تیوال نمایش سفیدبرفی و هفت کوتوله
S3 : 05:43:52
  ۱۶ مرداد تا ۱۸ شهریور ۱۳۹۰
  ۲۰:۳۰
 بها: ۵,۰۰۰ تومان


: مهدی طاهری ، پیام برومند، پگاه کاظمی ، نصیر ملکی جو ، نفیسه ملکی جو
: بامداد افشار
: هادی عرب نرمی
: محمد رضا محمودی
: فرید حسینی
: رودابه کاشانی
: ملودی آرام نیا
: پگاه کاظمی
: مهدی طاهری
: ندا ملکی جو
: بامداد افشار ، پریسا کامکار ، روزبه شاه گلدی ، پیام برومند
: محمد جوادرجب بیگی
: علی حدادی اصل ، نوید مطلب

گزارش تصویری تیوال از نمایش سفیدبرفی و هفت کوتوله / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من با توجه به اینکه به گفته ی دوستان در سایت زیاد نباید توقعمون رو از نمایش بالا می بردیم رفتم نمایش رو دیدم . بازی بازیگرا خیلی خوب و عالی بود کارگردانی و صحنه و لباس و دکور و همه خوب و عالی بود همینطور موسیقی واقعا زیبا بود.
اما مفهوم نمایش گنگ و برام نا مفهوم بود!!! شاید خیلی از مفاهیم به شکل استعاری بیان شده بود
اما همه این رو حداقل به راحتی متوجه نمی شدند.

یکی از کسانی که با من به دیدن این نمایش اومده بود البته کمابیش تئاتر می بینه آخر نمایش به من گفت: "انگار نمایش رو برای روز جهانی کوتوله ها ساخته بودند!"

شاید یکی از دلایل نا مفهوم بودن نمایش برای ما این بود که ما تا حالا تئاتر تجربی ندیده بودیم ! اما فکر می کنم اگر یه کم بیشتر دیالوگ به نمایش اضافه می شد مفهوم رو بهتر می رسوند!
یه چیز دیگه که بیشتر از همه ی اینها باعث تعجب من شد این بود که ... دیدن ادامه » تو سایت حدود 80 نفر این تئاتر را دوست داشتن و فقط 5 نفر نه! من نمی گم چرا دوست داشتن
اگر دوستانی که مفهوم نمایش رو کاملا درک کردن لطف کنن و یه کم اون رو باز کنن که ما هم بیشتر هدف نمایش رو بفهمیم ممنون می شم.
یه چیز دیگه هم اینکه برای ریورانس این نمایش که غالبا حرکت و موسیقی بود هیچ فکری نشده بود!!!

در نهایت خسته نباشید می گم به تمام عوامل این نمایش امیدوارم موفق باشید.
سفید برفی به روایت پوریا گلشناس :

ما در زندگی ناکامی های بسیاری را متحمل می شویم. حتی در کودکی خاطره انگیزمان فاصله و تبعیض را احساس کردیم. ما "متولد" شدیم و این تولید نه تنها با خواست و اراده ی ما صورت نگرفت بلکه در جبری نا بهنگام خود را در فضایی یافتیم ... دیدن ادامه » که که در آن تولید شده بودیم. ما از همان ابتدا در یافتیم که با بعضی بچه های دیگر متفاوتیم، و به آن ها حسادت کردیم. بزرگتر که شدیم کوشیدیم با شور نوجوانانه مان، پر غرور و پر انگیزه با این روند بجنگیم. ما کوشیدیم با اراده از سد هایی که سرنوشت ما را جبرگونه می سازد خود را رها کنیم و در پی آزادی اختیار "تکاپو" کردیم و چه تکاپوی دردآوری. با هستی و طبیعت مان، با طبقه ی اجتماعی مان جنگیدیدم تا بتوانیم وجودمان را ثابت کنیم. اما کی در این "مسابقه" نا برابر پیروز بوده ایم؟ قدرتمندان ما را همچون اشیای بی ارزشی بیرون انداختند و همه روحیه ما بر باد رفت. ما "رنج" بردیم زیرا تنها ناکامی ها بود که ما را در برابر انسان های غول پیکر همراهی می کرد. سرمایه داری ما را نابود کرد. در همه ی هستی مان، در اینکه حتی به خاطر طبقه اجتماعی مان نمی توانستیم دل زنی را که دوست داشتیم به دست آوریم رنج بردیم. ما به مهره های دست سرمایه داران تبدیل شدیم: ما کار می کردیم و دستمزد اندکی می گرفتیم، در حالی که آن ها کار نمی کردند و دست مزد هنگفت می گرفتند. تقریبا به این شرایط رضا دادیم. دربرابر زندگی کوچکمان تسلیم شدیم؛ با ماشین های کوچکمان در ساختمان های کوچک مان و در همه ی ابعاد زندگی مان که هم چون خودمان کوتوله اند با کوتولگی مان کنار آمدیم. شاید دیگر اصلا آن رنج تکاپو را به فراموشی سپردیم و به زندگی همان طور که هست تن دادیم.

این روزها به دشواری می توان گفت یک اثر هنری ایجاد شده است که کاری جدید و متفاوت است. بسیاری از تیاتر هایی که امروز به ظاهری عجیب و غریب روی صحنه می روند، به بهانه ی اینکه نام پسا مدرنیسم رابه یدک می کشند از هر کار احمقانه ای دریغ نمی کنند. سفید برفی و هفت کوتوله را می توان اثری پست مدرن دانست که فرم های فوق العاده ی اکسپرسیونیستی در آن دیده می شود. با شجاعت می توان گفت: این یک کار جدید در ورطه ی رو به نابودی تیاتر کشورمان است. تجربه ای جدید است که آدم می تواند پس از تما شای آن با شگفتی بگوید: یک تیاتر متفاوت از یک هنرمند خلاق. این تیاتر نه حتی یک تیاتر در معنای معمول آن است. اثری است که در آن هنر های تجسمی نقش عمده ای دارد و اشکال آن به گونه ای بسیار هنرمندانه در آن به کار رفته است. به کلی من با تماشای دوباره ی این اثر آن را یک اثر هنری فاخر یافتم که گروه خلاقش برای ساخت آن زحمات فراوانی را متحمل شده است، چنانکه پس از دو سال تمرین تازه هم اکنون آن را روی صحنه برده است. تماشای آن را از دست ندهید.


۲۰ شهریور ۱۳۹۰
با نقد وتحلیل پوریا و نظرات محمد مهدی احدی موافقم.نواوری در تئاتر ( بدون ادا و اصولهای معمول )و در راستای گسترش تئاتر مفهومی و محتوائی قابل تقدیر و حمایت است . تا شاهد پیشرفت سطح تئاتر و خلاصی از نمایشهای ( حتی فیلم وسایر هنر های ) سطحی و بدون بار معنائی ... دیدن ادامه » باشیم .
۲۴ شهریور ۱۳۹۰
محمود دولت آبادی از نویسندگان صاحب نام کشورمان یکشنبه (13 شهریور ) بعد از پایان اجرای نمایش سفید برفی و هفت کوتوله از کارگردان این اثر نمایشی تقدیر کرد و گفت : مدت ها بود که برای دیدن تئاتر اقدام نکرده بودم اما با دیدن این اثر نمایشی در تالار قشقایی باید ... دیدن ادامه » به گروه نمایشی به خاطر اجرای چنین اثری تبریک بگویم چرا که توقع دیدن چنین اجرای خوبی را نداشتم .
وی به کارگردان این نمایش گفت : بسیار خوشحالم که شما خط فکری خود را در اجرای نمایش های بی دیا لوگ پیدا کرده اید و امیدوارم به راه خود در این مسیر ادامه بدهید.


۲۴ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوشنبه ساعت هفت و نیم رسیدم دم باجه که بلیت رزرو باشگاه تماشاگران رو بگیرم متصدی فروش گفت تموم شده. خودتون انصاف بدین، دیگه چقدر زودتر باید رسید؟!!!! خودتون میگین یک ساعت زودتر. یعنی من بخاطر یه تئاتر 40 دقیقه ای و داشتن رزرو چند ساعت قبلش باید اونجا باشم؟!!! خیلی ناراحت شدم. این یه جور بی احترامیه
حق با شماست. رسیدگی میکنیم ببینیم علت چه بوده
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
ممنون
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این جملات به نظرم خیلی جای تامل داشت...

کوتولگی ماهیت آخر قرن ماست...

تو بازار کار به اندازه ی آدم کوتوله نشده ازت کار می کشن و به اندازه آدم کوتوله شده بهت پول می دن....
بازار کار به اندازه انسان کوتوله نشده کار میکشد،به اندازه انسان کوتوله شده مزد میدهد...
۳۰ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1- چند وقت پیش بود که مقاله ای درباره تئاتر تجربی می خواندم (متاسفانه نه یادم هست کجا بود و نه یادم هست که چه کسی نوشته بود). مضمون مطلب آن بود که تئاتر تجربی در ایران دارد "بد" معرفی می شود. یعنی آنقدر تئاترهای تجربی بد و بی سر و ته در مقابل مخاطب قرار می گیرند که پس از مدتی مخاطب ناخودآگاه دیگر "حس" دیدن تئاتر تجربی را ندارد و همه را به یک چوب می راند. حرف مقاله تا حدودی درست بود و هست. با نگاهی به نمایش های تجربی اجرا شده در این سال ها (آنها که مشخصاً نام تجربی را بر خود نهاده اند) که بخش عمده ای از آن کارهای "گروه تئاتر بازی" و سرپرست آن "آتیلا پسیانی" بوده است در می یابیم که چگونه مجموعه ای از کولاژهای بی سر و ته، تصویرسازی های عقیم و نمایشنامه های "بد" را به عنوان تئاتر تجربی به خوردمان داده اند. و حالا "سفید برفی و هفت کوتوله" دارد تلاش می کند نگاه ما به ... دیدن ادامه » تئاتر تجربی را تغییر دهد. کاری که در انجام آن موفق است.
2- وقتی می گوییم نمایش "سفید برفی و هفت کوتوله" خوب است دقیقاً داریم از چه صحبت می کنیم؟ واضح تر بگویم در طول نمایش چه اتفاقی می افتد که منِ تماشاگر، راضی و فراتر از راضی سالن را ترک می-کنم؟ شخصاً پاسخم به این سوال، "انسجام" است. "انسجام" چیزی است که در طول نمایش جاری است و یقه تماشاگر را در طول کار می چسبد. انسجام ساختاری نمایش جایی برای دوست نداشتن نمایش برای من باقی نمی گذارد.
3- اینکه نمایش درباره چه حرف می زند برای من مهم نیست. اتفاقاً خیلی هم با حرف نمایش موافق نیستم. از قضا حرفی هم که نمایش می زند حرف جدیدی نیست. اما چه اهمیتی دارد؟ من تماشاگر باید به منطق اثر تن بدهم و پا به پای آن حرکت کنم. اصلاً خود نمایش باید منطقش را به من تحمیل کند. باید به من بفهماند که در طول این مدتی که داری نمایش را می بینی، از دنیای خود فاصله بگیر، دل به این رویایی که روی صحنه است بسپار و با نمایش یکی شو. به زعم من اگر نمایشی در انجام این عمل موفق باشد، نمایش خوبی است. منطق اثر از شروع صحنه "تکاپو" به من تحمیل شد و تا پایان نمایش مرا رها نکرد.
4- تصویر سازی های نمایش "فوق العاده" هستند. جزئیاتی دارند که مشخصاً نشان می دهد کارگردان و بازیگرانش اهل "بزن، در رو" بودن نیستند و همین جزئیات است که در طول نمایش، تاثیراتش را روی تماشاگر می گذارد. نمایشی که در مجموع چهار خط بیشتر "کلام" ندارد باید در کار تصویر سازی موفق باشد تا بتواند مخاطبش را با خود همراه کند. کاری که "نصیر ملکی جو" از عهده اش خوب بر می آید.
5- چرا هفت کوتوله؟ چرا شش تخت خواب؟ ما پنج بازیگر کوتوله داریم. برای این سوال ها جوابهای شخصی دارم. جوابهایی که الزاماً با آن چیزی که مد نظر کارگردان است ممکن است متفاوت باشد. و دلیلی برای مطرح کردنشان در اینجا وجود ندارد.
6- جان کلام آنکه دیشب "نصیر ملکی جو" و گروهش شبمان را ساختند.

ممنون از نقدتون.
دوست دارم جواب سوال های پاراگراف 5 رو بدونم...
۱۵ شهریور ۱۳۹۰
خانم فرهادی من از کار لذت بردم و نظراتمم راجع به کار توضیح دادم و الان حرف من نقد راجع به کار نیست چون بچه ها واقعاً تلاش کردن و من مخاطب راضی از سالن بیرون اومدم ، فکر کنم شما اصلاً مفهوم حرف منو نفهمیدین ، من اصلاً این کارو قبلاً ندیدم و اولین بار بود ... دیدن ادامه » میدیدم ، ولی این از نظر من یه تناقض به حساب میاد که اسم کار 7 کوتوله است ، بازیگرا 5 کوتولن و تخت خواب ها می شن 6 تا این به نظر شما چه معنی میده ؟ شاید اگه یک سال دیگه بگذره معلوم نمیشه چه اتفاقی بیفته ....
در ضمن شما از کجا میدونین که من اطلاعات ناکافی دارم....؟
۱۷ شهریور ۱۳۹۰
خانم فرهادی من فکر کنم سوء تفاهم شده ، ما داریم در مورد دوتا موضوع مجزا از هم بحث می کنیم ، من از یکی از بچه های کار شنیدم که این کار در جشنواره با شش بازیگر اجرا رفته ، ولی حالا با همان وسایل و با همان شش تخت خواب که داشتن اجرا رفتن و حرف من اینه که ای کاش ... دیدن ادامه » یه مقداری درمورد وسایل فکر می کردن که این تضاد پیش نمی یومد، چون از نظر من در تاتر حتی طرز حرکت دستهای بازیگران یا حتی طرز ایستادن آنها روی صحنه معنی خواصی میده ، حتی براتون شاید جالب باشه ، موقع اجرای کار خیلی به چشم های خودم شک کردم که آیا درست می بینم یا نه، سه چهار بار تخت خواب ها رو شمردم ...
۱۹ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوتوله ای خواست خودشونه
والبته این گفته بیشتر یک جور توجیهست از جانب جوامعی که کوتوله پرورند و کوتوله ساز و کوتوله نگهدار .
۱۵ شهریور ۱۳۹۰
اونا در واقع کوتوله نبودن ، راه رو اشتباه انتخاب کرده بودن.
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی از استاد بهروز غریب پور در مورد تئاتر سفیر برفی و هفت کوتوله ( روزنامه هفت صبح دیروز)
رقصی چنان میانه میدان
... من این شانس یا سعادت یا خوششانسی را داشته ام که بازی چیشاک در شاهزاده
همیشه پایدار گروتفسکی را از نزدیک ببینم* آنقدر نزدیک که انگار خودم در صحنهام. چیشاک را یکی از قربانیان صحنه یا به عبارت دیگر یکی از عاشقان واقعی بازیگری نامیده اند. او به معنای واقعی جانش را فدای آفریدن نقش و بازیگری کرد و همین بس که بگویم ثابت کرد که نه به خاطر پول و نان و آب و شهرت بلکه به خاطر نفس تئاتر بازی میکرد
و این ستودنی است. آن کس که به قول معروف مایه نمیگذارد، قطعا و بدون شک هرگز به چنین نام و اعتباری دست نمییابد. من این شانس، یا سعادت
یا خوششانسی را داشتم که سوختن شمعوار او را بر صحنه ببینم و تا زنده هستم او را به عنوان یکی از عاشقان تئاتر در مرکز صحنه ... دیدن ادامه » ذهنم بنشانم. میپرسید
که این وصف چیشاک- بازیگر پرتوان کارگردان پیشگام لهستانی، گروتفسکی- چه نسبتی با سفیدبرفی و هفت کوتولوه دارد؟... باید توضیح بدهم:
شبی که من این شانس یا سعادت یا خوششانسی را
داشتم که سفیدبرفی و هفت کوتولوه را ببینم گروه سومین اجرای پیاپی و با اندک استراحتش را به نمایش میگذاشت. سومین اجرا از یک نمایش پرتحرک
و نفسگیر. اجرایی لبریز از ریزهکاری، کار و تاش جسمانی، تعویضهای پیاپی... اما آنها انگار نه انگار که خسته اند، انگار نه انگار که قرار است از پا بیفتند. انگار نه انگار که میتوان از نفس افتاد. آنها در سومین اجرای آن شب چنان نیرومندانه و عاشقانه بازی میکردند
که انگار یکایکشان چیشاکند: یکایکشان عاشقان واقعی، ترکیب نمایش چنان است که کسی بر کسی و نقشی بر نقشی دیگر سایه نیفکنده است پس قرار
نیست که از یک بازیگر نام ببرم و او را با دیگر بازیگران مقایسه کنم، نه! به راستی نه! هیچ کس بر دیگری برتری نداشت، همه چنان بازی میکردند که انگار قلبی مشترک دارند. مغزی مشترک دارند و هدفی مشترک و این جوهر تئاتر است، به راستی و عاشقانه بازی کردند.
درست است که سفیدبرفی و هفت کوتوله، طراحی و ساخت صحنه و اشیا و نور و همه چیز خوب است، بسیار خوب است اما اینها و همه امتیازات دیگر این اجرا در قیاس با آن نیروی به نظر تمام ناشدنی، آن عاشقانه بر صحنه حضور یافتن به راستی هیچاند. من اگر در پایان نمایش به بازیگران نزدیک نشده بودم و چهره به چهره به آنها خسته نباشید نگفته بودم باورم نمیشد که آنها رنگ بر رخسار نداشتند. تن و جانشان میلرزید، انگار عاشقی به معشوق رسیده باشد. انگار روح چیشاک در تن اینها فرو رفته و سربرآورده باشد. چیشاک هم در پایان اجرا چنان زرد و بیرنگ میشد که انگار شعله زردرنگ یک آتش ماندگار است. آتشی که به هنگام حضور بر صحنه قرار گرفتن در معرض نگاه تماشاگر جانش را میپوشاند و همه بازیگران سفید برفی و هفت کوتوله در پایان نمایش عاشقانه و ملتمسانه میخواستند که به آنها اجازه داده شود که باز در این سماع ماهرانه در سماع اندیشه و استعاره در )رقصی در میانه آتش( دوباره حضور یابند... من مطلقا نمیخواهم که از کاستیهای این نمایش چیزی بگویم. مطلقا مایل نیستم که در این یادداشت به چیزی امتیاز بدهم یا از
امتیاز آن کم کنم. نه! چراکه شکوه عشق به بازیگری و تئاتر آنچنان جان تماشاگر را لبریز میکند که حداقل تا مدتها نمیگذارد که به چنین مسایلی توجه کند... من این شانس یا سعادت یا خوششانسی را داشتم که هفت کوتوله نصیر ملکیجو را ببینم ای کاش شما نیز چنین شانس، یا سعادت یا خوششانسی را داشته باشید...
محمود دولت آبادی از نویسندگان صاحب نام کشورمان یکشنبه (13 شهریور ) بعد از پایان اجرای نمایش سفید برفی و هفت کوتوله از کارگردان این اثر نمایشی تقدیر کرد .
دولت آبادی خطاب به گروه اجرایی نمایش گفت : مدت ها بود که برای دیدن تئاتر اقدام نکرده بودم اما با دیدن ... دیدن ادامه » این اثر نمایشی در تالار قشقایی باید به گروه نمایشی به خاطر اجرای چنین اثری تبریک بگویم چرا که توقع دیدن چنین اجرای خوبی را نداشتم .
وی به کارگردان این نمایش گفت : بسیار خوشحالم که شما خط فکری خود را در اجرای نمایش های بی دیا لوگ پیدا کرده اید و امیدوارم به راه خود در این مسیر ادامه بدهید.
محمد چرم شیر هم که به مهمان ویژه در این اجرا حضور داشت نیز از گروه نمایشی برای به روی صحنه بردن نمایش سفید برفی تقدیر کرد .

۲۴ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرشار از خلاقیت
احسان طهماسبی ، آرش رستمی، مریم قجر و شادی دهقان این را خواندند
امیر رضا کاظمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوتولگی ماهیت نهایی قرن ماست .
من دیشب این تئاتر رو دیدم.
به 1 دلیل دوست داشتم:
1- موسیقی خوبی داشت
به 3 دلیل دوست نداشتم:
1- با اینکه موضوع پایه ی خوبی داشت نمایشنامه ضعیف بود
2- بازیگرها نقشها رو خوب اجرا نمیکردند
3- با اینکه من در نقد این تئاتر خوندم که ته مایه ی کمدی داره کمدی ها اصلا حتی یه ذره هم خنده دار نبودند و حتی احساس خنده رو هم در من بر نمی انگیخت.
این نظر رو از طرف خودم و جمع خانوادم که با هم بودیم میگم و متاسفانه فکر میکنم اگر چنین کارهای ضعیفی مورد پسند واقع میشه سطح سلیقه هنریمون خیلی پایین اومده و امیدوارم که از این نویسنده و کارگردان جوان در آینده کارهای بهتری رو ببینیم.
به نظر من ما همیشه باید خودمون رو با بالاتر از خودمون مقایسه کنیم و سعی کنیم به اون مرحله برسیم وگرنه سطح کار و فکرمون و سلیقه مون افت میکنه.

با سلام
ببینید هدی خانم
مقوله ای مثل تئاتر و به طور کلی هنر چون از دیدگاههای متفاوت به اون نگاه میشه هیچ موقع به طور قطع نمیتونیم در مورد یک تئاتر ، فیلم ویا نظر قاطع و صریح داد .شاید شما از این نمایش خوشتون نیومده حالا به هر دلیلی ولی این دلیل نمیشه که ... دیدن ادامه » سطح کار یا سطح سلیقه مردم پایینه ما باید یاد بگیریم به نظرات دیگران هم احترام بگذاریم.... با اینکه من از طرفداران این نمایش نیستم ولی این طور نظر دادن رو نمی پذیرم...
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
باعث شد انتظار ها بالا بره و به کار آسیب بزنه

موافقم
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
با میلاد موافقم ما باید جلوی این تعریفهای بیجا و الکی رو بگیریم که کسی که تئاتری رو ندیده با این تعریفها در انتظار دیدن یک شاهکاره ولی با دیدن حتی یک کار خوب هم راضی نخواهد شد چون در ذهنش منتظر یک شاهکاره... واین ضربه زننده ست به بدنه و کلیت هنر نمایش

من ... دیدن ادامه » هم معتقدک کار متوسط خوبی بود واز خیلی از نمایشهایی که در حال اجرا هستند بهتر بود
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از اجرای زیبا و به یاد ماندنیتون. آدم رو به فکر وامیداره. ممنون واقعاً :-)
مدت زمانش چقدره ؟
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
مدت زمان 40 دقیقه است.
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا خرید اینترنتی برای این نمایش وجود خارجی نداره ؟
کسی می دونه احیانا ؟
سلام
خرید اینترنتی برای تمام نمایش‌ها همیشه وجود نداره.
با این جال پیشنهاد می‌کنم چون سایت گیشه جدا از سایت تئاترشهر مدیریت می‌شه، با بخش تماس همون سایت تماس بگیرید.
۰۷ شهریور ۱۳۹۰
ممنون دوست عزیز از راهنمایی اتان
به سایت گیشه این مطلب را گفتم و خبر خوش اینکه هم اکنون خرید اینترنتی برای نمایش سفیدبرفی و هفت کوتوله برقرار هست .
خوشحالم از این اتفاق
۰۷ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از اینکه نمایش تمدید شد!
مانیا جعفری و مریم قجر این را خواندند
شادی دهقان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا دیگه خرید اینترنتی نداره؟؟؟؟؟؟ :((((((((
مریم قجر این را خواند
کیانا اعتمادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرسی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من شنیدم این کار تمدید شده ولی تو سایت خبری نسیت لطفاً اگر تمدید شده اطلاع رسانی کنید.
احسان طهماسبی این را خواند
بله تمدید شده
۰۶ شهریور ۱۳۹۰
تا 19 شهریور تمدید شده است .
۰۶ شهریور ۱۳۹۰
19 شهریور شنبست.یعنی تا جمعه اجرا هستش؟لطفاً بگید دو سانس چه ساعت هایی هستش.ممنون
۰۷ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۷ کوتوله عاشق سفید برفی شدند و هر کاری از دستشان بر میآمد انجام دادند تا دل او را به دست بیاورند ولی او در پایان با دیگری رفت ... با کسی که کوتوله نبود
.
.
.
هر چه به سمت پایان رفت بهتر شد
و فصل بازگشت به خانه در انتهای نمایش شاهکار بود
آقای اسکویی پور بسیار زیبا!
۰۵ شهریور ۱۳۹۰
متشکرم خانم عبداله زاده
۰۸ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدید شد :دی
مانیا جعفری و احسان طهماسبی این را خواندند
شادی جعفری، محمد مهدی احدی و ف شاملو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیروز کارو دیدم اونقدر هم که بچه ها گفتن تعریفی نیست یه کار معمولی لطفا بزرگنمایی نکنید
با وجود اینکه کار را دوست داشتم و لذت بردم ولی نظر شما آقای مهدی طاهری به نظرم جالب نیست. با جمله ی ابتدایی ساسان عزیز موافقم. ای نوع بیان شما چنان درست به نظر نمیاد! چون من و سایر دوستانم کار را پسندیدم و شما هم کار خود را دوست دارید دلیلی نمیشود که به جناب ... دیدن ادامه » منصوری بی احترامی کنید!
۰۳ شهریور ۱۳۹۰
واقعاًاز افرادی که تصمیم گرفتن این کار رو در این بازه زمانی کم و در این سالن اجراء بشه حیرت زده ام و خوب به نظرم مهدی جان اگر راهی داره و میشه کار رو دوباره در یک سالن دیگه اجرا بریدً، چون هم هزینه شده بود برای دکور و مشخصاً تمرینات سخت و طاقت فرسایی انجام ... دیدن ادامه » داده بودید و از همه مهمتر زمان اجرا بسیار کم بود و مخاطب بسیار زیاد همین الان 53 نفر میخواهند این کار رو ببینند که بعیده تا آخرین اجرا یعنی فردا بتوانند ببینند و واقعا جای اجرای مجدد داره، در خود تئاتر شهراین اتفاق رخ داده مثلا برای نمایش نورا ،امیدوارم که اگر گروهتون مایل باشه حتما بتوانید اجرای مجدد بگیرید...
۰۴ شهریور ۱۳۹۰
شب بخیر واقعاً پیشاپیش خسته نباشید 3 تا اجرا اونهم در طول 3-4 ساعت بسیار مشکله............
۰۴ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کارو دیروز دیدم ، واقعاً بچه ها خسته نباشید کارو واقعاً دوست داشتم ، کلی ایده های جدید و به نظرم اون تضادی که با هفت کوتوله تونسته بود ایجاد کنه خیلی برام جالب بود ولی یه چیزیو نفهمیدم چرا پنج تا بودن و چرا با شش تخت خواب...؟؟؟؟
و نکته دیگه که با آقای کریمی کاملاً موافقم این که نیازی به دیالوگ نداشت خصوصاً اون دیالوگی که با اون نوع بیان متفاوت که با کار خیلی تضاد ایجاد می کرد و منو اذیت می کرد البته اینا همه نظره شخصی منه ، و من به نظر کارگردان کار احترام می زارم و ازشون تشکر می کنم
واقعاض مرسی عالی بودین.
احسان طهماسبی و علی فرح راد این را خواندند
محمد مهدی احدی این را دوست دارد
این سوال منم بود که چرا شش تخت خواب ؟ خوشحالم که از این طریق پاسخ دادید.خسته نباشید.
۰۴ شهریور ۱۳۹۰
آقای طاهری من همه نظری راجع به این موضوع می دادم به جز این .....
واقعاً شکه شدم یعنی نمی تونستید یه نفر اضافه کنید یا یه تخت کم کنید ، خیلی ناراحت شدم این یعنی بی احترامی به مخاطب ...
۰۶ شهریور ۱۳۹۰
اتفاقاً دیالوگ ها و نحوه ی بیانشون کار رو جذاب کرده بود و لازم بود
تعداد کوتوله ها هم اگه بیشتر بود در صحنه هایی که حرکات به صورت هماهنگ انجام می گرفت از نظر بصری کار زیبا تر می شد !
۰۸ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا اندازه آدم بزرگ ازت کار میکشن،اندازه کوتوله ها بهت حقوق میدن!!!!

(کار خوبی بود،دیروز دیدم،دوستان اجرا رو از دست ندین)
خیلی دلم میخواست این کار رو ببینم با توجه به تعریفهای دوستان اما متاسفانه تا فردا فرصت نمیشه. واقعن امیدوارم حداقل چند روزی اجراش تمدید بشه
۰۳ شهریور ۱۳۹۰
که اجرا تمدید هم نمیشه و از ششم شهریور کار مهدی کوشکی میاد کارگاه نمایش
۰۳ شهریور ۱۳۹۰
بازار کار به اندازه انسان کوتوله نشده کار میکشد،به اندازه انسان کوتوله شده مزد میدهد
۰۴ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید