تیوال نمایش روز ولنتاین
S3 : 18:35:04
  ۲۹ اردیبهشت تا ۰۲ تیر ۱۳۹۴
  ۲۰:۳۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۱۸,۰۰۰ تومان

: لیونارد ملفی
: منیژه محامدی
: شهره سلطانی، فریدون محرابی

: ارشام مؤدبیان
: حبیب هوشیار
: امیر حسین دوانی
: نیلوفر اسدی
: ارشام مؤدبیان، بهرنگ معتمدی
: آوا فیاض
: حسین طاهربخش
: امیر خدامی، استودیو نمارخ
: امسن جعفری، آنتراکت استودیو

نوازندگان
: فلوت
: ویولن سل
: گیتار
: درامز

: پوریا شهبازیان
: گلنوش حمیدی
: آرمان خسروی
: محسن صیرف
: فاطمه وفاکش
: ستایش نیکبختیان
: کمیل بابایی، پیمان لسان، مریم پور احمد
: امیر حسین باباییان، احمد باباییان، سامان قوچانی
: صداخانه چهل و چهار
: پوریا اسدی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش روز ولنتاین / عکاس: ساناز جهان آرایی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن:  ۶۶۹۷۹۴۶۸، ۶۶۹۷۹۴۷۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه نمایش با کلی انرژی خوب ... بازی پر از احساس آقای محرابی و خانم سلطانی واقعا ادم رو به وجد می آره..... ممنون از حس خوبی که بهمون دادین...... دکور...نور... نمایشنامه و بازی ها همه چی عالی بود....
دو تا بازی عالی از شهره سلطانی نازنین و فریدون محرابی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
من به جرم ِ احقاق حق آزادیم ، مجرم شدم .
من آنقدر تنها شده ام که لحظه به لحظه زندگی را میبینم ، میشنوم ، میخوانم اما نمیتوانم از آن برای کسی بگویم .
من ،"همه" سکوت میشوم تا با تلنگری منفجر شوم و فوران کلماتم ، سر ببرد حوصله کسی که شاید دوستم داشته باشد.
من آن زنم!
من به مادر بودن خودم نیز مظنونم .
کسی انتخابم را میدزدد که نمیدانم مهر و عشق اش از "وابستگیست" یا "دلبستگی".

نمایش،سرگذشت ِ گذشته های دور و نزدیک کسانیست که بین دل و نیاز ، گاهی دل و گاهی نیاز را انتخاب میکنند.
در مستی و هوشیاری.
مستی، گاهی جنون است و هوشیاری گاهی فقط یک گوش برای شنیدن ...
غم ِ نبود و غم ِ بودن کسانی که باید هر کدام اگر هستند جای خود باشند.
وقتی تنها میشوی
وقتی همه لحظاتت،مخاطبش ، ذهن و جسم و روح ، خودت هستی.
بیشتر میبینی ، حتی طپش قلب پرنده ایی را زیر پرهای روی هم آمده اش.
چون ... دیدن ادامه » فکر میکنی همه آنها مهم هستند برای جای دادن در لحظات تنهاییت.
چون فکر میکنی روزی باید تمام خلاهایی که از جانب دیگری درست شده است ، تبدیلش کنی به نقطه قوت برای لحظاتی که شریک داشته باشی ،حتی گذشته را هم با او میخواهی شریک شوی.
از چیزی که نیست به کررات مثال می آوری ، چیزی که شاید برای دیگران ارزش باشد ، بی ارزشهای خودت را ارزش می انگاری و تکرار میکنی و تکرار میکنی ، شاید تو هم شبیه آنان شوی.
و چه بدمستی هایی که تنهاترت میکند و جنون!دورتر ...
.
.
یکی از مواردی که فضا را باور پذیر کرد و برای من همان که باید باشد ، بود ، استفاده از چوب است که آرامشی قبل از طوفان را برایم تدایی میکرد.

استفاده نکردن از متریالی مصنوعی ، به من تماشاگر عمق احساس گوینده را بیشتر منتقل کرد چرا که وقتی فرد به چهاردیواری خودش وارد میشود ،میباست حس اولیه یک سرپناه در قالب المانهای انتخابی را بنماید.

چوب و وجودش به این کثرت در صحنه مخاطب را در بدو ورود به آرامش دعوت میکند
(و همانجاست که باز انتخاب به جا به ذهن مخاطب کمک میکند که شاید با خواب ولما روی تخت آرام میشود)

و ناآرامی درونی ولما ست که فضا را میشکند و باز از طبیعت ِ برگرفته از فضا و کلمات به خروش و فریاد ، یکباره خطی مشی داستان را میشکند و همه اش میشود علاقه ایی عمیق که :

پسر می گوید:
"من کمکت میکنم"
من!!! کمکت میکنم.


داستانیست که کم و بیش حتی اگر آن را نداشته یا لمس نکرده اییم ، به قولی دیده ایم دست مردم.

داستانهایی که از صفر تا صدش مضمون یکیست و اعمال متفاوت .....

من دوست داشتم ،
من صدای جناب محرابی را مثل همیشه (در رادیو ) دوست داشتم ، بازی خونسرد و بی خیالش در داستان را در عین حال خواسته های درونی اش را دوست داشتم.
من تقلای دردناک سرکار خانم سلطانی را برای تفسیرش از محبت ، مهر و عشق که گاهی با حرف پیش میکشید و با عمل پس میزد ، دوست داشتم.
من موسیقی اش را دوست داشتم.

دفترچه یادداشتی به یاد ماندنی ، مشتمل بردقایقی از لحظات امروز ، نوشته شده با اجرای خود در خاطر ما به جای گذاشتند.


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ازدیدن این نمایش بسیار ساده و زیبا لذت بردم وبه خانم شهره سلطانی و اقای فریدون محرابی عزیز به خاطر بازی فوق العادشون خسته نباشید میگم . من فقط به خاطر حضور این دو بازیگر عزیز مشتاق به تماشای روز ولنتاین شدم اما من به عنوان یک تماشاگر فکر میکنم تقلید صرف از یک نمایشنامه خارجی کافی نیست در طول نمایش رفتار ها و الفاظی دیده و شنیده میشه که متناسب با فرهنگ ایرانی نیست .هنر زمانی ارزشمند میشه که درعین الهام گیری با فکر الهام گیرنده همراه و هنر هنرمند در اون دخیل باشه.فضاباید طوری باشه که همه بتونن به تماشای تئاتر بنشینن و لذت ببرن .اگر تئاتر با هنر و فرنگ اصیل این خاک دوستداشتنی همراه باشه طرفداران تئاتر هم زیاد خواهند شد.برای یک قشر خاص تئاتر ساختن بیماری تئاتر مارو وخیم تر میکنه.باز هم به سازندگان این نمایش خسته نباشید میگم.

با احترام به شما باید عرض کنم اونچه که مد نظر شماست بنظر من (بعنوان یه ادم معمولى) و بنظر همه بزرگان تاریخ ادب و فرهنگ این مملکت ،در فرهنگ ایرانى نیست،شاید در فرهنگ بعضی گروهها باشه ولى قطعا در ایرانى نیست، نظر باینکه در تاترهاى رئال برشی از یک زندگى ... دیدن ادامه » واقعى باید دیده شه به صورتى که واقعا هست و نه اونطور که عده ای میخواهند و یا دیکرانى صلاح میدونن باشه .... در تاتر هم متاسفانه سانسور باعث میشه که این اتفاق بقدرى که لازم هست نیفته هرچند از اونجا که مخاطب تاتر افراد بزرگسال هستن،کمى سختگیرى کمترى میشه و بصورتى که در بیست شبکه صداسیما شاهدیم زن و شوهر با ادبیات فاخر با هم دعوا نمیکنن و با طنز فاخر با هم شوخى نمیکنن(راستى چرا با این که شدیدترین سانسورها روى برنامه های سیما اجرا میشه و دیالوگهای فیلم ها و سریالهاش براى نوزادان هم مناسبه،چرا کسی به تماشای تلویزیون نمیشینه دیگه و انقدر ریزش مخاطب دارن؟) در سینما هم بخاطر این که فیلمها بارها دچار ممیزی میشن و کوتاه و کوتاه تر میشن،متاسفانه دیالوگها طورى هست که شما میپسندین اما میبینین که سالنها خالین و سینماها رو به ورشکستگی هستن،،،،خلاصه کلام براى کسی که به هر دلیل با شنیدن انچه در واقعیت زندگیها میگذره مشکل داره،دهها و صدها الترناتیو تو این کشور هست که میتونه ببینه و لذت ببره و لذا سالى هفت-هشت تا تاترى که کمى با چشم تساهل بشون نگاه شده،باشه براى کسانى که فرهنگ ایران طور دیگه ای شناختن و خوبیها و بدیها رو در موارد دیگه اى میبینن و نکته اخر در نمایشهاى موزیکالى که در جاهایی مث کلریز اجرا میشه،میزان سانسور یک دهم تاتر نیست و چیزهایی گفته میشه به وفور که مناسب افراد زیر پانزده سال شاید خیلی نباشه، اما میبینیم که در همه مناطق شهر ازشون استقبال وحشتناکى میشه و گاها تا دو سال هر شب و شبی دو بار اجرا میشن و سالن از خانواده ها پر هست که میخندن و لذت میبرن و دیدن اون نمایش تاثیری در اخلاقیات و رفتارشون نمیذاره، پس دلیل خالی بودن بعضی از سالنهای تاتر،کم بودن سانسور نیست
لحظه‌ای پیشحذف
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید





یادداشتی بر نمایش« روز ولنتاین» به کارگردانی« منیژه محامدی »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=169







با تشکر ویژه از حمید عظیمی عزیز برای پیشنهاد خوبش
۱۸ خرداد ۱۳۹۴
خیلی خوشحالم که راضی بودی محمد عزیز
۱۸ خرداد ۱۳۹۴
مرسی از همه شما
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم از چهار-پنج نمایشی که در این سالن دیدم از همه راضی بودم. در کنار محدودیت های این سالن، می توان متن نمایش را طوری نوشت یا انتخاب کرد که محدودیت ها ی این سالن نه تنها به چشم نیاد حتی بتواند بعضی ضعف های اجرا را توجیه کند.
متن نمایش و بازیگران به درستی انتخاب شده بودند. ولی یک ریسک بزرگ انجام شده بود و اون هم انتخاب نمایشی با داشتن دو عنصر ممنوعه اروتیک و مستی. وقتی متنی با این دو موضوع را انتخاب می کنید تازه دردسر آغاز می شود ولی به نظر من خلاقیت ها نیز بیشتر می شود. مثلا در نمایش "ملکه زیبایی لینین " همایون غنی زاده در اجرای فضای اروتیک با کمک گرفتن از یک گهواره کاملا موفق بود... .
پس کار کارگردان و بازیگران این نمایش آسان نبود. آقای محرابی نقش شخص مست را تا زمانی که راز نهایی داستان کشف نشده بود به خوبی بازی کرد. مخصوصا بی خیالی یک ادم مست. ... دیدن ادامه » هرچند که به طور قطع محدودیت ها نمی گذاشت بروز صمیمیت یک آدم مست به یک دختر در فضای بسته یک خانه بیشتر به نمایش گذاشته شود که قابل درک است ولی بعد از فهمیدن خبر شوکه کننده از طرف بازیگر زن، اجرای فریدون محرابی افت کرد زیرا شوک یک خبر و برگشت تعقل در گفتار یک آدم مست درست بازی شده بود ولی دیگر رفتار ظاهری شبیه یک آدم مست نبود هر چند بازی ضعیف نیز نبود.
خانم سلطانی نیز به خوبی از اجرای نقش خود بر آمده بودند.
خوشحالم در شب تولد فریدون محرابی این نمایش را دیدم.
خطر تا حدی لو رفتن داستان در خط آخر:




تابوی سوم این نمایش نیز ضد مادر بودن نمایش بود ولو اینکه طغیانی بر علیه مادر ستمگر باشد. دو نمایشنامه "ملکه زیبایی لینین" و "شب بخیر مادر " نیز موضوعاتی به نسبت مشابه با این نمایش دارند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شبی به یاد ماندنی .
شبی سرشار از عشق به نمایش " روز ولنتاین "
شبی که اجرایی بس بس عالی سبب شد فرزندان فرزانه ام در تیوال را ببینم و در کنارشان با تحسین
و خشنودی بار دیگر نمایش را جانانه تر نگاه کنم .
تیوال جان ممنونم . بدون وجودت از این همه اجرا ها ی خوب و با نقد های ناب فرهیخته ناقدان عاشق و دلسوز ، تئاتر ِ خاک خوبمان چگونه آگاه می شدم و می شدیم .
خانم محامدی عزیز ، شهره جان سلطانی هنرمند دوست داشتنی سرزمین خوب مادری و فریدون جان
محرابی هنرمند ِ جان ،
از صمیم قلب سپاسگزارم .
عزیزانی که موفق به دیدن نمایش نشده اید ! حتمن این اجرای زیبا و بس دلنشین را از دست ندهید.
دیگه نمی شه پیشنهاد بانو حدادی ها را نادیده گرفت برای آخر هفنه بلیط گرفتم!
۱۴ خرداد ۱۳۹۴
نیایش = نمایش
-)
۱۴ خرداد ۱۳۹۴
افسوس
افسوس
افسوس
که
نبودم
۱۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |

درود بر تیوال
امشب برای دومین بار و در کنار کلی از دوستان نازنین تیوالیم و چند تن از هنرمندان بزرگوار به تماشای " روز ولنتاین " زیبا نشستم و لذت دیدنش برایم دو صد چندان شد .
چه شب خاطره انگیزی بود .

ممنونم خانم سلطانی عزیزم که از جسم و جان و روح و روانتان مایه گذاشته و با بازی پر قدرت و مسلط خود جادویمان کردید .
خسته نباشید .
ممنونم جناب محرابی گرانقدر و عزیز ، از بازی دلنشین ، گیرا و عالیتان لذت بردم . مرسی
خسته نباشید
و با تشکر مجدد از همه ی عوامل این اثر دوست داشتنی و زیبا

و با توصیه ی مجدد به همه ی دوستان فکور و فرهیخته ام که مشتاق دیدن اثری قابل تامل و تاثیرگذارند .
منم امشب رفتم و نمایش رو دیدم، واقعا کار زیبا و حرفه ای بود، خیلی خوشم امد، کار خانم سلطانی هم که عالی بود، کل کار مجموعه خیلی خوب بود، ازشون تشکر می کنم، مرسی.
۱۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مادرم میگه....
گویی رهایی نداشت از ظلمت مادر ظلمانی، در بود و حتی نبودش
۱۳ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیییییییییییییییییییلی کار قشنگی بود ایول!! لذت بردیم.. از متن و بازی و ... مرسی :)
فرهیختگان نازنینم
از آنجایی که دوره ی اجرای این نمایش محدود و کم است ، بنابراین در به تماشا نشستنش شک و تردیدی به خود راه ندهید .
هر چند که قدری زمان نمایش دیر است ولی ارزشش را دارد .
و مطمئن باشید که نه وقتتان و نه هزینه ای که کردید ، به هدر نرفته که هیچ ، بلکه سرشار از لذت هم شده اید .
با توجه به اینکه تا به امروز در زیر برگه این نمایش یک " دوست نداشتم " هم ندارد .
و به احتمال قوی هم نخواهد نداشت .
درود بر این حمایت و تشوبق ...
۰۸ خرداد ۱۳۹۴
بله ممنون خانم حدادی عزیز. وقتی دیدم خیلی خوشحال شدم :-)
۱۵ خرداد ۱۳۹۴
خواهش می کنم یگانه نازنین . امیدوارم دوست داشته باشی و لذت ببری .
۱۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" روز ولنتاین " نمایشی است که نباید از دستش داد .
دیدنش را به همه ی دوستان خوب و عزیز تیوالیمان پیشنهاد می کنم .
دوستش خواهید داشت .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسانیم تخفیف وفاداری تیوال برای این برنامه فعال شد:
برای خریداران نمایش های "مرده شور " ، " خسیس به روایت یک بازپرس " ، "دیوارها" ، "دلم می خواهد دستت را بفشارم‎ " ، " شبی بیرون از خانه " ، "باگانه" و " برای کلاه آهنی‌ها " با 33% تخفیف و بهای 12.000تومان
عقیل بهرامی و وحید هوبخت این را خواندند
عمو فرهاد قصه ها، کیان و گرسیوز دقیقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت بردم از انرژی و اجرای خوب شهره سلطانی عزیز و دوست خوبم فریدون محرابی...تشکر و خسته نباشید به همه گروه
سرویس تئاتر هنرآنلاین: تماشاخانه مشایخی (تئاتر مان) این روزها به واسطه اجرای نمایش "روز ولنتاین" نوشته لئونارد ملفی با ترجمه و کارگردانی منیژه محامدی روزهای شلوغی را می‌گذارند.

منیژه محامدی کارگردان پیشکسوت و نام آشنای تئاتر که پس از چند سال دوری از صحنه نمایش مجددا در مقام کارگردان با اجرای نمایشنامه‌ "روز ولنتاین" که حدود 40 سال پیش خودش آن را ترجمه کرده به صحنه بازگشته است. او درباره این نمایش به خبرنگار تئاتر هنرآنلاین گفت: من این نمایش را حدود 40 سال پیش ترجمه کردم و سال 53 وقتی به ایران آمدم به همراه داریوش مودبیان برای تلویزیون به صورت تله‌تئاتر ضبط کردیم و آن موقع هم از تلویزیون پخش شد. اما این اجرایی که امروز به صحنه رفته و توسط دو بازیگر خوب و حرفه‌ای اجرا می‌شود با آن اجرا کاملا متفاوت است.

محامدی در ادامه و در پاسخ به ... دیدن ادامه » این سوال که چرا تماشاخانه مشایخی را برای اجرای جدیدترین نمایش خود انتخاب کرده، گفت: امروز شرایط تئاتر ما متاسفانه طوری شده که دیگر هنرمندها نیستند که سالن اجرای نمایش خود را انتخاب می‌کنند، برای همین، ما نیز باید جایی که هست را برای کار انتخاب بکنیم.



کارگردان نمایش‌های "چشم‌اندازی از پل"، "آمادئوس" و "پس از سقوط" در پاسخ به این سوال که اجرای همزمان دو نمایش در یک سالن و در یک روز تا چه حد روی اجرای آنها تاثیر گذاشته، عنوان کرد: من در این‌باره خودم را جای کسی می‌گذارم که این سالن را در اختیار ما قرار می‌دهد و باید کرایه سالنش را به کس دیگری بدهد، به همین خاطر مجبور هستیم که با شرایط کنار بیاییم. ولی خوشبختانه گروه قبلی هم که با ما اجرا دارند تاکنون همکاری خوبی با ما داشتند و از نظر دکور هم هیچ کدام از دو نمایش آنقدر دکورهای بزرگی ندارد که برای کار بعدی مزاحمتی ایجاد کند.

این کارگردان و مترجم مطرح تئاتر در پایان ضمن قدردانی از زحمات ارشام مودبیان که برای اجرای این نمایش به او کمک‌های زیادی کردند، اضافه کرد: این نمایش می‌توانست در سالن‌های کوچک اجرا بشود و در خارج از ایران نیز بارها در کافه‌ها و سالن‌های کوچک اجرا شده است. ضمن اینکه به نظر من تئاتر، تئاتر است و مهم نیست که کجا و در چه سالنی اجرا بشود، مهم اینست که تو کار کنی و حضورت را اعلام کنی.

گفتنی است، نمایش "روز ولنتاین" نوشته لئونارد ملفی با ترجمه و کارگردانی منیژه محامدی و نقش‌آفرینی شهره سلطانی و فریدون محرابی، هر روز به جز روزهای شنبه ساعت 20:30 به مدت 45 دقیقه در تماشاخانه استاد مشایخی (تئاتر مان) روی صحنه می‌رود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز ولنتاین داستان ِمحرومیت های عاشقانه ست
این نمایش کوتاه با مضمون تاکیدبر روابط درست خانواده برای جلوگیری از ناهنجاری های روانی و رفتاری اعضای آن ست
کارن هورنای روانشناس آلمانی معتقد است که بیماری‌های روانی حاصل روابط خشن و ناهنجار افراد محیط با کودک ست که در بزرگسالی بروز میکند
دراین نمایش با بازی بسیار خوب و باور پذیر خانم سلطانی این اصل بخوبی به مخاطب منتقل میشود
نمایش حرفه ای ست (بجز تاخیر 20دقیقه ای شروع اجرا)دکور ، موسیقی ، نور بازی ها وکارگردانی که کوله باری تجربه همراه خود دارد قابل تقدیرست اگرچه مدت زمان کوتاه آن کمی از تاثیر شگفت ِکار میکاهد وپایان بندی را در چنددقیقه ، ارائه میدهد
اما بیش از هرچیز خوشحالم که خانم سلطانی عزیز را بعد از دوره کسالتی که داشتند چونان قبل مسلط و قوی برصحنه میدیدم واین برای من ارزش این تئاتر را چندبرابر کرده بود
خانم سلطانی عزیز امیدوارم همیشه سلامت باشید و مثل همیشه بر صحنه خوش بدرخشید
نیلوفر ثانی
31اردیبهشت 94

Frank Sinatra:If You Go Away
If you go away on this summer day,
Then you might as well take the sun away
All the birds that flew in the summer sky,
When our love was new and our hearts were high
When ... دیدن ادامه » the day was young and the night was long,
And the moon stood still for the night bird’s song.
If you go away, if you go away, if you go away.
If you go away
خانم ثانی موجز و دقیق نوشتید.ممنونم.

فکر می کنم اجرا shirley bassey هم یکی از بهترین اجراهای انجام شده از ترانه باشد..
۰۳ خرداد ۱۳۹۴
بانو ناهید خانم حدادی دوست داشتنی ماهم از صمیم قلب دوستتون داریم
مدت زیادی در کمین کشف جناب ابرشیرعزیز بودم کلی هم وقایعه اتفاقیه دراین باره دارم:)) اما باید در یک اتفاق خوب ِناگهان پیش میومد...خوشحالم این دوستی ها باوجود نازنینانی چون شما هرروز پررنگ ... دیدن ادامه » تر و نزدیک تر میشوند..
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
عشق به تئاتر این خاک خوب چنین داستان های شیرین دارد .
تیوال عزیز و دوست داشتنی ام ممنوم که هستی تا در این گستره ی سبز ببالند و بیارایند سفره ی عشق هنر را .
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز ولنتاین

به تماشای هنر یک معلم قدیمی نشستم.
بانو منیژه محامدی با کارگردانی خودش بار دیگر ثابت نمود که زیبایی در سادگیست و دوبازیگرش بدرستی اندیشه های ایشان را در صحنه به نمایش گذاشتند و به حق هم عالی

شهره سلطانی و فریدون محرابی هر دو خیلی خوب و دوست داشتنی


خسته نباشید و با آرزوی فرداهای روشن برای هنرمندان و تئاتر بیمار ما


★★ عمو فرهاد قصه ها این اثر را به عاشقان هنرهای نمایشی پیشنهاد می دهد★★



روز ... دیدن ادامه » یا شب ؟
نه،ای دوست ،غروبی ابدیست
با عبور دو‌کبوتر در باد
چون دو تابوت سپید
و‌صداهایی از دور،از آن دشت غریب،
بی ثبات و‌سرگردان ،همچون حرکت باد

سخنی باید گفت
سخنی باید گفت
دل من می خواهد با ظلمت جفت شود
سخنی باید گفت
چه فراموشی سنگینی
سیبی از شاخه فرو می افتد
دانه های زرد تخم کتان
زیر منقار قناریهای عاشق می شکنند
گل باقالا،اعصاب کبودش را در سکر نسیم
می سپارد به رها گشتن از دلهره گنگ دگرگونی
می سپارد به رها گشتن از دلهره گنگ دگرگونی
و در اینجا،در من ،در سر من؟

آه...
در سر من چیزی نیست به جز چرخش ذرات غلیظ سرخ
و نگاهم
مثل یک حرف دروغ
شرمگینست و فرو افتاده
من به یک ماه می اندیشم
من به حرفی در شعر
من به یک چشمه می اندیشم
من به وهمی در خاک
من به بوی غنی گندمزار
من به افسانه نان
من به معصومیت بازیها
و به آن کوچه باریک و دراز
که پر از عطر درختان اقاقی بود
من به بیداری تلخی که پس از بازی
و به بهتی که پس از کوچه
و به خالی طویلی که پس از عطر اقاقیها

قهرمانیها؟
آه
اسبها پیرند
عشق؟
تنهاست و از پنجره ای کوتاه
به بیابانهای بی مجنون می نگرد
به گذرگاهی با خاطره ای مغشوش
از خرامیدن ساقی نازک در خلخال
آرزوها؟
خود را می بازند
در هماهنگی بیرحم هزاران در
بسته؟
آری،پیوسته بسته،بسته
خسته خواهی شد

من به یک خانه می اندیشم
با نفسهای پیچکهایش،رخوتناک
با چراغانش روشن،همچون نی نی چشم
با شبانش متفکر،تنبل،بی تشویش
و به نوزادی با لبخند نا محدود
مثل یک دایره پی در پی بر آب
و تنی پر خون ،چون خوشه ای از انگور

من به آوار می اندیشم
و به تاراج وزشهای سیاه
و به نوری مشکوک
که شبانگاهان در پنجره می کاود
و به گوری کوچک،کوچک چون پیکر یک نوزاد

کار...کار؟
آری ،اما در آن میز بزرگ
دشمنی مخفی مسکن دارد
که ترا می جوید آرام آرام
همچنان که چوب و دفتر را
و هزاران چیز بیهوده دیگر
و سر انجام،تو در فنجانی چای فرو خواهی رفت
مثل قایق در گرداب
و در اعماق افق،چیزی جز دود غلیظ سیگار
و خطوط نا مفهوم نخواهی دید
یک ستاره؟
آری،صدها،صدها،اما
همه در آنسوی شبهای محصور
یک پرنده؟
آری ،صدها،صدها،اما
همه در خاطره های دور
با غرور عبث بال زدنهاشان
من به فریادی در کوچه می اندیشم
من به موشی بی آزار که در دیوار
گاهگاهی گذری دارد!
سخنی باید گقت
سخنی باید گفت
در سحرگاهان،در لحظه لرزانی
که فضا همچون احساس بلوغ
ناگهان با چیزی مبهم می آمیزد
من دلم می خواهد
که به طغیانی تسلیم شوم
من دلم می خواهد
که ببارم از آن ابر بزرگ
من دلم می خواهد
که بگویم نه نه نه نه

برویم
سخنی باید گفت
جام،بستر،یا تنهایی ،یا خواب؟
برویم...

فروغ
دوستان مدت زمان نمایش چقدر است؟
از پیش متشکرم.
۰۱ خرداد ۱۳۹۴
سپاس جناب پیمان لسان
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
عقیل جان درود

لذت بردن از تماشای نمایش در کنار دوستان خوبی چون شما دوبرابر است

:))

پیروز باشید آلبرت جان
:)
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها دیگر هنرمند نیست که سالن نمایشش را تعیین می‌کند
منیژه محامدی

منیژه محامدی می‌گوید این روزها دیگر هنرمند نیست که سالن اجرای نمایشش را انتخاب می‌کند بلکه شرایط به‌گونه‌ای شده که باید دید کجا شرایط اجرا فراهم می‌شود.
منیژه محامدی مترجم و کارگردان تئاتر درباره تازه ترین فعالیت خود به خبرنگار مهر گفت: از ۲۹ اردیبهشت نمایش «روز ولنتاین» نوشته لئونارد ملفی را در تماشاخانه استاد مشایخی به صحنه خواهم برد. البته ۲۹ اردیبهشت اجرای خبرنگاران و عکاسان خواهد بود و اجرای عمومی از ۳۰ اردیبهشت ماه ساعت ۲۰:۳۰ آغاز خواهد شد.

وی درباره اجرا در تماشاخانه مشایخی توضیح داد: این روزها این هنرمند نیست که سالن نمایشش را تعیین می کند بلکه مساله این است که باید ببینیم کجا امکان به صحنه بردن یک نمایش برایمان فراهم می شود. در شرایط کنونی سالن مشایخی برای اجرای این نمایش مناسب بود.

محامدی در پایان متذکر شد: این نمایش تنها دو بازیگر دارد و شهره سلطانی و فریدون محرابی دو بازیگر این اثر نمایشی هستند.

دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از مدیر تولید و برنامه ریز: ارشام مؤدبیان، طراح صحنه: امیرحسین دوانی، طراح پوستر و بروشور: نیلوفر اسدی، موسیقی: ارشام مؤدبیان، بهرنگ معتمدی، مدیر تبلیغات و روابط عمومی: آوا فیاض، عکاس: امیر خدامی، تیزر: اِمسِن جعفری، مدیر صحنه و منشی صحنه: پوریـا شهبازیـان، دستیار طراح صحنه: آرمان خسروی، تیم تبلیغات: کمیل، بابایی، پیمان لسان، مریم پوراحمدی، نوازندگان: ترانه یوسف پور فلوت، بهرنگ معتمدی ویولنسل، حمیدرضا کیانی گیتار، امیر صدیقیان درامز، ضبط موسیقی و افکت: صدا خانه چهل و چهار، صدابردار: پوریا اسدی.

نمایش «روز ولنتاین» از ۲۹ اردیبهشت ماه ساعت ۲۰:۳۰ در تماشاخانه استاد مشایخی به صحنه می رود.

منیژه محامدی مدرس، نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر اجرای نمایش هایی همچون «چشم‌اندازی از پل»، «آمادئوس»، «دوازده»، «پس از سقوط»، «دایره بسته»، «کوری»، «دادگاه نورنبرگ» و ... را در کارنامه دارد.

آخرین ... دیدن ادامه » حضور منیژه محامدی در مقام کارگردان به سال ۹۱ و اجرای نمایش «پس از سقوط» اثر آرتور میلر بازمی‌گردد که با حضور بازیگرانی چون محمد اسکندری، مهوش افشارپناه، فرزانه نشاط‌خواه، رضا مختاری، نیما رئیسی و آناهیتا همتی در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت.

مراسم تجلیل از سال‌ها فعالیت وی چندی قبل با حضور مهدی شفیعی مدیرکل هنرهای نمایشی، پیمان شریعتی معاون اجرایی مدیرکل و همکاران قدیمی منیژه محامدی در تماشاخانه سنگلج برگزار شد.

http://www.mehrnews.com/news/2582261/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
سلام چه خوب که برگشتین!
طبق فرمایش قبلیتون فکر کردم رفتین
ممنون که هستین
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
آرش جان ممنون از شما... واقعیتش همچنان همون تصمیم رو دارم.از سال 94 فقط با 2-3 گروه خاص که بهم آرامش می دن اون هم جهت دلمشعولی همکاری خواهم داشت... به عنوان حرفه شغل از امسال دیگه نه!
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
ای کاش بشه یه آخر هفته ای لطف کنن تآتر دو اجرایی کنن
9 و نیم اگه تموم بشه نزدیک 11 میرسیم خونه خیلی دیر هست :(
۰۱ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید