوانگارد بودن استودیوی ساخت هست! نسازن بهتره! تنها تیزری که این چند وقت دیدم و به کار ربط داشت، تیزر «ماجرای مترانپاژ» بود و لاغیر. الان اگر متن اصلی رو از قبل نخونده باشی، هیچ ایده ای نداری که با چه کاری روبرو خواهی شد.
دوباره هم اعلام موافقت کامل دارم با شما.
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای یکشنبه ۲۹ و سه شنبه ۳۱ مردادماه فردا چهارشنبه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
همچنین این نمایش روز دوشنبه ۳۰ مرداد اجرا نخواهد داشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

روز عقیم؛ حکایت زنانی از اینجا مانده و از آنجا رانده
فرناز حسنی ۱۳۹۶/۰۵/۲۱ فرهنگ و هنر سینما و تئاتر

این روزها در تئاتر باران، ماجرای سه زن در نمایش «روز عقیم» روایت می‌شود، ماجرای سه زن در دوران مبارزات انقلاب اسلامی، وقتی تغییراتی در جامعه در حال انجام است، ساواک فعالیت‌هایش را شدت داده و بخش‌‎هایی از شهر در حال تغییر است، تغییراتی مثل خراب کردن محله‌ای بدنام که مردان هوس‌ران برای بهره گرفتن از زنان به آن‌جا مراجعه می‌کردند. قرار است چهره‌ی شهر از هرگونه بدی پاک شود اما انگار کسی کاری ندارد که این بدی‌ها چطور تولید شده‌اند و این زنان که به آن‌ها لقب‌های ناخوشایندی می‌دهند، چه شده که سر از اینجا درآورده‌اند.
روز عقیم؛ حکایت زنانی از اینجا مانده و از آنجا رانده

«شهر نو» یا «محله زاهدی» محله‌ای قدیمی در تهران بود که مجموعه‌ای از میخانه‌ها و روسپی‌خانه‌ها در آن قرار گرفته بودند. این محله به «قلعه خاموشان» هم معروف بود و به زنان آن «ساکنان محله غم» هم می‌گفتند. قلعه‌ی شهر نو در ابتدا توسط محمدعلی شاه قاجار و برای اسکان خانواده‌ی شاه ساخته شد اما بعد از دگرگونی در طول زمان، در اوایل حکومت رضاشاه پهلوی بخش‌هایی از آن که نیمه ویران بود بازسازی و مرکز زنان تن‌فروش تهران شد. حکومت هدف خود را از اجرای چنین تصمیمی کنترل تن‌فروشی در ایران اعلام کرد. رضاشاه به شهربانی دستور داد که تن ‌فروشان را از تهران خارج کنند و در بیرون دروازه‌ی قزوین در این محله اسکان دهند.

نمایش روز عقیم، حکایت این زنان است، سه زن تن‌فروش که حالا یکی باردار است و در مقابل کنایه‌هایی که می‌شنود، اصرار دارد که پدر بچه‌ای که در شکم دارد، مشخص است و حتما سراغ او و فرزندش می‌آید، زن دیگری که معتاد است و هرچند که اصرار دارد مواد مخدر را به صورت تفریحی مصرف می‌کند، اما خودش هم خوب می‌داند که کجای این راه قرار گرفته و زن دیگری که الکل را پاسخی برای همه سرخوردگی‌ها و تحقیرها و نداشته‌ها و حسرت‌هایش انتخاب کرده است.

روز عقیم

در عین حال که در این نمایش، قرار است با زنانی به اصطلاح بدکاره مواجه شویم، اما در بطن داستان، با شنیدن حکایت زندگی هرکدامشان، مخاطب طوری با آنها همراه می‌شود که خودش را از مسند قضاوت پایین می‌آورد و به این فکر می‌کند که سهم جامعه در به اینجا رسیدن این زنان چقدر است، حکایت نوعی معصومیت از دست رفته، درست همان چیزی که کارگردان نمایش به آن اصرار دارد و با دیدن نمایش، به خوبی به مخاطب منتقل می‌شود.

حسین ... دیدن ادامه » کیانی، کارگردان «روز عقیم» این نمایش را تقدیم کرده به معصومیت‌هایی که در آتش می‌سوزند. او درباره‌ی این نمایش توضیح داده است: «فیلم کوتاه و مستند «قلعه» ساخته کامران شیردل با این جمله آغاز می‌شود: «به معصومیت‌هایی که در آتش سوختند.» در حقیقت، کارگردان، فیلم تلخ و زهرآگین خود را به زنانی تقدیم می‌کند که فیلم، درباره‌ی زندگی سیاه و سراسر ناکام آن‌هاست. کاری که جز آن نمی توانست بکند همچنان که نمی‌توانسته چهره‌ای خلاف واقع از زنان قربانی نشان دهد.

تلخی، تلخ است و سیاهی، سیاه. نه آن با هیچ شکری شیرین می‌شود و نه این با هیچ رنگی، سفید. و این یعنی لوث نکردن موضوع به هر قیمتی. نمی‌دانم روزگار عوض شده یا ما، ولی مگر این ما نیستیم که روزگار خودمان را می‌سازیم؟ مگر این ما نیستیم که می‌توانیم روزگار یکدیگر را سیاه یا سفید کنیم؟ روزگاری که از خراب شدن آن می‌نالیم اما خودمان زخمه بر زخم‌های آن می‌زنیم.

زنده یاد کاوه گلستان با عکس‌های جاویدانش، بهرام بیضایی با فیلمنامه‌های «ندبه و آیینه‌های روبرو»، کامران شیردل با مستند قلعه، زکریا هاشمی با رمان طوطی، جمال میرصادقی با داستان بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند و دکتر محمود زند مقدم با اثر محققانه و ارزشمند خود «شهر نو» راوی صادق و دغدغه‌مند سرگذشت غمبار زنان قربانی قلعه‌ی زاهدی و قلعه‌های دیگر بوده‌اند. نمایش روز عقیم نیز می‌کوشد با بیان بخش دیگری از مصائب زنان قلعه‌نشین، یعنی همان معصومیت‌هایی که در آتش سوختند، چهره‌ای واقع‌نما از این زنان در یکی از مهمترین دگرگونی‌های تاریخ ایران معاصر نشان دهد. نمایشی که شاید به ما هشدار دهد که معصومیت‌ها همچنان دارند در آتش می‌سوزند، در آتش جهل و تعصب، خرافه و تبعیض‌های ذهنی و تمامیت‌خواهی.»

روز عقیم

این هشداری است که به ما داده می‌شود، وقتی از دیدن نمایشی برمی‌گردیم که هم ما را خندانده و هم گریانده، هم لحظات سرشار از تاسف داشته و هم ترس و اندوه و جذابیت. رمز موفقیت «روز عقیم» در این است که کارگردان، از فضایی رئال – سورئال استفاده کرده و بنا به موقعیت‌های مختلف، از ظرفیت‌های هر دو سبک استفاده کرده است. جایی که این زنان قرار است به بیان مشکلات اجتماعی و نقد و اعتراض بپردازند، حقایق در فضایی رئالیستی و واقع‌گرایانه از زبان آن‌ها بیان می‌شود و هنگامی که قرار است این نمایش، کارکرد نمایش و اثرگذار خودش را داشته باشد و با ایجاد فضایی وهم‌آلود، تاثیرگذاری بیشتری بر مخاطب بگذارد، ما را وارد فضایی تخیلی می‌کند.

درواقع این رفت و برگشت بین باورپذیری و باورناپذیری آنچه بر سر زنان نمایش «روز عقیم» می‌آید، همان چیزی است که در بسیاری از آثار این چنینی با آن مواجه نیستیم و همین باعث می‌شود یا صرفا در دام یک اثر مستند بدون جذابیت‌های دراماتیک بیافتیم یا از سوی دیگر آنقدر کارکرد نمایشی، استعاری و نمادین داشته باشد که نتوانیم تطبیقی از نمایش با آنچه در پیرامونمان می‌گذرد احساس کنیم. اما اینجا هم در واقعیت و هم در خیال، سه زن را دیده و درک می‌کنیم که از چنگ هجوم‌آوران می‌گریزند و به زیرزمین خانه‌ای بزرگ در مرکز شهر پناه می‌برند؛ زیرزمینی که چند مرد در طبقه بالای آن مشغول سلاخی کردن هستند.

این تئاتر تا پایان مرداد در مجموعه‌ی تئاتر باران اجرا خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
لوریس چکناواریان میهمان نمایش «روز عقیم»در تیاتر باران
.
.

اجرای یکشنبه شب نمایش«روز عقیم» به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی با حضور یارتا یاران و لوریس چکناواریان در تیاتر باران روی صحنه رفت.
.
.

چکناواریان آخرین اثر حسین کیانی را نمایشی با قابلیت تبدیل به اپرا توصیف کرد و گفت:بازی های هرسه بازیگر بینهایت تاثیرگذار و فوق العاده بود و اطمینان دارم که تا مدت ها همراه من خواهد بود. .
کیانی در «روز عقیم» با حضور رویا میرعلمی، فهیمه اَمَن‌زاده و شایسته ایرانی داستان زندگی سه زن را روایت می‌کند که در بهبوهه حمله به قلعه زاهدی (شهرنو) از آن جا می‌گریزند و به زیرزمین خانه‌ای پناه می‌برند که سه مرد سلاخ در طبقه بالای آن مشغول به کارند... .
.
«روز عقیم» تا چهارشنبه اول شهریور هر شب ساعت ۲۱ در تئاترباران روی صحنه می‌رود
زهره مقدم، رضا جعفری و اسامه صدقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با درود

مدت زمان اجرای نمایش چند دقیقه است؟
مریم رودبارانی این را خواند
نمایش به مدت ۱ ساعت و نیم هست که البته در این اجرای زیبا گذر زمان رو حس نمیکنید
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
سپاس از پاسختون، مطمئناً اینطور خواهد بود. این چند روز ترافیک تماشای تئاتر دارم، میخواستم ببینم کجای برنامه میتونم بگنجونمش :)
البته با توجه به این مدت زمان و تأخیرهای معمول سالن‌های تئاتر، فکر کنم باید یک روز مجزا رو بهش اختصاص بدم
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوب.
می تونست بهتر باشه.ولی همه چیز خوب بود.
در مجموع هفت و نیم از ده.
(امتیاز تیوال هم که شوخیه بیشتر.هیچ کجای دنیا ارزیابی سه گزینه ای نداریم.پنج گزینه ای،هفت،ده،یازده از متداولترین روشهای امتیازدهی علمی است.مخاطب خیلی راحتتر میتونه نظرش رو اعمال کنه.)

به هر حال این کار ارزش دیدن داره.
در واقع امتیاز نیست همون دوست نداشتم و دیدم و دوست داشتم هستش که در پروفایل هم قابل مشاهده ست که به صورت مثبت و منفی و خنثی نمایش داده میشه
۱۸ مرداد ۱۳۹۶
فرمایش شما متینه
۱۸ مرداد ۱۳۹۶
موافقم که روش تیوال برای اعلام نظر درباره تیاترهای دیده شده عوض بشه
۲۲ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه پنجشنبه ۲۱ تا دوشنبه ۲۴ مرداد با ۲۰٪ تخفیف فردا (چهارشنبه) آغاز خواهد شد.
هدی مودب این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاچی دنبال چهره ست
دنبال اسم بازیگره ... دوست داره ستاره ها رو از نزدیک ببینه ... حالا ستاره ها اگه بدم بودن بودن
اگه نمایش افتضاحم بود ، بوده دیگه
و وقتی نظرشو میگه چون صرفن واسه دیدن بازیگر مورد علاقه ش رفته راضیه

ای کاش این نمایش بیشتر دیده میشد ... چون نسبت به خیلی از نمایشایی که همین الان اجرا دارن و بازیگرای اسم و رسم دارتری تووشون بازی میکنن بهتره ، خیلی خیلی خیلی بهتره
حق این نمایش خیلی بیشتره ... نمایشی که دست گذاشته روو آدمایی که توو تاریخ گم شدن ... دست گذاشته روو معصومیت هایی که تووو آتیش سوختن !

کارو دوست داشتم ... جز یه تیکه هایی از بازی یکی از بازیگرارو .... و اینکه میتونست قدری خساست توو داستان و کوتاه شدن متن کارو بهتر کنه به نظرم ...


روز عقیم اثر نویسنده ای صاحب سبک و اندیشه و کارگردانی خلاق و انسانی اصیل و فرهیخته است . حسین کیانی همه آثارش در تاریخ تئاتر ایران ثبت میشوند . ولی مائیم که باید قدر بدانیم و نمایشهایش را ببینیم
خانم میرعلمی و خانم امن زاده کارنامه درخشانی در تئاتر ... دیدن ادامه » دارند و خانم ایرانی هم هنرمندی شناخته شده اند
و واقعا به زیبایی بیان کردید ( حق این نمایش خیلی بیشتره )
۱۶ مرداد ۱۳۹۶
ممنون آقای تهوری ... موافقم باهاتون
۱۶ مرداد ۱۳۹۶
پوریای عزیز
سپاس از حضورتون و در ج نظرتون
۱۷ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم یه جورایی میشه به اسم آقای کیانی برای دیدن یه نمایش اتکا کرد

یه اجرای خوب که تا آخرین لحظه ها درگیرشی
نور پردازی خوب
طراحی صحنه مناسب
بازی های نسبتا پخته
و چقدر ایده و نحوه اجرای قسمت پایانی خوب بود
به عنوان نکته منفی باید بگم یه کوچولو بازی خانم امن زاده رو دوست نداشتم فقط

ممنون از تیم اجرایی و آقای کیایی
فاطمه عزیز
ممنون از ححضورتون و اشتراک نظرتون
۱۵ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی عجیب که با آهنگی سریع شروع می‌شود تا تو را به سرعت از فضای تالار نمایش خارج کند و به کوچه‌هایی تاریک و نمور در دل شهر بکشاند. گویا همه‌ی آدمهایی که در این کوچه‌ها متولد می‌شوند و می‌میرند، روزی در حیاط پر از کثافت این خانه افتاده‌اند.


«روز عقیم» مثل یه شعره، یه شعر ظریف و حزن انگیز که از جهاتی متزلزل خبر میده. نفس کشیدن در نمایشی که مقطعی حساس از گذشتۀ نه چندان دور را نشان می دهد و همذات پنداری با پری و لیلی و اکی تجربه ی عجیبی ست.
هیچ گاه با دیدن پاهای مردی که در حیاط قدم می زند تا این حد وحشت نکرده بودم و تا این حد فضاسازی، ایجاد تنش و اضطراب در تئاتر را تجربه نکرده بودم.
بازی هر سه بازیگر درست، به اندازه و دلنشین است. بازیگرانی که به این زنان روسپی جان داده اند و آنقدر باور پذیر و قدرتمندند که تماشاگر را تا دقایق پایانی با خود همراه ... دیدن ادامه » می کنند در ضیافتی حزن انگیز.

چه قدر خوب است که زمانه ی ما حسین کیانی دارد!
یعنی دیگه مارو تو جهنمم راه نمی دن...

~روز عقیم
-اگه ما بریم جهندم ،جهندم کجا بره؟
۱۵ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- نمى دونم چرا هیچ حال خمار ندارم
شاید واسه اینه که مُردم

~ روز عقیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه شنبه 3 امرداد به دیدن این تیاتر رفتم ، فضایی سنگین ، دردهای پنهان، واقعیتهای حال ، همه جای شهر میشه قلعه ....!!!
بازی بسیار عالی بازیگران و نورپردازی خوب کاملا من تماشاچی را جذب داستان میکرد ، داستانی که داستان نبود شرح جنایتی بود که لکه ننگش تا ابد بر سیمای شهرمان ماندگار است ، تک تک اسامی بکار رفته در دیالوگها واقعی بودند ، (اسپول) فقط من در آخر این تیاتر احساس کردم رد پایی از فیلم بسیار معروف نیکول کیدمن ( آدرز ) را میشه در این اجرا پیدا کرد ،
وقتی از سالن خارج میشدم فقط به یک چیز فکر میکردم که چقدر راحت میشه عوض شد ، چقدر راحت کیف و حال دیروز را جرم امروز دانست ، خود قاضی شد، خود جلاد ...
غمگین و متفکر به خانه رفتم
خدا قوت به همه عوامل این اجرا...
آذین عزیز سپاس از حضورتون
و درج نظر زیباتون
۰۵ مرداد ۱۳۹۶
سپاس از حضورتان
۰۶ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی قلعه رو خراب کنن
همه ی شهر میشه قلعه...
وای اگه قلبت تو سینه بمیره
تموم شهر منو شب میگیره

#فرهنگ_قاسمی
۱۲ مرداد ۱۳۹۶
و گلادیاتورها جولان می دن توی شهریکه تبدیل به قلعه شده
۱۴ مرداد ۱۳۹۶

آاای گلادیاتورهای پارک وی

آاای صف ساکن آهن

چیدمان حسرت

#محسن_نامجو
۱۴ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید