تیوال فیلم روسی
S3 : 21:40:45
: امیرحسین ثقفی
: امیرحسین ثقفی، شراره سروش
: امیر آقایی، طناز طباطبایی، صابر ابر، محمود نظرعلیان، حسین مسلمی، بهمن صادق حسنی، میلاد کی مرام و سپیده گلچین
: علی اکبر ثقفی
: محسن دارسنج
: هادی اکبر خواه
: هادی افشار، امین جعفری
: کاوه قاسم زاده
: فاطمه ثقفی
: علی اکبر ثقفی
روسی یک فیلم عاشقانه است که به تراژدی ختم می شود.

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دوستان تقریبا نظر منو نوشتن . من فقط در مورد بازی ها میگم : بازی خوب صابر ابر ، بازی معمولی امیر آقایی ، بازی مصنوعی و ضعیف میلاد کی مرام و بازی بسیار ضعیف و بسیار تکراری طناز طباطبایی ...!!!!
امیر مسعود، لیلا میناوند و سپیده این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردان این فیلم، یک لوکیشن جذاب پیدا کردن، یک داستان دو خطی درباره اش نوشتن و بعد تصمیم گرفتن که اون رو تبدیل به یک فیلم 90 دقیقه ای کنن.
در نتیجه، چیزی که من روی پرده سینما مشاهده کردم، صرفا مجموعه ای از تصاویر جذاب، بدون فیلمنامه درست و ساختاریافته (شخصیت پردازی ضعیف، عدم تعریف فضای داستان و دیالوگ های به ظاهر متفکرانه) به همراه انبوهی از سکانس های اضافی و بی ربط، به علاوه بازی های بی نهایت تصنعی و اغراق شده و پر از داد و فریاد بود.
اینکه فیلمساز تحت تاثیر سینمای شوروی (به طور خاص تارکوفسکی) هستند در کادربندی، انتخاب لوکیشن و شخصیت ها واضح بود. اما هنر امثال تارکوفسکی در این بود که یک فیلمنامه درست و دقیق رو با چیره دستی کارگردانی می کردند، نه اینکه یک داستان دو خطی رو به زور قاب های زیبا یک ساعت و نیم کش بدن.
گالنا، امیر مسعود، حمیدرضا مرادی و نرگس این را خواندند
پویا فلاح و ن.خ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرجان (با بازی طناز طباطبایی) خطاب به یوسف (با بازی میلاد کی مرام): ((اون خدایی که من رو باهاش معامله کردی خدا نیست؛ شیطانه)).
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیرحسین ثقفی کارگردان عجیبیه،روسی هم فیلم عجیبیه،مثل بقیه فیلم های ثقفی،روسی نسبت به بیشتر فیلم های سینمای ایران جذابیت بصری بیشتری داره اما این برای جذب تماشاگر کافی نیست و قصه است که مخاطب رو درگیر میکنه،تو چند جای فیلم،شخصیت ها شعار گونه حرف می زنند اما به نظرم باگ اصلی،مربوط میشه به اون سه سال که چند جای فیلم هم گفته میشه،مرجان میگه سه سال با توماج زندگی کردم در حالی که توماج اون سه سال رو حبس بوده،دوست مرجان به توماج میگه مرجان یه سال پیش ازت طلاق غیابی گرفت وقتی فهمید افتادی حبس،در حالی که توماج دو سال قبلش هم تو حبس بوده
به غیر از اینا کلوزآپ های بیش از اندازه هم کمی اذیت کنندست
حتی از گذشته یوسف و اینکه چرا مرجان رو رها کرد هم متوجه نمیشیم.
قصد مقایسه ندارم اما فیلم room رو به تازگی دیدم و در حالی که عمده زمان فیلم تو فضاهای داخلی و اون ... دیدن ادامه » اتاق کوچیک میگذره اما داستان جذابش،بیننده رو تا پایان مشتاق دیدن،نگه می داره،بهتره که امیرحسین ثقفی که انقدر تصویر رو خوب می شناسه،کمی بیشتر هم رو جذابیت قصه کار کنه.
امیدوارم به اینکه کوچه ژاپنی ها فیلم جذابتری باشه.
ما آدم ها ، من های زیادی داریم که هر کدومو زمانی ، پیش کسی یا توو اتفاقی یا جایی حوالی همین زمین ، گم و یا پیدا کردیم ؛
گاهی توو شهرتون توو خاطراتتون دوره بیفتید و به من هاتون سر بزنید ؛
اونها که فراموش شدن ؛
اونها که غریب افتادن و یا حتی ، من هایی از شما که روزی به خاک سپرده شدن ...
مطمئن باشید هرکسی خودشو گم کنه ، قطعا دست اونایی رو هم که توو دستشه ، یه روز وسط جمعیت و شلوغی رها میکنه ؛ شما رو هم گم میکنه .
کمک کنید همراهانتون توو زندگی کمترین فاصله رو از من هاشون داشته باشن ؛ دست ِ یه بخش از یه آدمو که دوست دارید هی سمت خودتون نکشید ، اونو مشت مشت از خودش هجرت ندید .
واقعیت اینه هرکسی ریشه هایی داره ، بخشی توو آب ، بخشی هم شاید توو گنداب ... ولی هر چی هست ، خودشه . خودِ خودش.

امیر مسعود، شکوه حدادی و Hoda Moosaei این را خواندند
م ح خ، علی جباری، M... و مریم عرفانیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینما با عکاسی فرق دارد !

"روسی" یک شروع نسبتا خوب دارد، آدم را امیدوار می‌کند که قرار است یک فیلم ببیند یک سر و گردن از فیلم‌های امروز بلندتر و بالاتر. تصاویر، بازی‌های نو، موسیقی،ارجاعات، فضاسازی و چندتایی دیگر ... جالب است و جذاب.

هرچه پیش میرود اما از جذابیتش کاسته می‌شود، به دلایل زیر:
1- نویسنده با نوشتاری معمایی تلاش میکند جذابیت را حفظ کند و بیننده را نسبت به گذشته، حال و آینده‌ی داستان و کاراکترها کنجکاو نماید. و با همین فرمان تا کمی پیش از پایان میرود، اما این حجم از ارجاعات درون متنی و برون متنی و دیالوگ‌های پراکنده و گاها نصفه و نیمه، تا یکجایی جواب میدهد و از آن به بعد فقط خسته میکند و گیج تر. چراکه مخاطب اگر شرلوک هلمز هم ببیند توقع دارد بالاخره معما برایش حل شود. طرح معمایی مسئله پاسخی مناسب و منطقی نیاز دارد، روسی اما موفق ... دیدن ادامه » به ارائه‌ی پاسخی قانع کننده نیست!

2- این تعداد از تصاویر متنوع و گاها بی‌ارتباط با یکدیگر و به دور از منطق داستانی و ویژگی‌های جغرافیایی کاراکترها، اجازه نمی‌دهد تا مخاطب داستان را باور کند. درواقع آقای ثقفی با گنجاندن انبوهی از قاب‌های بدیع و زیبا، متاسفانه به ساختار یا حتی معنا و مفهوم فیلمش کمکی نکرده، بلکه باورپذیری آن را نیز کاسته است. به عبارت دیگر کاملا موجه است اگر فیلمساز بخواهد حتی تک تک قاب‌های فیلمش را تبدیل به یک شاهکار هنری کند اما به شرط آن که تصاویر در تضاد با داستان و ویژگی‌های شخصیتی کاراکترها نباشند. در غیر این صورت به نظر میرسد که فیلمساز نمیخواسته فیلم بسازد! بلکه تنها به دنبال نشان دادن هنرش در به تصویر کشیدن مناظر بوده، لذا لوکیشن مورد نظرش را یافته و حالا داستانی را هم نوشته که در آن مکان اتفاق بیوفتد. و گرنه روسی می‌توانست در خیابان‌های تهران رخ دهد! نه ناکجا آباد!
مخاطب عام به واسطه وجود بازی‌های خوب، معماگونگی، تصاویر و ... تا اواسط فیلم منتظر میماند شاید آن اتفاقی که باید صورت پذیرد، اما با چیزی جز التماس های یک عاشق به معشوقی که عاشق دیگریست و نفرین ها و تهدیدها و داستان تکراری پدری که الکلی ولی عاشق دخترش است و... مواجه نمیشود.

اما فیلمی که خوب شروع شده و ضعیف ادامه یافته، در نهایت خیلی بد تمام می‌شود. چراکه عاجز میماند از : 1- تعریف یک داستان با سر و ته! 2- انتقال کامل ایده یا ایدئولوژی فیلمساز.(حتی برای مخاطب خاص) 3- باورپذیر کردن انگیزه و چرایی عمل کاراکترها. 4- برقراری ارتباط روایت با پس زمینه. و ... و از همه مهم‌تر ارائه‌ی محتوا در قالب مناسب .

خلاصه آن که روسی به دلایلی ارزش دیدن دارد ( به خصوص بازی های درخشان بازیگران و تصاویر بدیع‌اش) اما ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر تو پر از دردهایی ست
که هر لحظه مرا
به سقوط از پرتگاه زندگی
تشویق می کند

فکرهایی که مدام
بند بند،دلم را
مثل ریسمان کهنه
هر روز نازک تر می کند

و تمام عاشقانه های
محکوم به حبس ابدم را
به کابوس مرگ
دعوت می کند،

خیالت ... دیدن ادامه » راحت باشد
از زمان افتادنم
از چشمهای هرزه ات،
تمام زنگ های شیطان
آهسته به صدا درآمده است

چون راه عشق تو
در جاده ی سیاه زندگی
هرزه ی هم آغوشی
روسپی های سیاه و سپید عاشقی ست
که بکارتش را
برایِ تو نگه داشته است.


#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخ آخ آخ
وای وای وای
عوه عوه عوه
.
.
.
عجب فیلم.... بود!!!
چی ببینم بشوره ببره؟؟؟؟!!

پ.ن نکنه موهای تنم که سیخ شده، دیگه هیچ وقت صاف نشه؟! نکنه همیشه همین جوری بمونه؟؟
همیشه کارهای آقای ثقفی برام کسل کننده بوده .یعنی اینکارش هیجان انگیزه؟؟
۰۱ شهریور
دچار بحرانز شدم :)))

ت

:))))
۲ روز پیش، شنبه
@سپهر
هشتک این یک اعتراف است :)))
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید